متن متواتر حدیث ثقلین در کتب شیعی و منابع اهل سنت

حدیث ثقلین از روایات مشهور و منقول از پیامبر است که همواره مورد توجه مسلمانان و تفسیر محققان و متکلمان شیعه و اهل سنت بوده و با عبارات متفاوتی نقل شده است. در این پژوهش، از سویی با استفاده از اسناد روایات، عبارتی از این حدیث که در کتب شیعه متواتر است، انتخاب شده و از سویی دیگر مصداق کلمه عترت با توجه به روایات مشابه ثقلین در کتب شیعه، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. همچنین با بررسی روایات مسند حدیث ثقلین در کتب اهل سنت و بررسی سند هر عبارت از روایت و رسم نموداری راويان أن و اعتبار راویان از نظر رجال شناسی اهل سنت، اعتبار این روایت و اعتبار روایات مشابه ثقلین که به صورت متفاوت نقل شده و دارای معنای مغایر با روایت است مورد بررسی قرار گرفته و سرانجام شبهات وارده از سید ابوالفضل برقعی درباره حدیث ثقلین، در خصوص مرجعیت علمی عترت پیامبر ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و سخن صواب در این باره برگزیده شده است.

19 شهریور 1398

اعتبار سنجی تجربه های نزدیک به مرگ در قلمرو الهیات اسلامی

موضوع تجربه های نزدیک به مرگ، از مسائل نوینی است که توجه بسیاری از پژوهشگران و مرگ پژوهان حوزة الهيات، فلسفه دین و مباحث کلامی جدید را به خود جلب نموده است. با این وجود، جای این بحث در مجامع علمی ما خصوصا در حوزه های دین پژوهی و الهیات اسلامی خالی است اما وجود غنای محتوایی در میرات اسلامی ما، می تواند خلأهای معرفتی موجود در این زمینه را پر نماید، در همین راستا، این نوشتار با بهره گیری از روش کتابخانه ای و با رویکرد الهیاتی، میزان تطابق این مباحث را با آموزه های اسلامی سنجیده، سازگاری ها و ناسازگاری های این تجربه ها را با مباحث قرآنی و روایی مشخص کرده و تطابق با عدم تطابق آنها با مکاشفات و مشاهدات عرفای مسلمان را بیان نموده است. این پژوهش به این نتیجه دست یافته است که درک جامع از تجربه های نزدیک به مرگ و ویژگی های آن به عنوان یک تجربه دینی و هم چنین بررسی مقایسه ای آن با آموزه های آخرت شناسانه قرآنی و روایی، ما را به این امر رهنمون می کند که اولا محتوای این تجربه های اصیل و معتبر، به طور کامل با آموزه های قرآنی و روایی متباین نیستند و ثانيا مشاهدات و مکاشفاتی که عرفای مسلمان از مرگ، مراحل و ویژگی های آن داشته اند، با تجربه های مذکور تنها در روش و اهداف متفاوت و غیر قابل انطباق اند اما در بحث مفاهیم و محتویات، قابل مقایسه اند. بنابراین به طور کلی می توان رابطه «عموم و خصوص من وجه» را بین این تجربیات و آموزه های آخرت شناسانه اسلامی - به خصوص در مباحث احتضاره برزخ و مکاشفات عرفانی مرگ ارادي عارفان مسلمان - در نظر گرفت و در قسمت های مشترکی که نصوص اسلامی بر آنها صحه می گذارند، می توان از نتایج این تجربیات به عنوان ابزاری برای شناخت ملموس تر عالم أخرت استفاده نمود. لازم به ذکر است که این تجربیات به جهت تفاوت و حتی تقابلشان با برخی از آموزه های اسلامی، چالش هایی را پیش روی پژوهشگران علوم و معارف اسلامی قرار می دهند که پاسخ به آنها افق های نوینی را برای متکلمان اسلامی می گشاید. اما باید توجه داشت که این چالش ها به هیچ وجه از اعتبار این تجربهها نمی کاهد و نقاط مشترک میان این تجربه ها و آموزه های اسلامی می تواند به عنوان نقطه ثقل این حوزه مطالعاتی در کلام اسلامی باشد که با تکیه بر آن می توان بر تک تک این چالش ها فائق آمد و پاسخی مناسب و شایسته به هر یک از آنها داد که مطمثنأ این امر بر تلاش متکلمان مسلمان مبتنی است.

19 شهریور 1398

بررسی و تحلیل تطبیقی مرگ و رابطه آن با معنای زندگی از دیدگاه مولوی و هایدگر

مرگ از دیدگاه مولوی، به معنی «قطع و پایان زندگی» نیست، بلکه «تولد» و «آغاز زندگی جاودانه» دیگری است. در اندیشه مولوی، «مواجهه مرگ با انسان»، «متناسب با شیوه زندگی» و «رویارویی و مواجهه انسان با مرگ» نیز متناسب با شیوه زندگی اوست. دیدگاه های مولوی در این زمینه، در چارچوب نظریه فراطبیعت گرایانه قرار می گیرد؛ زیرا وی، عامل اصلی معناداری زندگی را عشق به خداوند و سیر و حرکت به سوی او و مرگ را جزو اصلی زندگی و عامل پیوند و تکامل روح می داند. اما از دیدگاه هایدگر، مرگ، نوعی «انتخاب اجباری» و «هراسناک» و «امکان قطعی و درونی هستی خود انسان است که نقطه پایانی» بر زندگی اوست؛ انسان، تنها با مرگ است که «هستی غیر اصیلش» به «ساخت اصيل» در می آید و مرگ، حد پایان زندگی اوست. وی بر این عقیده است که مرگ واقعه ای نیست که در آینده اتفاق بیفتد، بلکه ساختاری بنیادی» و «جدایی ناپذير» از ادر- جهان - بودن» ماست. از این رو، رویارویی انسان با مرگ و پذیرش صادقانه آن، کلید «خودمختاری»، و «تمرکز» و به تعبیری؛ «زندگی اصیل» است. دیدگاه های هایدگر درباره مرگ و نسبت آن با معنای زندگی در چارچوب نظریه «طبیعت گرایانه قرار می گیرد؛ زیرا وی برخلاف مولوی، فراطبیعت (خداباوری یا روح محوری) را از مؤلفه های معناداری زندگی نمی داند، بلکه بدون استناد به مسأله خدا و روح، به تحلیل معناداری زندگی یا بی معنایی آن و تأثیر مرگ بر این معنی می پردازد.

16 شهریور 1398

مقایسه راه حل مسئله شر از دیدگاه جان هیک و علامه طباطبایی

شر در قرون اخیر به صورت منطقی و قرینهای (علیه وجود خدا) مطرح و به منزله نقدی بر آموزه های دینی مطرح شده است. فیلسوفان و متکلمان راه حل های متنوعی ارائه داده اند که از جمله پاسخها، پاسخ هیک (فیلسوف و متکلم مسیحی) است که تئودیسه پرورش روح است و نیز پاسخ علامه طباطبایی که قایل به عدمی بودن شرشده، آن را لازمه عالم مادی و اختیار انسان می داند. این دو نظریه عدل باور با وجود نقاط اشتراک، دارای تفاوت های بنیادین اند. در مقایسه و تطبيق دو نظریه، ابعاد مسئله روشن تر می شود و راه حل جدیدی به دست می آید. لذا مقاله حاضر به بررسی و تطبیق این حر - راه حل ها می پردازد.

30 مرداد 1398

بررسی و تطبيق جعل یا کشف معنای زندگی در اندیشه کیرکگور و سارتر

حذف علت غایی در تاریخ اندیشه، در مباحث علمی و فلسفی تغییراتی ایجاد کرده است و این موضوع عامل تغییر نگرش انسان به بحث خداوند به عنوان یک خالق و قدرت لایزال بوده است و اصلی ترین مسئله انسان، یعنی بحث درباره معنای زندگی او را تحت تأثیر قرار داده است. این امر، دلیل اصلی به حاشیه راندن اولوهیت خداوند و جایگزین شدن قوای انسانی شده است که نتیجه نهایی آن حاکمیت رویکردهای نیهیلیستی و پوچ گرایانه بوده است. به دنبال آن، استیلای سکولاریسم و دین پیرایی مسئله معنای زندگی انسان را به چالش کشیده است و پس از آن، انسان خداوند را نه همچون منشأ معنا، بلکه به عنوان مانعی بر سر راه زندگی می داند. از این رو، بر آگاهی و اراده خود تکیه می کند و خود را آفريننده معنای زندگی می پندارد. به همین دلیل، بحث کشف و جستجوی معنای زندگی، دستخوش تغییر شده است و به جای آن، رویکردهای معنا آفرین و سخن از جعل معنا، جایگزین شده اند. این مسئله که آیا انسان سازنده و آفریننده معنای زندگی خویش است با آن را از عاملی بیرونی کسب می کند، امروزه به چالش بزرگی برای بشر تبديل شده است. تقابل اندیشمندان خداباور و ملحد اهمیت چنین مسائلی را دوچندان می کند. به همین دلیل، در این پژوهش تلاش شده است برای این پرسش، با توجه به دو رویکرد خداباور و غیر خداباور کیرکگور و سارتر، که از اندیشمندان مکتب اگزیستانسیالیسم و از پیشگامان تحولات شگرف فلسفه معاصر هستند، پاسخی مناسب بیابیم. از یک سو، تکیه کیرکگور پر سابجکتیویته به عنوان یک حقیقت پایدار برای کشف معنای آبجکتیو زندگی با توجه به سپهر های هستی، و از سوی دیگر، بی معنابودن بنیادین زندگی به دلیل وجود نداشتن خداوند از نظر سارتر که با توجه به آگاهی انسان می توان به روش سابجکتیو برای آن معنایی جعل کرد، ژرف اندیشی شده است.

29 مرداد 1398

بررسي تطبيقي جبر و اختيار از منظر امام خميني(ره) و فخر رازي

امام خميني و فخر رازي دو تن از انديشمنداني هستند كه هريك با رويكردي ويژه و اصول كلامي متفاوت مسئلة جبر و اختيار را بررسي كرده و آرايي متفاوت را ارائه داده اند. فخر رازي كه تبحّر و مهارتي ويژه در قلمرو كلام دارد، با رويكرد كلامي اشعري، به جبر تمايل دارد؛ بيشتر به نقل استناد مي كند و از براهين عقلي، كمتر بهره مي جويد؛ از سوي ديگر امام خميني، به دليل اهميتي كه براي اين مسئله قايل بوده، در مقام متكلمي شيعي، كوشيده است كه ابعاد گوناگون اين مسئله را تبيين و تحليل كند و ريشه هاي فلسفي ـ كلامي و روايي آن را پي بگيرد. ارائة ديدگاه متعادل تر از جبر و اختيار از سوي امام(ره) كه همان امر بين الأمرين است، بنابر اصول اعتقادي و مباني عرفاني او و با رويكرد عقلي و نقلي به اثبات مي رسد. نوع تحقيق در اين مقاله توسعه اي و روش انجام آن به صورت اسنادي و توصيفي با تأكيد بر تحليل محتواست.

25 مرداد 1398

درآمدی بر روش و گرایش تفسیری شیخ محمد عبده

شیخ محمد عبده را یکی از بزرگان احیای فکر دینی و تفکر تعقلی جهان عرب به شمار می آورند و از این رو وی را گاه مورد تمجید و گاه انتقاد قرار داده اند. عبده برخلاف تفکر حاکم عربی، به فلسفه، دانش روز و مسائل سیاسی نظیر مبارزه با استعمار بها می داد و سعی می کرد قرآن کریم را متناسب با نیازهای جهان مدرن تفسیر کند. او در فعالیتهای تفسیری خود کوشیده است تا با مبانی عقلی به تفسیر قرآن بپردازد و از شیوه سنتی فاصله گیرد. این تلاش او را می توان در تفسیر المنار» که به کمک شاگردش رشیدرضا نگاشته و «تفسير جزء سی ام قرآن» و... مشاهده کرد. عبده در تفسیر خود بیش از هر چیز، بر جنبه هدایتی قرآن تاکید می کرد و معتقد بود، قرآن باید سعادت جوامع اسلامی را به ارمغان بیاورد و بر این اساس می گفت نباید قرآن را پرستید؛ بلکه باید با کمک قرآن خدا را پرستید. او اگرچه اندیشهای مبتنی بر عقل داشت، ولی با تأویل آیات الهی مخالف بود و گرچه انسانی سیاسی و اجتماعی بود، نگرش های شخصی خود را داخل در تفسیر قرآن نمی نمود و با تکیه بر مباحث لغوی و عقلی، سعادت جوامع بشری را می جست.

17 مرداد 1398

موقعیت وجودی جهان آفرینش و ابتدا و ختم آن

جهان هستی هر چه باشد و هر عظمت و وسعت حیرت انگیزی که داشته باشد و هر کثرت و اختلاف و تضاد و تزاحم و تنازعی که در آن حکم فرمایی نماید، یک واحد بیش نیست که فعل حق بوده و از هر جهتی که فرض شود، چنگ نیاز به دامن کبریای حق زده و کمترین لحظه ای، چه در وجود و چه در بقا، کوچکترین استغنایی از قیمومت وجودی حق سبحانه ندارد.

17 مرداد 1398

حضور فیض الهی در مخلوقات

فیض الهی و مخلوقات بر اساس تشکیک در وجود، حمل حقیقت و رقیقت بر مدار مراتب مشککه هستی است و لیکن بر مبنای وحدت شخصی هستی و تشکیک در مجالی و مظاهر هستی که مختار اهل معرفت و عرفان است، حمل حقیقت و رقیقت به صورتی ظریف تر نه در بود، بلکه در مراتب نمود و ظهور هستی جریان می یابد.

8 مرداد 1398

بررسی سیر تحول آرای مولوی و فخررازی در مسئله جبر و اختیار

در اهمیت مسئله جبر و اختیار همین بس که حل بسیاری از مسائل کلامی بدان وابسته است و در طول تاریخ متفکران زیادی را به نظریه پردازی در این باره از جهات مختلف سوق داده است. در مقام مقایسه آرای مولوی و فخررازی در مسئله جبر و اختیار، شباهت ها و تفاوت های فراوانی را می توان یافت؛ از جمله اینکه هر دو از مکتب کلامی اشعری بهره جسته اند و به افعال انسان جبر گونه نگریسته اند و اینکه در بسیاری از مواضع از قرار گرفتن در دو راهی انتخاب جبر یا اختیار سخن به میان آورده اند و سرانجام به امر بين الأمرين روی آورده اند؛ اما در همین جایگاه مشترک، با هم اختلاف نظر دارند. مولوی در مقام یک عارف، در اشعار خود از استدلال گریخته و به جبر عاشقانه و عارفانهای پناه برده که جبر همراه با اختیار را به او عرضه می دارد و در ادامه به امر بين الأمرينی که شیعه تفسیر می کند معتقد گشته است. از سوی دیگر، فخررازی با توجه به رویکرد تفسیری و توسل به استدلال نقلی، پس از چند بار تغییر عقیده و پریشانی آرا، پذیرش جبر و نظریه کسب، سرانجام امر بين الأمرینی را بر می گزیند که آن را بایستی تفسیری از عقیده جبر به شمار آورد.

6 مرداد 1398

زندگی در جهان مذهبی

زندگی در جهان مذهبی آیا ما در یک جهان مذهبی زندگی می کنیم؟ احتمالا اکثر نظریه پردازان روابط بین الملل به این سوال جواب مثبت می دهند

30 تیر 1398

تجربه وحیانی و مقوله خیال نزد ابن عربی

بنا به رأی ابن عربي، عالم مقید با خیال منفصل، حضرتی است از حضرات ذومراتب الهی که در آن موجودات دو عالم مجرد و مادی، تمثل می یابند. درک این ظهور، از طریق کشف صوری امکان پذیر است، زیرا موجودات ظاهر در این مساحت از وجود، هم از لطافت تجرد برخوردارند و هم قابلیت آن را دارند که مانند موجودات مادی، محسوس واقع شوند. درک این موجودات، بسته به استعداد عین ثابت فرد مدرک و اقتضائات اوست؛ با وجود این، واقع نمایی آن، مخدوش به پیش داشته ها و پیش باورها نبوده و از آنها آزاد است. این نظر در مقابل نظریه هایی قرار می گیرد که با جانب تجرد محض حقیقت را می گیرند (مانند نظریه شلايرماخر) یا جانب ذهنیت محض را (مانند عقیده گادامر). بنابراین، حل پرسش درک مثالی و خیالی وحی، به تصدیق و پاور به ساحتی از وجود منوط است که اضداد را در خود جمع می کند و در عین توفيق بین ذهن و عین، از عینیت کامل برخوردارند.

28 تیر 1398

آیا همه چیز ماندگار است؟

اثبات گرایی منطقی، که امور محصل تجربی را به عنوان مبنای نهائی استدلال خود مسلم می پندارد، برخلاف اثبات گرایی قدیمی تر فیلسوف فرانسوی، اگوست کنت، دیگر تجربه حواس را نقطه آغاز خود قرار نمی دهد.

21 تیر 1398

نگاه آیات و روایات به موضوع علت

سنت اسباب در تمامی اجزای عالم جریان دارد و خدا بر صراط مستقیم است که همان صراط علیت و سبیت است. پس خداوند علت همه پدیده هاست یعنی همه پدیده ها به او نیازمند است. علت در قرآن و حدیث علت به معنای این که یک پدیده فاعل داشته باشد، نه تنها مورد پذیرش آیات و روایات است، بلکه اساسا توحید افعالی و براهین وجود خدا مبتنی بر همین معنا و اصل علیت است. وقتی می گوییم خدا فاعل حقیقی همه افعال و ایجاد کننده همه پدیده هاست، بدین معناست که خدا را به عنوان فاعل معرفی می کنیم؛ یعنی همان که در اصطلاح خاص فلسفی به آن علت گفته می شود.

14 تیر 1398

تحلیلی از ویژگی های صفات افعال الاهی

شناخت خداوند یا همان مبدأ هستی همواره یکی از دغدغه های اصلی بشر بوده است. از این رو بخش عمده ای از آموزه های ادیان آسمانی نیز در پاسخ به این دغدغه، به توصيف او اختصاص یافته است. اما از آن جهت که شناخت ذات او به دلایل عقلی و نقلی امکان پذیر نیست، حکمای الاهی و متکلمان و آموزه های وحیانی شناخت خداوند را در قلمرو صفات دانسته و صفات الاهی را به صفات معرف ذات و صفات مفسر فعل الاهی تقسیم نموده اند. همان طور که صفات معرف ذات و برگرفته از ذات کامل الاهی دارای ویژگی هایی است، صفات فعلی نیز که برگرفته از افعال الاهي است، دارای ویژگی ها و معنای خاصی است در این مقاله، بر آنیم تا به لحاظ نظام معنایی، تفسیری هماهنگ و معنادار از صفات فعل ارائه داده، ویژگی های خاص صفات فعلی را از دیدگاه متکلمان وحكماء مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.

5 تیر 1398

جهان هستی حادث و قدیم

ازلیت حق سبحانه نه به معنی تقدم زمانی است؛ بلکه به معنی اطلاق وجودی است که لازم آن احاطه وجودی وی به همه اشیاء می باشد. بنابراین ازلیت و ابدیت و معیت حق نسبت به اشیاء، به یک معنی برمی گردد و آن احاطه اطلاقی وجود اوست به وجود همه اشیاء.

29 خرداد 1398

جریان شناسی اندیشه در جهان عرب

در دوران معاصر، بحران های پی در پی، نقش اساسی در شکل گیری و تحول اندیشه های سیاسی در جهان عرب داشته است. یعنی می توان گفت که بحران زدگی خصیصه اندیشه عرب است و بحران زدگی آن به شدت محسوس است البته اندیشه سیاسی، به عنوان پاسخی به این بحران ها، ذاتی سیال داشته و نمی تواند ثابت باقی بماند و تحول آن با توجه به تحولات حادث شده، امری طبیعی است.

20 خرداد 1398

ولايت و امامت از ديدگاه ملاصدرا

واژه ولایت در لغت معانی فراوانی دارد و علمای لغت هر یک به ذکر آن پرداخته اند. راغب اصفهانی (وفات 425هـ .ق) در مفردات میگوید: «الولاء» و «توالی» به معنای آن است که دو چیز یا بیشتر از آن، طوری قرار گیرند که بینشان هیچ چیز دیگری فاصله نیندازد و «ولایت» با کسره، به معنای یاری کردن و نصرت و با فتحه به معنای متولّی شدن در امر سرپرستی است

14 خرداد 1398

معادشناسی صدرا

مسئله معاد،که در اسلام بسیار مورد تاکید قرار گرفته بگونه‏ای‏ که حیات دنیوی بعنوان مزرعه و مقدمه‏ای برای حیات اخروی‏ منظور شده،در ادیان و مکاتب دیگر نیز از دیرباز مطرح بوده‏ است.این مسئله از اساسی‏ترین انسانی است که با بقا و سعادت وی ارتباط دارد و طبعا هیچ انسانی نمی‏تواند نسبت به آن‏ بی‏تفاوت باشد.

6 خرداد 1398

«مارتین لوتر» و «آیین پروتستان» زمینه سازان صهیونیسم مسیحی

مارتین لوتر (Martin Luther، 1483- 1546/م)، کشیش آلمانی، در زمانی که فروش سند آمرزش گناهان از سوی کلیسای کاتولیک در اروپا رواج داشت، برضدّ این پدیده و خودکامگی این کلیسا شورید و با تأسیس مذهب پروتستان (Protestant)، 95 اصل اصلاحی خود را که در بردارنده ی اعتقاد او به مرجع بودن متون مقدس، در زندگی مذهبی بود، بر سَرْ درِ کلیسای «ویتنبرگ» (Wittenberg) در (سال 1517/م) نصب کرد. با ظهور مذهب پروتستان، تحولات زیادی در باورهای آیین مسیحیت پدید آمد. مهم ترین عامل این تحولات آن بود که لوتر فهم حقایق دینی را از انحصار رجال کلیسا خارج ساخته و آن را در دسترس ادراک شخصی افراد، اعلام کرد

27 اردیبهشت 1398

  • تعداد رکوردها : 251