1320رکورد در مدت زمان 4.062ثانیه
عبارت مورد جستجو :
در مکتب ابطال گرایی، رابطه میان نظریات و حقایق نه از نوع ایجابی، بلکه سلبی است؛ یعنی با دانستن ابطال های متعددی که به دست آورده ایم، می دانیم جهان بدان گونه که قبلا می اندیشیدیم، عمل نمی کند و آنها باطل شده است. در مکتب «ابطال گرایی»، ابطال ها و سلب ها اصل هستند و تأییدها نقش فرعی ایفا می کنند. نقش ایجابی نظریه را می توان چنین بیان داشت که نظریه جدید واجد تأییداتی است که در نظریه سابق نبوده است. بنابراین، در ابطال گرایی، نمی توان ادعای تطابق کامل یک نظریه با واقعیت را داشت، بلکه می توان گفت: نظریات علمی به تدریج، به حقیقت نزدیک تر می شوند. از آن رو که هر نظریه لاحق فاقد ابطال های سابق است، نظریه لاحق از این بابت که تعدادی از ابطال ها و اشتباه های نظریه سابق را ندارد، کامل تر و به حقیقت نزدیک تر شده است.
در این نوشتار، ‍«ابرمرد» نیچه و «انسان آرمانی» سیّداحمد فردید بررسی و مقایسه شده است تا وجوه افتراق و اشتراک آن ها هویدا شود. هر دو فیلسوف، رویکردی نو و بدیع به «انسان آرمانی» دارند. نیچه، از مطرح ترین فیلسوفان معاصر غرب در ایران و فردید، اولین فیلسوف مدرن در ایران است. «ابرمرد» و «انسان آرمانی»، دایرمدار و مشهورترین حاصل فکری آن هاست. فردید، انسان آرمانی را با عنوان «بقیة الله» و «امام زمان» مطرح می کند. ابرمرد نیچه نیز همچون انسان آرمانی فردید، منجی است و در آینده ظهور خواهد کرد. اندیشة انتظار در هر دو فیلسوف، برجسته است. نیچه و فردید، هر دو آشفته سخن گفته اند و در مورد آن ها نمی توان از منظومة افکار سخن گفت. با توجه به این مسئله، مقالة حاضر سعی دارد تا رئوس اصلی اندیشة این دو فیلسوف را که در انسان موعود و آرمانی آن ها طرح می شود و اجماع نظر بیش تری در موردشان وجود دارد، قیاس کند.
در دوران معاصر، بحران های پی در پی، نقش اساسی در شکل گیری و تحول اندیشه های سیاسی در جهان عرب داشته است. یعنی می توان گفت که بحران زدگی خصیصه اندیشه عرب است و بحران زدگی آن به شدت محسوس است البته اندیشه سیاسی، به عنوان پاسخی به این بحران ها، ذاتی سیال داشته و نمی تواند ثابت باقی بماند و تحول آن با توجه به تحولات حادث شده، امری طبیعی است.
انسان گرایی و ایمان به ارزش انسان در مکتب علوی، از جایگاهی ویژه برخوردار است و منزلتی والا و الهی دارد. در این مکتب، جامعۀ انسانی، جامعۀ خدایی است و هرگونه خدمت به انسان، مایۀ قرب به خدای متعال است. امام علی(ع) به عنوان تربیت یافتۀ مکتب نبوی، همیشه به عدل و مدارا و توجه به امور معیشتی مردم تأکید می ورزید؛ چراکه به اعتقاد ایشان، زمین جز با تنگدستی ساکنانش ویران نشود و تنگدستی مردم با مال اندوزی والیان روی می دهد. امام در تمام نامه هایشان، به فرمانداران و استانداران خود دربارۀ حقوق اجتماعی مردم و بازپس گرفتن حق محرومان از ستمکاران سفارش می کردند و از نظر اخلاق اجتماعی، مسئولان نظام را به مردم داری، ابراز محبت و لطف به رعیت دستور می دادند. با توجه به مسائل بیان شده، منشأ حقوق اجتماعی انسان ها در دیدگاه امام علی(ع) حق الهی است؛ بدین معنا که حق الهی زمانی ادا خواهد شد که حقوق انسان ها نیز رعایت شده باشد. در این مقاله تلاش بر آن است تا با استفاده از متون مقدس اسلامی، شواهد تاریخی و به کارگیری شیوه های پژوهش تاریخی، به بررسی حقوق و جایگاه مردم در حکومت علوی به عنوان رویکردی از سبک زندگی امام علی(ع) پرداخته شود.
بحث اصلی نگارنده در این بخش، نتیجه گیری از مطالب گذشته، در تبیین چگونگی گسترش یقین در قلمرو علوم تجربی، متافیزیک، الهیات و علوم انسانی است.
دلیل این همه اخبار برای آخرالزمان چیست؟ ترسیم دوران پیش از ظهور از جنبه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... موقعیت جبهة حق و باطل در هنگام ظهور و مختصات پس از ظهور با این بسط و گسترش به چه منظور است؟ اگر فقط برای «دادن امید» یا «باوراندن قطعیت آن» و مانند اینها بود با جملاتی کوتاه اما مکرر مثل «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً» «کما ملئت ظلما و جورا» نیز به دست آمده و ...
واژه ولایت در لغت معانی فراوانی دارد و علمای لغت هر یک به ذکر آن پرداخته اند. راغب اصفهانی (وفات 425هـ .ق) در مفردات میگوید: «الولاء» و «توالی» به معنای آن است که دو چیز یا بیشتر از آن، طوری قرار گیرند که بینشان هیچ چیز دیگری فاصله نیندازد و «ولایت» با کسره، به معنای یاری کردن و نصرت و با فتحه به معنای متولّی شدن در امر سرپرستی است
فلاسفه مسلمان به منظور تبیین نحوه ارتباط میان مراتب هستی، اموری را به مثابه میانی ها مطرح ساخته اند. در فلسفه ملاصدرا، وجود منبسط، به عنوان صادر اول، میان هویت غیبیه و ماهیات قرار دارد. این وجود مجرای مبانی هستی شناختی اصالت، وحدت و تشکیک در وجود است. بنابراین هستی شناسی مبتنی بر نقش میانی این وجود، ظهور مبسوطی است از میانی اندیشی صدرایی، بر اساس این ساختار میانی اندیشانه، امکان بی نهایت امور میانی وجود دارد که اگرچه نام و تعین آنها ناشناخته است ولیکن وجود آنها انکار ناپذیر است. وجود منبسط وجود واحدی است که در عین حال شامل مراتب بی نهایت است و همیشه مرتبه ای میانی، میان دو مرتبه هستی شناختی از این وجود، قابل فرض است. بنابر این همه هویاتی که فلاسفه پیشین به عنوان میانی ها بدان اشاره کرده بودند، می تواند به عنوان مراتب این وجود واحد تبیین شود. ثمره چنین تبیینی را در حل مسائلی نظیر وحدت و کثرت فعل خداوند، حقیقت علم و جایگاه کلام و صورت نوعیه می توان مشاهده کرد.
اشاره به شکل گیری فتنه سفیانی در منطقه شام ضرورت این راهبرد را مشخص می نماید که ما به عنوان دولت و ملت زمینه ساز و ممهد برای مقابله با فتنه سفیانی باید از محل شکل گیری آن شروع کنیم و این فتنه را در نطفه از بین ببریم. در واقع معنای انتظار و زمینه سازی این نیست که بگذاریم فتنه و دشمنی شکل بگیرد بعد با آن مقابله نماییم.
دنیای معاصر بیش از هر زمان دیگری با مشکلات مختلف اخلاقی مواجه است. مراد از تربیت اخلاقی، فرایند ایجاد و پرورش فضایل اخلاقی در فراگیران و کوشش برای بازداشتن آن ها از رذایل اخلاقی در مقام نظر و عمل است. با توجه به اهمیت تربیت اخلاقی، پرداختن به مباحث مربوط به اخلاق و تربیت اخلاقی از جایگاه رفیعی برخوردار است. امام علی علیه السّلام، اولین پیشوای شیعیان، نکات برجسته ای درباره تربیت اخلاقی بیان فرموده است. پژوهش حاضر می کوشد با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی جایگاه و مولفه های تربیت اخلاقی کودکان در خانواده از دیدگاه امام علی علیه السّلام بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد امام مراحل تربیت اخلاقی را براساس مراحل اخلاق به سه دوره هفت ساله تقسیم کرده و درباره مولفه های تربیت اخلاقی (هدف غایی، اهداف واسطه ای، اصول و روش ها) مواردی را به صورت کاربردی ارائه کرده است. الگوبرداری از سیره حضرت علی علیه السّلام، بهره گیری از روش های تربیتی اسلامی و پرورش نسل صالح می تواند راهگشای سعادت دنیوی و اخروی باشد.
  • تعداد رکوردها : 1320