Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 219146
تاریخ انتشار : 22 شهریور 1396 22:59
تعداد بازدید : 520

دیباچه ‏اى بر پدیده ‏شناسى نظام سیاسى مهدوى

این نوشتار دیباچه‏ای بر پدیده‏شناسی نظام سیاسی مهدوی است. هستی‏شناسی (حقیقت)، چیستی‏شناسی (ماهیت) و چگونگی‏شناسی (واقعیت)، مراتب سه گانه‏ی مهدوی‏شناسی محسوب می‏گردند که در مطلق مدینه فاضله و مدینه فاضله مهدوی، مورد بررسی قرار گرفته است و افق‏های جدیدی در فلسفه سیاسی، فرا روی پژوهشگران و اندیشوران نهاده است.


انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

دیباچه ‏اى بر پدیده ‏شناسى نظام سیاسى مهدوى

دکتر علیرضا صدرا
اشاره‏
این نوشتار دیباچه‏ای بر پدیده‏شناسی نظام سیاسی مهدوی است. هستی‏شناسی (حقیقت)، چیستی‏شناسی (ماهیت) و چگونگی‏شناسی (واقعیت)، مراتب سه گانه‏ی مهدوی‏شناسی محسوب می‏گردند که در مطلق مدینه فاضله و مدینه فاضله مهدوی، مورد بررسی قرار گرفته است و افق‏های جدیدی در فلسفه سیاسی، فرا روی پژوهشگران و اندیشوران نهاده است.

گزینه:
مهدویت و نظام مهدوی، پدیده‏ای ((سیاسی و مدنی)) است. همچنین پدیده‏ای ((حقیقی و یقینی)) محسوب می‏گردد. پدیده‏ای ((عینی، عملی و تحقّق یافتنی)) نیز می‏باشد. بدین ترتیب پدیده ((مدنی مهدوی))، دارای مراتب سه گانه وجودی حقیقت، ماهیت و واقعیتاست. این مراتب سه گانه پدیده و پدیده‏شناسی مهدویت عبارت است از:
۱- حقیقت یا هستی وچرایی مهدویت و نظریه آن (اعم از ضرورت، مبادی و علل و غایات)؛
۲- ماهیت یا چیستی، مفاهیم و حدود آن؛
۳- واقعیت عینی و وقوع عملی سیر مهدویت و نظام و ساختار مهدوی یا چگونگی آن (سازکار و راهبرد و روش اجرایی و عملیاتی آن)
پس هستی‏شناسی، چیستی‏شناسی و چگونگی‏شناسی یا پدیدارشناسی ((مهدوی و مهدویت))، مراتب سه گانه ((پدیده‏شناسی مهدوی)) محسوب می‏گردند؛ یعنی، به ترتیب شناخت هستی و حقیقت سیر مهدویت و ساختار مهدوی یا ضرورت، علل وغایات آن، با ((رهیافت عقلی، استدلالی و فلسفی سیاسی و مدنی)) انجام می‏پذیرد. شناخت ماهیت یا چیستی مفاهیم و حدود مهدویت، با ((رهیافت وحیانی، استنادی و دینی)) یا ((مکتبی، سیاسی و مدنی)) قابل دستیابی است. در شناخت واقعیت عینی و وقوع عملی و سازکارها و راهبردهای نمودی و نهادهای مهدوی و مهدویت نیز، نقّادی نظریات و نظامات سیاسی، بررسی و سیر در تاریخ و جغرافیای جهان سیاسی و سیاست و عطف توجّه به ابتلائات بشر و اجتماعات بشری، در فهم و درک هر چه روز آمدتر و کارآمدتر آن، کارساز می‏باشد.
درآمد: نظریه و نظام مدنی و سیاسی فاضلی، در دو سطح قابل بررسی است:
یک. مطلق مدینه فاضله؛
دو. مدینه فاضله مطلق یا مدینه و نظام سیاسی کامل و برتر (نظام مدنی حقیقی و یقینی که ((مراد نظام فاضلی مهدوی)) است). مدینه فاضله به خصوص مدینه فاضله مهدوی بسان هر پدیده سیاسی و مدنی دیگری، دارای سه مرتبه وجودی بوده و بر این اساس دارای سه مرتبه شناختی، معرفتی و نظری سیاسی است:
یکم. حقیقت یا هستی و چرایی مدینه فاضله و هستی مدینه‏ی فاضله مهدوی؛
دوم. ماهیت یا چیستی مدینه فاضله و چیستی مدینه‏ی فاضله مهدوی؛
سوم. واقعیت یا چگونگی مدینه فاضله و واقعیت مدینه فاضله مهدوی.
((هستی‏شناسی سیاسی)) مدینه فاضله و مدینه فاضله مهدوی، به بررسی مبادی آنها می‏پردازد. مبادی مدینه فاضله عبارت است از:
۱- اصل ضرورت یا عدم ضرورت و امکان یا عدم امکان،
۲- علل و عوامل وجود و ایجاد در سیاست و نظریه سیاسی؛ اعم از:
الف) علت فاعلی یا سبب و انگیزه ایجاد و گرایش به آن،
ب) علت غایی و غایت یا هدف مطلوب گرایش و ایجاد آن.
۳- منشأ نظری و منبع علمی نظریه و نظام فاضلی، به ویژه نظام فاضلی مهدوی؛ اعم از:
الف) عقل یا حکمت و فلسفه سیاسی،
ب) وحی یا شریعت و دین سیاسی،
ج) تجربه یا عرف و علم سیاسی.
۴- ((نقش، کار ویژه، کارکرد و کارآمدی))؛ همچنین ((اصالت، شأن و اثربخشی)) و سرانجام ((بهره‏وری نظری و عملی سیاسی)) مدینه فاضله، به ویژه مدینه فاضله مهدوی و نیز مهدویت (یعنی آیا این نظریه مدنی و مهدوی و نظام فاضلی مدنی و مهدوی، مفید، مثبت و سازنده است؟ مثبت و سازنده به چه معنا و با چه حدود و چگونه؟). در اینجا:
الف) عقل و حکمت یا فلسفه سیاسی (عقلی)؛ به بررسی و تعیین مبادی مدینه فاضله و بویژه نظام مدنی فاضلی می‏پردازد.
ب) وحی و شریعت یا دین؛ مبانی (مفاهیم، حدود و بنیان‏های) نظام مدنی فاضلی و مهدوی را تذکر داده و تحلیل و تعریف یا تبیین می‏کند.
ج) تجربه و عرف یا علم (تجربی و عرفی) سیاسی؛ به توصیف چگونگی؛ (سازکارها و راهبردهای) مدینه فاضله، حتی نظام مدنی فاضلی مهدوی کمک می‏کند.

آمد

الف) مطلق مدینه فاضله:
یکم. چرایی مدینه فاضله‏
امام علی (علیه‏السّلام) می‏فرماید: ((دوله العاقل یحن الی الوصله))(۱)؛ ((دولت عقل و عاقل، در پی پیوست است))
الف) خواجه نصیر الدین طوسی، در ابتدای فصل اول سیاست مدن کتاب اخلاق ناصری می‏نویسد: ((هر موجودی را کمالی است، و کمال بعضی موجودات در فطرت با وجود مقارن افتاده است و کمال بعضی از وجود متأخر))(۲). وی بر این اساس، همانند بسیاری از فیلسوفان عمومی و سیاسی از جمله فارابی، مؤسس فلسفه سیاسی در تاریخ و جهان اسلام و ایران معتقد است: ((هر چه کمال او از وجود متأخر بود ک هر آینه او را حرکتی بودک از نقصان به کمال(۳)ک))
همچنین می‏گوید: ((آن حرکت بی‏معونت اسبابی که بعضی مکملات باشند و بعضی معدات، نتواند بود))(۴)؛ یعنی، برخی کمک‏کننده و برخی دیگر کامل کننده حرکت و موجود محرک می‏باشند. عوامل مادی، اقتصادی و توسعه، معدات هستند؛ یعنی، ابزار تکامل، کمال و تعالی محسوب می‏گردند.
بر این اساس انسان [سیاسی‏]، موجودی است که:
الف) دارای کمال مادی و معنوی (اعم از توسعه مادی و تعالی معنوی) در سطوح زیر است:
۱- شخصی: دورنی بیرونی یا ظاهری باطنی؛
ذهنی، فکری، نظری، علمی و معرفتی‏
روحی، روانی، نفسانی و اخلاقی‏
جسمی، بدنی و عضوی‏
۲- فردی، جمعی، اجتماعی تا سطح جهانی‏
۳- اقتصادی، فرهنگی و سیاسی‏
ب) جایگاهی ویژه و برتر در نظام هستی و از جمله در عالم طبیعت دارد.
خاستگاه، جایگاه و نقشی که از آن تعبیر به مقام ((خلافت اللهی))، ((قائم مقامی)) و ((جانشینی خدا)) و نیز ((حاکم))، سیاست‏گذار و ((سیاست مدار)) یا ((کارگزار زمین و زمان و بویژه خود و جامعه و نظام سیاسی)) خویش می‏شود؛ یعنی، انسان تنها موجودی است که هم سیاست‏گذار و سیاست مدار یا عامل طرّاحی و برنامه‏ریزی سیاسی و نیز کارگزار جاری و اجرایی سیاست خود، زمین و جامعه سیاسی و نظام سیاسی خویش بوده و هم سیاست‏پذیر، سازمان‏پذیر و نظام‏پذیر است.
همچنین انسان تنها موجودی است که به اصطلاح عالماً و عامداً این سیاست را تبیین و تبعیت می‏کند. او هر چند در گستره طبیعت زیست می‏کند؛ لکن تابع جبر و دترمینیسم طبیعی و تک خطی نیست؛ بلکه این سیاست و سیر ضروری و اجتناب‏ناپذیر را تنظیم و طی می‏کند.
بنابراین عقل و حکمت سیاسی حکم می‏کند که: اولاً، ((مطلق نظام مدنی فاضلی)) و نیز ((نظام مدنی فاضلی مطلق))، به عنوان کمال نهایی، غایت و مطلوب انسان‏ها وجود داشته باشد.
ثانیاً، نظریه ((نظام مدنی فاضلی)) و نیز نظریه ((نظام فاضلی مدنی))، به عنوان علت غایی تبیین و ترسیم گردد.
تنها در این صورت است که افراد، گروه‏ها و اجتماعات انسانی و سیاسی، جهت‏گیری درست نموده، هدف را گم نمی‏کنند و امید را از دست نمی‏دهند. نظریه و امید، بسان نمونه‏ای متعالی، از سویی مانع گمراهی و کجروی سیاسی شده و ضمن نپذیرفتن هر گونه نظریه و نظام سیاسی غیر متعالی و نهایی، باعدم قناعت و یا عدم رضایت حتی دربدترین شرایط امید خود را از دست نمی‏دهد و با تدبیر و اراده نستوه، پویایی و پایداری خویش را تا تحقّق نظریه ((مدینه فاضله)) و دستیابی به ((نظام مدنی فاضلی))، حفظ می‏کند.

دوم. چیستی مدینه فاضله‏
مراد از مدینه فاضله، ((نظام مدنی کامل و مطلوب)) است؛ این نظام مدنی، کارا و کارآمد در گستره‏های شخصی تا جهانی است. نظریه و نظام سیاسی متعادل و متعالی انسانی، در تمامی ساحت‏ها و عرصه‏های مادی و معنوی دربُردهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است. ((نظام مدنی فاضلی مهدوی))، نظامی است که متضمن ((توسعه مادی)) توأمان با ((تعالی معنوی)) در گستره‏ها و بُردهای یاد شده است.

سوم. چگونگی مدینه فاضله‏
امام علی (علیه‏السّلام) می‏فرماید: ((لکلّ دوله برهه))(۵)
آفرینش یا شکل‏گیری زمین، تاریخی چند میلیارد سالی دارد. دیرینگی حیات در زمین، گاه به بیش از یک میلیارد سال پیش‏تر می‏رسد. پیشینه خلقت یا خلافت و هبوط آدم در زمین، به چندین صد هزار سال بالغ می‏گردد.
بعضی از نظریه‏های سیاسی از جمله در نظر ((سنت آگوستین))، پدر و بنیانگذار نظریه سیاسی مسیحیت هبوط را تبعید، مجازات و سقوط آدمی در زمین می‏دانند؛ آن هم به عنوان انتقام خدا از انسان به سبب گناه ابدی و ذاتی که در بهشت مرتکب شده و از آن رانده و اخراج گردیده است.
برخی از نظریه‏های سیاسی به ویژه صاحب‏نظران اسلامی بدون استثنا، هبوط را اعزام و فرود آدمی به زمین می‏دانند؛ آن هم به منظور بازپروری و تقویت و استواری عزم و اراده، به سبب لغزش و تزلزل اراده عارضی که در بهشت پیش آمده و از آن اخراج و انتقال داده شده است.
((مدینه فاضله)) هم بازساز ((نمونه بهشتی)) نظام مدنی در زمین بوده و هم مقدمه و لازمه بازگشت به همان بهشت موعود محسوب می‏گردد. در واقع و در حقیقت، مدینه فاضله، برترین جایگاه و پایگاه مدنی و متعال انسانی بوده و خاستگاه‏گذار به ((حیات جاودانی)) و ((جاودانگی حیات مطلوب)) است.
در این راستا تاریخ مدنی و سیاسی بشر به ویژه به صورت اجتماعی و با پیدایی و پایداری نهاد دولت حداکثر از بیست هزار سال بیشتر تجاوز نمی‏کند. آنچه مسلّم است، سیر زندگی جمعی، اجتماعی و سیاسی و مدنی حتی طبیعی آن بسیار کوتاه بوده و از این حیث بسیار نوپا و نوبنیاد است؛ چرا که در مقایسه با تاریخ چندین میلیاردی زمین یا حیات در زمین، چند صدهزار سال تاریخ بشری و چند ده هزار سال تاریخ مدنی، نسبت به یک روز، بیشتر از چند ثانیه نگذشته است.
امام صادق (علیه‏السّلام) می‏فرماید: ((پیروان حق همیشه در ناراحتی به سر می‏برده‏اند؛ آگاه باشید که؛ ناراحتی اندک و زمان دولت قائم طولانی خواهد بود))(۶)
سیر زندگی و سیاست مدنی بشر اعم از این که از پیشا تاریخ و عصر تاریخ نانویسا آغاز شده یا کم و بیش با دوران تاریخی و نویسایی هم‏زمان باشد قطعاً تاکنون دو مرحله را از سرگذرانده است:
۱- مرحله پیشا مدنی و حتی چه بسا پیشا جمعی و به ویژه پیشا اجتماعی؛ مهم‏ترین شاخصه‏های این مرحله، ((فقدان قانون و دولت)) بود.
۲- مرحله جمعی و حتی اجتماعی و به ویژه در مرحله مدنی یا سیاسی؛ مهم‏ترین شاخص‏های این مرحله، ((ایجاد و وجود قانون و دولت)) است.
آنچه مسلم است در این مرحله، بسیاری از خصلت‏های طبیعی، همچنان رایج و حتی چه بسا غالب می‏باشد. اما در نظریه و نظام سیاسی فاضله (مهدوی)، تمامی شاخصه‏های مثبت یاد شده را دارد و از کلیه شاخصه‏های منفی، عاری است.
به نظر می‏رسد اگر زندگی و روابط جمعی و اجتماعی و نیز قانون مداری و دولت‏مندی را شاخصه‏های ((مدنیّت)) بدانیم؛ سیر تاریخ و سامانه سیاسی بشر را، بایستی به ترتیب زیر ترسیم و تنظیم کنیم:
نخست. مرحله‏ی طبیعی پیشا مدنی،
دوم. مرحله‏ی مدنی طبیعی پیشا انسانی،
سوم. مرحله‏ی مدنی انسانی، متعالی و فاضله.
جای شکل
در غیر این صورت؛ یعنی، در حالتی که عدالت به معنای توسعه‏ی مادی توأمان با تعالی معنوی در تمامی گستره‏ها تا سطح جهانی و عرصه‏ها و بردهای پیش گفته، شاخص مدنیت باشد، می‏توان قائل به دو دوره گردید:
۱- دوره طبیعی،
۲- دوره مدنی؛ یعنی، حالت انسانی مدنی و مدنی انسانی و در حقیقت نظریه و نظام فاضلی، مطلق، الهی، اسلامی و مهدوی.
جای شکل‏
در این صورت، دوره طبیعی، خود به دو دوره سیاسی تقسیم گشته یا از دو دوره تشکیل می‏شود:
۱- مرحله طبیعی پیشا اجتماعی، یا پیشا قانون و پیشا دولت؛
۲- مرحله طبیعی اجتماعی، یا قانون و دولت.
در این مرحله اگر چه روابط اجتماعی، قانون و دولت پدیدار شده و پایدار گردیده است؛ لکن حاکمیت و یا غلبه، با نظریه و نظام سیاسی جمعی، اجتماعی و قانون و دولت طبیعی و حیوانی است؛ یعنی، به اصطلاح فارابی آمیزه‏ای از آموزه‏های بهیمی و سبعی (ددگی و درندگی) سیاسی و سیاسی جاهله، ضاله‏پنداری وفاسقه متوهمه را است. به تعبیر ابن سینا نیز چرندگی و درندگی؛ به تعبیر خواجه نصیر، سیاست ناقصه و تغلّب و به بیان امام خمینی(ره) سیاست حیوانی و سیاست شیطانی است.
در دوره طبیعی سیاسی و سیاست طبیعی، به تعبیر امام صادق (علیه‏السّلام): ((دوله الحق قصیره و دولت الباطل کثیره))؛ یعنی، دولت و قدرت، حاکمیت و حکومت و نظام سیاسی و سیاست حق، محدود بوده و در تنگنا و در فشار قرار دارد؛ حال اینکه دولت باطل و سلطه‏گر، بر عکس این است. از این دوره می‏توان تعبیر به مدنی طبیعی، شبه مدنی و پیشینه مدنی (فاضلی)، انسانی و متعالی یاد کرد.
در دوره‏ی مدنی انسانی و انسان مدنی، حاکمیت و یااقتدار با نظریه و نظام سیاسی جمعی، اجتماعی و قانون و دولت انسانی و متعالی است؛ یعنی، به اصطلاح فارابی، آموزه‏های فاضله یا سعیده و برتر (اعم از: خیر، زیبایی و فضایل سیاسی) و نیز سیاست عقلی و حکمی؛ حقیقی و یقینی است. به تعبیر خواجه نصیر نیز ((سیاست کامله))؛ به بیان امام خمینی(ره) ((سیاست انسانی، الهی و اسلامی)) و به تعبیر علامه جعفری، ((حیات معقول و طیبه)) است.
در دوره انسان سیاسی و سیاست انسانی، در واقع: ((دوله الحق کثیره))؛ دولت و قدرت، حاکمیت و حکومت و نظام سیاسی و سیاست حق نامحدود بوده و در تنگنا و در فشار قرار ندارد؛ بلکه حق گسترده و مقتدر است. حال اینکه دولت باطل و سلطه‏گری، یا نابود و ریشه کن شده یا کاهش یافته و کاملاً تحت کنترل قرار می‏گیرد.

ب) مدینه فاضله (مطلق) مهدوی:

اول. چرایی مدینه فاضله‏
امام علی (علیه‏السّلام) می‏فرماید: ((دعوا طاعه البغی والفساد واسلکو سبیل الطاعه والانقیاد تسعدوا فی المعاد))(۷)؛ ((طاعت بغی و فساد را بگذارید و راه طاعت و انقیاد حق را پیش گیرید تا در بازگشت، سعادتمند باشید))
حال که مدینه یا نظام مدنی فاضلی حقیقی و مطلوب بوده، قطعاً کمال مطلوب، ((نظام مدنی فاضلی حقیقی)) می‏باشد. مدینه فاضله و نظام مدنی فاضلی حقیقی، یقیناً نظام مدنی و سیاسی فاضلی مهدوی است.

دوم. چیستی مدینه فاضله مهدوی‏
در نظریه سیاسی قرآنی، به ویژه در فلسفه تاریخ سیاسی قرآن، دو مطلب قابل توجّه است:
۱- خلقت انسان، خلافت آدم (علیه‏السّلام) و هبوط او در زمین، به مثابه فرود و فرودگاه، برای سوخت‏گیری و پرواز مجدد مطرح شده است.
۲- بر اساس ولایت هدایت الهی بشر و تدبیر، اراده و بازگشت او به مدینه و نظام سیاسی فاضلی مهدوی، بسان نمونه زمینی و زمانی بهشت پیشین و خاستگاه و پروازگاه به بهشت پسین و هدف برین معرفی شده است.
قرآن، تبیین کننده اهم شاخصه‏های پیشا مهدوی بوده که امت اسلامی و به ویژه در نظام مدنی مهدوی، مسؤولیت تحقّق و تأمین آنها را بر عهده دارند. بدین ترتیب اهم مفاهیم، مبانی و حدود نظریه و نظام سیاسی فاضله مهدوی و مهدویت را می‏توان از منبع وحی به ویژه از قرآن و سنت باز جسته، ساختار آنها را ترسیم کرد.

سوم. چگونگی مدینه فاضله مهدوی‏
درباره‏ی ساختار کلی و چهارچوب‏بندی نظام سیاسی مهدوی، گفتنی است که ساختار کالبدی و پیکره‏بندی راهبردی این نظام به ترتیب زیر تنظیم و ترسیم می‏شود:
الف) در عرصه‏های ذهنی، روانی و جسمانی؛
ب) در گستره‏های شخصی تاجهانی؛
ج) دربردهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی.

برآمد
شاکله کلی و اصلی نظام سیاسی مهدوی و اجزا و تقسیم‏بندی‏های مربوطه، اساساً تا حدود زیادی با بهره‏گیری از دستاوردهای سیاسی بشر در طول تاریخ خویش و در جغرافیای جهان، میّسر می‏باشد. تبیین شاخص‏های فاضله نظام سیاسی مهدویت، نوعاً یا اکثراً با استفاده از منابع وحیانی ممکن است (وحی از آدم (علیه‏السّلام) تا پیامبر خاتم (صلّی‏اللّهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم)). علم اولیای الهی؛ یعنی، ائمه اطهار (علیه‏السّلام) به عنوان راسخون در علم و عالمان (حقیقی و کامل) به دین و سیاست؛ این شاخص‏ها و مفاهیم، تعریف، حدود و معانی آنها را تفسیر و تفصیل داده‏اند و اجزای آنها را روشن کرده‏اند. همان گونه که سعی شده، موارد عمده و اصلی این شاخصه‏ها، با استفاده از منابع مربوطه، نمودار شود. الهامات عارفان ربانی در این زمینه، کمک کار است. اجتهادات علمی و دینی دانشمندان الهی و اسلامی نیز در تطبیق، روزآمدی و کاربری آنها کارگشا می‏باشد. جملگی این مراتب و منابع علمی سیاسی، کارآمدی نظام سیاسی را محقق خواهد ساخت.

————–
پی نوشت :
۱- غررالحکم.
۲- اخلاق ناصری، ص ۲۴۷٫
۳- همان.
۴- همان.
۵- غررالحکم.
۶- بحار الانوار، ص ۱۱۲۷٫
۷- غررالحکم

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام صادق عليه السلام:اَبَى اللّه ُ اَنْ يُعَرِّفَ باطِلاً حَقّا اَبَى اللّه َ اَنْ يَجْعَلَ الْحَقَّ فى قَلْبِ الْمُؤْمِنِباطِلاً لا شَكَّ فيهِ وَ اَبَى اللّه ُ اَنْ يَجْعَلَ الْباطِلَ فى قَلْبِ الْـكافِر الْمُخالِفِ حَقّـا لا شَكَّ فيهِوَ لَوْ لَمْ يَجْعَلْ هذا هكَذا ما عُرِفَ حَقٌّ مِنْ باطِلٍ

خداوند اِبا دارد از اين كه باطلى را حق معرفى نمايد، خداوند اِبا دارد از اين كه حق را در دل مؤمن، باطلى ترديدناپذير جلوه دهد، خداوند اِبا دارد از اين كه باطل را در دل كافر حق ستيز بهصورت حقى ترديدناپذير جلوه دهد، اگر چنين نمى كرد، حق از باطل شناخته نمى شد.

محاسن، ج ۱، ص ۲۷۷