1320رکورد در مدت زمان 0.109ثانیه
عبارت مورد جستجو :
کتاب الهی بر پایه هدایت، بشر به کمالات معنوی و صفات الهی نهاده شده است و از این رو می بایست به پیام های معنوی آیات روی کرد و با گوش جان شنید و به آن دل سپرد. اهمیت اخلاق در اسلام تزکیه نفس یا رشد و کمال باطنی و سیر و سلوک انسانی به سوی خداوند از مطالبی است که خداوند بزرگ بعثت انبیا و نزول کتب آسمانی و به ویژه قرآن کریم را به آن خاطر قرار داده است.
صور جاودانگی 18 آذر 1398 21:28
شاید بتوان جاودانگی را مهم ترین دغدغه بشر دانست، لذا کم تر کسی را می توان یافت که به این مسئله نیندیشد. توجه به تاریخ بشر نشان می دهد که او از دیرباز سودای جاودانه بودن را در ذهن خود می پرورانده است. با نگاه به کشفیّات باستان شناسان در باب انسان های ماقبل تاریخ و تمدن های یونان، بین النهرین، ایران، هند، چین، ژاپن، آفریقا و آمریکای جنوبی درمی یابیم که اعتقاد به جاودانگی در میان مردم این تمدن ها امری فراگیر بوده است (نک Ries )وجود اسم های مختلف برای اشاره به جاودانگی انسان در زبان های مختلف نشان دهنده این واقعیت است که در باب چگونگی جاودانگی بشر نظریات مختلفی وجود داشته است. کلمه هایی همچون (جاودانگی)، (زندگی پس از مرگ) و (بی مرگی) در زبان فارسی; (خلود)، (الیوم الآخِر)، (یوم القیامة)، (یوم الحشر)، (یوح البعث)، (یوم النّشور)، (یوم الحساب) و (معاد) در زبان عربی و (immortality)، (survival)، (resurrection)، (afterlife) و (life afterdeath) در زبان انگلیسی به چشم می خورند که حکایت از جاودانگی دارند
در شناسائی معقولات ثانی فلسفی، عبارت سهل و ممتنع «عروض ذهنی و اتصاف خارجی» به عنوان معرّف بارز معقولات ثانی فلسفی مطرح است. این عبارت بعد از ملاصدرا در توضیح وجود شناسانه معقولات ثانی فلسفی در فلسفه اسلامی به کار رفته و در دوره معاصر استادان مطهری و جوادی آملی تلاش جدّی در جهت تبیین و توضیح مقصود حکما انجام و نظر نهایی خود را ارائه داده اند. استاد مطهری این اصطلاح را به معنای «هستی» این معقولات در ذهن و «استی» آنها در خارج دانسته و آن را راهگشای مشکل معقول ثانی می داند و نهایتا نظری جز نظر مشهور ندارد. استاد جوادی ضمن رد آن تفسیر و ابراز اشکالات متعدد بر آن، اصطلاح مذکور را به معنای ذهنی بودن معقولات ثانی فلسفی و ثبوت یک وجود رابط بین ذهن و خارج می داند. وی وجود معقولات ثانی فلسفی در خارج را وجودی غیر جوهری ، غیر انضمامی و غیر ربطی می شناسد و در عین حال آن را ( موجود به وجود موضوع ) ، ( در محدوده موضوع ) و ( عین منشا انتزاع ) معرفی می-کند. در این مقاله ضمن تحلیل مساله ، به داوری میان آن دو تفسیر پرداخته و در پایان به تأثیر نظریه «اصالت وجودی» در تفسیر صحیح از عبارت فوق اشاره می کنیم.
در رویکرد عقلی به جاودانگی و خلود آدمیان در جهان واپسین، پرسش های جدّی فراروی عقل قراردارد. و این پرسشها میان اصول معرفتی در حوزه فلسفه، ناسازگاری، تعارض و چالش هایی را به بار آورده است. حکیمان، خداوند هستی را وجود مطلق، خیر محض و دارای رحمت واسعه شناخته و سرشت آدمیان را به مقتضای اصل سنخیت، بر ساختار وجود خداوند دانسته و او را مظهر خدا در جهان هستی معرفی کرده اند. از این رو خطا، انحراف و لغزش های آدمیان را از عوارض غیرلازم و غیردائم او می دانند که حجابی بر سرشت آنان می اندازد و پس از زوال آن، انسان به ساختار اولی و جبلی خود باز می گردد، زیرا قسر و منع هر موجود از مقتضای طبیعت اش، و پایان پذیر است. در این مقاله ضمن طرح پرسش ها درمسأله خلود به تحلیل پاسخ های عقلی از نگاه ملاصدرا و علامه طباطبائی(ره) پرداخته و سپس به بررسی، تحلیل، تفسیر عقلی و نقد آن اشاره شده و سرانجام و ارائه تئوری فلسفی بر مسأله جاودانگی در دوزخ را، کارآمد ندانسته است.
ای آن که بلدی مرده ها را زنده کنی
در لیبرالیسم حد تساهل و آزادی، با عباراتی نظیر آنچه گفته شد، یعنی حق مساوی دیگران، چارچوب قوانین و نهادهای قانونی بیان می شود. تساهل در چارچوب لیبرالیسم فردگرایی، آخرین توجیه برای آزادی و در نتیجه برای تساهل در چارچوب لیبرالیسم که آر. بلاستر آن را بنیادی ترین و مهم ترین آنها قلمداد کرده، مستقیما بر پایه فردگرایی استوار است و بر این نکته تأکید دارد که زندگی هر کس متعلق به خود اوست و از این رو هر کس حق دارد رفتار، اندیشه و باورهای خود را به میل خویش شکل دهد و این حق برای همه افراد جامعه یکسان است. البته مشروط به آنکه در استفاده از آن، حقوق مساوی دیگران را در نظر گیرد و پایمال نسازد. نتیجه پذیرش چنین حقی برای فرد آن است که وی بتواند و حق داشته باشد اعتقادات خود را برگزیند، در ابراز این عقاید برای عموم آزاد باشد و بتواند بر اساس آنها عمل کند، البته تا جایی که با حقوق دیگران و چارچوب قوانین و نهادهای قانونی موجود سازگار باشد. هیچ کس حق ندارد محدودیتی در استفاده از این حق برای دیگری ایجاد کند. همه چیز باید در خدمت فرد و منافع او باشد مگر در جایی که منافع یک فرد با منافع فرد یا افراد دیگر تزاحم پیدا کند.
به موازات طرح جدّی مسئلة زمینه سازی برای ظهور امام زمان عج در سال های اخیر، پرسش ها و شبهه هایی دربارة ضرورت و گسترة آن به وجود آمده که باورمندان به لزوم زمینه سازی و گسترة مورد ادعای ایشان را به واکنش واداشته است. در این میان، آن چه مایة شگفتی شده، آن است که این شبهه ها را بیش تر باورمندان به مهدویت مطرح کرده اند، به گونه ای که هر کدام از آن ها برای اثبات نظر خویش و ردّ دیدگاه دیگری، به دسته ای از دلایل نقلی تمسک جسته اند. همین امر سبب شده است واقعیت مطلب، برای جویندگان حقیقت و وظیفه، مشتبه شود. آثار مهمی که التزام به هر یک از دیدگاه های مطرح شده می تواند بر بینش های اصلاحی فردی و به ویژه سیاست ها و برنامه ریزی های کلان اجتماعی بگذارد، نویسندة این مقاله را وادار کرده است برای این معضل، چاره ای بیندیشد. نویسندة این سطور، بی توجهی به جایگاه مبانی کلامی مربوط به مسئلة زمینه سازی برای ظهور و التزام به آن را در مسیر پژوهش، علت اصلی چنین چالشی می داند و بر این عقیده است که برای فهم فقیهانة این مسئله و قبل از پرداختن به دلایل نقلی، ابتدا باید به سراغ مبانی کلامی مسئلة زمینه سازی ظهور رفت و با تبیین درست و التزام به آن، آیات و روایات مرتبط با موضوع را مبتنی بر آن تفسیر و تحلیل کرد.
دنیا،منزلی است از منازل سایرین الی الله، و نفس انسانیه ، مسافری است به سوی خدا از اول منزلی از منازل وجودش که هیولیتی باشد که در غایت بعد از خداوند است،چون که ظلمت محض و خست صرف است،و سایر مراتب وجودیه از جسمیت و جمادیت و نباتیت و شهویت و غضبیت و احساس و تخیل و توهم،و بعد از آن انسانیت از اول درجه اش تا به آخر شرفش و بعد از آن ملکیت بر طبقات متفاوته اش به حسب قرب و بعد از خیر محض،همه آنها منازل و مراحلند به سوی خداوند،و ناچار است مسافر به سوی او را که بگذرد بر همه اینها تا آنکه به مطلوب حقیقی برسد.
و اوست که روزی می دهد
در طول تاریخ ، انسان هیچ گاه مانند زمان ما نیازمند به یک نهضت اخلاقی نبوده است ، زیرا در گذشته، بشر به این سطح از دانش دسترسی نداشت و بیشتر ضوابط مذهبی ، بر روابط فرد و اجتماع حاکم بود؛ امّا امروزه پیشرفت علم ، انسان را بر بسیاری از نیروهای طبیعت مسلّط کرده و همچنین او را از سلاح های تخریبی با قدرت فوق تصور، برخوردار نموده است و با تضاد موجود بین قدرت ها ، تنها جرقه ای برای تکرار جنگ های هستی سوز جهانی، کافی است. وضع خطرناک موجود تا حدودی مولود افکار عده ای از دانشمندان چند قرن اخیر است که گمان داشتند علم به تنهایی، گره گشای همه مشکلات بشریت است
  • تعداد رکوردها : 1320