1134رکورد در مدت زمان 0.078ثانیه
عبارت مورد جستجو :
اکثر مفسران فریقین تحقق ارادة حق تعالی را در امر سیطرة دین (توبه: ۳۲ و۳۳؛ صف: ۸ و۹) به عصر ظهور امام مهدی (علیه السلام) ونزول حضرت عیسی (علیه السلام) مربوط می دانند. آنان این قول را یا به نحو احتمال موجّه آورده اند، بدون آن که آن را انکار یا حتی در آن تردید کنند یا به نحو تعیین، سیطرة دین حق را تنها به عصر ظهور اختصاص داده اند. روایات فریقین نیز به شکل تنزیل (به معنای مفهوم تفسیری آیه) یا تأویل (به معنای تحقق عینی مفاد آیات در زمان پس از تنزیل) هم سو با مفاد آیات وقدر متیقن دیدگاه فریقین، بر تحقق این اراده در عصر ظهور دلالت دارد. فریقین در مقام بررسی وارزیابی مفاد روایات نیز آنها را مورد انکار یا حتی تردید قرار نداده اند.این مقاله با ارزیابی ونقد دیدگاه قرآن پژوهان هر دو فرقه به این نتیجه می رسد که مفاد این آیات تنها به عصر ظهور امام مهدی (علیه السلام) اختصاص دارد واقوال دیگر با مناقشه های متعدد روبه روست.
کارل یاسیرس از نخستین کسانی است که با نوشته هایی دارای گرایش فلسفه ی وجودی پا به میدان نهاد. اما وی همچنین کسی است که پیش از دیگران منضبط ترین و به متافیزیک نزدیکترین نظام فلسفی را طرحریزی کرد. که در این مقاله به آن اشاره خواهیم کرد.
شلایر ماخر یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین الاهیدان پروتستان است. به نظر او جوهر دین در احساس دینی خاصی که احساس وابستگی مطلق است، یافت می شود. تجربه دینی در نظرگاه شلایر ماخر بسیار مهم و اساس و مغز دین است و راهی است برای دست یافتن به خدا و ارتباط گرفتن با اوست.
در رابطه با زهد و بی رغبتی به دنیا، شایسته است دربارۀ ساده زیستی و رسول خدا(صلی الله علیه و اله) سخن بگوییم. امیرمؤمنان(علیه السّلام) می فرماید: «برای شما کافی است که از راه و رسم زندگی پیامبر اسلام پیروی کنی تا راهنمای خوبی برای تو در شناخت بدی ها و عیب های دنیا و رسوایی ها و زشتی های آن باشد.» یعنی بهترین دلیل برای این که بدانید دنیاگرایی و دل بستن به زرق و برق آن و اسراف و تبذیر نعمت ها، مذموم و نکوهیده است، این است که ببینید پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) با این دنیا چگونه رفتار کرده و چگونه از آن بهره برده است. پیامبری که رهبر مسلمانان است و به عنوان حاکم کشور اسلامی در مدینه حکومت می کند و دارای نیروی نظامی و اقتصادی و بیت المال و دستگاه قضایی است و از امکانات مالی بسیاری برخوردار است، امّا در عین حال، بسیار ساده و فقیرانه زندگی می کند و خودش را اسیر و بندۀ تجملات دنیا نکرده است.
«مهدویت» از جمله مسائلی است که در ادیان دیگر موجود بوده و کاهنان یهود و ترسایان مسیح و نصاری از آن خبر داده اند. احادیث و روایات فراوانی از پیامبر و ائمه(ع) به ما رسیده که همگیِ آن ها در تأیید مقام ولایت و امامت امام دوازدهم بوده است و این که روزی ظهور خواهد نمود و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد. اما به علت همین عقاید که در قلوب مسلمانان بوده است، بسیاری از جاه طلبان و شهرت جویان خود را «مهدی» معرفی کرده و یا ادعای نیابت و یا دیدار ایشان را داشته اند.
یک برداشت رایج و خطرناک این است که وحی آمده است تا عقل انسان را از عرصه خارج کند. در حالی که شاید چنین تفکری به این وضوح هرگز به ذهن ما خطور نکرده است. بعضی از ما این عقیده را به طور ناخود آگاه پذیرفته ایم و این برداشت غلط اغلب اوقات در خلال بحث در باره دین آشکار می گردد. در حالی که اگر مراجعه به منبع اصلی اسلام کنیم، خواهیم دانست که راه عقل جدای از راه طهارت روح نیست. روشی که ما با آن دین را درک می کنیم بسیار اهمیت دارد.
حمایت کورکورانه 14 آذر 1397 14:10
در این مقاله کوتاه به بررسی انواع تعصب، اثرات شوم گناه تعصب و راه های درمان آن پرداخته می شود.
به نظر می رسد، علی رغم تنوّع تعاریف معرفت پیشین، همگان بر این اتفاق دارند که در تمایز میان معرفت پیشین و پسین، نقش اصلی را مفهوم «تجربه» ایفا می کند و آنچه معرفت را به دو بخش تجربی و غیرتجربی یا پیشین و پسین تقسیم می کند، میزان نقش تجربه در توجیه آن است. بالطبع تعیین حدود تجربه برای روشن ساختن این تمایز کاری اساسی است. از سوی دیگر این سؤال نیز مطرح است که: آیا می توان به یک قضیه، هم معرفت پیشین و هم معرفت پسین داشت؟ به عبارت دیگر، پیشین یا پسین بودن معرفت به یک قضیه، ریشه در خود قضیه دارد یا اینکه تعیین منبع توجیه، بر عوامل بیرونی مبتنی است؟ در میان معرفت شناسان معاصر، این نظریه رایج شده است که معرفت پیشین به یک قضیه با معرفت پسین به همان قضیه تنافی ندارد. در این مقاله، قصد من آن است که اولاً معنای تجربه را روشن سازم؛ ثانیاً اثبات کنم که ریشه ی تمایز میان دو قسم معرفت خود قضیه است. به عبارت دیگر، معرفت پیشین و پسین به قضیه ی واحد، ممکن نیست.
از آنجا که رسول خدا (ص) علاوه بر رسالت معنوی به تأسیس حکومت در مدینه نیز دست زده اند، از جهات مختلفی شیوه مواجهه پیامبر با اهل کتاب قابل تأمل و بررسی است. اول: رفتار پیامبر با اقلیت ها: یکی از مسایل عصر، شیوه تعامل نظام های سیاسی با اقلیت های مختلف دینی، قومی، نژادی و... است. از این رو است که در جامعه جهانی، تاریخچه حمایت از حقوق اقلیت ها، پیشینه ای قابل توجه خصوصاً در قرن بیستم دارد. از این رو در کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، سخن از اعتقاد و عمل به مذهب به عنوان حقوق اقلیت ها است و حق ابراز عقیده و مذهب در عبادات و رسوم مذهبی و همچنن عمل به مذهب و تعلیم آن مورد تأکید است و در اعلامیه های رفع کلیه اشکال تبعیض مذهبی و اعتقادی (نوامبر 1981) مجمع عمومی، [سازمان ملل] آزادی فکر و وجدان (نفس)، مذهب یا عقیده را به صورت عملیاتی تعریف نموده اند و یا سخن از حق عدم اعمال تبعیض علیه اقلیت ها و... است. در چنین فضایی، بررسی تعامل پیامبر (ص) با اهل کتاب که اقلیت های عصر نبوی بودند، موضوعیت یافته و شیوه مواجهه رسول اکرم با آنان قابل مطالعه است و این پرسش ها را تولید می کند که آیا در رفتار پیامبر با اهل کتاب، حقوق آنان رعایت می گردید؟ آیا سنت و سیره نبوی، احترام به حقوق اقلیت ها است؟ برخورد خشونت آمیز پیامبر و یارانش خصوصاً با برخی از یهودیان مدینه را چگونه می توان تفسیر نمود؟ حکومت های اسلامی معاصر و مسلمانانی که می خواهند سنت نبوی را احیاء کنند، با تأسی به سنت و سیره پیامبر، امروزه با اقلیت های دینی چگونه برخوردی داشته باشند؟ آیا می توان با اتکاء به سنت دینی - اسلامی، کنفوانسیون ها، مواد حقوقی و اعلامیه های بین المللی و جهانی را پذیرفت؟
اگزیستانسیالیسم هرچند ابتدا بصورت یک مکتب فلسفی و با مفاهیم خاص ظهور و بروز پیدا کرد، اما بعدها این فکر شیوع پیدا کرد و در عرصه های دیگ نیز خود را نمایان کرد. آنچه در این مقاله می خوانید گزارشی از همین شیوع پیدا کردن اگزیستانسیالیسم در علوم دیگر مثل هنر و روانشناسی است. با ما همراه باشید.
  • تعداد رکوردها : 1134