پرسش انتقادی از فلسفه های تحليلی

پرسش انتقادی از فلسفه های تحليلی به واسطه بسط مدرنيته در روزگار ما عقلانيت جديدِ حاصل از عقلانيت و سنت متافيزيک يونانی امری جهانی شده است. لذا فلسفه های تحليلی به دليل درک غيرتاريخی و لذا مطلق و جهانشمول فرض کردن عقلانيت متافيزيکی و نظام اپيستميک و علمی حاصل از آن، شيفته و دل بسته عقلانيت علمی جديد بوده، هيچ گونه تفکر غيرمتافيزيکی را به رسميت نمی شناساند. فرهنگ امروز/ بیژن عبدالکریمی: بر پايه يک تقسيم بندي معروف و رايج ولي نه چندان دقيق، فلسفه معاصر غرب به دو شاخه اصلي فلسفه تحليلي (فلسفه هاي انگليسي يا آنگلوساکسون) و فلسفه قاره اي (اروپايي، ژرمني يا آلماني) تقسيم مي شود. اما اين تقسيم بندي به هيچ وجه دقيق نيست چرا که بسياري از فيلسوفان تحليلي، آلماني يا غيرانگليسي بوده اند و در مقابل در حوزه کشورهاي انگليسي زبان از جمله در خود انگليس و امريکا نيز بسياري به فلسفه هاي قاره اي (اروپايي) علاقه مندند. همچنين بايد توجه داشت ما نه با «فلسفه تحليلي» که با «فلسفه هاي تحليلي» و نه با «فلسفه قاره اي» که با «فلسفه هاي قاره اي» روبه روييم. لذا در بحث از فلسفه هاي تحليلي ما با انبوهي از چهره ها از فرگه، راسل، وايتهد، مور و برنتانو گرفته تا ماينونگ، هوسرل و حلقه وين (رايشنباخ، شليک و کارناپ و...) و از ويتگنشتاين، پاتنام، گودمن، پوپر، آيزايا برلين، رابرت نوزيک، برنارد ويليامز و جان راولز گرفته تا مايکل دامِت، گيلبرت رايل، کواين، کريپکي و... مواجهيم. همچنين، سنت فلسفه هاي تحليلي جريان ها، گرايش ها و حوزه هاي بسيار کثيري چون منتاليست ها، رفتارگرايان، کارکردگرايان، ابزارگرايان، حذف گرايان، فيزيکاليست ها، مکتب آکسفورد (معتقدان و تکيه کنندگان بر زبان متعارف، عرفي و متداول) و... را در برمي گيرد. از سوي ديگر سنت فلسفه هاي تحليلي در حوزه هاي گوناگوني چون فلسفه علم، معرفت شناسي، فلسفه زبان، فلسفه اخلاق، فلسفه ذهن، فلسفه دين، فلسفه سياسي، حوزه سمنتيک، زيبايي شناسي، متافيزيک تحليلي و... بسط يافته است.

24 اسفند 1394

درآمدى بر انسان شناسى ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد درآمدى بر انسان شناسى ملاصدرا رضا رضازاده «انسان شناسى شناخت حقيقت و واقعيت انسان، در مفهومى گسترده و عام است كه از طريق دانشها و معرفتهاى متعدد و متنوع با روشها و غايتهايى كه مورد نظر دارند، صورت مى پذيرد.» در اين تعريف - اگر اجمالا مورد قبول واقع شود - دو قيدِ حقيقت و واقعيت ناظر به تفكيك ميان دو مقام در انسان شناسى است. انسان شناسى ناظر به حقيقت انسان، انسان را آنگونه كه بايد باشد ترسيم مى نمايد. اما انسان شناسى ناظر به واقعيت انسان، انسان را آنگونه كه هست تصوير مى كند. ذكر روشها و غايتها مشعر بر اين است كه دانشهاى مورد نظر عليرغم وحدتشان در متعلَّق (انسان)، از حيث روش، رويكرد و غايت با يكديگر متفاوتند. همچنين اين مطلب از سويى، حاكى از پيچيدگى و تو بر تويى موضوع است كه باعث گرديده تا مطالعه و پژوهش در خصوص آن بعنوان علمى ميان رشته اى (inter - disciplinary) تلقى گردد. بازشناسى انسان شناسى صدرايى به دو جهت ضرورت دارد: جهت اول، يافتن جايگاه انسان شناسى صدرايى در چهارچوب ساختار انديشه صدرايى در كنار فهم ارتباطى كه اين موضوع با پاره هاى اساسى ديگر انديشه صدرايى - مثل خداشناسى و جهانشناسى -دارد. و جهت ديگر; مطرح كردن آن بعنوان بديلى توانا و قابل، در ميان انسان شناسى هاى مورد بحث در دنياى امروز، بدليل مايه هاى قوتى كه در آن مى توان سراغ گرفت; از اينرو در اين مقال سعى داريم تا با طرح مسائلى چند و با نگاهى بيرونى و بيشتر معرفت شناسانه (epistemological) - هرچند كوتاه و گذرا به انسان شناسى صدرايى بپردازيم.

