ارسال به دوستان
کد خبر : 273801

«برصیصای عابد» و درس هایی برای عاقبت به خیری

بَرْصیصا، شخصیتی زاهد ، عابد بود که به واسطه حسن سابقه قبلی به درجه ای رسیده که مورد عنایت باری تعالی قرار گرفته و به درجه مستجاب الدعوه رسیده بود، البته این حسن سابقه منجر به حسن عاقبت نمی شود؛ کما اینکه ابن کثیر در تفسیر خود او را عابد و راهب برغرجام بنی اسرائیل معرفی می نماید.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند.  بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

«برصیصای عابد» و درس هایی برای عاقبت به خیری

پدیدآورنده: علی بیرانوند

یکی از اشتباهات راهبردی و رایجی که بسیاری از افراد در زندگی مادی و دنیوی خود مرتکب می شوند، ساده انگاری ترفندها و حیله های نفسانی و شیطانی است. اشتباه رایج و ویرانگری که موجب می شود بسیاری از افراد فاصله هزار فرسخی با سعادت و عاقبت بخیری پیدا نمایند. در واقع این تله شیطانی باعث شده است انسانها در مواجه با خواسته های شیطانی و نفسانی به نوعی درگیر ولنگاری و خوش پنداری های کذابی شوند که نه تنها آنها را تا لبه ی پرتگاه شقاوت و نگونبختی می برد، بلکه باعث سرنگونی آنها در دره شقاوت می شود. خدای متعال در قرآن کریم روی این تفکر غلط خط بطلان کشیده و همگان را از ترفندهای شیطانی نفس برحذر می دارد. «وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی ۚ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی ۚ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ؛[1] و من نفس خود را تبرئه نمى کنم، چرا که نفس قطعاً به بدى امر مى کند، مگر کسى را که خدا رحم کند، زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است».

منابع تاریخی و اسلامی نمونه های عینی و درس آموزی را از این قبیل را در خود ثبت و ضبط کرده است که توجه به نکات خاص و تربیتی آنها به خوبی می تواند زمینه ساز تقویت عوامل عاقبت بخیری در زندگی انسان باشد. افرادی همچون «برصیصای عابد» که در نوع خود پیام های تربیتی، اخلاقی، اجتماعی فراوانی را برای جویندگان عاقبت به خیری به همراه دارد.

سکانس هایی از داستان حیرت‏انگیز «برصیصای عابد»

بَرْصیصا، شخصیتی زاهد ، عابد بود که به واسطه حسن سابقه قبلی به درجه ای رسیده که مورد عنایت باری تعالی قرار گرفته و به درجه مستجاب الدعوه رسیده بود، البته این حسن سابقه منجر به حسن عاقبت نمی شود؛ کما اینکه ابن کثیر در تفسیر خود او را عابد و راهب برغرجام بنی اسرائیل معرفی می نماید.[2]شخصیتی که داستان زندگی عبرت انگیز او در ذیل برخی از آیات قرآن کریم مورد توجه و بازخوانی قرآن پژوهان قرار گرفته است. برخی از مفسران قرآن کریم زندگی عبرت انگیز این عابد بد فرجام را در ذیل آیات 16 و 17 سوره مبارکه حشر مورد بازخوانی قرار داده اند. «کَمَثَلِ الشَّیطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قالَ إِنِّی بَری‏ءٌ مِنْکَ إِنِّی أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمینَ، فَکانَ عاقِبَتَهُما أَنَّهُما فِی النَّارِ خالِدَینِ فیها وَ ذلِکَ جَزاءُ الظَّالِمینَ؛[3]«من از تو بیزارم، من از خداوندى که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن مى ‏مانند؛ و این است کیفر ستمکاران!» برخی از قرآن پژوهان در ذیل این آیه شریف به نکته تفسیری قابل تأملی اشاره داشته اند، ایشان در  خصوص مقصود «لِلْإِنْسانِ» سه احتمال را مطرح کرده اند:

1-مطلق انسانهایی که قدرت و مهارت ایستادگی در برابر خواسته های نفسانی و شیطانی را نداشته اند و تسلیم و فریفته ی وعده های دروغین نفس و شیطان را خورده اند. سرانجام شیطان آنها را تنها گذاشته و از آنان بیزارى مى‏ جوید.

2-مقصود شخص ابوجهل و هوادارانش می باشد که در جنگ بدر فریفته ی وعده های دلگرم کننده شیطان شدند.

3- مقصود شخصی به نام برصیصا دانسته شده که پس از عمری عبادت، در پی فریب شیطان به زنی که برای شفا نزدش آورده بودند تجاوز و پس از اطلاع از باردار شدن وی او را کشت و چون بر چوبه دار قرار گرفت، دعوت شیطان را برای نجات خویش در برابر سجده بر او پذیرفت و از دوزخیان شد.[4]

برای اینکه انسان در زندگی مادی و دنیوی خود طعم شیرین و زیبای عاقبت به خیری را بچشد می بایست هیچ گاه در زندگی خود از کید شیطان غافل نباشد و تا آخرین لحظه عمر خود از وسوسه های اغواء گر او به خدای منان پناه برده و از ایزد منان مدد و یاری بجوید.

داستان  شگفت انگیز عابدی که بر شیطان سجده کرد

برخی از قرآن پژوهان داستان حیرت انگیز برصیصای عابد را این چنین مورد توجه و نقل قرار داده اند، «برصیصا» زمان طولانی از عمر خود را به عبادت و بندگی حق تعالی سپری کرده بود، به طوری که پایبندی به امور عبادی او را به درجه ای رسانید که دعایش در حق افراد بیمار مستجاب می شد، در خصوص او نقل شده است که بیماران روانى را نزد او مى ‏آوردند و با دعاى او سلامت خود را باز مى‏ یافتند.

دیری نمی پاید که شهرت برصیصای عابد فراگیر می شود به طوری که بیماران فراوانی را برای درمان و شفا گرفتن نزد او می آورند در این بین روزی از روزگار یک خانواده مهم دختر جوانشان را که به بیماری خاصی مبتلا شده بود برای معالجه نزد او می آورند و قرار بر این می شود که آن دختر چند مدتی را نزد «برصیصا» حضور داشته باشد.

با حضور زن جوان در منزل «برصیصا» شیطان جنگ نرم خود را علیه برصیصا عابد آغاز می نماید. شیطان با زیبانمایی و صحنه آرایی به حدی «برصیصا» را وسوسه می نماید که همه چیز را به فراموشی می سپارد و مرتکب وقیحانه ترین و شوم ترین گناه می شود، مرد عابد ابتدا روح و جسم خود را با تجاوز به آن زن بیمار آلوده می نماید. چیزى از این عمل وقیحانه نمی گذرد که معلوم می شود آن زن جوان باردار شده (و از آنجا که انجام یک گناه همیشه سرچشمه گناهان عظیم تر است) زن را به قتل می رساند، و در گوشه‏اى از بیابان دفن می کند!

برادرانش از این ماجرا با خبر شدند که مرد عابد دست به چنین جنایت هولناکى زده، این خبر در تمام شهر پیچید، و به گوش امیر رسید، او با گروهى‏ از مردم حرکت کرد تا از ماجرا با خبر شود، هنگامى که جنایات عابد مسلم شد او را از عبادتگاهش فرو کشیدند، پس از اقرار به گناه دستور داد او را به دار بیاویزند، هنگامى که بر بالاى چوبه دار قرار گرفت شیطان در نظرش مجسم شد، گفت: من بودم که تو را به این روز افکندم! و اگر آنچه را مى ‏گویم اطاعت کنى موجبات نجات تو را فراهم خواهم کرد! عابد گفت چه کنم؟ گفت: تنها یک سجده براى من کن کافى است! عابد گفت: در این حالتى که مى ‏بینى توانایى ندارم، شیطان گفت: اشاره‏اى کفایت مى‏ کند، عابد با گوشه چشم، یا با دست خود، اشاره ‏اى کرد و سجده به شیطان آورد و در دم جان سپرد و کافر از دنیا رفت! . آرى چنین است سرانجام وسوسه‏ هاى شیاطین، و منافقانى که در خط آنها هستند.[5]

پیام های داستان زندگی برصیصای عابد

 1-با طناب پوسیده شیطان به چاه نروید!

یکی از درس های بسیار مهم و عبرت انگیز داستان زندگی برصیصای عابد، این است که هیچ انسان عاقلی با طناب پوسیده شیطان به قعر چاه گمراهی و تباهی نمی رود. در داستان این پیرمرد عابد دیدیم، که شیطان برای اینکه برصیصای را به طور قطعی گمراه و عاقبت به شر نماید از او می خواهد که برای او تعظیم و سجده نماید.

وعده های پوشالی شیطان به خوبی در فرهنگ قرآن مورد توجه قرار گرفته است، گاهی برای اینکه دست افراد را به خون یک انسان بی گناه آلوده نماید وعده رفاه و آسایش می دهد: «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلَاقٍ ۖ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُمْ ۚ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئًا کَبِیرًا؛[6] و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مکشید. ماییم که به آنها و شما روزى مى بخشیم. آرى، کشتن آنان همواره خطایى بزرگ است». «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ [7] شیطان شما را از فقر می ترساند». همین وعده و وعیدها و تهدید های شیطانی است که گاهی سبب تأخیر در ازدواج جوانان شده و گاهی موجب سقط جنین! می شود. گاهی شیطان با وعده توبه بسیاری از انسانها را وارد در منطقه ممنوعه گناه و تباهی می نماید، ولی به محض اینکه انسان آلوده به گناه شد، امید هر گونه بخشش و توبه را از او دور می نماید. باری به هر جهت برای در امان ماندن از کید شیطان و دست یابی به عاقبت به خیری هیچ گاه نباید فریفته وعده های پوشالی و زهر آگین شیطان شد.

2- مصاف بی پایان با شیطان

وسوسه های اغوا کننده شیطان تا آخرین دقایق زندگی می تواند تهدیدی مرگبار و گمراه کننده برای انسان باشد. از این رو انسان در هیچ لحظه ای نباید از وسوسه های شیطان خود را در امان ببیند و به نوعی خود ایمنی کاذب گرفتار شود. شیطان برای خدای متعال قسم یاد کرده است که از هیچ کوشش و تلاشی برای گمراه کردن انسان خاکی کوتاهی نخواهد کرد. «قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ؛[8] [شیطان ] گفت: پس به عزّت تو سوگند که همگى را جداً از راه به در مى برم».

3-فریب زیبانمایی های شیطان را نخوردن

یکی از تکنیک های شیطان برای اینکه افراد را وارد در گناه نماید، ایجاد وسوسه و زیبا نمایی های غیر واقعی است. تکنیک مشخصی که در قرآن کریم نیز به خوبی از آن پرده برداشته شده است: «وَ إِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَکُم‏؛[9] و (به یاد آور) هنگامى را که شیطان، اعمال آنها [مشرکان‏] را در نظرشان جلوه داد». شیطان برای اینکه برصیصای عابد را به گناه شوم زنا و قتل یک زن بی گناه آلوده نماید در نظر او این چنین جلوه گری کرد که این دو گزینه بهترین و زیباترین راه برای اطفای شهوت و رها شدن از کوس بدنامی است.

4-خلوت با زنان، کمینگاه شیطان

از جمله نکات درس آموزی که در داستان برصیصای عابد باید به آن توجه داشت، تأثیر زهر آلود و مخرب خلوت کردن با زنان است که از جمله کمینگاه های مهم شیطان به شمار می رود. بدون شک خدای متعال جنس و زن و مرد را به نوعی خلق کرده است که در آنها تمایلات نفسانی و غریزی شدت دارد. به طور طبیعی و غریزی هر انسانی به نوعی گرایش طبیعی به جنس مخالف دارد. هر گونه خلوت کردن با جنس مخالف و محیط های نامناسب می تواند موجب تشدید و غلیان عنصر شهوت در این دو شده و زمینه نفوذ شیطان را فراهم نماید، از این رو در روایات اسلامی تأکید فراوانی بر عدم عادی سازی روابط میان زن و مرد نامحرم شده است. و از هر گونه خلوت گزینی میان آنها نهی شده است.

کتاب من لایحضره الفقیه ـ به نقل از محمّد طیّار : این چنین نقل کرده است:  «وارد مدینه شدم و به دنبال خانه اى گشتم تا آن را اجاره کنم. به خانه اى وارد شدم که دو اتاق داشت و میان آنها درى بود و در آن خانه، زنى بود. زن گفت: این خانه را اجاره مى کنى؟ گفتم: میان آنها درى است و من جوانم. زن گفت: در را مى بندم . اثاثیه ام را به آن خانه بردم و گفتم: در را ببند. زن گفت: از بستن در، وحشت مى کنم . بگذار باز باشد. گفتم: خیر، من جوانم و تو هم جوان . در را ببند. زن گفت: من در خانه خود مى نشینم و نزد تو نمى آیم و به تو هم نزدیک نمى شوم، و از بستن در، خوددارى کرد. نزد امام صادق (علیه السلام) آمدم و از این مسئله پرسیدم . فرمود : «از آن خانه بیرون شو؛ زیرا هرگاه مرد و زنى در خانه اى خلوت کنند ، سومین نفر، شیطان است».[10]

5-دوستی و همراهی با شیطان، شاه کلید گمراهی

از جمله درس های طلایی و عبرت انگیز برصیصای عابد این است که، هر انسانی که شیطان را به عنوان دوست، ملجأ و پناه خود قرار دهد و از راهنمایی های او تبعیت نماید سرنوشتی جز نگون بختی در انتظار او نخواهد بود. این چنین افرادی که بدون چون و چرا از منویات شیطان تبعیت و پیروی می کنند در دنیا  و آخرت جزو زیانکار ترین افراد خواهند بود. «... وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبینا[11] ؛ ... و [لى‏] هر کس به جاى خدا، شیطان را دوست [خدا] گیرد، قطعاً دستخوش زیان آشکارى شده است‏».

سخن آخر

برای اینکه انسان در زندگی مادی و دنیوی خود طعم شیرین و زیبای عاقبت به خیری را بچشد می بایست هیچ گاه در زندگی خود از کید شیطان غافل نباشد و تا آخرین لحظه عمر خود از وسوسه های اغواء گر او به خدای منان پناه برده و از ایزد منان مدد و یاری بجوید. «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ؛[12] در حقیقت، کسانى که [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه اى از جانب شیطان بدیشان رسد [خدا را] به یاد آورند و بناگاه بینا شوند».

پی نوشت ها:

[1]. سوره مبارکه یوسف، آیه 53.

[2].  تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۳۶۵.

[3]. سوره مبارکه حشر، آیات16و17.

[4]. ر.ک: مجمع البیان، ج ۹- ۱۰، ص ۳۹۷؛ الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج ۱۸، ص ۲۶؛ تفسیر المیزان/علامه طباطبایی/جلد 19/تفسیر آیات1 تا17 سوره ی حشر.

[5]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏23 ، ص544.مجمع البیان جلد 9 صفحه 265، تفسیر قرطبى جلد 9 صفحه 6518- در تفسیر روح البیان این ماجرا به صورت مشروحترى آمده است( جلد 9 صفحه 446).

[6] . سوره مبارکه اسراء آیه 31.

[7]. سوره مبارکه بقره، آیه ۲۶۸.

[8]. سوره مبارکه ص، آیه 82.

[9]. سوره مبارکه انفال، آیه 48.

[10]. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 3 ص 252 ح 3913 .

[11]. سوره مبارکه نساء، آیه 119.

[12]. سوره مبارکه اعراف، آیه 201.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :