1328رکورد در مدت زمان 0.046ثانیه
عبارت مورد جستجو :
یکی از مهم ترین انگیزه های تحرک و تهاجم وهابیت در سطح منطقه و کشورهای اسلامی، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از انقلاب اسلامی، بیداری و خود آگاهی قرآن محور در میان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده و استقبال آنان از این حرکت اصیل و مذهب نورانی مطابق با سنت راستین و ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم ) است، که با پی جوئی رفتار آنان می توان عمق وحشت آنان را از نفوذ بیداری و آگاهی مسلمانان امروز از اسلام واقعی و مکتب انقلاب اسلامی درک نمود. بدین ترتیب شاهد آن هستیم که چگونه با جنایات شرربار خود که با حمایت حاکمان غربی و حامیان پر عناد مذهبی آن، نام جهاد فی سبیل الله و اصلاح دینی به خود گرفته است تصرفات سیاسی خود را صبغه مذهبی داده و آن را مقدس جلوه می دهند.
درنوشتار حاضر تلاش شده است که روش های مختلف جامعه شناسی دین مورد بررسی قرار گیرد تا از این طریق آسیبهای را که مطالعه جامعه شناسانه از دین در پی دارد شناسایی و در نتیجه الگوئی از جامعه شناسی دین مطرح نماید تا از حیث روش فاقد مشکلاتی باشد که جامعه شناسی دین در وضعیت موجود با آن درگیر است؛ به همین منظور پس از طرح مسأله و بررسی ابعاد و سطوح مختلف دین، سه روش «اثباتی»، «تفسیری» و «انتقادی» مورد بحث قرار گرفته و پیش فرضهای اساسی آنها مشخص شده است. پس از آن ارتباط این روشها با جامعه شناسی دین و اینکه هرکدام چه سطح و یا بعد از دین را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین بر می گزینند موشکافی شده که روش اثباتی بعد عینی، روش تفسیری بعد ذهنی و روش انتقادی هر دو بعد را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین انتخاب مینماید. البته بررسی پیامدهای هریک و نقد شان نیز مغفول نمانده است.
زیرساخت هستی شناختی این روش شناسی، نمادین دانستن اشیاء و پدیده های جهان در ربط با خداست. آیه بودن آنها این روش را در همه علوم ایجاب می کند. بر این اساس، العطاس می گوید: «به همان شیوه که تفسیر و تأویل برای قرآن به کار می رود و همگی نظام تعقلی آن و معنای بازتاب یافته اش در حدیث و سنت در اشیاء جهان تجربی است، در کتاب جهان طبیعت هم باید با روش هایی علمی که از روش های تفسیر و تأویل سرمشق می گیرد، تفسیر شود و اشیاء جهان تجربی را «واژگانی» تلقی کند به عنوان نشانه ها و نمادهایی در شبکه ای از پیوندهای تعقلی که در مجموع، یک یگانگی سازمند را توصیف می کند که بازتاب خود قرآن کریم است. در این روش، همچنین قرآن کریم عالی ترین مرجعی است که حقیقت را در جستارهای عقلانی و تجربی ما تأیید می کند».
در این راهبرد آموزشی، نظر بر آن است که مطالب آموزشی به صورت مسئله یا پروژه تعریف شوند و دانشجویان با قرار گرفتن در جریان حل مسئله به یادگیری روی آورند. به عبارت دیگر، از این منظر، هر مطلب آموزشی در علوم انسانی یک مسئله است که باید به حل آن پرداخت. برای ارزیابی راهبرد آموزشی بر اساس نگرش فلسفی به ماهیت علوم انسانی، لازم است به این نکته توجه کنیم که این راهبرد، مبتنی بر رویکرد عمل گرایانه است. در این رویکرد که از جمله رویکردهای وحدت گراست، هر اند یشه ای به صورت ابزارانگارانه به منزله راه حل یک مسئله در نظر گرفته می شود.
نباید تصور کرد که قبول نسبیت معرفتی، منجر به آنارشی معرفتی می شود، این پیامد، تنها مترتب بر نسبیت معرفت شناختی، یا به تعبیر باسکار نسبیت حکمی است. در واقع، نسبیت معرفتی نه تنها مذموم و مطرود نیست بلکه به تعبیر فایرابند، شفابخش بیماری مطلق انگاری یافته های یک نظریه یا یک روش است. گفتنی است که هرچند فایرا بند مشهور به جانبداری از آنارشی معرفتی است، چه که خود این تعبیر را به کار برده، اما مراد وی تنها قبول نسبیت معرفتی در معنای موجه آن بوده است، نه نسبیت گرایی مذموم که نفی کننده معیار داوری است. این سخنان وی، در این مورد روشنگر است: «معرفت شناسی بیمار است، باید آن را مداوا کرد و دارو، آنارشی است. البته دارو چیزی نیست که فرد، تمام وقت به استفاده از آن بپردازد. آدمی آن را برای مدتی معین مصرف می کند و آنگاه از مصرف آن باز می ایستد... امروز معرفت شناسی بیمار است و نیازمند داروست. دارو آنارشیسم است. من می گویم که آنارشیسم، معرفت شناسی را بهبود خواهد بخشید و آنگاه ممکن است ما به شکل روشنگرانه تر و «آزادتری از عقلانیت بازگردیم». چنان که جمله اخیر وی نشان می دهد، او به عقلانیت پایبند است و با اظهار آنارشی، تنها می خواهد حاکمیت بلامنازع نظریه یا روش معینی را در عرصه علم از هم بپاشد و به این وسیله فضای بازتری برای عقلانیت بگشاید. به همین دلیل، وی آنارشی مورد نظر خود را به منزله دارو، به صورت موقت پیشنهاد می کند. با این حال، به سبب بدفهمی هایی که معنای سیاسی آنارشی در فهم مقصود فایرابند ایجاد کرد، وی ترجیح داد از به کارگیری آن خودداری کند و از تعابیر دیگری استفاده کند.
خداوند بعد از نظارت بر اعمال و رفتار انسان ها، آنها را ارزیابی کرده و بر اساس آن پاداش یا کیفر میدهد. آیه ۳۱ سوره الرحمن بر این امر دلالت دارد: «ای جن و انس به زودی به حساب شما رسیدگی خواهیم کرد». و در آیه ۶۷ سوره انبیاء هم چنین آمده است: «ما ترازوهای عدل را در روز قیامت نصب می کنیم. از این رو به هیچ کس کمترین ستمی نمیشود و اگر به مقدار سنگینی یک دانه خردل (نیک یا بد) باشد ما آن را حاضر می کنیم و کافی است که ما حساب کننده باشیم». از امام صادق(علیه السلام) در مورد تفسیر آیه شریفه پرسیدند، حضرت فرمود: میزانها و معیارها، پیامبران و جانشینان آنان هستند. و در روایت دیگر چنین نقل شده است: «میزان و معیار، امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و امامان که فرزندان ویند، هستند». در زیارت مطلقه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می گوییم: السلام على میزان الاعمال. آیات ذیل هم بر ارزیابی و سنجش اعمال دلالت دارند: «پس در آن روز هر کسی به قدر ذرهای کار نیک کرده (پاداش) آنرا خواهد دید و هرکس به قدر ذرهای کار زشت مرتکب شده آن هم به کیفرش خواهد رسید» . «پس آنانکه در آن میزان حق وزین و نیکوکار بودند، البته رستگار خواهند شد» «و آنانکه در میزان سبک وزن بودند (یعنی بی ایمان و بدعمل بوده اند) آنان کسانی هستند که چون به آیات و رسل خدا ستم کرده اند، در حقیقت بر خود زیان رسانده اند» .
گذشته 30 خرداد 1399 0:0
گذشته
ظهور و قیام جهانی حضرت مهدی(علیه السلام) به راستی آخرین پرده از مبارزات پیوسته اهل حق و باطل است؛ که این بار همه پیروزی از آن حق است.مهم ترین هدف برپایی حکومت واحد جهانی مهدوی، گسترش یکتاپرستی بر همه گیتی و میان همه انسان ها است. و در پدیدآوردن این ویژگی یگانه راه اجرای فراگیر عدالت فردی و اجتماعی در جامعه است. روایات فراوانی پرشدن زمین از عدالت را به عنوان محوری ترین سازوکار برای رسیدن به آن هدف مقدس یاد کرده اند.به گونه ای که می توان گفت جمله « یملأ الأرضَ قسطاً و عدلا کما ملئت ظلماً و جوراً» که در احادیث فراوانی ذکر شده، هم تواتر لفظی دارد و هم تواتر معنوی. انبوه روایاتی که هم در منابع شیعه و هم اهل سنت آمده می تواند ارزش و چگونگی این عدالت گستری را بیش تر بنمایاند. اگر چه در بحث عدالت بیش از هر چیز عدالت اقتصادی به ذهن می رسد، ولی به نظر می رسد گستره عدالت بسیار فراتر از امور اقتصادی است و همه عرصه های زندگی را زیر پوشش خود می گیرد. در این متن تلاش می شود تا به اندازه ممکن به این بحث اساسی اشاره شود و البته چون برخی بحث های دیگر همچنان نیازمند بررسی های گسترده تر و ژرف تر است.
صحیفه سجادیه یکی از بهترین و زیباترین کتب دینی و مذهبی است که هر چند در قالب دعا و نیایش در اختیار انسان ها قرار گرفته است، ولی با این وجود، دارای سبکی متفاوت در ارائه معارف توحیدی و تکنیک های اخلاقی و اصول درست زیستن می باشد، که باید آن طور که شایسته و سزاوار است جایگاه ممتاز خود را در میان خانواده ها پیدا نماید، هر چند پرداختن به معارف غنی و ارزشمند این کتاب ارزشمند کار ساده ای نیست، ولی با این وجود سعی داریم با فهم ناقص و کوتاه خود خوشه ای از خرمن معارف این کتاب ارزشمند را بچینیم و مورد استفاده قرار دهیم.
اگر رابطه فرد با منشأ قاعده اخلاقی، رابطه خرد و کلان باشد، اخلاق مبتنی بر تکلیف در وی ظهور می کند و اگر رابطه فرد با منشأ قاعده اخلاقی رابطه افراد هم افق باشد، اخلاق مبتنی بر خیر پدیدار می شود. در نوع اخیر، فرد خود را با الزام بیرونی و اجبار روبه رو نمی بیند بلکه می داند که قاعده اخلاقی به نفع خود اوست، از این رو، با الزام درونی به انجام آن مبادرت می ورزد. به نظر پیاژه از این دو گونه اخلاق تنها اخلاق مبتنی بر خیر، نشان بلوغ و پختگی روانی است و اخلاق تکلیفی، اخلاق کودکانه و نارس است. به علاوه، تنها اخلاق مبتنی بر خیر، نشان بلوغ و پختگی روانی است و اخلاق تکلیفی، اخلاق کودکانه و نارس است. همچنین، تنها اخلاق نوع اول به طور عمیق فرد را به عمل برمی انگیزد و اخلاق تکلیفی، فاقد قدرت انگیزندگی درونی است.
  • تعداد رکوردها : 1328