ارسال به دوستان
کد خبر : 56701

ماهيت شناسي وهابيت نوين

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم می باشد. ماهيت شناسي وهابيت نوين فرقه هاي انحرافي يكي از مهم ترين انگيزه هاي تحرك و تهاجم وهابيت در سطح منطقه و كشورهاي اسلامي، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از انقلاب اسلامي، بيداري و خود آگاهي قرآن محور در ميان جوانان و دانشمندان تحصيل كرده و استقبال آنان از اين حركت اصيل و مذهب نوراني مطابق با سنت راستين و ناب محمدي(صلي الله عليه و آله و سلم ) است، كه با پي جوئي رفتار آنان مي توان عمق وحشت آنان را از نفوذ بيداري و آگاهي مسلمانان امروز از اسلام واقعي و مكتب انقلاب اسلامي درك نمود. بدين ترتيب شاهد آن هستيم كه چگونه با جنايات شرربار خود كه با حمايت حاكمان غربي و حاميان پر عناد مذهبي آن، نام جهاد في سبيل الله و اصلاح ديني به خود گرفته است تصرفات سياسي خود را صبغه مذهبي داده و آن را مقدس جلوه مي دهند. واژگان کلیدی وهابیت سلفی گری فرقه ای انحرافی گروه های تروریستی

 

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم می باشد.

 

