ارسال به دوستان
کد خبر : 269157

معیارهای پلورالیسم دینی نزد جان هیک

جان هیک برای نجات از نسبی گرایی به معیارهای اخلاقی، تجربی، انسجام درونی و پراگماتیستی تمسک جسته است؛ هر چند با طرح همه این معیارها، در نهایت نتیجه می گیرد که ارزیابی و رتبه بندی سنت های بزرگ دینی جهان ناممکن است. ولی به هر حال، این معیارها را ذکر می کند که به نظر نگارنده، علاوه بر ناسازگاری معیارها با مبنای معرفت شناختی هیک؛ یعنی تفکیک نومن از فنومن، انسجام گرایی، پراگماتیسم، معیار اخلاقی و تجربه دینی، نمی توانند معیار صحیحی برای تشخیص شناخت حقیقی از غیر حقیقی باشند، زیرا انسجام گرایی بر نظام دروغین منسجم نیز انطباق دارد. فایده عملی هم اعم از حقانیت و بطلان ادعاهاست. توضیح این که اگر انسجام گرایی، معیار صدق باشد؛ دو نظام منسجم، ولی ناسازگار هم باید صادق تلقی گردند؛ در حالی که چنین فرضی به اجتماع نقیضین می انجامد.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند.  بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

معیارهای پلورالیسم دینی نزد جان هیک

پلورالیسم دینی را از دو منظر می توان ارزیابی کرد؛ نخست از منظر محتوایی و این که با صرف نظر از دلایل، آیا ادعای کثرت گرایی دینی صحیح است یا خیر؟. دوم این که آیا دلایل آنها بر اثبات این ادعا تمام است یا خیر؟

جان هیک برای نجات از نسبی گرایی به معیارهای اخلاقی، تجربی، انسجام درونی و پراگماتیستی تمسک جسته است؛ هر چند با طرح همه این معیارها، در نهایت نتیجه می گیرد که ارزیابی و رتبه بندی سنت های بزرگ دینی جهان ناممکن است. ولی به هر حال، این معیارها را ذکر می کند که به نظر نگارنده، علاوه بر ناسازگاری معیارها با مبنای معرفت شناختی هیک؛ یعنی تفکیک نومن از فنومن، انسجام گرایی، پراگماتیسم، معیار اخلاقی و تجربه دینی، نمی توانند معیار صحیحی برای تشخیص شناخت حقیقی از غیر حقیقی باشند، زیرا انسجام گرایی بر نظام دروغین منسجم نیز انطباق دارد. فایده عملی هم اعم از حقانیت و بطلان ادعاهاست. توضیح این که اگر انسجام گرایی، معیار صدق باشد؛ دو نظام منسجم، ولی ناسازگار هم باید صادق تلقی گردند؛ در حالی که چنین فرضی به اجتماع نقیضین می انجامد.

فایده گرایی، نیز نمی تواند از حقانیت ادیان مختلف دم بزند؛ زیرا ادیان و سایر مکاتب بشری، جملگی فایده بخشند و در چنین فرضی باید تمام مکاتب دینی و غیر دینی را حق دانست. نتیجه ای که جان هیک نمی پذیرد. موازین اخلاقی، نیز در شخصیت های مکاتب باطل و منحرف مشاهده میشود. حق مطلب آن است که جان هیک پس از اصلاح نظام معرفت شناسی خود، باید از طریق مبناگروی و استناد نظریات به بدیهیات، به درک حقیقت نایل آید.

پلورالیسم دینی را از دو منظر می توان ارزیابی کرد؛ نخست از منظر محتوایی و این که با صرف نظر از دلایل، آیا ادعای کثرت گرایی دینی صحیح است یا خیر؟. دوم این که آیا دلایل آنها بر اثبات این ادعا تمام است یا خیر؟

به نظر نگارنده، ادعای پلورالیسم دینی با صرف نظر از دلایل و مبانی، غیر قابل پذیرش و مستلزم تناقض است؛ زیرا اگر همه ادیان حق و مطابق با واقع باشند، در آن صورت نظریه تناسخ و معاد در بحث حیات پس از مرگ و توحید و تثلیث و ثنویت در باب خداشناسی باید صحیح باشند، که اجتماع نقیضین لازم می آید؛ لکن اجتماع نقیضین باطل است پس تمام باورهای ادیان نمی تواند صحیح باشند. اگر شخصی در پاسخ به این اشکال بگوید که هر یک از ادیان، نزد متدینان خود حق است پس تناقضی لازم نمی آید، در جواب خواهیم گفت: در این حالت، حقانیت اخلاقی و حقانیت نزد شخص (یعنی مطابقت گزاره با اعتقاد شخص نه مطابقت با واقع)، ثابت می گردد نه حقانیت نفس الامری و واقعی که ادعای اصلی جان شیک و طرفداران کثرت گرایی دینی است. پس با توجه به بطلان اصل ادعای کثرت گرایی دینی، هر دلیلی که در مقام اثبات این ادعا اقامه شود، ناتمام خواهد بود؛ با این وجود، بررسی دلایل و مبانی پلورالیسم دینی نشان می دهد که توان اثبات ادعای حقانیت تمام ادیان را ندارند.

 علاوه بر دلیل عقلی بر ابطال پلورالیسم دینی میتوان به دلایل نقلی ذیل اشاره کرد آیات فراوانی از قرآن کریم و نیز روایات بسیاری یافت می شوند که به دلالت التزامی، کثرت گرایی دینی را نفی می نمایند، برخی از این آیات عبارتند از آیه ۱۳۷ بقره، آیات ۸۵ و ۱۹ تا ۲۲ آل عمران و آیه ۶۵ مائده که بر ضرورت ایمان به نبوت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) در دوران خاتمیت، اشاره دارند. و اینک با تفصیل بیشتر به دلایل نقلی ذیل توجه فرمایید :

الف. آیات جهانی بودن اسلام

آیاتی در قرآن کریم وجود دارند، که بر جهانی بودن دین اسلام دلالت دارند، از این رو، تمامی مردم جهان را مورد خطاب قرار داده، آنان را به اسلام دعوت نموده است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) را فرستاده ای برای همه مردم می داند:

1. «قل یا أیها الناس إنما أنا لکم نذیر مبین» (حج،۴۹) بگو که ای مردم، من برای شما رسول ترساننده، مشفقی آشکار بیش نیستم.

۲.« و أرسلناک رسولا وکفى بالله شهیدا» (نساء، ۷۹) و ما تو را به رسالت برای مردم فرستادیم، و تنها گواهی خدا کافی است.

۳. «قل یا أیها الناس إنى رسول الله إلیکم جمیعا الذی له ملک السماوات والأرض لا إله إلا هو یحیی ویمیت فآمنوا بالله و رسوله النبی الأمی الذی یؤمن بالله وکلماته و اتبعوه لعلکم تهتدون» (أعراف ۱۵۸) (ای رسول ما به خلق) بگو که من بر همه شما جنس بشر رسول خدایم، آن خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، هیچ خدایی جز او نیست که زنده می کند و می میراند، پس باید ایمان به خدا آرید و هم به رسول او پیغمبر امتی (که از هیچ کس جز خدا تعلیم نگرفته) آن پیغمبری که بس به خدا و سخنان او ایمان دارد، و پیرو او شوید، باشد که هدایت یابی.

۴. «و ما أرسلناک إلا کافة للناس بشیرا ونذیرا ولکن أکثر الناس لایعلمون» (سبأ،۲۸) و ما تو را جز برای اینکه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهی و (از عذابش) بترسانی نفرستادیم، و لیکن اکثر مردم از این حقیقت) آگاه نیستند.

۵. «و ما أرسلناک إلا رحمة للعالمین» (انبیاء،۱۰۷) و (ای رسول) ماتو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت برای اهل عالم باشی.

۶. «تبارک الذی نزل الفرقان على عبده لیکون للعالمین نذیرا» (فرقان، ۱) بزرگوار است پاک خداوندی که فرقان را بر بنده خاص خود نازل فرمود تا (به اندرزهای وی) اهل عالم را متذکر و خدا ترس گرداند.

ب . آیات جهانی بودن قرآن

برخی از آیات قرآن کریم را جهانی و همگانی معرفی می کند؛ برای نمونه:

1. «کتاب أنزلناه إلیک تخرج الناس من الظلمات إلى النور بإذن ربهم (ابراهیم، ۱) این قرآن کتابی است که ما به تو فرستادیم تا مردم را به امر خدایشان از ظلمات (جهل و کفر) بیرون آری و به عالم نور رسانی و به راه خدای مقتدر ستوده صفات، رهسپار گردانی

۲. «هذا بیان الناس و هدئ و موعظة للمتقین» (آل عمران، ۱۳۸) این آیات حجت و بیانی است برای عموم مردم، و راهنما و پندی برای پرهیزکاران .

 ۳. «هذا بلاغ للناس» «ابراهیم، ۵۲) این (قرآن عظیم) حجت بالغ برای جمیع مردم است.

 ۴. «یا أیها الناس قد جاءکم برهان من ربکم و أنزلنا إلیکم نورا مبینا» (نساء، ۱۷۴) ای مردم، برای هدایت شما از جانب خدا برهانی (محکم) آمد، و نوری تابان به شما فرستادیم.

۵. «تبارک الذی نزل الفرقان على عبده لیکون للعالمین نذیرأ» (فرقان، ۱) بزرگوار است پاک خداوندی که فرقان را بر بنده خاص خود نازل فرمود تا به اندرزهای وی) اهل عالم را متذکر و خدا ترس گرداند.

منبع: کلام نوین اسلامی، عبدالحسین خسروپناه، انتشارات تعلیم و تربیت اسلامی، چاپ اول، قم 1390


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :