Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 204598
تاریخ انتشار : 21 اسفند 1395 17:19
تعداد بازدید : 439

راهکارهای قرآنی دست يابی به دانش رشدی

راهکارهای قرآنی دست يابی به دانش رشدی خلیل منصوری دانش از مقولات تشکيکي و داراي مراتب است. همان گونه که دانش گونه هاي متفاوتي دارد که ارتباط تنگاتنگي به روش ها و اهداف دست يابي به دانش پيدا مي کند، از جنبه ديگر نيز داراي مراتب تشکيکي است. به اين معنا که هر انساني مي کوشد تا نسبت به خود و محيط بيروني شناخت و آگاهي به دست آورد. ابزارهاي شناختي مانند حواس و قلب و عقل در انسان اين امکان را به وي مي دهد که به شناختي که مي خواهد دست يابد.

بدیهی است انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

 

راهکارهای قرآنی دست يابی به دانش رشدی

 

خلیل منصوری

دانش از مقولات تشکيکي و داراي مراتب است. همان گونه که دانش گونه هاي متفاوتي دارد که ارتباط تنگاتنگي به روش ها و اهداف دست يابي به دانش پيدا مي کند، از جنبه ديگر نيز داراي مراتب تشکيکي است. به اين معنا که هر انساني مي کوشد تا نسبت به خود و محيط بيروني شناخت و آگاهي به دست آورد. ابزارهاي شناختي مانند حواس و قلب و عقل در انسان اين امکان را به وي مي دهد که به شناختي که مي خواهد دست يابد. هر يک از حواس ابزاري خاص براي رسيدن به دانش خاصي است. با اين همه شناخت کامل شناختي است که به شناخت حضوري و شهودي تعبير مي شود. اين شناخت معرفتي است که به شکل وجودي در انسان تحقق مي يابد و جزو ذات وي قرار مي گيرد. هر شناخت حصولي و ابزاري تا زماني که به علم و دانش شهودي تبديل نشود درک و فهم نمي شود و تنها اطلاعاتي خواهد بود که در اختيار شخص قرار گرفته است. قلب اين امکان را به شخص مي بخشد تا اطلاعات و داده هاي بيروني را به شکل شناخت شهودي در آورد و موجبات تبدل و تحول در انسان شود.
دانش هاي شهودي نيز خود داراي مراتب تشکيکي است ؛ به اين معنا که هر کس با توجه به بسترها و زمينه ها و ظرفيت هاي وجودي خود مي تواند از دانش برخوردار و يا بهره مند گردد؛ زيرا ارتباط دانش با قلب اين مساله را مطرح مي سازد که قلب به عنوان مرکز و محور دانش مي بايست از فضايي خاص و مناسب برخوردار باشد تا بتواند آن چه را از راه هاي مختلف ادراک و دريافت مي کند و به شکل داده هاي اطلاعاتي در اختيار وي قرار مي گيرد به صورت دانش وجودي در آورده تا شخص از آن بهره مند گردد. از اين روست که قرآن به قلب به عنوان حساس ترين مرکز دانش توجه خاصي دارد. طهارت قلب در اصطلاح قرآني و سلامت آن به معناي آن است که ابزار اصلي گيرندگي و تحليل داده هاي بيروني مي بايست در اين جا به گونه اي تحليل و تجزيه و ترکيب شود که بيانگر واقع و حقيقت باشد. اگر اين ظرف از چنين ويژگي اي برخوردار نباشد نمي تواند داده هاي وارد شده را به درستي دريافت و تحليل و ترکيب کند و نتايج دلخواه را چنان که بايسته و شايسته است ارايه و تحويل دهد.
طهارت و سلامت قلب موجب مي شود که اين فرآيند تحليل و ترکيب به خوبي در مرکز اصلي شناخت و دانش انساني انجام شود و هر چه اين مرکز از سلامت و طهارت بيش تري برخوردار باشد نيتجه مطلوب تر خواهد بود.
در بينش و نگرش قرآن، دانش حقيقي و رشدي با طهارت و سلامت قلب ارتباط تنگاتنگي دارد و به عنوان مهم ترين متغير در عملکرد فرآيند دانشي عمل مي کند. مراتب دانشي و تشکيکي آن ارتباط با اين مرکز پيدا مي کند و هر چه طهارت و سلامت در قلب بيش تر باشد دانش از مرتبه صاف تري برخوردار خواهد بود و قلب چيزها را چنان نشان مي دهد که در واقع وجود دارد و حقيقت را چنان آشکار مي سازد که وجود دارد.
در تحليل قرآني دانش حقيقي دانشي است که به صورت نور و امري وجودي را دل هاي مومنان قرار مي گيرد و موجبات رشد و تعالي آنان را فراهم مي آورد. اين دانش از آن جايي که جزو ذات انسان و وجود او مي شود آثار خود را در عمل نيز نشان مي دهد و شخص دارنده علم و دانش رشدي خود عامل به دانش خويش است.
دانش رشدي، دانش تکامل ذاتي و وجودي بشر است و او را از به تمام کمالاتي که به صورت استعداد در او قرار داده شده مي رساند. به اين معنا که اسماي تعليمي الهي را که به شکل يک ظرفيت در انسان وجود دارد به فعليت مي رساند و زمينه بالندگي و شکوفايي و تکامل وي را فراهم مي آورد.
براي رسيدن به چنين دانش رشدي قرآن راهکارهايي را نشان مي دهد که همه آن ها به مساله سلامت قلب و طهارت آن باز مي گردد. از اين جاست که ارتباط تنگاتنگي و حتي علت و معلولي ميان دانش رشدي و تقوا خود را نشان مي دهد. قرآن با صراحت و روشني در اين باره مي فرمايد: و اتقواالله و يعلمکم الله ؛ تقوا الهي پيشه کنيد تا يکي از آثار مهم آن يعني دانش رشدي و منسوب به خدا به شما آموخته و تعليم داده شود.
دانش رشدي از آن جايي که در ظرف قلب تحقق مي يابد نيازمند طهارت قلب و سلامت آن است. قرآن براي رسيدن به طهارت قلب و سلامت روح پيشنهاد ها و راهکارهايي را بيان مي کند که از مهم ترين آن ها که به عنوان راهکار خاص بيان مي شود، انابه و تسبيح است.

انابه راهکاری برای دانش رشدی

انابه به معناي بازگشت به طاعت خدا همراه با توبه است.(لسان العرب، ابن منظور) البته برخي همانند نويسنده معجم الفروق اللغويه بر اين باور است که توبه با انابه اين تفاوت و تمايز را دارد که توبه بازگشت از گناه و معصيت پيشين است ، در حالي که انابه پناه جويي به خدا براي رهايي از معصيت و گناه پسين مي باشد.
قرآن از مهم ترين آثاري که براي انابه بر مي شمارد خردمندي است. به اين معنا که پناهجويي به خدا از راه انابه به انسان ظرفيتي را مي بخشد که شخص به خردي خاص دست مي يابد و به ژرفاي دانشي دست مي يابد که مي توان آن را شناخت ملکوت اشيا دانست. از اين رو از چنين دانشي که از راه انابه به دست مي آيد به دانش لبي اشاره مي کند و رسيدگان به چنين دانشي را اولوالالباب مي نامند. صاحبان دانش ژرفايي کساني هستند که به هسته و ريشه دانش آن چيز دست يافته و از ذات چيزها چنان که هست آگاهي مي يابند. اين دانش همان است که گاه در آيات ديگري از قرآن به عنوان دانش ملکوت چيزها از آن ياد شده است.
براي رسيدن به دانشي چنين قرآن از شخص مي خواهد که دو عمل را در حوزه عمل اجتماعي و فردي انجام دهد؛ نخست آن که از طاغوت پرهيز و اجتناب کند و در حوزه عمل اجتماعي از ولايت با همه بار مفهومي آن پرهيز کند و پرستش و تابعيت و اطاعت آن را نپذيرد ؛ و دوم آن که به سوي خداوند بازگشته و انابه را جزو برنامه هاي فردي خويش قرار دهد. (زمر آيه 17 و 18)
کسي که به سوي خداوند انابه مي کند به درک و شناختي خاص دست مي يابد و از طريق آيات الهي به خدا و قدرت و توانايي بي کران او آگاهي پيدا مي کند. دانش و شناختي که به وي امکان مي دهد از هر چه خشم و غضب او را در پي دارد پرهيز کند و به هر چه او را به سوي خدا مي کشاند ، بهره جويد. انسان در مقام بنده انابه کننده مي توان به مقامي دست يابد که شناخت کامل از طريق آيات بيروني و دروني است.(سبا آيه 9)
نتيجه چنين دانش و شناختي هدايت به سوي راه هاي کمالي است (شورا آيه 13 و رعد آيه 27 و زمر آيه 17 و 18) با دست يابي به هدايت است که به نوعي بصيرت دست مي يابد که چيزها را چنان که هست مي يابد و مي شناسد. وي به مقام اني اعرف الاشياء کما هي؛ هر چيزي را چنان که هست مي شناسم، دست مي يابد. در مقام اهل بصيرت مي نشيند و با اين زاويه به چيزهاي هستي مي نگرد.( ق آيات 6 و 8)
از سوي خداوند نيز مويد قرار مي گيرد و خداوند وي را به جهت مقام بصيرتي که از راه انابه به دست آورده است بشارت به رهايي از دوزخ جلال مي دهد و به بهشت جمال رهنمون مي سازد. ( زمر آيه 17 ) و آن گاه اين چنين شخصي که سه سفر کمالي را طي نموده است به عنوان مامور و راهنماي الهي انتخاب مي شود و مردمان موظف مي شوند تا از آنان به عنوان اسوه و سرمشق اطاعت و پيروي کنند.(لقمان آيه 15)
در حقيقت کساني که از راه انابه به دانش رشدي دست يافته و به مقام بصيرت و بشارت رسيده اند، از اين قابليت برخوردارند که اسوه ديگران شوند. مقامي که خاص تنها برخي از انسان هاي پاک و پاکيزه است.
اهل انابه از فضل خاص الهي برخوردار مي شوند.( ق آيه 33 و 35) و به جهت رسيدن به کمال و جمال الهي از جلال الهي رهايي مي يابند (همان )
تاکيد قرآن به طهارت و سلامت قلب از آن روست که راه رسيدن به تمام آن چه مطلوب خدا و انسان کامل است تنها از راه آن امکان پذير است. اگر کسي بخواهد به شناخت خدا و هدف آفرينش دست يابد و راه هاي رسيدن به کمال را به دست آورد و يا بپيمايد مي بايست به قلب و طهارت و سلامت آن توجه کند که تنها راه طهارت آن نيز اموري چون انابه و توبه و تسبيح و به سخني ديگر تقواي الهي است.

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام على عليه‏ السلام : أخرِجوا مِنَ الدُّنيا قُلوبَكُم مِن قَبلِ أن تَخرُجَ مِنها أبدانُكُم ، فَفيهَا اختُبِرتُم ولِغَيرِها خُلِقتُم

پيش از آن كه بدن‏هايتان از دنيا بروند ، دل‏هايتان را از آن بيرون ببريد؛ زيرا دنيا آزمايشگاه شماست و براى غير آن ، آفريده شده‏ايد

نهج البلاغة ، خطبه ۲۰۳