ارسال به دوستان
کد خبر : 266808

خوش اخلاقی در اسلام

گشاده رویی، از بارزترین صفات رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) بود که سهمی عمده در جذب مردم به اسلام و شیفتگی آنان به شخص پیامبر داشت.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند.  بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

خوش اخلاقی در اسلام

داود رجبی نیا

گشاده رویی، از بارزترین صفات رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) بود که سهمی عمده در جذب مردم به اسلام و شیفتگی آنان به شخص پیامبر داشت.

اگر ایمان و عمل انسان قوی و فراوان باشد، ولی از زیبایی هایی اخلاق برخوردار نباشد، در دنیا و به ویژه در برزخ و آخرت دچار مشکل می شود. آثار حسن خلق که بخشی از آن در دنیا، و همه در آخرت، ظهور عینی می یابد، قابل شمارش نیست؛ چنان که در روایات آمده است: «هیچ حقیقتی در میزان عمل انسان در قیامت، سنگین تر از حسن خلق نیست». هیچ راهی برای تبلیغ حسنات اخلاقی، بهتر و نافذتر از این نیست که خود انسان به حسنات آراسته باشد. از آنجاکه مردم عاشق زیبایی های ظاهر و زیبایی های معنوی هستند، هنگامی که مکارم اخلاقی را در انسان ببینند و خود را عاری از آن بنگرند، از درون دچار نهیب وجدان و شرم و حیا می شوند، و خلأ حسنات اخلاقی در وجودشان، به آنان سخت و دشوار می آید و سبب می شود به سوی زیبایی های اخلاقی که در غیر خود می بینند و منافع آن را در برخوردها و روابط ملاحظه می کنند، روی آورند، و انسان آراسته به آن را الگو و اسوه خود قرار دهند. دارندگان محاسن اخلاقی و حسنات باطنی، که در قرآن مجید از آنان به «محسنین» تعبیر شده است، به دلیل اینکه حرکات و اعمالشان از باطن زیبایشان برمی آید، محبوب خدا و خلق خدایند، چنان که به لقمان حکیم منسوب است که گوید: «خوشخو، خویش بیگانگان باشد، و بدخو، بیگانه خویشان».. امام حسن علیه السلام درباره حسن خلق چنین می فرماید: إن أحسن الحسن الخلق الحسن؛ «بهترین چیز خوب، اخلاق خوب است». ادیب نیشابوری گوید:

 بود گوهر هر کسی، خوی او ... که تن گاه زشت است و گاهی نکو

 گشاده رویی، از بارزترین صفات رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) بود که سهمی عمده در جذب مردم به اسلام و شیفتگی آنان به شخص پیامبر داشت. خداوند درباره این خصلت مردمی حضرت می فرماید: «به خاطر رحمت الهی بود که برای مردم نرم شدی، و اگر تندخو و خشن و سخت دل بودی، از دور تو پراکنده می شدند».

حسن خلق، کمندی است که دیگران را در دام محبت اسیر می کند و تبلور فضلیتهایی چون خوش رویی، خوش گویی (ادب گفتار) و... می شود؛ چنان که صادق آل محمد علیهم افضل الصلاه والسلام، حد و مرز اخلاق نیک را چنین تبیین می کند: «نرمی اخلاق، پاکیزه سازی کلام و گشاده رویی».

خوشرویی

 مواجهه دو انسان با هم و کیفیت رویارویی چهره ها، نقش مهمی در نحوه گفتار و رفتار دارد و رمز گشایش دلهاست. هرگز نمی توان با اموال خود همه مردم را بهره مند ساخت و راضی نمود، ولی می توان با گشاده رویی و خوش رویی برخورد کرد. اگر این خوشرویی و خنده رو بودن با نیت پاک و الهی انجام گیرد، افزون بر تأثیر محبت آفرین، حسنه و عبادت شمرده می شود: «تبسم الرجل فی وجه اخیه حسنه» داشتن چهره باز در برخورد با دیگران، آنان را آماده تر می سازد تا دل به دوستی با شما سپارند. خنده رویی و بشاش بودن، دیگران را دل و جرئت می بخشد تا بدون هیچ هراس و نگرانی، با شما باب آشنایی باز کنند و سفره دلشان را پیشتان بگشایند. چقدر شایسته است انسان دین دار هنگامی که می خواهد با زن و فرزند، پدر و مادر، اقوام و دوستان و مردم برخورد کند، غم و اندوه را در پس پردہ باطن پنهان نماید و همه نشاط و خرمی اش را در چهره ظاهر سازد و با خوش رویی کامل با همگان دیدار کند؛ زیرا «لبی که خنده ندارد، شکاف دیوار است». حضرت، هنگام شمارش ویژگی های زیبایی مؤمنان می فرماید: «المؤمن بشره فی وجهه وحزنه فی قلبه»

خوش گویی (ادب گفتار)

 نخستین و مهم ترین وسیله تبادل اطلاعات در بین انسان ها، سخن گفتن است. بنابراین، سخن گفتن، پدیده ای اجتماعی است، و اگر انسان به تنهایی زندگی می کرد، نه نیازی به حرف زدن داشت و نه انگیزه ای که او را به سخن گفتن وادارد، و حتی شاید در چنین وضعی، قادر به سخن گفتن نیز نبود. سخن گفتن، یکی از نعمت های بزرگی است که خداوند به انسان مرحمت کرده است: (خلق الإنسان * علمه البیان) گویا به همین مناسبت، اهل منطق، «نطق» را نشانه خاص و فصل ممیز انسان قرار داده، آن را مساوی عاقل می دانند.

زیبایی ادب گفتار چنان است که زیبایی های دیگر را در مجموعه خود جای می دهد: نرمش در سخن گفتن؛ قطع نکردن کلام دیگری؛ نهی از پرحرفی؛ فاش نکردن اسرار دیگران؛ حفظ زبان؛ سخن گفتن به تناسب فهم مخاطب؛ توجه به مکان ها و موارد سخن گفتن و سکوت کردن؛ پرهیز از حرفها و قضاوت های بی دلیل و مدرک؛ پرهیز از تمسخر و توهین به دیگران و مانند آن. در اینجا به بعضی روش های قرآنی سخن گفتن اشاره می کنیم:

ملایمت

از ارزش های مثبت در سخن گفتن، نرمی و ملایمت است. بلند سخن گفتن و داد و فریاد بیش از اندازه، رفتاری ناپسند است؛ زیرا سخن گفتن برای این است که شنونده بشنود. پس بلند کردن صدا بیش از اندازه، جز زیان، اثر دیگری ندارد و شنونده را می آزارد و خسته می کند و مانع سخن گفتن دیگران می شود. آیه ۱۹ سورة لقمان ضمن تشبیه و مثالی کوتاه و گویا، زشتی بلند سخن گفتن را یادآور می شود: واغضض من صوتک إن أنکر الأصوات لصوت الحمیر.

صراحت

 صراحت در سخن گفتن، نقطه مقابل گنگی، ابهام و دوپهلو بودن سخن است. در بعضی موارد، صراحت در کلام، لازم است. جایی که پای مصالح اساسی انسان و اجتماع در میان باشد، ناگزیر باید با صراحت سخن گفت تا از تفسیرها و تحلیل های دلخواهانه و نادرست که بر منافع گروهی یا شخصی منطبق است، جلوگیری شود.

 

سفیران الهی در ابلاغ رسالتشان چنین بوده اند. در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) نیز کفار به دنبال محافظه کاران و راحت طلبان می گشتند: ودوا لو تدهن فیدهنون؛ «دوست می داشتند قدری نرمش و انعطاف داشته باشی، تا آنها هم با تو کنار بیایند و نرمش داشته باشند». ولی خداوند با نزول آیات و همچنین با بیان سورۂ کافرون، جای انعطاف، نرمش و چشم پوشی را در مسائل اصولی بست.

فروتنی و ادب

 رعایت تواضع و ادب هنگام سخن گفتن، به ویژه در گفت وگو با والدین فراوان تأکید شده است (وقل لهما قولا کریما)، که منظور از قول کریم، همان سخن مؤدبانه است. رعایت ادب در همه کار و از جمله در سخن گفتن لازم است، مگر در موارد استثنایی که خشونت و تندی لازم است: لا یحب الله الجهر بالسوء من القول إلا من ظلم.

 منبع: اسلام و زیبایی های زندگی: رویکردی تحلیلی و تربیتی به سبک زندگی ، دکتر داود رجبی نیا، صص526-520، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمة الله علیه، قم، چاپ اول، 1391


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :