ارسال به دوستان
کد خبر : 266811

سنت و مدرنیزم

مدرنیزم درباره انسان و جهان دیدگاه خاصی را مطرح کرده که نه تنها با دیدگاه سنتی سازگاری ندارد، بلکه در تعارض نیز هست.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند.  بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

سنت و مدرنیزم

مدرنیزم درباره انسان و جهان دیدگاه خاصی را مطرح کرده که نه تنها با دیدگاه سنتی سازگاری ندارد، بلکه در تعارض نیز هست.

مدرنیسم به پنوگرایی ترجمه شده است. سئوال اول که در اینجا مطرح می شود این است که چرا امروز ما با پدیده ای به نام سنت و مدرنیسم روبرو هستیم. اصلا چرا چنین مساله ای وجود دارد. در جهانی که سنت حاکم بوده و انسانها مطابق سنتهای الهی زندگی می کردند مسلما با چنین پدیده و مسألهای روبرو نبودند؛ اما انسان سنتی که می خواهد در جهان امروز زندگی بکند یا زندگی می کند با این مساله روبرو هست. ریشه مدرنیزم در غرب است و مربوط به زمانی می شود که به رنسانس معروف است. مدرنیزم درباره انسان و جهان دیدگاه خاصی را مطرح کرده که نه تنها با دیدگاه سنتی سازگاری ندارد، بلکه در تعارض نیز هست. بنده می خواهم در اینجا از لفظ تعارض استفاده بکنم. بنابراین برای کسانیکه در یک جهان بینی دینی و سنتی زندگی می کنند شناخت آن و پی بردن به عناصر و اجزای تشکیل دهنده آن کمال اهمیت را دارد. شاید بیش از صد سال است که ما در جهان اسلام و جهان سنتی با مسائلی مواجه هستیم که از طریق مدرنیسم وارد شده است و شاید آنها را پذیرفته ایم، بدون این که از آن آگاه باشیم. بنابراین لازم هست در یک چنین کنگره ای بحثی به نام سنت و مدرنیزم مطرح شود. هر چند نمی شود در یک سخنرانی نیم ساعته با یک ساعته و حتی یک روزه و دو روزه و بلکه در یک سمینار که یک ترم بکشد این مساله را بطور دقیق بررسی کرد، چون واقعا مربوط به یک مسأله فرهنگی یک جریان عصرساز است، ولی خوب باید لااقل به بعضی از مهمترین نکاتی که در این مساله مطرح می شود اشاره کرد.

مسأله اول این است که معمولا ما از سنت چه چیزی را اراده می کنیم. می دانید که لفظ سنت از آن کلماتی است که در قرآن بسیار مورد تأکید قرار گرفته و با این سنت در قرآن یعنی نوامیس الهی، چه نوامیس تکوینی و چه نوامیس تشریعی و این نوامیس تشریعی و تکوینی کاملا با یکدیگر سازگار است، «فلن تجد لسنة الله تبدیلا  و لن تجد لسنة الله تحویلا» (۱)؛ یعنی قوانینی است که اصلا تبدیل و تحویل در آن راه ندارد. شما به آسمان، زمین و ستارگان نگاه کنید که چه قوانینی بر آنها حاکم است. شما به این قوانین عادت کرده اید، اما کسی را در نظر بگیرند که عادت نکرده یا ترک عادت کرده باشد یکدفعه صبح برمی خیزد به این آسمان و زمین و قوانینی که بر این آسمان و زمین حاکم هست خیره می شود و واقعا دچار شگفتی و تحیر می شود. در حالی که قوانینی همیشه بوده و خواهد بود و تبدیل و تحویل در این قوانین و نوامیس الهی راه ندارد. همچنین سنتی که انبیا آورده اند آن هم یک سنت است و آیین ازلی و ابدی است. هر پیامبری هم آمده سعی کرده که دین الهی را احیا کند، چون به هر جهت مخاطب این سنت انسان است و انسان دچار غفلت و نسیان می شود و این سنت الهی را فراموش می کند، بنابراین خداوند انبیا را مبعوث کرده برای احیاء همین سنت. «سنة من قد أرسلنا قبلک من رسلنا ولأتجد لسنتنا تحویلا» (2)؛ ای پیامبر، آن سنتی که تو مبلغ آن هستی همان سنتی است که همواره در میان پیامبرانی که پیش از تو بودند وجود داشت و برای سنت ما تغییری نیست. این سنت الهی، احکام الهی، حقایق الهی، معارف الهی و آن تنبیه و تذکری که انبیا داده اند، نقض نمی شود. آن پیام الهی که انبیا حامل آن بودند و آن سنت الهی همیشه مطرح بوده است و علمای دین و حکما همیشه پاسداران این سنت الهی بوده اند. آیات دیگری هم هست که من وارد نمی شوم مثل آیه: سنة الله فی الذین خلوامن قبل ولن تجد لسنه  الله تحویلا (۳) این همان دین فطرت است. فطرتی که خداوند همه اشیا را مطابق آن آفریده و انسان به تعبیر قرآنی باید با تمام وجود خودش این سنت را اقامه بکند. ببینید خداوند خطاب به حضرت رسول می فرماید: «فقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن أکثر الناس لا یعلمون» (۴)؛ ای پیامبر اقامه دین کن، اقامه کن وجه خود را، یعنی با تمام وجود خودت روی بیاور به دین حنیف، دین ازلی و ابدی دین حنیف که مطابق فطرت است؛ فطرتی که خداوند همه چیز را مطابق آن فطرت آفریده و تبدیل و تحویل در خلق الهی نیست؛ این است دین قیم و پایدار ولکن بیشتر مردم نمی دانند.

