Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 238998
تاریخ انتشار : 28 اردیبهشت 1397 19:25
تعداد بازدید : 254

سرّ هیبت انگیز تجربه ی دینی از دیدگاه «رودلف اتو»

تا سال های سال، آن چه کانون مبحث خداشناسی را تشکیل می داد، تاکید بر برهان ها و معیارهای عقلانی بود. اثبات وجود و خصایل ذات باریتعالی، به خصوص از طریق پیمودن طرق استدلال های عقلانی باب بود و رواج داشت. نزد علمای مسلمان و نیز بر بستر فلسفه ی غرب، آن چه رسمیت داشت، عقل گرایی در وادی خداشناسی بود. اما اخیرا در مباحث و پژوهش های الاهیات، تکیه و تأکید بر «تجربه ی دینی» نیز به چشم می خورد. تجربه ی دینی، نه بر معرفت شناسی های دقیق عقلانی و نظری بلکه بر احساس اتکا و الحاق مطلق و یکپارچه با مبدأ و معاد یکه و یگانه ی جهان، خداوند، استوار است.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  


سرّ هیبت انگیز

تجربه ی دینی از دیدگاه «رودلف اتو»

نویسنده: دکتر پریش کوششی

تا سال های سال، آن چه کانون مبحث خداشناسی را تشکیل می داد، تاکید بر برهان ها و معیارهای عقلانی بود. اثبات وجود و خصایل ذات باریتعالی، به خصوص از طریق پیمودن طرق استدلال های عقلانی باب بود و رواج داشت. نزد علمای مسلمان و نیز بر بستر فلسفه ی غرب، آن چه رسمیت داشت، عقل گرایی در وادی خداشناسی بود. اما اخیرا در مباحث و پژوهش های الاهیات، تکیه و تأکید بر «تجربه ی دینی» نیز به چشم می خورد. تجربه ی دینی، نه بر معرفت شناسی های دقیق عقلانی و نظری بلکه بر احساس اتکا و الحاق مطلق و یکپارچه با مبدأ و معاد یکه و یگانه ی جهان، خداوند، استوار است. این افق اعتقادی، خصوصا از آرای شلایر ماخر، فیلسوف و الاهی دان کلاسیک آلمانی، نشات گرفته است و سپس، از سوی فیلسوفانی چون رودلف اتو آلمانی یا ویلیام جیمز، فیلسوف پراگماتیست آمریکایی، پی گرفته شد. دکتر کوششی، در مقاله ای که پیش رو دارید، دستاوردها و آرای رودلف اتو را دراین حوزه موضوع تحقیق، نقد و بحث قرار داده است. اتو به ویژه، تجربه ی دینی را با عوالم و روحیات شخصی گره زده است.
تجربه ی دینی نوعی رویکرد است که به تازگی در الهیات جدید مغرب زمین بروز کرده و مورد توجه بسیاری از اندیشمندان آن سامان واقع شده است. تا پیش از قرن هجدهم -ظهور هیوم و کانت- تکیه بر عقل و توانایی های عقلی یکی ار راه های مهم شناخت و اثبات وجود خداوند محسوب می شد، به نحوی که عمده ی کوشش متفکران معطوف به ارائه ی براهین عقلی در اثبات وجود خداوند بود اما در اواخر قرن هجدهم عقلگرایی rationalism و تکیه بر عقل محض توسط بسیاری از متفکرین -از جمله کانت- مورد تردید و مناقشه قرار گرفت. (1) در این بین «دیوید هیوم» نخستین کسی بود که درباره ی حجیت براهین اثبات وجود خدا، شک و تردید روا داشت. از نظر هیوم تمان براهین اثبات وجود خدا ناتمام بوده و قانع کننده به شمار نمی آید و حتی تثلیث مسیحیت هم هرگز نمی تواند توسط برهان، اثبات عقلانی شود. (2) می دانیم که هیوم انگلیسی در تکوین فلسفه ی نقادی کانت نقش حائز اهمیتی داشته است. کانت متأثر از هیوم -هم این نکته را که دین با عقلگرایی افراطی سازگار نمی افتد و آموزه های دینی را با عقل نمی توان به اثبات رسانید، پذیرفت و بهتر از آن را تبیین کرد. پیشنهاد کانت این بود که دین را باید از حوزه ی عقل نظری خارج کرد و به قلمرو عقل عملی یعنی اخلاق، درآورد. از نظر او، وجود خدا از آن رو پذیرفتنی است که پیش فرض عقل عملی و اخلاق است نه به این دلیل که از سوی عقل نظری برای اثبات آن اقامه شده است؛ زیرا آن ادله دارای معارض است. این اندیشه موجب شد تا کانت منشأ دین را همان اخلاق بداند و فتوا دهد که دین و اخلاق یکی هستند. (3) در این بستر، حفظ دین و ارائه ی توجیه معقولی از دیانت نیازمند طرح جدیدی بود. شلایر ماخر که در فضای رومانتیک احساسات و عواطف می زیست، با عقلگرایی افراطی و همسان انگاری دین با اخلاق به مخالفت پرداخت. او اصل دین را نه تعالیم وحیانی می دانست چنان که در ادیان الهی مطرح است و نه عقل نظری -چنان که در الهیات طبیعی مطرح است. از نظر شلایر ماخر تجربه ی دینی، تجربه ای عقلی با معرفتی نیست. (4) بلکه «احساس اتکای مطلق و یکپارچه» به مبدأ یا قدرتی متمایز از جهان است. این تجربه، تجربه ای شهودی است که اعتبارش قائم به خود و مستقل از مفاهیم، تصورات، عقاید یا اعمال است، چون این تجربه نوعی احساس است و از حد تمایزات مفهومی فراتر می رود -چون حسی و عاطفی است نه معرفتی- بنابراین می توانیم آن را توصیف کنیم. (5) پس از شلایر ماخر اندیشمندانی مانند ویلیام جیمز با تألیف کتاب مشهورش، به نام «انواع تجارب دینی» این تلقی را رواج فراوانی داد. این جریان به دست فلاسفه ای مانند رودلف اتو ادامه یافت. از نظر او آنچه که در دین مهم است، احساس وابستگی مطلق و ارتباط شخصی با خداوند است که در تجربه ی دینی به دست می آید.

مروری بر زندگی و آثار اتو

رودلف اتو در سال 1869 در آلمان متولد شد. پدر کارخانه دار او اعتقادات مذهبی عمیقی داشت. مادرش که هجده سال از پدرش جوانتر بود، نقش مهمی در تربیت اتو داشت. در سال 1880 به همراه خانواده اش به هیلدسهام هجرت کرد، وی در آنجا در مدرسه آندرنیم ثبت نام کرد. پس از مدت کوتاهی پدرش درگذشت.

اتو در خانه ای به شدت مذهبی رشد یافت. او خود تدین لوتری محیطش را خیلی سختگیر توصیف می کند. فضای مذهبی محیط اتو از همان کودکی در شکل دهی به شخصیت او تأثیر بسزا داشت. او خود می گفت: «وقتی خیلی کوچک بودم، نمی توانستم به راحتی تاریخ مطالعه کنم... مگر آنکه از پیش مطمئن می شدم کسانی که تاریخ زندگی آنها را می خوانم، با تقوا و متدین بودند و کاتولیک، یهودی و یا مشرک نبودند». (6)

اتو در سال 1888 برای ادامه ی تحصیل در دانشگاه گوتینگن مردد بود زیرا الهیات لیبرال بر آن دانشگاه غالب بود و اتو می هراسید که در فضای لیبرال گوتینگن باورها و عقایدش دچار تزلزل شود. از این رو، به امید آن که بتواند از این عقاید دفاع کند، در دانشگاه فردریک آلکساندر، در ارلانگن ثبت نام کرد اما پس از مدت کوتاهی در عید پاک سال 1889، هنگامی که برای آغاز مطالعات رسمی اش در الهیات آماده می شد، تصمیم گرفت به گوتینگن برود، هرچند بنا داشت با تمایل حاکم در آنجا به مدرن کردن الهیات کاری نداشته باشد. با وجود این، عزیمت به گوتینگن، آغاز مرحله ی تازه ای در الهیات، بلکه در زندگی اتو به شمار می رود. (7)
او پس از بازگشت به ارلانگن بسیار تغییر کرد و به شدت تحت تأثیر آرای فرانز فرانک -بانی مکتب اورلانگن در الهیات- قرار گرفت. فرانک سعی کرد نوعی الهیات متعادل را سامان دهد که هم به بعد ذهنی ایمان توجه داشته باشد و هم به بعد عینی آن. از نظر او تجربه ی مسیحی تولد دوباره، اساس و پایه ی عقاید مسیحی است و علاوه بر آن، این تجربه، فراتر از خودش، بر علت حدوث و بقایش، یعنی خدا، دلالت دارد. تأکید فراوان اتو بر زمینه های ذهنی و عینی دین، از همین جا ریشه می گیرد. از همه مهم تر اینکه اتو توسط فرانک با آثار شلایر ماخر آشنا شد و این آشنایی، به تدریج تبدیل به علاقه مندی و شیفتگی به آرا و افکار او شد و تا آخر عمر با اتو باقی ماند. مطمئنا دوره ی دوم اقامت اتو در ارلانگن، نقطه ی عطفی در افکار و عقاید الاهیاتی او به شمار می رود. در این دوره بود که اتو از محافظه کاری پیشین خود دست برداشت و با بیشتر اساتید خود در ارلانگن اختلاف نظر پیدا کرد. او در پایان دوره ی اقامت در ارلانگن، می گوید:
زمین زیر پای من ناپدید شد و این نتیجه ی تحصیلات من در ارلانگن بود. من آنجا رفتم نه چندان برای جست و جوی حقیقت، بلکه بیشتر برای تثبیت عقاید خودم؛ اما آنجا را با این تصمیم ترک گفتم که در جست و جوی چیزی جز حقیقت نباشم، حتی اگر خطر اینکه آن را در غیرمسیح بیابم، مرا تهدید کند. (8)
اتو در سال 1891 مجددا به گوتینگن رفت و هشت سال در آنجا ماند. در این دوره برای فراگیری زبان آرامی و عربی، در سال 1895 به مصر، فلسطین و یونان مسافرت کرد. در قاهره با فرقه ی راست دینِ کاپتیک، از فرقه های مسیحی آشنا شد و به شدت تحت تأثیر زیبایی مراسم این فرقه قرار گرفت. او در یکی از نامه هایش می نویسد: گویی قطعه ای از زندگی کلیسای اولیه، در برابر چشمان من تحقق یافته است. (9)
اتو پس از بازگشت از سفرها نخستین اثر مهم خود را به نام «روح و کلمه ی الله در لوتر» منتشر کرد و به همین خاطر لیسانس الهیات گرفت، افکار و آراء لوتر تأثیر بسیاری در اندیشه های اتو گذاشت.
او در سال های 1911 و 1912 به آفریقای شمالی هند و خاور دور مسافرت کرد و در مسافرت بهار 1911 بود که اتو به اهمیت و نقش قدسی برای دین پی برد، زیرا غالب مفسران همین مسافرت را منشأ اندیشه هایی می دانند که در کتاب مهم اتو -مفهوم امر قدسی- به بار نشست. اتو در همان سال به هند رفت و در آنجا با ادیان و فِرَق گوناگون آشنا شد. اتو نخستین دین شناس آلمانی است که به معبد ذن رفت و با استادان آنجا به گفت وگو پرداخت و از نزدیک با روش مراقبه در ذن آشنا شد. این تجربه ی شخصی موجب شد بعدها مراقبه را روشی برای تجربه ی گوهر غیرعقلانی قدسی به شمار آورد. در ژاپن برای تعداد بسیاری از راهبه های ذن، درباره ی وجود تشابه میان آئین بودا و دین مسیحیت سخن گفت. پس از آن، دو ماه در چین بود و در آنجا با مکتب تائو آشنا شد و آن گاه به آلمان بازگشت. این مسافرت، در تعمیق و توسعه ی کار اتو در ابعاد گوناگون مؤثر بود.
اتو در سال 1920 انجمنی را جهت نزدیکی و گفت وگوی ادیان بنا نهاد که تا سال 1924 با نام انجمن «انسان دینی» به کار خود ادامه داد. اتو در نخستین جلسه ی رسمی این انجمن در 1922 که در آن نمایندگان هشت دین حضور داشتند، چنین می گوید: «در این کار جدید -همکاری میان ادیان- ادیان باید رهبری جامعه را برعهده داشته باشند. یک جامعه ی دینی ،ضرورتا باید یک جمع اخلاقی بوده و وظیفه ی خود را برای تحقق ارزش های اخلاقی در میان همه ی انسان ها تحقق بخشد در غیر این صورت دین پوچ و بی معنا خوهد شد». (10)
اتو در سال 1923 برای ارائه ی یک سلسله سخنرانی در دانشگاه اُبرلین به آمریکا سفر کرد. موضوع این سخنرانی ها مقایسه ی عرفان اکهارت و شانکارا بود که پس از آن به رشته ی تحریر درآمد و به نام «عرفان شرقی و غربی»منتشر شد. در مقدمه ی این کتاب، اتو به اهمیت دوره ای که در هند بود، برای آشنا شدن با تفاوت های سنت های دینی غرب و شرق، اشاره می کند. در کنار این تفاوت ها، او شاهد شباهت های شگفت آور میان احساس و تجربه های دینی جهان شرق و غرب بود. (11) این تفاوت ها و تشابه ها میان دین مسیحی و هندو را بیشتر در کتاب دین رحمت در هندوستان و مسیحیت بررسی کرد که توسعه ی سخنرانی هایش در سال 1927 در آپسالا بود. در سال 1932 کتاب «خدا و خدایان آریاها» منتشر شد.
همان سال شاهد انتشار مجموعه مقالاتی درباره ی تجربه ی مینوی به نام «احساس فرا دنیوی» بود که در آن به نمونه های فراوانی از تاریخ ادیان تمسک شده بود و نیز مجموعه ی دیگری که بیشتر جنبه ی کلامی داشت، به نام «گناه و گناه نخستین»
این دو جلد در بردارنده ی مقالاتی است که اتو به عنوان ضمیمه ی «امر قدسی» نگاشته بود و برخی از آنها در سال 1923 با عنوان «مقالات مربوط به امر مینوی» چاپ شده بود.
در اکتبر 1923 اتو مسافرت دیگری به شرق انجام داد. در این سفر که تا ماه می 1928 به طول انجامید، اتو از سیلان، هند، فلسطین، ترکیه و بالکان دیدن کرد. در این سفر، اتو شواهد بیشتری برای این دیدگاه خود و تفاوت های موجود میان آئین مسیحیت یافت و تفاوت هایی که به رشد و توسعه ی اخلاقی این ادیان مربوط است نه گوهر غیرعقلانی آنها. بررسی چگونگی ارتباط بین اخلاق و دین، محور نوشته های بعدی اتو است. در پنج مقاله ای که در سال های 1931 و 1932 نگاشت، کوشید ارزش عینی مطلقی را که در دین یافت، تبیین کند. او در نظر داشت این موضوع را در ضمن سخنرانی هایش در گیفرد در سال 1933 با نام «قانون اخلاقی و اراده ی خدا» تعمیق بیشتری بخشد، اما شدّت بیماری وی مانع ایراد این سخنرانی ها شد. در سال های پایان حیاتش و هنگام بیماری، اتو درصدد تدوین کتابی به نام «آزادی و ضرورت» بود که پس از مرگش با ویرایش تئودور زیگفرید منتشر شد. اتو در 68 سالگی در ششم مارس 1937 در اثر بیماری ذات الریه درگذشت.

دیدگاه اتو درباره ی «تجربه ی دینی»

مشهورترین اثر اتو؛ «مفهوم امر قدسی» (12) که در سال 1917 منتشر شد یکی از موفق ترین آثار الهیاتی آلمانی قرن بیستم است. این کتاب اکنون به 20 زبان زنده ی دنیا -از جمله فارسی- ترجمه شده است. اتو در این کتاب مفهوم امر مقدس را با «امر مینوی» (13) توضیح و تشریح می کند. از نظر او امر مینوی نوعی تجربه یا احساس غیرعقلانی و غیرحسی ابتدایی و بی واسطه است که در بیرون شخص قرار می گیرد. اتو امر مینوی را در سه نوع احساس خاص متجلی می یابد؛
اول- احساس وابستگی و تعلق.
دوم- احساس خوف دینی یا خشیت و مغلوبیت در برابر راز هیبت انگیز.
سوم- احساس شوق ما به آن موجود متعالی که ما را شیفته و مجذوب خود می کند.
این بی تابی و شوق ما به سوی خداوند جزئی از وجود ما است. (14) این مدعا که «احساس، سرچشمه ی عمیق تر دین است» مستلزم آن است که تأملات فلسفی و کلامی را از نتایج و تبعات ثانوی تجربه بدانیم. اگر تجربه ی دینی در کار نباشد، علوم الهی یا فلسفه های دینی هم در کار نخواهند بود. (15)
اتو در کتاب مفهوم امر قدسی می کوشد تا تحلیل پدیدار شناسانه ای از ساختار خودآگاهی دینی به دست دهد و در این راستا از شلایر ماخر تمجید می کند. به نظر او شلایر ماخر دین را دوباره کشف کرده است. اتو در بررسی녡鄱㑂䌡ሦᆡ㕕ᎁ儕ᄖ㕂䈡ᄥ❡㑑䄑㈕ᑁ兒┖ᝒ爡∖ᕂ䈡␧ᑃㄧ‥跭揢ㄕ㙒戡ቖ➱⌱ㄑᄓᑁ䄡ᄔ艡ᙑ儑ဥ鶌ꇢ愒ᄥᙑ挑ᅆᑑ焒ᄕↁ救儕冡᠔ᄨ⤵䆡鰋⣞ᜑ愑揑⇢熡鄥ᐔ坢䌒ᅖ↑聖␕♁夕ᐙᕈ촠聤⠖攁⳻ᔢ넢⒁ᰞ᠑甓섔턒᥊ᡡᜑꄑ脒넑鬐ᘱꄑ愑ᄙᄗᆑㆱᡂᐷ舢愔ᄪቈቈሚ鉱쬐ኁ㆑ᇁ⇁ᆑᇡᚡᆓ⬱㸡ᐑ脑脔鄑愑ᄖ♱儑嗀⛮脑愑ᄘᄗᑱ愑ᄕᕁ愑ᄵᝡ愑ᄖᕡ儑ꬋⳮᔒ儑ᄕᕑ脒ℑᄔ畡挓ሶꆳᄩ㈘ꏁ텖愔ፎ鰋⏮ᔘ愑ᄖᙡ焑ᄗᙡ焑ᄖᙡ我ᄦᕑ儑ပ컼凢ᄖ㇑ᕱ愑ᄕ኱ᕑ愑ᄗᑑ눑䅁ᄕᕡ儒ﰍ◮넔☚脑鄥넑刑돢䈑℔⑂䈡℔䙂ᘝ愑긋⟮鄑儑ᄕᆑᑡ脡愑ᄖᝡ愑ᄕᕁ愑ᄕᝑﰐᙡ䄑ᄕᕁ䄑ᄕᕡ儑놢넑ꄑ䄧䜀鈀�℀渁렁︁䀁萂촂ᨂ爃숃ᄃ唄ꄄ⤄甅먅ᐅࢂ舠⓾ 䃊ࢂ舠⓼⸈₩뢂ⱜ舠 ꪂ舠䂿릂舰 ஂ널돉퓂ࢣ ং㥊Ⴈ躂舠ဎৡ鄐ဉ⃹솎￱瀭囹鬘빬釵ꈎ⬈Ⴙ붂댠ꄎ輋෱艐 ࢂ�舠ဋࢂ舠 ং࣢鄠‎঒䃕໡ဉ໑鄐섎ဉৡ臂ဉ঑䂑૲ໂ鄐ဉৡ『⃌ຑဎ૱ꄐဏꆺ醏㺭龣몑�밙ꆪ蘏᠏묐셃ꄰ섈ﴉ〼஧ఔ瀐箊ઑཱྀ‭疸脊英縋餠⭞‬᚛舎霰砏᠜〘슝萊菢໢੅틡ꋡ튢눋ဌ僷䂃ྣ಄゙펑௢㼨⸭⸮
ೡૢන䀪᣾鰠‘ჿ傩悸৅ু虠�㬋⬫‫Ⴊ᫫ণ쮱켐ꌚオ�ꤐ〙펡簈�萟㴈’薓༆랁ᴉ酨ᰉ腪넋Ⴉ⣾챰ꔚဎꊭ셀ဉ࣡舠⨍‏࿲ဏৱ脐ဏಡઢꔚဏ࿗錌僮ৱဍૡඖもྶဏ鯷눩งণ㤜㤹㸹⤽舰ᬉ૳૧㴝ᴎႩ菲숈ྒྷ酰丌⼮㸪⠮〸芓늂눍໒㸸‮ᶏ갠⸮⠯ꤰ쩛Ⴉ⫏�礝᧏飑⼟둀뜊줏೅ࢂ苯젏꽐뇔ັᣟ鼐鉐�섐ဍ௑널ଆ怐ࢢ턠铋௤䀙ꮜ戮辑퉈䮾�洠ﴠ㳛鴐Ⴉ炌ઃ놕ꔋಱရ꿩⸟Ḛ‮ꊘ괊널მ웎行ﴫ배࣒餋侮ෑ惈ேꤐۑ؆؆؆؆؆؆؆؆؆؆؆ဉ恠蕠鞿؆؆؆؅ਅ锐軲鄐묌辡讴렯輩㬸㢪鴹및Ά봠놩ﮱ솞來锐팏븊醱ჩ恰恠恠恠恠恠恠썩؆؆؆ࠆ黲몳ہ؆ਆڱ؆؆आ�ḭ욮؆؆؆봎࢑䂾烺妙૷ು躑츐뛯㨈茠ࢢ›⼌술ೲ ෲۑ؆؆؆ਆ〯恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠ₚ꒏딩ညcÏĐœǀȯʤͫ̕γзӃՁ֕־ـ٫ګ܇ܲਡ䈥ꍂ i酲膓統膐쵭ȁ뤀餃᠇ﻙ㇢㈛ᄖᝡ焑ᄗᝡ儑ᄖᝣ焑ᄗ⇢ᙑ儑ပﺜ㇢ᄖᕁ儑ᄖᑑ儑ᄕᑡ儑ᄕᕑ愑ᄖ텑႑辨懢ᅮ憑䄵⏑ᚓ⭡縑鄑ὑᤡᘑ焑ᄖᑲ愑ᄗୡﻸᄧᙱ儑ᄕᡡ┡儑ᄕᙡ儑ᄔᑡ䄱℔ᙑ訐ᡡᘣ儑ᄔᕁ儑ᄖᑃ䐱䄔ᑄ䑁䄔冡ⱡ഑ﻉረᐷ⫁㼩荂✟脑脑䄑膑ጚㄑᄓ凱⌱ㄒ謈⫾⼳⼡㌡ㄑᅥᥡᘑ脑儑ᄕᆁↁᡱ᠑᠑ᜑ儑묍⓾儑ሕᙡ䄒ᄔᘡ愑ሖᙡ愑ᄕᆒᵑᔲ愒◾ℑᄙᄝመ∸∘ᄔᆡ⊑Ꭱᴱᤑᠡ᠑ᠢ⠤ⴢᜒ訐⋑ꅁ婁ꄑ↣ᝡ愑ᄖᑲ焑ᄕᕴ鄑愑ᄖᙡ뼐ᕑ儑ᄕᙑ愑ᄕᙡ愑ᄖᑁ䄑ᄔᙑ䄑ဖ�凢ሖ膂ᄴᇢ២ᇁṃᰑ䠒甕鍂愕ᄦኑᙡ愑ဗ�凢ᄘᄗᙱ儑ℕ䙑儑ᄘᄖᑑ儑ᄕ⑁愑ပ䇢ᄕᇒᕑ儔ℝ톡℗᭧ᄙᄕᒡ③錑荑넒焢ဗ懢ᄖᆑᙡ愑ᄘᄔᝡ儑ᄔᕑ愑ᄔᕑ儑켋⛾愒ᄥᕑ儑ᄕᙁ䄑ᄕᕁ焑ᄗᙑ儑ሦტᅬ拢ᅌ송텇ꉑꄕ䢁␑錒ᐽ脓醁啶愑ᄙᄘᄗᑱ愑褍⚏鄡䄑ሶᕡ儑ᄕᕡ儑ᄖᙑ焑ᄖᕑ儑ပ飋䇲ᄔᝑ儑ᄕ텑⽁夔堑넱ዒ⋁ᆱᵳᠲ᠑᠑㼱ฑ辺ᘭᅜᅉ튂鈳㼚唡ᘙꄑ焑ᄕ↱ᙱ焑ᄖᝡ我ပ룽懲ᄔᕑ䄑ᄕᕱ儑ᄗᆁᑡ䄑ᄔᡁᔑ䄑ဖ좸懲ᄖᕑ愑ᄕᕑ儑ᄕቡ䄒ㄺ℮ᅫᄛᄛᄜ…좼쇲넵넡넡戧ᅥᙡ넑焑ᄘᄕᡑᤑᘱ䄑ᄗႁ�懲ᄖ╓愑ᄕṡᘢ鄑攑ሖᕑ愑ᄕᑑ儑ပ�䇲ᄕᕡ儑ሖṢ⬡ᴑ⤒ጞᓃᕢ툑愢ᅖᏡჁDˆÓĖśƭǹȽʎ˖̘ͤΨϴйѼӍԐ՟֬װظڄۈ섘ﴋ᮹ힸ؆؆؆؆؆埫؆ࠆ봭怠恠녠؆؆؆؆؆؆؆؆؆봋뜐넍䀉᳏㼺�ઁ₝䃜࿁۱؆؆釹」恠恠恠恠쉠؆Ԇ؆؆餆ؔ怐恠ꆱ؆؆؆ଆ⠙넠芒⤈⨯舠ࢢ⼩‪銂ꋲ⤈⨯舠ජ钑駱讁࢒঒謰⁋ল놷밍ⶬ稬⨪⨪廙ᣭ㤸㡘㠸㠸섺ᣈ㨸䠯⨺⨪⸪틾᳹ꢁ넠䀊ತ텀ฆං턐ဍ㯍릑턐ဍ캾빀䃎࿑巚缾븐䃎캾텀ဍ恠恠恠恠؆؆؆؆؆؆Ԇ؆؆؆ਆ蒪ଆ负⃽恠偠ꨋ〟ꊿ஡⫺怐며줈鄰꜋��঱⾝렐ꆑꆻࣱ⪉塚ည濍ꄐ䀋�ڒ؆؆烩恠潠쮥ؔ؆؆؆؆؆؆؆؆؆؆؆؆؆ਆ鎯쟒ꊢꊢ஢輐஢놙『苔઒똠쒻ᤌ릁悸鞢芄봋怐恠灠恠恠恠恠셯؆؆؆؆؆༆׳؆؆턉꘏ညꅠ ড৒ヂෑ䲮퇎ᅴ鸫஡ᢩ怠恠恠恠偠恠恠恠恠恠腨츈ہ؆؆؆؆؆؆؅؆؅ആ炻⺋ࢂწ톟�候췳臥஁쬠㦹输⣏ઃ蜐鰌迲䳸脈䨉⴮쑍ⷩ볁귣㨾쒃؆؆؆؆踆恐恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠ꅠꄏ⮘슜࿢த�量예鄊ᰊ瀾 ඒꄐ섈닽좲辣싂䀋ۓ爛௥癩პ⃨恠恠풘ۖ؆؆؆惼恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠恠灠恐馹ವ솝ꤍ鬐නႽ눎Ⴈ஡졽괾ೡꯢ಄ꯢ઄஄�怐恠恠恠恠쇭ฆ怰恠池悂恠偠າ׵樍汬恬恠偠恠恠恠恐恠魠묌ັჸ뎊ꓞ휌헕헕헕럵ꞧꞧວ�턠惸න鷵醭ညඡ⃉


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام على عليه‏ السلام : أخرِجوا مِنَ الدُّنيا قُلوبَكُم مِن قَبلِ أن تَخرُجَ مِنها أبدانُكُم ، فَفيهَا اختُبِرتُم ولِغَيرِها خُلِقتُم

پيش از آن كه بدن‏هايتان از دنيا بروند ، دل‏هايتان را از آن بيرون ببريد؛ زيرا دنيا آزمايشگاه شماست و براى غير آن ، آفريده شده‏ايد

نهج البلاغة ، خطبه ۲۰۳