ارسال به دوستان
کد خبر : 61785

یادداشت دکتر داوری اردکانی درباره سبک زندگی

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این متن در تار نمای علوم اجتماعی اسلامی قرار داده شده است . یادداشت دکتر داوری اردکانی درباره سبک زندگی از من خواسته اید که درباره ی سبک زندگی چیزی بنویسم. از یک جهت سبک و شیوه ی زندگی در دوران جهانی شدن مصرف، از جمله مهمترین مسائل در علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی است اما غلبه و شیوه و سبک زندگی مصرفی کنونی صرف یک مسئله ی قابل بحث و تحقیق در مراکز علمی ـ فرهنگی نیست؛ بلکه خطر بزرگی برای آینده ی فرهنگ ها و سست شدن بنیاد وجود بشر و سرایت آشوب در همه چیز و همه جا وحتی در شیوه زندگی گسترش پاینده و گسترش یافته ی کنونی است. سبک زندگی، جهانی شدن مصرف،شیوه زندگی

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این متن در تار نمای علوم اجتماعی اسلامی قرار داده شده است .

یادداشت دکتر داوری اردکانی درباره سبک زندگی

از من خواستهاید که درباره ی سبک زندگی چیزی بنویسم. از یک جهت سبک و شیوه ی زندگی در دوران جهانی شدن مصرف، از جمله مهمترین مسائل در علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی است اما غلبه و شیوه و سبک زندگی مصرفی کنونی صرف یک مسئله ی قابل بحث و تحقیق در مراکز علمی ـ فرهنگی نیست؛ بلکه خطر بزرگی برای آینده ی فرهنگها و سست شدن بنیاد وجود بشر و سرایت آشوب در همه چیز و همه جا وحتی در شیوه زندگی گسترش پاینده و گسترش یافته ی کنونی است.

سبک زندگی، جهانی شدن مصرف،شیوه زندگی

 

 

 

 

 

 

داوری اردکانی

از من خواستهاید که درباره ی سبک زندگی چیزی بنویسم. از یک جهت سبک و شیوه ی زندگی در دوران جهانی شدن مصرف، از جمله مهمترین مسائل در علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی است اما غلبه و شیوه و سبک زندگی مصرفی کنونی صرف یک مسئله ی قابل بحث و تحقیق در مراکز علمی ـ فرهنگی نیست؛ بلکه خطر بزرگی برای آینده ی فرهنگها و سست شدن بنیاد وجود بشر و سرایت آشوب در همه چیز و همه جا وحتی در شیوه زندگی گسترش پاینده و گسترش یافته ی کنونی است. از جهت دیگر مسئله و مطلب جزئی و بسیار بیاهمیتی است؛ یعنی وقتی شیوه ی زندگی را بدون باطن آن در نظر آورم در حقیقت یک مسئله ی خطیر جهانی سهل انگاشته میپندارند که با بعضی دستورالعملهای ساده میتوان از گسترش سبک زندگی جهانی جلوگیری کرد. این سبک و شیوه ی مصرف جهانی با هیچ ملاک اخلاقی و دینی و عقلی نمیسازد اما اگر بگوییم بسیار خوب ما آن را نمیپذیریم یا اصلاحش میکنیم و بجای آن سبک و شیوه ی دیگری وضع میکنیم دچار پندار شدهایم.

این پندار کمتر از شیوه ی مصرفی خطرناک نیست و شاید خطرناک تر باشد. زیرا ممکن است گمان کنند که مشکل یا بعضی تغییرات جزئی در شیوه زندگی شخص حل شده است و خطر استیلای حرص مصرف، دیگر وجود ندارد. کاش میدانستم شما با کدام وجهه ی نظر به شیوه ی زندگی می نگرید و مسئله ی شما چیست. آیا راضی میشوید که در پاسخ شما همین کلیات را بگویم؟ مشکل من اینست که نمیدانم مرادتان از سبک زندگی چیست، ولی اگر صرف معنای عملی از سبک زندگی مراد کردهاید من گمان نمیکنم این یک مسئله ی مهم برای ما و جهان کنونی باشد. اگر منظورتان روگرداندن از سبک زندگی غربی است، حق دارید که آن را نپسندید، اما این سبک زندگی از لوازم تجدد و جلوه ی جهان جدید، بلکه عین آن است. و اگر بخواهید مستقیماً به مقابله ی با آن بروید، حداقل زیانش این است که زحمت بینتیجه میکشید و از عهده ی کار بر نمیآیید، و اگر بر آیید، مقصود شما با آن حاصل نمیشود.

 سبک زندگی غربی، ظاهر جهان متجدد است. آیا میخواهید ظاهر را بی توجه به باطن تغییر دهید؟ یا آن را به جای باطن بگذارید؟ و میپندارید که با تغییر ظاهر، آن هم سطحیترین تغییرها، میتوان به جنگ باطن رفت و بر آن غلبه پیدا کرد؟ حفظ ظاهر واجب است اما ظاهر را با پیروی باطن میتوان حفظ کرد.

 اکنون شیوه ی زندگی در همهجا شیوه ی غربی است و شما حق دارید که شیوه ی موجود را نپسندید و نپذیرید اما اگر جهانی بودن این معنی را نمیپذیرید، میگویم اکنون همهجا شهر الکترونیک است و مگر نیست؟! با پوشیدن پیراهن بدون یقه، و لباس بدقواره، و دمپایی به جای کفش، و به صرف رجوع به بعضی مراسم و آداب، خللی در اساس شیوه ی زندگی غربی وارد نمیشود.

 سادهزیستی که در عالم دینی و در اخلاق جایگاه رفیع دارد، در شهری که قوانین تکنیک و الکترونیک بر آن حاکم است عملی نمیشود. در این وضع میتوان گفت که چه فایده دارد که آدم لباس ساده بپوشد و غذای ساده بخورد اما ناگزیر و به ضرورت، آخرین دستاوردهای تکنولوژی را مصرف کند و وقتی از ساده زیستی میگوییم باید بیندیشیم که چرا ساده زیستی از یاد رفته است و موانع آن چیست و چگونه میتوانیم به آن بازگردیم بدون این تذکر اگر در مورد آن غلو شود چه بسا که کار به اشتباه های بزرگ بینجامد.

عادات و سبک زندگی مردم امر مهمی است. من هم از شیوه ی زندگی غربی دفاع نمیکنم. آراستگی به فضائل و زندگی پرهیزکارانه نیز در نظر همه کس شرط کمال و صورتی از آن است. پس مشکل در مقایسه و انتخاب میان دو صورت و شیوه ی زندگی نیست؛ بلکه در شرایط امکان تحقق آن هاست.

شیوه ی زندگی غربی در پناه قدرت تکنیک پدید آمده و در سراسر روی زمین بسط یافته است. حکمرانی این قدرت اقتضای شیوه ی زندگی خاص دارد و بسیار بعید به نظر میآید که معنای اخلاقی و دینی فضیلت و پارسایی بتواند در پناه آن دوام بیاورد.

پارسایی به عالمی تعلق دارد و در عالمی میشکفد که اسماء حق در حجاب های غلیظ و ضخیم پوشیده نشده باشد. پس باید به فکر آن حجاب ها بود. شیوه ی زندگی کنونی وقتی از هم میپاشد و راهش بسته میشود که سرچشمه ی پدید آمدنش پیدا آید. فنای هر چیزی عین بازگشت به اصل و مرجع آن است. پس به فکر باطن این شیوه ی زندگی باشیم و اصل و فرع و ظاهر و باطن را باهم در نیامیزیم.

 شیوه ی زندگی ظاهر است و هر باطنی ظاهری دارد و قدر مسلم این است که شیوه ی پارسایی، شیوه ی غالب و ظاهر عالم متجدد نمیتواند باشد. البته اگر جوانانی نجیب و صدیق چون شما به حکم وظیفهشناسی همت خود را صرف ترویج فضائل و مقابله با فساد و رذیلت کنند، سعیشان مشکور است، اما باید دانست که اولا آداب و عادات دیگران همواره و ضرورتا از سنخ رذایل نیست، ثانیا جهان را با تغییر ظواهر آداب و عادات دگرگون نمیتوان کرد. پیامبران هم قبل از تعلیم شریعت، جان مردمان را مهذب و آماده ی قبول دستور کردند.

برای اینکه جهان کنونی و شیوه ی زندگیش دگرگون شود، باید به فکر عالمی دیگر و آدمی دیگر بود؛ یعنی باید جهانی دیگر با انسانی دیگر در افق درک اهل نظر ظاهر شود. با توجه و تعرض به آن افق است که شاید شیوه ی زندگی مردمان بتدریج بیتکلف و بدون زحمت تغییر کند.

خلاصه کنیم، در جهانی که اکنون دائر است، شرایط پارسایی فراهم نیست و کسانی که همه ی آن شرایط در وجودشان جمع باشد، اگر باشند، تعدادشان بسیار اندک است. پس به جای اینکه نگران طرز خور و خواب مردمان باشیم، نگران فکر و فرهنگ در این جهان باشیم و بدانیم که شیوه ی کنونی زندگی در همه جا شیوه ی زندگی غربی است.

اگر بتوانیم به باطن تاریخ غربی رسوخ کنیم شرط مهم و عمده آزادی برایمان فراهم میشود، در این صورت میتوان فارغ از سودای من و ما، شیوه ی تازهای پیش گرفت که در آن صفا بر کدورت، و راستی بر دروغ، و اعتماد بر سوء ظن، و مهر و معرفت بر کینتوزی، و رعایت انصاف بر تعدی و اجحاف، و هم دلی و هم زبانی بر تحکم، و ادای وظیفه بر رفع تکلیف، و مقدم باشد، اکنون عصر دگرگونی آغاز شده است. این دگرگونی باید از جایی که داعی دگرگونی در آن به سر میبرد و از وجود او آغاز شود.

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :