• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

ادراک حسی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. ادراک حسی سيد محمد خامنه اي نظريه ملاصدرا درباره ادراك ـ شامل ادراك حسي ، ادراك خيالي و ادراك عقلي ـ از همان اشياء خارجي و اعيان موجودات آغاز و بر اساس آن بنا مي شود.[1] وي تمام درجات و مراحل ادراك را كه سلسله اي از پديده هاي جسماني و نفساني غير مادي است ناشي از موجود مادي خارجي (object) مي داند و برخلاف برخي از فلاسفة ايده آليست كه مقولات ذهني را پايه اصلي ادراك مي دانند يا فلاسفه عقليون كه به معلوماتي پيشيني قائلند يا هگل كه اصل را بر «ايده « ذهني قرار داده است ـ وي به تطابق شناخت ذهني (كه به آن معلوم بالذات مي گويد) با عين خارجي (كه به آن معلوم بالعرض مي گويد) معتقد است و ميان همه ادراكات انسان با واقعيات بيروني رابطه اي برقرار مي داند و بر آن است كه معلومات و تصورات ما ريشه در حواس ما دارد.

اقسام ثانوي علم حصولي در نظر صدرالدين شيرازي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. اقسام ثانوي علم حصولي در نظر صدرالدين شيرازي سيد محمد حكاك علم عبارت است از اتحاد معلوم با عالم يا حضور معلوم نزد عالم. اين حضور دو قسم است: يا حضور وجود معلوم است نزد عالم و يا حضور صورت معلوم نزد عالم. قسم نخست، علم حضوري است و قسم دوم را علم حصولي ناميده اند. و اين عبارت مشهور كه در تعريف علم گفته اند: «العلم هو الصورة الحاصلة من الشيء عند العقل([1])»، در خصوص علم حصولي است. براي علم حضوري مي توان علم انسان را به خودش و براي علم حصولي علم او را به اشياء خارج از خودش مثال زد. انسان خود را بيواسطه صورت و مفهوم مي يابد و علم به نفس به غير اين طريق محال است، و اگر آدمي صورتي هم از خودش دارد آن را از علم حضوري بدست آورده است. و اما علم انسان به اشياء خارجي از طريق صور آنهاست در ذهن.

بررسی و تحليل برخی تأملات تأويلی ملاصدرا در کتاب و سنت

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. بررسی و تحليل برخی تأملات تأويلی ملاصدرا در کتاب و سنت محمد بيد هندی مقدمه در هستی شناسی تأويلی ملاصدرا پنج عنصر اصلی را بوضوح مي توان از هم بازشناخت. اين عناصر عبارتند از: فلسفة ارسطو و پيروانش, تعاليم نو افلاطونی بويژه نظريات افلوطين در اثولوجيا, تعاليم فارابی و ابن سينا, نظريات عرفانی ابن عربي و اصول وحيانی شامل آيات قرآن و نهج البلاغه و بخصوص آن دسته از تعاليم پيامبر اسلام (ص) و ائمه شيعه(ع) که بيشتر جنبة باطنی و عرفانی دارند. تأمل در عناصر تشکيل دهنده نظام فلسفی ملاصدرا و نحوة ترکيب و تحليل آنها مؤيّد اين معنا است که ملاصدرا «حقيقت» را مقصد واحدی مي داند که از سه طريق وحی (قرآن) و تحليلات عقلی (برهان) و تهذيب نفس (عرفان) مي توان به دريافت آن نائل آمد. نبوغ ملاصدرا در اين بود که اين سه طريق را که به حقيقت واحدی منتهی مي گردند با يکديگر ترکيب کرد و ناسازگاريهای ظاهری آنها را بکمک کليد «تأويل»([1]) مرتفع نمود. ملاصدرا نه تنها برای آيات قرآنی, ظاهر و باطن و تفسير و تأويل قائل است بلکه معتقد است احاديث و سخنان معصومين نيز از اين ويژگی مهم برخوردارند. رابط انديشه فلسفی ملاصدرا با فهم او از متون دينی دو سويه است؛ بدين معنا که تأملات او در آيات و روايات, منشأ طرح بسياری از مبانی و مسائل فلسفی گرديده و متقابلاً فلسفة وجودی او نقش بسيار مهمی در فهم و تفسير و تأويل آيات و روايات داشته است. نگارنده معتقد است بدون توجه به نقش عنصر «تاويل» در انديشه ملاصدرا فهم اين رابطه دو سويه غير ممکن مي نمايد. بر اين اساس نخست خاستگاه تفکر تأويلی ملاصدرا را مورد بحث قرار داده و سپس به بررسی برخی تأويلات وجودی وی پيرامون آيات و روايات پرداخته ايم.

حقيقت انسان و جايگاه آن در نظام هستی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. حقيقت انسان و جايگاه آن در نظام هستی مرضيه اخلاقی قابل شناخت بودن انسان و ماهيت آن با روشن شدن معانی و جايگاه مفاهيم معرّف انسان در طليعة مباحثی که پيرامون حقيقت انسان و جايگاه آن در پيش است آنچه اهميت ويژه اي مي يابد اين مسئله است که آيا اصولاً شناخت اين حقيقت ميّسر است؟ در صورت دستيابی به اين آگاهی, از چه مقوله اي است و ميزان واقع نمايی آن تا چه اندازه است؟ آنچه مسلم است صدرا نيز همچون سايرين اگرچه شناخت حقيقت انسان را به علم حصولی ميّسر نمي داند چون مستلزم دور و يا تسلسل است, اما راه دستيابی بدان را نيز بسته و ناممکن نمي داند.

زمان و زماني

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. زمان و زماني چکیده سيد محمد خامنه اي موضوع زمان و زمانيّات همواره و در طول تاريخ از مسائل مهم فلسفه بوده و ذهن انديشمندان را بخود مشغول نموده است. اين مسئله در فلسفه اسلامي نيز يكي از مسائل مهم بشمار آمده و آراء مختلف درباره آن ابراز شده است. براي بررسي موضوع اشياء زماني (زمانيات) بايد از تعريف و بررسي خود زمان آغاز كرد. از تاريخ تفكر فلسفي و فرهنگهاي بشري چنين برمي آيد كه شناخت زمان و تعريف آن سابقه طولاني داشته مثلاً در ايران باستان قرنها پيش از آنكه مباحث فلسفي در يونان مطرح شود به رب النوع زمان بنام «زروان» معتقد بودند و آنرا موجود نخستين و ابدي و ازلي و آفريدگار جهان مي دانستند. بعدها اين عقيده در فلسفه يونان نيز اثر گذاشت و از برخي عبارات افلاطون چنين فهميده شده كه وي زمان را ابدي و ازلي همچون خود خدا مي دانسته، و يا بتفسيري ديگر؛ وي زمان را همعصر جهان (و آسمان) مي داند كه با جهان خلق شده و با فناي جهان فاني خواهد شد

تأثرات ملاصدرا از مكتب اشراقي در بحث نظام فيض

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو از سایت ملاصدرا نقل می گردد. تأثرات ملاصدرا از مكتب اشراقي در بحث نظام فيض دکتر عين الله خادمي استاديار دانشگاه شهيد رجايي چكيده ملاصدرا از جهت عملي به تز كثرتگرايي روش شناختي پاي بند بوده است، بدين خاطر در حل مسائل فلسفي از مكاتب و منابع مختلف تأثر ثبوتي و سلبي پذيرفته است. ملاصدرا در تدوين نظريه خويش دربارة نظام فيض حداقل از چهار جهت از مكتب اشراقي تاثير پذيرفته است. اين جهات عبارتند از: 1. توجه به جهات و حيثيات عيني در پيدايش كثير از واحد. 2. عدم پذيرش انحصار عقول به ده عقل. 3. پذيرش عقول عرضي علاوه بر عقول طولي. 4. استفاده از قاعدة امكان اشرف براي تبيين نظام فيض. بهمين قياس سه عنصر از نظريه مشائيان دربارة فيض را ـ يعني تحليل پيدايش كثرت بر اساس حيثيات اعتباري و انحصار عقول به دهگانه طولي ـ پذيرفته است.

اسفار اربعه در حكمت متعاليه

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد.مقاله پیش رو از پایگاه اطلاع رسانی ملاصدر نقل می گردد. اسفار اربعه در حكمت متعاليه سيد محمد خامنه اي كتاب اسفار اربعه، شاهكار ماندگار و ارزشمند حكيم صدرالمتألهين ملاصدرا شيرازي است كه بروشني سيماي مكتب مستقل و منسجم او را ـ كه بحق «حكمت متعاليه» ناميده است ـ جلوه گر مي سازد. اين مكتب نتيجه نبوغ و دانش گسترده و تسلط اين حكيم و فيلسوف بزرگ بر فلسفه اشراقي و مشائي، و كلام و عرفان، و الهام گرفتن وي از قرآن مجيد و احاديث اهل بيت (عليهم السلام) مي باشد و درعين حال آنرا بايستي ثمره شجره طيبه حكمت دانست كه قرنها پيش از او در ايران و بلاد اسلامي و نقاط ديگر جهان وجود داشته و نشو و نما نموده است.

تأثير تلقّي صدرايي از نفس انساني در حل معضلات فلسفه اسلامي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد تأثير تلقّي صدرايي از نفس انساني در حل معضلات فلسفه اسلامي عباس حاج زين العابديني[*] چكيده اصول و مباني علم النفس صدرايي تفاوتهاي مبنايي بسياري با علم النفس پيشـينيان خود دارد. در نتيجه اين تفاوتهاست كه ملاصدرا در حل و تبيين معضلات موجود در حكمت الهي كاميابتر رخ نموده است. در اين مقاله پس از گزارشي اجمالي از اصول اساسي علم النفس حكمت متعاليه، نمونه هايي صريح از معضلاتي كه تحت تأثير آن اصول، راهي مقبولتر براي حل مي يابند، مورد بررسي قرار گرفته است.

ابتكارات فلسفى صدرالمتألهين( قسمت چهارم و پایانی )

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. ابتكارات فلسفى صدرالمتألهين( قسمت چهارم و پایانی ) سيد محمد انتظام چکیده از نظر صدرالمتألهين، علم عبارت است از «حضور شىءلشىء». اين تعريف هم در علم حضورى و هم در علم حصولى صادق است. در علم حضورى مطلب روشن است و در علم حصولى نيز چون معلوم بالذات صورت علمى است كه در ذهن حضور دارد اين تعريف صادق مى باشد. اين تعريف بطور ضمنى بمجرد بودن علم و عالم اشاره دارد. زيرا در موجود مادى هر جزئى از جزء ديگر غائب است. بخصوص كه صدرالمتألهين بحركت و تحول در جوهر موجود مادى باور دارد و در حركت جوهرى، اجزاء فرضى پيشين و پسين هيچگاه با يكديگر قابل اجتماع نيستند

ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين ( قسمت سوم)

چکیده قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد. بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وبگاه است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت صدرا منتشر گردیده است. ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين ( قسمت سوم) سيد محمد انتظام حركت جوهرى تعريف و اركان حركت صدرالمتألهين حركت را خروج تدريجى شىء از قوه به فعل تعريف مى كند. اين تعريف همه اركان حركت را دربردارد. زيرا براساس آن آغاز حركت از قوه و انجام آن به فعليت است و قوه و فعليت در واقع مبدأ و منتهاى حركتند. خروج ازقوه به فعل مستلزم وجود فاصله اى يعنى قوه و فعليت است; «هر چند كه اين فاصله مكانى نباشد». اين فاصله مسافت حركت است. شىء كه از قوه خارج مى شود و به فعليت مى رسد موضوع حركت است كه حركت در اعراض موضوع و حركت، دو چيزند و در حركت جوهرى متحرك و حركت، يعنى موضوع حركت با خود حركت عين يكديگرند. موضوع حركت از جهتى بالقوه و از جهتى بالفعل است; زيرا آنچه از هر جهت بالفعل باشد نيازبه حركت ندارد و آنچه از هر جهت بالقوه باشد تحصل خارجى ندارد. تدريج در اين تعريف بمنزله فصل است كه تغييرات دفعى و كون و فساد و خلع بعد از لبس را از تعريف حركت خارج مى سازد. تدريج بيانگر لبس بعد از لبس است; به اين معنا كه متحرك هيچ كمالى از كمالات قبلى را از دست نمى دهد از سوى ديگر تدريج بيانگر اتصال است و اتصال حافظ وحدت شخصى و اين نكته اساسى دفع برخى از شبهات پيرامون حركت در جوهر مى باشد و چون تدريج جز در زمان صورت نمى گيرد پس حركت با زمان قابل اندازه گيرى خواهد بود. اركان حركت، زمان، حركت جوهرى، ربط متغير به ثابت و حادث به قديم

ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين «ابتكارات و نوآوري هاي صدرالمتألهين در هستي شناسي» قسمت دوم

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد. بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وبگاه است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت صدرا منتشر گردیده است. ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين «ابتكارات و نوآوري هاي صدرالمتألهين در هستي شناسي» قسمت دوم سيد محمد انتظام تنوع نوآوريهاي فلسفي صدرالمتألهين ايجاب مي كند كه در چهار بخش ـ كه در واقع بخشهاي اصلي فلسفه را تشكيل مي دهند ـ تقسيم و ارائه شوند، كه عبارتند از: 1 - هستي شناسي ، 2 - معرفت شناسي، 3 - الهيات، 4 - روانشناسي فلسفه.

ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين ( قسمت اول)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد. بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وبگاه است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت صدرا منتشر گردیده است. ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين ( قسمت اول) سيد محمد انتظام پيش درآمد حكمت متعاليه كه حاصل مطالعات و مكاشفات صدرالمتألهين شيرازي است بي ترديد تحولي بنيادين در عرصه علوم و معارف الهي در تاريخ انديشه اسلامي پديد آورد و در حوزه معارف عقلي و فلسفي پس از دو گرايش مشائي و اشراقي مكتب جديدي را با تفاوت بسيار در روش و ساختار و مبادي و نتايج دو گرايش مذكور بنيان نهاد. صدرالمتألهين با روش كاملاً بديع و با استفاده از تواناييهاي ذاتي خود تمام انديشه هاي فلسفي و عرفاني و كلامي موجود در زمان خود را پس از غربال آن با ابزار برهان و شهود و نوآوريها و ابتكارات شخصي و مجموعه اي عظيم از معارف قرآني و روائي تركيب نمود و همه آن انديشه ها را در قالبي واحد و با ساختاري منظم و بسامان بر طالبان علم و حقيقت عرضه داشت. با توجه با اينكه نوآوري در هر علمي ممكن است در روش معرفتي يا ترتيب و تنظيم مباحث و يا طرح مسائل جديد و يا تبيين و اثبات نظريه هاي پيشين و يا ردّ و ابطال آنها صورت گيرد مي توان ادعا كرد كه در افكار و انديشه هاي فلسفي صدرالمتألهين همه اشكال و انواع نوآوري وجود دارد. مهمتر اينكه تركيب و تلفيق اين نوآوريها، فكر و انديشه و مكتب جديدي را در علوم عقلي و معارف الهي عرضه مي كند كه به دليل برتريهاي محسوس نسبت به مكتبهاي ديگر عرصه فكر و انديشه را در قلمرو خود مي گيرد و بسياري از عالمان و حكيمان برجسته را در سلك مريدان خود قرار مي دهد. دقت در مباني تفكر و انديشه اين حكيم بزرگ و تأمل در لايه هاي دروني حكمت متعاليه و حتّي دقت در لايه ظاهري آن پژوهشگر را با چنان معرفت منسجم و هماهنگي مواجه مي سازد كه شگفتي، حيرت و تحسين خود را از اين همه توفيق نمي تواند مخفي دارد. مطابق ديدگاه صدرالمتألهين كه جهان را انسان اكبر و فلسفه را انعكاس آن در آيينه قلب آدمي مي داند مي توان گفت حكمت متعاليه همچون پيكره واحدي است كه از جسم و جان و مجموعه اي از اعضا، اصلي و فرعي تشكيل شده كه جداكردن هر قسمت از آن موجب نقص و زشتي اين پيكر زيبا و ناديده گرفتن اصولي چون اصالت وجود ووحدت تشكيكي آن به منزله خارج ساختن روح از كالبد اين مكتب و تبديل آن به جسمي بي جان مي باشد

اثبات حركت و انكار ماهيت در فلسفه ملاصدرا و بعضى معضلات كلامى ناشى از آن

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد. بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وبگاه است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت صدرا منتشر گردیده است. اثبات حركت و انكار ماهيت در فلسفه ملاصدرا و بعضى معضلات كلامى ناشى از آن داگلاس پى. لاكى (Dauglas. P. Lacky ) اگر كسى به فلسفه ملاصدرا توجه كند مى بيند كه اساسيترين و جالبترين آموزه اين فلسفه، نظريه تغيير يا حركت دائمى است. من در اين مقاله به اين بحث خواهم پرداخت كه نظريه حركت چگونه برانديشه ملاصدرا درباب نسبت ميان وجود و ماهيت تأثير گذاشته است. اين دو موضوع اغلب جداى از يكديگر مطمح نظر قرار گرفته اند. سپس نشان خواهم داد كه چگونه برخى از نتايج نظر ملاصدرا درباب وجود و ماهيت بر آراء او درباب نسبت خدا با عالم تأثير گذاشته است. در پايان، سخنان او را در اين زمينه با نظريه اسپينوزا، مبنى براينكه اشياء موجود در عالم، اجزاء يا حالات خدا هستند، مقايسه مى كنم.

افق خداشناسي در فلسفه ارسطويي و حكمت صدرايي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین و پژوهشگرانی که محتوای قلمشان متناسب با فعالیت سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب درج می گردد.بدیهی ست که انتشار این مطالب به منزله تایید همه یا بخشی از آن نیست. افق خداشناسي در فلسفه ارسطويي و حكمت صدرايي علي اله بداشتي استاديار دانشگاه قم چکیده اهميّت سخن گفتن از خدا بر كسي پوشيده نيست و هيچ نظام فلسفي نيست كه در اين مسئله نفياً يا اثباتاً سخني نگفته باشد، از جمله در دو نظام فلسفي ارسطويي و صدرايي درباره ضرورت وجود خدا و اوصاف جلال و جمالش بحث شده و خدا در هر دو نظام فلسفي جايگاه ويژه يي دارد. بويژه در حكمت صدرايي كه در بيشتر آثارش از ذات و صفات و اسماء و افعالش سخن رفته است. وي علاوه بر آنكه آثار مستقلي مانند كتابهاي المبدأ و المعاد، المظاهر الالهية و حكمت عرشيه در اينباب ارائه نموده در ديگر آثارش نيز در اين زمينه مباحث مستوفايي دارد. از جمله در اسفار (كه مفصلترين اثر علمي اوست و يك سوم آن به مباحث الهيات بالمعني الاخص، اختصاص يافته است) الشواهد الربوبيه، المشاعر، المفاتيح الغيب و... . در اين مختصر هدف، مقايسه انديشه هاي دو حكيم شرق و غرب، متعلق به دو دوره متقدم و متأخر در باب شناخت خدا بويژه اوصاف كمالي اوست. بديهي است كه ديدگاههاي هر يك از ايندو حكيم درباره خدا بر مباني فكري و فلسفي آنها استوار است; از اينرو لازم است ابتدا مباني هستي شناسي و روشهاي معرفتي هر يك را بررسي نموده آنگاه به مقايسه فهم و تفسير آنها درباره خدا بپردازيم.

روش شناسي ملاصدرا در مسئله علم باريتعالي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین و پژوهشگرانی که محتوای قلمشان متناسب با فعالیت سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد.بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. روش شناسي ملاصدرا در مسئله علم باريتعالي پرسش از راز برتري حكمت صدرا و تفوق آن بر ساير نحله هاي فلسفي، سؤالي است اساسي در حوزه فلسفه اسلامي كه ميتوان آن را با تكيه بر روش شناسي ملاصدرا پاسخ گفت. در باب روش شناسي ملاصدرا مجموعاً هفت نظريه قابل گزارش است. نظريه مختار نگارنده، ملاصدرا را در برخوداري از منابع متنوع و متكثر خود، داراي يك الگوي پژوهشي ميداند كه با پيروي از آن موفق به ابداع نظريات جديد ميگردد و بدينسان نوآوريهاي فراوان وي را قابل تبيين ميداند. نقطه مقابل اين نظريه، ديدگاه التقاطگرايانه است كه ملاصدرا را به التقاط انديشه ها متهم ميكند. اين نظريه از تبيين نوآوريهاي او قاصر است. اين نوشتار با ملاصدرا در يكي از غامضترين مسائل فلسفه اسلامي، همراه شده و تلاش كرده است تا بگونه يي مستند، الگوي پژوهشي وي را در اين مسئله نشان دهد.

غايت و انگيزه ي آفرينش از منظر يونانيان و مسلمانان

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای دکتر یحیی یثربی در سایت راسخون درج گردیده است. غايت و انگيزه ي آفرينش از منظر يونانيان و مسلمانان نگرش مادي، غايت و انگيزه را در پيدايش موجودات نمي پذيرديکي از ويژگي ها برجسته ديدگاه ارسطو در باب جهان، غايت انگاري تمام عيار او است. غير از بعضي تصادفات اتفاقي، همه آنچه وجود دارد يا رخ مي دهد، از براي غايتي وجود دارد يا رخ مي دهد. اما چندان روشن نيست که اين ديدگاه را چگونه بايد تفسير کرد انگيزه، بر اساس اراده مطرح مي گردد. اراده نيز در جايي است که فاعل شعور داشته باشد. بنابراين بسيار طبيعي است که عده اي اراده را بي نياز از انگيزه دانسته و عده اي ديگر علم را جانشين اراده و انگيزه، هر دو، بدانند. از متفکران مسلمان، معتزله که از نظر تاريخي پيش از گروه هاي فکري ديگر قدمت دارند، بر اساس دلالت متون ديني و نيز بر اساس داده هاي تجارب انساني، خداوند را داراي علم، اراده و انگيزه مي دانند.

نخستين موجود، از منظر يونانيان و مسلمانان

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای دکتر یحیی یثربی در سایت راسخون نشر گردیده است. نخستين موجود، از منظر يونانيان و مسلمانان نخستين موجود پديد آمده از ماده يا اجزاي قديم، چه بوده است؟ دموکريت و ارسطو در اين باره چيزي نگفته اند. افلاطون نيز در اين باره مطلبي ندارد. در آثار کساني که يک عنصر، مثلاً آب را قديم مي دانند و آن را مادة المواد مي شمارند، از نخستين پديده سخن به ميان آمده است. اما در افسانه هاي باستاني مربوط به پيدايش جهان، معمولاً ترتيب آفرينش مطرح است. فلسفه، تلاش انسان براي فهم عقلاني جهان است و طبعاً در برابر افسانه قرار مي گيرد. اما هرگز از تأثير و آميزش افسانه در امان نمي ماند. اکنون مسئله چگونگي آفرينش يا صدور آغازين جهان را از نظر متفکران پي مي گيريم. کساني که خداوند را به عنوان آفريدگار جهان در نظر مي گيرند، معمولاً ميان خدا و جهان، واسطه يا واسطه هايي را مي پذيرند. انگيزه آنان از فرض اين واسطه ها، تنزيه و متعالي دانستن خداوند است.

معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا) قسمت دوم

نکته این مقاله به قلم آقای دکترجعفر شانظری و خانم فاطمه زارع دانشجوی دکتری حکمت متعاليه دانشگاه اصفهان در مجله علمی – پژوهشی اسرا شماره 16 تابستان 1392به چاپ رسیده است لازم به ذکر است که به دلیل طولانی بودن متن مقاله این متن در دو قسمت ارائه می گردد. معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا) قسمت دوم چکيده تبيين جايگاه بديهيات در نظام فکري فلاسفه اسلامي يکي از اساسي ترين مسائل است که با وجود اهميت فراوان و نقش بي بديلش در نظام معرفتي فيلسوفان، از زواياي مختلف مورد مداقه قرار نگرفته است، به گونه اي که به دليل ابهامات موجود در معناشناسي بديهيات و عدم تمايز بين ادراکات بديهي و نظري، موجب استفاده نادرست قضاياي نظري و بديهي و در نتيجه، حصول معارف مبهم در نظام معرفتي مي گردد. بررسي معناي دقيق مفاهيم بديهي، شمار بديهيات و منشأ حصول بديهيات از جمله مسائلي است که اين مقاله به عهده گرفته است. اشاره اجمالي به نظرات اين سه فيلسوف چنين بيان مي گردد که تحليل ايشان در تبيين منطقي مفهوم بديهيات - با وجود اختلاف تعابير گوناگون- مشابه همديگر است است، لکن ابن سينا و ملاصدرا به تبيين فلسفي مفهوم بديهيات نيز نظر داشته اند، به گونه اي که بدون بديهيات، هيچ استدلال و بياني امکان پذير نيست و با اين لحاظ، بديهيات نه قابل اثبات فلسفي و نه قابل انکار فلسفي است و چنين نکته اي در آراء سهروردي مشهود نيست. نظر ابن سينا و ملاصدرا در شمار بديهيات يکسان است و سهروردي تعداد آنها را به سه قسم فرو کاسته و بالصراحه به تضييق دايره بديهيات پرداخته است. در مورد منشأ حصول بديهيات، ابن سينا استمداد از عقل فعال و سهروردي، شهود و ملاصدرا حس را مطرح مي کند. واژگان کليدي: بديهي، نظري، فطری، اولی، ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا

معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا)قسمت اول

نکته این مقاله به قلم آقای دکترجعفر شانظری و خانم فاطمه زارع دانشجوی دکتری حکمت متعاليه دانشگاه اصفهان در مجله علمی – پژوهشی اسرا شماره 16 تابستان 1392به چاپ رسیده است لازم به ذکر است که به دلیل طولانی بودن متن مقاله این متن در دو قسمت ارائه می گردد. معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا)قسمت اول چکيده تبيين جايگاه بديهيات در نظام فکري فلاسفه اسلامي يکي از اساسي ترين مسائل است که با وجود اهميت فراوان و نقش بي بديلش در نظام معرفتي فيلسوفان، از زواياي مختلف مورد مداقه قرار نگرفته است، به گونه اي که به دليل ابهامات موجود در معناشناسي بديهيات و عدم تمايز بين ادراکات بديهي و نظري، موجب استفاده نادرست قضاياي نظري و بديهي و در نتيجه، حصول معارف مبهم در نظام معرفتي مي گردد. بررسي معناي دقيق مفاهيم بديهي، شمار بديهيات و منشأ حصول بديهيات از جمله مسائلي است که اين مقاله به عهده گرفته است. اشاره اجمالي به نظرات اين سه فيلسوف چنين بيان مي گردد که تحليل ايشان در تبيين منطقي مفهوم بديهيات - با وجود اختلاف تعابير گوناگون- مشابه همديگر است است، لکن ابن سينا و ملاصدرا به تبيين فلسفي مفهوم بديهيات نيز نظر داشته اند، به گونه اي که بدون بديهيات، هيچ استدلال و بياني امکان پذير نيست و با اين لحاظ، بديهيات نه قابل اثبات فلسفي و نه قابل انکار فلسفي است و چنين نکته اي در آراء سهروردي مشهود نيست. نظر ابن سينا و ملاصدرا در شمار بديهيات يکسان است و سهروردي تعداد آنها را به سه قسم فرو کاسته و بالصراحه به تضييق دايره بديهيات پرداخته است. در مورد منشأ حصول بديهيات، ابن سينا استمداد از عقل فعال و سهروردي، شهود و ملاصدرا حس را مطرح مي کند. واژگان کليدي: بديهي، نظري، فطری، اولی، ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا

خلود نفس از دیدگاه ابن سینا

چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم خانم معصومه صفدری به چاپ رسیده است خلود نفس از دیدگاه ابن سینا نفس با تعلق خود به بدن و به كارگيري آن تا حدي به كمال مي رسد؛ ولي همراهی آن دو هميشگي نيست؛ چرا كه ماده هميشه در تغيير (كون و فساد) است و نفسِ مجرد سرانجام مسير جديدي را در پيش خواهد گرفت. بنابراين مرگ به معناي نابودي نيست؛ بلكه قطع علاقه نفس به بدن مادي است. ابن سينا نفس همه انسان ها را جاودان مي داند. از نظر وي، نفس جوهري مستقل و فقط در مقام فعل محتاج به بدن است. او معاد روحاني را با براهين عقلي اثبات مي كند؛ اما از اثبات معاد جسماني اظهار عجز مي نمايد و در نتيجه آن را تنها از طريق دلايل نقلي قابل پذيرش مي داند. واژه های کلیدی: نفس، خلود، تعيّن نفوس، اتحاد نفوس، ابن سينا.

  • تعداد رکوردها : 290
    • تعداد رکوردها : 0
    • تعداد رکوردها : 0
    • تعداد رکوردها : 0
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

حدیث

پيامبرصلي الله عليه وآله : مَن أحيي لَيلَةَ القَدرِ حُوِّلَ عَنهُ العَذابُ إلَي السَّنَةِ القابِلَةِ

هر كس شب قدر را احيا بدارد ، تا سال آينده عذاب از او بر داشته مي‏شود

اقبال الأعمال ، ج ۱، ص ۳۴۵ .