Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 238579
تاریخ انتشار : 20 اردیبهشت 1397 21:51
تعداد بازدید : 272

مقاصد انسانی شریعت در فقه امامیه (2)

جنبه های عام مقاصد شریعت آنچه در این نوشتار مطرح می شود، مقاصد انسانی شریعت است. اسلام در کنار نگاه ویژه ای که به مؤمنان و مسلمانان دارد، مقاصد انسانی را نیز جدای از دین و مسلک مردم مد نظر قرار داده است.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  


مقاصد انسانی شریعت در فقه امامیه - بخش دوم و پایانی

جنبه های عام مقاصد شریعت آنچه در این نوشتار مطرح می شود، مقاصد انسانی شریعت است. اسلام در کنار نگاه ویژه ای که به مؤمنان و مسلمانان دارد، مقاصد انسانی را نیز جدای از دین و مسلک مردم مد نظر قرار داده است.

 2-3-برقراری عدالت

تردیدی نیست که عدالت زیرساخت عالم تکوین و تشریع است؛ «بالعدل قامت السموات والارض» (کلینی، 1363، ج5، ص267؛ ابن ابی جمهور، 1403، ج4، ص103) و هدف نهایی بعثت رسل، اقامه عدل و قسط یا به تعبیر قرآن کریم «لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط» (حدید، 25) است. تشریع احکام الهی در تمام شرایع آسمانی بر مبنای عدالت استوار است تا آنجا که عدل به عنوان اصل مهمی از اصول مذهب تلقی شده و دستور کلی الهی به آحاد امت، اجرای عدالت رفتاری و اخلاقی است: «إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ» (نحل، 96)؛ «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی» (مائده، 8)

در تفاسیر، عبارت های «قیام مردم به عدالت در امور خود»، «معامله کردن بر اساس عدالت» و «ملازم عدالت بودن در بین خود» در تفسیر «لیقوم الناس بالقسط» آمده است (طوسی، 1409، ج9، ص534؛ الطبرسی، 1415، ج9، ص401؛ الشبر، 1385، ص505). از مجموعه این تعابیر استفاده می شود: که اولاً قسط همان عدالت است؛ و ثانیاً عدالت، اصلی است که انسان ها باید آن را زیربنای روابط خود قرار دهند. قدر متیقن این روابط، روابط بین خود مردم است که انحراف و بی عدالتی در آن مفاسد بسیار دارد و سبب نزاع، قتل و خون ریزی می شود و اصل حیات و زندگی با عافیت و امنیت را، که پایه هر کمالی است، به مخاطره می اندازد.

طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسد:

نزول میزان از طرف خداوند تبارک و تعالی، قیام مردم به عدل در معاملات خود است که در نتیجه به واسطه اختلال در اوزان و نسبت های بین اشیا به یکدیگر ضرر نزنند. قوام حیات انسان با اجتماع است و قوام اجتماع در معاملات بین خود و مبادلات کالاها است و قوام معاملات در اشیای موزون حفظ نسبت های بین آنها است که این شأن میزان است (طباطبایی، 1389، ج19، ص171)

هرچند در بیان فوق به روابط بین انسان ها در اجتماع و لزوم رعایت عدالت و قسط در بین آنها اشاره شده، اما به نظر می رسد مراد از قسط همه حیطه های ارتباطات انسان است: ارتباط انسان با دیگران، ارتباط انسان با خود و ارتباط انسان با خدای خود. همه این ارتباطات باید بر اساس علم و حق روشن شود (سعادت مصطفوی و پورمولا، 1387، ص5)

 «وَ لا یجْرِمَنَّکمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی» (مائده، 8)؛ «دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت پیشه کنید، که به پرهیزگاری نزدیک تر است». این آیه بدان معنا است که مؤمنان نباید به دلیل دشمنی و بغض با گروهی در حکم و رفتار، بی عدالتی کنند (طوسی، 1409، ج3، ص461؛ الطبرسی، 1415، ج3، ص292). خداوند در این آیه، اجرای عدالت در حکم کردن و اعمال و رفتار را توصیه می کند. همچنین، در اجرای آن نباید هیچ تبعیضی بین دوست و دشمن قائل شد. در غیر این صورت تقوا رعایت نشده است و در پیشگاه پروردگار متعال مسئولیم (سعادت مصطفوی و پورمولا، 1387، ص5). لذا اقامه عدل حتی در چنین وضعیتی مقصد شارع است.

به نظر طباطبایی، روح آیات قرآن،[1] تأکید بر برابری انسان ها دارد:

مردم از این جهت که مردم اند همه با هم برابرند و هیچ اختلاف و فضیلتی در بین آنان نیست و کسی بر دیگری برتری ندارد و اختلافی که در خلقت آنان دیده می شود که شعبه شعبه و قبیله قبیله هستند تنها به این منظور در بین آنان به وجود آمده که یکدیگر را بشناسند، تا اجتماعی که در بینشان منعقد شده نظام بپذیرد، و ائتلاف در بینشان تمام گردد (طباطبایی، 1374، ج18، ص489)

موسوی خمینی نیز در این موضوع که متعاقدین باید ما وقع علیه العقد را تسلیم کنند، با استناد به عدالت، که از مقاصد شریعت است، دلیل اصلی را آن می داند که امساک مال غیر، ظلم (خلاف عدالت) است، حتی اگر یکی از تسلیم مال خودش خودداری کند، طرف دیگر حق ظلم کردن ندارد (موسوی خمینی، 1421، ج5، ص561)

2-4-زندگی شرافت مندانه

قرآن با اشاره ای ظریف اقتصاد را عامل قوام و دوام امور فردی و اجتماعی می داند: «وَلاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکمْ قِیاما» (اموالتان را که خدا (وسیله) قِوامِ (زندگی) شما قرار داده است، به سفیهان ندهید) (نساء، 5). نکته مهم در آیه این است که از تعبیر «الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکمْ قِیاماً» به روشنی استفاده می شود که سرمایه در نگاه دین مایه قوام و دوام زندگی اجتماعی است و بدون آن جامعه شکل نمی گیرد. از این رو با اینکه مال متعلق به شخص سفیه است و باید ضمیر غایب به  کار می برد و می فرمود: «وَ لاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَهُمُ؛ اموالشان را به دست آنان ندهید» ضمیر مخاطب به  کار برد و فرمود «وَ لاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکمُ؛ اموالتان را به دست آنان نسپارید». این تعبیر نشان می دهد که مال هر فرد از یک نظر متعلق به عموم جامعه است (مکارم شیرازی، 1386، ج3، ص270-269). زیرا جامعه با همین مالکیت های خصوصی قوام می یابد و جدای از آن نیست.

قرآن از این منظر بشر را به فعالیت های اقتصادی در زمین و آبادانی آن فرا خوانده و این کار را در راستای تحقّقِ اراده خداوند دانسته است. در قرآن می خوانیم: «هُوَ أَنشَأَکم مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکمْ فیها» (او شما را از زمین پدید آورد؛ و سازندگی آن را به شما واگذاشت) (هود، 61). آبادانی زمین در بینش دینی چنان اهمیتی دارد که حتی برپایی رستاخیز هم نباید مانعش شود. پیامبر اسلام فرمود اگر در دست یکی از شما نهالی باشد و همان لحظه قیامت برپا شود، اگر بتواند آن را غرس کند، چنین کند (المتقی، 1405، ج12، ص341)

بی تردید رسیدن به توازن اجتماعی و تقارن نسبی افراد جامعه در برخورداری از سطح زندگی شرافت مندانه از اهداف اقتصاد اسلامی است. در این زمینه، قرآن پس از بیان حکم غنایم فراوان جنگ بنی نضیر، به حکمت توزیع عادلانه آن چنین اشاره می کند: «کی لا یکونَ دُولَه بَینَ الْأَغْنِیاء؛ این بدان جهت است که این اموال عظیم، تنها میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد» (حشر، 7). این عبارت کوتاه خطوط اصلی اقتصاد در نگاه اسلام را نشان می دهد. اسلام می خواهد با این ساز و کارهای توزیعی از انباشته شدن ثروت در دست افرادی خاص جلوگیری کند و آن را مانند خون به تمام رگ های حیاتی جامعه برساند. چنان که امام صادق(ع) می فرماید: «آنگاه که میان مردم (در توزیع ثروت ها و درآمدها) عدالت اقتصادی حکم فرما شود، همگان بی نیاز می شوند» (کلینی، 1407، ص568)

جالب آنکه برنامه اقتصادی اسلام حتی اهل ذمّه و تمام کسانی را که در پناه دولت اسلامی زندگی می کنند، در بر می گیرد. لذا در روایتی می خوانیم:

وقتی امیرمؤمنان(ع) از کنار پیرمرد نابینایی که از مردم کمک می خواست عبور کرد، پرسید: این چه وضعی است؟ پاسخ دادند: او مسیحی است. حضرت فرمود: تا سن پیری و کهنسالی از او کار کشیدید و حال که از کار افتاده است، محرومش کرده اید! زندگی او را از بیت المال تأمین کنید (طوسی، 1365، ج6، ص292)

اسلام عنصر «نیاز» را در ساز و کارهایی چون خمس، زکات، کفاره های مالی، وقف و مانند آن تعریف و طراحی کرده است و در آیات مربوط به اینها، با آوردن لام ملکیت یا اختصاص اشاره کرده است که این از حقوق نیازمندان است، نظیر آیه: «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاکینِ» (توبه، 60) و «وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَی ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبَی» (انفال، 41). افزون بر این، اسلام در مرحله بعد دولت اسلامی را موظف به تأمین نیازهای این عده و رفع محرومیت آنها کرده است (میرمعزی، 1387، ص116)

2-5-تحقق جانشینی خداوند در زمین

تحقق جانشینی خداوند در زمین نیز یکی از مقاصد اصلی شریعت است. خداوند از این جانشینی به امانتی تعبیر می کند که بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه شده ولی آنها از حمل آن سر باز زده اند و از پذیرش آن روی گردان شده اند[2]. در جایی دیگر می فرماید: «خداوند شما را خلیفه و جانشین خود در زمین قرار داد و تخلف از خلیفه اللهی کفری است که زیانش جز به خود فرد و انسانیت او نمی رسد» (فاطر، 39). در این آیات، قرآن اعلان می کند که انسان با سایر مخلوقات متفاوت است و با توجه به مسئولیت سنگینی که بر عهده او قرار داده شده لازم است آزادی و اختیار بیشتری به او اعطا شود؛ و خداوند به کسانی که در تحقق این مقصد الهی با ایمان و عمل صالح می کوشند وعده پایداری، امنیت و آرامش می دهد[3 ]

فراهم کردن امتی نمونه دارای وحدت در عقیده و شریعت، از مقاصد اصلی شریعت است. اجرایی کردن معنای خلافت خاص بر امت اسلامی، مشروط به انجام دادن واجبات این خلافت از قبیل امر به معروف و نهی از منکر، ایمان به خدا و غیره است که با این کارها صفت نیکو برای امت حاصل می شود و وعده الهی بر جانشینانش و تمکین بر دینش محقق می گردد (نور، 55)، همان طور که سنت الهی درباره امت های قبلی بوده است (انعام، 133)

2-6-برقراری صلح پایدار جهانی

برآوردن صلح پایدار جهانی نیز از مقاصد انسانی شریعت در قرآن است. زیرا قرآن مبنای قتال با کفار را دشمنی ایشان با مسلمانان می داند نه کفر ایشان. لذا علاوه بر آنکه پذیرش دین را با اکراه نمی داند،[4]  پیامبر را فقط مُذَکّر معرفی کرده[5] و اجبار کفار به ایمان را نادرست می داند[6]. از این رو اسلام فقط جنگ دفاعی را مباح می داند و برای جنگ مشروعیت قائل نیست[7]. پیامبر به پیمان جوان مردی، که قبل از بعثت در آن مشارکت داشت، مباحات می کرد و می فرمود: «لَوْ دُعِیتُ إِلَیهِ فِی الْإِسْلَامِ لَأَجَبْتُ» (عمید زنجانی، 1421، ج3، ص168)؛ «اگر در دوره اسلام به پیمانی با انگیزه دفاع از مظلومان (حتی اگر هم پیمان ها مشرکان باشند) دعوت می شدم می پذیرفتم»

انسان از آن نظر کرامت و شرافت ذاتی دارد که می تواند با استعدادهای ویژه اش به سوی غایت والایی که دور از دسترس موجودات دیگر است حرکت کند. لذا آزادی ای می تواند صحیح باشد که هدفش خروج از سلطنت طاغوت باشد نه آزادی از عبودیت پروردگار (نایینی، 1424، ص96). پس عقیده و عملی که در جهت عکس این غایت باشد نمی تواند محترم دانسته شود.

البته اسلام به حقوق معنوی انسان ها نیز توجه داشته است. مقدس ترین اقسام جهادها و مقدس ترین اقسام جنگ ها جنگی است که به عنوان دفاع از حقوق انسانیت صورت گرفته باشد. از همین باب کمک به مستضعفان در هر جایی و حمایت از آزادگی و حقوق و به عنوان مقدمه آن، آزادی فکر و عقیده از جمله مسائلی است که اسلام به آن اهتمام دارد تا پس از پذیرش دعوت اسلام از سوی قاطبه مردم، نظم طاغوتی گریبان گیر آنها نشود. البته فقهای مقصدگرا معتقدند:

امروز ضرورت های دیگری وجود دارد و جامعه اسلامی در عصر کنونی به آن بیشتر نیازمند است؛ مانند حق آزادی بیان، آزادی توسعه سیاسی، حق انتخاب حاکمان و تغییر آنان، حق انتخاب شغل، پوشاک، خوراک، مسکن، درمان و حقوق بسیار دیگر (الحسنی، 1416، ص299)

نتیجه

با توجه به جایگاه انسان در شریعت اسلام و پس از تبیین علم مقاصد شریعت، می توان از این علم برای رفع تعارض بین نصوص، شناخت احکام اسلام در موضوعاتی مانند حقوق بشر، که در شریعت اسلام در قالب حفظ نفس، حفظ عقل، حفظ آبرو، حفظ نسل و حفظ نسب و ... تبیین شده است، بهره برد. دیگر دستاوردهای کشف مقاصد شریعت عبارت است از: کاستن از احکام احتیاطی در فتاوای فقها، که به سبب غفلت از مقاصد شریعت بوده است[8]؛ ایجاد امنیت با تمام جنبه های مطرح شده برای آن در اسلام؛ تلاش برای یکسان سازی فتواها و اتحاد آنها در موضوعاتی مانند برقراری عدالت که جنبه بین المللی دارد و با تفاسیر متفاوت از معنای واقعی خود خارج شده است؛ معرفی زندگی شرافت مندانه اسلامی برای تحقق جانشینی خداوند در زمین و کمک به اقناع عقل غیرمسلمانان در موضوعات عام انسانی مانند صلح با توجه به تبلیغات سوئی که درباره اسلام وجود دارد؛ دسترسی به پیکره و نظام فقه و سپس توجه به پیامدهای فتوا در جامعه اسلامی با توجه به انتقال سریع اخبار اجرای احکام اسلامی در دنیا.

پی نوشت:

[1]-یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکمْ مِنْ ذَکرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکمْ (حجرات، 13)

[2]-إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَه عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَینَ أَنْ یحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها (احزاب، 72)

[3]-وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ... وَ لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یعْبُدُونَنی لا یشْرِکونَ بی شَیئاً (نور، 55)

[4]-لا إِکراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی فَمَنْ یکفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَک بِالْعُرْوَه الْوُثْقی لاَ انْفِصامَ لَها (بقره، 256)

[5]-فَذَکرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکرٌ (غاشیه، 21)

[6]-وَ لَوْ شاءَ رَبُّک لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کلُّهُمْ جَمیعاً أَفَأَنْتَ تُکرِهُ النَّاسَ حَتَّی یکونُوا مُؤْمِنینَ (یونس، 99)

[7]-وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ (انفال، 61).

[8]-برای اطلاع بیشتر نک: قمی، 1378، ج1، ص446؛ خمینی، سید مصطفی، 1411، ج3، ص688.

منابع

قرآن کریم، ترجمه: آیت الله مکارم شیرازی، تهران: دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، 1380.
آل کاشف الغطاء، محمد حسین، تحریر المجله، نجف: المکتبه المرتضویه، 1359ق.
الآمدی، علی بن محمد، الاحکام فی اصول الاحکام، بیروت: دار الکتاب العربی، 1404ق.
آملی، میرزا محمدتقی، مصباح الهدی فی شرح العروه الوثقی، تهران: بی جا، 1380ق.
ابن ابی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی، قم: سیدالشهداء، 1403ق.
ابن بابویه، محمد بن علی، روضه المتقین، قم: مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانبور، 1406ق.
ـــــــــــــ ، علل الشرایع، قم: کتاب فروشی داوری، 1386.
ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، 1404ق.
ابن منظور، محمّد بن مکرم، لسان العرب، قم: نشر الادب الحوزه، 1405ق.
اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائده والبرهان، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1403ق.
اشتهاردی، علی پناه، مدارک العروه، تهران: دارالاسوه، 1417ق.
برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، چ2، قم: دار الکتب الإسلامیه، 1371ق.
ترحینی عاملی، سید محمدحسن، الزبده الفقهیه فی شرح الروضه البهیه، قم: دار الفقه، 1427ق.
جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، زیر نظر: سید محمود هاشمی شاهرودی، قم: مؤسسه دایره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، 1426ق.
الجوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، بیروت: دار العلم للملایین، 1407ق.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم: آل البیت، 1409ق.
الحسنی، اسماعیل، نظریه المقاصد عند الامام محمد الطاهر بن عاشور، هیرندن (آمریکا): المعهد العالمی للفکر الاسلامی، 1416ق.
حلی، حسن بن یوسف، تحریر الأحکام الشرعیه علی مذهب الإمامیه، مشهد: آل البیت، بی تا.
ـــــــــــــــ ، تذکره الفقهاء، تهران: المکتبه المرتضویه، 1388ق.
ـــــــــــــــ ، ذخیره المعاد فی شرح الإرشاد، قم: آل البیت، 1247ق.
خمینی، سید مصطفی، تحریرات فی الاصول، تهران: مؤسسه نشر امام خمینی(ره)، 1411ق.
سعادت مصطفوی، سید حسین؛ پورمولا، سید هاشم، «جایگاه عدالت در استنباط احکام معاملات»، در: پژوهش نامه حقوق اسلامی، ش27، ص36-5، 1387.
الشبر، عبدالله، تفسیر شبر، راجعه الدکتور حامد حفنی داود، قاهره: السید مرتضی الرضوی، 1385ق.
طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1389ق.
طباطبایی سید محمدحسین، تفسیر المیزان، مترجم محمدباقر موسوی همدانی، قم: جامعه مدرسین، 1374.
الطبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع  البیان، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1415ق.
الطبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، بیروت: دار الفکر، 1415ق.
طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تهران: کتاب فروشی مرتضوی، 1375.
طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1390ق.
ــــــــــــــ ، الخلاف، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1407ق.
ــــــــــــــ ، تهذیب الأحکام، قم: دار الکتب الاسلامیه، 1365.
ــــــــــــــ ، التبیان، قم: مکتب الإعلام الإسلامی، 1409ق.
عاملی (شهید اول)، محمد بن مکی، القواعد و الفوائد، قم: انتشارات مفید، 1400ق.
عاملی جبعی (شهید ثانی)، زین الدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، قم: داوری، 1410ق.
ــــــــــــــ ، مسالک الأفهام، قم: مؤسسه المعارف الإسلامیه، 1413ق.
عراقی (کزازی)، آقا ضیاء الدین علی، شرح تبصره المتعلمین، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1414ق.
العطیه، جمال الدین، نحو تفعیل مقاصد الشریعه، دمشق: دار الفکر، 1424ق.
علی بن موسی الرضا (منسوب به ایشان)، فقه الرضا، مشهد: آل البیت، 1406ق.
عمید زنجانی، عباس علی، فقه سیاسی، چ4، تهران: امیرکبیر، 1421ق.
عمیدی، سید عمید الدین، کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1416ق.
الغزالی، محمد بن محمد، المستصفی، بیروت: دار الکتب العلمیه، 1417ق.
ـــــــــــــــ ، شفاء الغلیل، بیروت: دار الکتب العلمیه، 1420ق.
فاسی، علال، مقاصد الشریعه الاسلامیه و مکارمها، بیروت: دار الغرب اسلامی، 1993م.
فاضل مقداد، مقداد بن عبد اللّه، کنز العرفان فی فقه القرآن، قم: انتشارات مرتضوی، 1425ق.
فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1416ق.
فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، قم: مؤسسه دار الهجره، 1410ق.
قمی، میرزا ابوالقاسم، قوانین الاصول، تهران: مکتبه العملیه الاسلامیه، 1378ق.
کاشف الغطاء، جعفر بن خضر، کشف الغطاء، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1422ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407ق.
ــــــــــــــ ، الاصول من الکافی، تهران: دار الکتب الاسلامیه، 1363ق.
کوفی، محمد بن محمد اشعث، الجعفریات - الأشعثیات، تهران: مکتبه نینوی، بی تا.
المتقی، علی بن حسام الدین، کنز العمّال، الطبعه الخامسه، بیروت: الرساله، 1405ق.
المجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسه وفاء، 1403ق.
محقق داماد، سید مصطفی، قواعد فقه، چ12، تهران: مرکز نشر علوم اسلامی، 1406ق.
مفید، محمد بن محمد، المقنعه، قم: کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، 1413ق.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، قم: نسل جوان، 1386.
ــــــــــــــ ، دایره المعارف فقه مقارن، قم: مدرسه امام علی بن ابی طالب، 1427ق.
موسوی خمینی، سید روح الله، کتاب البیع، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1421ق.
ــــــــــــ ، نجاه العباد، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1422ق.
موسوی گلپایگانی، سید محمد رضا، الدر المنضود فی أحکام الحدود، قم: دارالقرآن الکریم، 1412ق.
میرمعزی، سید حسین، نظام اقتصاد اسلامی: اهداف و انگیزه ها، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1387.
نایینی، محمدحسین، تنبیه الأمه و تنزیه المله، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1424ق.
النجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1404ق.
نراقی، احمد بن محمد مهدی، مستند الشیعه فی أحکام الشریعه، قم: آل البیت، 1415ق.
الیزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم، العروه الوثقی، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1409ق.
یزدی، محمد، فقه القرآن، قم: اسماعیلیان، 1415ق.

نویسندگان:

مهدی شوشتری: دانش آموخته دکتری فقه و مبانی حقوق و عضو هیئت علمی مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی

حسین ناصری مقدم: دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق دانشگاه فردوسی مشهد

حسین صابری: استاد گروه فقه و مبانی حقوق دانشگاه فردوسی مشهد

فصلنامه انسان پژوهی دینی شماره 35

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام على عليه‏ السلام : أخرِجوا مِنَ الدُّنيا قُلوبَكُم مِن قَبلِ أن تَخرُجَ مِنها أبدانُكُم ، فَفيهَا اختُبِرتُم ولِغَيرِها خُلِقتُم

پيش از آن كه بدن‏هايتان از دنيا بروند ، دل‏هايتان را از آن بيرون ببريد؛ زيرا دنيا آزمايشگاه شماست و براى غير آن ، آفريده شده‏ايد

نهج البلاغة ، خطبه ۲۰۳