ارسال به دوستان
کد خبر : 254628

علم دینی و چالش های عملیاتی آن

سالهاست که بحث علم دینی در کشور ما مطرح شده است. این بحث مانند تمام بحثها مخالفان و موافقانی دارد. در این مقاله نگاهی اجمالی خواهیم داشت به نظرات مختلف موافقان درباره علم دینی و راهکاری ارائه خواهیم داد برای جمع بین این آراء در عرصه عمل.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

 

علم دینی و چالش های عملیاتی آن

مرضیه برجیان

 

سالهاست که بحث علم دینی در کشور ما مطرح شده است. این بحث مانند تمام بحثها مخالفان و موافقانی دارد. در این مقاله نگاهی اجمالی خواهیم داشت به نظرات مختلف موافقان درباره علم دینی و راهکاری ارائه خواهیم داد برای جمع بین این آراء در عرصه عمل.

مقدمه

تولید علم دینی یکی از ضرورتهای جدی کشور ماست. هیچ تمدنی نمی تواند بدون علم و تکنولوژی متناسب با مبانی خودش تداوم یابد . چه این که بدون علم وفناوری زندگی میسر نیست و هر فناوری و علمی نیز مبانی خودش را با خود دارد که برگرفته از تمدنی و فرهنگی است که در آن متولد شده و رشد کرده است. بحث علم دینی سالهاست که در کشور مطرح است؛[1] البته این بحث نه تنها در ایران یا کشورهای اسلامی که در کشورهای اروپایی هم طرفدارانی دارد[2]. ایان باربور یکی از نظریه پردازان در این عرصه است. در ایران تعاریف متعددی برای علم دینی ارائه شده است. ما در ابتدا به این تعاریف و سپس به مشکلات این چندگانگی و راه حل های اجمالی آن می پردازیم.
 
تعاریف علم دینی

ایده تولید علم دینی پس از پیروزی انقالب اسلامی ایران و به خصوص در سالهای اخیر در ایران مورد بحث و گفتگوهای بسیار قرار گرفته است. در این مدت تلقیهای مختلفی درباره چیستی علم دینی توسط موافقین این ایده مطرح شده است. برای مثال:
1
-علم دینی علمی است که به روش اجتهادی از آیات و روایات بهدست آید (علیپور و حسنی، 1389 )
2
- علم دینی علمی است که در مقام فرضیهپردازی از پیشفرضهای برگرفته از منابع معتبر دینی استفاده کند و در مقام داوری به روش تجربی پایبند باشد (باقری، 1382).
3
-علم دینی علمی است که در چارچوب جهان بینی دینی توسعه یافته و به کار گرفته شود .(گلشنی، 1385 )
4
-علم دینی علمی است که در راستای تولی و قرب الهی ؛ نه تمتع هر چه بیشتر از دنیا( شکل گرفته و توسعه یابد (میرباقری، 1387 و 1390).
5
- علم دینی علمی است که مبتنی بر فلسفه علم الهی شکل گیرد، فلسفه علمی که خود مبتنی بر فلسفه مطلق الهی است. (جوادی آملی، 1386).
موافقین علم دینی متأثر از تلقی ای که از علم دینی داشته اند، از ضرورت، امکان، مطلوبیت و چگونگی تولید علم دینی بحث کرده اند. در مقابل مخالفین علم دینی نیز متأثر از تلقی های متفاوتی که از علم دینی داشته اند ضرورت، امکان و مطلوبیت علم دینی را نفی کرده اند. تلقی ای که مخالفین علم دینی از این ایده در نظر داشته اند و به مخالفت با آن پرداخته اند، عمدتاً مبتنی بر این نگاه بوده است که علم دینی علمی است که قرار است توسط عالمان دینی آشنا با فقه و اصول و تفسیر و به روش اجتهادی از آیات و روایات استخراج شود (ملکیان، 1386 ،1390 و سروش 1389 .)در میان مخالفین جدیدتر علم دینی (برای مثال پایا،1386) تلقی های دیگری از علم دینی مانند علمی که در مقام فرضیه پردازی از متافیزیک دینی بهره میگیرد مد نظر بوده است.[3]
 
بررسی و حل یک شبه چالش مطرح شده

 تعدد تعاریف علم دینی بهانه ای شده است که برخی امکان پذیر بودن آن را به زیر سوال برند؛ با این استدلال که وقتی چیزی حتی دقیقا معلوم نیست چیست ، نمیشود آن را هدف قرار داد و برای رسیدن به آن برنامه ریزی و سیاست گذاری کرد.[4] این سخن حقی است ناتمام. در دوران رنسانس هم که مفهوم علم تغییر کرد[5] کسانی که سردمداران این تغییر بودند، باهم تفاهم نداشتند و نهایت امری که شروع کردند برایشان آشکار نبود تامل در کارهای کسانی مانند بیکن ، گالیله و فیلسوفانی چون دکارت و لایب نیتس این مطلب به وضوح دیده می شود. در واقع نه تنها در تحولات عمیق و مفهومی علم که در ارائه نظریه های علمی نوآورانه در همان پارادیم قبلی نیز تبعات و نتایج نظریه بر نظریه پردازان آشکار نیست . نمونه اش را ما در نسبیت عام و تبعات آن در کیهان شناسی می بینیم، خیلی از بحث هایی که امروزه پیرامون نسبیت مطرح می شود، خارج از دغدغه های انیشتن و تصورات او حتی تا آخر عمرش بود.[6]
مطلب دیگر آنکه گرچه این تعاریف باهم هخوانی ندارند؛ اما متناقض و نافی یکدیگر هم نیستند و می توان همه را ذیل یک سیاست گذاری واحد نیز جمع کرد. همان طور که اکنون در حوزه فناوری نانو کارهای متعدد و با رویکردهای متعدد گاه حتی برای حل مساله ای واحد به کار گرفته می شوند و این امر به هیچ عنوان مانعی بر سر توسعه این فناوری در کشور نبوده است. غرض از این مثال البته قیاس کردن علم با فناوری قیاسی کاملا صحیح نیست ؛ اما تاکید بر این امر است که سیاست گذاری علم یبرای تحقق یک فعالیت مستمر علمی در دانشگاه ها در هر سطحی که باشد نیاز به تعریف جزییات ندارد و می تواند به راحتی همه نگرشهای متفاوت را پوشش دهد. اشکالی ندارد تا به دست آمدن نتایج قابل استناد و روشن کننده ادامه مسیر همه این تعاریف و مسیرهای پیشنهادی در دستور کار قرار گیرد.
نکته دیگر این است که در پرداختن به علم دینی می توان نگاه حداقلی یا حداکثری داشت. در نگاه حداقلی تاکید بر تولید علمی است که در مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی با مبانی دینی در تعارض نباشد و همین طور در اهداف.

اما در نگاه حداکثری بحث بر سر علمی است که نه طرفداران نگاه اول به رد علمی که با نگرش دوم تولید شود، خواهند پرداخت و نه طرفداران نگاه دوم مخالف تولید علمی هستند که در تعارض با مبانی دینی نباشد؛ گرچه شاید با آن نیز قانع نشوند.
ایده تولید علم دینی پس از پیروزی انقالب اسلامی ایران و به خصوص در سالهای اخیر در ایران مورد بحث و گفتگوهای بسیار قرار گرفته است.
مطلب آخر این که شاید لازم باشد متناسب با رشته های مختلف مسیرهای متفاوتی ( و رویکردهای حداقلی و حداکثری ) نسبت به تولید علم دینی اتخاذ شود. چه این که به نظر می رسد بخشی از تفاوت نگاه نظریه پردازان در حوزه علم دینی متاثر از رشته تخصصی آنان و زمینه های مورد مطالعه شان باشد.
در واقع منابع موجودی که می توانند مبنای این حرکت قرار گیرند، در رشته های متفاوت بسیار زیاد است. البته انتقادی سطحی نیز به تولید علم دینی گاه ابراز می شود با این استدلال که تک گزاره های علمی یا صادق هستند یا کاذب . این تابع یعنی یا غیر دینی بودن نیست در هر علمی (چه دینی چه غیر دینی) شما هرگاه خودکار را رها کنید به زمین می افتد نه این که پرواز کند. این مطلب حقی است اما در طول تاریخ نظریات متعددی برای توصیف این پدیده و تک گزاره صادق علمی مطرح شده اند که این نظریات در کلیت شان می توانند نسبت های متعددی با مبانی دینی داشته باشند.
 
پی نوشت

[1]"اهداف علم دینی و برخی از لوازم عملیاتی آن" حوزه و دانشگاه، سال دوازدهم، شماره 38،  1385.

[2]"چرا علم دینی" ؛ دکتر مهدی گلشنی، فصلنامه اسراء، سال دوم، زمستان 1389.

[3]."بررسی دلایل مخالفت با علم دینی" سید محمد تقی موحد ابطحی،راهبرد فرهنگ / شماره بیستم / زمستان 1391.

[4]  Rmansouri.ir

[5]"سکولاریسم علمی در غرب" علی رمضانی، معرفت ،سال هفدهم شماره132 ، 1378.

[6]نسبیت خاص و عام و کیهانشناسی،ولفنگانگ ریندلر.

منابع

"اهداف علم دینی و برخی از لوازم عملیاتی آن" حوزه و دانشگاه، سال دوازدهم، شماره 38،  1385.

 "چرا علم دینی" ؛ دکتر مهدی گلشنی، فصلنامه اسراء، سال دوم، زمستان 1389.

 ."بررسی دلایل مخالفت با علم دینی" سید محمد تقی موحد ابطحی،راهبرد فرهنگ / شماره بیستم / زمستان 1391.

 Rmansouri.ir

 "سکولاریسم علمی در غرب" علی رمضانی، معرفت ،سال هفدهم شماره132 ، 1378.

 نسبیت خاص و عام و کیهانشناسی،ولفنگانگ ریندلر.

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :