ارسال به دوستان
کد خبر : 271138

توبه واقعی

در کتاب پندهای حكیمانه علامه حسن زاده آملى به نقل از كتاب شریف و گرانسنگ اصول کافی، از ابن وهب نقل شده است كه مى‎گوید

سه نکته از سه نکته دان!

توبه واقعی

نکته اول

در کتاب پندهای حكیمانه علامه حسن زاده آملى به نقل از كتاب شریف و گرانسنگ اصول کافی، از ابن وهب نقل شده است كه مىگوید: شنیدم كه امام صادق(علیهالسلام) فرمود: وقتی بندهای توبه نصوح كند، خداوند او را دوست بدارد، و در دنیا و آخرت، (گناهان) او را بپوشاند. پرسیدم: چگونه گناهان او را مىپوشاند؟ فرمود: گناهانش كه دو ملك نوشتهاند را، از یادشان ببرد، و اعضاى بدنش ‍ را وحى فرماید كه گناهانش را پنهان كنید، و به مواضعى از زمین (كه در آنها گناه كرده است) وحى فرماید كه گناهانى كه در شما مرتكب شده، كتمان كنید. پس او به نزد خدا میرود در حالى كه چیزى بر گناهانش گواهى ندهند.

برخى اشخاص گاهى از این غرورها دارند،به او مى‏گویند با فلان كس ننشین،مى‏گوید من مواظب خودم هستم.مى‏گوییم تو مواظب هستى یعنى آگاهانه نمى‏گیرى،ولى نمى‏فهمى،مى‏بینى ناآگاهانه طبیعتت گرفته،و خودت نفهمیده‏اى

نکته دوم

مى‏گویند مرحوم آیت الله العظمی  شاه آبادى مى‏گفته طبیعت دزد است، یعنى انسان با انسان بد بنشیند، خودش نمى‏فهمد، یك وقت مى‏بیند خصلت او در وى آمده، یعنى طبیعتش دزدكى از او گرفته است. «دزد است‏» یعنى طبیعت، مخفى از شعور انسان مى‏گیرد. مولوى این[نكته]را به این صورت مى‏گوید:

مى‏رود از سینه‏ها در سینه‏ها از ره پنهان صلاح و كینه‏ها

 

یعنى تو با دیگرى دارى حرف مى‏زنى،[بدون آنكه خودت بفهمى صفات او را مى‏گیرى.] برخى اشخاص گاهى از این غرورها دارند، به او مى‏گویند با فلان كس ننشین، مى‏گوید من مواظب خودم هستم. مى‏گوییم تو مواظب هستى یعنى آگاهانه نمى‏گیرى، ولى نمى‏فهمى، مى‏بینى ناآگاهانه طبیعتت گرفته، و خودت نفهمیده‏اى.

حال وقتى كه انسان از معاشر خودش ناآگاهانه بگیرد، اولاد از پدر و مادر ناآگاهانه نمى‏گیرد؟ پس این باورى نیست كه انسان خودش را حفظ نكند و بتواند خاندانش را حفظ كند.

نکته سوم

مرحوم شیخ غلامرضا یزدى رضوان الله علیه كه مرد بسیار بزرگى بود(دو سال به قم آمد،علماى قم خیلى اصرار كردند كه او را نگه دارند. جریان مفصلى دارد. پسرش هم همان جا فوت كرد، براى درس تفسیرى كه داشت) یك وقتى در یك منبر مطلبى آورد، گفت كه یك دهاتى سهولت مزاج داشت، یك كسى برایش فرنى آورد. گفت من نمى‏خورم. گفتند چرا؟ گفت این خودش را نمى‏تواند نگه دارد، شكم مرا مى‏تواند نگه دارد؟ حال، آدمى كه خودش خودش را نمى‏تواند نگه دارد، مى‏تواند مردم را نگه دارد؟ پدرى كه خودش را نتواند نگه دارد، بچه‏هایش را مى‏تواند نگه دارد؟ این است كه قرآن مى‏گوید: قوا انفسكم و اهلیكم اول خودت را نگه دار، بعد برو سراغ زن و بچه. تو كه خودت را نمى‏توانى نگه دارى چطور زن و بچه‏ات را مى‏توانى نگه دارى؟ اول خود نگهدارى، بعد غیر نگهدارى.

مطلق كسانى كه مى‏خواهند نگهدارنده اخلاقى جامعه باشند، اگر خودشان را نتوانند نگه دارند[جامعه را نمى‏توانند نگه دارند.] امكان ندارد كه انسان خودش را نتواند نگه دارد، بعد بگوید من جامعه را مى‏خواهم نگه دارم.

گروه دین و اندیشه تبیان .


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :