Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 249229
تاریخ انتشار : 16 آبان 1397 8:9
تعداد بازدید : 33

برگزیدگی به مثابت موهبت الهی(2)

برخی معتقدند در سراسر تورات آیه ای نمی توان یافت که دلالت داشته باشد خداوند از میان تمام اقوام جهان قوم یهود را برگزیده است، بلکه به عکس آیاتی را می توان یافت که صراحتا می گویند خداوند قوم یهود را از بین اقوامی که در آن سرزمین خاص زندگی می کردند برگزید. حتی آیه ای که معمولا از آن اسفاده انحصارگرایانه می شود، ظهور در خلاف آن دارد.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

برگزیدگی به مثابت موهبت الهی(2)

نویسنده: رضا گندمی نصر آبادی

 چکیده:
 
برخی معتقدند در سراسر تورات آیه ای نمی توان یافت که دلالت داشته باشد خداوند از میان تمام اقوام جهان قوم یهود را برگزیده است، بلکه به عکس آیاتی را می توان یافت که صراحتا می گویند خداوند قوم یهود را از بین اقوامی که در آن سرزمین خاص زندگی می کردند برگزید. حتی آیه ای که معمولا از آن اسفاده انحصارگرایانه می شود، ظهور در خلاف آن دارد.
مارتین بوبر،فیلسوف شهیر یهودی  معتقد است اسرائیل بالقوه قوم مبارک و قوم خدا خدا بوده است و یهوده این قوم را از قبل برگزیده تا روزی مقدس شود ! او می نویسد : « خداوند اسرائیل را با عشق  و علاقه جست و جو کرد و قوم خود را برگزید،زمانی که او هنوز به وجود نیامده بود... در عصر جدایی اقوام و هنگامی که از اسرائیل هیچ خبری نبود،خداوند این قوم متولد نشده را رفعت بخشید تا نخستین فرزند ذکور او گردد ». (1)
 
آیا برگزیدگی قوم اسرائیل از سر لطف و رحمت یهوده است ؟ به عبارت دیگر،آیا اراده الهی بر این تعلق گرفت که قوم اسرائیل برگزیده شود یا اینکه این قوم شایسته این برگزیدگی بوده است و خداوند باید آن ها را به این مقام و جایگاه ارتقا می بخشید ؟ به بیان دیگر،آیا برگزیدگی هبه و عطای الهی است یا جزء حقوق این قوم بوده است و تخلف خداوند از این کار شایسته نبوده است ؟ برگزیدگی در ابتدا از رحمت و اراده خدا نشئت گرفت،لکن قوم یهود خود را سزاوار این برگزیدگی می دانست. لذا برگزیدگی از موهبت الهی بودن به حقی از موهبت یهود تبدیل شد. بر این اساس،حتی اگر قوم یهود به بیراهه بروند،بر خدا لازم است آن حق و دین را ادا کند. در تلمود از زبان خدا آمده است : « با جماعت یهود همچون ملت های دیگر معامله نمی کنم،حتی اگر اعمال خوب آنان اندک باشند ». (2)
 
خداوند از میان اقوام مختلف،بنی اسرائیل را برگزید،اما نه از آن رو که توانمند و برخوردار بودند،بلکه چون ضعیف بودند . این موضوع با توجه به اینکه خدایان معمولی بیشتر دل نگران افراد فرهیخته،توانمند و متمدن بودند،معنا پیدا می کند. در سفر تثنیه هیچ دلیلی برای برگزیدگی جز توجه خاص خدا و وعده او به پدران اولیه،مطرح نمی شود.
همچنان که در بخش مربوط به برگزیدگیو اسارت بابلی گذشت،برای یهودیانی که به وطن بازگشته بودند پرسش های بسیاری مطرح شد. از این رو،در آن دسته از کتب پیامبران که پس از این رویداد مهم نوشته شده با دیدگاه نسبتا متفاوتی رو به رو می شویم. در این مجال،کار بررسی را با کتاب عزرا و نحمیا شروع می کنیم. توصیف زیر،توصیف رسا و خوبی است : قوم بنی اسرائیل به کندی راه بازگشت به زادگاهشان را به رغم ویرانی شهر و معبد اصلی شان در پیش گرفتند. آن ها در حالی که یک چشم به وظیفه جاری خود داشتند و با چشم دیگر مراقب و نگران مهاجمان آینده بودند،کار باز سازی شهر و معبدشان را شروع کردند. این عبارت تلویحا می گوید که این قوم می خواستند بیگانگان را پس برانند. در واقع،بازسازی دیوار های شهر را می توان نماد محافظت از هویت خویش در مقابل جهان غیر یهودی دانست. بنا بر این،هویت یهودی و وفاداری به آن اموری سرنوشت ساز بودند. آیات 3 تا 4 باب نخست عزرا نشان می دهد که حتی کسانی که ادعا می کردند خدا را همانند مردم یهودا می پرستیدند هیچ نقشی در کمک به باز سازی معبد ( هیکل ) نداشتند. در آیات 5 تا 61 باب 7 نحمیا،در بحث نسب شناسی و تبارنامه کسانی که از بابل برگشتند افرادی که نتوانستند نژاد واقعی اسرائیلی خود را اثبات کنند،به شیوه هایی از عضویت در سلسله اسرائیل محروم شدند.

 عزرا و نحمیا نیز ممنوعیت هر نوع ازدواج فامیلی شرح می دهند. گزارش بازشگت مردم یهودا به اورشلیم در روایت دوباره عزرا از داستان وفاداری خداوند به قوم  یهود به اوج خود می رسد و ارتباط صادقانه و برخاسته از عهد و میثاق این قوم تجدید می گردد ؛ و با این کلمات نحمیا پایان می یابد : « پس من ایشان را از هر چیز بیگانه طاهر ساختم... ای خدای من،مرا به نیکویی به یاد آورد»  به این ترتیب،این امت ها باید پس رانده شوند و خدا فقط خدای یهودا باشد. این موضوع ظاهرا پیام اصلی عزرا و نحمیا است.
حضرت ابراهیم (علیه السلام) به سبب خلوص و عدم اختلاط نژادش برگزیده شد و یهود نیز فقط به این دلیل که از نسل او بودند برگزیده شدند. در تلمود آمده است : « یهود مقدس و سرورند... دنیا فقط برای جماعت بنی اسرائیل خلق شده است... هیچکس به جز بنی اسرائیل نمی تواند ادعا کند فرزند خداست. مهر محبت خدا از آن جماعت بنی اسرائیل است و بس»
قوم بنی اسرائیل به کندی راه بازگشت به زادگاهشان را به رغم ویرانی شهر و معبد اصلی شان در پیش گرفتند. آن ها در حالی که یک چشم به وظیفه جاری خود داشتند و با چشم دیگر مراقب و نگران مهاجمان آینده بودند،کار باز سازی شهر و معبدشان را شروع کردند. این عبارت تلویحا می گوید که این قوم می خواستند بیگانگان را پس برانند.
از نظر بیولوژی و نیز تاریخ،هیچ مبنایی برای تفسیر مزبور نمی توان پیدا کرد. در واقع،این ادعا به افسانه شبیه تر است تا واقعیت. به گفته ارنست رنان، بسیاری از کسانی که از نژاد یهود سخن می گویند و گاه راه افراط نیز پیموده به صهیونیست معروف اند با افرادی که با یهودیان سر ستیز دارند در این نکته هم داستان اند که یهودیان از سایر اقوام متمایز اند و نباید با سایر اقوام درآمیز اند. کوتاه سخن آنکه،چیزی به نام نژاد یهود در تاریخ و نیز به لحاظ بیولوژیکی وجود ندارد،بلکه آن را باید در یاوه گویی های صهیونیست ها و امثال هیتلر سراغ گرفت. به نظر ویل دورانت،یهودیان در آغاز آمیخته ای از نزاد های گوناگون بودند. وجود یک نزاد خالص در میان صد ها نژاد به معجزه شبیه است و از نظر عقلی نا ممکن است. اما می توان گفت که در میان نژاد های این ناحیه،نژاد های یهودیان از همه خالص تر مانده است. برخی معتقد اند یهودیان در ابتدا نزاد خالص بوده اند،ولی رفته رفته با مهاجرت های پی در پی و نیز ارتباطات و مناسباتی که با سایر اقوام برقرار کردند،خلوص نژادی خود را از دست دادند و به نژاد های مختلف در آمدند.
 
نظر متألهان مسیحی درباره برگزیدگی
در میان متألهان مسیحی سه نظریه در باب برگزیدگی قوم یهود وجود دارد. نظریه رایج این است که در مقطع زمانی معینی، دوره عهد عتیق، یهودیان قوم خاص خدا بودند، ولی وقتی از قبول مسیح سر باز زدند، این امتیاز را از کف دادند و کلیسا جای آنها را گرفت. نظر دوم، نظر کسانی است که از این هم فراتر رفته، معتقدند یهودیان به این علت که مسیح را بر دار آویختند، برای همیشه گرفتار لعنت خدا شدند. نظ سوم قول کارل بارت است. او به هیچ یک از این نظریه ها وقعی نمی نهد و معتقد است از همان آغاز یهودیان در اثر لطف و فیض الهی انتخاب شدند نه به علت خوب بودن خودشان یا برخورداری از امتیازات دیگر. به گفته او، مسیحیان نیز به فیض خدا متکی اند. بابراین، کسانی که عدم پای بندی و التزام یهودیان به فرمان های الهی را علت محرومیت آنها از قوم خدا بودن می دانند، باید به لوازم این حرف درباره مسیحیان هم تن بدهند ؛ زیرا مسیحیان هم همیشه ملتزم به فرمان های خدا نبوده اند. از این رو،بر اساس هیچ نظر هیچ تضمینی وجود ندارد که خدا به وعده های خود در قبال آن ها عمل کند.
پی نوشت ها:
1
-المیسری،عبد الوهاب،موسوعه الیهود و الیهودیه و الصهیونیه
2.0  Buttrick , George Arthur , The Interpreters Bible
 
ادامه دارد
 
منبع : رویکرد یهود به ادیان دیکر، رضا گندمی نصر آبادی، نشر دانشکاه وادیان ، قم 1394
 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام حسين عليه السلام : لايَحِلُّ لِعَينٍ مُؤمِنَةٍ تَرَى اللّه َ يُعصى فَتَطرِفَ حَتّى تَغَيِّرَهُ

بر هيچ چشم مؤمنى روا نيست كه ببيند خدا نافرمانى مى شود و چشم خود را فرو بندد ، مگر آن كه آن وضع را تغيير دهد .

الأمالى ، طوسى ، ص 55 .