مرگ و بقای نفس‏ نقد و بررسی دیدگاه ابن سینا،سهروردی و ملاصدرا

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم محمد اسحاق عارفی کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی و پژوهشگر دانشگاه علوم اسلامی رضوی در مجله الهیات و حقوق زمستان 1384 - شماره 18 به چاپ رسیده است. چکیده ابن سینا از طریق رابطة علّی و معلولی و نبود چنین رابطه‏ای بین نفس و بدن،بقای نفس پس از مرگ را به اثبات رسانده است.ملاصدرا از جهات گوناگون،دلیل او را در این باره ابطال نموده است.با این حال،می‏توان گفت،نظریة ابن سینا فی‏نفسه تأمل‏برانگیز است،تمام اشکالات ملاصدرا نیز قابل ملاحظه است.سهروردی رابطة نفس و بدن را یک امر اضافی و ضعیف‏ترین امر قلمداد کرده،می‏گوید:با مرگ و فساد بدن،تنها رابطة مزبور از بین می‏رود،امّا خود نفس برای همیشه باقی است و هیچ‏گاه نابود نمی‏گردد.بر اساس نظریة ملاصدرا ذات و حقیقت نفس همان نشئة طبیعی و مادّی آن است که با بدن متّحد بوده و با مرگ و نابودی بدن نابود می‏گردد،امّا نشئة تجرّد آن همواره باقی است.نه فساد بدن در فساد این نشئه تأثیر دارد و نه کلمة نفس بر آن اطلاق می‏شود.

14 آبان 1392

صور جاودانگی

چکیده شاید بتوان جاودانگی را مهم ترین دغدغه بشر دانست, لذا کم تر کسی را می توان یافت که به این مسئله نیندیشد. توجه به تاریخ بشر نشان می دهد که او از دیرباز سودای جاودانه بودن را در ذهن خود می پرورانده است. با نگاه به کشفیّات باستان شناسان در باب انسان های ماقبل تاریخ و تمدن های یونان, بین النهرین, ایران, هند, چین, ژاپن, آفریقا و آمریکای جنوبی درمی یابیم که اعتقاد به جاودانگی در میان مردم این تمدن ها امری فراگیر بوده است وجود اسم های مختلف برای اشاره به جاودانگی انسان در زبان های مختلف نشان دهنده این واقعیت است که در باب چگونگی جاودانگی بشر نظریات مختلفی وجود داشته است. اما سؤال این است که این نظریات کدامند. آن چه مدنظر ماست, مفهوم فلسفیِ جاودانگی است. اما جاودانگی دارای کاربردهای عرفی نیز می باشد. انسانی که منشأ آثار خیر در جامعه می شود, در یادها زنده می ماند. این نوع جاودانگی را می توان (جاودانگی در خاطره ها) نامید

23 مهر 1392

تحليل عقلي جاودانگي در دوزخ (خلود)

لازم به ذکر است این مقاله در فصلنامه علمی پژوهشی انجمن معارف اسلامی سال دوم شماره دوم بهار 1385 به چاپ رسیده است. تحليل عقلي جاودانگي در دوزخ (خلود) از منظر ملاصدرا و علامه طباطبائي ره جعفر شانظري چكيده: در رويكرد عقلي به جاودانگي و خلود آدميان در جهان واپسين، پرسش هاي جدّي فراروي عقل قراردارد. و اين پرسشها ميان اصول معرفتي در حوزه فلسفه، ناسازگاري، تعارض و چالش هايي را به بار آورده است. حكيمان، خداوند هستي را وجود مطلق، خير محض و داراي رحمت واسعه شناخته و سرشت آدميان را به مقتضاي اصل سنخيت، بر ساختار وجود خداوند دانسته و او را مظهر خدا در جهان هستي معرفي كرده اند. از اين رو خطا، انحراف و لغزش هاي آدميان را از عوارض غيرلازم و غيردائم او مي دانند كه حجابي بر سرشت آنان مي اندازد و پس از زوال آن، انسان به ساختار اولي و جبلي خود باز مي گردد، زيرا قسر و منع هر موجود از مقتضاي طبيعت اش، و پايان پذير است. در اين مقاله ضمن طرح پرسش ها درمسأله خلود به تحليل پاسخ هاي عقلي از نگاه ملاصدرا و علامه طباطبائي(ره) پرداخته و سپس به بررسي، تحليل، تفسير عقلي و نقد آن اشاره شده و سرانجام و ارائه تئوري فلسفي بر مسأله جاودانگي در دوزخ را, كارآمد ندانسته است.

8 مهر 1392

پرواز روح و چگونگی زندگی پس از مرگ از دیدگاه سهروردی

موضوع معاد یکی از اصول راسخ دین و از مهمترین مقولاتی است که افکار انسانها، بویژه پژوهشگران و اندیشمندان را بخود مشغول نموده است و با طرح آراء و اندیشه ها در خصوص معاد،مبحث تناسخ همراه و همگام گردیده است،بگونه ای که کمتر مکتب و دینی را می توان که ردّ پای موضوع تناسخ در آن دیده نشود البته هندوان به داشتن این عقیده مشهورند.(بیرونی،ص 83،تئودور،ص 761) سهروردی از جمله حکیمان اندیشمندی است که در آغاز کتاب حکمت الاشراق خود به طرح موضوع معاد پرداخته و پس از آن،بحث بقای نفس را مطرح نموده است.

25 شهریور 1392

معاد شناسي صدرا

؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد. مسئله معاد،که در اسلام بسیار مورد تاکید قرار گرفته بگونه‏ای‏ که حیات دنیوی بعنوان مزرعه و مقدمه‏ای برای حیات اخروی‏ منظور شده،در ادیان و مکاتب دیگر نیز از دیرباز مطرح بوده‏ است.این مسئله از اساسی‏ترین انسانی است که با بقا و سعادت وی ارتباط دارد و طبعا هیچ انسانی نمی‏تواند نسبت به آن‏ بی‏تفاوت باشد.

12 شهریور 1392

واکاوی دیدگاه های کلامی جدید در باب سرشت وحی نبوی، با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه

چکیده: تاکنون چند دیدگاه عمده در توصیف و تشریح وحی نبوی، مطرح گردیده است؛ بر اساس دیدگاه کلاسیک، وحی، نوعی انتقال حقایق و اطلاعات به پیامبر است که از زبان طبیعی استقلال دارد. مطابق رأیی دیگر، وحی، مجموعه ای از افعال گفتاری خدا و ناظر بر ارتباطی زبانی میان خدا و پیامبر است. برخی دیگر، سرشت وحی را تجربه ی دینی نبی می انگارند و بر نوعی شهود عرفانی و مواجهه ی پیامبر با خدا تأکید می کنند. گروهی نیز، پدیده ی وحی را ماحصل نبوغ فکری و قریحه ی پیامبر تلقی کرده اند. بر اساس مبانی حکمت متعالیه، همچون وحدت تشکیکی وجود و اتحاد عاقل و معقول، می توان چنین اذعان نمود که وحی نیز، مانند وجود، حقیقتی واحد و دارای مراتب مختلفی است که تمامی موجودات عالم، بر اساس مرتبه ی وجودی خویش، از این فیض الهی، بهره مند می-گردند و با منشأ آن، اتحاد می یابند. برخی از دیدگاه های مطرح شده در این باب، اگرچه قابل نقد است، ولی می-تواند به عنوان مقدمه ای برای دریافت وحی نبوی قلمداد گردد و برخی دیگر نیز به رغم اینکه از جهاتی نمی تواند قابل انطباق کامل با فرایند وحی باشد، اما می توان آن را در مورد برخی از مراتب وحی نبوی پذیرفت. بنابراین، میان اقسام وحی، جز از نظر مرتبه، تفاوتی نیست. واژه های کلیدی: وحی، تشکیک وجود، اتحاد عاقل و معقول، تجربه ی دینی، شهود.

27 مرداد 1392

نگرشی فلسفی-کلامی به مفهوم نیایش‏ دعا،قضا و قدر

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد.لذا این مقاله در مجله کیهان فرهنگی شماره 203 شهریور 1382 با قلم آقای کاظم باز افکن به چاپ رسیده است. دعا در عرف اهل دین به معنای حاجت‏ بردن است به درگاه خداوند.دینداران‏ واقعی معتقدند که همه تقاضاها و نیازهای خود را باید به محضر پروردگار قادر ببرند و از غیر او هیچ مطلبند.اما در اینجا و درست همین نقطه گویا مشکلی‏ بروز می‏کند.اگر همه حوادث جهان و به‏ تبع آن همه آنچه بر آدمیان خواهد گذشت‏ در لوح محفوظ الهی ثبت و در قضای‏ لا یتخلف او معین شده است،دیگر دعا کردن چه چیزی را می‏تواند تغییر دهد؟و اصولا جایگاه دعای بندگان در قضا و قدر الهی کجا است؟مقاله حاضر عهده‏دار کاوش در اطراف پاسخ‏های مختلفی است‏ که به این پرسش داده شده است.

20 مرداد 1392

بررسي تطبيقي جبر و اختيار از منظر امام خميني(ره) و فخر رازي

امام خميني و فخر رازي دو تن از انديشمنداني هستند كه هريك با رويكردي ويژه و اصول كلامي متفاوت مسئلة جبر و اختيار را بررسي كرده اند و آرايي متفاوت را ارائه داده اند. فخر رازي كه تبحّر و مهارتي ويژه در قلمرو كلام دارد، با رويكرد كلامي اشعري، به جبر تمايل دارد؛ بيشتر به نقل استناد مي كند و از براهين عقلي، كمتر بهره مي جويد؛ از سوي ديگر امام خميني، به دليل اهميتي كه براي اين مسئله قايل بوده، در مقام متكلمي شيعي، كوشيده است كه ابعاد گوناگون اين مسئله را تبيين و تحليل كند و ريشه هاي فلسفي ـ كلامي و روايي آن را پي بگيرد. ارائة ديدگاه متعادل تر از جبر و اختيار از سوي امام(ره) كه همان امر بين الأمرين است، بنابر اصول اعتقادي و مباني عرفاني او و با رويكرد عقلي و نقلي به اثبات مي رسد. نوع تحقيق در اين مقاله توسعه اي و روش انجام آن به صورت اسنادي و توصيفي با تأكيد بر تحليل محتواست.

20 مرداد 1392

ولايت و امامت از ديدگاه ملاصدرا

نکته ؛ لازم به ذکر است است این مقاله در شماره سوم مجله علمی- پژوهشی مشرق موعود به چاپ رسیده است و ونویسنده محترم آن سر کار خانم مریم محمدی آرانی می باشد . از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد. نگارنده در این نوشتار مسئله امامت و ولایت را از منظر ملاصدرا بررسی می کند از این رو در آغاز به بررسی ولایت تکوینی و تشریعی اشاره نموده و اسفار اربعه را بر مقام ولایت تطبیق می نماید ...........

27 تیر 1392

  • تعداد رکوردها : 209

ورود کاربر

حديث

لينک هاي مفيد