ماهيت شناسي وهابيت نوين

 فرقه هاي انحرافي
يكي از مهم ترين انگيزه هاي تحرك و تهاجم وهابيت در سطح منطقه و كشورهاي اسلامي، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از انقلاب اسلامي، بيداري و خود آگاهي قرآن محور در ميان جوانان و دانشمندان تحصيل كرده و استقبال آنان از اين حركت اصيل و مذهب نوراني مطابق با سنت راستين و ناب محمدي(صلي الله عليه و آله و سلم ) است، كه با پي جوئي رفتار آنان مي توان عمق وحشت آنان را از نفوذ بيداري و آگاهي مسلمانان امروز از اسلام واقعي و مكتب انقلاب اسلامي درك نمود.
بدين ترتيب شاهد آن هستيم كه چگونه با جنايات شرربار خود كه با حمايت حاكمان غربي و حاميان پر عناد مذهبي آن، نام جهاد في سبيل الله و اصلاح ديني به خود گرفته است تصرفات سياسي خود را صبغه مذهبي داده و آن را مقدس جلوه مي دهند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي اهداف نويافته و و جديدي توسط جريانات افراطي-انحرافي مخالف بيداري نوين اسلامي بويژه در سران وهابيت، مورد تعقيب رهبران و هدايت گران پشت پرده مخالف با ج.ا.ا. در سطح خاورميانه و غرب قرار گرفته اند. در اين مجموعه جغرافيايي تفكر انقلاب اسلامي بنا به دلايل متعددي از سوي گروه هاي وهابي مورد تخطئه و كوچك نمائي قرار گرفت. در كشوري كه اكثريت مردم آن داراي دين و مذهب ريشه دار پويا و انسان سازي بوده اند هجوم تفكرات سست و بي پايه فرقه گرايي و تحجر مي تواند موجب تفرقه و اختلاف شده تا نتايج حاصله آن بتواند زندگي توام با ثبات و آرامش مخالفان اشغال گري و حضور غرب در كشورهاي اسلامي را بعد از انقلاب اسلامي زائل و تضعيف نمايد.
و اگر اين هدف را معادل تفكر صهيونيسم به عنوان يك منشأ فكري و سياسي تاثير گذار در عرصه تضعيف تفكر انقلاب اسلامي به عنوان يكي از «راس يك مثلث» فرض كنيم، به يقين بعد از جويش نقش غرب و استكبار جهاني در ضلع دوم مثلث آن چه باعث تكميل «ضلع سوم» اين مثلث شده است، نقش و عمل سران و حاكمان وهابي برخي كشورهاي عربي، بويژه عربستان سعودي از سياستهاي صهيونيستي و غربي براي تحقق اين اهداف بارز است. دريادار سرتيب «ايوب صبري» سرپرست مدرسه عالي نيروي دريايي در دولت عثماني در خاطرات و دست نوشته هاي خود مي نويسد «عبدالعزيز بن سعود» كه تحت تاثير «محمدبن عبدالوهاب» قرار داشت كه در پي عداوت خود با دولت عثماني زمينه تسلط صهيونيست ها را در فلسطين فراهم آورد در اولين سخنراني خود به شيوخ قبايل گفت: ما بايد همه شهرها و آبادي ها را به تصرف خود در آوريم و احكام و عقايد خود را به آنان بياموزيم... براي تحقق بخشيدن به اين آرزو ناگزير هستيم كه عالمان اهل سنت را كه مدعي پيروي از سنت نبويه و شريعت شريفه محمديه هستند از روي زمين برداريم و به عبارت ديگر مشركاني كه خود را به عنوان علماي اهل سنت قلمداد مي كنند از دم شمشير بگذرانيم به ويژه علماي سرشناس و مورد توجه را زيرا تا اين ها زنده هستند هم كيشان ما روي خوشي نخواهند ديد از اين رهگذر بايد نخست كساني را كه به عنوان عالم خودنمايي مي كنند ريشه كن نمود سپس به سمت بغداد حركت كرد و آن را از دست عثمانيان خارج كرد.
اساسي ترين علتي كه موجب بروز اين گونه رفتارهاي مطلق انگار در وهابيت گرديد بي ترديد بي اعتبار سازي عنصر عقل، انديشه و منطق و جايگزين كردن سليقه افراد و رهبران جاه طلب عرب در رسيدن به ايده آل هاي قومي و فرقه اي مي باشد و اين بر خلاف تعاليم دين مبين اسلام و موجب بروز انحرافات كليدي و مبنائي و تمسك به كفار گرديده است كه تاكيد زيادي بر تفكر، حكمت، منطق، رحمت و احسان به هم نوعان و مسلمانان نموده است. شايد حدود دو قرن بود كه دنياي شرق به طور كلي و دنياي اسلام به طور اخص با تحولات جهاني روبرو و موفق گردانيد. بازتاب انديشه ها، چالش ها و تحولات بعد از رنسانس، انقلاب كبير فرانسه و پس از آن انقلابات علمي و صنعتي در اروپا در شرق اسلام موجب بيداري رهبران شده و ملت هاي مسلمان و متفكرين اسلامي در برابر دستاوردهاي جديد تمدن و فرهنگ غرب قرار گرفتند ولي اين تفوق با تفرقه افكني موفق استعمار تا يك قرن به خمودي گراييد و سردمداري اين حركت به وهابيون سپرده شد.
حضرت آيت الله العظمي صافي از مراجع بزرگوار تقليد در بيان تبعات اين رخداد مي نويسد: هنگامي كه كتاب «العواصم من القواصم» را خواندم، از جديت و تلاش اين گروه براي تفرقه ميان مسلمانان شگفت زده شدم، و به حق سوگند، به ذهنم خطور نمي كند كه در عصر حاضر يك مسلماني براي دور كردن مسلمانان از همديگر و ايجاد اختلاف ميان آنان اين چنين كوشش كند و همه مصلحان و مناديان وحدت را به ناداني و دروغ گويي و نفاق و حيله، متهم سازد. و بالاترين مصيبت اينجاست كه اين كتاب توسط دانشگاه بزرگ مدينه منوره چاپ و منتشر مي شود. دانشگاهي كه در آن شيخ محمد مغراوي از نويسندگان مشهور وهابي در آن بر اين باور است كه: با گسترش مذهب تشيع در ميان جوان هاي مشرق زمين، بيم آن را دارم كه اين فرهنگ در ميان جوان هاي مغرب زمين نيز گسترده شود: «بعد انتشرا المذهب الاثني عشري في مشرق العالم الاسلامي، فخفت علي الشباب في بلاد المغرب...»
باور و اعتقادي كه اين رهبر وهابي در آن تنها نيست و ديگران نيز منافع خود را در پي توسعه انقلاب اسلامي در خطر مي دانند . بگونه اي كه مارك پالمر ، رئيس كميته خطر كنوني (
Commitee on the Present Danger) در گفت و گويي با روزنامه نيويورك تايمز اين حقيقت را براي كاخ سفيد آشكار ساخت كه ايران به لحاظ مكتب تشيع و تركيب آن با وسعت سرزميني، جمعيت، كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه و قلب نظام بين المللي به قدرتي كم بديل تبديل گرديده و ديگر نمي توان آن را با يورش نظامي سرنگون نمود. به عبارت ديگر اجماع رهبران كاخ سفيد بر اين است كه ايران با يورش نظامي قابل سرنگوني نيست. با چنين مفروضي مي توان اتصال سه رأس اين مثلث توطئه را مشاهده كرد كه چگونه با تكميل راهكارهاي مختلفي از سوي مراكز راهبردي آمريكا تجميع مي شوند. جمع بندي همه اين ها ، اين بود كه تنها راه باقي مانده بي ثبات سازي كشور در عرصه قومي مذهبي متبلور است، كه نتيجه آن بايد در قالب براندازي نرم صورت گيرد. در اين راهبرد، گام وحشت و نارضايتي قومي مذهبي بايد بتواند جوانان، زنان، دانشجويان، كارگران، جامعه هنري، فرهيختگان و... را در قالب جبهه نخست سربازان جنگ جديد قرار داده و موجبات عقب نشيني حكومت اسلامي در ايران و تضعيف جايگاه ولايت فقيه را فراهم آورد.
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران و ايجاد توسعه تفكر ضد تحجر و خيزش بيدارگونه مسلمانان در منطقه خاورميانه، جنبش وهابيت با ايجاد شبكه هاي فرهنگي و سايت هاي ضد شيعي سعي در جلوگيري از همه گيري اين تفكر نمود هر چند اين شبكه هدف ظاهري خود را توسعه اخلاص در توحيد و جنگ با شرك و بت پرستي قلمداد كرد اما واقعيت اين جنبش چه از جهت فكري و چه از منظر عملي اين هدف را تاييد نكرده و عملاً عرصه تاريخي و آينده پيش روي آن جز تاريكي، ظلم و وحشت را نويد نمي دهد و اين عملكرد در قبال رويكرد جهانيان به شناخت مكتب انقلاب اسلامي و يادگار امام خميني(ره)، كه مايه ترس و هراس صهيونيست ها و قدرتمندان جهان در رأس آنان آمريكا و هم پيمانان آنان شد، وهابيت را به وحشت انداخته كه اگر اين فكر و انديشه در منطقه گسترش يابد، و در نتيجه حكومت هاي دست نشانده آنان را متزلزل سازد؛ در همين راستا بار ديگر اشتباه تاريخي خود را در دست نشاندگي استكبار تكرار نموده و خود را به منافع حياتي غرب پيوند دادند و آنان نيز كه با تجربه تاريخي خود فرقه هاي ساختگي و مذاهب گمنام و اقليت هاي فكري و مذهبي را عامل توسعه اختلاف و برتري مي دانستند بر اين شدند تا از اين طريق چهره انقلاب اسلامي را مخدوش سازند و مانع از نشر افكار آزادي خواهانه آن گردند و در اين ميان وهابيت نقش عمده اي به عهده گرفت زيرا نام اسلام و خادم الحرمين را بر خود داشت و از نظر قدرت مالي و ديگر امكانات نيز، مي توانست در اين مورد، كارساز باشد؛ لذا پس از نااميدي در كسب موفقيت در دفاع مقدس، كارگزاران اين آيين ساختگي، در مورد تشيع به نشر كتاب ها و مقاله هاي فراوان و مصاحبه ها و برنامه هاي تلويزيوني پرداختند كه هدف از آن ارائه تصوير غيرمنطقي و غيرقابل قبول از تشيع بود. شيخ عبدالله الغنيمان استاد «الجامعه الاسلاميه» در مدينه منوره در توجيه عملكرد تفرقه افكنانه وهابيت و توصيه به حملات جنايت بار مي گويد: «ان الوهابين علي يقين بأن المذهب (الاثني عشر) هو الذي سوف يجذب اليه كل اهل السنه و كل الوهابيين في المستقبل القريب» (وهابيون به يقين دريافته اند، تنها مذهبي كه در آينده، اهل سنت و وهابيت را به طرف خود جذب خواهد كرد، همان مذهب شيعه امامي است.) لذا تلاش مي شود تا در وهابيت علاوه بر باز توليد چهره خشن حاكميتي اوليه در دهه هاي نخستين قرن بيستم (1913 م) كه در راه استقرار خود، با كمك اربابان قدرتمند مانند انگلستان، هر گونه صداي مخالف مانند آل رشيد در كويت و شرفاي مكه را سركوب نمودند، با مصادره شعارهاي اصول گرا ، عدالت طلب، ضد تبعيض و جهان محور كه از آن انقلاب اسلامي بوده است چهره پنهان و منفور خود را در نزد ملت هاي عرب پنهان كنند و با اتكاء بر قدرت نفت و ثروت فراوان كشورهاي عربي مهم ترين شكل بي ثبات سازي ايران را در حوزه دامن زدن به منازعات و مطالبات قومي، فرقه اي، صنفي و... دنبال كنند در بازبيني گزارش جيمز بيكر و لي هميلتون در ششم دسامبر 2006 پيرامون سياست آمريكا در عراق آمده است: در صورتي كه ايران حمايت خود را از شيعيان عراق متوقف نكنند(!) بايد ناامني داخلي در اين كشور با اطلاعي كه از تكثر قومي- مذهبي ايران دارد افزايش داد تا ادامه ناامني در عراق به صورت بازي با حاصل جمع منفي تغيير شكل دهد. لذا بديهي است كه شكل گيري لشكر جهنگوي شاخه بلوچستان ايران، مجاهدين اهل سنت ايران را به همراه دفاع از تشكيل جمعيت الوفاق و حمايت از دبير اول آن و همچنين دفاع از برخي از احزاب دست ساز و پشتيباني وسيع از گروه تروريستي موسوم به جندالله به رهبري عبدالمالك ريگي و ساير مخالفان نظام و راه اندازي رسانه هاي قومي تحت عناوين شبكه الاهواز و شبكه المستقبلات تحت حمايت غرب به راحتي و سريع در سطح منطقه شكل گرفته و فعال شده تا موجبات بي ثباتي ايران گردند. لوتواك از مشاوران سابق وزير دفاع و از عناصر سابق ارتش در خصوص تضعيف جمهوري اسلامي ايران مي گويد: تضعيف ايران مي تواند از طريق كمك به گروه هاي اقليت مذهبي جهت تجزيه كشور انجام شود. آنان مي توانند با توسعه فعاليت هاي تبليغاتي و مذهبي خود به دنبال اختيارات تام هويتي و مذهبي خود باشند و اين هدايت بعد از چندي سبب شد كه تخريب گرايان سعي كنند با بمب گذاري ها در مراكز مذهبي و متعاقبا انتساب آن به اهل تسنن به تعارضات مذهبي دامن بزنند. در واقع اين حركت آمريكا و صهيونيسم عربي در تداوم حمايت هاي اين كشور از عبدالمالك ريگي بود كه در اطراف مرزهاي ايران شيعه كشي را تابوي كسب قدرت و سرمايه گذاري نمايند.
دكتر عصام العماد، فارغ التحصيل دانشگاه «الامام محمد بن سعود» در رياض و شاگرد بن باز (مفتي اعظم سعودي) و امام جماعت يكي از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلغين وهابيت در يمن كه كتابي نيز در اثبات كفر و شرك شيعه تحت عنوان: «اصله بين الاثني عشريه و فرق الغلاه» نوشته است در كتابي كه به تازگي به مناسبت گرويدن خود به مذهب جعفري تاليف نموده، مي نويسد: با مطالعه كتاب هايي كه وهابيت در سال هاي اخير نوشته اند. به يقين درمي يابيم كه آنان احساس كرده اند كه تنها مذهب آينده، همان مذهب شيعه اماميه است.
به طور قطع، در دنياي كنوني، غير از كشور ايران، هيچ دولت اسلامي كه قانون و مقررات حاكم بر آن كشور، برخاسته از قرآن و سنت صحيح (متجلي در تشيع اثنا عشري) باشد، وجود ندارد. در اين ميان، كشور عربستان به جهت قداستي كه حرمين شريفين به آن بخشيده و در نگاه مسلمانان جهان به عنوان مهبط وحي و كانون نزول قرآن و سرزمين پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) جايگاه برتري جويانه اي را در نفي تشيع و مخالفت با دولت اسلامي ايران به عهده گرفته است، دارد. در ايران اسلامي و بين مردم سني مذهب ساكن در مناطق مرزي كمتر حوزه و منطقه جمعيتي سني نشين از تبليغات سعوديان وهابي در امان مانده و اين مسئله پس از پيروزي انقلاب اسلامي تشديد شده است. در مدارس علميه اهل سنت، ديده شده است كه كتاب هاي ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب به صورت آشكار براي طلاب تدريس و ديگر كتاب هاي وهابيان به صورت اهدايي بين طلاب و روحانيان منطقه توزيع مي شود. جزاير قشم و كيش به دليل نزديك بودن به كشورهاي خليج و شنيدن و ديدن صدا و تصوير راديوها و تلويزيون هاي منطقه، كه آيين وهابيت را تبليغ و از نظام شيعي حاكم بر ايران اسلامي انتقاد و بدگويي مي كنند، نيز در معرض آسيب و حتي خطر گرايش قرار دارند.
در چنين دوران سختي كه مسلمانان به همدلي و همكاري بر ضد دشمن مشترك نياز حياتي داشته و دارند، وهابيت تاكنون موجب شده است تا، مسلمانان و پيروان مذاهب مختلف آن به جرم شفاعت خواهي از پاكان و زيارت قبور اولياي خدا، مشرك، بت پرست و واجب القتل خوانده شده و عرب هاي باديه نشين را با افكار متحجر و غيرالهي برانگيخته و كليه مناطق شيعه نشين و سني نشين حجاز، عراق، شام و يمن را در بيش از يك قرن از آرامش و امنيت دور نگه داشته و آن ها را به خاك و خون بكشند


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :