ارسال به دوستان
کد خبر : 255500

نگاه ژئوپلیتیک به روایات آخرالزمان (5)

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای آن به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.

نگاه ژئوپلیتیک به روایات آخرالزمان (5)

7-2 -جبهه مقابل سفیانی
 

7-2-1-سپاه امام مهدی علیه السلام
(سپاهی را به سوی مدینه می فرستد و سپاه دیگری نیز به سوی مغرب (مراکش)می فرستد، در بغداد هفتاد هزار نفر می کشد و شکم 300 زن حامله را می شکافد و سپاهی را به سوی کوفه می فرستد و همه زن و مرد را گریان می سازد و تعداد زیادی را می کشد ... سپاهی را عازم مدینه می شود چون به وسط سرزمین بیدا می رسد جناب جبرئیل بانگ عظیمی بر آن می زند و احدی از آنها زنده نمی ماند و همگی در کام زمین فرو می روند. فقط دو نفر بشیر نذیر که از شکر عقب مانده اند زنده می مانند که جبرئیل بر آنها بانگ می زند، خداوند صورتهای آنها را به طرف عقب برمی گرداند، آنگاه نذیر به سوی سفیانی برمی گردد تا او را از سرنوشت لشکریان آگاه سازد). (34)
امام سجاد(ع) می فرمایند: (یخرج السفیانی بمئه و سبعین الفاً فینزل بحیره طبریه. و یسیر الیه المهدی (ع) ثم یواقعه هناک. و لا تکون ساعه حتی یهلک ا... اصحابه و لا یبقی الا هو وحده. فیاخذه المهدی (ع) فیذبحه تحت الشجره التی اعضانها مرلاه علی بحیره طبریه ثم یهلک مدینه دمشق). (35)
سفیانی با یکصد و هفتاد هزار جنگجو حرکت می کند و در کنار دریاچة طبریه فرود می آید و حضرت بقیه الله (ع) به سوی او حرکت می کند و در کنار دریاچة طبریه بر او می تازد و در کمتر از یک ساعت همه سپاهیانش هلاک می شوند و فقط شخص سفیانی باقی می ماند. آنگاه حضرت مهدی او را دستگیر می کند و در کنار دریاچه طبریه در زیر درختی که شاخه هایش به روی دریاچه بال گشوده سر می برد و سپس شام را تحت تصرف خود درمی آورد.
مقابله اصلی سپاه حضرت با سفیانی پس از خسف بیدا آغاز می گردد. سپس با عقب نشینی سفیانی به سمت شام ، جنگ اصلی حضرت با او در منطقه شام و فلسطین رخ می دهد.
امام علی (ع) می فرمایند: (آنگاه مهدی با هزار مرکب به سوی قدس حرکت می کند. در شام، فلسطین، صور، عکا و غزه منزل می کند. آنگاه مهدی (ع) وارد بیت المقدس می شود). (36)
تصرف بیت المقدس هدف نهایی امام در مقابله با سفیانی میباشد و مهمترین رویارویی ایشان با وی در این منطقه است.
7-2-2
-خراسانی
بنابر روایات، پس از شکل گیری فتنة سفیانی و گسترش آن، جریان مقاومت و مقابلة با آن در کل منطقه شکل می گیرد.
امام علی (ع) می فرمایند: (هنگامی که سپاه سفیانی به سوی کوفه عزیمت می کند، سفیانی گروهی را به جستجوی اهل خراسان می فرستد که برای یاری حضرت مهدی (عج) خروج کرده اند. سپاه سفیانی با سپاه سید هاشمی در دروازة اصطخر روبرو می شوند، که مردی به نام شعیب بن صالح پرچمدار خراسانی هاست و پرچمهای سیاهی در دست دارند. نبرد سختی در میانشان پدید می آید که سرانجام صاحبان پرچم های سیاه پیروز می شوند و سپاه سفیانی پا به فرار می گذارند. در آن هنگام مردم به دیدار حضرت مهدی (ع) مشتاق تر می شوند و به جستجوی او می پردازند. مهدی در آن هنگام در مکه ظهور می کند و پرچم رسول اکرم (ص) را در دست می گیرد.) (37)
در این روایات پس از اشاره به شکل گیری جریان سفیانی در شام و گسترش آن به منطقة خاورمیانه، به شکل گیری مقاومت منطقه ای در مقابل او اشاره شده است. سفیانی در حرکت خود در منطقه، تلاش می کند بر جغرافیا، قدرت و سیاست منطقة خاورمیانه مسلط گردد. بدون شک اهمیت ژئوپلیتیک خاورمیانه و منابع آن بر سفیانی پوشیده نخواهد بود.سفیانی بعنوان یکی از دشمنان اصلی اهل بیت و امام مهدی (عج)،تحولات منطقه ای را زیر نظر داشته و هدف اصلی آن مقابله با ظهور و انقلاب امام عصر می باشد، به همین دلیل تلاش دارد تا بر منطقة خاورمیانه که خواستگاه اولیة انقلاب حضرت می باشد، مسلط گردد و با ایشان مقابله نماید. همین سیاست را نیروهای آنگلوصهیون در منطقه دنبال می نمایند.
حرکت سفیانی برای مقابلة با آنها، گویای خطری است که سپاهیان سید خراسانی برای سفیانی ایجاد نموده اند. در این روایت بیان شده است که قبل از حملة سفیانی به کوفه، سپاه سید خراسانی جهت یاری حضرت خروج نموده است، بنابر این یکی از راهبرد های ما برای مقابلة با سفیانی، ایجاد شرایط ظهور و مقابله با دشمنان حضرت، قبل از سلطة سفیانی بر منطقه می باشد.
در این روایت علاوه بر مطالب گذشته، اشاره می کند که در مقابلة میان سپاه سفیانی و سپاه سید خراسانی، سپاه خراسانی پیروز می گردد. این مطلب گویای این است که ما در تدارک و تجهیز سپاه خود، باید کاملاً جدی و عمیق کار نماییم. در واقع این روایت گویای این است که پیروزی نهائی بواسطة امداد الهی و تلاش ما حاصل می گردد، نه فقط بواسطة امداد الهی و عدم تلاش ما.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: (تخرج من خراسان رایات سود فلایردها شیء حتی تنصب بایلیاه یعنی بیت المقدس.) (38)
از خراسان پرچم های سیاهی خارج می شوند که هیچ چیزی مانع آنها نمی شود. تا اینکه در ایلیا یعنی بیت المقدس استقرار می یابند.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: (فاذا غیرت سنتی یخرج ناصرهم من ارض یقال لها خراسان برایات سود فلا یلقاهم احد الا هزموه و غلبوا علی ما ایدیهم حتی تقرب رایاتهم بیت المقدس.) (39)
آنگاه که سنت من تغییر کند، یاری کننده آنها از سرزمینی که به آن خراسان گفته می شود با پرچم های سیاه قیام خواهد کرد. هیچ کس با آنها مواجهه نمی شود مگر آنکه او را شکست می دهند و بر هر چه در دست آنان است غلبه می یابند، تا آن که پرچم های آنها به بیت المقدس نزدیک می شود.
شکست ناپذیری و استقامت نیروهای ایرانی در حوادث آخرالزمان، از ویژگی های مهم نیروهای ایرانی می باشد.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: (لا تزال طائفه من امتی یقاتلون علی ابواب بیت المقدس و ما حولها و علی ابواب الطالقان و ما حولها ظاهرین علی الحق لا یبالون من خذلهم و لا من نصرهم حتی یخرج الله کنزه من الطالقان فیحیی بهم دینه کما امیت من قبل.) (40)
همواره گروهی از امت من بر دروازه های بیت المقدس و اطراف آن و دروازه های طالقان و اطراف آن، در پشتیبانی از حق، مبارزه می کنند و به این که کسانی آنها را تنها گذارند و یا کمک کنند اهمیت نمی دهند، تا آن که خداوند گنج خود را از طالقان خارج سازد و دین خود را که پیش از آن مرده بود، به واسطه آنها زنده گرداند.
و تقبل خیل السفیانی کالیل و السیل، فلا تمر بشیء الا اهلکته و هدمته، حتی یدخلون الکوفه، فیقتلون شیعه آل محمد، ثم یطلبون اهل خراسان فی کل وجه، و یخرج اهل خراسان فی طلب المهدی فیدعون الیه و ینصرونه.) (41)
سپاه سفیانی همانند شب و چونان سیل، پیش می روند و از هر آن چیزی که می گذرند آن را نابود و منهدم می کنند تا وارد کوفه شوند، در آن جا شیعیان آل محمد (ص) را می کشند و سپس از هر سو به دنبال اهل خراسان می گردند، مردم خراسان نیز در طلب مهدی (ع) بیرون می آیند و به سوی او دعوت می کنند و او را یاری می نمایند.
این روایات به شکل گیری جریان مقابله با سفیانی اشاره می نماید. این جریان مقاومت، باایجاد ژئوپلیتیک مقاومت در منطقه، در مقابل جریان سفیانی قرار می گیرند.
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: (و السفیانی بالعراق یقاتل اهل المشرق .... یلتقی السفیانی و الرایات السود فیهم شاب من بنی هاشم کفه الیسری خال، و علی مقدمته رجل من بنی تمیم یقال له شعیب بن صالح بباب اصطخره.) (42)
و سفیانی در عراق با اهل مشرق می جنگد ... سفیانی و (اصحاب) پرچم های سیاه بر دروازه استخر با هم روبرو می شوند، در میان (اصحاب پرچم های سیاه) جوانی است از بنی هاشم که در دست چپش خالی است و پیشاپیش آنها مردی است از بنی تمیم که او را شعیب بن صالح می گویند.
در این روایت عراق را صحنه رویارویی نیروهای سفیانی با ایرانیان معرفی مینماید.
امام علی (ع) می فرمایند: (و ان لآل محمد بالطالقان لکنزاً سیظهره ا... اذا شاء دعاه حق یقومون باذن ا... فیدعون الی دین ا... .) (43)
برای آل محمد در طالقان گنجی است که هر گاه خدا بخواهد آن را آشکار خواهد ساخت. (آنها) دعوت کنندگان به حق هستند، به فرمان خدا قیام می کنند و به دین خدا فرا می خوانند.
حق طلبی و دعوت به حق از ویژگیهای ایرانیان در منازعاتآخرالزمانیشان میباشد.
امام علی (ع) می فرمایند: (تخرج الرایات السود من خراسان معها قوم ضعفاء تجتمعون فیویدهم ا... بنصره.) (44)
از خراسان پرچم های سیاهی خارج می شوند که با آنها مستضعفانی که با هم مجتمع و متحد شده اند، همراه اند و خدا با یاری خود، آنها را کمک می کند.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: (یخرج قوم من المشرق یوطئون للمهدی سلطانه.) (45)
پرچم های سیاهی از بنی عباس بلند می شود، سپس از خراسان پرچم های سیاه دیگری برافراشته می گردد که پیشاپیش آنها مردی به نام شعیب بن صالح است تا آن که در بیت المقدس فرود می آیند و زمینه را برای حکومت مهدی (عج) فراهم می سازند
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: (یخرج شعیب بن صالح متخفیاً الی بیت المقدس یوطی للمهدی منزله.) (46)
شعیب بن صالح مخفیانه به بیت المقدس می رود و مقدمات ورود مهدی (عج) را مهیا می کند.
7-2-3
-همکاری میان ایرانیان و مقاومت منطقة شام
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: (لا تزال طائفه من امتی علی الذین ظاهرین، لعدوهم قاهرین، لا یضرهم من خالفهم الا ما اصابهم من لاواء حتی یاتیهم امراً ... و هم کذلک، قالوا یا رسول ا... و این هم؟ قال ببیت المقدس و اکناف بیت المقدس.) (47)
گروهی از امت من، پیوسته از دین پشتیبانی می کنند و در مقابل دشمنانشان ایستادگی می نمایند. مخالفانشان نمی توانند، جز مختصر گرفتاری، به آنها زیان برسانند؛ آنها تا امر خدا بیاید، چنین اند. سوال کردند: ای رسول خدا این گروه کجایند؟ فرمود: در بیت المقدس و اطراف آن.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: ( گروهی از امت من، پیوسته بر دروازه های بیت المقدس و اطراف آن و بر دروازه های انطاکیه و اطراف آن و دروازه های دمشق و اطراف آن و بر دروازه های طالقان و اطراف آن، از حق حمایت می کنند. نه از کسانی که آنها را تنها می گذارند و نه از کسانی که به آنها یاری می رسانند، باکی ندارند، تا [آن جا که] خداوند گنج خود را از طالقان خارج گرداند و بوسیله آنها دینش را که پیش از آن مرده بود زنده گرداند.) (48)
در این روایت بطور صریح به ارتباط میان ایرانیان و مقاومت اسلامی در شام، اشاره شده است.شکل گیری این ارتباط در طول تاریخ انجام پذیرفته و در دورة غیبت کبری به سطح بالاتری رسیده است و در حال حاضر پس از انقلاب اسلامی امام خمینی، به اوج خود رسیده است.تشکیل انتفاضة فلسطین، حماس، حزب الله لبنان ، مقاومت سوریه وترکیه، مصداق بارز این روایت می باشد.
همزمان با شکل گیری فتنة سفیانی در شام و گسترش آن به دیگر مناطق، جریاناتی مخفی ازمقاومت در منطقة شام شکل می گیرد که با جریان مقاومت در ایران نیز، مرتبط بوده و از آنجا حمایت می شود.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: (ینزل بیت المقدس یوطی للمهدی سلطانه یمد الیه ثلاثمائه من اهل الشام.) (49)
(شعیب بن صالح) به بیت المقدس وارد می شود و زمینه حکومت مهدی (ع) را فراهم می سازد و سیصد نفر از اهل شام به کمک او می شتابند.
7-2-4
-یمانی
در رواياتي از امامان معصوم ما، به وقوع نهضتي اسلامي در آخرالزّمان در يمن، قبل از ظهور امام عصر(ع) اشاره شده كه هدف آن، ياري آن حضرت و زمينه سازي ظهور مبارك ايشان است.
وقوع اين قيام حتمي است، و امامان اهل بيت(ع) آن را از جملة پنج نشانة قطعي ظهور مهدي موعود(ع) بر شمرده اند. در برخي از روايت ها پرچم يماني هدايت بخش ترين پرچم ها ياد شده؛ تا آنجا كه بر ضرورت پيوستن و دفاع از آن، بيش از پرچم شرقي ايراني (به رهبري خراساني) تأكيد شده است. آغاز قيام يماني مقارن شورش سفياني ـ اصلي ترين دشمن امام مهدي(ع) ـ در ماه رجب قبل از ظهور و محلّ آن صنعا، توصيف شده است. در اينجا به روايات مربوط به قيام يماني و ويژگي هاي ذكر شده براي آن دقّت مي كنيم. (50)
امام صادق(ع) در بياني راجع به حتمي بودن علامت قيام يماني براي ظهور امام عصر(ع) فرمودند: «قبل از قيام قائم(ع) وقوع پنج علامت حتمي است: [خروج] يماني، سفياني، صيحة آسماني، كشته شدن نفس زكيّه و فرو رفتن در بيداء»، (51) حضرت امام رضا(ع) نيز در خصوص كسي كه ادّعا مي كرد، امام زمان(ع) است، فرمودند: «قبل از ظهور، سفياني، يماني، مرواني و شعيب بن صالح خواهند آمد، پس او چگونه چنين ادّعايي مي كند؟» (52)
در سخني از امام ششم شيعيان نقل شده است كه آن حضرت(ع) ضمن اشاره به جايگاه قيام يماني، از او به عنوان شكنندة چشم سفياني ـ دشمن امام مهدي(ع) ـ ياد مي كنند: «سفياني كجا خواهد بود؟ و حال آنكه هنوز شكنندة چشم او از صنعاي يمن خروج نكرده است». (53)
حضرت رضا(ع) در سخني ديگر، حركت يماني را هم زمان با شورش سفياني و خراساني در يك سال، يك ماه و يك روز بيان مي كنند و مي فرمايند: «خروج سفياني، يماني و خراساني در يك سال، يك ماه و يك روز و ترتيب آنها همچون رشته مهره ها پشت سر هم خواهد بود. سختي از هر سو پديد آيد، واي بر كسي كه با آنها مخالفت و دشمني كند» (54)
در ادامة روايت پيشين، امام صادق(ع) مي فرمايند: «در ميان درفش ها (پرچم ها)، هدايت گرتر از درفش يماني وجود ندارد، چون درفش حق است و شما را به سوي صاحبتان دعوت مي كند». در روايتي كه ذكر شد، امام صادق(ع) در ادامة سخن بيان مي فرمايند كه، «وقتي يماني قيام مي كند، فروش اسلحه به مردم حرام است. پس به سوي او بشتابيد كه درفش او درفش هدايت است. بر هيچ مسلماني سرپيچي از او جايز نيست و اگر كسي چنين كند، اهل آتش است، زيرا او مردم را به حق دعوت مي كند»
از هشام بن حكم نقل شده است كه چون «طالب حق» خروج كرد، به امام صادق(ع)گفته شد: آيا اميدواريد اين شخص يماني باشد؟ حضرت فرمودند: «خير، يماني پيرو علي(ع) است، در حالي كه اين شخص از آن حضرت بيزاري مي جويد». (55)
در نشانه هاي ظهور، ويژگي هاي پيچيده اي دربارة شخصيّت رهبر قيام يماني بيان شده و روايات، در خصوص نام او گوناگون است. در يك سخن، نام او مردّد بين حسن يا حسين آمده و در ديگري سعيد ناميده شده و او را «نصر» نيز خوانده اند. دربارة دليل ناميدن وي به نصر، از رسول اكرم(ص) نقل شده كه زيرا خداوند را ياري مي رساند. چنان كه در روايات نخستين اين نوشتار، عنوان «منصور» براي او انتخاب شده بود كه به سبب ياري رساني اش نسبت به قيام امام عصر(ع) بود. همچنين در رواياتي ديگر به نقل از عبدالله بن عمرو بن عاص از رسول خدا(ص) آمده است كه پدر وي، قريشي است. در كتاب «فتن» ابن حماد آمده است: «اي اهل يمن، مي گويند كه منصور از شماست. سوگند به كسي كه جانم در دست اوست، پدرش قريشي است و اگر بخواهم (قصد كنم) كه نسب او را تا دورترين جدّش نام ببرم، چنين كنم». از اين روايت برمي آيد كه «منصور» صرفاً كنية يماني است، نه نام او. به نقل نويسندة كتاب «رايات الهدي و الضّلال في عصر الظّهور» دلايلي قطعي در دست است كه ثابت مي كند، رهبر يماني از اهل بيت(ع) و خصوصاً از نسل امام حسين(ع) است.
در جمع بندي روايات يماني، بايد بگوييم كه دو دسته روايت در زمينة حركت وي وجود دارد به گونه اي كه زمان مشترك آن، قبل از خروج سفياني است. دستة نخست اين روايات، قيام وي را قبل از سفياني مي داند و دستة دوم، به قيام وي همراه با امام مهدي(ع) تصريح دارد؛ چنان كه مي فرمايد: «... آن پرچم حقّي است زيرا به جانب صاحبتان فرا مي خواند». از اين نكته آشكار مي شود كه قيام وي هم زمان با ظهور صاحب الامر(ع) است و مردم را به ياري آن حضرت فرا مي خواند.
در خصوص موقعيّت جغرافيايي قيام يماني، به شهرهايي هم چون: صنعا، عدن، كنده و منطقة ابين اشاره رفته است؛ البته روايات صنعا مستفيض بوده، از طريق شيعه و سنّي نقل شده است. گفته مي شود شايد منظور از نام هاي مختلف براي نقطة آغازين قيام، همانا تحديد پايتخت قيام باشد چنان كه از ايران نيز با نام هايي همچون خراسان، قم، طالقان و... ياد شده است، امّا بيشتر اين روايات بر خراسان و قم متمركز است.
قيام يماني به چند مرحله قابل تقسيم است. اين مراحل عبارتند از:
1
- اعلام همبستگي و هم پيماني نظامي با قيام خراساني :
كه در ادامه از اين موضوع سخن خواهيم گفت.
2
-دعوت و فراخوان يماني به سوي مذهب حقّة اهل بيت پيامبر (ص):
در روايتي صحيح از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمودند: «هنگامي كه يماني قيام كرد، به سوي او برخيز و بر هيچ مسلماني جايز نيست كه با او به مقابله برخيزد؛ زيرا هر كس چنان كند، از اهل دوزخ باشد زيرا او به حق و راهي مستقيم فرا مي خواند». منظور از دعوت به حق در سخنان اهل بيت(ع)، دعوت به امامت است.
قيام يماني از اين نظر با نهضت خراساني كه امام علي(ع) آن را وصف نموده، مشترك است. آن حضرت(ع) دربارة خراساني مي فرمايند: «به حقيقت، براي آل محمّد(ص) در طالقان گنجي است كه خداوند آن را هر وقت كه بخواهد آشكار مي نمايد: [آنان] راهياني به سوي حق[اند] كه به دين خدا فرا مي خوانند». همچنان كه امام كاظم(ع) فرموده است: «مردي از اهل قم قيام مي كند و مردم را به سوي حق فرامي خواند»...
3
- ياري رساندن به انقلاب امام مهدي (ع) و فراخواندن به بيعت آن حضرت:
اين هدف از اهداف قيام يماني پيش از اين نيز بيان شد كه، پرچم يماني از جمله پرچم هاي ياوران امام مهدي(ع) است. در روايات مربوطه به قيام يماني، به هم پيمان شدن وي با خراساني و ياري به او در برابر دشمنانش اشاراتي رفته است. مانند اين روايات: «و خداوند عزّوجلّ براي او ـ يعني امام مهدي(ع)ـ خراسان را مي گشايد و اهل يمن از او اطاعت مي كنند»
همچنين در بيان امير مؤمنان(ع) دربارة خصوصيات مشترك يماني و خراساني در جنگ دمشق و آزادسازي آن از سيطرة سفياني چنين آمده است: «و [سفياني] به روش ستمكاران نخستين عمل مي كند و خداوند از آسمان بر عملش خشم مي گيرد، آنگاه جواني را از مشرق كه به اهل بيت پيامبر(ص) فرامي خواند، عليه او برمي انگيزاند. اينان اصحاب پرچم هاي سياه هستند. خداوند به ايشان عزت اعطا و پيروزي را برايشان نازل مي فرمايد، پس احدي با ايشان به نبرد نمي پردازد مگر اينكه او را شكست مي دهند و سپاه قحطاني [يمني] به حركت درمي آيد... و جوان يمني در پي نابود كردن حمّاز جزيره [سفياني] است تا آنكه در دمشق فرود مي آيند و آن را [در مدّت زماني] سريع تر از دريا فتح مي كنند». و اين حديث در مقام توصيف رويارويي نظامي در مرزهاي سوريه بين خراساني و سفياني است كه پس از سپاه يماني تحت فرماندهي او براي ياري رساندن به خراساني وارد ميدان نبرد مي شوند.
يماني، چند ماه پس از قيام و نهضت خود در يمن، سرانجام به سرزمين حجاز مي رود و پس از آشكار شدن امام مهدي(ع) در ميان گروه اندك ياران خويش در مدينه، در كنار آن بزرگوار قرار مي گيرد. پس از آنكه سفياني، لشكر خود را براي دستگيري امام مهدي(ع) به مدينه مي فرستد، يماني همراه با امام زمان(ع) به مكه مي رود. چنانكه در روايت اميرالمؤمنين(ع) نيز آمده است: «سپاهي به مدينه فرستاده مي شود. پس هر كس از آل محمد(ص) را كه توانستند، مي گيرند و مردان و زنان از بني هاشم كشته مي شوند. در آن هنگام، مهدي و سپيدنشان از مدينه به مكه مي گريزند. پس گروهي در جستجوي آن دو فرستاده مي شوند، در حالي كه آن دو به حرم خدا و امنيت او رسيده اند»
از ارطاط نيز نقل شده است: «سپس مهدي و منصور از مدينه در حال فرار خارج مي شوند و سفياني گروهي را براي گرفتن آن دو مي فرستد. پس هنگامي كه مهدي و منصور به مكه رسيدند، لشكريان سفياني در بيداء فرود مي آيند و در زمين فرو مي روند. سپس مهدي(ع) خارج مي شود تا آنكه از مدينه عبور كند»
در خصوص فرجام قيام يماني موعود، كه از او با صفت منصور ياد شده، در رواياتي از امام صادق(ع) نقل شده است: «سفياني با هر كسي كه با او درگير شود، چيره مي شود مگر يماني. ... سپس يماني را هدف قرار مي دهد. پس يماني براي دفع شرّ او به پا مي خيزد و سفياني در پي جنگ هاي فراوان و درگيري هاي سخت شكست مي خورد و يماني او را دنبال مي كند. در نتيجه، جنگ ها و شكست هاي سفياني زياد مي شود. پس يماني، سفياني و پسرش را كنار رود «لوّ» در ميان اسيران مي يابد و آن دو را تكّه تكّه مي كند» (56)

پی نوشت ها :
 34
- الزام الناصب ، ص 139
35
- بشاره الاسلام ، ص 46 ، 192/277 ؛ الحاوی للفتاوی ، ج 2 ، ص 160
36
-در این باره ر.ک : ماهنامه موعود ، ش 101 ، 1388
37
-الملاحم و الفتن ، ص 51
38
-حلیه الابرار ، 572/2 ؛ تفسیرالبرهان ، 2/22
39
ـ ابزار الوهم المکنون ، ص 101
40
ـ کنزالعمال ، 35055/12
41
ـ ابن حماد ، الفتن ، 208/839 ؛ کنزالعمال 11/31497
42
- ابن حماد ، الفتن ، 146/604 ؛ 221/870
43
- شرح نهج البلاغه ، 48/7
44
- الفتن ، 856/214 ؛ الحاوی 68/2
45
- سنن ابن ماجه ، 2/4088 ؛ البرء و التاریخ 2/174 ؛ مجمع الزوائد ، 7/318
46
- الحاوی للفتاوی 2/70 ؛ عقدالدرر 128
47
-مسند احمد ، 022383/309/8
48
- کنزالعمال ؛ 35054/283/12 ؛ تهذیب العساکر 555/1 ؛ سقوط اسرائیل ، پیشین ، ص 181 ( قم ، بوستان ، 1387 )
49
-الحاوی للفتاوی2/67 ؛ البرهان 7/17
50
- یاسری ، ابوذر ، خروج يماني ؛ نشانة حتمي ظهور ، موعود ، ش 108
51
- شيخ طوسي ، الغيبـة ، ص267 ؛ كمال الدّين صدوق ، ص649 ؛ ارشاد مفيد ، ج2 ، ص279 ؛ طبرسي ، إعلام الوري ، ص426
52
- بحارالانوار ، ج 52 ، ص 233
53
- معجم احاديث الامام المهدي (ع) ، ج3 ، ص478 ، به نقل از : شيخ محمّد جواد خراساني ، مهدي منتظر ، ص257
54
-كتاب الغيبـة ، نعماني ، ص171 ؛ بحارالانوار ، ج 52 ، ص232 ؛ إعلام الوري ، ص429
55
- بحارالانوار ، ج 52 ، ص 75
56
- در این باره ر ک: یاسری ، ابوذر ، خروج يماني ؛ نشانة حتمي ظهور ( همان )
 

ادامه دارد ...

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :