ارسال به دوستان
کد خبر : 254594

تغافل: راهکاری کارآمد در زندگی مشترک

تحکیم خانواده در دیدگاه اسلام، موجب تعالی فرد و به دنبال آن تعالی جامعه می گردد و این امر، با ایجاد بستری از آرامش در محیط خانواده محقق می شود. ایجاد چنین آرامشی در زندگی، مستلزم به کار گیری راهکارهای متفاوتی است که از جمله ی آنها می توان به امر تغافل اشاره کرد. تحکیم خانواده در دیدگاه اسلام، موجب تعالی فرد و به دنبال آن تعالی جامعه می گردد و این امر، با ایجاد بستری از آرامش در محیط خانواده محقق می شود. ایجاد چنین آرامشی در زندگی، مستلزم به کار گیری راهکارهای متفاوتی است که از جمله ی آنها می توان به امر تغافل اشاره کرد.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

 

 

تغافل: راهکاری کارآمد در زندگی مشترک

نام نویسنده: حسنیه صالحان

چکیده:
تحکیم خانواده در دیدگاه اسلام، موجب تعالی فرد و به دنبال آن تعالی جامعه می گردد و این امر، با ایجاد بستری از آرامش در محیط خانواده محقق می شود.
ایجاد چنین آرامشی در زندگی، مستلزم به کار گیری راهکارهای متفاوتی است که از جمله ی آنها می توان به امر تغافل اشاره کرد
تحکیم خانواده در دیدگاه اسلام، موجب تعالی فرد و به دنبال آن تعالی جامعه می گردد و این امر، با ایجاد بستری از آرامش در محیط خانواده محقق می شود.
ایجاد چنین آرامشی در زندگی، مستلزم به کار گیری راهکارهای متفاوتی است که از جمله ی آنها می توان به امر تغافل اشاره کرد.
معنای تغافل
تغافل در لغت، به معنای خود را به غفلت زدن و بی خبر نشان دادن است و در اصطلاح، معادل چشم پوشی آگاهانه از روی رفتارهای نامطلوبی است که اطرافیان در خفا انجام می دهند.
چشم پوشی، عفو، گذشت، اغماض، مدارا، به رو نیاوردن و نادیده گرفتن از جمله تعابیری است که در زبان فارسی بیانگر این مفهوم می باشند.
در یک بیان کلی، می توان گفت که اصل تغافل به این معناست که هیچ گاه اطرافیان خود را به خاطر خطاهایشان تحت فشار قرار ندهیم.
نقش تربیتی تغافل
تغافل یک عملکرد تربیتی غیر مستقیم است. به این صورت که شما می خواهید با کسی که خطایی کرده برخورد کنید و در عین حال نمی خواهید او را سرزنش نمایید و به صورت مستقیم با او رو در رو شوید و به همین جهت تغافل می کنید.
 
این امر مهم تربیتی، زمانی نقشی موثر در اصلاح فرد خواهد داشت که در جای خود و به درستی و تنها به قصد اصلاح انجام بگیرد و احتمال تغییر رفتار از سوی فرد خاطی وجود داشته باشد.
امام رضا(ع) در روایتی، درباره ی سنن و سیره ی رسول خدا(ص)، به مساله ی تغافل نسبت به خطاهای دیگران اشاره کرده و می فرماید: "پیامبر(ص) همواره خوشرو و ملایم و خوش برخورد بود. سخت گیر و داد و فریادکن و بد زبان نبود. نه عیب جو بود و نه ستایشگر. در مقابل آنچه دوست نمی داشت خود را به غفلت  می زد و به روی خود نمی آورد.کسی از ایشان ناامید نمی شد. سه کار را درباره ی مردم انجام نمی داد: کسی را مذمت و تقبیح نمی کرد، لغزش ها و مسایل پنهانی افراد را دنبال نمی کرد و در موردی سخن می گفت که امید ثواب داشت."[1]
در بررسی خصوصیات و جوانب روان شناختی این روش، چنین استنتاج کرده اند که این روش از یک سو، بدان سبب که توسط افراد بهنجار به کار می رود یک دفاع حاکی از پختگی تلقی می گردد و از سوی دیگر، اعمال چنین کنترل آگاهانه ای مستلزم وجود منِ قوی و قدرتمندی می باشد.[2]

تغافل در زندگی مشترک
متاسفانه امروزه شادی ها و لذتهای زندگیِ مشترک، اغلب کوتاه مدت و زودگذر هستند و در مدتی کوتاه عمرشان سرآمده و به سراشیبی سقوط دچار می شوند. اما در این میان، زندگی های فراوانی هم هستند که با گذشت سالیان سال، همچنان تداوم داشته و مأمنی گرم برای اعضای خانواده بوده و عشق و مهربانی در آن موج می زند.
به جرأت می توان گفت که یکی از عوامل تاثیرگذار در ایجاد و بقای سازگاری در میان همسران، تغافل است که سبب انعطاف بیشتر در زندگی شده و آن را در برابر طوفانهای بزرگ، پایدارتر و شکست ناپذیرتر خواهد کرد.
تغافل سبب می شود که زن و شوهر، در ارتباطات دوسویه ی خود، حسابگرانه عمل نکنند و با ایثار و فداکاری و برخوردی کریمانه، با مشکلات و لغزش های یکدیگر روبه رو شوند. چرا که زندگی مشترک، عرصه تفهیم و اتهام نیست و رعایت اصل تغافل در آن بسیار مهم و ضروری است. با یک بررسی مختصر می توان به این نتیجه رسید که از جمله علل طلاق ها، همین بگو مگوهای طولانی و مشاجره های بی جا برای فرافکنی و تقصیر دیگران انداختن است.
در دیدگاه اسلامی عفو، عذرخواهی، چشم پوشی از خطاها، قدر دانی و تکریم شخصیت همسر از جمله خصوصیات همسران اهل مدارا به شمار می آید.[3] همچنین همسر عاقل کسی است که گذشت و بردباری داشته و با بهانه های کوچک و جزئی، زندگی را متلاشی نمی سازد.[4]
این کمال بزرگواری زوجین است که وقتی از همسر خویش خطایی می بیند، با جوانمردی و کرامتی ستودنی از آن چشم می پوشد و با این فراموشی، پیشامدهای آینده را حفظ می نماید.

 
امیر المومنین علی(ع) در روایتی می فرمایند:" تدبیری مانند خود را به بی خبری زدن و حلمی همچون خود را به فراموشی زدن نیست".[5]
در روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده است که: "اگر زن دچارجهل و خطا شد، بر مرد است که با گذشت با او برخورد کند."[6]
خداوند تبارک و تعالی نیز در قرآن خطاب به مردان می فرماید: "اگر از آنها(به جهتی) کراهت داشتید(فورا تصمیم به جدایی مگیرید) چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و خداوند در آن خیر فراوانی قرار می دهد".[7]
عارف بزرگوار، مرحوم آیة الله بهجت(ره) در بیانی به اهمیت تغافل در زندگی مشترک اشاره کرده و می فرمایند: "هماهنگی و موافقت اخلاقی بین زن و مرد در محیط خانواده، از هر لحاظ و به صورت صددرصد برای غیر انبیا و اولیا(ع) غیر ممکن است. اگر بخواهیم محیط خانه، گرم و با صفا و صمیمی باشد، فقط باید صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رأفت را پیشه ی خود کنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد. اگر این ها نباشد اصطکاک و برخورد پیش خواهد آمد و همه ی اختلافات خانوادگی از همین جا ناشی می شود".[8]
آثار تغافل
1
-کاهش اختلاف: یکی از آثار تغافل،کاهش اختلاف است. وقتی زوجین از یکدیگر خطایی دیدند و عمدا خود را به فراموشی بزنند نهایت بزرگواری را نشان داده اند.
امام سجاد(ع) در توصیه ای به فرزند خود امام باقر(ع) می فرمایند: "بدان ای فرزندم که درستی کار دنیا به طور کلی در دو کلمه است: اصلاح امور زندگی، همانند پیمانه پری است که دو سوم آن توجه و هشیاری و یک سومش چشم پوشی است. زیرا انسان چشم پوشی نمی کند مگر از چیزی که آن را می داند و متوجه آن است".[9]

از این کلام استفاده می شود که تغافل تاثیر زیادی در کاهش اختلاف دارد و زمینه ی اصلاح برای فرد خاطی را فراهم می کند.
افراد غیر معصوم، مصون از خطا و اشتباه نیستند و ممکن است در مراحل مختلف زندگی دچار خطا و لغزش شوند. خرده گیری و بازخواست و عکس العمل در برابر هر اشتباهی، سبب ایجاد اختلاف و تنش در میان افراد شده و زندگی را تلخ خواهد کرد.
در حقیقت وقتی پذیرفتیم که هیچ کس از جمله خودمان بی عیب و نقص نیستیم و قبول کردیم که هر کس مثل ما ممکن است اشتباه کند و خطایی از او سر زند می توانیم از خطاهایش چشم پوشی کنیم.
2
-رسیدن به آرامش در زندگی: یکی دیگر از آثار تغافل رسیدن به آرامش است. علی(ع) دراین باره می فرمایند: "کسی که تغافل نکند و از بسیاری از امور چشم پوشی ننماید، زندگی منغض و ناگواری خواهد داشت".[10]
در زندگی خانوادگی، مسائل فراوانی پیش می آید که اعضای خانواده از آن چشم پوشی نمی کنند و آن را به رخ یکدیگر می کشند و زندگی را برای خود تلخ و غیر قابل تحمل می سازند.
متاسفانه بزرگترین عیب انسان دیدن تمام خطاهای دیگران است. وقتی زندگی اطراف یک نفر پر خطا جلوه کرد، تحمل آن برای فرد سخت می شود و با موشکافی در همه ی موارد دچار دردسر می شود. راه حل رهایی از این مشکل، تغافل و چشم پوشی از خطاها و فراموش کردن آنهاست.
اگر کسی بتواند اصل تغافل را در زندگی روزمره ی خود پیاده کند بسیاری از مشکلات زندگی خود به خود حل می شود، بسیاری از تلخی ها شیرین می شود و بسیاری از بیماری های عصبی بدون داروهای اعصاب شفا می یابد. زیرا معمولا آنچه انسان را آزار می دهد، نفسِ حوادث تلخ و خودِ مشکلات نیست بلکه تصور و ذهنیتی است که آدمی از سختی ها دارد.
پاداش معنوی تغافل در زندگی مشترک
در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است: "مردی که بر بداخلاقی زنش صبر و بردباری از خود نشان دهد، خدا پاداش حضرت ایوب در برابر بلاها را برای این مرد مدارا کننده قرار می دهد".[11]
حضرت در روایت دیگری می فرمایند:" عذاب قبر سه دسته از زنان برداشته شده است و آنان با حضرت زهرا(س) محشور می شوند که یک دسته از آنها کسانی هستند که در برابر بداخلاقی شوهرانشان از خود صبر و بردباری نشان داده اند. خداوند به این زنان ثواب هزار شهید را می دهد و ثواب یک سال عبادت در نامه ی عملشان نوشته می شود".[12]
مرز تغافل
توجه به این نکته حائز اهمیت است که تغافل به معنای بی توجهی نیست و اگر همسر کاری انجام می دهد که زشتی آن را نمی داند باید او را از این مسئله آگاه کرد و نباید سرپیچی از این وظیفه را تغافل نامید.
در واقع در اصلِ ادای وظیفه در زندگی فردی و اجتماعی، نمی توان به بهانه سازگاری تغافل نمود اما در راهکارها و کیفیت ادای این وظایف، تغافل اصلی انکار ناپذیر است. بی تردید وانمود کردن بی اطلاعی خود از اشتباه همسر، عکس العملی برمبنای تدبیر و با هدف تحکیم مبانی خانواده است.[13]

پی نوشت:

[1]عیون اخبار الرضا، ج1، ص635-644

[2].روان شناسی سازگاری، علی اسلامی نسب، ص97

[3].وسایل الشیعه، ج1،ص13

[4].انتخاب همسر، ابراهیم امینی، ص102

[5].میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ج7، ص4374

[6]بحارالانوار، محمد تقی مجلسی، ج8، ص369

[7].نساء، 19

[8].شط شراب، م.الف، گفتار208، ص167

[9].کفایه الاثر، ص240

[10] غرر الحکم، ص297

[11]. بحارالانوار، ج73، ص367

[12].وسایل الشیعه، ج21، ص285

[13].سازگاری همسران به شیوه تغافل با تاکید بر آموزه های دینی، مرضیه محصص، نشریه معرفت اخلاقی، سال4، شماره دوم،پاییز و زمستان 1392

منابع:
1
-قرآن کریم
2
-شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ناشر: موسسه الاعلمی المطبوعات
3
-شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ناشر: آل البیت
4
-محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ناشر: موسسه دارالحدیث
5
-علامه مجلسی، بحار الانوار، ناشر: دارالکتب الاسلامیه
6
-علی خزاز قمی، کفایه الاثر، ناشر: بیدار
7
-ابوالفتح آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ناشر: دار الکتب الاسلامی
8
-م.الف، شط شراب، ناشر: تراث
9
-علی اسلامی نسب، روان شناسی سازگاری، ناشر: بنیاد
10
-ابراهیم امینی، انتخاب همسر، ناشر: امیر کبیر
11
-مرضیه محصص، سازگاری همسران به شیوه تغافل با تاکید برآموزه های دینی، معرفت اسلامی، سال4، شماره دوم، پاییز و زمستان 1392
 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :