ساخت اجتماعی دین ورزیدن

بحث حاضر بنده شاید حاوی کوششی باشد برای اینکه در باب دین ورزی به مثابه واقعیت اجتماعی تأملی صورت بگیرد. آفاق فکری جدید بشر سبب شده است که تأملات بی سابقه ای در باب دین به میان بیاید. چگونه می شود در دنیای کنونی زیست ولی از آفاق فکری آن طفره رفت. حداقل چیزی که از دینداران و نهادهای دینی انتظار می رود این است که بدانند در این آفاق نوپدید فکری، دین ورزیدن محل چه نوع پرسش هایی قرار می گیرد و چگونه توضیح داده می شود. کسی که در این آفاق به سر می برد، حتی اگر هم بخواهد دین ورزی بکند، صور دین باوری و دینداری او با دنیای پیشین متفاوت خواهد بود. پس فهمیدنی است که در باب دین ورزی از این افق های جدید باید بحث بشود. عرایض بنده سه قسمت خواهد داشت. ابتدا طیفی از آفاق فکری جدید را مرور می کنم. این طیف، دربرگیرنده پدیدار شناسی، برساخت گرایی، پساساخت گرایی و نیز نوشتار شناسی است. در قسمت دوم خواهم کوشید در محدوده وقت عرض بکنم که دین ورزی از این آفاق چگونه قابل توضیح است و سرانجام در قسمت سوم، قدری بیشتر بیان خواهم کرد که چطور با تحول ساخت اجتماعی ذهن و زبان و زندگی مردم، دین ورزی آن ها نیز از حالی به حالی می شود.

30 دی 1398

حواريون مسيحي و اهداف يهودي

به مبلغان انجيل، ايوانجليست گويند. قبل از جنگ جهاني دوم و انتشار دوره دوازده جلدي اصول مسيحيت با عنوان بنياد ها ، آنان به بنياد گرا معروف بودند. در سال 1951 با ايجاد بنيادي به نام اعضاي جهاني ايوانجيلي خود را به عنوان محافظه كاران مسيحي معرفي كردند و تا كنون ارتباط نزديكي ميان ديدگاه هاي محافظه كاران ايوانجليست با ايدئولوژي محافظه كاران سياسي آمريكا مشهود است. آنان با جديت تمام درباره عملي نمودن خواسته هاي مسيح و تحقق پيش گويي هاي انجيل تبليغ مي كنند و اعلام مي دارند، ظهور دوباره مسيح بسيار نزديك است و مسيحيان براي ظهور دوباره مسيح وظيفه دارند انجيل را در سراسر جهان تبليغ نمايند. ايوانجليست ها اعلام مي دارند كه آنان مي خواهند آمريكا را از سكولار اومانيسم نجات دهند و مي كوشند با كنار گذاشتن افراد سكولار از مسئوليت هاي حساس در جامعه، مسيحيان طرفدار اعتقادات افراطي ديني را جايگزين كنند. ايوانجليست ها راديو و تلويزيون را ابزاري معجزه آسا مي دانند كه در تحقق اهداف ديني، دستاوردهاي شگفت انگيزي داشته است. از اين رو با توسعه راديو و تلويزيون در آمريكا، آن ها برنامه هاي ديني خود را به طور بسيار گسترده اي از اين رسانه ها پخش مي كنند. اكنون در آمريكا بيش از 1550 ايستگاه راديويي و 350 ايستگاه تلويزيوني وجود دارد كه برنامه هاي مسيحي ـ ديني را در شبانه روز پخش مي كنند و هر هفته 14 ميليون نفر اين برنامه ها را تماشا مي كنند. شعار مبلغان انجيل در تلويزيون، شكل دادن افكار نوجوانان مي باشد، آن ها در تبليغ خود اظهار مي كنند كه مي خواهند اخلاق و معنويت را به كشور آمريكا و عزت را به خانواده هاي از هم پاشيده اين كشور باز گردانند . آن ها در تبليغات خود مردم را از دوران عذاب شديد به دست دجال مي ترسانند و اظهار مي كنند كه فقط «مسيحيان دوباره تولد يافته» نجات خواهند يافت. آن دسته از ايوانجليست ها، كه از طريق تلويزيون برنامه هاي تبليغي پخش مي كنند قلي ايوانجليست نام دارند.

24 دی 1398

بررسی روشهای مطالعه جامعه شناسانه دین

درنوشتار حاضر تلاش شده است که روش های مختلف جامعه شناسی دین مورد بررسی قرار گیرد تا از این طریق آسیبهای را که مطالعه جامعه شناسانه از دین در پی دارد شناسایی و در نتیجه الگوئی از جامعه شناسی دین مطرح نماید تا از حیث روش فاقد مشکلاتی باشد که جامعه شناسی دین در وضعیت موجود با آن درگیر است؛ به همین منظور پس از طرح مسأله و بررسی ابعاد و سطوح مختلف دین، سه روش «اثباتی»، «تفسیری» و «انتقادی» مورد بحث قرار گرفته و پیش فرضهای اساسی آنها مشخص شده است. پس از آن ارتباط این روشها با جامعه شناسی دین و اینکه هرکدام چه سطح و یا بعد از دین را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین بر می گزینند موشکافی شده که روش اثباتی بعد عینی، روش تفسیری بعد ذهنی و روش انتقادی هر دو بعد را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین انتخاب مینماید. البته بررسی پیامدهای هریک و نقد شان نیز مغفول نمانده است.

12 دی 1398

اندیشه‏ نظم نوین جهانی و فرهنگ‏

الگوی جامعه اطلاعاتی،بر اساس مادیت و مسایل‏ دنیوی پایه‏گذاری شده است اما مدل اجتماع اسلامی بر پایه‏ای مذهبی-سیاسی،اقتصادی-اجتماعی و سیستمی‏ فرهنگی مبتنی بر مسایل حقوقی و قانونی،استوار است. علما یعنی دانشمندان علوم مذهبی اسلامی،به ویژه‏ مجتهدین،با کارشناسان اطلاعاتی و طبقه روشنفکر جوامع مادی که اهداف اصلی آنان صرفا حول و حوش‏ مسایل اقتصادی،سیاسی و قانونی بوده و همچنین با طبقه کشیش مسیحیّت که فقط با مسایل دینی سرگرم‏ هستند،تفاوت بارزی دارند.علما یا دانشمندان اسلام را به عنوان مرجع تقلید می‏شناسند که فتاوی آنان در زمینه‏های سیاسی،قانونی،اقتصادی و فرهنگی صادر می‏گردد.

2 دی 1398

تطبیق شاخص های اخلاق پروتستانی با آموزه های شیعه(2)

پژوهش حاضر، این مسأله را بررسی می کند که تفسیر ماکس وبر از اسلام، با حکم ویژه او درباره پروتستانتیسم ارتباط بسیار ضعیفی دارد. بر این اساس، پرسش علمی پژوهش حاضر این است که «اخلاق اقتصادی موجود در پروتستانتیسم (در چارچوب نظریه اخلاق پروتستانی وبر) تا چه اندازه با اخلاق اقتصادی مذهب شیعه قابل مقایسه است؟» از این جهت، روش پژوهش از نوع مقایسه ای بوده که دنبال یافتن وجوه تفاوت و تشابه این مذاهب در مقوله اخلاق اقتصادی است. بر این اساس، هفت شاخص از تز اخلاق پروتستانی وبر استخراج گردیده و به عنوان مبنای مقایسه اخلاق اقتصادی از آن استفاده شده است. یافته های این پژوهش، نشان می دهد که اخلاق اقتصادی در پروتستانتیسم و تشیع بر مبنای نظریه ماکس وبر، فاقد انطباقند.

30 آذر 1398

مطالعه تطبیقی اخلاق اقتصادی در مذاهب پروتستانتیسم و شیعه (1)

پژوهش حاضر، این مسأله را بررسی می کند که تفسیر ماکس وبر از اسلام، با حکم ویژه او درباره پروتستانتیسم ارتباط بسیار ضعیفی دارد. بر این اساس، پرسش علمی پژوهش حاضر این است که «اخلاق اقتصادی موجود در پروتستانتیسم (در چارچوب نظریه اخلاق پروتستانی وبر) تا چه اندازه با اخلاق اقتصادی مذهب شیعه قابل مقایسه است؟» از این جهت، روش پژوهش از نوع مقایسه ای بوده که دنبال یافتن وجوه تفاوت و تشابه این مذاهب در مقوله اخلاق اقتصادی است. بر این اساس، هفت شاخص از تز اخلاق پروتستانی وبر استخراج گردیده و به عنوان مبنای مقایسه اخلاق اقتصادی از آن استفاده شده است. یافته های این پژوهش، نشان می دهد که اخلاق اقتصادی در پروتستانتیسم و تشیع بر مبنای نظریه ماکس وبر، فاقد انطباقند

27 آذر 1398

مرگ و بقای نفس‏ نقد و بررسی دیدگاه ابن سینا،سهروردی و ملاصدرا

ابن سینا از طریق رابطة علّی و معلولی و نبود چنین رابطه‏ای بین نفس و بدن،بقای نفس پس از مرگ را به اثبات رسانده است.ملاصدرا از جهات گوناگون،دلیل او را در این باره ابطال نموده است.با این حال،می‏توان گفت،نظریة ابن سینا فی‏نفسه تأمل‏برانگیز است،تمام اشکالات ملاصدرا نیز قابل ملاحظه است.سهروردی رابطة نفس و بدن را یک امر اضافی و ضعیف‏ترین امر قلمداد کرده،می‏گوید:با مرگ و فساد بدن،تنها رابطة مزبور از بین می‏رود،امّا خود نفس برای همیشه باقی است و هیچ‏گاه نابود نمی‏گردد.بر اساس نظریة ملاصدرا ذات و حقیقت نفس همان نشئة طبیعی و مادّی آن است که با بدن متّحد بوده و با مرگ و نابودی بدن نابود می‏گردد،امّا نشئة تجرّد آن همواره باقی است.نه فساد بدن در فساد این نشئه تأثیر دارد و نه کلمة نفس بر آن اطلاق می‏شود

25 آذر 1398

صور جاودانگی

شاید بتوان جاودانگی را مهم ترین دغدغه بشر دانست، لذا کم تر کسی را می توان یافت که به این مسئله نیندیشد. توجه به تاریخ بشر نشان می دهد که او از دیرباز سودای جاودانه بودن را در ذهن خود می پرورانده است. با نگاه به کشفیّات باستان شناسان در باب انسان های ماقبل تاریخ و تمدن های یونان، بین النهرین، ایران، هند، چین، ژاپن، آفریقا و آمریکای جنوبی درمی یابیم که اعتقاد به جاودانگی در میان مردم این تمدن ها امری فراگیر بوده است (نک Ries )وجود اسم های مختلف برای اشاره به جاودانگی انسان در زبان های مختلف نشان دهنده این واقعیت است که در باب چگونگی جاودانگی بشر نظریات مختلفی وجود داشته است. کلمه هایی همچون (جاودانگی)، (زندگی پس از مرگ) و (بی مرگی) در زبان فارسی; (خلود)، (الیوم الآخِر)، (یوم القیامة)، (یوم الحشر)، (یوح البعث)، (یوم النّشور)، (یوم الحساب) و (معاد) در زبان عربی و (immortality)، (survival)، (resurrection)، (afterlife) و (life afterdeath) در زبان انگلیسی به چشم می خورند که حکایت از جاودانگی دارند

18 آذر 1398

تساهل در چارچوب لیبرالیسم

در لیبرالیسم حد تساهل و آزادی، با عباراتی نظیر آنچه گفته شد، یعنی حق مساوی دیگران، چارچوب قوانین و نهادهای قانونی بیان می شود. تساهل در چارچوب لیبرالیسم فردگرایی، آخرین توجیه برای آزادی و در نتیجه برای تساهل در چارچوب لیبرالیسم که آر. بلاستر آن را بنیادی ترین و مهم ترین آنها قلمداد کرده، مستقیما بر پایه فردگرایی استوار است و بر این نکته تأکید دارد که زندگی هر کس متعلق به خود اوست و از این رو هر کس حق دارد رفتار، اندیشه و باورهای خود را به میل خویش شکل دهد و این حق برای همه افراد جامعه یکسان است. البته مشروط به آنکه در استفاده از آن، حقوق مساوی دیگران را در نظر گیرد و پایمال نسازد. نتیجه پذیرش چنین حقی برای فرد آن است که وی بتواند و حق داشته باشد اعتقادات خود را برگزیند، در ابراز این عقاید برای عموم آزاد باشد و بتواند بر اساس آنها عمل کند، البته تا جایی که با حقوق دیگران و چارچوب قوانین و نهادهای قانونی موجود سازگار باشد. هیچ کس حق ندارد محدودیتی در استفاده از این حق برای دیگری ایجاد کند. همه چیز باید در خدمت فرد و منافع او باشد مگر در جایی که منافع یک فرد با منافع فرد یا افراد دیگر تزاحم پیدا کند.

25 آبان 1398

پرواز روح و چگونگی زندگی پس از مرگ از دیدگاه سهروردی

موضوع معاد یکی از اصول راسخ دین و از مهمترین مقولاتی است که افکار انسانها، بویژه پژوهشگران و اندیشمندان را بخود مشغول نموده است و با طرح آراء و اندیشه ها در خصوص معاد،مبحث تناسخ همراه و همگام گردیده است،بگونه ای که کمتر مکتب و دینی را می توان که ردّ پای موضوع تناسخ در آن دیده نشود البته هندوان به داشتن این عقیده مشهورند.(بیرونی،ص 83،تئودور،ص 761) سهروردی از جمله حکیمان اندیشمندی است که در آغاز کتاب حکمت الاشراق خود به طرح موضوع معاد پرداخته و پس از آن،بحث بقای نفس را مطرح نموده است.

20 آبان 1398

واکاوی دیدگاه های کلامی جدید در باب سرشت وحی نبوی،با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه

تاکنون چند دیدگاه عمده در توصیف و تشریح وحی نبوی، مطرح گردیده است؛ بر اساس دیدگاه کلاسیک، وحی، نوعی انتقال حقایق و اطلاعات به پیامبر است که از زبان طبیعی استقلال دارد. مطابق رأیی دیگر، وحی، مجموعه ای از افعال گفتاری خدا و ناظر بر ارتباطی زبانی میان خدا و پیامبر است. برخی دیگر، سرشت وحی را تجربه ی دینی نبی می انگارند و بر نوعی شهود عرفانی و مواجهه ی پیامبر با خدا تأکید می کنند. گروهی نیز، پدیده ی وحی را ماحصل نبوغ فکری و قریحه ی پیامبر تلقی کرده اند. بر اساس مبانی حکمت متعالیه، همچون وحدت تشکیکی وجود و اتحاد عاقل و معقول، می توان چنین اذعان نمود که وحی نیز، مانند وجود، حقیقتی واحد و دارای مراتب مختلفی است که تمامی موجودات عالم، بر اساس مرتبه ی وجودی خویش، از این فیض الهی، بهره مند می گردند و با منشأ آن، اتحاد می یابند. برخی از دیدگاه های مطرح شده در این باب، اگرچه قابل نقد است، ولی می تواند به عنوان مقدمه ای برای دریافت وحی نبوی قلمداد گردد و برخی دیگر نیز به رغم اینکه از جهاتی نمی تواند قابل انطباق کامل با فرایند وحی باشد، اما می توان آن را در مورد برخی از مراتب وحی نبوی پذیرفت. بنابراین، میان اقسام وحی، جز از نظر مرتبه، تفاوتی نیست.

10 آبان 1398

نگرشی فلسفی-کلامی به مفهوم نیایش‏ دعا ، قضا و قدر

دعا در عرف اهل دین به معنای حاجت‏ بردن است به درگاه خداوند.دینداران‏ واقعی معتقدند که همه تقاضاها و نیازهای خود را باید به محضر پروردگار قادر ببرند و از غیر او هیچ مطلبند.اما در اینجا و درست همین نقطه گویا مشکلی‏ بروز می‏کند.اگر همه حوادث جهان و به‏ تبع آن همه آنچه بر آدمیان خواهد گذشت‏ در لوح محفوظ الهی ثبت و در قضای‏ لا یتخلف او معین شده است،دیگر دعا کردن چه چیزی را می‏تواند تغییر دهد؟و اصولا جایگاه دعای بندگان در قضا و قدر الهی کجا است؟مقاله حاضر عهده‏دار کاوش در اطراف پاسخ‏های مختلفی است‏ که به این پرسش داده شده است.

23 مهر 1398

ابن سینا و منطق فهم دین

منطق فهم دین، قواعد روشمندی است که رعایت آن قواعد، ذهن مفسر دینی، از خطا در فهم مصون شود. ضرورت چنین منطقی بر أهل اندیشه پوشیده نیست. ابن سینا یکی از صاحب نظران در این خصوص است. مسئله این مطالعه «ابن سينا و منطق فهم دین» است. این مطالعه بنیادی، تاریخی، تحلیلی و مسئله محور است به روش کتابخانه ای از منابع معتبر است. یافته های این مطالعه، عدم همخوانی دریافت های علمی فلسفی ابن سینا با متون دینی است که سبب شده تا او ناهماهنگی بین گزاره های عقلانی و گزاره های وحیانی را تشخیص دهد. پیامبر، انسان متنحصر به فرد در حدس، خیال و عقل بوده است و بخش زیادی از دریافت های او از حقایق، با سطح فهم عمومی هماهنگ نبوده است. ارانه عریان یافته ها هم، نه ممکن و نه مفید بوده است و از همین رو، او آن را به زبان رمز، تشبیه و تمثیل در اختیار مردم قرار داد تا با حداقلی از سعادت عقلانی و انسانی آشنا شوند. به نظر ابن سینا فهم حقیقت معنای متون تنها با وجودشناسی ممکن است. وجودشناسی، مفتر را قادر می سازد تا با مؤلف متن و مقصود مؤلف از متن آشنا شود و بتواند متن را رمزگشایی کند. او خود چنین کرده و همین سبب نقدهای جدی به او شده است.

19 مهر 1398

بررسی نحوه اسناد گزاره های دینی و نقش آن در تعارض علم و دین (با رویکرد به دیدگاه امام محمد غزّالی

تعارض علم و دین از چالش های اساسی فرا روی عالمان دینی از گذشته تا کنون بوده و هست. آنان همواره در پی تبیین سازش میان این دو مقوله بوده اند. از جمله امام محمد غزالی تلاش های فراوانی در این زمینه انجام داده است و از تآویل،در جهت حل تعارض علم و دین بهره برده است. در مقاله ی حاضر، نخست به راهکارهای عمده ی در مسأله تعارض علم و دین اشاره شده است و پس از آن دیدگاه غزالی در این خصوص، تبیین گردیده و در ادامه به نگرش نوینی که بر گرفته از رأی غزالی است، اشاره می شود. این رویکرد، راه رهایی از مشکل تعارض علم و دین را در تصحیح نگرش ما به گزاره های علمی و دینی می داند. طبق این نظر گزاره های علمی، گزاره های ظنی هستند، نه قطعی. و معرفت حاصله از گزاره های دینی نیز غالبا معرفتی ظنی بوده،نه یقینی، از این رو،دلیلی بر ترجیح یکی از گزاره بر دیگری وجود ندارد و باید تعارض را به حال خود واگذاشت و از این طریق، هیچ چالشی برای دین به وجود نمی آید، زیرا فهم ما از گزاره های دینی، فهمی ظنی است و اسناد معنای درک شده، به شارع،اسنادی ظنی می باشد. بنابراین گزاره های علمی ولو قطعی باشند،توانایی ابطال و تکذیب گزاره های دینی را نخواهند داشت، زیرا نهایتا تعارض علوم بشری با نوعی فهم از دین است که انتساب قطعی به دین و شارع ندارد.

5 مهر 1398

متن متواتر حدیث ثقلین در کتب شیعی و منابع اهل سنت

حدیث ثقلین از روایات مشهور و منقول از پیامبر است که همواره مورد توجه مسلمانان و تفسیر محققان و متکلمان شیعه و اهل سنت بوده و با عبارات متفاوتی نقل شده است. در این پژوهش، از سویی با استفاده از اسناد روایات، عبارتی از این حدیث که در کتب شیعه متواتر است، انتخاب شده و از سویی دیگر مصداق کلمه عترت با توجه به روایات مشابه ثقلین در کتب شیعه، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. همچنین با بررسی روایات مسند حدیث ثقلین در کتب اهل سنت و بررسی سند هر عبارت از روایت و رسم نموداری راويان أن و اعتبار راویان از نظر رجال شناسی اهل سنت، اعتبار این روایت و اعتبار روایات مشابه ثقلین که به صورت متفاوت نقل شده و دارای معنای مغایر با روایت است مورد بررسی قرار گرفته و سرانجام شبهات وارده از سید ابوالفضل برقعی درباره حدیث ثقلین، در خصوص مرجعیت علمی عترت پیامبر ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و سخن صواب در این باره برگزیده شده است.

19 شهریور 1398

اعتبار سنجی تجربه های نزدیک به مرگ در قلمرو الهیات اسلامی

موضوع تجربه های نزدیک به مرگ، از مسائل نوینی است که توجه بسیاری از پژوهشگران و مرگ پژوهان حوزة الهيات، فلسفه دین و مباحث کلامی جدید را به خود جلب نموده است. با این وجود، جای این بحث در مجامع علمی ما خصوصا در حوزه های دین پژوهی و الهیات اسلامی خالی است اما وجود غنای محتوایی در میرات اسلامی ما، می تواند خلأهای معرفتی موجود در این زمینه را پر نماید، در همین راستا، این نوشتار با بهره گیری از روش کتابخانه ای و با رویکرد الهیاتی، میزان تطابق این مباحث را با آموزه های اسلامی سنجیده، سازگاری ها و ناسازگاری های این تجربه ها را با مباحث قرآنی و روایی مشخص کرده و تطابق با عدم تطابق آنها با مکاشفات و مشاهدات عرفای مسلمان را بیان نموده است. این پژوهش به این نتیجه دست یافته است که درک جامع از تجربه های نزدیک به مرگ و ویژگی های آن به عنوان یک تجربه دینی و هم چنین بررسی مقایسه ای آن با آموزه های آخرت شناسانه قرآنی و روایی، ما را به این امر رهنمون می کند که اولا محتوای این تجربه های اصیل و معتبر، به طور کامل با آموزه های قرآنی و روایی متباین نیستند و ثانيا مشاهدات و مکاشفاتی که عرفای مسلمان از مرگ، مراحل و ویژگی های آن داشته اند، با تجربه های مذکور تنها در روش و اهداف متفاوت و غیر قابل انطباق اند اما در بحث مفاهیم و محتویات، قابل مقایسه اند. بنابراین به طور کلی می توان رابطه «عموم و خصوص من وجه» را بین این تجربیات و آموزه های آخرت شناسانه اسلامی - به خصوص در مباحث احتضاره برزخ و مکاشفات عرفانی مرگ ارادي عارفان مسلمان - در نظر گرفت و در قسمت های مشترکی که نصوص اسلامی بر آنها صحه می گذارند، می توان از نتایج این تجربیات به عنوان ابزاری برای شناخت ملموس تر عالم أخرت استفاده نمود. لازم به ذکر است که این تجربیات به جهت تفاوت و حتی تقابلشان با برخی از آموزه های اسلامی، چالش هایی را پیش روی پژوهشگران علوم و معارف اسلامی قرار می دهند که پاسخ به آنها افق های نوینی را برای متکلمان اسلامی می گشاید. اما باید توجه داشت که این چالش ها به هیچ وجه از اعتبار این تجربهها نمی کاهد و نقاط مشترک میان این تجربه ها و آموزه های اسلامی می تواند به عنوان نقطه ثقل این حوزه مطالعاتی در کلام اسلامی باشد که با تکیه بر آن می توان بر تک تک این چالش ها فائق آمد و پاسخی مناسب و شایسته به هر یک از آنها داد که مطمثنأ این امر بر تلاش متکلمان مسلمان مبتنی است.

19 شهریور 1398

بررسی و تحلیل تطبیقی مرگ و رابطه آن با معنای زندگی از دیدگاه مولوی و هایدگر

مرگ از دیدگاه مولوی، به معنی «قطع و پایان زندگی» نیست، بلکه «تولد» و «آغاز زندگی جاودانه» دیگری است. در اندیشه مولوی، «مواجهه مرگ با انسان»، «متناسب با شیوه زندگی» و «رویارویی و مواجهه انسان با مرگ» نیز متناسب با شیوه زندگی اوست. دیدگاه های مولوی در این زمینه، در چارچوب نظریه فراطبیعت گرایانه قرار می گیرد؛ زیرا وی، عامل اصلی معناداری زندگی را عشق به خداوند و سیر و حرکت به سوی او و مرگ را جزو اصلی زندگی و عامل پیوند و تکامل روح می داند. اما از دیدگاه هایدگر، مرگ، نوعی «انتخاب اجباری» و «هراسناک» و «امکان قطعی و درونی هستی خود انسان است که نقطه پایانی» بر زندگی اوست؛ انسان، تنها با مرگ است که «هستی غیر اصیلش» به «ساخت اصيل» در می آید و مرگ، حد پایان زندگی اوست. وی بر این عقیده است که مرگ واقعه ای نیست که در آینده اتفاق بیفتد، بلکه ساختاری بنیادی» و «جدایی ناپذير» از ادر- جهان - بودن» ماست. از این رو، رویارویی انسان با مرگ و پذیرش صادقانه آن، کلید «خودمختاری»، و «تمرکز» و به تعبیری؛ «زندگی اصیل» است. دیدگاه های هایدگر درباره مرگ و نسبت آن با معنای زندگی در چارچوب نظریه «طبیعت گرایانه قرار می گیرد؛ زیرا وی برخلاف مولوی، فراطبیعت (خداباوری یا روح محوری) را از مؤلفه های معناداری زندگی نمی داند، بلکه بدون استناد به مسأله خدا و روح، به تحلیل معناداری زندگی یا بی معنایی آن و تأثیر مرگ بر این معنی می پردازد.

16 شهریور 1398

مقایسه راه حل مسئله شر از دیدگاه جان هیک و علامه طباطبایی

شر در قرون اخیر به صورت منطقی و قرینهای (علیه وجود خدا) مطرح و به منزله نقدی بر آموزه های دینی مطرح شده است. فیلسوفان و متکلمان راه حل های متنوعی ارائه داده اند که از جمله پاسخها، پاسخ هیک (فیلسوف و متکلم مسیحی) است که تئودیسه پرورش روح است و نیز پاسخ علامه طباطبایی که قایل به عدمی بودن شرشده، آن را لازمه عالم مادی و اختیار انسان می داند. این دو نظریه عدل باور با وجود نقاط اشتراک، دارای تفاوت های بنیادین اند. در مقایسه و تطبيق دو نظریه، ابعاد مسئله روشن تر می شود و راه حل جدیدی به دست می آید. لذا مقاله حاضر به بررسی و تطبیق این حر - راه حل ها می پردازد.

30 مرداد 1398

بررسی و تطبيق جعل یا کشف معنای زندگی در اندیشه کیرکگور و سارتر

حذف علت غایی در تاریخ اندیشه، در مباحث علمی و فلسفی تغییراتی ایجاد کرده است و این موضوع عامل تغییر نگرش انسان به بحث خداوند به عنوان یک خالق و قدرت لایزال بوده است و اصلی ترین مسئله انسان، یعنی بحث درباره معنای زندگی او را تحت تأثیر قرار داده است. این امر، دلیل اصلی به حاشیه راندن اولوهیت خداوند و جایگزین شدن قوای انسانی شده است که نتیجه نهایی آن حاکمیت رویکردهای نیهیلیستی و پوچ گرایانه بوده است. به دنبال آن، استیلای سکولاریسم و دین پیرایی مسئله معنای زندگی انسان را به چالش کشیده است و پس از آن، انسان خداوند را نه همچون منشأ معنا، بلکه به عنوان مانعی بر سر راه زندگی می داند. از این رو، بر آگاهی و اراده خود تکیه می کند و خود را آفريننده معنای زندگی می پندارد. به همین دلیل، بحث کشف و جستجوی معنای زندگی، دستخوش تغییر شده است و به جای آن، رویکردهای معنا آفرین و سخن از جعل معنا، جایگزین شده اند. این مسئله که آیا انسان سازنده و آفریننده معنای زندگی خویش است با آن را از عاملی بیرونی کسب می کند، امروزه به چالش بزرگی برای بشر تبديل شده است. تقابل اندیشمندان خداباور و ملحد اهمیت چنین مسائلی را دوچندان می کند. به همین دلیل، در این پژوهش تلاش شده است برای این پرسش، با توجه به دو رویکرد خداباور و غیر خداباور کیرکگور و سارتر، که از اندیشمندان مکتب اگزیستانسیالیسم و از پیشگامان تحولات شگرف فلسفه معاصر هستند، پاسخی مناسب بیابیم. از یک سو، تکیه کیرکگور پر سابجکتیویته به عنوان یک حقیقت پایدار برای کشف معنای آبجکتیو زندگی با توجه به سپهر های هستی، و از سوی دیگر، بی معنابودن بنیادین زندگی به دلیل وجود نداشتن خداوند از نظر سارتر که با توجه به آگاهی انسان می توان به روش سابجکتیو برای آن معنایی جعل کرد، ژرف اندیشی شده است.

29 مرداد 1398

بررسي تطبيقي جبر و اختيار از منظر امام خميني(ره) و فخر رازي

امام خميني و فخر رازي دو تن از انديشمنداني هستند كه هريك با رويكردي ويژه و اصول كلامي متفاوت مسئلة جبر و اختيار را بررسي كرده و آرايي متفاوت را ارائه داده اند. فخر رازي كه تبحّر و مهارتي ويژه در قلمرو كلام دارد، با رويكرد كلامي اشعري، به جبر تمايل دارد؛ بيشتر به نقل استناد مي كند و از براهين عقلي، كمتر بهره مي جويد؛ از سوي ديگر امام خميني، به دليل اهميتي كه براي اين مسئله قايل بوده، در مقام متكلمي شيعي، كوشيده است كه ابعاد گوناگون اين مسئله را تبيين و تحليل كند و ريشه هاي فلسفي ـ كلامي و روايي آن را پي بگيرد. ارائة ديدگاه متعادل تر از جبر و اختيار از سوي امام(ره) كه همان امر بين الأمرين است، بنابر اصول اعتقادي و مباني عرفاني او و با رويكرد عقلي و نقلي به اثبات مي رسد. نوع تحقيق در اين مقاله توسعه اي و روش انجام آن به صورت اسنادي و توصيفي با تأكيد بر تحليل محتواست.

25 مرداد 1398

  • تعداد رکوردها : 246