ارسال به دوستان
کد خبر : 266362

ادیان ابتدایی

هنوز در گوشه و کنار جهان انسان ها و اقوام بدوی زندگی می کنند. بومیان استرالیا، قبایل افریقایی، قبایل سرخ پوست امریکا و اسکیموهای قطب شمال از این دسته اند. این مردمان با تمدن و فنّاوری دنیای جدید چندان آشنا نیستند و مانند انسان های ده ها قرن پیش و گاهی مانند انسان های ماقبل تاریخ، زندگی می کنند. سادگی و بساطت همه شئون زندگی این انسان ها را در برگرفته است. ایشان نه تنها برای امرار معاش خود از وسایل ابتدایی استفاده می کنند، بلکه به لحاظ فرهنگی و فکری نیز ساده و غیرپیچیده اند

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

ادیان ابتدایی

 

نویسنده: عبدالرحیم سلیمانی اردستانی
هنوز در گوشه و کنار جهان انسان ها و اقوام بدوی زندگی می کنند. بومیان استرالیا، قبایل افریقایی، قبایل سرخ پوست امریکا و اسکیموهای قطب شمال از این دسته اند. این مردمان با تمدن و فنّاوری دنیای جدید چندان آشنا نیستند و مانند انسان های ده ها قرن پیش و گاهی مانند انسان های ماقبل تاریخ، زندگی می کنند. سادگی و بساطت همه شئون زندگی این انسان ها را در برگرفته است. ایشان نه تنها برای امرار معاش خود از وسایل ابتدایی استفاده می کنند، بلکه به لحاظ فرهنگی و فکری نیز ساده و غیرپیچیده اند.
انسان بدوی ویژگی هایی دارد که باعث شکل گیری اندیشه و فرهنگ خاص او می شود. وی به سبب وابستگی به جامعه و قبیله خود، شخصیتی فردی و مستقل ندارد. او اندیشه و عقیده ای جدا از جامعه خود ندارد و چنان مجذوب جامعه خویش است که چشم بسته اخبار و عادات و رسوم آن را می پذیرد و کمتر به خود اجازه می دهد در آن ها تأمل و تدبر کند. همین امر باعث می شود که اندیشه انسان ابتدایی کمتر دچار تغییر و تحول شود.
رسوم و عقاید انسان ابتدایی متناسب با نیازهای جسمی و روانی اوست. نیازهای جسمانی از قبیل غذا، آب، دارو، درمان و مانند این ها و نیازهای روانی، مانند نیاز به پناهگاه مطمئن در برابر خطر مرض و مرگ و نابودی، اندیشه های او را ساخته اند. اندیشه دینی او با توجه به زندگی او و مشکلات آن شکل گرفته است و او کمتر به فکر نجات در زندگی دیگری جز موقعیت کنونی خود است. شناخت انسان بدوی بیشتر بر حواس ظاهری و تجربیات جسمی او مبتنی است و تعقل و تفکر در اندیشه او چندان جایی ندارد. این امور باعث می شود که دین انسان ابتدایی شکلی خاص داشته باشد. این دین به انسان هایی تعلق دارد که ساده، زودباور و حس گرا هستند؛ بنابراین، هرگز ساختاری پیچیده ندارد.
انسان ابتدایی براساس عادات و رسوم قبیله خود برای تأمین نیازها و رفع و موانع و مشکلات به نیروهای نامحسوسی، که به اعتقاد او در پدیده های طبیعی محسوس وجود دارند، پناه می برد و از آن ها کمک می طلبد و دین او همین است.
از آنجا که عادات و آداب و رسوم قبیله های گوناگون و نیز مظاهر طبیعت در جای جای جهان بسیار متنوع است؛ بنابراین، ادیان ابتدایی نیز بسیار متنوع اند؛ به گونه ای که شمارش این ادیان کاری غیرممکن است، به طوری که هر قبیله و روستایی دین ویژه ای دارد و امور خاصی را می پرستد و اعمال خاصی را انجام می دهد. این تنوع، مطالعه و بررسی عقاید و اندیشه های دینی تمام اقوام ابتدایی را ناممکن می گرداند. این حال، دین پژوهان و انسان شناسان ویژگی هایی را برای ادیان ابتدایی برشمرده اند. آنان معتقدند که همه این ادیان، با همه تنوع و تکثرشان در اموری مشترکند؛ همه این ادیان اعتقادات و اعمال مشابهی دارند، که هرچند دقیقاً عین هم نیستند، به لحاظ نوع، در یک دسته می گنجند و همگونند. البته، باید توجه داشت که گاهی برخی از این ویژگی ها به دلیل برجستگی آن ها در برخی از مناطق نوعی از ادیان ابتدایی شمرده می شوند. این ویژگی های مشترک عبارت اند از:

1- اعتقاد به مانا (1)

«مانا» عبارت از نیرویی ساکت و آرام است که در همه اشیای عالم پراکنده است. این نیرو به وسیله افرادی خاص و در اشخاص یا اشیایی خاص ظاهر می شود و قدرتی شگفت انگیز دارد. شیء یا شخصی که این نیرو را دارد از توانایی های خاصی بهره مند است. انسان های بدوی به اشیا یا اشخاص دربردارنده این نیرو حالتی خاص دارند و به آن ها توجه ویژه می کنند، تا از شر نیروی او در امان بمانند یا از قدرت او برای ازدیاد توان خود و حاصل خیزی زمین و باروری و مانند این ها استفاده کنند. (2)

2- سحر و جادو

قبایل و انسان های ابتدایی برای تسخیر یا دفع نیروی موجود در طبیعت (مانا) از اوراد و اعمال خاصی، که سحر و جادو خوانده می شود، استفاده می کنند. این اعمال شکل گوناگونی دارد؛ گاهی فردی، که «شمن» یا «جادو- پزشک» خوانده می شود، با اعمال و وردهای خاصی که می خواند و شکل و شمایل عجیب و وحشتناکی که برای خود ایجاد کرده و حرکت های خشن و فریادهای هولناک می کوشد نیرویی که باعث بیماری یک شخص شده تسخیر و رام کند. اما، گاهی مراسم سحر و جادو به وسیله فردی خاص انجام نمی شود، بلکه عموم مردم قبیله آن را انجام می دهند. برای مثال، ایشان گناهان خود را به حیوانی منتقل کرده، او را می کشند و یا به قایقی منتقل کرده، آن را غرق می کنند و بدین ترتیب، از بلایا نجات می یابند یا باعث حاصل خیزی زمین یا باروری انسان یا حیوان می شوند. (3)

3- توتم پرستی (4)
قبایل بدوی به برخی از حیوانات و گیاهان احترام می گذارند. آنان گیاه یا حیوان خاصی را نیا و جد قبیله خود می شمرند و با آن به صورتی خاص برخورد می کنند و گاهی عکس آن را روی بدن خود خال کوبی می کنند؛ برای مثال، توتم قبیله ای کانگورو است که مورد احترام قبیله می باشد و آنان معتقدند که در او نیروی «مانا» وجود دارد و می تواند به آنان مدد برساند. افراد قبیله حتی ظاهر خود را مانند توتم خود می سازند و برای مثال موی سر خود را به شکل او در می آورند. (5)

4- اعتقاد به فتیش (6)

قبایل بدوی برای بسیاری از اشیای بی جان نیرو و قدرت قائل اند. آنان معتقدند که اشیای عجیب و نادر، مانند سنگ ها و چوب هایی که شکل و ظاهری عجیب دارند، دارای قدرتی خاص هستند و بنابراین، با آن ها به گونه ای ویژه برخورد می کنند. محققان تعویذها و طلسم های امروزی را، که در همه جا رواج دارد، همان فتیش پرستی می دانند. (7)

5- تابو (8)

اعتقاد دیگری که بین همه قبایل بدوی رواج دارد «تابو» است. آنان معتقدند که نزدیکی به برخی از اشیا یا اشخاص حرام است و آن شیء یا شخص تابو است؛ برای مثال، به اعتقاد آنان رئیس قبیله دارای نیروی غیبی است و دست زدن به اشیای متعلق به او خطرناک است. نزد هر قبیله شیء یا شخص یا مکانی خاص «تابو» است؛ یعنی، نباید به آن نزدیک شد و اگر کسی مرتکب چنین گناهی شود، جانش در خطر می افتد و باید با عملی خاص کار خود جبران کند و کفاره دهد. (9)

6- تطهیر و کفاره

اگر کسی یا قبیله ای تابو را رعایت نکند، آلوده و نجس می شود و این امر باعث پدید آمدن وضعی غیرطبیعی می گردد؛ برای مثال روحی پلید و موذی به آن شخص یا خانواده و قبیله آزار می رساند و تنها راه خلاصی از این وضع انجام عمل تطهیر یا کفاره است. در هر قبیله برای تطهیر از گناه اعمال خاصی انجام می شود. از قبیل روزه گرفتن، تراشیدن مو، افتادن روی خاک و خواندن ارواد و دویدن در میان آتش یا پریدن از روی آن یا وارد کردن جراحت به اعضای بدن.(10)

7- آنیمیسم


«آنیمیسم» (11) به معنای «روح دارانگاری» است. انسان های ابتدایی، همه موجودات عالم، اعم از جان دار و بی جان را دارای روح می دانند. در اندیشه اینان سنگ و کوه و رودخانه و باد و آسمان و خورشید و ماه و حیوانات و گیاهان همه و همه ارواحی دارند که می توانند در سرنوشت انسان دخالت کنند و به او مدد رسانند و اگر خشمگین شوند، به او آسیب رسانند. (12)

این ارواح دارای حس و ادراک و اختیار و قصدند و می توان با آن ها رابطه برقرار کرده آن ها را به مسیری خاص هدایت کرد. آنان از بی توجهی انسان خشمگین و در مقابل چاپلوسی و توجه او شادمان می شوند و واکنش نشان می دهند. اقوام ابتدایی بسته به قدرتی که برای روح یک موجود قائل اند به آن توجه کرده و آن را پرستش می کنند. این موجود ممکن است خورشید، ماه، برخی از ستارگان و سیاره ها، کوه یا رودخانه ای خاص و یا اشیای دیگر باشد، و از همین جا پرستش مظاهر طبیعت آغاز می شود. آنچه پرستیده می شود در واقع روحی است که به اعتقاد اقوام بدوی در پشت همه مظاهر طبیعت نهفته است، نه جسم ظاهری و مادی آن ها. البته، باید توجه داشت که همیشه دلیل توجه به مظاهر طبیعت و احترام به آن ها و موجودات اطراف «آنیمیسم» نیست. گاهی این احترام به خاطر نیروی مانا است که گمان می رود در شیء خاصی موجود است. همچنین، گاهی موجودی نماد نیروی برتر است و به آن تنها به عنوان نماد توجه می شود. با این همه، در میان مردم عادی گاهی خود این اشیای مادی دارای قدرت پنداشته شده، پرستیده می شوند. (13)

8- آیین قربانی

همان طور که اشاره شد، به اعتقاد انسان های نخستین، در پشت مظاهر طبیعت ارواح و نیروهایی نهفته اند که قادرند در زندگی به انسان و قبیله مدد رسانند یا آن ها را به بلا و مصیبت مبتلا سازند. یکی از راه های رام کردن این ارواح و قوا و بهره گیری از آن ها اهدای قربانی است.
اقوام ابتدایی برای راضی و خشنود نگه داشتن ارواح و قوای طبیعی هدایایی به آن ها پیشکش می کنند. این قربانی ها گاهی خوراکی ها و نوشیدنی ها، گاهی حیوانات و گاهی انسان ها هستند.
گاهی لازم است که برای فرونشاندن خشم رودخانه یا آتش فشان، یک یا چند انسان قربانی گردد. گاه نیز افرادی خود را قربانی می کنند تا دیگران را نجات دهند.
طریقه و نوع آیین قربانی در میان اقوام مختلف بسیار متنوع است. در بسیاری از اقوام این آیین به صورتی پیچیده درآمده است و افرادی خاص، که «کاهن» خوانده می شوند، در محلی خاص و با اعمال خاص آن را انجام می دهند. (14)

9- پرستش ارواح نیاکان

اقوام ابتدایی معتقدند که روح انسان پس از جدایی از بدن قدرت و نیرویی به دست می آورد که می تواند در سرنوشت بازماندگان تأثیر بگذارد. روح ممکن است از بی توجهی بازماندگان خشمگین گشته به آنان آسیب رساند و یا از توجه آنان به خود و هدایایی که پیشکش می کنند، خشنود گشته به یاری بازماندگان بشتابد؛ از این رو، اقوام ابتدایی قبور اموات را به صورتی خاص می سازند و در آن ها خوردنی و نوشیدنی و حتی اشیای گران بها قرار می دهند. گاهی در زمان های قبل، همسر و خدمت گزاران یک فرد به همراه او دفن، یا همراه او در آتش سوزانده می شدند. اعتقاد این اقوام بر این است که انسان های بدخو و جفاکار پس از مرگ به صورت شیاطین و موجودات موذی در می آیند و انسان های نیکو و درستکار، مقدس و درستکار باقی می مانند و حتی الوهیت می یابند. (15)

10- زبان اسطوره (16)

اسطوره داستانی است که انسان ابتدایی با آن، جهان و خود را تبیین و تفسیر می کند. در بین انسان های بدوی داستان های فراوانی برای تبیین همه امور طبیعی وجود دارد. (17) در واقع اسطوره حوادثی را شرح می دهد که به صورت فرازمانی و ماقبل زمان رخ داده است؛ (18) بنابراین، انسان ابتدایی زبانی خاص برای بیان حقایقی که به آن ها اعتقاد دارد، بر می گزیند که «اسطوره» خوانده می شود. او واقعیاتی را که به آن اعتقاد دارد و در ماقبل تاریخ رخ داده، به صورت داستانی ساده بیان می کند. بنابراین، نباید زبان اسطوره را، مانند برخی نویسندگان، (19) خیال و توهمی کودکانه انگاشت.
در پایان این بخش باید این نکته را یادآور شویم که آنچه از مشترکات ادیان بدوی بیان شد، معنایش این نیست که در این ادیان به خدای برتر و یگانه اعتقاد ندارند. در عموم مناطقی که در آن ها ادیان ابتدایی وجود دارد، گونه ای اعتقاد به یک خدای برتر یافت می شود، هرچند، این خدا ممکن است در امور عالم کمتر دخالت کند. به هرحال، برخی از محققان اعتقاد به یک خدای برتر را نیز از مشترکات ادیان ابتدایی شمرده اند. (20)

منابعی برای مطالعه بیشتر

1- بی ناس، جان، «تاریخ جامع ادیان»، ترجمه علی اصغر حکمت، بخش نخست.
2
-شاله، فیلیسین، «تاریخ مختصر ادیان بزرگ»، ترجمه منوچهر خدایار محبی، بخش های اول تا سوم.
3
-جمعی از نویسندگان، «جهان مذهبی»، ترجمه عبدالرحیم گواهی، ج 1، فصل های 2 و 3.
4
-حکمت، علی اصغر، «تاریخ ادیان»، گفتار سوم تا هشتم.
5
-دکتر مشکور، محمدجواد، «خلاصه ادیان در تاریخ دین های بزرگ»، فصل 2.

منبع مقاله :
سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم؛ (1394)، ادیان زنده جهان (غیر از اسلام)، قم: انتشارات کتاب طه، چاپ اول.

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :