ارسال به دوستان
کد خبر : 271935

بررسی ویژگی های دو روش اجتهادی تفاوت اجتهاد مخالف عقل و اجتهاد پویای عقلانی

اجتهاد به عنوان انحصاری ترین متد و روش فهم دین، دارای دو رویکرد بنیادین است. رویکرد نخست اجتهاد سنتی نامیده شده و در مقابل آن اجتهاد پویا قرار دارد.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند.  بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

 

بررسی ویژگی های دو روش اجتهادی

تفاوت اجتهاد مخالف عقل و اجتهاد پویای عقلانی

اجتهاد به عنوان انحصاری ترین متد و روش فهم دین، دارای دو رویکرد بنیادین است. رویکرد نخست اجتهاد سنتی نامیده شده و در مقابل آن اجتهاد پویا قرار دارد.

اجتهاد

فقه به عنوان دستگاه متولی پاسخ گویی به مسائل و سوالات عموم مکلفان در ایام غیبت است. مجتهدان مهم ترین مسئله زمان خود را حیرت مردم از تکالیف شرعی در کوتاه دستی از امام معصوم می دانند و پاسخ این مسئله را در پرداختن به فقه با روش اجتهادی جست و جو می کنند. جریان روزمره زندگی و ورود مولفه های نو شونده در فکر و عمل مکلفان، پرسش های بی شماری را فراروی متدینان برای زیست شریعت مندانه قرار داده است. مفهوم امر و نهی خداوند برای عموم مسلمانان در طول تاریخ، محوری ترین مفهوم دینی بوده است. مجتهدان نیز اسلام را پاسخ گوی نیاز های زمانه و حیات آن را در توجه و عمل مسلمانان به دستورات می دانند

اجتهاد چارچوبی است قاعده مند برای طراحی و عرضه پرسش های برآمده از نیاز های تاریخی انسان مسلمان به نصوص دین و به زبان درآوردن آن ها ، بر اساس نیاز های زمانه.

اجتهاد به عنوان انحصاری ترین متد و روش فهم دین، دارای دو رویکرد بنیادین است. رویکرد نخست اجتهاد سنتی نامیده می شود و در مقابل آن اجتهاد پویا قرار دارد.

در ادامه به بررسی این دو رویکرد می پردازیم.

اجتهاد سنتی؛ متمایل به اخباری گرای، مخالف تعقل در فقه

دسته ای از اجتهادیان، مهم ترین مشکل زمانه خود را بی توجهی جامعه به اجرای شریعت خلا ناشی از غیبت معصوم می دانند. راه حل ارائه شده از سوی آن ها تامل و تفقه در متون دینی برای شناسایی احکام و بیان آن ها برای مردم است.

ویژگی های این جریان عبارت اند از:

1. رویکرد اخباری و توقف بر مصرحات: ایشان اغلب از منظر اخباری با روایات برخورد می کنندو هیچ علاقه ای به باز کردن پای عقل به روش اجتهادی ندارند. از نظر آن ها تمام مسائلی که آدمیان تا روز قیامت نیاز دارند، در نص اول (قرآن) آمده  و علم تفسیر آن نیز نزد اهل بیت (ع) مخزون و در روایات مکتوب است و هیچ راهی جز مراجعه به اخبار و سماع از معصومان وجود ندارد. این جریان بر برداشت های عقلی دیگر جریان ها از متون دینی به شدت حمله کرده و آن ها را متهم کرده است که رای و نظر خود را که از طریق عقل و اجماع حاصل می گردد بر کتاب و سنت تطبیق می دهند و یا هوا های نفسانی بر آن ها غالب است و رای و نظر خود را اصل و ملاک قرار داده و کتاب و سنت را به رای و خواسته های نفسانی خود تطبیق می دهند.

2. التزام نسبت به فهم گذشتگان: تمرکز این جریان در اجتهادات خود پس از قرآن و روایات بر شیوه و محتوای علمای سلف است و به شدت با ورود عناصر جدید، مانند مصلحت، زمان و مکان و... به فقه مخالفت می کنند.

3. تاکید بر فهم سنتی در اجتهاد: در این جریان، نگرش فردی در کشف احکام غلبه دارد. فهم اجتماعی از منصوصات وجود ندارد و هرگونه خطا در حوزه اجتماعی ناشی دوری مزدم از معارف و احکام ناب اسلامی ارزیابی می شود. وجهه فردی احکام نزد این گروه بسایر پر رنگ بوده و حتی از احکام اجتماعی اسلامی تفسیری فرد گرایانه ارائه می دهند. حداکثر نسبتی که ایشان میان احکام و اجتماع لحاظ می کنند در اجرای برخی حدود در اجتماع است در این عرصه نیز بر اجرای مر منوصات در حدود اصرار دارند.

اجتهاد پویا؛ عقل گرا، اجتماعی، مخالف اخباری گری

یکی از مهم ترین جریان های فعلی در قم، جریان اجتهاد پویا است که دغدغه های متفاوتی نسبت به جریان اجتهاد سنتی دارد. این جریان تاکید می کند که فقه ظرفیت و توانایی لازم برای پاسخگویی به مسائل نو پیدا و عصری را دارد. دغدغه این جریان فراتر از تعیین حلال و حرام الهی اجرای احکام در همه ابعادش در جامعه است.

امام خمینی یکی از بارز ترین و شاخص ترین فقهای این جریان در عصر حاضر به حساب می آید که با همین تئوری ظزفیت فقه را در عرصه انقلاب اسلامی فعال کرد. ایشان به عنوان فقیه جامع الشرایط از اجتها سنتی عبود و با نگاهی نو بسیاری از معضلات فردی و اجتماعی مسلمانان را حل کرد.

از ویژگی های این جریان عبارت اند از:

1. تقویت عقل گرایی در روش اجتهاد: اجتهاد شیعی از گذشته به عقل گرایی شهرت داشت و بنای مکتب عقل گرایی را شیخ مفید و شریف مرتضی در قرون چهارم و پنجم هجری گذاشتند. در دوران جدید نیز وحید بهبهانی با مبارزه با تفکر اخباری گری به عنوان نماد عقل گرایی در حوزه های معاصر شناخته می شود.

2. فهم اجتماعی از شریعت: این جریان با آگاهی از نقش موثر شریعت در شکل دهی به عمل فردی و اجتماعی تلاش دارد دستگاه اجتهاد را به عنوان سیستم حکم ساز به گونه ای تنظیم کند که پاسخگوی نیاز های اجتماعی مسلمانان معاصر باشد.

3. بازنگری و تقویت برخی از وجوه سنت اجتهاد: درگیری فقه با اجتماعیات و ناتوانی اجتهاد سنتی در ارائه پاسخ های مناسب موجب گردید جریان پویا عناصری از سنت اجتهاد را پر رنگ تر از گذشته مورد توجه قرار دهد. علی الخصوص در توجه به نقش زمان و مکان در اجتهاد و نقش مصلحت در احکام اجتماعی.

تکیه بر عقل، ظرفیت قرار دادن ذیل جریان عقل گرا در حوزه علمیه را دار است. عقل گرایان حوزه مدعی اند برای حفظ و ارتقای اندیشه دینی باید به عقل بشری اعتماد و در سپهر ما لا نص فیه به رای آن اعتماد کرد.

البته این بدان معنا نیست که جریان عقل گرا هیچ اهتمامی به نص نداشته و از آن استفاده نمی کند. اما سخن در چگونگی مواجهه با متن و نیز در موارد سکوت شرع است. با این توصیف جریان عقل محور در صدد است با عبور از ظاهر متن، معنای عمیق تری را کشف کند.

پی نوشت:

این مطلب خلاصه ای است از یادداشت "نسبت جریان های حوزه با اندیشه انقلاب اسلامی" که در ماهنامه رسائل، شماره ششم منتشر شده است.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :