Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 242497
تاریخ انتشار : 23 مرداد 1397 9:0
تعداد بازدید : 116

نقد علاقه طباطبایی بر دیدگاه مجلسی درباره ی عقل

از جمله پژوهش های حدیثی علامه طباطبایی، گذشته از بحث های روایی در تفسیر المیزان، حاشیه هایی است که بر مجلدات بحارالانوار نوشته است؛ البته این حاشیه ها با مخالفت هایی روبه رو شد و سرانجام در جلد هشتم متوقف ماند؛ از جمله حواشی علامه طباطبایی دو حاشیه ای است که در ذیل همین گفتار مجلسی نوشته است

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  


نقد علاقه طباطبایی بر دیدگاه مجلسی درباره ی عقل

 

نویسنده: علی نصیری
 
از جمله پژوهش های حدیثی علامه طباطبایی، گذشته از بحث های روایی در تفسیر المیزان، حاشیه هایی است که بر مجلدات بحارالانوار نوشته است؛ البته این حاشیه ها با مخالفت هایی روبه رو شد و سرانجام در جلد هشتم متوقف ماند؛ از جمله حواشی علامه طباطبایی دو حاشیه ای است که در ذیل همین گفتار مجلسی نوشته است. (1)
تمسک به برهان های عقلی در اصول دین و معزول دانستن عقل در حوزه ی معارفی که اخبار آحاد وارد شده، مستلزم تناقض آشکار است؛ زیرا ظواهر شرعی که به کمک همین برهان های عقلی اعتبار پیدا کرده اند، چگونه می توانند مقدمه ای را که به برکت آن سندیت پیدا کرده اند، ابطال کنند؟ طباطبایی اساس بحث مجلسی در تبیین معانی اصطلاحی عقل را ناصحیح می داند و معتقد است طرح این بحث از سوی او به دو دلیل بوده است:
1
- مجلسی به کسانی که در معارف عقلی با عقل و برهان به کاوش می پردازند، بدگمان است.
2
- او تمام روایات را در یک سطح دانسته و براساس همین نگاه به شرح و تفسیر روایات پرداخته است؛ در حالی که در میان روایات، اخبار غرر و نابی هست که تنها برای صاحبان فهم های عالی و عقل های ناب قابل فهم است. سرّ این امر نیز آن است که پرسشگران ائمه (علیهم السلام) همیشه در یک سطح نبوده اند. علامه طباطبایی می گوید: همه ی راویان پرسشگر در یک سطح از فهم نبوده اند و چنان نیست که هر حقیقتی از نظر ظرافت و لطافت از سطحی یکسان برخوردار باشد و کتاب و سنت مملو از این نکته است که معارف دین دارای مراتب متعددند و هر مرتبه ای مخاطب مخصوص خود را می طلبد و بی اعتنایی به این مراتب به معنای نابودی معارف حقیقی است. (2)
مجلسی تجرد نفس را برگرفته از روایات نمی داند، بلکه ظاهر روایات را نشان دهنده ی مادی بودن نفس تلقی می کند و سپس در ضمن تطبیق عقول عشره بر ارواح ائمه (علیهم السلام) به مخالفت با فیلسوفان برمی خیزد. علامه طباطبایی ضمن رد ادعاهای او، طریق احتیاط دینی را در آن می داند که اشخاصی، همچون مجلسی که در زمینه ی مباحث عقلی عمیق نیستند، به ظواهر آیات و روایات تمسک کنند و علم به حقایق آنها را به اهلش واگذارند. او در دفاع از روش فیلسوفان و رد ادعای مجلسی سه دلیل اقامه کرده است:
1
- حجیت ظواهر شرعی مبتنی بر برهانی عقلانی است.
2
- ظواهر دینی متوقف بر ظهور لفظ است و از آنجا که ظواهر لفظی دلیل ظنی اند، نمی توانند با برهان های عقلی که قطعی اند، به مبارزه برخیزند.
3
- از طرفی تمسک به برهان های عقلی در اصول دین و معزول دانستن عقل در حوزه ی معارفی که اخبار آحاد وارد شده، مستلزم تناقض آشکار است؛ زیرا ظواهر شرعی که به کمک همین برهان های عقلی اعتبار پیدا کرده اند، چگونه می توانند مقدمه ای را که به برکت آن سندیت پیدا کرده اند، ابطال کنند؟ (3)

او معتقد است مجلسی در بسیاری از موارد دچار تناقض شده است. نخستین مورد همین مسئله است:
نخستین شاهد مدعا همین مسئله است؛ زیرا او به فیلسوفان به سبب اعتقاد به مجردات تاخته و آن گاه تمام ویژگی های تجرد را در مورد انوار پیامبر و ائمه اثبات کرده است. او توجه نکرده که اگر وجود موجود مجردی غیر از خداوند سبحان محال باشد، دیگر با تغییر دادن نام آن مجرد (که پیامبر یا امام است) و با نهادن نامِ نور و طینت یا اسامی دیگر بر آنچه فیلسوفان عقل می نامند، حکم استحاله ی آن تغییر نمی کند. (4)
جالب آنکه تطبیق روایت آفرینش عقل و استنطاق از آن و نیز تطبیق صفات عقل بر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلام صدرالمتألهین، در شرح همین روایت آمده است. وی می گوید: هر کس در این روایات درنگرد، می یابد که همه ی توصیف های عقل اول از ویژگی های رسول اکرم است؛ زیرا جمله ی «استنطقه»، یعنی او را دارای نطق و گفتار ساخت، با به نطق درآوردن حضرت سازگار است و جمله ی «ثم قال له: أقبل فأقبل ثم قال له: أدبر فادبر» تماماً بیان کننده ی حالت روح پیامبر است. آن هنگام که خداوند به ایشان خطاب کرد که رو به سوی دنیا آور و به زمین فرود آی تا رحمت برای جهانیان باشی و او چنین کرد. آن گاه به او خطاب کرد: پس آی! یعنی به سوی پروردگارت برگرد و او در شب معراج به دنیا پشت کرد و به سوی پروردگارش بازگشت. (5)

پی نوشت ها:

1-ظاهراً همین دو حاشیه موجب توقف انتشار حواشی او بر بحارالانوار شده است (ر.ک: جمعی از نویسندگان، شناخت نامه علامه مجلسی، ج 1، ص 173-175)
2
-محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 1، ص 100.
3
-همان، ص 104.
4
-همان.
5
-ملاصدرا، شرح اصول الکافی مع التعلیقات للمولی علی النوری، ج 1، ص 217-218.

منبع مقاله :
گروهی از نویسندگان، (1392) اسلام و مسئله نفس و بدن: مجموعه مقالات، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول.

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام كاظم عليه ‏السلام : إنَّ لِلّهِ عِبادا فِي الأرضِ يَسعَونَ في حَوائجِ النّاسِ هُمُ الآمِنونَ يَومَ القِيامَةِ

خداوند در زمين بندگانى دارد كه براى برآوردن نيازهاى مردم مى‏كوشند؛ اينان ايمنى يافتگان روز قيامت‏ اند .

کافى : جلد ۲ ، صفحه ۱۹۷