ارسال به دوستان
کد خبر : 264294

وقتی خدا کسی را قبول کند

وقتی خدا کسی را قبول کند

 

وقتی خدا کسی را قبول کند

و هنگامی که همسر عمران گفت: پروردگارا! من آن چه در شکمم هست را برای تو نذر می کنم تا آزادشده ی تو باشد، پس از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی... پس پروردگارش او را به بهترین وجه- پذیرفت و به بهترین وجه- پرورش داد...
بچه ی توی شکمش را برای خدا نذر کرده بود. گفته بود: انّی نذرتُ لک ما فی بطنی محرّراً. گفته بود من برای تو آزادش می کنم، برای بندگی تو. که فقط خدمتِ تو را بکند. همیشه وقتی از کنارِ این آیه می گذرم صلابت و صداقت کلمات مادرِ مریم (س) لبریزم می کند. از خدا خواسته بود نذرش را قبول کند. خدا امّا نذر مادر را نه، خودِ مریم را قبول کرده بود؛ آن هم به بهترین وجه؛ بقبولٍ حَسَن. و پرورش او را خودش به عهده گرفته بود؛ اَنبَتَها نَباتاً حَسناً...
 

بله، این جوری هاست؛ وقتی خدا کسی را قبول کند، خودش عهده دارِ تربیتِ او می شود. وقتی یک نذر، صادقانه باشد؛ به صداقتِ کلامِ مادری که تنها کودکش را - هنوز نیامده نذر خدا می کند.

مریم روستا


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :