تعامل قوه متصرفه با سایر قوای ادراکی از منظر ابن سینا و ملاصدرا

در این پژوهش دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا در زمينه تعامل قوه متصرفه با سایر قوای ادراکی انسان بررسی و در سه محور با یکدیگر مقایسه شده است: یک ) تعامل قوه متصرفه با قوای ظاهر، دو) تعامل قوه متصرفه با قوای باطن، سه) تعامل قوه مصرفه با قوه عاقله، هر دو فیلسوف قائل به دخالت مستقیم قوه متصرفه در امر خواب و رویا هستند و نقش این قوه را برای انسان های خاص، رقم زدن نوعی وحی و الهام می دانند. همچنین اتفاق نظر دارند که تعامل منصرفه با قوای ظاهر، باطن و عاقله موجب تسهیل برخی افعال مانند انتزاع طبایع نوعی، یافتن صور مفقودة حافظه و خیال، تأثیرگذاری بر حکم عقل عملی و نیز ایجاد زمینه برای رویای صادقه می شود. علاوه بر این معتقدند به منظور بهبود عملکرد قوه متصرفه و در نتیجه، تعامل اثربخش تر آن، از راهکارهایی مانند تقویت قوه عاقله، راست گفتاری و سلامت اخلاقی می توان بهره برد. به رغم برخی شباهت های اختلافاتی نیز میان دیدگاه های ابن سینا و ملاصدرا وجود دارد، از جمله این که ملاصدرا برخلاف ابن سینا، قوه متصرفه را مجرد (مثالی) می داند و در نتیجه، نظریه «حضور» را به جای نظریه «انطباع» می نشاند

1 آذر 1399

معناشناسی بهجت از نگاه ملاصدرا

در آثار ملاصدرا بهجته بعنوان یکی از آثار وجود مطرح میشود و همانند سایر مؤلفه های وجودی نمیتوان تعريف ماهوی از آن ارائه نمود. به همین منظور، در این نوشتار تلاش شده با ارزیابی بهجت در یک شبکه معنایی متشکل از«لذت»، «سعادت» و «عشق» به شناخت دقیقتری از معنای وجودی و مصادیق آنها دست یابیم. در اینباره میتوان گفت که مرتبه وجودی بهجت، برتر از لذت است و از نظر مصداقی، نسبت عموم و خصوص من وجه دارند. از سوی دیگر سعادت، رسیدن به وجود استقلالی مجرد یا همان، وجود استعلایی است و بهجت، آگاهی نفس به تحقق چنین مرتبه متعالی بی میباشد. پس بهجت و سعادت، معلول دستیابی به بالاترین مراتب وجود هستند و از نظر مصداقی، نسبت عموم و خصوص مطلق میان آنها برقرار است. عشق و بهجت نیز هر دو، معلول تحقق کمال نفس هستند و از نظر معنایی و مصداقی، نسبت تساوی میان آنها برقرار است. بنابرین میتوان گفت در نظام وجودشناسانه ملاصدرا مؤلفه های بهجت، لذت، عشق وسعادت بسیار در هم تنیده و مرتبط با یکدیگر هستند، بنحوی که تحقق هر یک از آنها زمینساز دستیابی نفس به سایر آثار و خیرات وجود خواهد شد. در این میان بهجت بعنوان شاخص اصلی این منافع وجودی، نقشی عمیق و غیرقابل انکار دارد. پس از روشن شدن اشتراکات و تمایزات آنها، به شناسایی مؤلفه های اثباتی و ثبوتی بهجت پرداخته و براساس آن به این نتیجه رسیده ایم که میتوان بهجت را مشاهده بالاترین کمالات وجودی نفس دانست که از طریق رسیدن به درجه وجود استقلالی مجرد و هیئت استعلایی محقق میشود. دستیابی به چنین مرتبه یی برای نفس بواسطة معرفت خداوند بعنوان علت هستی بخش انسان و شناخت خود، امکانپذیر است که موجبات دریافت بهجت عظیمی را برای نفس فراهم میکنند. توجه به درجۀ وجودی نفس در این مرتبه و دستاوردهای بی بدیل آنها یعنی معرفت به خدا و شناخت خود، جایگاه و تأثیر بهجت نزد نفس را بخوبی روشن میسازد.

29 آبان 1399

زمان در اندیشه ملاصدرا

مساله زمان از جمله مسائل اصلی در تاریخ فلسفه است که همیشه اندیشه فلاسفه را به خود درگیر کرده است. اهمیت این مساله زمانی تجدید می شود که می بینیم در عصرهای مختلف دائما کانون توجهات بوده است. روش تحقیقی که در این طرح به کار گرفته شده است، روش کتابخانه ای است که مبتنی بر یک مساله ویژه (زمان) بوده است. روش اصلی پژوهش از نوع توصیف و تبیین این مساله است. از طرفی با توجه به سختی و معما گونه بودن بحث زمان، ممکن است در این پژوهش آشفتگی ایجاد شود. ملاصدرا با استناد به اصول زیربنایی و پایه ای خود (اصالت وجود) که این مسئله در این نظام حِکمی، شاه کلیدی است که ملاصدرا با آن بسیاری از قفل های نا گشوده فلسفه را گشود و در پرتو آن در زمینه های بسیاری توفیق یافت، که از مسائل زمان است که آن را شأنی از وجود دانسته است.

5 آبان 1399

تشکیک به حسب نسبت از دیدگاه ابن سینا

ابن سینا در منطق، دسته ای از الفاظ را بازشناسی می کند که معانی آنها، در مقام صدق بر افراد، اختلافاتی، از جمله تقدم و تأخر، دارند و مشکک خوانده می شوند. او این گونه الفاظ را «مشکک مطلق» می نامد و قسمی دیگر را تحت عنوان «مشکک به حسب نسبت» معرفی می کند. از مثال ها و عبارات او در مباحث مربوط، می توان نتیجه گرفت که: مشکک نسبی، الفاظی هستند که افراد آن، در نسبت داشتن به مبدأ یا غایت واحدی، اتفاق دارند، اما به حسب قرب و بعد به آن مبدأ یا غایت، مختلف اند، البته این قسم مربوط به ماهیات است، برخلاف تشکیک مطلق که در وجود جاری است؛ البته با قرائن و شواهدی از کلمات ابن سینا می توان تشکیک نسبی را در موجود نیز جاری کرد، اما لوازم آن باید با مبانی حکمت سینوی تطبیق داده شود تا منافاتی بویژه در معیار و ملاک این گونه تشکیک مشاهده نشود.

28 مهر 1399

خلود نفس از دیدگاه ابن سینا

نفس با تعلق خود به بدن و به كارگیری آن تا حدی به كمال می رسد؛ ولی همراهی آن دو همیشگی نیست؛ چرا كه ماده همیشه در تغییر (كون و فساد) است و نفسِ مجرد سرانجام مسیر جدیدی را در پیش خواهد گرفت. بنابراین مرگ به معنای نابودی نیست؛ بلكه قطع علاقه نفس به بدن مادی است. ابن سینا نفس همه انسان ها را جاودان می داند. از نظر وی، نفس جوهری مستقل و فقط در مقام فعل محتاج به بدن است. او معاد روحانی را با براهین عقلی اثبات می كند؛ اما از اثبات معاد جسمانی اظهار عجز می نماید و در نتیجه آن را تنها از طریق دلایل نقلی قابل پذیرش می داند.

1 مهر 1399

بررسی ویژگی های دو روش اجتهادی تفاوت اجتهاد مخالف عقل و اجتهاد پویای عقلانی

اجتهاد به عنوان انحصاری ترین متد و روش فهم دین، دارای دو رویکرد بنیادین است. رویکرد نخست اجتهاد سنتی نامیده شده و در مقابل آن اجتهاد پویا قرار دارد.

8 شهریور 1399

سنت گرایی در سیره اسلامی(1)

در مقام توصیف، سنت گرایی در اند یشه اسلامی ، حاکی از موضعی نظری برای به فهم درآوردن حیات آدمی است. بر این اساس، حیات اجتماعی به لحاظ موجودیت خود، پیوند گسست ناپذیری با سنت دارد و بدون توجه به آن نمی توان فهم مناسبی از حیات اجتماعی فراهم آورد. اما در این سنت گرایی، علاوه بر جنبه توصیفی، جنبه ای تجویزی نیز وجود دارد. در مقام تجویز، سنت گرایی بیانگر آن است که برای تداوم مناسب حیات اجتماعی، باید ارتباط با گذشته را همواره حفظ و از آن تغذیه کرد. نتیجه سنت گرایی، احترام به دستاوردهای نسل های پیشین و بهره برداری از آن در هموار کردن راه آینده است.

5 اردیبهشت 1399

اقسام حقیقی علم (2)

امکان به کارگیری واژگان متفاوتی در علوم مختلف، متناسب با موضوع مورد مطالعه آنها فراهم می آید، زمینه استفاده از روش های مختلف تحقیق و مطالعه در آنها نیز هموار می شود. اگر بخواهیم به اقتضای هستی شناسی و معرفت شناسی اسلامی به مسئله تقسیم علوم بیندیشیم، به نظر می رسد با توجه به سطوح مختلف واقعیت می توان پاسخی متفاوت برای آن فراهم آورد. در بالاترین سطح یا فراگیرترین سطح واقعیت، کل هستی با همه موجودات آن، مخلوق خدا و آیت خدا محسوب می شوند. در این سطح، تفاوتی میان موجودات نیست؛ آنها همه واقعیتی آیه ای یا نمادین دارند، خواه محسوس باشند یا نامحسوس، دارای حیات باشند یا فاقد حیات و نظیر آن.

14 فروردین 1399

اقسام حقیقی علم (1)

اگر حقیقت یکسانی برای معلوم ها در نظر گرفته شود، علم یگانه خواهد بود و اگر حقیقت های متفاوتی لحاظ گردد، می توان اقسامی برای علم قائل شد که تفاوت آنها حقیقی و نه اعتباری و قراردادی است. علم هنگامی که با نظر به معلوم، مورد توجه قرار می گیرد، از ثبات برخوردار است. به عبارت دیگر، هنگامی که علم به چیزی حاصل شد و به درستی واقعیت آن را آشکار کرد، کار معرفت در باب آن پایان گرفته است و از آن پس، تغییری در معرفت مذکور صورت نخواهد پذیرفت. و اگر گمان ناصوابی، علم انگاشته شده باشد و سپس اصلاح گردد، این به معنای تغییر در علم نخواهد بود زیرا در واقع، علمی حاصل نشده بود تا امکان تغییر فراهم آید

7 فروردین 1399

سنت و مدرنیزم

مدرنیزم درباره انسان و جهان دیدگاه خاصی را مطرح کرده که نه تنها با دیدگاه سنتی سازگاری ندارد، بلکه در تعارض نیز هست.

28 اسفند 1398

بازگشت به تفکر ماقبل کانت

برترین علم به اعیان اشیاء علمی است که حاصل از رؤیت آن شیء در علم الله باشد که این همان مرتبه شهود عین ثابت است، و مرحله بعدی علم انسان به اعیان، نمود آن در عالم ارواح کلیه است، و مرتبه سوم و چهارم علم به اعیان را ادراک ماهیات کلی آنها در ضمن کثرات عالم مثال و عالم اجسام است. « اعلام عقیده»های فردید، که مبتنی بر پاره ای بصیرتهای مستتر در عرفان نظری خودمان و در بسیاری از مواقع آمیخته با زبانی تئولوژیک است به خوبی نوعی بازگشت به تفکر ماقبل کانتی را نشان میدهد.

15 اسفند 1398

ارزیابی یک پیامد ذهن آگاهی

بازارزیابی شناختی در MiCBT از پدیدارشناسی ذهن آگاهی مشتق می شود. در اینجا مشکل افکار یا محتوای افکار نیست، بلکه واکنش به تجربه افکار مدنظر است. ویژگی مشترک الگوهای شناختی رفتاری و اغلب رویکردهای مبتنی بر ذهن آگاهی، عبارت است از کوشش برای تسهیل بازارزیابی شناختی به منظور کاهش تفکر غیرمفید و واکنش گری هیجانی. با این حال تفاوت مهمی بین بافت سنتی به چالش کشیدن تفکر معیوب و روش مورد استفاده در MiCBT وجود دارد. این مسئله اغلب به دلیل تفاوت بافتی است که هر رویکرد تمایل دارد معایب شناختی را در آن پیدا کند. بازارزیابی شناختی در MiCBT از پدیدارشناسی ذهن آگاهی مشتق می شود. در اینجا مشکل افکار یا محتوای افکار نیست، بلکه واکنش به تجربه افکار مدنظر است.

1 اسفند 1398

هایدگر و پدیدار شناسی

هایدگر به منظور دستیابی به وجود پدیده ها تحلیل خود را بر وجود حضوری متمرکز کرد. این واژه معادل دقیق انگلیسی و فارسی ندارد. هایدگر و پدیدار شناسی فلسفه هوسرل از جهات بسیار، نوعی اید آلیسم متعالی است. وی نظر دکارت مبنی بر این که « فکر میکنم پس هستم» را که عقیده ای اید آلیستی راجع به تفکر ذهن گرایانه است، پذیرفت و آن را به من متعالی یعنی ذهنی که حالت های طبیعی را پشت سر می گذارد و با وجود مطلق مواجه می گردد، تبدیل کرد. عقیده او مبنی بر طبقه بندی دنیای فرهنگی نشان دهنده همین نکته است.

22 بهمن 1398

نظریه های فلاسفه و متکلمان در کیفیت جاودانگی آدمیان

مطالب پیش رو خلاصه ای از مقاله جناب آقای امیر دیوانی در شماره 6-5 فصلنامه پژوهش های فلسفی ـ کلامی از انتشارات دانشگاه قم پیرامون هویت شخصی و نظریه های جاودانگی است موضوع این نوشتار بررسی نظریه های ارائه شده از طرف دانشمندان مسلمان درباره کیفیت جاودانگی آدمیان، با در نظر داشتن مسأله هویت شخصی است. سئوال مهمی که مطرح است این است که: به چه ملاکی شخص«الف» همان فرد بیست سال پیش است؟ از طرفی چه رابطه و نسبتی میان هویت شخصی و جاودانگی آدمیان وجود دارد؟

3 بهمن 1398

زندگی نامه ولتر

ولتر، فیلسوف، رمان نویس، شاعر، نمایشنامه نویس و مورخ فرانسوی است، او با سبک شگفت انگیز و باشکوه خود در هنرش شناخته می شود. نوشته های او باعث اختلافات بسیاری در فرانسه شد. زندگی نامه ولتر نام واقعی ولتر، فرانکوئیس ماری آروت است. او فردی بود که از قدرتمندان نمی ترسید و طبقه ی حاکم را آشکارا خشمگین می کرد، که موجب شد اغلب در زندان به سر برد. بی عدالتی ای که او با آن مواجه بود تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشت، او سال آخر زندگی خود را به مبارزه برای حقوق ستمدیدگان اختصاص داد.

30 دی 1398

جایگاه عالم مثال در فلسفه سهروردی(2)

عالم مثال عالمی است که نخستین بار بوسیله شیخ اشراق‏ به فلسفه اسلامی راه یافت.این عالم واسطه‏ایست بین‏ عالم ماده و عوالم مجرد از ماده و بهمین دلیل نقش یک‏ حلقه اتصال را بازی میکند که از خصوصیات عوالم‏ فوقانی و تحتانی بهره‏مند است و بهمین دلیل عالم‏ عجائب خوانده مشود.این عالم در فلسفه سهروردی‏ کارکردهای متعددی دارد که از جمله آنها میتوان به توجیه‏ قیامت و رستاخیز و تبیین مسئله وحی و توضیح‏ معجزات اولیا اشاره کرد.درباره نحوه تعامل عالم مثال و عالم ماده نیز بایستی گفت براساس کلام سهروردی‏ میتوانیم صور عالم ماده را ظهور صور مثالی بدانیم که در عالم مثال موجودند و در اینجاست که به مفهوم«تمثیل» برمیخوریم که توضیح آن با کمک عالم مثال آسان‏ مینماید.نوع ارتباط خیال متصل و خیال منفصل نیز از زمره مسائلی است که در اینجا مطرح میشود.این ارتباط دو طرفه است بطوری که خیال انسان هم از خیال منفصل‏ تأثیر میپذیرد و هم روی آن اثر میگذارد.

24 دی 1398

جایگاه معرفت شناسی در فلسفه اسلامی

از زمان کانت به این سو، معرفت شناسی در کانون توجه فیلسوفان قرار گرفته ودل مشغولی اصلی آنان به شمار می رود. هنر اساسی کانت در عطف توجه فیلسوفان، به نقش فعال فاهمه بود. تا آن زمان، تصور عمومی ذهن را منفعل محض می دانست که آینه وار جهان واقع را چنانکه هست به آدمی می نمایاند. اگر دستگاه ادراکی انسان فعال است و معرفت، حاصل فعل و انفعال ذهن است، سهم و حظ هر یک از دو جنبه یاد شده چقدر است؟ و به دنبال آن، باید مشخص کرد که محدوده فاهمه کجاست؟ وارزش معرفت چیست؟ این سؤالها و نظایر آن امروزه در دانش مستقلی بررسی می شود، که یکی از شاخه های پایه در فلسفه است. اگر چه فیلسوفان مسلمان دانش مستقلی در معرفت شناسی به وجود نیاورده اند، اما بسیاری از پرسشهای معرفت شناختی را به صورت استطرادی پاسخ داده اند. مقاله حاضر، نگاهی گذرا به کارنامه فیلسوفان مسلمان در مسئله معرفت شناسی است.

12 دی 1398

جایگاه عالم مثال در فلسفه سهروردی

عالم مثال عالمی است که نخستین بار بوسیله شیخ اشراق‏ به فلسفه اسلامی راه یافت.این عالم واسطه‏ایست بین‏ عالم ماده و عوالم مجرد از ماده و بهمین دلیل نقش یک‏ حلقه اتصال را بازی میکند که از خصوصیات عوالم‏ فوقانی و تحتانی بهره‏مند است و بهمین دلیل عالم‏ عجائب خوانده مشود.این عالم در فلسفه سهروردی‏ کارکردهای متعددی دارد که از جمله آنها میتوان به توجیه‏ قیامت و رستاخیز و تبیین مسئله وحی و توضیح‏ معجزات اولیا اشاره کرد.درباره نحوه تعامل عالم مثال و عالم ماده نیز بایستی گفت براساس کلام سهروردی‏ میتوانیم صور عالم ماده را ظهور صور مثالی بدانیم که در عالم مثال موجودند و در اینجاست که به مفهوم«تمثیل» برمیخوریم که توضیح آن با کمک عالم مثال آسان‏ مینماید.نوع ارتباط خیال متصل و خیال منفصل نیز از زمره مسائلی است که در اینجا مطرح میشود.این ارتباط دو طرفه است بطوری که خیال انسان هم از خیال منفصل‏ تأثیر میپذیرد و هم روی آن اثر میگذارد

2 دی 1398

فلسفه تحلیلی و تأثیر آن بر فلسفه تعلیم و تربیت(2)

فلسفة تحلیلی فلسفة غالب در کشورهای انگلیسی زبان (آمریکا، انگلستان، کانادا، استرالیا و نیوزیلند) در قرن بیستم است. مهم ترین ویژگی این نحلة فلسفی توضیح و تحلیل ساختار فکر از طریق تحلیل های منطقی و زبانی است. در نزد بسیاری از فیلسوفان تحلیلی ایضاح گزاره های فلسفی از طریق تحلیل مفاهیم راه گشای حل مسایل فلسفی است. فلسفه تحلیلی دارای سه شاخه اصلی است: مکتب کمبریج، پوزیتویسم منطقی و مکتب آکسفورد. اندیشه های فیلسوفان تحلیلی بر حوزه های مختلف دانش، از جمله اخلاق، سیاست، حقوق، و تعلیم و تربیت تأثیرگذار بوده است. معرفی اجمالی فلسفة تحلیلی و چگونگی تأثیر آن بر فلسفة تعلیم و تربیت هدف اصلیِ نگارش این مقاله است.

30 آذر 1398

فلسفه تحلیلی و تأثیر آن بر فلسفه تعلیم و تربیت(1)

فلسفة تحلیلی فلسفة غالب در کشورهای انگلیسی زبان (آمریکا، انگلستان، کانادا، استرالیا و نیوزیلند) در قرن بیستم است. مهم ترین ویژگی این نحلة فلسفی توضیح و تحلیل ساختار فکر از طریق تحلیل های منطقی و زبانی است. در نزد بسیاری از فیلسوفان تحلیلی ایضاح گزاره های فلسفی از طریق تحلیل مفاهیم راه گشای حل مسایل فلسفی است. فلسفه تحلیلی دارای سه شاخه اصلی است: مکتب کمبریج، پوزیتویسم منطقی و مکتب آکسفورد. اندیشه های فیلسوفان تحلیلی بر حوزه های مختلف دانش، از جمله اخلاق، سیاست، حقوق، و تعلیم و تربیت تأثیرگذار بوده است. معرفی اجمالی فلسفة تحلیلی و چگونگی تأثیر آن بر فلسفة تعلیم و تربیت هدف اصلیِ نگارش این مقاله است.

27 آذر 1398

وجود شناسی معقولات ثانی فلسفی

در شناسائی معقولات ثانی فلسفي، عبارت سهل و ممتنع «عروض ذهنی و اتصاف خارجی» به عنوان معرّف بارز معقولات ثانی فلسفی مطرح است. اين عبارت بعد از ملاصدرا در توضیح وجود شناسانه معقولات ثانی فلسفی در فلسفه اسلامی به کار رفته و در دوره معاصر استادان مطهری و جوادی آملی تلاش جدّی در جهت تبیین و توضیح مقصود حکما انجام و نظر نهایی خود را ارائه داده اند. استاد مطهری این اصطلاح را به معنای «هستی» این معقولات در ذهن و «استی» آنها در خارج دانسته و آن را راهگشای مشکل معقول ثانی می داند و نهایتا نظری جز نظر مشهور ندارد. استاد جوادی ضمن رد آن تفسیر و ابراز اشکالات متعدد بر آن، اصطلاح مذکور را به معنای ذهنی بودن معقولات ثانی فلسفی و ثبوت یک وجود رابط بین ذهن و خارج می داند. وی وجود معقولات ثانی فلسفی در خارج را وجودی غیر جوهری ، غیر انضمامی و غیر ربطی می شناسد و در عین حال آن را ( موجود به وجود موضوع ) ، ( در محدوده موضوع ) و ( عین منشا انتزاع ) معرفی می-کند. در اين مقاله ضمن تحلیل مساله ، به داوري ميان آن دو تفسير پرداخته و در پايان به تأثير نظريه «اصالت وجودي» در تفسير صحيح از عبارت فوق اشاره مي كنيم.

25 آذر 1398

تحليل عقلي جاودانگي در دوزخ (خلود) از منظر ملاصدرا و علامه طباطبائي ره

در رويكرد عقلي به جاودانگي و خلود آدميان در جهان واپسين، پرسش هاي جدّي فراروي عقل قراردارد. و اين پرسشها ميان اصول معرفتي در حوزه فلسفه، ناسازگاري، تعارض و چالش هايي را به بار آورده است. حكيمان، خداوند هستي را وجود مطلق، خير محض و داراي رحمت واسعه شناخته و سرشت آدميان را به مقتضاي اصل سنخيت، بر ساختار وجود خداوند دانسته و او را مظهر خدا در جهان هستي معرفي كرده اند. از اين رو خطا، انحراف و لغزش هاي آدميان را از عوارض غيرلازم و غيردائم او مي دانند كه حجابي بر سرشت آنان مي اندازد و پس از زوال آن، انسان به ساختار اولي و جبلي خود باز مي گردد، زيرا قسر و منع هر موجود از مقتضاي طبيعت اش، و پايان پذير است. در اين مقاله ضمن طرح پرسش ها درمسأله خلود به تحليل پاسخ هاي عقلي از نگاه ملاصدرا و علامه طباطبائي(ره) پرداخته و سپس به بررسي، تحليل، تفسير عقلي و نقد آن اشاره شده و سرانجام و ارائه تئوري فلسفي بر مسأله جاودانگي در دوزخ را، كارآمد ندانسته است.

18 آذر 1398

جایگاه سیاست در حکمت متعالیه (2)

دنیا،منزلی است از منازل سایرین الی الله، و نفس انسانیه ، مسافری است به سوی خدا از اول منزلی از منازل وجودش که هیولیتی باشد که در غایت بعد از خداوند است،چون که ظلمت محض و خست صرف است،و سایر مراتب وجودیه از جسمیت و جمادیت و نباتیت و شهویت و غضبیت و احساس و تخیل و توهم،و بعد از آن انسانیت از اول درجه اش تا به آخر شرفش و بعد از آن ملکیت بر طبقات متفاوته اش به حسب قرب و بعد از خیر محض،همه آنها منازل و مراحلند به سوی خداوند،و ناچار است مسافر به سوی او را که بگذرد بر همه اینها تا آنکه به مطلوب حقیقی برسد.

25 آبان 1398

جایگاه سیاست در حکمت متعالیه

صدر الدین محمد شیرازی،مشهور به صدر المتإلهین و ملا صدرا،در سال 979 هـ. ق. در شیراز متولد شد. وی تنها پسر ابراهیم شیرازی بود. ابراهیم مدتها منصب امارت داشت و از چهره های قدرتمند سیاسی و اجتماعی شهرش به شمار می رفت. صدر الدین،پس از تکمیل تحصیلات مقدماتی،رهسپار کاشان شد(1) و پس از مدتی تلمذ در کاشان،در حدود سال 995 هـ. ق. برای تکمیل تحصیلات عازم اصفهان گردید. در اصفهان نزد شیخ بهایی به تحصیل علوم نقلی و در محضر میرداماد به کسب علوم عقلی پرداخت. ملا صدرا به دلایلی چند: از جمله راضی نبودن به تحصیلات رسمی مرسوم،از زندگی در اصفهان سرباز زد و بین هفت تا پانزده سال (بنابر اختلاف اقوال) در روستای کهک،از توابع شهرستان قم کنج عزلت گزید و به تهذیب نفس پرداخت تا همچنان که خود در مقدمه کتاب اسفار می گوید،به شهود عالم معقول نائل آمد. پس از آنکه به کمال صوری و معنوی دست یافت،بار دیگر به زندگی دنیوی بازگشت. این سیر مطابق چهار سفری است که وی در آغاز کتاب اسفار به توضیح آنها پرداخته و کتاب عظیم خویش در حکمت متعالیه را بر آن اساس سامان داده است.

20 آبان 1398

جوهر وتطوّر آن در حکمت سینوی

از مسائل و مباحث مهم فلسفی که قدمتی بیش از دوهزار سال دارد و از آغاز پیدایش حکمت در یونان باستان مطرح بوده است، مسأله جوهر است. برخی اصل بحث در مقولۀ جوهر را فکری ارسطویی دانسته اند و ریشۀ این انتساب را در رویکرد ارسطو به وجود و نسبت آن با جوهر و ماهیت اشیاء می دانند؛ زیرا برمبنای تفکر ارسطویی، شناخت وجود چیزی جز شناخت ماهیت و جوهر اشیاء نیست، لذا درنظر معلم اول، واژه موجود و جوهر مترادف است. اما سرنوشت جوهر در حکمت سینوی به برکت تمایز وجود و ماهیت دگرگون شده و یکباره راه خود را از وجود جدا کرده است. ابن سینا برخلاف ارسطو، مقسم جوهر و عرض را ماهیت اشیاء دانسته و مقولات ارسطویی را بر ماهیت اشیای موجود تطبیق داده است. نوشتار حاضر باتوجه به جایگاه و اهمیت بحث جوهر در تفکر ابن سینا و سیر تحول تاریخی آن در فلسفه، با رویکردی مسأله محور، به بررسی ابعاد و زوایای مختلف این مقوله در حکمت سینوی می پردازد. بدین ترتیب کاوش از چیستی و تطوّر معرفتی جوهر، مقسم جوهر و اعراض، چگونگی حصر تقسیمات جوهر و موضع ابن سینا در باب جوهریت واجب تعالی، مهمترین مسائلی است که در این نوشتار مورد پژوهش قرار می گیرد.

10 آبان 1398

تبیین مبانی وجودشناختی نظریه علامه طباطبایی در تفسیر «نفس الامر» و سنجش نقدهاي آن

تنوع آراء پیرامون مسأله نفس الامر در فلسفه اسلامی، به نوع مواجهه هر فیلسوف با معضلات نظریه مطابقت در تبیین صدقِ برخی قضایا باز می گردد. همچنین معنای نفس الامر به دلیل ناکارآمدی و یا ورود برخی پیش فرض های هستی شناسانه – خاصة بعد از طرح اصالت وجود-، تفاسیر گوناگونی را برتافته که یکی از برداشت های اخیر آن توسط علامه طباطبایی عرضه شده است. وی با ترسیم مکانیزم عقل در توسع ثبوت و تحقق، تئوری مطابقت در تصدیقات نفس الامری را تایید و تقویت نموده و «نفس الامر» را به ظرف ثبوت مطلق - اعم از وجود، ماهیت و معقولات ثانی- معنا می کند و برخی از برداشت های پیشین، از جمله: تفسیر نفس الامر به نفس الشیء و عالم امر را به چالش می کشد. در این مقاله علاوه بر تحلیل کامل ظرایف نظریه علامه با نگرشي بر تمام کلمات وی، به تبیین مبنای وی در پرداختِ این نظریه یعنی اصالت الوجود نظر شده و میزان کارآمدی آن در حل مشکلاتِ ظاهری التزام به اصالت الوجود در تبیین صدق قضایای ماهوی و عدمی، موفقیت آمیز گزارش شده و در ضمنِ سنجش نقدهای مربوط به مسأله، موجبات این نقدها، غفلت از مبانی وجودشناختی علامه در بحث و نوع مواجهه وی با مسأله ارزیابی شده است.

23 مهر 1398

تبیین شاخصه های علم از نگاه قاضی سعید قمی

اندیشه های قاضی سعید قمی بر مبنای نگاه فلسفی - عرفانی خاص وی به مسائل بنا شده است و همین موضوع باعث شده نظریات متفاوتی نسبت به فلاسفه پیش از خود ارائه دهد. تبیین متفاوت قاضی سعید از مسئله علم که می توان گفت تا حدود زیادی در مقابل با اندیشه های ملاصدرا در باب علم است، اهمیت پرداختن به این موضوع را دوچندان می سازد. پژوهش حاضر که با بررسی مستقیم آثار و نظریات قاضی سعید صورت گرفته، تلاشی است برای معرفی شاخصه های اندیشه وی در مسئله علم که می تواند وجوه تمایز تفکرات قاضی سعید نسبت به سایر فلاسفه به حساب آید و بابهای تازه ای را در وجودشناسی و معرفت شناسی علم به روی ما بگشاید. به اجمال می توان گفت که عمده نظریات قاضی سعید در زمینه علم مبتنی بر تفسیری است که از آیت خدا دانستن نفس در جامعیت و کلیت ارائه می دهد. او علم نفس را نه حصولی می داند، نه حضوری و استفاده از تعبیر حضوری در مورد علم نفس را مجاز می شمرد و معتقد است که علم نفس، بصر عقل بر طبایع کلیه است، بدین ترتیب حاضر بودن اشیاء برای انسان به معنای ظاهر بودن آنها برای نفس عاقله است.

19 مهر 1398

ابن عربی و اجتماع نقیضین در عرصه خیال

ابن عربی در عبارات بسیاری از وقوع محالات عقلی در ساحت خیال سخن می گوید. این نوشتار با بررسی و تحلیل این مسئله از دیدگاه او، به بیان دو نظر در این باره می پردازد. نظر نخست با شواهدی از سخن ابن عربی مبتنی بر اختلاف فضاهای معرفتی و در نتیجه اختلاف موازین به کار گرفته شده در این ساحات، تقویت می شود. نظر دوم که مورد پذیرش این پژوهش است؛ مستند به عباراتی دیگر از ابن عربی است، تعریفی که او از محالات عقلی ارائه می دهد در بحث حاضر بسیار راه گشا بوده و فتح بابی جهت راه یابی به رأی صائب است. وی در پاره ای از عبارات، تحقق محال را به تصور محال معنا می کند و بدین ترتیب از وجود محال، وجود ذهنی و نه وجود خارجی آن را اراده می کند. غالب مثال هایی که برای اجتماع نقیضین و یا اجتماع ضدین ذکر می شود از نظر منطقی قابل مناقشه است. به علاوه که ابن عربی خود به صراحت از اختلاف جهات و حیثیات سخن می گوید. مطلب دیگر اینکه او حتی آن هنگام که کلامش ناظر به عرصه خیال است؛ در نظر ندارد که در این حوزه هم ووقوع محالات عقلی» را لحاظ کند و هم «عدم وقوع آن را»

18 مهر 1398

تحلیلی از عالم برزخ صعودی در وجودشناسی شیخ اشراق

براساس آموزه های دینی، عالم برزخ عالمی است میان عالم طبیعت و قیامت که انسان بعد از زندگی دنیوی تا فرا رسیدن قیامت، در آن عالم خواهد ماند. وجود چنین عالمی از دیدگاه شرع، ضروری است، علاوه بر این، در متون عرفانی و فلسفی وجود عالم برزخ به عنوان پیونددهنده و حد وسط عالم ماده و عالم معنا، شناخته شده است. براساس آثار شیخ اشراق، عالم برزخ در مرتبه ای از مراتب عالم مثال مقید و در قوس صعود جای دارد که صور خیالی آن عالم، معلول جهات فاعليت نفس انسانی است، مراد از برزخ شرعی نیز همین برزخ صعودی است که مرز مقدر معاد از آنجا شروع می شود. اما این فیلسوف گران قدر، برای سعادت و شقاوت پس از مرگ، به تحقق جسم در بعضی مراتب و عدم ضرورت آن در تمام مراتب، معتقد است. در این مقاله، نگاه شیخ اشراق به عالم برزخ و تبیین جایگاه نفوس پس از مرگ از دیدگاه آن حکیم با تأکید بر آیات و روایات مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

5 مهر 1398

واقع گرایی غیر جزمی در فلسفه انتقادی پوپر

پوپر از علم شناسان و معرفت شناسان صاحب نام و فعّال قرن بیستم شمرده می شود. وی اساس معرفت شناسی خودش را بر روش انتقادی و ابطال بنا نهاده است و منکر فلسفه های اثباتی در معرفت شناسی است. او در عین اینکه مخالف هر گونه یقین و جزم در دستیابی به حقیقت است، خود را یک واقع گرا می داند و هر گونه نسبی گرایی و شک گرایی را طرد می کند. در این مقاله ضمن ارائه ی تصویری از این بُعد نظریه پوپر، به اختصار سعی شده موفّقیّت او را در توجیه ادّعای واقع گرایی به نقد و بررسی بگذارد. ادّعای مقاله این است که مبانی پوپر اجازه نمی دهد او ریشه های نسبی گرایی با شک گرایی را در نظریه خود بخشکاند.

12 شهریور 1398

  • تعداد رکوردها : 254