ارسال به دوستان
کد خبر : 249214

جا مانده از اربعین

نشد که پر بزنم عشق آن حوالی را


نشد که پر بزنم عشق آن حوالی را
ببخش بر من مسکین شکسته بالی را

نشد که پای پیاده به درگهت برسم
و تحفه آورم این دست های خالی را

منی که  چلّه نشین غم توام مولا
نشدکه همدل و همره شوم موالی را

نشد عراقِ غمت را بگریم  از دل  و جان
بدل به آه کنم این شکسته حالی را

دوباره چشمۀ جان بخش اربعین جوشید
نشد که درک کنم  حال آن  زلالی را

بگو بگو «به کدامین دعات خواهم یافت»؟1
بگو کجا برم این حسرت سوالی را؟

ببار حضرت باران به شوره زار دلم
ببر ز سینۀ من داغ  خشکسالی را

چکید قطره اشکی و از غم تو سرود
قبول کن ز من این شعر ارتجالی را

 

سعید سلیمان پور

1-. به کدامین دعات خواهم یافت
   
که روم آن دعا بیاموزم (جمال الدین عبدالرزاق)


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :