جایگاه معرفت شناسی در فلسفه اسلامی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد جایگاه معرفت شناسی در فلسفه اسلامی چکیده: از زمان کانت به این سو، معرفت شناسی در کانون توجه فیلسوفان قرار گرفته ودل مشغولی اصلی آنان به شمار می رود. هنر اساسی کانت در عطف توجه فیلسوفان، به نقش فعال فاهمه بود. تا آن زمان، تصور عمومی ذهن را منفعل محض می دانست که آینه وار جهان واقع را چنانکه هست به آدمی می نمایاند. اگر دستگاه ادراکی انسان فعال است و معرفت، حاصل فعل و انفعال ذهن است، سهم و حظ هر یک از دو جنبه یاد شده چقدر است؟ و به دنبال آن، باید مشخص کرد که محدوده فاهمه کجاست؟ وارزش معرفت چیست؟ این سؤالها و نظایر آن امروزه در دانش مستقلی بررسی می شود، که یکی از شاخه های پایه در فلسفه است. اگر چه فیلسوفان مسلمان دانش مستقلی در معرفت شناسی به وجود نیاورده اند، اما بسیاری از پرسشهای معرفت شناختی را به صورت استطرادی پاسخ داده اند. مقاله حاضر، نگاهی گذرا به کارنامه فیلسوفان مسلمان در مسئله معرفت شناسی است. این نوشتار تلاش دارد به چند سؤال اساسی در خصوص معرفت شناسی فیلسوفان مسلمان پاسخ دهد. آیا معرفت شناسی شاخه ای مستقل در فلسفه اسلامی است؟ آیا فیلسوفان مسلمان در معرفت شناسی، نظریه مستقلی ارائه کرده اند؟ اگر پاسخ سؤال اول منفی است، آیا مسئله علم و معرفت مسئله مستقلی در فلسفه به حساب می آید؟ اگر فیلسوفان مسلمان دیدگاههای خود را در مسائل معرفت شناسی به صورت استطرادی و در ضمن مسائل دیگر بیان کرده اند، آن مسائل کدامند؟ با روشن شدن پاسخ این سؤالها، پژوهشگران در فلسفه اسلامی می توانند با عرضه سؤالهای معرفت شناسان برآثار فیلسوفان مسلمان، پاسخهای آنها را از مطایای مباحث مختلف بیرون کشند و نظریه آنها را در معرفت شناسی سامان دهند. اگر چه معرفت شناسی را علم مستقلی تلقی نکرده اند و بلکه تا مدتها آن را مسئله مستقلی هم نمی دانستند (1) ، اما در ضمن مباحث دیگر و به طور استطرادی در این باب سخن گفته اند. اگر چه این سخنان خاستگاه معین داشت و به منظور گره گشایی از معضلات معینی ایراد شده بود، ولی در عین حال با عرضه پرسشهای معرفت شناسان بر آنها، پاسخهایی می توان به دست آورد. این پاسخها به اندازه ای هست که بتوان نظریه معرفت شناختی فیلسوفان مسلمان را بازسازی کرد، و در عرض نظریات معرفت شناختی دیگر ارائه و ارزیابی نمود

11 آبان 1394

تقویت فلسفه اسلامی شرط لازم تحول علوم انسانی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد بررسی چیستی علوم اجتماعی اسلامی در گفت وگو با محمد لگنهاوسن؛ تقویت فلسفه اسلامی شرط لازم تحول علوم انسانی ارتباط بین جامعه شناسی و دین همیشه از ابتدا تا امروز دچار مناقشه بوده و اختلاف نظر در آن زیاد است. این کاملاً روشن است که بعضی جامعه شناسان ضد دین هستند و جامعه را به گونه ای تبیین می کنند که اهمیت دین کم یا سرانجام حذف شود، اما بعضی از آن ها وقتی می خواهند به جامعه شناسی بپردازند، قصد دارند از دین دفاع و اهمیت آن را در جامعه تبیین کنند. علوم انسانی مجموعه ای از گزاره ها در رشته های گوناگون است و خاستگاه آن، کشورهای اروپایی و آمریکا است. آنچه از ابتدای نام گذاری دسته ای از علوم به علوم انسانی، ذهن اندیشمندان غربی و غیرغربی را به خود مشغول ساخته، گستره ی این حوزه است. هدف این مصاحبه، رسیدن به این مطلب است که منظور مورد اتفاق بین دانشمندان علوم اجتماعی از علوم اجتماعی و انسانی چیست. همچنین چه فعالیت هایی در سراسر جهان در راستای علوم اجتماعی اسلامی انجام گرفته است؟ منظور از علوم انسانی چیست و چه تفاوتی با علوم غیرانسانی (مانند علوم طبیعی) دارد؟ ملاک و معیار علوم انسانی چیست؟ و موضوعاتی دیگر که امید است مورد استفاده قرار بگیرد. گاهی علوم را به علوم طبیعی و علوم انسانی تقسیم می کنند، ولی چیزهای دیگری نیز می ماند. اگر علوم انسانی را معادل Humanities قرار دهیم، بسیار عام است و شامل ادبیات و غیره نیز می شود. اگر علوم انسانی را در برابر Humanities بدانیم، تقریباً برابر است با آنچه که در قرن نوزدهم در آلمان Geisteswissenschaften می خواندند. در آلمان قرن نوزدهم علوم را به علوم طبیعی و علوم انسانی تقسیم کرده بودند. Geisteswissenschaften در لغت به معنای علوم مربوط به روح و یا نفس است، ولی آن ها این اصطلاح را برای ادبیات، تاریخ، روان شناسی و جامعه شناسی استفاده کردند و صرفاً یک دیدگاه فیزیکی نسبت به آن نداشتند. پس اگر بخواهیم ادبیات، روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و تاریخ را بفهمیم، باید ببینیم قصد افراد از آن ها چیست؛ یعنی نباید به منزله ی علوم مادی و فیزیکی به آن ها نگاه کرد. پس با این طرز تلقی می توان علوم را به علوم انسانی و علوم طبیعی تقسیم کرد، البته با توجه به این نکته که علوم طبیعی به طبیعت بدون توجه به قصد و نیت نگاه می کند، ولی در علوم انسانی باید به نیت و خواسته ها و قصد انسان ها توجه شود

4 آبان 1394

ملاصدرا و سیره ی معصومین(علیهم السلام)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ملاصدرا و سیره ی معصومین(علیهم السلام) حکیم صدرالمتألهین شیرازی مشهور به ملاصدرا از بزرگترین فلاسفه اسلامی و صاحب مکتب و شیوه ی حکمت متعالیه در فلسفه اسلامی است. وی که از جمله بزرگترین علمای شیعه نیز به شمار می آید، شاگردان بسیاری را در مکتب خویش پرورش داده است که از جمله ایشان علامه طباطبایی صاحب تفسیر شریف المیزان و شهید مطهری در عصر ماست. نوشتار پیش رو می کوشد شیوه وی درباره سیره معصومین(علیهم السلام) را مورد بررسی قرار دهد.

30 مهر 1394

تبدل جوهر در فلسفه ملاصدرا و وايتهد

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تبدل جوهر در فلسفه ملاصدرا و وايتهد ارنست ولف ـ گيزو (Ernest Wolf Gazo) اثر كربن درباره آراء دو فيلسوف متعلق به سنتهاى فرهنگى و اجتماعى بسيار متفاوتى است كه در متافيزيك خود، به مسئله مشترك تبدل مقوله جوهر پرداخته اند. آلفرد نورث وايتهد (Alfred North Whitehead)(1865 ـ 1947)، در دوران خود، فيلسوف و رياضيدانى بسيار محترم بود و همچون هايدگر و ويتگنشتاين، يكى از متفكران ژرف انديش بزرگ در فلسفه قرن بيستم بشمار مى رود. صدرالدين محمد شيرازى (1571 ـ 1640) معروف به ملاصدرا نيز انديشمندى پر استعداد و مورد احترام عميق همتايان خود در ايران عهد صفوى، بويژه در اصفهان و در زادگاهش شيراز، بود. صدرا در شرق اسلامى و در شبه قاره هند شناخته شده و هميشه مورد احترام بوده، اما در غرب اسلامى چندان مورد توجه قرار نگرفته و در مسيحيت لاتين قرون وسطى نيز سخنى از وى نرفته است; اما بتدريج با كوششهاى ماكس هورتن(Max Horten)، هانرى كربن، سيد حسين نصر، فضل الرحمان Fazlur Rahman) ) جيمز وينستون موريس ( (James Winston Morrisنخست به خوانندگان آلمانى زبان و سپس به فرانسه و انگليسى زبانها معرفى شد. خواننده غربى، صدرا را كسى مى داند كه معاصر دكارت و همعصر انقلاب علمى اروپاى غربى است. متأسفانه، دكارت و صدرا هرگز با هم ديدار نكردند و از وجود يكديگر آگاه نشدند. امّا، ما، در اواخر قرن بيستم اين توفيق را داريم كه هر دو را بشناسيم و آنان را در بستر سنتهاى شايسته خودشان ارزيابى كنيم. كارى كه صدرا و وايتهد در فلسفه انجام دادند، صرفنظر از سنتها يا تمايلات اجتماعى - سياسى آنان، در خور احترام است. در هر دو متفكر، قدرت نظرى، تيزهوشى، زيركى و قدرت تخيل قوى در انديشه را بمعناى مثبت كلمه مى يابيم. صدرا، كار فلسفى خود را در اواخر عمر انجام داد; در مورد وايتهد نيز چنين است. هر دو، متفكرانى درجه اول بودند و اين حقيقت را مى توان در آثار ايشان همچون پويش و واقعيت و علم و جهان جديد اثر وايتهد، و اسفار اربعه يا كتاب المشاعر و الحكمة العرشيه اثر صدرا ديد. اين دو، نه تنها متون فلسفى درجه اولى نوشتند، بلكه وايتهد كتاب دوران ساز اصول رياضى (Principia Mathematica)را (با همكارى شاگردش برتراند راسل) نوشت كه مطالعه منطق صورى نوين را متحول ساخت و صدرا كتابهايى در طبيعيات و حكمت پربار تفسير قرآنى نگاشت. هر دو اشخاصى بسيار فرهيخته بودند كه با آگاهى از دستاوردهاى سنت خود و يا رويارويى با بينش متفكران پيشين (وايتهد در مواجهه با افلاطون و لايب نيتز، و صدرا در مواجهه با افلاطون، افلوطين، ابن عربى، ابن سينا، شهاب الدين يحيى سهروردى و ميرداماد) توانستند با تيزبينى منطقى به بينشهاى نوينى در تفكر متافيزيكى دست يابند. هر دو با انتقادهايى سخت از برخى از آثار ارسطو، راهشان را از اين استاد يونانى جدا كردند. هر دو در اصول متافيزيكى ارسطو ترديدهايى جدى كردند، به رسالات منطقى و علوم طبيعى او اشاره اى نمى كنيم. بررسى اين روياروييهاى دلچسب ميان ارسطو و صدرا و وايتهد، به كتابى كامل نياز دارد. در اينجا فقط به يك موضوع خاص مى پردازيم و آن برداشت ارسطو از مقوله جوهر است كه در رساله مقولات (Categories) آمده است. اين رساله را فرفريوس ويرايش كرد و نام ايساغوجى (Isagoge) بر آن نهاد و بوئتيوس نيز آن را به لاتين بازگرداند.

24 مهر 1394

علم سرشار از گزاره های فلسفی است/ فلسفه و متافیزیک نمی میرد

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد علم سرشار از گزاره های فلسفی است/ فلسفه و متافیزیک نمی میرد پروفسور هيلاري پاتنم، فيلسوف تحليلي معاصر و استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد معتقد است علم نه تنها نمی تواند جایگزین فلسفه و متافیزیک شود بلکه خود علم دارای گزاره های فلسفی است. به گزارش فرهنگ امروز به نقل از مهر، برخی دانشمندان علوم تجربی بر این باور ند که پاسخ به پرسش های بنیادین بشر از حیطه فلسفه و الهیات خارج شده و علم فیزیک با توجه به پیشرفت های چشمگیری که داشته است، برای پرسش هایی که پیش تر فلسفی به شمار می رفت جوابگو شده یا پاسخی برای آنها خواهد یافت. برای نمونه علم گرایی(scientism) دیدگاهی فلسفی است که روش های علوم طبیعی را برتر از تمامی روش های جست وجویی انسانی می داند. علم گرایی، تنها روش های تجربی را جهت توضیح تمامی ابعاد فیزیکی، اجتماعی، فرهنگی و روانی قابل قبول می شمارد. این دیدگاه، متأثر از تجربی گرایی غالب در دوران روشنگری است و همچنین همبسته با پوزیتیویسم «آگوست کنت» دانسته می شود. کنت معتقد بود که دانش حقیقی تنها از راه تجربه حسی به دست می آید. برای بررسی دقیق تر این موضوع، گفتگویی با پروفسور «هیلاری پاتنم»، فیلسوف شهیر معاصر و استاد دانشگاه هاروارد انجام شده است

20 مهر 1394

گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش دوم؛

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش دوم؛ اشتباه «دکارت» در شناخت بی‎واسطه‎ی خود در فلسفه‎ی دکارت دو واژه‎ی «متمایز» و «واضح» یکی گرفته شده است، درحالی که متمایز مستلزم دو تصور است؛ همین نشان می‎دهد فلسفه ی دکارت برخلاف تصور خودش بی‎واسطه نیست (من فکر می‎کنم هستم، پس بی‎واسطه متوجه‎ این هستم). آنچه موجب شناخت ما نسبت به خود می‎شود «جهان غیب» است. نشست فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه با همکاری مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ی ایران و انیستیتو یونس امره تهران برگزار شد. در بخش نخست گزارش، «عبدالحسین خسروپناه» عنوان داشت: «در کشور ایران هم فلسفه و هم حکمت با هم مطرح است. فلسفه از احکام و اقسام وجود با روش عقلی بحث می‎کند، حکمت نیز چنین است، با این تفاوت که عقل در حکمت تلاش می‎کند تا به شهود و وحی نیز برسد. همان طور که حس، نقش مقدماتی برای عقل دارد، عقل نیز یک نقش مقدماتی برای شهود و وحی دارد». «احمت اینام» از فلسفه در زندگی جاری انسان سخن گفت و بیان کرد: «باصراحت و باز رفتار کردن و عمل کردن و نیز با عشق سفر کردن به ما این امکان را می دهد که به مقصد نزدیک تر شویم؛ و البته ادب که می تواند به ما کمک کند تا به منبع و سرچشمه ی حقیقت دست بیابیم». «غلامحسین ابراهیمی‎دینانی» نیز گفت: «اندیشه‎ی فلسفی با اندیشه‎ی علمی و دینی و هر اندیشه‎ی دیگری تفاوت دارد؛ اندیشه‎ی فلسفی تا با چیزی که هنوز اندیشه نشده است مواجه نشود، حرکت نمی‎کند. فلسفه تنها تفکری است که در سطح حرکت نمی‎کند و همواره از سطح به عمق و ژرف می‎رود». در ادامه مشروح سخنان «کریم مجتهدی» و «کنعان گورسوی» می آید.

17 مهر 1394

گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش نخست؛

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش نخست؛ «فلسفه» زبان مشترک تفاوت‎ها اندیشه‎ی فلسفی با اندیشه‎ی علمی و دینی و هر اندیشه‎ی دیگری تفاوت دارد؛ اندیشه‎ی فلسفی تا با چیزی که هنوز اندیشه نشده است مواجه نشود، حرکت نمی‎کند. فلسفه تنها تفکری است که در سطح حرکت نمی‎کند و همواره از سطح به عمق و ژرف می‎رود و این تفکر عمیق با گوش دادن آغاز می‎شود؛ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَيَعْقِلُونَ . نشست فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه با همکاری مؤسسه ی پژوهشی «حکمت و فلسفه ی ایران» و انیستیتو «یونس امره» شعبه تهران یکشنبه پنجم مهرماه در مؤسسه ی حکمت و فلسفه برگزار شد. این نشست با حضور «عبدالحسین خسروپناه» رییس موسسه حکمت و فلسفه، «شامیل اوچال» رییس انیستیتو یونس امره در تهران، «احمت اینام»، «غلامحسین ابراهیمی‎دینانی»، «کریم مجتهدی»، «کنعان گورسوی»، «ضیاء موحد»، «علی اوتکو»، «علی‎اصغر مصلح» و با مدیریت «شهین اعوانی» همراه بود. در ادامه و در بخش اول مشروح سخنان «خسروپناه»، «اینام» و «دینانی» می‎آید.

17 مهر 1394

مقايسه ديدگاههاى معرفت شناختى و وجودشناختى صدرالدين شيرازى و اسپينوزا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد مقايسه ديدگاههاى معرفت شناختى و وجودشناختى صدرالدين شيرازى و اسپينوزا ديويد دكاكه(David Dakake) اين مقاله كوششى است براى مقايسه برخى از آراء و روشهاى فيلسوف «يهودى» سده هفدهم اروپا، باروخ اسپينوزا، و فيلسوف عارف ايرانى سده هاى شانزدهم و هفدهم، صدرالدين شيرازى. هر دوى ايشان، آگاهانه يا ناآگاهانه، بناهاى عقلانيى پديد آوردند كه اشكال خاص تفكر فلسفى ايشان را از مفاهيم جهانشناسى سنتى ارسطويى ـ بطلميوسى، جدا ساخت. اين شاهكار عظيم عقلى را اسپينوزا زمانى انجام داد كه چهارچوب جهانشناسى سنتى زير بار مشاهدات و رصدهاى گاليله كمر خم كرده بود. اما اين شاهكار عظيم سالها پيش در ايران بوسيله صدرالدين، در مقام واكنش در برابر جهانشناسى مشائى اسلامى و بدون آگاهى از چالشهاى علمى كه در آن زمان در اروپا جريان داشت، تأسيس شده بود. روش اين دو فيلسوف در اين كار واحد، بسيار متفاوت بود و گرايشهاى عامى را در تاريخ فلسفه نشان مى دهد كه فلسفه اسلامى و فلسفه غرب را تا امروز از يكديگر متمايز مى سازد. به بيان ساده، اختلاف فلسفى ميان شرق و غرب، در اينجا، حول محور نقش عقل است. در فلسفه غرب، از اواخر دوره سده هاى ميانه به بعد، علاقه فزاينده اى به استفاده از عقل و منطق، بعنوان ابزار فلسفه، وجود داشت، در حاليكه مى توان ادعا كرد گرايشى، كاملا، مخالف در جهان اسلام جريان داشت كه عبارت بود از علاقه فزاينده به كتاب مقدس (قرآن كريم) و تجربه كشف هستى محض بعنوان امرى «فوق عقلانى» براى تفكر فلسفى. در نيمه نخست مقاله، سعى مى شود از طريق توضيح مقوله هاى معرفتى اسپينوزا و صدرالدين و نقشى كه اين مقولات مختلف در تعيين فلسفه هاى ايشان ايفا مى كند، كار اين دو در اين زمينه معرفت شناختى مورد بررسى قرار مى گيرد. در نيمه دوم، اين موضوع مطرح مى شود كه چگونه هر يك از ايشان، بر مبناى ديدگاههاى معرفت شناختى عميقاً مختلف خود، وجودشناسى و جهانشناسيهاى متمايزى پديد آورده اند كه كاملا، با نگرش ارسطويى ـ بطلميوسى فاصله دارد.

10 مهر 1394

حركت جوهري و ماوراء الطبيعه (حدوث يا قدم عالم بر اساس حركت جوهري)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حركت جوهري و ماوراء الطبيعه (حدوث يا قدم عالم بر اساس حركت جوهري) منصور ايمانپور مسئله حدوث يا قدم عالَم يكي از مباحث مهمّ ميان متكلّمين مسلمان و فلاسفه إسلامي بوده است. هر دو دسته بر اساس مبناي خاصّي كه در باب ملاك نيازمندي به علّت، داشتند، ديدگاه خاصّي را در اين مسئله إتخاذ كرده بودند و حتّي مفهوم حدوث و قدم را بر اساسِ آن مبنا تفسير مي نمودند. اين اختلاف نظر در ماجراي فكر اسلامي همچنان وجود داشت تا اينكه نوبت به تولّد ميمون «حركت جوهري» رسيد و به بركت اين مولود مبارك، گره اين مسئله نيز گشوده گشت و با صراحت إعلام گرديد كه «عالم با همه آنچه در آن است حادث زماني است زيرا هر چه در آن يافت شود وجودش مسبوق به عدم زماني است...».تفصيل مطلب مذكور يعني تعريف حدوث و قدم و بيان اَقسام آن، گزارش و ارزيابي نظر متكلّمين مسلمان و فلاسفه اسلامي درباب حدوث و قدم عالم و گزارش نظر صدرالمتألهين به عنوان نظر مقبول و پاسخ به چند اِشكال در اين زمينه، موضوعي است كه اين مقاله به آن پرداخته است

2 مهر 1394

متافيزيك و ماهيت مرگ

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد متافيزيك و ماهيت مرگ سيد محمد خامنه اي پديده مرگ موضوعي است که مي توان از نقطه نظرهاي گوناگوني درباره آن بررسي و گفتگو کرد. از نظر علوم زيستي و پزشکي، مرگ عبارتست از تعطيل سازمان فعال بدن انسان، که حافظ حيات او مي باشد. اين ديدگاه به بدن فقط از لحاظ ساختار جسماني و بعبارت ديگر از نقطه نظر مادي و از منظر حواس خمسه مي نگرد و علايم مرگ را توقف فعاليت مغز و قلب و اندامها و از بين رفتن حرارت جسم مي داند و معمولاً به خروج چيزي بنام روح يا نفس اشاره نمي کند. اما از نظر فلسفه، مرگ عبارتست از جدا شدن دائمي روح يا مرگ که بطور طبيعي و بسبب درهم ريختن نظم طبيعي بدن و نارسائي آن ايجاد شود. فلاسفه، مرگ و خروج روح يا نفس را از بدن به کسي تشبيه مي کنند که خانه اش خراب شده و ناگزير است آنرا ترک کند و به جائي ديگر پناهنده شود.

26 شهریور 1394

ابزارهای حصول علم

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ابزارهای حصول علم نویسندگان: دکتر محمدزمان رستمی طاهره آل بویه ابزارهای معرفت در یک تقسیم کلی عبارت اند از: حس، خیال، وهم، عقل و قلب. البته مُدرِک واقعی در همه مراحل، خود نفس است، زیرا نفس در تمام مراتب، بدون آن که امتزاج با آن مرتبه داشته باشد حضور دارد.

26 شهریور 1394

حکمت متعاليه ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حکمت متعاليه ملاصدرا سيد محمد خامنه اي در بين سالهاي 979 تا 1045 هجري قمري (برابر با 1635-1571 مسيحي) فيلسوفي مي زيست که نام او صدرالدين محمد معروف به ملاصدرا بود و بعدها لقب او را صدرالمتألهين (رئيس فلاسفه الهي) گذاشتند و مکتب فلسفي او را حکمت متعاليه ناميدند. ملاصدرا فيلسوفي بودکه به تمام مکاتب فلسفي و عرفاني و کلامي زمان خود تسلط کامل داشت و از طرف ديگر چون يک مفسّر عاليقدر و يک محدث و حديث شناس ماهر بود به قرآن و حديث و سنت پيامبر (ص) نيز مسلط بود. دانش بسيار و نبوغ و استعداد ويژه اين فيلسوف و دانشمند سبب گرديد که بسبب تسلط به فلسفه و ابتکار و خلاقيتي که در وي بود اساس همه مکاتب زمان خود را درهم بريزد و از ميان آن, مکتبي فلسفي عرفاني بسازد که کاملاً مستقل ولي جامع و دارنده همه جنبه هاي مثبت آن مکاتب پيشين بود.

20 شهریور 1394

خدا در فلسفه ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد خدا در فلسفه ملاصدرا رضا اكبريان[*] چكيده يكي از مسائلي كه بشدّت از نظريّه وجود ملاصدرا متأثّر است و در نظام فلسفي وي، صبغه كاملاً جديدي پيدا مي كند، سلوك فكري وي در اثبات وجود حق و بحث از اسماء و صفات اوست. خدا، محور اصلي تعاليم دين است. اساس دين را اعتقاد به وجود خدا تشكيل مي دهد. اصليترين مسئله اي كه براي جوينده حقيقت، مطرح مي شود و بايد پيش از هر چيز پاسخ صحيح آن را بدست آورد، اينستكه آيا خدايي وجود دارد يا نه؟ پاسخ مثبت يا منفي به اين سؤال نه فقط نگرش انسان را نسبت به جهان بيرون متفاوت مي سازد، بلكه خود انسان هم در پرتو پاسخي كه به اين پرسش مي دهد، جلوه و معناي ديگري مي يابد. از نظر ملاصدرا علم الهي شريفترين و ارزشمندترين علوم فلسفي است كه تكامل حقيقي انسان بدون آن ممكن نيست. او كمال حقيقي انسان را تنها در سايه قرب الهي محقق مي داند و معتقد است كه تقرب به خداي متعال بدون معرفت او، امكان پذير نخواهد بود. ملاصدرا در تمام كتب فلسفي خود، معرفت وجود حق را حكمت مي داند و سعادت حقيقي انسان را متوقّف بر آن معرفي مي كند. از نظر ملاصدرا شناخت خدا هدف هر فلسفه اي محسوب مي شود، لذا انسان، مكلف است كه خدا را به قدر توان و طاقت بشري بشناسد و به او تشبّه جويد. او كه شناخت عقلاني در مورد خدا را ممكن مي داند و براي اثبات او، براهين متعددي اقامه مي كند، به نوعي كشف و شهود عرفاني نيز اذعان دارد. تبيين و تحليل چنين نظريه اي، بررسي پيشينه تاريخي و سرچشمه هاي ديني ـ فلسفي آن و بيان اينكه ملاصدرا بعنوان بنيانگذار حكمت متعاليه در اين باب رويكردي ويژه دارد هدف اصلي اين مقاله است.

19 شهریور 1394

بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه در عصر صفوی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه در عصر صفوی این مقاله به بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه و حکمت اسلامی در عصر صفوی پرداخته و در صدد است تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که چه عواملی در دوره صفویه موجب گسترش فلسفه و عطف توجه به مواد درسی مانند منطق و فلسفه در مدارس و نیز نگارش رساله های مهم فلسفی در این دوره شده است؟ عصر صفوی از اوایل قرن دهم هجری تا نیمه قرن دوازدهم (۹۰۷ تا ۱۱۴۵ ق) یکی از دورانهای مهم تاریخ ایران است که مذهب تشیّع دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی در کشور استقرار یافت. در چنین بستر مساعدی، تعلیم و تربیت بر آموزه های شیعی استوار گردید و زمینۀ مناسبی برای رشد و شکوفایی علوم اسلامی و معارف شیعی در ایران فراهم آمد.حکمت و فلسفه اسلامی نیز یکی از شکوفاترین و پررونق ترین دوره های خود را در ایران اسلامی و بخصوص در شهرهای شیراز و اصفهان، در این دوره سپری نموده است. وضعیت مذهب در این دوره و نیز روشهای آموزشی در عصر صفوی و همچنین سیاستهای سلاطین صفوی از جمله حمایت از مراکز تعلیم و تربیت و استقبال از مهاجرت علمای جبل عامل و حمایت از تاسیس مراکز آموزشی مناسب و مدارس علمی مهم و کمک به تاسیس و تقویت کتابخانه ها در این زمان برخی عامل رشد و گسترش فلسفه در این عصر است.

