ارسال به دوستان
کد خبر : 257571

نگاه آیات و روایات به موضوع علت

سنت اسباب در تمامی اجزای عالم جریان دارد و خدا بر صراط مستقیم است که همان صراط علیت و سبیت است. پس خداوند علت همه پدیده هاست یعنی همه پدیده ها به او نیازمند است. علت در قرآن و حدیث علت به معنای این که یک پدیده فاعل داشته باشد، نه تنها مورد پذیرش آیات و روایات است، بلکه اساسا توحید افعالی و براهین وجود خدا مبتنی بر همین معنا و اصل علیت است. وقتی می گوییم خدا فاعل حقیقی همه افعال و ایجاد کننده همه پدیده هاست، بدین معناست که خدا را به عنوان فاعل معرفی می کنیم؛ یعنی همان که در اصطلاح خاص فلسفی به آن علت گفته می شود.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

 

نگاه آیات و روایات به موضوع علت

علت در قرآن و حدیث

سنت اسباب در تمامی اجزای عالم جریان دارد و خدا بر صراط مستقیم است که همان صراط علیت و سبیت است. پس خداوند علت همه پدیده هاست یعنی همه پدیده ها به او نیازمند است.

علت در قرآن و حدیث علت به معنای این که یک پدیده فاعل داشته باشد، نه تنها مورد پذیرش آیات و روایات است، بلکه اساسا توحید افعالی و براهین وجود خدا مبتنی بر همین معنا و اصل علیت است. وقتی می گوییم خدا فاعل حقیقی همه افعال و ایجاد کننده همه پدیده هاست، بدین معناست که خدا را به عنوان فاعل معرفی می کنیم؛ یعنی همان که در اصطلاح خاص فلسفی به آن علت گفته می شود.
 
مرحوم علامه طباطبایی چنین می فرماید: خداوند سبحان با این آیه ( ولایحیطون بشیء من علمه إلا بما شاء)(1) این معنا را بیان می کند که تدبیر عالم خاص اوست. برای این که تنها اوست که به روابط بین موجودات آگاه است. چون او موجودات و روابط آنها را آفریده و اما بقیه اسباب و علل و مخصوصا علل و اسبابی که از صاحبان عقل اند، هرچند که دخل و تصرف و علمی دارند، لکن هرچه دارند و آن را مورد استفاده قرار میدهند، خود مرتبه ای است از شئون علم الهی و هر چه تصرف دارند، خود شأنی است از شئون تصرفات الهی و نحوه ای است از انحاء تدابیر او(2)
  
به فرموده ایشان، سنت اسباب در تمامی اجزای عالم جریان دارد و خدا بر صراط مستقیم است که همان صراط علیت و سبیت است. بنابراین اگر مثلا سقفی را دیدیم که روی پای خود ایستاده، باید بگوییم به اذن خدا و با وساطت این سبب خاص ایستاده است و اگر جرمی آسمانی را ببینیم که بدون ستون ایستاده، باز هم باید بگوییم که به اذن خدا و با وساطت اسبابی مخصوص به خود مانند طبیعت خاص یا جاذبه عمومی ایستاده است.قرآن قانون علیت عمومی را تصدیق کرده است به این معنا که هر زمان سبی با جمیع شرایط لازمه موجود گردد و مانعی هم در میان نباشد، معلول و مسبب آن به اذن خدای عالم، وجود پیدا می کند و همچنین هرگاه مسببی موجود شود، از وجود سببش حکایت می کند.وجه تقیید (وبغیر عمد ترونها ) در آیه (الله الذی رفع السماوات بغیر عمد ترونها)(3) این است که میخواهد فطرت خواب رفته بشر را بیدار کند تا به جستجوی سبب آن برخیزد و پس از جستجو، در آخر به خدای سبحان پی ببرد.(4) پس خداوند علت همه پدیده هاست یعنی همه پدیده ها به او نیازمند است. به این معنا، علیت عین توحید افعالی است و هیچ منافاتی با توحید ندارد اما به معنای عام آن (یعنی انواع فاعلها و انواع دیگر علتها) چطور؟ مثل علیت تا برای ساختمان یا نویسنده برای نوشته و یا علت های طبیعی برای پیدایش موجودات طبیعی مثل آب و هوا برای پیدایش گیاهان. آیا اینها مورد قبول آیات و روایات است؟
 
پاسخ: قرآن و روایات نه تنها همه انواع علیت را که ما می شناسیم پذیرفته بلکه انواع دیگری از علل را هم اثبات کرده است که ما با آنها آشنا نیستیم و در حقیقت اصل علیت به وسیع ترین وجه مورد قبول آیات و روایات است. برای نمونه یکی از انواع علت هایی که در قرآن ذکر شده، علیتی است که در اصطلاح فلسفی به آن علت مادی می گویند. علیت مادی در اصطلاح فلسفی این است که هر پدیدهای در جهان مادی معمولا از تبدیل یافتن پدیده دیگری به وجود می آید. یعنی چیزی بوده و بر اثر تغییر و تحول تبدیل به شیء جدید شده است؛ مثلا خاک به تدریج تبدیل به گیاه می شود و گیاه به حیوان و حیوان مورد تناول انسان قرار می گیرد و تبدیل می شود به انسان. بدن ما قبلا موجود دیگری بوده است. قسمتی گوشت حیوانات قبلی و قسمتی گیاه خوردنی و بخشی مواد معدنی بوده است و یک نحو اتحاد بین شیء قبلی و بعدی برقرار شده است از این رو یک این همانی و اتحاد بین موجودات فعلی و پدیده های قبلی هست. پس به پدیده قبلی از آن جهت که پدیده بعدی بر آن متوقف است علت مادی می گوییم، قرآن کریم مکررا درباره پدیده ها می فرماید: ما این پدیده ها را تبدیل به پدیده دیگر کردیم یا این پدیده را از فلان شیء آفریدیم؛ یعنی آن شیء علت مادی این شیء است.
 
قرآن برای حوادث طبیعی عللی ذکر می کند و قانون علیت عامه را تصدیق می نماید. انسان مطابق فطرت اصلی معتقد است که برای هر حادثه مادی مسلما علتی وجود دارد و همچنین علوم طبیعی و سایر بحث های علمی، حوادث را به اموری که قابل برای تعلیل میدانند مستند می کنند. منظور از علیت همین است که هرگاه یک یا چند موضوع در جهان طبیعت موجود شوند، موجودات دیگری را که نامشان معلول است همراه داشته باشند.
 
یکی از احکام علیت و معلولیت همان عمومیت و تخلف ناپذیر بودن آن است. قرآن نیز این حکم فطری را قبول کرده و بحث هایی که درباره موضوعات مختلف مانند مرگ و حیات، رزق و روزی، حوادث آسمانی و زمینی نموده است، برهمین اساس استوار می باشد. یعنی برای آنها عللی ذکر نموده است. چیزی که هست، از نظر توحیدی همه حوادث را بالاخره منتهی به ذات پاک خداوند عالم می داند.
 
بنابراین قرآن قانون علیت عمومی را تصدیق کرده است به این معنا که هر زمان سبی با جمیع شرایط لازمه موجود گردد و مانعی هم در میان نباشد، معلول و مسبب آن به اذن خدای عالم، وجود پیدا می کند و همچنین هرگاه مسببی موجود شود، از وجود سببش حکایت می کند. برای نمونه از دیدگاه قرآن این آسمان که امروز ما آن را به این شکل می بینیم، مسبوق به پدیده ای به نام دخان است که شاید بتوان گفت دخان حاکی از همان مفهومی است که در علم به آن گاز می گوییم. آیه شریفه می فرماید: «ثم استوى الى السماء و هی دخان». سپس به کار آسمان پرداخت در حالی که آن آسمان دخان بود. پس از نظر قرآن، ماده این جهان گاز است. یا در آیه ۳۰ سوره انبیاء می فرماید: «و جعلنا من الماء کل شیئ حی» هر چیز زنده ای را از آب آفریدیم.
 
از طرفی قرآن کریم برای شیاطین تأثیر و فاعلیتی قائل است که همان وسوسه کردن در نفوس مردم است (من شر الوسواس الخناس * الذی یوسوس فی صدور التاس)(5)
 
مورد دیگر این که خداوند خطاب به مؤمنان می فرماید که با کفار بجنگید تا خدا به دست شما آنها را عذاب کند.(قاتلوهم یقهم الله بأیدیکم ویخزیم)(6) در اینجا هم فاعلیت انسان نسبت به کشتار مشرکان و انهدام و شکست آنها ثابت می شود. زیرا به مؤمنان می گوید که شما باید با مشرکان بجنگید و آنها را شکست دهید. یعنی شما مؤثرید و در همان حال آن خونی که به دست شما از کفار ریخته می شود، عذابی است از سوی خدا. فاعل کشتن شمایید، اما این خدا است که آنها را به دست شما عذاب می کند. این همان فاعلیت طولی است. یعنی هم فاعلیت خدا و عذاب کردن خداست و هم فاعلیت شما. آن در سطح عالی تر و عمیق تر و این در سطحی نازلتر و نزدیک تر و به یک معنا می توانیم بگوییم فاعل مباشر و یا فاعل نزدیک انسان است و فاعل بعید خداست. هرچند این تعبیر خیلی رسا نیست.
نمونه دیگر، کارهای خوب و بد انسان و آثاری است که به دنبال دارد: «ولو أن أهل القرى آمنوا اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والأرض» اگر مردم شهرها و آبادی ها به خدا ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند بی گمان برکاتی از آسمان و زمین بر آنها می گشودیم و درهای رحمت را به روی آنها باز می کردیم. همین طور است نقش تقوا و پرهیزگاری در خروج از بن بست ها و در پاکی از گناهان: (ومن یتق الله یجعل له مخرجا) و هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند.
 
پی نوشت:
1
- بقره، آیه ۲۵۵.
2
-المیزان، ج ۴، ص ۲۲۹.
3
-رعد، آیه ۲.
4
-المیزان، ج ۲۲، ص۱۶۳
5
-ناس، آیه ۴ ۵
6
-توبه، آیه ۱۴.
 
منبع: تفکرعقلی در کتاب و سنت، حمیدرضا رضانیا، چاپ دوم، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، قم 1393

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :