ارسال به دوستان
کد خبر : 257570

خودفراموشی و پیامدهای آن

در این مطلب به چند مورد از آثار و پیامدهای خودفراموشی اشاره شده است.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

 

خودفراموشی و پیامدهای آن

در این مطلب به چند مورد از آثار و پیامدهای خودفراموشی اشاره شده است.

خودفراموشی و پیامدهای آن

1-آلودگی به گناه

شخصی که دچار خود فراموشی می شود انسانیت را از یاد می برد و به ندای وجدان بی اعتنا می گردد و به آسانی تن به گناه می دهد و پیوسته در مسیر سقوط حرکت می کند.

2-احساس پوچی

یکی از آثار خود فراموشی، احساس پوچی و بی هدفی است. افرادی که به این بیماری مبتلا هستند خود را به همه چیز در این دنیای بزرگ مشغول می کنند امّا احساس می کنند که زندگی بی معنا و بی حاصل است و به خواسته واقعی خود نرسیده اند. امام علی علیه السلام در این زمینه فرمود:
«مَنْ شَغَل نَفْسَهُ بِغیرِ نَفْسِهِ تَحَیر فِی الظُّلماتِ وَ ارْتَبَک فِی الْهَلَکات»[1]؛
هر کس خود را به غیر خویشتن سرگرم سازد در تاریکی ها سرگردان می ماند و به هلاکتها در می افتد.
علی علیه السلام فرمود:
«کفی بِالرَّجُلِ غَفْلَةً انْ یضَیعَ عُمْرَهُ فیما لاینْجیه»[2]؛
در غفلت مرد همین بس که عمرش را در کاری تباه کند که نجاتش در آن نباشد.

3-خودباختگی

فردی که هویت واقعی خویش را به دست فراموشی می سپارد، کم کم احساس ضعف نسبت به فرهنگ خود می کند و فرهنگ بیگانه را دارای قوّت و ارزش می بیند کم کم تمام فکر و اندیشه اش، در اختیار بیگانگان قرار می گیرد و به تدریج مهره ای می شود برای اجرای نقشه های شیطانی آنان.
مولوی در این باره می فرماید:
 
ای که در پیکار، خود را باخته
دیگران را تو، ز خود نشناخته
 
تو به هر صورت، که آیی بیستی
که منم این، واللَّه آن تو نیستی
یک زمان تنها بمانی تو ز خلق
در غم اندیشه مانی تا به خلق                                                                      

4-عدم توجه به خود

انسان وقتی فراموش کرد که چه هست و از کجا آمده؟ و چه باید بکند؟ و چه سرانجامی در انتظار اوست طبعاً حساسیت لازم را از دست خواهد داد. مثلًا اگر دانش آموزی بداند در ایام امتحان به سر می برد و درس های ناخوانده زیادی هم در مقابل دارد، بی تردید لحظه ای درنگ را جایز نمی شمرد؛ ولی اگر اهمیت امتحان، قبولی و دیگر مسائل را فراموش کرد بلافاصله دست از درس و مطالعه برمی دارد و به بازی گوشی مشغول می شود. وقتی که بزرگ ترها امتحان یا درس را به یاد او می آورند ناراحت می شود و سعی می کند به شکلی این هشدارها را نیز به فراموشی بسپارد.
ما انسانها نیز چنین هستیم. در محاسبات روزمره می فهمیم که خطاهای زیادی مرتکب شده ایم، در نتیجه بسیار تنزل کرده ایم و ممکن است برای لحظه ای هم پشیمان شده اشک ندامت نیز بریزیم؛ ولی بلافاصله جنود ابلیس دست به کار می شوند و ما را از یاد خدا و دیگر عوالم غیبی باز می دارند. ناگهان می بینیم مجدداً در همان محلّی هستیم که اوّل بوده ایم گاهی هم بدتر.
پی نوشت ها:
[1]
-غرر الحکم، ح 1371.
[2]
- غررالحکم، حدیث 3063.

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :