Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 201395
تاریخ انتشار : 15 بهمن 1395 11:0
تعداد بازدید : 825

اسلام و محیط سالم اخلاقی (قسمت دوم)

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد اسلام و محیط سالم اخلاقی (قسمت دوم) نویسنده: ابوالقاسم یعقوبی فساد اخلاقی و فروپاشی ارزش ها, نه تنها کشورهای غربی و به اصطلاح متمدن, بلکه سراسر دنیا را فرا گرفته است. فضیلت های انسانی فراموش شده و ارزش های معنوی در پیوندهای اجتماعی کم فروغ شده است. در این مقاله به راه های مقابله با این مساله پرداخته می شود.

اسلام و محیط سالم اخلاقی ( قسمت دوم - قسمت پایانی)

نویسنده: ابوالقاسم یعقوبی
فساد اخلاقی و فروپاشی ارزش ها, نه تنها کشورهای غربی و به اصطلاح متمدن, بلکه سراسر دنیا را فرا گرفته است. فضیلت های انسانی فراموش شده و ارزش های معنوی در پیوندهای اجتماعی کم فروغ شده است. در این مقاله به راه های مقابله با این مساله پرداخته می شود.
آزرم, از نتیجه های پاکدامنی به شمار می رود و نقش کلیدی در سالم سازی جامعه اخلاقی دارد. آزرم, استوار کننده ایمان و از پایه های اصلی دین است. کسی که از این ویژگی بی بهره است, ایمانش کاستی دارد. جامعه ای که این خوی پسندیده در آن جریان دارد و این چشمه جوشان و پرخیر و برکت عطشها را فرو می نشاند, در بهره وری از دیگر خویهای نیک, توانا خواهد بود.
به فرموده مولی علی(ع):(الحیاء مفتاح کل خیر)22
آزرم کلید هر نیکی است.
این حقیقت که شرم و آزرم, جلو افسار گسستگیها را می گیرد و باز دارنده از بسیاری گناهان اجتماعی دیگر و سرآمد خوبیهاست, در بیان امام صادق(ع) نموده شده است: (انظر یا مفضل الی ماخصّ به الأنسان دون جمیع الحیوان من هذا الخلق, الجلیل قدره. العظیم غناؤه, اعنی الحیاء فلولاهُ لم یقرَ ضیف ولم یوف بالعدات ولم تقض الحوائج ولم یتحرالجمیل ولم یتنکّب القبیح فی شیء من الأشیاء, حتی ان کثیراً من الأمور المفترضة ایضاً انما یفعل للحیاء فان من الناس من لولا الحیاء لم یرع حق والدیه ولم یصل ذا رحم ولم یؤد امانة ولم تعف عن فاحشة.)23
ای مفضل! بنگر به آن ویژگی که انسان از دیگر حیوانها ممتاز گشته و آن نعمت شرم و آزرم است. اگر این نعمت, در وجود انسان نبود, هیچ مهمانی نوازش نمی شد و به وعده ها وفا نمی شد و نیازهای مردم انجام نمی گرفت و زیباییها رواج نمی یافت, از زشتیها جلوگیری نمی شد. حتی بسیاری از واجبات, که به خاطر شرم و آزرم, انجام می گیرد, ترک می شد, چه این که گروهی از مردم, اگر شرم و آزرم نبود, حق پدر و مادر را پاس نمی داشتند و به خویشاونداری و پس دادن امانت اهمیّتی نمی دادند و از هیچ کار زشتی روی گردان نبودند

این بود نگاهی گذرا به برخی از جلوه های جامعه اخلاقی در دیدگاه اسلام. اینک می پردازیم به بررسی شیوه ها و راههای رسیدن به جامعه سالم اخلاقی
پدیدآورنده های جامعه سالم اخلاقی
برای تحقیق هر پدیده ای, نخست باید شرایط آن را فراهم ساخت, آن گاه به فکر پدیدآوردن آن برآمد. به سخنی دیگر, زدودن و به یک سونهادن بازدارنده ها و پدیدآوردن شرایط, دو رکن اساسی و زیربنایی در پیاده کردن طرحها و برنامه های اجتماعی, اقتصادی, سیاسی, فرهنگی و معنویند. برای رسیدن به جامعه سالم اخلاقی, باید به این دو نکته توجه داشت. هم باید باز دارنده ها و هم نبایدها را شناخت و جامعه را از آن دور ساخت و هم باید وادارنده ها و بایدها توجه کرد و اجتماع را به آن سمت و سوی پیش برد. بذر هر چند سالم, در زمین شوره زار و نامساعد, نتیجه و محصول نمی دهد. پاکسازی جامعه, مقدمه ای است برای بازسازی و بهسازی آن. بدین جهت, پیامبران الهی, در شیوه تربیتی خود, همواره تهذیب را بر تعلیم پیش می داشته اند.
در ادامـه این نوشتـار, اشاره ای خواهیم داشت به بازدارنده های جامعه اخلاقی.
بازدارنده ها
1
- ناداری و دشواریهای اجتماعی: انسان به گونه فطری دو نوع نیاز دارد: نیاز مادی و نیاز معنوی. این دو بعد, باید همآهنگ برآورده گردد. بشر, موجودی است ترکیب شده از این دو عنصر. اگر از نظر مادی بهره مند نباشد, نمی تواند به سوی عالم معنی حرکت کند. ناداری هم مرگ تن و هم مرگ روح است: (شکم گرسنه ایمان ندارد). حدیث (فلولا الخبز ماصلّینا وماصمنا...)24 به این معناست که اگر به بُعد مادی وجود آدمی توجه نشود, جنبه معنوی تباه می شود.از این روی, مدیران جامعه و دست اندرکاران نظام اقتصادی و اجتماعی, باید به زندگانی و دشواریهای روزانه مردم, توجه داشته باشند و برای سامان دادن به دشواریهای اجتماعی و برطرف کردن نارساییها, همت ورزند. برنامه ریزی, برای زدودن دشواریهای اقتصادی و اجتماعی از مهم ترین مسائل برای پدید آوردن جامعه سالم اخلاقی است. هیچ دشواری را به تنهایی نباید سنجید. پیوستگی مسائل اجتماعی ایجاب می کند که هر مسأله ای با نگریستن به دیگر دشواریهای اجتماعی, به حساب آید و در مجموع برای آن, برنامه ریزی شود.

برخورد جدی و زیربنایی با فساد اخلاقی و اجتماعی و گونه های آن, سبب می شود که دست اندرکاران و مدیران کشور, هر دشواری را از سرچشمه شناسایی و سامان بخشند. بسیاری از بزه کاریها, دزدیها, اعتیادها رشوه خواریها و... بر اثر تنگناهای اقتصادی و دشواریهای مادی و اجتماعی به وجود می آید. علی(ع) می فرماید: (العسر یفسد الأخلاق)25
حکومتی که بر پایه باور مردم استوار است, باید به این نکته توجه داشته باشد که بسیاری از نابسامانیهای اجتماعی و اقتصادی, سبب سستی ارزشهای دینی و اخلاقی می شوند و زمینه های فساد و کژ روی را فراهم می سازند. منکر اقسام و اشکال گوناگون دارد و به فرموده مقام معظم رهبری: (منکرات هم اخلاقی, هم سیاسی و هم اقتصادی است)26
وظیفه دینی و قانونی مدیران کشور است, جلو کارهای ناپسند را بگیرند و این با پند و اندرز امکان پذیر نیست. هر دشواری را باید از راه مناسب با آن, بر طرف کرد. اگر تشکیلات اقتصادی جامعه, ناسالم باشد, گونه های فساد و کژ روی را در خود پرورش می دهد. از این روی, می بینیم امیرالمؤمنین(ع) در تعریف و ترسیم جامعه کوفه, روی این مسأله انگشت می گذارد: (ما اصبح بالکوفة احداً الا ناعما ان ادناهم منزلة لیأکل البرّ ویجلس فی الظّل ویشرب من ماء الفرات.)27
هیچ کس در کوفه نیست, مگر آن که در حال رفاه زندگی می کند. پایین ترین افراد نان گندم (بهترین تغذیه آن زمان) می خورند و خانه دارند و از آب فرات (بهترین آب آشامیدنی آن زمان) می نوشند.
نا رساییهای زندگی اجتماعی, در رگ و ریشه های حیات مردم اثر می گذارد و صفا و معنویت زندگی را از آنان می گیرد. در نتیجه, گاه پرداختن به خود و زدودن زشتیها و پستیهای اخلاقی, فرا نمی رسد.
2-  زیاده روی و زندگی آرایی:به همان اندازه که ناداری و دشواریهای مادی بحران آفرین هستند و سبب نابودی اخلاق انسانی می گردند, رفاه زدگی, زندگی آرایی و... فروپاشی ارزشها و برتریها را در پی دارند.
زیاده روی (اسراف) بیهوده هزینه کردن (تبذیر) و خوشگذرانی فراموشی آفرین (اتراف) سلامت و سعادت جامعه را تهدید می کنند.
زندگی آرایی بی حدّ و مرز, آشیانه فساد است و سبب دلمردگی و بی تحرکی می شود. همنشینی و رفت و آمد با ثروتمندان خوشگذران و بی درد و بی احساس, سبب دلمردگی می شود و بسان نشستن با مردگان است28.
اگر جامعه ای بخواهد, به فضای سالم اخلاقی و محیط صالح انسانی دست یابد, باید زمینه های اتراف و اسراف را از بین ببرد و فاصله بین نادار و دارا را به پایین ترین درجه آن برساند. هنگامی روح حاکم بر جامعه, میدان دادن به ثروتمندان باشد, بر پا داشتن جامعه اخلاقی دشوار, بلکه غیر ممکن است.
البته مقصود از این مطالب, این نیست که مال و جلوه های زندگی پلیدند و شر, بلکه سخن این است که رذائل و رفتارهای ناپسند و زشت, بیشتر از سوی کسانی به جامعه راه می یابند و دامن خانواده ها را می گیرند و سبب بی خانمانی و... می شوند که بی رنج و تلاش, به اندک زمانی, به ثروتهای کلان, دست یابیده اند و غیر مسؤولانه و بدون این که در برابر سرنوشت جامعه, آینده کشور و... احساس مسؤولیتی بکنند, در راه خواسته های, نابحق خود, هزینه می کنند.
از این روی, دولت و نظام اسلامی, برای مبارزه با ناهنجاریها, ابتدا باید این مردابهای نفرت انگیز را بخشکاند و با برنامه ریزی, زمینه به دست آوردن ثروتهای کلان را, که بیشتر از راههای نامشروع به دست آمده, از بین ببرد و نگذارد که تمامی سرمایه های ملی در چند خانواده بی فرهنگ و بی درد, دست به دست شوند و دیگران در آتش فقر بسوزند و افزون بر این, در منجلاب, بی فرهنگی ثروتمندان بی درد و نودولتان, فرو روند.
پرواضح است که این انقلاب عظیم و خانه تکانی جدّی از هر کسی بر نمی آید. کسانی می توانند دست زالوصفتان را از بین ببرند, که بسان زالو, در پیکر جامعه, در مقام و موقعیتی بالا, جا خوش نکرده باشند و منابع و ثروتهای عمومی را به بهانه های گونه گون, هزینه نکنند و زندگی آن چنانی و رفت و آمدهای دور از شأن جامعه اسلامی نداشته باشند و در کنار سفره رنگین, ثروت اندوزان بی درد و بی احساس, ننشسته باشند. چه زیباست که مسؤولان و کارگزاران نظام اسلامی این فراز از نامه حضرت امیر(ع) را به عثمان بن حنیف سرلوحه کار خویش قرار دهند:
(... پسر حنیف! به من خبر رسیده است که مردی از جوانان بصره تو را بر خوانی خوانده است و تو, بدان جا, شتافته ای. خوردنیهای نیکو برایت آورده اند و پی در پی کاسه ها پیشت نهاده. گمان نمی کردم تو مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندشان به جفا رانده است و بی نیازشان خوانده. بنگر ـ کجایی ـ و از آن سفره چه می خوایی. آنچه حلال از حرام ندانی بیرون انداز و از آنچه دانی از حلال به دست آمده در کار خود ساز.)29
3- پوشیدگی برنامه ها: پوشیدگی برنامه, مردم را سر در گم می کند و اعتماد و امنیت آنان را از بین می برد و دست و دل آنان را از کار باز می دارد. زیرا گمان می برند آنچه امروز ساخته شده, فردا به دست کارگزاری دیگر, ویران می گردد.
این, از مسائل مهم و اساسی است که اگر مردم, به مسؤولان و مدیران کشور, بی اعتماد شوند و به برنامه ریزیهای آنان به دید شک بنگرند, پیامدهای ناگواری برای اجتماع خواهد داشت.
از این روی, کارگزاران نظام باید به روشنی برنامه خود را برای مردم بیان بدارند و هرگونه ابهام و پیچیدگی از برنامه را بزدایند و اگر از سوی دشمن درباره برنامه مسائلی به وجود آمده و در دل مردم تردید افکنده شده, باید با دقت, این گونه مسائل از ذهنها زدوده شود.
ارتباط مستقیم دست اندرکاران با مردم و گوش فرا دادن به دشواریهایی که گریبان گیر مردم است, زمینه های اعتماد را به وجود می آورد و مسؤولان را از لغزشگاهها و خود محوریها و خودبزرگ بینیها به دور نگه می دارد.
علی(ع) به مالک اشتر می فرماید:
(وان ظنّت الرعیّة بک حیفاً فأًصحر لهم بعذرک واعدل عنک ظنونهم بأصحارک, فان فی ذلک ریاضة منک لنفسک ورفقا برعیّتک واعذاراً تبلغ به حاجتک من تقویمهم علی الحق...)30
واگر رعیت بر تو گمان ستم برد, عذر خود را آشکارا با آنان در میان گذار, و با این کار, از بدگمانی شان درآر, که بدین رفتار, خود را به عدالت, خوی داده باشی و با رعیت مدارا کرده و با عذری که می آوری بدانچه خواهی رسیده, و آنان را به راه حق درآورده.
ابهام زدایی, روشنگری و ارائه جهت و هدف برنامه ها از سوی مسؤولان, زمینه ساز گمان نیک و اطمینان مردم می شود. در نتیجه, جامعه ای براساس تفاهم و تعاون بین دولت ومردم, پدید می آید.
4- ترک رفت و آمد با ناصالحان: از راههایی که جامعه را به فساد و کژروی اخلاقی گرفتار می کند, رفت وآمدهای نارواست. تأثیر معاشرت در اصلاح, یاتباهی فرد و جامعه, جای انکار ندارد. رفت وآمد با نااهلان, روح را تاریک و جامعه را تباه می سازد. در روایت آمده:(مجالسة الاشرار توجب سوء الظن بالأخیار)31
نشستن با بدان, حسن بدبینی را در انسان بر می انگیزد.
از سوی دیگر, رفت وآمد و نشست و برخاست بانیکان, در تهذیب و پرورش نیکوییهای انسانی, نقش سرنوشت ساز و پراهمیتی دارد.
اسلام, برای جلوگیری از تباهیهای اخلاقی و پی ریزی جامعه سالم و معنوی, راههای بسیاری پیشنهاد می کند که از آن جمله است: آمد و شد نکردن با ناصالحان و پرهیز از جایهای بدگمانی و انجمنهای آلوده به گناه و... بی شک, تا این فسادهای انسان سوز و ویرانگر در اجتماع باشد, چشمداشت سایه گستری معنی و اخلاق در جامعه, نابجاست.
در اصل, در معارف دینی بر این نکته اخلاقی تکیه شده که گفتار و رفتاری که گمان بد در مردم پدید می آورد و حسّ کنجکاوی و جست وجوگری آنان را بر می انگیزاند, باید پرهیز شود. به گونه ای باید پیوندهای اجتماعی و رفت وآمدهای بین افراد, برنامه ریزی شود که زمینه های بدبینی و بدگمانی را از بین ببرد.
دقت روی این مسأله اخلاقی اجتماعی, برای حفظ سلامت جامعه, بر همگان بایسته است, ولی برای کارگزاران و روحانیان, که چراغ هدایت مردم را در دست گرفته اند, بایسته تر.
اگر دوری از جایهای بدگمانی, برای مسلمانان یک دستور دینی و اخلاقی است, نگهداشت این اصل, برای کارگزاران و مدیران, مهم ترین وظیفه به شمار می رود:
(پیامبر اکرم(ص) با یکی از همسران خود, در کنار کوچه گفت وگو می کردند. یکی ازیاران, از آن جا گذشت و سلام کرد.
رسول خدا(ص) پاسخ سلام وی را داد.
پس از این که آن شخص چندگامی دور شد, پیامبر(ص) وی را صدا زد و فرمود:
این زن, که با او سخن می گفتم, همسر من است!
آن شخص گفت: یا رسول اللّه! آیا کسی به شما هم گمان بد می برد؟
حضرت فرمود: وسوسه های شیطانی, بسان خون, که در تمام بدن جاری است, در فکر و روح انسان, جریان دارد.)32
از این نمونه تاریخی می توان آموخت که جایگاه افراد, در فکر مردم, مسائلی را به وجود می آورد که گاهی, کارهای درست و برابر شرع آنان را نمی توانند درست ارزیابی کنند. از این روی, بر ر هبران و مسؤولان جامعه, بایسته است: نخست, خود را در دید بدگمانیها ننهند. دیگر این که, در روشنگری مردم و آگاهاندن آنان, کوتاهی نکنند.
علی(ع) می فرماید: (من وقف نفسه مواضع التهمة فلابد من اساء الظن به)33..
کسی که خود را در جایهای بدگمانی قرار می دهد, نباید بدگمانان به خود را سرزنش کند.
بدین سان, می یابیم که مسأله رفت وآمد با نااهلان, شرکت در انجمنهای گناه, از بازدارنده های پدید آمدن جامعه اخلاقی اند.
5-خودنمایی به گناه: از راههای مهم و اساسی جلوگیری از کج رویهای اخلاقی در اجتماع, بازداشتن بزه کاران از خودنمایی به بزه است. سلامت جامعه در این است که زشتی گناه در دید انسانها, بزرگ نمایانده شود.
اگر پرده ها دریده شود و مردمان بر گناه گستاخ شوند, جایی برای نیکیها و رفتارهای ستوده, باقی نمی نماند و جامعه از نظر اخلاقی, رو به پستی می رود.
بدترین گناه و ناپسندیده ترین رفتار اجتماعی آن است که انسان, گناه و رفتار زشت خود راکوچک و ناچیز بینگارد و در خودنمایی به گناه, ترسی به خود راه ندهد.
اسلام برای انسانهای وظیفه شناس و وارسته احترام ویژه قائل است. از دید اسلام, مال, جان, ناموس و آبروی مردم همیشه باید محترم باشند و در امنیت.
امّا کسی که خودنمایی به فسق می کند و آشکارا پرده می درد و شرم و آزرمی ندارد, اسلام برای وی, حرمتی روا نمی دارد: (من القی جلباب الحیاء فلا غیبة له)34
کسی که لباس شرم و آزرم را از تن به در آورد, غیبت او رواست (حرمتی ندارد)
غیبت و آشکار کردن زشتیهای رفتاری, گفتاری, جسمی و... افراد, گناه است.
امّا اگر کسی آشکارا بزه کاری کرد و در بزه مندی, هیچ پروایی نداشت, غیبت او اشکالی ندارد.
(اذا جاهر الفاسق بفسقه فلا حرمة له ولاغیبة)35
هنگامی که بزه کار, خودنمایی کرد, حرمتی ندارد و غیبت وی, رواست.
اسلام می گوید: کسی که ساحت معنوی و پاک جامعه را با کارهای زشت و ناپسند خود بیالاید و گناهان بزرگ را آشکارا انجام دهد, و پروایی از زشت کاری نداشته باشد, باید در پیش جمع تنبیه شود, تا دژی که او با گناه شکسته ترمیم شود و گناهی که به خاطر انجام او, کوچک شمرده شده بزرگ جلوه داده شود.
(... ولیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین.)36
تنبیه زن و مرد زناکار را باید گروهی از مؤمنان شاهد باشند.
این دستورهای ارزنده, نشان می دهد که از دیدگاه اسلام, سلامت و سعادت جامعه انسانی, در گرو پاس حرمتها و حریمهاست.
باید شرایط اجتماعی به گونه ای باشد که کسی جرأت پیدا نکند آشکارا ازشعائر و ارزشهای دینی, روی برگرداند و حقوق و حدود اجتماعی را درهم بشکند و جامعه را جولانگاه خواسته های پست خود قرار دهد.
صاحب نظران مسائل فرهنگی و تربیتی, روان شناسان, جرم شناسان و... باید دست به کار شوند و تلاش ورزند, تا جامعه به پایه ای از رشد و تعالی برسد که بزه کاران,نتوانند در ذهن و فکر مردم راه یابند و به ارزشهایی, که قوام جامعه بدانهاست,خدشه وارد سازند.
روح انزجار و نفرت و گریز از گناه را در کالبد جامعه بدمند و مردم را به گونه ای تربیت کنند و آموزش دهند که در برابر گناه, حساسیّت و واکنش نشان دهند و بسان چیز گندیده و بوناک از بزه و بزه کار دوری گزینند, تا خود به خود, دامنه گناه جمع شود.
اگر می بینیم که جامعه ما, شکر خدا, به بسیاری از گناهان آلوده نیست, به خاطر واکنش و حساسیّت مردم مسلمان است که اگر دشمن بتواند, این حساسیّت را از ما بگیرد, فساد دامن خواهد گسترد. پس باید تلاش ورزید که دشمن به این باروی عظیم راه نیابد و ملت ما, همیشه در اوج حساسیّت و تعصب در برابر گناه, جلوه گری کند.
6-دروغ پراکنی: شایعه سازی و شایعه پراکنی از رفتارهای ناپسند است که پایه های جامعه را ناپایدار و ذهن و فکر مردم را آشفته می سازد.
در جامعه ای که دروغ رواج داشته باشد و دروغ پردازان و شایعه سازان, میدان دار باشند, تفاهم و تعاون شکل نمی گیرد.
بـدبینی و بی اعتمادی, به بدنه جامعه راه می یابد و از درون, آن را نابود می کند.
بلای شایعه, بسان آتش است. در هر نقطه ای از جامعه در گیرد, اگر مهار نشود, به سرعت پیش می رود و همه چیز را در کام سیری ناپذیر خویش, فرو می برد.
زیان دروغ پراکنی, دامن فرد و گروه خاصی را نمی گیرد.اگر مردم در برابر این بلای خانمانسوز, بسیج نشوند و از آن جلو نگیرند, دامن همگان را خواهد گرفت.
اگر جمعی در کشتی نشسته باشند و فردی بخواهد به کشتی زیان برساند, دیگران نباید تماشاگر باشند, زیرا شکستن مقداری از کشتی همان و غرق شدن سرنشینان آن, همان. شایعه و وارونه گویی, در بدنه نظام و جامعه, شکاف پدید می آورد و بسان موریانه, درخت اعتماد و اطمینان بین دولت و ملت را از بین می برد.
امکان دارد در جامعه پیچیدگیها و پرسشهایی برای مردم پیش آید که سرچشمه آن را ندانند و یا درست توجیه نشوند. در این صورت, نباید به گسترش شایعه دامن زنند بی توجه به پیامدهای گفتار خود, هر چه به فکرشان رسید بر زبان برانند, بلکه باید به افرادی که آگاهی کامل بر مسائل دارند, رجوع کنند و پاسخ درست و مناسب را دریافت دارند.
قرآن مجید به افرادی که بدون آگاهی و تنها با تکیه بر شنیدنیهای خود حرف می زنند و از آثار بد سخن خود, بی خبرند می فرماید:
(اذا جائهم امر من الأمن او الخوف اذاعوا به ولو ردوه الی الرسول او الی اولی الأمر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم...)37
و چون خبری, چه ایمنی و چه ترس, به آنها رسد, در همه جا آن را فاش می کنند و حال آن که اگر برای آگاهی از آن پیش پیامبر و اولی الأمر خود می رفتند, حقیقت امر را از آنان در می یافتند.
در طول تاریخ, همواره شخصیتهای پاک و وارسته, مانند: پیامبران وامامان معصوم(ع) آماج تیرهای زهرآلود خبرسازان بوده اند. دشمن, همیشه می کوشد که با ایجاد جنگ روانی و جعل و پخش خبرهای بی اساس, علیه شخصیتهای محبوب, کارا و قدرتمند, آنان را از چشمها بیندازد و با بزرگ کردن نقاط ضعف آنان, بذر یأس و بی اعتمادی در جامعه بیفشاند. روشن است در چنین جامعه ای برادری, خوش بینی و صداقت و دیگر فضایل انسانی زمینه رشد و شکوفایی نخواهد داشت. و شایعه سازان و دروغ پردازان به دنبال همین اهداف شوم و غیرانسانی هستند. اینان با پخش مسائل بی اساس, ذهن و فکر مردم را مشغول می کنند و آنان را از تفکر درست باز می دارند. بر هر فرد مسلمانی است که در برابر این شیادان و شیطان صفتانی که در قلبهای مردم وسوسه می کنند بایستند و بر دولت و نظام اسلامی است که از سوژه دادن به دست این تبهکاران و نابخردان پرهیز کند و با شایعه سازان, با برنامه ریزی دقیق, بستیزد.
این بود نگاهی به برخی از بازدارنده های جامعه اخلاقی. به این امید که در ادامه, مجال یابیم تا گذری داشته باشیم به وادارنده ها.
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقیها
1 - (تحریم), آیه 6
2
-  (مستدرک الوسائل), محدث نوری, ج14/167, تحقیق و نشر, مؤسسه آل البیت, قم
3
- (وسائل الشیعة), شیخ حر عاملی, ج18/371, 372 و 374, دار احیاء التراث العربی, بیروت   
4
- (شناخت اسلام), شهید بهشتی, با هنر و غفوری/348, 351, دفتر نشر فرهنگ اسلامی, تهران  
5
- سوره (اعراف), آیه 68
6
- سوره (نحل), آیه 25
7
- سوره (حدید), آیه 25
8
- (صحیفه نور) مجموعه رهنمودهای امام خمینی ج7/73, ارشاد اسلامی
9
- روزنامه (جمهوری اسلامی), 22/5/71
10
- (نهج البلاغة), صبحی صالح, حکمت 478
11
-  (همان)  مدرک, ترجمه سید جعفر شهیدی, خطبه 157, سازمان انتشارات انقلاب اسلامی, تهران
12
- (میزان الحکمة), محمدی ری شهری ج5/288, انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
13
-  (همان مدرک)/285
14
- (همان مدرک)/288
15
- سوره (اسراء) آیه 29
16
- (غررالحکم), تمیمی آمدی, تصحیح محدث ارموی ج1/242, دانشگاه تهران
17
-(همان مدرک) ج4/372
18
- (میزان الحکمة), ج1/5
19
- (نهج البلاغة), حکمت/474
20
-(همان مدرک), فیض الاسلام, نامه 31
21
- (المواعظ العددیه), 137; میزان الحکمة ج6/362
22
- (میزان الحکمة), ج2/562
23
-(بحارالأنوار), علامه مجلسی ج3/81, مؤسسة الوفاء, بیروت
24
- (فروع کافی) ثقة الاسلام کلینی ج5/73, دارالتعارف بیروت
25
-(غررالحکم), ج7/311
26
-روزنامه (اطلاعات), 8/5/71
27
- (بحارالانوار), ج40/327
28
- (وسائل الشیعة), ج8/421
29
-(نهج البلاغه), صبحی صالح, ترجمه دکتر جعفر شهیدی, نامه 45
30
-(همان مدرک), نامه 53
31
-(میزان الحکمة), ج5/627
32
-(شرح نهج البلاغه), ابن ابی الحدید) ج18/380, دار احیاء التراث العربی, بیروت
33
-(همان مدرک)
34
-(مکاسب محرمه), شیخ انصاری/44
35
( همان مدرک)
36
- سوره (نور), آیه 2
37
- سوره (نساء), آیه 83

منبع : فصلنامه حوزه ، شماره 67


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام على عليه‏ السلام : أفضَلُ الأدَبِ ما بَدَأتَ بِهِ نَفسَكَ

بهترين ادب آن است كه از خود آغاز كنى.

ميزان الحكمه ، حدیث ۳۶۹