1215رکورد در مدت زمان 0.125ثانیه
عبارت مورد جستجو :
بحث حاضر بنده شاید حاوی کوششی باشد برای اینکه در باب دین ورزی به مثابه واقعیت اجتماعی تأملی صورت بگیرد. آفاق فکری جدید بشر سبب شده است که تأملات بی سابقه ای در باب دین به میان بیاید. چگونه می شود در دنیای کنونی زیست ولی از آفاق فکری آن طفره رفت. حداقل چیزی که از دینداران و نهادهای دینی انتظار می رود این است که بدانند در این آفاق نوپدید فکری، دین ورزیدن محل چه نوع پرسش هایی قرار می گیرد و چگونه توضیح داده می شود. کسی که در این آفاق به سر می برد، حتی اگر هم بخواهد دین ورزی بکند، صور دین باوری و دینداری او با دنیای پیشین متفاوت خواهد بود. پس فهمیدنی است که در باب دین ورزی از این افق های جدید باید بحث بشود. عرایض بنده سه قسمت خواهد داشت. ابتدا طیفی از آفاق فکری جدید را مرور می کنم. این طیف، دربرگیرنده پدیدار شناسی، برساخت گرایی، پساساخت گرایی و نیز نوشتار شناسی است. در قسمت دوم خواهم کوشید در محدوده وقت عرض بکنم که دین ورزی از این آفاق چگونه قابل توضیح است و سرانجام در قسمت سوم، قدری بیشتر بیان خواهم کرد که چطور با تحول ساخت اجتماعی ذهن و زبان و زندگی مردم، دین ورزی آن ها نیز از حالی به حالی می شود.
بزرگترین گناه ترس است
عالم مثال عالمی است که نخستین بار بوسیله شیخ اشراق‏ به فلسفه اسلامی راه یافت.این عالم واسطه‏ایست بین‏ عالم ماده و عوالم مجرد از ماده و بهمین دلیل نقش یک‏ حلقه اتصال را بازی میکند که از خصوصیات عوالم‏ فوقانی و تحتانی بهره‏مند است و بهمین دلیل عالم‏ عجائب خوانده مشود.این عالم در فلسفه سهروردی‏ کارکردهای متعددی دارد که از جمله آنها میتوان به توجیه‏ قیامت و رستاخیز و تبیین مسئله وحی و توضیح‏ معجزات اولیا اشاره کرد.درباره نحوه تعامل عالم مثال و عالم ماده نیز بایستی گفت براساس کلام سهروردی‏ میتوانیم صور عالم ماده را ظهور صور مثالی بدانیم که در عالم مثال موجودند و در اینجاست که به مفهوم«تمثیل» برمیخوریم که توضیح آن با کمک عالم مثال آسان‏ مینماید.نوع ارتباط خیال متصل و خیال منفصل نیز از زمره مسائلی است که در اینجا مطرح میشود.این ارتباط دو طرفه است بطوری که خیال انسان هم از خیال منفصل‏ تأثیر میپذیرد و هم روی آن اثر میگذارد.
به مبلغان انجیل، ایوانجلیست گویند. قبل از جنگ جهانی دوم و انتشار دوره دوازده جلدی اصول مسیحیت با عنوان بنیاد ها ، آنان به بنیاد گرا معروف بودند. در سال 1951 با ایجاد بنیادی به نام اعضای جهانی ایوانجیلی خود را به عنوان محافظه کاران مسیحی معرفی کردند و تا کنون ارتباط نزدیکی میان دیدگاه های محافظه کاران ایوانجلیست با ایدئولوژی محافظه کاران سیاسی آمریکا مشهود است. آنان با جدیت تمام درباره عملی نمودن خواسته های مسیح و تحقق پیش گویی های انجیل تبلیغ می کنند و اعلام می دارند، ظهور دوباره مسیح بسیار نزدیک است و مسیحیان برای ظهور دوباره مسیح وظیفه دارند انجیل را در سراسر جهان تبلیغ نمایند. ایوانجلیست ها اعلام می دارند که آنان می خواهند آمریکا را از سکولار اومانیسم نجات دهند و می کوشند با کنار گذاشتن افراد سکولار از مسئولیت های حساس در جامعه، مسیحیان طرفدار اعتقادات افراطی دینی را جایگزین کنند. ایوانجلیست ها رادیو و تلویزیون را ابزاری معجزه آسا می دانند که در تحقق اهداف دینی، دستاوردهای شگفت انگیزی داشته است. از این رو با توسعه رادیو و تلویزیون در آمریکا، آن ها برنامه های دینی خود را به طور بسیار گسترده ای از این رسانه ها پخش می کنند. اکنون در آمریکا بیش از 1550 ایستگاه رادیویی و 350 ایستگاه تلویزیونی وجود دارد که برنامه های مسیحی ـ دینی را در شبانه روز پخش می کنند و هر هفته 14 میلیون نفر این برنامه ها را تماشا می کنند. شعار مبلغان انجیل در تلویزیون، شکل دادن افکار نوجوانان می باشد، آن ها در تبلیغ خود اظهار می کنند که می خواهند اخلاق و معنویت را به کشور آمریکا و عزت را به خانواده های از هم پاشیده این کشور باز گردانند . آن ها در تبلیغات خود مردم را از دوران عذاب شدید به دست دجال می ترسانند و اظهار می کنند که فقط «مسیحیان دوباره تولد یافته» نجات خواهند یافت. آن دسته از ایوانجلیست ها، که از طریق تلویزیون برنامه های تبلیغی پخش می کنند قلی ایوانجلیست نام دارند.
الگوی جامعه اطلاعاتی،بر اساس مادیت و مسایل‏ دنیوی پایه‏گذاری شده است اما مدل اجتماع اسلامی بر پایه‏ای مذهبی-سیاسی،اقتصادی-اجتماعی و سیستمی‏ فرهنگی مبتنی بر مسایل حقوقی و قانونی،استوار است. علما یعنی دانشمندان علوم مذهبی اسلامی،به ویژه‏ مجتهدین،با کارشناسان اطلاعاتی و طبقه روشنفکر جوامع مادی که اهداف اصلی آنان صرفا حول و حوش‏ مسایل اقتصادی،سیاسی و قانونی بوده و همچنین با طبقه کشیش مسیحیّت که فقط با مسایل دینی سرگرم‏ هستند،تفاوت بارزی دارند.علما یا دانشمندان اسلام را به عنوان مرجع تقلید می‏شناسند که فتاوی آنان در زمینه‏های سیاسی،قانونی،اقتصادی و فرهنگی صادر می‏گردد.
نوام چامسکی در کتاب مهم خود مثلث سرنوشت درباره ی ویژگی اصلی لابی یهودی آمریکایی می نویسد : طرفداران اسرائیل در آمریکا فقط یهودیان نیستند بلکه عده ی بسیار زیادی غیریهودی وجود دارد که با جدیت از اسرائیل حمایت می کنند. چامسکی ادامه می دهد: "قبل از هر چیز باید روشن شود که پدیده ای که مت تیلمان از آن به عنوان لابی یهود نام می برد تنها به جامعه ی یهودیان آمریکا محدود نمی شود. این پدیده در بردارنده ی بخش بزرگی از چهره های لیبرال، رهبران سندیکاها، بنیاد گرایان دینی، محصولات با تکنولوژی برتر دولتی داخلی (یعنی تولیدات نظامی )و منابع تهدید نظامی و ماجراجویی نظامی خارجی و در کنار آن حامیان دولت اعم از کلیه نیروهای نظامی محافظه کار می باشد
برای پرهیز از اشتراک لفظی، ارائه تعریف سه واژه نظریه، مسیحیت و صهیونیسم، ضرورت دارد؛ علاوه بر این، گشودن فضای بحث، نیازمند مقدمه ای است و افزون بر این ، در بین خوانندگان ایرانی، مسیحیت صهیونیستی، واژه جدیدی است و از این رو، تعریفی از آن، در ذهن ها نیست.
از زمان کانت به این سو، معرفت شناسی در کانون توجه فیلسوفان قرار گرفته ودل مشغولی اصلی آنان به شمار می رود. هنر اساسی کانت در عطف توجه فیلسوفان، به نقش فعال فاهمه بود. تا آن زمان، تصور عمومی ذهن را منفعل محض می دانست که آینه وار جهان واقع را چنانکه هست به آدمی می نمایاند. اگر دستگاه ادراکی انسان فعال است و معرفت، حاصل فعل و انفعال ذهن است، سهم و حظ هر یک از دو جنبه یاد شده چقدر است؟ و به دنبال آن، باید مشخص کرد که محدوده فاهمه کجاست؟ وارزش معرفت چیست؟ این سؤالها و نظایر آن امروزه در دانش مستقلی بررسی می شود، که یکی از شاخه های پایه در فلسفه است. اگر چه فیلسوفان مسلمان دانش مستقلی در معرفت شناسی به وجود نیاورده اند، اما بسیاری از پرسشهای معرفت شناختی را به صورت استطرادی پاسخ داده اند. مقاله حاضر، نگاهی گذرا به کارنامه فیلسوفان مسلمان در مسئله معرفت شناسی است.
درنوشتار حاضر تلاش شده است که روش های مختلف جامعه شناسی دین مورد بررسی قرار گیرد تا از این طریق آسیبهای را که مطالعه جامعه شناسانه از دین در پی دارد شناسایی و در نتیجه الگوئی از جامعه شناسی دین مطرح نماید تا از حیث روش فاقد مشکلاتی باشد که جامعه شناسی دین در وضعیت موجود با آن درگیر است؛ به همین منظور پس از طرح مسأله و بررسی ابعاد و سطوح مختلف دین، سه روش «اثباتی»، «تفسیری» و «انتقادی» مورد بحث قرار گرفته و پیش فرضهای اساسی آنها مشخص شده است. پس از آن ارتباط این روشها با جامعه شناسی دین و اینکه هرکدام چه سطح و یا بعد از دین را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین بر می گزینند موشکافی شده که روش اثباتی بعد عینی، روش تفسیری بعد ذهنی و روش انتقادی هر دو بعد را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین انتخاب مینماید. البته بررسی پیامدهای هریک و نقد شان نیز مغفول نمانده است.
وقتی پیله ها ضخیم می شوند
  • تعداد رکوردها : 1215