16 شهریور 1394

آموزش فلسفي کودکان در نظام تعليم و تربيت اسلامي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد آموزش فلسفي کودکان در نظام تعليم و تربيت اسلامي نويسنده: هادي سليماني ابهري (1) چکيده: در دو دهه اخير، بعد از ورود مباحث آموزش فلسفي کودکان به عرصه مطالعات و پژوهش هاي اهل نظر در ايران، به ويژه با استقبالي که از رويکرد P4C (philosophy for children) به عمل آمد، تلاشهايي در تحليل و بررسي و معرفي و حتي اجراي آن به اشکال گوناگون، مانند ارائه مقالات در نشريات، تشکيل همايش ها و کارگاه هاي آموزشي، تأليف و ترجمه کتب صورت گرفت. در سنوات اخير اين همت ها به سطحي رسيده است که برنامه ريزي در حد پذيرش دانشجو در سطح PHD براي آن صورت مي گيرد. جاي خالي بررسي نظرات ليپمن )باني اين نوع از آموزش در نيم قرن اخير) در مقايسه با نظام تعليم و تربيت اسلامي، ما را برانگيخت تا با تأملي در آموزه هاي وحياني، جايگاه آموزش تفکر خلاق و انتقادي در تعليم و تعلم اسلامي را بازشناسي کنيم. در اين بررسي و مقايسه، نزديکي شيوه هاي تربيت ديني براي فراهم کردن بسترهاي آموزش تفکر خلاق و اکتشافي، با روش ها و ديدگاه هاي ليپمن (lipman) آشکار گرديده است.

13 شهریور 1394

نقد تفکيکي انگاري ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد نقد تفکيکي انگاري ملاصدرا نويسندگان: جنان ايزدي احد فرامرز قراملکي چکيده بر اساس يکي از ديدگاه هاي طرح شده، روش شناسي ملاصدرا در حکمت متعاليه تفکيکي است. مدعاي اين نظرگاه اين است که ملاصدرا در سير تحول روشي خود از رويکرد فلسفي- عرفاني و تأويليِ نخستين خويش به رهيافتي وحياني دست مي يابد. مستند تفکيک انگاري مطالعه اي موردپژوهانه بر رويکرد ملاصدرا در مسأله ي معاد جسماني است. اگرچه نگاه تحولي به حکمت متعاليه و سنجش عيني تفکر صدرايي از مزاياي اين طرح پژوهشي است، ضعف هايي چون: نگاه حصرگرايانه به تحول، ايهام ملازمت تلفيق و تأويل، عدم کفايت ادله، و خلط ايستار فلسفي و ايستار وحياني اين نظريه را با چالش جدي مواجه مي سازد.

13 شهریور 1394

انسان سالم در حكمت عملي

چکیده قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد. انسان سالم در حكمت عملي سيد محمد خامنه اي يكي از آموزه هاي مهم اديان الهي و بخصوص دين اسلام، تعريف انسان و ابعاد معنوي او و صراحت بخشيدن به بُعدي نامحسوس غير مادي ـ يعني نفس يا روان ـ مي باشد. شايد بتوان ادعا كرد كه اگر تأكيد وحي و اديان آسماني بر وجود چيزي بنام روح يا نفس و اهميت آن در شخصيت و منش انساني نمي بود تجربة نارساي بشري ـ حتي در پيشرفته ترين تمدنها ـ قادر نبود كه اينگونه كه امروز روشن شده است به بُعد عميق و مؤثري در انسان بنام نفس يا روح برسد. در اسلام (و مكاتب و اديان آسماني ديگر) معرفي نفس انسان، همپا و همراه تعريف سلامت نفس و آموزش روشهاي ساختن انسان سالم بوده و حتي از حديث «بُعثت لأتمم مكارم الأخلاق» مي توان بدست آورد كه هدف اصلي اسلام نوسازي بشر و ساختن انسانهايي داراي سلامت نفس و قوت روح و روان مي باشد؛ چه آنكه سلامت معنوي انسان، از ديدگاه اسلام، ضامن سعادت دنيوي و اخروي و فوز و فلاح او شمرده شده است و شخصيت سالم يك انسان را سكوي پرش و تعالي او بسوي كمالات انساني و وصول به مدارج عالية روحي و قرب يا حتي وصال حق متعال معرفي نموده است. اهميت سلامت رواني انسان و شناسايي و درمان آفات و آسيبهاي آن در اسلام و اديان با مطرح بودن آن در روانپزشكي و روانشناسي و روانكاوي سازگاري داشته و بررسي تطبيقي اين رشته ها با تعاليم آسماني مانند هميشه مي تواند تجربه هاي بشري را غنيتر سازد و اگرچه تجربه و دانش بشر ناتوانتر از آن بوده كه به شناسايي روان دست يابد ولي توانسته است با آسيبها و بيماريهاي آن، كه در رفتار انسان خود را نشان مي دهد و نوعي نابساماني و ناهنجاري رفتاري است، آشنا شود و تا حدودي به درمان آن بپردازد. سلامت رواني انسان در اسلام از يك زاويه و در پزشكي از زاوية ديگر مورد نظر و عنايت قرار گرفته است. باينصورت كه در روانپزشكي آنرا فقط از نظر ناهنجاريهاي شخصيتي و بيماريهاي شديد آن مورد نظر قرار مي دهند اما در بينشهاي ديني فراگيرتر مي باشد و تمام احوال نفس انساني را زير نظر مي گيرد. ما در اين مقاله ديدگاه اسلام را از دريچة روايات اسلامي و بخصوص احاديث اهل بيت (ع) مورد بررسي قرار مي دهيم و به مرزهاي مشترك حديث و روانپزشكي و روانشناسي نگاهي اجمالي مي اندازيم.

12 شهریور 1394

حوزه ی فلسفی و عرفانی تهران

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد همچنین کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. حوزه ی فلسفی و عرفانی تهران نویسنده: سیدحسین نصر حوزه ی مهم فلسفه و عرفان در تهران در قرن سیزدهم و چهاردهم با عنوان «حوزه ی فلسفی و عرفانی تهران» شناخته می شود. با پایتخت شدن تهران، این شهر کوچک مرکز سیاسی و اقتصادی ایران شد و پس از چندی مرکز فرهنگی و فلسفی نیز شد. پس از آنکه میرداماد و ملاصدرا مکتب اصفهان را تأسیس کردند، اصفهان به رغم حوادث دوران پایانی عصر صفوی، از جمله حمله ی افغانان و مخالفت با حکمت و عرفان در محافل دینی، مخصوصاً پس از احیای مکتب صدرایی به همت ملاعلی نوری (متوفی 1246)، درخشان ترین چهره ی حکمت، مرکز اصلی تدریس فلسفه و عرفان باقی ماند و از آنجا دامنه ی تدریس فلسفه و عرفان به تهران کشانده شد.

12 شهریور 1394

روح افلاطوني در فلسفه ملاصدرا

روح افلاطوني در فلسفه ملاصدرا * سید محمد خامنه ای يكي از مباني مشهور و شناخته شده ملاصدرا، اصل «جسماني بودن منشأ حدوث نفس انساني و روحاني (غير مادي ) شدن آن بمرور زمان » است كه بنظرية «جسمانية الحدوث و روحانيّة البقاء» بودن نفس معروف است . اين نظريه ـ برخلاف عقيدة حكما و فلاسفة پيشين اشراقي ، كه معتقد بودند نفس انساني غيرمادي است و پيش از بدن در ملكوت زندگي مي كند و پس از شكل يافتن بدن كودك به كالبد او وارد مي شود و زندگي را با جسم مادي آغاز مي نمايد، ـ مي گويد كه نفس در مراحل نخستين آفرينش خود مادي است و از ماده تراوش مي كند ولي بتدريج راه جداگانه اي در پيش مي گيرد و رو به تجرد از ماده مي نهد و به اوج تجرد خود (از ماده ) مي رسد. ملاصدرا در تمام آثار و كتب خود، مانند فلاسفة ديگر مسلمان ، نام اين موجود را «نفس » مي گذارد؛ ولي از آنجا كه در منابع فلسفي و مذهبي گاهي كلمة «روح » نيز بهمين معنا (يا نزديك به آن ) بكار رفته است و گاهي در تعبيرات ، جاي اين دو كلمه با هم عوض مي شود و آنها را بجاي يكديگر بكار مي برند، اين پرسش پيش مي آيد كه : آيا روح ، همان نفس است ؛ يا معناي ديگري دارد!؟ و اگر روح اشاره به مفهوم غيرمادي ديگري است آن چيز چيست ؛ و با نفس چه رابطه اي دارد؟ قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد

30 مرداد 1394

سه معنا براي « وجود » در اصالت وجود

سه معنا براي « وجود » در اصالت وجود نويسنده: دکتر سيد يحيي يثربي اصالت وجود، در حکمت متعاليه ي صدرالمتألهين محمد بن ابراهيم شيرازي معروف به ملّاصدرا ( م 1050 هـ ) يک اصل بنيادي است. او علاوه بر تأکيد و تکيه بر اصالت وجود، به عنوان يک گزاره ي درست در هستي شناسي و جهان بيني، در ده ها مسئله ي ديگر نيز از اين اصل سود برده است. اين مسئله؛ مانند روحي در کالبد سازمان فلسفي صدرا است که عامل توفيق و کاميابي او، در تحليل، تبيين و اثبات مسائل گوناگون اين نظام مي باشد. در حکمت متعاليه ي صدرا، علّيت، حدوث و قدم، اثبات واجب، صفات واجب، صدور جهان، ربط حادث به قديم، حرکت جوهري، معاد جسماني، همگي به گونه اي با اصالت وجود پيوند يافته، از آن ياري مي گيرند. بنابراين، مسئله ي اصالت وجود، شايسته ي هرگونه توجه و دقت مي باشد. اصالت ، ماهيت ، وجود قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد

23 مرداد 1394

  • تعداد رکوردها : 268

ورود کاربر

حديث

لينک هاي مفيد