بنابراین غرض از دین، همان اقامه دین و اقامه سنت تشریعی است. سنت الهی که از آن به دین قیم تعبیر شده، در لسان حضرت ابراهیم اینگونه آمده است: «ائی وجهت وجهی للذی فطر السموات و الأرض حنیفا و ما آنا بین المشرکین» (۵)؛ من با تمام وجودم به کسی روی آورده ام که آسمان را و زمین را مطابق فطرت و حنیف آفریده است. در این سنت دو سه محور اساسی است که اگر اینها مورد مخاطره قرار بگیرد، این دید سنتی از بین می رود. یکی رابطه انسان با خداست و دیگری رابطه انسان با عالم که این در دیده مدرن و مدرنیزم تفسیر دیگری شده که در واقع با تفسیر الهی منافات دارد و بنابراین غیر سنتی است گرایشی که به مدرنیزم معروف است، برابر گرایش سنتی قرار می گیرد. حالا من نمی خواهم دید ادیان را هم در اینجا بیان بکنم، ولی دید ادیان یک دید واحد است.

نگاه سنت به انسان و جهان کسانی که ادیان الهی را در باطن نگاه کرده باشند با هم اختلافاتی که دارند دید آنها نسبت به انسان و جهان یک دید واحد است. انسان را یک موجود الهی تلقی می کنند؛ نه صرفا یک موجود بشری و خاکی که از مبدأ و معاد بریده باشد. من به عنوان مثال دو سه آیه ای از قرآن که به بهترین وجهی آن را بیان کرده و دید تورات و انجیل و هم دید متفکران مسیحی و دیگر ادیان می تواند باشد را نقل می کنم تا خوب ببینید مقام انسان چه هست. وإذ قال ربک للملائکة إنی جاعل فی الأرض خلیفة» (۶)؛ خداوند به فرشتگان خطاب کرد که من می خواهم خلیفه ای در روی زمین قرار بدهم در اینجا خداوند از انسان به خلیفه تعبیر کرده است مقام خلیفة اللهی مقامی بسیار عالی است که به هیچ موجودی عطا نشده است و خداوند این را به فرشتگان اعلام کرد «انی جاعل فی الأرض خلیفة قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء ..» (۷) فرشتگان گفتند آیا کسی را خلق می کنی که فساد می کند و خونریزی می کند، در حالیکه ما حمد تو را می گوییم، تقدس تو را می کنیم. خداوند آنها را مورد عتاب قرار داد و فرمود: «اتی آغلم ما لا تعلمون»؛ فرشتگان الهی! من درباره این انسان چیزهایی می دانم که شما اصلا نمیدانید. یعنی وقتی آنها خودشان را به تسبیح و تقدیس حق ستایش کردند خدا آنها را مورد ملامت قرار داد و فرمود من در مورد انسان چیزی می دانم که شما نمی دانید. آن چیست؟

پی نوشت ها:

 ا. فاطر/ ۴۳.

2. اسرا/ ۷۷.

٣. احزاب/ ۶۲.

۴. روم/ ۳۰.

۵. انعام/ ۷۹.

۶. بقره / ۳۰.

7. بقره / ۳۰.

منبع: تمدن اسلامی در اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی رحمه الله، نمایندگی ولی فقیه در نیروی دریایی سپاه،صص42-39، چاپ و نشر عروج، چاپ سوم، تهران، 1393


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :