Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 252287
تاریخ انتشار : 22 دی 1397 22:56
تعداد بازدید : 9

ضرورت تربیت دینی(1)

یکی از حقوق فرزندان بر والدین این است که آن ها را با خدا و اهل بیت (علیهم السلام) و مسائل اعتقادی و عبادی آشنا سازند. کودک با فطرتی پاک متولد می شود و این پدر و مادر هستند که باید فطرت او را در مرحله ی عمل و رفتار نیز هدایت کنند و به فعلیت تبدیل نمایند.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

 

ضرورت تربیت دینی(1)

نویسنده: محمد علی قاسمی
یکی از حقوق فرزندان بر والدین این است که آن ها را با خدا و اهل بیت (علیهم السلام) و مسائل اعتقادی و عبادی آشنا سازند. کودک با فطرتی پاک متولد می شود و این پدر و مادر هستند که باید فطرت او را در مرحله ی عمل و رفتار نیز هدایت کنند و به فعلیت تبدیل نمایند.
حضرت سجاد (علیه السلام) درباره وظیفه پدر نسبت به تربیت دینی فرزند می فرماید:
«وإِنَّکَ مَسئُولٌ عَمّا ولیتَهُ بِهِ مِن حُسنِ الأدبِ والدلالة عَلی رَبِّهِ»؛
تو (پدر) نسبت به فرزند خود مسؤول هستی که او را نیکو تربیت نمایی و او را به سوی پروردگارش رهنمون شوی. (1)
تربیت دینی، سعادت فرزند را به دنبال دارد و ثواب آن برای والدین غیرقابل محاسبه است. روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از قبرستان بقیع می گذشت؛ به یاران خود فرمود: بشتابید! در برگشت نیز یاران خواستند در آن مکان شتاب کنند، که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آرام حرکت کنید؛ زیرا، در هنگام رفتن مرده ای را عذاب می کردند؛ ولی، در وقت بازگشت عذاب را از او برداشته بودند؛ زیرا، او فرزندی به جای گذاشته بود که در همین فرصت نزد معلم رفت و «بسم الله الرحمن الرحیم» را آموخت؛ خداوند، به همین جهت، عذاب را از پدر او برداشت. (2)
تربیت دینی هم حق کودک است و وظیفه والدین، هم آینده ی سعادت او را فراهم می سازد و هم دارای ثوابی است که گاه نجات بخش والدین خواهد بود؛ بنابراین، سخن از اهمیت آن کافی است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به برخی از کودکان نظر افکند و فرمود: وای بر فرزند آخرالزمان، از روش ناپسند پدرانشان! عرض شد: ای رسول خدا! از پدران مشرک آن ها؟ فرمود: نه! از پدران مسلمان آن ها که هیچ یک از فرائض دینی را به آن ها نمی آموزند و به ناچیزی از امور مادی درباره ی آن ها بسنده می کنند. من از این مردم بیزارم و آنان نیز از من بیزارند. (3)

انتخاب بهترین زمان برای تربیت دینی

مناسب ترین زمان برای آموزش آموزه های دینی و مذهبی، زمانی است که کودک شاداب و سرحال باشد؛ در غیر این صورت، ترک آموزش بهتر است!
امام رضا (علیه السلام) می فرماید:
همانا برای دل ها روی آوردن و پشت کردنی است؛ نشاط و فترتی است؛ پس زمانی که قلب ها روی می آورند، بصیر هستند و می فهمند و زمانی که پشت می کنند، ملول و خسته می شوند؛ پس در هنگام نشاط و اقبال آن ها را دریابید؛ درهنگام پشت کردن و فترت رها کنید. (4)
والدین، باید زمان شادابی کودک را تشخیص دهند. زمان هایی که کودک خوشحال است و حرف شنویِ بیش تری دارد و در هر فرصت متناسب با زمان و مکان، مسائل دینی مرتبط با آن را آموزش دهند. در زمانی که به دلیل رسیدن نعمت الاهی شاد است، شکرگزاری از خداوند و در زمان سیر و سفر و دیدن مناظر زیبای طبیعت، قدرت و عظمت خداوند و در مکان های مقدس مثل حرم اهل بیت (علیهم السلام) درباره ی امامان (علیهم السلام) و در زمان موفقیتش درباره ی جوایز الاهی، صحبت شود و مطالبی متناسب با سن او گفته شود.

آغاز آموزه های دینی

به نظر می رسد، ایجاد زمینه های تربیت دینی، از همان ابتدای تولد بلکه، قبل از آن، آغاز می شود؛ زیرا، اذان گفتن در گوش راست کودک و اقامه گفتن در گوش چپ او، کام برداشتن با خاک کربلا یا آب فرات به صورت غیرمستقیم، آموزش توحید، نبوت، امامت و ولایت است، که در ضمیر ناخودآگاه او تأثیر فراوان دارد.
دستور به پرهیز از همبستری در حضور نوزاد، از فهم و درک وی حکایت دارد و تجربه ی بشری نیز فهم نوزاد را اثبات می کند.
زن فرانسوی تحت عمل جراحی مغز و اعصاب قرار گرفت؛ هنگامی که جرّاح تیغ را بر عصبی از اعصاب او گذاشت، در حالت بی هوشی مطلق، شروع به خواندن سرودی با زبان آلمانی کرد؛ تیم جراحی بسیار شگفت زده شدند و شگفتی آنان زمانی فزونی یافت که بعد از عمل جراحی فهمیدند که این خانم اصلاً زبان آلمانی را فرا نگرفته است؛ پس از تحقیق و پژوهش در این زمینه روشن شد هنگام نوزادی وی، که سربازان آلمانی به فرانسه حمله کرده بودند؛ در آن هنگام سربازان آلمانی آن سرود را می خواندند که در ضمیر ناخودآگاه وی نقش بسته و اکنون آشکار گشته است. (5)
از نگاه نویسنده، آموزش ها و تربیت غیرمستقیم از قبل از تولد تا 2 سالگی شروع می شود و از 2 سالگی آموزش های مستقیم آغاز می گردد که در هر مرحله باید بخشی از آموزه های دینی را به کودک آموزش داد.
امیر مؤمنان (علیه السلام) درباره ی آغاز تربیت به امام حسن (علیه السلام) می فرماید:
هنگامی که کودک و دارای نیت سالم و پاک بودی، بر ادب آموختن تو همّت گماشتم. (6)
باز در سخن دیگری می فرماید:
من قبل از آن که دلت سخت و فکرت مشغول شود به تربیت تو پرداختم. (7)

ایمان به آفریدگار

کودک، فطرت توحیدی و عواطف اخلاقی و برای پذیرش تربیت آمادگی دارد؛ بنابراین، از همان ابتدای کودکی باید فضای معنوی و توجه به پروردگار در اطراف کودک حاکم باشد تا این حسّ فطری شکوفا گردد.
نخستین اصلی که والدین باید به کودک بیاموزند این است که خالق و رازقی چون خدای یکتا وجود دارد. تکرار نام خدا و این که او ما را آفریده است و او قدرت بی انتها دارد، اندک اندک در ذهن کودک جا می گیرد. این که اهل بیت (علیهم السلام) تأکید می کنند نخستین کلمه ای که به کودک می آموزند، کلمه «توحید» باشد، از اهمیت و تقدم آموزش ایمان به خدا را نشان می دهد.
این کار تا آن جا ارزشمند است که عبدالرحمن سلمی به فرزند امام حسین (علیه السلام) سوره ی حمد را آموخت؛ زمانی که کودک در حضور پدر سوره حمد را قرائت کرد؛ امام حسین (علیه السلام) علاوه بر پول نقد و پارچه ای که به او دادند، دهان او را از دُرّ پر کردند؛ اطرافیان از این کار و این همه بخشش تعجب کردند و از آن حضرت پرسش نمودند؛ امام حسین (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: کجا این مال با آنچه که آموزگار به فرزند من آموخته است برابری می کند. (8)
کودکانی که از همان اوان کودکی، با ایمان به خدا تربیت می شوند، اراده ای قوی و نیرومند دارند؛ رشید و با شهامت رشد می کنند و در مشکلات خود را نمی بازند و با نیروی ایمان تمام گردنه های جاده دنیا را به سلامت می پیمایند.

بهره گیری از فرصت پرسش کودکان

زمانی که کودک بر اساس حسّ کنجکاوی، سؤالاتی را درباره ی خداوند و معارف دینی می پرسد، فرصتی فراهم می آید تا با استفاده از میل درونی او، مطالب ارزنده ای در قالب و اندازه های درک وی به او آموخت، از آن جا که او آغازگر و پرسشگر بوده است، آمادگی بیش تری برای شنیدن دارد.

نکاتی درباره پاسخ گفتن به پرسش های کودکان

رعایت نکاتی چند می تواند پاسخگویی را کامل و درک و بهره کودکان را افزون نماید:

1-گوش کردن کامل به پرسش کودک

هرگز از شنیدن پرسش فرزندتان دلگیر و درهم نشوید! گوش دادن به پرسش های کودک، انس او را با شما بیش تر می نماید. بدین گونه، از افکار و آنچه در ذهن او می گذرد آگاه می شوید و با برنامه ریزی بهتر در تربیت او قدم برمی دارید.

2-درک دقیق پرسش

با درک دقیق پرسش می توانید، سؤال اصلی او را دریابید و پاسخ مناسب تری ارائه نمایید.

3-پاسخ «نمی دانم»

امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
اگر از شما سؤالی شد که پاسخ آن را نمی دانید، از گفتن «نمی دانم» شرم و حیا نکنید. (9)
شما با این کار به کودک نیز می آموزید که تا هنگامی که از چیزی مطمئن نیست، پاسخ نگوید؛ همچنین بی جهت با پاسخ های اشتباه، او را در مسیر نادرست قرار نمی دهید.

4- پاسخگویی با زبانی ساده

باید به گونه ای به پرسش های اعتقادی کودک پاسخ گفت که با سن و سال او تناسب داشته و قابل فهم و درک او باشد؛ بنابراین، باید از به کارگیری کلماتی که خود سؤال برانگیز، دشوار و نامفهوم است، دوری جست.

5-پاسخگویی صمیمانه

پاسخگویی صمیمانه والدین و مربیان با کودکان سبب می شود تا درک آنان و گوش فرا دادن آن ها افزایش یابد. امیر مؤمنان (علیه السلام) در نامه 31 نهج البلاغه به فرزند سی و چند ساله خود، از خطاب «یا بنیّ» استفاده می کند و می گوید: تو را دیدم که پاره ای از هستی؛ من هستی؛ بلکه، جان و تن من هستی؛ هر آسیبی به تو؛ آسیب به من است ...

6-پاسخ های عاطفی

با بهره گیری از عاطفه کودک، می توان روح او را آرامش بخشید و او را در راه شنیدن و درک هر چه بهتر پاسخ دقیق یاری کرد. (10)

7-بهره گیری از مشاور و راهنما

برای پاسخ دادن به پرسش های کودکان درباره خدا از مشاور و راهنمایان دینی کمک بگیرید و اندک اندک کودکان خود را نیز با کارشناسان مذهبی و انس با آنان آشنا سازید.

محبت و معرفت اهل بیت (علیهم السلام)

از آیات و روایات استفاده می شود، پس از معرفت الاهی که آن هم در سایه سخنان اهل بیت (علیهم السلام) امکان پذیر است، ولایت و معرفت اهل بیت (علیهم السلام) مهم ترین اعتقاد هر انسان است و بدون محبت و معرفت ایشان فلاح و رستگاری رخ نمی دهد.
مودت و دوستی اهل بیت (علیهم السلام) (11) و پیروی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (12) اساسی ترین پایه ی دین است؛ از این رو، ضرور است که پدر، مادر و مربیان از همان کودکی و به تدریج بذر شیرین عشق به اهل بیت (علیهم السلام) را در دل پاک فرزندان بکارند و آنان را به گونه ای پرورش دهند که اطاعت و پیروی از ایشان را پیروی خدا بدانند.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
فرزندان خود را با سه ویژگی و خصلت پرورش دهید:
1
-دوستی پیامبرتان؛ 2. دوستی خاندان آن حضرت؛ 3. قرائت قرآن. (13)
در حدیث دیگری فرمود:
ای گروه انصار! فرزندان خود را بر دوستی علی (علیه السلام) پرورش دهید. (14)
در کتاب شریف «من لا یحضره الفقیه» آمده است: جابر بن عبدالله انصاری، که از اصحاب بزرگ و با فضیلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، در کوچه های مدینه راه می رفت و می گفت: امیر مؤمنان علی (علیه السلام) بهترین انسان است؛ کسی که این را نپذیرد کافر است؛ پس ای گروه انصار! فرزندان خود را بر دوستی آن حضرت پرورش دهید. (15)
برای پرورش معرفت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) باید به تدریج و با توجه به سن کودک حرکت کرد. افزون بر رعایت ها، یادها و ذکرها در زمانی که کودک در رحم مادر است، یا همزمان با شیر دادن و خواندن زیارت عاشورا و گریه بر امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت عصمت (علیهم السلام) در مراحل بعدی باید با برنامه عمل کرد.
از همان ابتدا که کودک به زمین می افتد و می خواهد بلند شود، به او می گویید: یا علی بگو؛ در آن زمان که آب می نوشید و با صدای بلند بر امام حسین (علیه السلام) سلام می دهید و دشمنانش را لعن می کنید، گام هایی را برای معرفت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) برداشته اید.
آن گاه که کودک را در مجالس و مراسم تولد و شادی یا عزای خاندان عصمت (علیهم السلام) می برید، زمانی که در محرم لباس سیاه و یا پیشانی بند بر پیشانی او می بندید، گام های دیگری را برداشته اید.
زمانی که با قصه های ساده و کوتاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، امامان (علیهم السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به صورت غیرمستقیم به کودک معرفی می کنید، گام های اساسی تری برداشته اید.
همه این مراحل تا قبل از هفت سالگی رخ می دهند؛ در همین زمان ها و با توجه به آنچه که کودک مشاهده می کند، سؤالاتی را می پرسد که باید به دقت و ظرافت به آن ها پاسخ داد و این فرصت را برای آشنایی کودک با اهل بیت (علیهم السلام) غنیمت شمرد.

آموختن نخستین ذکرها

بسیاری از پدران و مادران می پرسند، نخستین ذکری که باید به فرزندان آموخت چیست؟ این پرسش را از امام باقر و صادق (علیهم السلام) می پرسیم؛ در پاسخ می فرمایند:
در سه سالگی: وقتی کودک به سن سه سالگی رسید به او بیاموزید که هفت مرتبه بگوید: «لا اله الا الله» سپس او را آزاد بگذارید.
در سه سالگی و هفت ماه و بیست روز: به او بیاموزید که بگوید: «محمّد رسول الله» سپس او را آزاد بگذارید.
در سن چهار سالگی: هفت مرتبه بگوید: «صلّی الله علی محمّد و آله» سپس رها شود.
در سن پنج سالگی: دست چپ و راستش را به او یاد بدهید؛ اگر دست راست و چپ را تشخیص داد، صورتش را به طرف قبله برگردانید و به او بگویید تا سجده نماید؛ سپس آزاد باشد.
در سه شش سالگی: نماز خواندن و رکوع و سجده را به او بیاموزید؛ سپس رها شود.
در سن هفت سالگی: به او گفته شود: صورت و دو دستش را بشوید و نماز بخواند؛ سپس رها شود تا نُه سال او تمام شود ... (16)

عبادت های کودکان

هرگز عبادت های کودکان را اگرچه از روی تقلید باشد، بازی و سرگرمی تصوّر نکنید؛ بلکه همین عبادت ها به ذهن و اراده ی کودک شکل می دهند و او را برای مراحل بعد آماده می سازند؛ بنابراین، متناسب با سن کودک باید او را با عبادت های اصلی آشنا ساخت.

آموزش نماز

روایات، از شش تا ده سال را برای نماز و آموزش آن برای کودکان معرفی می کنند و گاه نشانه های دیگری را مطرح کرده اند؛ رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی می فرماید:
«إذا عَرَفَ الغلامُ یَمینَهُ مِن شمالِهِ، فَمُروهُ بِالصَّلاة»؛
اگر پسر دست راست و چپ خود را از هم شناخت، به او بگویید که نماز بخواند. (17)
و در حدیث دیگری می فرماید:
«مُرُوا صِبیانَکُم بِالصَّلاة إذا کانُوا أبناءَ ستّ سنینَ»؛
هنگامی که فرزندانتان، به سن شش سال رسیدند، آنان را به نماز خواندن فرمان دهید. (18)
در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) هفت سالگی (19) و در حدیثی از علی (علیه السلام) هشت سالگی (20) و در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام) ده سالگی (21) برای نماز خواندن کودکان تعیین شده است.
در این مسیر باید از روش ساده به سخت استفاده کرد و تا جایی که ممکن است، در سنین پایین باید سبک و راحت گرفت. امام سجاد (علیه السلام) کودکان را می فرمود تا نماز ظهر، عصر، مغرب و عشا را با هم بخوانند؛ به آن حضرت اعتراض شد؛ امام (علیه السلام) فرمود: این عمل برای آنان سبک تر و بهتر است و باعث می شود تا به خواندن نماز پیشی بگیرند و برای خوابیدن یا سرگرمی به کار دیگری نماز را ضایع نسازند. (22)

ادامه دارد....

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : إنَّ فاطِمةَ بَضعَةٌ مِنّي و هِىَ نورُ عَيني و ثَمَرَةُ فُؤادي؛ يَسوؤُني ما ساءَها و يَسُرُّني ما سَرَّها و إنَّها أوَّلُ مَن يَلحَقُني مِن أهلِ بَيتي

فاطمه پاره تن من و روشنى ديده و ميوه دل من است. آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت مى ‏كند و آنچه شادش كند، مرا شاد مى‏ كند؛ او نخستين نفر از اهل‏بيت من است كه به من مى‏ پيوندد

الأمالى ، صدوق ، ص ۵۷۵