ارسال به دوستان
کد خبر : 61782

مسيحيت صهيونيستي و آينده جهان

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای آیت مظفری در فصلنامه حصون به چاپ رسیده است . مسيحيت صهيونيستي و آينده جهان چكيده مسيحيت صهيونيستي با وجود ريشه هاي پروتستاني خود، براي نخستين بار در اواخر قرن نـوزدهم ميلادي ظهور كرد. جان داربي (Darby Nilson John) كشيش معروف انگليس ، كه در سـال 1882 م درگـذشـت ، مسيحيت صهيونيستي را به عنوان «عملي نمودن خواسته هاي مسيح » و تحقق پيش گوئي هاي انجيل بين پروتستان ها ترويج كرد. صهيونيسم به جنبش سياسي ـ مذهبي يهوديان براي حضور در فلسطين و حق حاكميت يهود بـر كـل ايـن سرزمين اطلاق مي شود، لذا مسيحياني كه به طور جدي از بازگشت يهوديان بـه فـلسـطين به عنوان ارض موعود حمايت مي كنند، مسيحي صهيونيست شناخته مي شوند. مـقـاله حـاضـر به معرفي اين جريان مي پردازد كه طي آن ضمن بيان تاريخچه ، مباني اعـتـقـادي مـسـيحيان صهيونيست را به اختصار نقد كرده، ديدگاه آنان را درباره آينده جهان بيان مي كند. مسيحيت صهيونيستي، يهود، صـهـيـونـيـسـتـم،پروتستان

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای آیت مظفری در فصلنامه حصون به چاپ رسیده است .

مسيحيت صهيونيستي و آينده جهان

چكيده مسيحيت صهيونيستي با وجود ريشه هاي پروتستاني خود، براي نخستين بار در اواخر قرن نـوزدهم ميلادي ظهور كرد. جان داربي (Darby Nilson John) كشيش معروف انگليس ، كه در سـال 1882 م درگـذشـت ، مسيحيت صهيونيستي را به عنوان «عملي نمودن خواسته هاي مسيح » و تحقق پيش گوئي هاي انجيل بين پروتستان ها ترويج كرد.
صهيونيسم به جنبش سياسي ـ مذهبي يهوديان براي حضور در فلسطين و حق حاكميت يهود بـر كـل ايـن سرزمين اطلاق مي شود، لذا مسيحياني كه به طور جدي از بازگشت يهوديان بـه فـلسـطين به عنوان ارض موعود حمايت مي كنند، مسيحي صهيونيست شناخته مي شوند. مـقـاله حـاضـر به معرفي اين جريان مي پردازد كه طي آن ضمن بيان تاريخچه ، مباني اعـتـقـادي مـسـيحيان صهيونيست را به اختصار نقد كرده، ديدگاه آنان را درباره آينده جهان بيان مي كند.

مسيحيت صهيونيستي، يهود، صـهـيـونـيـسـتـم،پروتستان
مقدمه
مـسـيـحـيـت به سه مذهب كاتوليك روم ، ارتدوكس و پروتستان تقسيم شده است . كشورهاي آمـريـكـا و شـمال اروپا عمدتا پروتستان ، كشورهاي جنوب اروپا و آمريكايي لاتين عمدتا كاتوليك هستند و پيروان مذهب ارتدوكس در اروپا ي شرقي حضور دارند. مذهب پروتستان در درون خود فرقه هاي فراواني دارد كه به بيش از هزار مي رسد. يكي از فرقه هايي كـه در طـول يـك قـرن اخـيـر ظـهـور يـافـتـه و بـه شـدت فعال شده، مسيحيت صهيونيستي است .
مسيحيت صهيونيستي كه تلفيقي است از تعاليم مسيحيت و يهوديت ، از جهتي چشم به منابع و الهـيـات انـجـيـلي دارد و از سـوي ديـگـر آمـوزه هـاي تـورات را بـه شـدت دنبال مي كند. اين جريان با تاكيد بر عهد عتيق (تورات ) و مكاشفات يوحنا در عهد جديد (انـجـيـل ) مـعـتـقـد است كه ظهور حضرت مسيح (ع ) نزديك است و براي اين واقعه مهم بايد بـسـتـر لازم را فـراهـم سـاخـت و مـوانـع را از سـر راه بـرداشـت .
پيروان اين جريان ، خود را مسيحيان دوباره تولد يافته مي دانند و از ويژگي هاي بارز آنـان ، تـعـصـب شديد نسبت به صهيونيسم و اسرائيل غاصب است . آنان حتي متعصب تر از يـهـودي هـاي صـهـيـونـيـسـت مـقـيـم اسـرائيـل و آمـريـكا هستند. از نظر اين گروه خـداونـد فلسطين را به عنوان ارض موعود به يهوديان بخشيده و ساكنان اصلي آن يعني فلسطينيان در آن حقي ندارند.
مـسـيـحـيـان صـهـيـونيست به مقابله با افكار ضد يهود مي پردازند، در آموزش مسيحيت بر ريـشـه هـاي يـهـودي ديـن مـسـيـح تـاءكـيـد مـي كـنـنـد و مـسـيـحـي واقـعـي را دوسـت جـدي اسرائيل غاصب مي دانند و براي مهاجرت يهوديان به فلسطين بسيار مي كوشند.
تاريخچه
مسيحيت صهيونيستي با وجود ريشه هاي پروتستاني خود، براي نخستين بار در اواخر قرن نـوزدهم ميلادي ظهور كرد. جان داربي (
Darby Nilson John) كشيش معروف انگليس ، كه در سـال 1882 م درگـذشـت ، مسيحيت صهيونيستي را به عنوان «عملي نمودن خواسته هاي مسيح » و تحقق پيش گوئي هاي انجيل بين پروتستان ها ترويج كرد.
پـس از او كـشـيـشـان پـروتـسـتـان ديـگـري چـون دي . ال . مـودي ، ويـليـام بـلاكـسـتـون و سـايـرس ‍ اسـكـوفيلد به تبليغ مسيحيت صهيونيستي پـرداخـتـند. اسكوفيلد انجيل را مطابق افكار جان داربي انگليسي تفسير كرد و اين تفسير امـروزه معتبرترين تفسير و بهترين مرجع انجيل براي پروتستان ها محسوب مي شود. بر ايـن اسـاس ، پـيـروان ايـن فـرقـه خـود را مـبـلغـان [حـقـيـقـي ] انجيل (كليساي انجيلي ) و تنها خود را اهل نجات مي دانند. كشيش بلاكستون ، كه به عنوان پدر صهيونيسم مسيحي در آمريكا معروف است ، در دهه 1880 م طـي مـلاقـات هـاي مـكرر با رهبران سياسي ، ديني و سرمايه داران بزرگ آمريكا آنان را مـتـقـاعـد كـرد تـا بـراي ايـجـاد كـشـور اسـرائيـل در سـرزمـيـن فـلسـطـيـن تـلاش كنند. در سـال 1891 مـيـلادي نـيـز نـامـه اي را با امضاي 413 نفر از سرمايه داران و نيز رهبران ارشـد سـيـاسـي و ديـنـي از جـمـله اسـقـف اعـظـم كـاتـوليـك هـاي وقـت آمـريـكـا، كـارديـنـال گـيـبـن ، بـراي رئيـس جمهور وقت آمريكا بنجامين هاري سون فرستاد تا رئيس جمهور آمريكا براي ايجاد اسرائيل تلاش كند.
بـا ظـهـور ايـن فـرقـه در مسيحيت ، صهيونيسم يهودي قوت گرفت و در قرن 20 با كمك دولت انگليس و آمريكا اسرائيل بنيان نهاده شد.
دولت آمـريـكـا در سـال 1917 م . در اثـنـاي جـنـگ جـهـانـي اول از اعلاميه بالفور حـمـايـت كـرد. در سـال 1947 م . هـري تـرومـن رئيـس جـمـهور آمريكا از تقسيم فلسطين پشتيباني كرد و در سال 1948 م . تاسيس دولت نامشروع اسرائيل را به رسميت شناخت . ريشه اين حمايت ها را بايد در رسوخ افكار مسيحيت صهيونيستي در جامعه و دولتمردان آمريكا پي جست . رؤ سـاي جـمـهـور آمـريـكـا از زمـان جـيمي كارتر تا جورج بوش دوم به صراحت گـرايـش خـود را بـه مـسـيـحـيـت صـهـيـونـيـسـتـي نـشـان داده انـد. ايـالات مـتـحـده آمريكا از سـال 1976 شـاهد رشد و گسترش مسيحيت سياسي بنياد گرا و يا ((راست مسيحي )) بوده است . تا يك سوم آمريكاييان از نو غسل تعميد به جاي آوردند ـ مسيحياني كه دوباره متولد شـدنـد ـ پـيـروان كـليـسـاهـاي افـراطـي افـزايـش يـافتند، شبكه هاي تلويزيوني مذهبي (كـليـسـاهـاي تـلويزيوني ) تاسيس شدند و سازمان هاي ((راست مسيحي )) با عنوان هاي اكثريت اخلاقي ، ائتلاف مسيحي ، احياي بنياد گرايي ، شوراي مطالعات خانواده ، تاكيد بـر خـانـواده و ائتـلاف ارزش هـاي سـنـتـي يـكـي پس از ديگري ظهور كرد. اين سازمان ها گـفتمان اصول گرايانه اي را آغاز كردند كه مهم ترين بخش آن توجه به آينده جهان و بازگشت يا ظهور دوم مسيح (
Coming Second) است . آنان خواستار جلوگيري از سقط جـنـيـن ، تـحـريم همجنس بازي ، و در پي كسب مجوز براي برگزاري نماز در مدارس اند. هـمـچـنـيـن مـخـالف اصـولي از قـانـون اساسي آمريكا هستند كه بين كليسا و دولت (دين و سياست ) جدايي مي افكند.
مباني اعتقادي مسيحيت صهيونيستي
مـسـيـحـيـان صـهـيونيست كتاب مقدس (تورات ) را وحي خداوند و پايه و انگيزه صهيونيست بـودن خـود مـي دانـنـد. مـهـم تـريـن اعـتـقـادات اين فرقه را به قرار زير مي توان بيان كـرد:
1. استقرار مجدد: الهيات مسيحيت صهيونيستي بر اساس بازگشت دوباره يهود به سرزمين موعود (فلسطين ) بنا شده است . آنان معتقدند كه خداوند اين وعده را به ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب و يوسف داده است و كليسا بايد در استقرار مجدد كمك كند:«و بـگـوئيـد آن كـه اسـرائيـل را پـراكـنده ساخت ، ايشان را جمع خواهد نمود.»
مسيحيان صهيونيست تشكيل اسرائيل غاصب (در 1948) را تحقق پيش گويي هاي كتاب مقدس مي دانند.
2. بـرگـزيـدگـي : پـيـروان اين فرقه ، يهوديان را قوم برگزيده خداوند مي دانند و ارتباط منحصر به فردي بين خدا و آنان قائل اند.
3. بخش گرايي : مسيحيان صهيونيست ، به بخش گرايي و وضع احكام ديني در هر دوره و عـصـر معتقدند. بر پايه اين عقيده ، خداوند جهان را از آغاز تا پايان بر اساس جدولي تـدبـيـر كـرده كـه بـه هـر دوره از آن يـك بـخـش گـفـتـه مـي شـود و اسـرائيـل نـقـش مـهـمـي در آخـريـن دوره بازي مي كند، يعني زماني كه دوباره به كشوري مستقل تبديل مي شود.
4.تاديب و رستگاري در سالهاي آوارگي يهود: طبق اين عقيده ، پراكنده ساختن مردم يهود در سراسر جهان كه به قرون و سال هاي آوارگي معروف است ، بر اساس تقدير خداوند در طـول قـرون ، تـاءديـب كننده و رستگاري بخش بوده است تا آگاهي و بصيرت خداوندِ اسرائيل را به گوش ملت ها برساند.
5 . ابدي بودن مالكيت اسرائيل براي يهود: در بيانيه سومين كنگره پيروان اين فرقه ، اسـرائيـل بـر اساس پيماني از سوي خداوند به عنوان ملك ابدي يهوديان به آن ها اعطاء شده است .
6 . پـيـمـان عـيـسـي مسيح (ع ) براي بازگشت به جهان : عيسي مسيح پيمان بسته كه به اورشليم ، اسرائيل و جهان باز گردد . اورشليم شهر مقدس معتقدان به كتاب مقدس است . در زمـان مـقـرّر عـيـسي مسيح (ع ) باز خواهد گشت تا با نشستن بر تخت داوود در اورشليم با عدالت و صلح بر جهان حكمراني كند.
7. حـمـايـت مـسـيـحـيـان از يـهـوديـان : مـسـيـحـيـان بـايـد در مـقـابـل اشـكـال مـخـتـلف تـبـعيض و غرض ورزي بر ضد يهوديان و كشور آن ها بايستند و فعالانه راحتي و دوستي آن ها را طلب كنند.
8. وجـوب مـشـاركـت فـعـال مـسـيـحـيـان مـؤ مـن در كـمـك بـه يـهـود و اسـرائيل : مسيحيان مؤ من توسط كتاب مقدس دستور داده شده اند كه ريشه هاي عبري ايمان خـود را تـصـديق كنند و فعالانه به كمك و شركت در برنامه خداوند براي تجمع دوباره يهوديان و استواري مجدد اسرائيل در زمان كنوني بپردازند.
9. وجـوب تـوبـه كـليـسـا: مـسـيـحـيـان صـهـيـونـيـسـت ايـن امـر كـه مـلت يـهـود را در طـول اعـصـار بـه نـام خـداوند كشته اند و رنج و درد كشيده اند سزاوار سرزنش مي دانند. آنان كليسا را متهم و به توبه و ابراز پشيماني از هر گونه گناه و فرمان و غفلت كه عليه آن ها انجام داده دعوت مي كنند.
10. اهـل نـجـات بـودن يـهـوديـان مـهـاجر: طبق نظر مسيحيان صهيونيست ، يهوديان بايد از سـراسـر جـهـان بـه فـلسـطـيـن مـهـاجـرت كـنـنـد و كـشـور اسـرائيـل در قـلمـرو رودخـانـه نـيـل تـا فـرات بـه وجـود آيـد و يـهـوديـانـي كـه بـه اسـرائيـل مـهـاجـرت مـي كـنـنـد، اهل نجات اند.
-آينده جهان
مـسـيـحـيـان صـهـيونيست براي اجرايي كردن عقيده خود درباره بازگشت عيسي مسيح (ع ) و حاكميت بر جهان آينده ، معتقدند كه دو مسجد مسلمانان يعني الاقصي و صخره در بيت المقدس ‍ بـايـد بـه دسـت پـيـروان كـتـاب مـقـدس ويـران شـود و بـه جـاي آن مـعـبـد يـا هيكل سليمان را بنا كنند و روزي كه يهوديان اين دو مسجد را منهدم كنند، جنگ نهايي و مقدس آخر الزمان يا آرماگدون به رهبري آمريكا و انگليس آغاز مي شود.
چـون ايـن جنگ وحشتناك آغاز مي شود، همه مسيحيان دوباره تولد يافته ، توسط يك سفينه عـظـيـم از دنيا به بهشت منتقل مي شوند و همراه مسيح (ع ) شاهد نابودي جهان و عذاب سخت خـواهـنـد بـود. در جـنـگ آرمـاگـدون زمـانـي كـه ضـد مـسـيـح يـا دجال در حال پيروزي است مسيح همراه مسيحيانِ دوباره تولد يافته به جهان باز مي گردد و بـا شـكـسـت دجـال ، حكومت جهاني خود را بر پا مي سازد. ديدگاه مسيحيان صهيونيست در باره آينده جهان را به طور خلاصه مي توان به شكل زير ترسيم كرد:
نقد اجمالي مباني اعتقادي مسيحيت صهيونيستي؛
نقد اعتقاد مسيحيت صهيونيستي مجالي كافي مي طلبد، امّا به اقتضاي حجم مقاله ، بيان چند نكته ضروري است
1. مـسـئله استقرار مجدد يهوديان در سرزمين موعود پيش تر با رهبري يوشع تحقق يافته اسـت . بـنـابـرايـن تـلاش هاي فعلي يك بحث انحرافي است . اگر به فرض بپذيريم خـداونـد چـنـيـن وعـده اي بـه يـهـود داده ، در گـذشـتـه عـمـلي شـده اسـت نـه ايـنـكـه موكول به آخر الزمان شده باشد. كتاب مقدس خود بر اين سخن گواه است :پس يوشع تمامي زمين را بر حسب آن چه خداوند به موسي گفته بود گرفت و يوشع آن را بـه بـني اسرائيل بر حسب فرقه ها و اسباط ايشان به ملكيت بخشيد و زمين از جنگ آرام گرفت .
تـلاش امـروز صـهـيـونـيـسـتـها با ايجاد يك غده سرطاني در جهان اسلام و سوء استفاده از افسانه هولوكاست نمي تـوانـد اسـرائيـل و صـهـيـونـيـست ها را نجات دهد؛ همان گونه كه امام خميني (ره ) فرمود: اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود.
2. بـرگزيدگي قوم يهود مربوط به زماني است كه آنان تحت رهبري موسي (ع )، به دسـتـورات خـداونـد عـمـل مي كردند و در مقابل فرعون برخاستند، اما آنان قدر اين نعمت را نـدانـسـتـنـد و بـا انحراف و گوساله پرستي (بت پرستي )، كشتن پيامبران و تجاوز از حـدود و دستورات الهي خشم شديد خداوند عليه خود را برانگيختند تا جايي كه به كينه توزترين دشمنان عليه مؤ منان تبديل شدند. قرآن كريم مي فرمايد:
لَتَجِدَنَّ اءَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ اَّمَنُوا الْيَهُودَ(مائده : 82)
بـنـابـرايـن آنـان نـه تـنـهـا قـوم بـرگـزيـده خـداونـد نـيـستند، بلكه با اين همه ستم ، منفورترين قوم در نزد خدايند.
3. ايـنكه اسرائيل در جدول تدبير خداوند صاحب نقش است ، اين نقش با توجه به عملكرد صـهـيـونـيـسـتـهـا اعـم از يـهـودي و مـسـيـحـي بـسـيـار مـنـفـي اسـت . اسـاسـا قـابـل تـصـور نيست كه خداوندي كه عادل است از يك كيان غاصب ، نامشروع و ظالم براي اجراي هدف مقدس خود استفاده كند.
4. بـنـي اسـرائيـل با ظلم هاي وحشتناكي كه در حق مردم خدا پرست فلسطين روا مي دارند، نـشـان مي دهند كه آوارگي موجب تاديبشان نبوده است و نه تنها رستگار نشده اند، بلكه بر شقاوت شان افزوده شده است
5 . كـتـاب مـقـدس نـمي گويد كه خدا سرزمين را به يهوديان داده است ، مي گويد خداوند سـرزمـيـن را بـه ثـمـره ابـراهـيـم (ع ) نـويـد داده اسـت و ثـمـره حـضـرت ابـراهـيـم (ع ) در حال حاضر مسلمانان اند كه آيين او را همچون حج ابراهيمي به جا مي آورند و نه يهوديان صـهيونيست كه بر نژاد پرستي و اخراج ناحق فلسطينيان از سرزمين اصلي خود و ترور انسانهاي بي گناه تاكيد مي كنند و به تعبير قرآن بدترين دشمن مؤ منان اند.
6 . آري ، بازگشت عيسي مسيح (ع )، به عنوان ياور و وزير حضرت مهدي (عج ) در منابع اسلامي تاييد شده است و آينده جهان متعلق به دين حقّ يعني اسلام است :
وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ... . (توبه : 33 و صف : 9) و ديـن حـق [اسـلام ] تـا آن را بـر هـر چـه ديـن اسـت ، پيروز گرداند. هر چند مشركان خوش نداشته باشند.
8. بـه دليـل ظـلم و ددمـنـشـي حاكمان اسرائيل غاصب و پشتيبانان آن ها در آمريكا، انگليس و اروپـا، اگـر مـؤ مـنـان مـسـيـحـي بـه يـهـوديـان و دولت اسـرائيـل كمك كنند، در ظلم آن ها شريك اند و خشم خداوند را بر مي انگيزند و البته بايد آن بخش از كليسا و مسيحيان كه از اسرائيل حمايت كرده اند، توبه كنند.
پـايـان سـخـن ايـن اسـت كـه انـسـانـهـاي مـخـلص و مـؤمـن راسـتـيـن ، اهـل نـجـات و رسـتـگـاري انـد، نـه افـراد شـرور، ظـالم و تـروريـسـت هـمـچـون آريل شارون ، قصابِ انسانهاي بي گناه در اردوگـاهـهـاي صـبـرا و شـتـيلا و همراهان و پشتيبانان او مانند جورج بوش پسر كه در افـغـانـسـتـان و عـراق بـا كشتار مردم ، تجاوز، اشغال و شكنجه هاي قرون وسطايي روي تاريخ را سياه كرده است.
نويسنده: آيت مظفّري
منبع: فصلنامه حصون

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :