• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

زمینه های فلسفی اگزیستانسیالیسم (2)

در ادامه ی مقاله ی قبلی در این مقاله نیز ما بر آن هستیم که زمینه های فکری و فلسفی مکتب فلسفی اگزیستانسیالیسم را مورد بررسی قرار دهیم. در قسمت اول به زمین های فکری آن از دید برخی افراد سرشناس مکثل کانت و دکارت و هیوم و برخی مکاتب مثل رمانتیسیسم پرداختیم. ولی در این مقاله ما قصد داریم که تاثیراتی که مکتب اگزیستانسیالیسم از فلسفه نیچه برداشت کرده است را بررسی کنیم. با ما همراه باشید.

30 آذر 1397

زمینه های فلسفی اگزیستانسیالیسم (1)

اگزیستانسیالیسم به عنوان یک مکتب فکری در درون خود دارای یک سری مبانی و زمینه های علمی و فلسفی است که در این مقاله و در دو مقاله بعدی آن از زمینه های فکری و فلسفی آن بحث خواهیم کرد. میخواهیم بدانیم که چه زمینه های فکری باعث بوجود آمدن مکتب فلسفی اگزیستانسیالیسم در غرب شد؟ با ما همراه باشید.

22 آذر 1397

کارل یاسپرس نگاهی به سرگذشت و داشته های فکری کارل یاسپرس، فیلسوف نامدار اگزیستانسی

کارل یاسیرس از نخستین کسانی است که با نوشته هایی دارای گرایش فلسفه ی وجودی پا به میدان نهاد. اما وی همچنین کسی است که پیش از دیگران منضبط ترین و به متافیزیک نزدیکترین نظام فلسفی را طرحریزی کرد. که در این مقاله به آن اشاره خواهیم کرد.

17 آذر 1397

تجربه و تمایز میان معرفت پیشین و پسین

به نظر می رسد، علی رغم تنوّع تعاریف معرفت پیشین، همگان بر این اتفاق دارند که در تمایز میان معرفت پیشین و پسین، نقش اصلی را مفهوم «تجربه» ایفا می کند و آنچه معرفت را به دو بخش تجربی و غیرتجربی یا پیشین و پسین تقسیم می کند، میزان نقش تجربه در توجیه آن است. بالطبع تعیین حدود تجربه برای روشن ساختن این تمایز کاری اساسی است. از سوی دیگر این سؤال نیز مطرح است که: آیا می توان به یک قضیه، هم معرفت پیشین و هم معرفت پسین داشت؟ به عبارت دیگر، پیشین یا پسین بودن معرفت به یک قضیه، ریشه در خود قضیه دارد یا اینکه تعیین منبع توجیه، بر عوامل بیرونی مبتنی است؟ در میان معرفت شناسان معاصر، این نظریه رایج شده است که معرفت پیشین به یک قضیه با معرفت پسین به همان قضیه تنافی ندارد. در این مقاله، قصد من آن است که اولاً معنای تجربه را روشن سازم؛ ثانیاً اثبات کنم که ریشه ی تمایز میان دو قسم معرفت خود قضیه است. به عبارت دیگر، معرفت پیشین و پسین به قضیه ی واحد، ممکن نیست.

14 آذر 1397

  • تعداد رکوردها : 268

    حقیقت محمدیه از نظر عارفان

    همان‏طور که دار هستى داراى اسم اعظم است اسم اعظم نیز مظهرى دارد که آن را انسان کامل گویند و مصداق آن حقیقت محمدى یا کلمه و نور محمدى است. محمد (ص) هنوز در رحم مادرش بود که پدر در سفر بازرگانى شام از دنیا رفت. در سال 570 بعد از میلاد متولّد شد، جدّش عبد المطلّب کفیل وی شد از طفولیت آثار بزرگی روح از رخسار مبارکش و رفتار و گفتارش هویدا بود. جناب عبد المطّلب به خوبی دریافته بود که نوه‏اش آینده ‏اى بسیار درخشان دارد. در چهل سالگى به نبوّت مبعوث گشت، سیزده سال در مکّه مردم را به دین اسلام دعوت کرد و مشکلات فراوانی را در این راه متحمّل شد و در این مدّت گروهى را تربیت کرد و پس از آن به مدینه مهاجرت نمود و آنجا را مرکز جهان اسلام قرار داد. آنچه به این جامعه تازه شکل یافته، روح و وحدت و نشاط داده بود دو چیز بود: یکی قرآن کریم که الهام بخش بود، و دیگری شخصیّت نافذ رسول خدا (ص) بود که اذهان را به خود مشغول و دلها را شیفته خود نموده بود. در این جستار درباره وجود عرفانی رسول اکرم (ص) که پیامبری با او پایان یافت از دید عارفان اندکى بحث مى ‏کنیم.

    30 آذر 1397

    آیا اسلام دین جنگ است؟ خرافه ای به نام اسلام دین جنگ

    مخالفین اسلام می گویند اسلام دین جنگ است و با شمشیر گسترش یافته و آیه 39 سوره انفال را مثال می زنند. آیا درست است؟

    22 آذر 1397

    الاهیات شلایرماخر

    شلایر ماخر یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین الاهیدان پروتستان است. به نظر او جوهر دین در احساس دینی خاصی که احساس وابستگی مطلق است، یافت می شود. تجربه دینی در نظرگاه شلایر ماخر بسیار مهم و اساس و مغز دین است و راهی است برای دست یافتن به خدا و ارتباط گرفتن با اوست.

    17 آذر 1397

    وحی جایگزین عقل انسان نیست

    یک برداشت رایج و خطرناک این است که وحی آمده است تا عقل انسان را از عرصه خارج کند. در حالی که شاید چنین تفکری به این وضوح هرگز به ذهن ما خطور نکرده است. بعضی از ما این عقیده را به طور ناخود آگاه پذیرفته ایم و این برداشت غلط اغلب اوقات در خلال بحث در باره دین آشکار می گردد. در حالی که اگر مراجعه به منبع اصلی اسلام کنیم، خواهیم دانست که راه عقل جدای از راه طهارت روح نیست. روشی که ما با آن دین را درک می کنیم بسیار اهمیت دارد.

    14 آذر 1397

    • تعداد رکوردها : 219

    ویژگی های سیره ی شریف نبوی

    موضوع بحث ما در این مقاله، مرتبط با تعلیم و تربیت و مکتب اسلام است؛ وقتی سخن از دو عنوان ارزشمند و مرتبط با دو ارزش انسانی می کنیم این گونه معرفی می شوند که آنها مجموعه اصول، قواعد و ارزش های والایی هستند که همه مردم به آنها ایمان و بر آنها اتفاق نظر دارند و آنها را میزان و معیار قرار می دهند و همه تصرفات مادی و معنوی خود را با آنها می سنجند؛ انسان با این دو ارزش آفریده می شود و با الهام از قرآن و سنت نبوی و سیره و زندگی ائمه اهل بیت (علیهم السلام) به آنها عمل می کند و بنابراین خیزش و ارتقای جوامع و ملتها، مرهون این ارزش های تربیتی و تعلیمی است تا امتی که در جهت جانشینی خدا بر روی زمین حرکت می کند حضور تمدنی خود را به نمایش بگذارد

    22 آذر 1397

    اعتدال در زندگی پیامبر اسلام زندگی زاهدانه ی رسول خدا

    در رابطه با زهد و بی رغبتی به دنیا، شایسته است دربارۀ ساده زیستی و رسول خدا(صلی الله علیه و اله) سخن بگوییم. امیرمؤمنان(علیه السّلام) می فرماید: «برای شما کافی است که از راه و رسم زندگی پیامبر اسلام پیروی کنی تا راهنمای خوبی برای تو در شناخت بدی ها و عیب های دنیا و رسوایی ها و زشتی های آن باشد.» یعنی بهترین دلیل برای این که بدانید دنیاگرایی و دل بستن به زرق و برق آن و اسراف و تبذیر نعمت ها، مذموم و نکوهیده است، این است که ببینید پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) با این دنیا چگونه رفتار کرده و چگونه از آن بهره برده است. پیامبری که رهبر مسلمانان است و به عنوان حاکم کشور اسلامی در مدینه حکومت می کند و دارای نیروی نظامی و اقتصادی و بیت المال و دستگاه قضایی است و از امکانات مالی بسیاری برخوردار است، امّا در عین حال، بسیار ساده و فقیرانه زندگی می کند و خودش را اسیر و بندۀ تجملات دنیا نکرده است.

    17 آذر 1397

    حمایت کورکورانه

    در این مقاله کوتاه به بررسی انواع تعصب، اثرات شوم گناه تعصب و راه های درمان آن پرداخته می شود.

    14 آذر 1397

    رفتار پیامبر با پیروان ادیان

    از آنجا که رسول خدا (ص) علاوه بر رسالت معنوی به تأسیس حکومت در مدینه نیز دست زده اند، از جهات مختلفی شیوه مواجهه پیامبر با اهل کتاب قابل تأمل و بررسی است. اول: رفتار پیامبر با اقلیت ها: یکی از مسایل عصر، شیوه تعامل نظام های سیاسی با اقلیت های مختلف دینی، قومی، نژادی و... است. از این رو است که در جامعه جهانی، تاریخچه حمایت از حقوق اقلیت ها، پیشینه ای قابل توجه خصوصاً در قرن بیستم دارد. از این رو در کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، سخن از اعتقاد و عمل به مذهب به عنوان حقوق اقلیت ها است و حق ابراز عقیده و مذهب در عبادات و رسوم مذهبی و همچنن عمل به مذهب و تعلیم آن مورد تأکید است و در اعلامیه های رفع کلیه اشکال تبعیض مذهبی و اعتقادی (نوامبر 1981) مجمع عمومی، [سازمان ملل] آزادی فکر و وجدان (نفس)، مذهب یا عقیده را به صورت عملیاتی تعریف نموده اند و یا سخن از حق عدم اعمال تبعیض علیه اقلیت ها و... است. در چنین فضایی، بررسی تعامل پیامبر (ص) با اهل کتاب که اقلیت های عصر نبوی بودند، موضوعیت یافته و شیوه مواجهه رسول اکرم با آنان قابل مطالعه است و این پرسش ها را تولید می کند که آیا در رفتار پیامبر با اهل کتاب، حقوق آنان رعایت می گردید؟ آیا سنت و سیره نبوی، احترام به حقوق اقلیت ها است؟ برخورد خشونت آمیز پیامبر و یارانش خصوصاً با برخی از یهودیان مدینه را چگونه می توان تفسیر نمود؟ حکومت های اسلامی معاصر و مسلمانانی که می خواهند سنت نبوی را احیاء کنند، با تأسی به سنت و سیره پیامبر، امروزه با اقلیت های دینی چگونه برخوردی داشته باشند؟ آیا می توان با اتکاء به سنت دینی - اسلامی، کنفوانسیون ها، مواد حقوقی و اعلامیه های بین المللی و جهانی را پذیرفت؟

    4 آذر 1397

    • تعداد رکوردها : 70

    آموزه مهدویت در فلسفه تاریخ هگل

    با بررسی چگونگی پیوند میان گذشته، حال وآینده در چارچوب فلسفه نظری تاریخ می توان چگونگی آینده تاریخ را از دریچه نگاه هگل دریافت. در این متن، نخست به تعریف واژگان تاریخ وفلسفه تاریخ پرداخته شده است. سپس دیدگاه هگل را درباره فلسفه نظری تاریخ بررسی کرده وکوشیده ایم تا آموزه اعتقادی وجهانی مهدویت را که به نوعی پایان تاریخ به آن می انجامد، در قالب فلسفه جوهری هگل به تصویر کشیم. آن گاه با توجه به سه عنصر کلیدی فلسفه او، یعنی هدف وغایت تاریخ، عوامل حرکت آفرین آن ومعناداری تاریخ، برخی از جنبه های این مسئله را توضیح دهیم؛ بدین معنا که شاید مراد هگل از روح مطلقی که در کل تاریخِ عالم، ساری وجاری است، همان موعود انسان ها باشد. به طور کلی، مطالب این نوشتار درباره این پرسش است که آیا در فلسفه تاریخ هگل می توان آینده روشنی را تصور کرد؟

    18 دی 1397

    مهدی باوری نگاهی به آینده ادیان و مذاهب جهان

    «مهدویت» از جمله مسائلی است که در ادیان دیگر موجود بوده و کاهنان یهود و ترسایان مسیح و نصاری از آن خبر داده اند. احادیث و روایات فراوانی از پیامبر و ائمه(ع) به ما رسیده که همگیِ آن ها در تأیید مقام ولایت و امامت امام دوازدهم بوده است و این که روزی ظهور خواهد نمود و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد. اما به علت همین عقاید که در قلوب مسلمانان بوده است، بسیاری از جاه طلبان و شهرت جویان خود را «مهدی» معرفی کرده و یا ادعای نیابت و یا دیدار ایشان را داشته اند.

    30 آذر 1397

    تبیین نقش راهبردی فرهنگ در زمینه سازی ظهور

    اکثر مفسران فریقین تحقق ارادة حق تعالی را در امر سیطرة دین (توبه: ۳۲ و۳۳؛ صف: ۸ و۹) به عصر ظهور امام مهدی (علیه السلام) ونزول حضرت عیسی (علیه السلام) مربوط می دانند. آنان این قول را یا به نحو احتمال موجّه آورده اند، بدون آن که آن را انکار یا حتی در آن تردید کنند یا به نحو تعیین، سیطرة دین حق را تنها به عصر ظهور اختصاص داده اند. روایات فریقین نیز به شکل تنزیل (به معنای مفهوم تفسیری آیه) یا تأویل (به معنای تحقق عینی مفاد آیات در زمان پس از تنزیل) هم سو با مفاد آیات وقدر متیقن دیدگاه فریقین، بر تحقق این اراده در عصر ظهور دلالت دارد. فریقین در مقام بررسی وارزیابی مفاد روایات نیز آنها را مورد انکار یا حتی تردید قرار نداده اند.این مقاله با ارزیابی ونقد دیدگاه قرآن پژوهان هر دو فرقه به این نتیجه می رسد که مفاد این آیات تنها به عصر ظهور امام مهدی (علیه السلام) اختصاص دارد واقوال دیگر با مناقشه های متعدد روبه روست.

    17 آذر 1397

    اهداف مدعیان مهدویت از ادعاهای خود مهدویت کشکولی برای فریب عوام الناس

    «مهدویت» از جمله مسائلی است که در ادیان دیگر موجود بوده و کاهنان یهود و ترسایان مسیح و نصاری از آن خبر داده اند. احادیث و روایات فراوانی از پیامبر و ائمه(ع) به ما رسیده که همگیِ آن ها در تأیید مقام ولایت و امامت امام دوازدهم بوده است و این که روزی ظهور خواهد نمود و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد. اما به علت همین عقاید که در قلوب مسلمانان بوده است، بسیاری از جاه طلبان و شهرت جویان خود را «مهدی» معرفی کرده و یا ادعای نیابت و یا دیدار ایشان را داشته اند.

    14 آذر 1397

    • تعداد رکوردها : 193
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

 
 
 

حدیث

 

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : إنَّ فاطِمةَ بَضعَةٌ مِنّي و هِىَ نورُ عَيني و ثَمَرَةُ فُؤادي؛ يَسوؤُني ما ساءَها و يَسُرُّني ما سَرَّها و إنَّها أوَّلُ مَن يَلحَقُني مِن أهلِ بَيتي

فاطمه پاره تن من و روشنى ديده و ميوه دل من است. آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت مى ‏كند و آنچه شادش كند، مرا شاد مى‏ كند؛ او نخستين نفر از اهل‏بيت من است كه به من مى‏ پيوندد

الأمالى ، صدوق ، ص ۵۷۵