24 اسفند 1394

ديدگاه ملاصدرا درباره حركت ديدگاهى در مرز ميان فيزيك و مابعدالطبيعه

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ديدگاه ملاصدرا درباره حركت ديدگاهى در مرز ميان فيزيك و مابعدالطبيعه ابراهيم کالين (Ibrahim Kalin) مفهوم حركت در مركز فلسفه طبيعى ملاصدرا قرار دارد. نظريه حركت جوهرى او بسيارى از مباحث فلسفه كلاسيك را در معرض بررسى نو در پرتو اين مفهوم بسيار پيچيده و بنيادى قرار مى دهد. ملاصدرا با اعتقاد به حركت در مقوله جوهر، از چهار چوب باورهاى ارسطويى در اين حوزه كه متفكران مشّائى و اشراقى آن را دنبال مى كردند، فراتر رفته است. صدرا، در حقيقت، با بحث بسيار دقيق در مورد تغيير وجودى در ساختار جوهرى اجسام طبيعى، مفهوم كلاسيك جوهر را به «ساختار رخدادها» و «فرايند تغيير» تبديل كرده و از اين باور پيشين كه مطابق آن جوهر، بنياد نهايى اشياء است صرف نظر كرده است. همانگونه كه ملاحظه خواهيم كرد، جوهر در نظر صدرا «شىء» يا «هويتى» با حالت ثبات و سكون نيست. جوهر نه هويت فيزيكى محض است (كه بمعناى جسم مادى ظلمانى محسوس) و نه اصل موضوع فلسفى و غير فيزيكى محض. جوهر با داشتن هويتى تعلّقى ميان تغيّر و ثبات، همانند بقيه پديده هاى جهان طبيعت است كه ميان وجود و عدم نوسان دارد; بنابرين، نمايش بينهايت پوياى جهان هستى را نشان مى دهد.

10 اسفند 1394

حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين(قسمت دوم)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين(قسمت دوم) ناصر مؤمني* چكيده طرح مباحثي مانند اتحاد نفس با عقل فعّال و ارباب انواع و نيز علم حضوري و مشكل مطابقت در بررسي حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين و حل مسئلة مطابقت علم با واقعيت خارج، ضروري به نظر ميرسد. اگرچه از نظر ملاصدرا، همانند ديگر فيلسوفان مسلمان، مسئلة واقعنمايي علم و مطابقت علم و معلوم برمبناي علم حضوري مسلّم گرفته شده است، امّا با مرور بر نظريات شخص صدرالمتألهين در باب علم و معرفت و اقوال او دربارة علم حضوري، صحّت و استحكام اين مسئله مورد ترديد قرار ميگيرد. از اينرو نگارنده سعي دارد در كنار طرح مباحث ياد شده، نقش آنها را از اين منظر مشخص كند و از اينرو اين مقاله نوشتاري انتقادي است.

27 بهمن 1394

حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين(قسمت اول)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين ناصر مؤمني* چكيده طرح مباحثي مانند اتحاد نفس با عقل فعّال و ارباب انواع و نيز علم حضوري و مشكل مطابقت در بررسي حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين و حل مسئلة مطابقت علم با واقعيت خارج، ضروري به نظر ميرسد. اگرچه از نظر ملاصدرا، همانند ديگر فيلسوفان مسلمان، مسئلة واقعنمايي علم و مطابقت علم و معلوم برمبناي علم حضوري مسلّم گرفته شده است، امّا با مرور بر نظريات شخص صدرالمتألهين در باب علم و معرفت و اقوال او دربارة علم حضوري، صحّت و استحكام اين مسئله مورد ترديد قرار ميگيرد. از اينرو نگارنده سعي دارد در كنار طرح مباحث ياد شده، نقش آنها را از اين منظر مشخص كند و از اينرو اين مقاله نوشتاري انتقادي است.

27 بهمن 1394

بازسازى روش متعاليه

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد بازسازى روش متعاليه محمود خاتمى هدف كلى از اين مقاله، بازسازى طرح روشى است كه صدرالدين محمد شيرازى، معروف به صدرا (ت. 1640، شيراز)، بطور تلويحى، آن را در ساختن نظريه اصالت وجود ((illuminative existentialism خود بكار برده است. ريشه اين نظريه، از حيث تاريخى، به انديشه ابن سينا در باب حكمة المشرقيين باز مى گردد; ابن سينا اشاره كرده است كه مى خواهد فلسفه اى تأسيس كند كه در اصل، بطور خالص، شرقى باشد. مفسران وى اين را راهنما به فلسفه اى مى دانند كه بر حكمت فارسى كهن بنا شده است. اما وى بعلت فوت زودهنگام، نتوانست اين فلسفه را برسازد. بعدها، اين وظيفه را فيلسوف ايرانى ديگرى بنام شهاب الدين سهروردى ]ش. 1191[ به انجام رساند، فيلسوفى كه بر اساس مفهوم اشراق و نور، نظام فلسفى جديدى تأسيس كرد. حكمت متعاليه صدرا ـ نامى كه عنوان كتاب بزرگ وى، الحكمة المتعاليه فى الاسفار الاربعة العقليه، است ـ با اين سوابق، از نظريه «سير و سلوك» كه بطور گسترده اى، در ادبيات اشراقى عرضه شده بود، پيروى كرد تا عناصر حكمت متعاليه را از طريق «اسفار اربعه نفس» گردهم آورد. تعبير «اسفار اربعه» كه در عنوان كتاب وى آمده است، بنحو نمادى براى ترسيم فرايندى عقلى بكار رفته است; فرايندى كه نفس با آن، در پى تحوّل وجودى خود، به شناخت حقيقى نايل مى شود. براى تفسير اين نماد، در اينجا، سعى خواهيم كرد، بطور خلاصه، تصويرى توصيفى از آن روش متعاليه بيان كنيم كه اغلب،از ديد محققان و شرقشناسان پوشيده مانده است.

27 بهمن 1394

تئوري جهان زنده و انعكاس آن در حكمت متعاليه

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تئوري جهان زنده و انعكاس آن در حكمت متعاليه مقصود محمدي* چكيده انگارة جهان زنده و يا زنده انگاري جهان هستي سابقة تاريخي طولاني دارد. در سير فلسفه، كثيري از فلاسفه و همچنين عرفا، مجموع جهان هستي را بصورت يك موجود زنده مي پنداشتند و آن را «انسان كبير» مي ناميدند. بنظر اينان، جرم مجموع عالم، پيكر «انسان كبير» و «جسم كلي» است و اجسام مختلف، اجزاء آن هستند. اين «جسم كلي» داراي «نفس كلي» است كه طبايع مختلف اجسام را تحت كنترل داشته و آنها را به حركت و جنب و جوش وامي دارد. اما صدرالمتألهين نظريه زنده انگاري جهان هستي را با مباني فلسفي خود تبيين و مدلّل نموده و در نظام فلسفي خود براي آن، جايگاه خاصي، قائل شده است. از منظر فلسفه ملاصدرا ـ با توجه به اصول (اصالت و وحدت تشكيكي حقيقت وجود، حركت جوهري و...) ـ جهان مادي يك سيستم زنده و درعين حال يك مجموعه واحدي است كه همه اجزاء آن با يك شبكه رابط حساب شده، با هم مرتبطند. اين شبكه رابط كه «نفس كلّي» نام دارد، مدبّر و حاكم بين اجزاء است. او ماده را شكل مي دهد و حيات سيستم زنده را مفهوم مي بخشد و حافظ سيستم و عامل بقاي آن است. در ضمن هر جزئي از اجزاء اين جهان مادي ـ حتي جمادات ـ نيز از يك نوع حيات و شعور متناسب با سعه وجودي خود، برخوردارند كه مي توان آن را، مبدأ نيروي عشق به كمال مطلق، ناميد كه اين نيرو در نهاد همه اجزاء و اركان جهان، سريان دارد.

27 بهمن 1394

عالم مثال و تجرد خيال

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد عالم مثال و تجرد خيال مليحه صابرى نجف آبادى مقدمه يكى از مباحث مهم فلسفه ملاصدرا اثبات عالم مثال (world imagination) و تجرد خيال ( abstraction imagination) است. در ميان حكماى اسلامى، حكماى مشاء (peripatetic) ، بويژه شيخ الرئيس (رحمة الله)(disjunctive) وجود اين عالم را منكرند. شيخ اشراق (اعلى الله مقامه) ضمن اذعان بوجود آن، با طرح ادلّه اى كوشيده است وجود آن را اثبات كند. اما به اين علت كه خيال را منفصل(disputations) مى داند، در تحمل مناقشات(mystic) وارده موفق نبوده است. اهل تصوفconjunctive) ) و عرفان، بويژه محى الدين عربى (رحمة الله عليه) در آثار خود علاوه بر قبول عالم مثال ويژگيهاى آن را ذكر كرده اما از ابراز استدلال و برهان در اين زمينه خوددارى كرده اند. حكيم مبرز متأله اسلام، صدرالمتألهين شيرازى (رحمة الله عليه) ... در قبول وجود عالم مثال همصداى عرفا و شيخ اشراق است و در كتاب اسفار، براهين متعددى هم براى اثبات مثال متصل و هم مثال منفصل اقامه فرموده است. او با اثبات تجرد خيال موفق شده است معاد جسمانى(corporal resurrection) و حشر( resurrection) جميع عوالم(existential worlds) وجوديه و لزوم بازگشت جميع موجودات به مبدأ اعلى را اثبات كند; بعلاوه كوشيده است تا بدن اخروى را اثبات و طريقه مشهور از حكماى اشراق و مشاء را ابطال كند. او معتقد است دار آخرت، منحصر به عالم روح نيست، بلكه مرتبه اى از عالم آخرت را عالم اجساد و اجسام و سماوات و نفوس ارواح جسمانى تشكيل مى دهد. بدين منظور ملاصدرا قوه خيال متصل و تجرد آن را مطرح و اثبات كرده و از اين طريق توانسته است كيفيت عذاب قبر و سكرات موت را تبيين و عوالم برزخى در قوس صعود و نزول را اثبات كند. با اصل حركت جوهرى وتجرد خيال كه از ابتكارات بارز و ارزشمند اين فيلسوف مبرز است، بسيارى از اشكالات موجود در باب معاد جسمانى مرتفع شده است. ما در اين مجال كوتاه بعد از طرح بحث عالم مثال و ارائه آراء حكماى بزرگ اسلام، به بررسى نظر صدرالمتألهين در اين باب مى پردازيم و نقاط افتراق و اشتراك نظر او را با حكما و عرفاى قبل از او بيان مى كنيم.

30 دی 1394

نظرية ملاصدرا در باب رابطة نفس و بدن و پيامدهاي آن در روانشناسي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد نظرية ملاصدرا در باب رابطة نفس و بدن و پيامدهاي آن در روانشناسي كمال خرازي بحث از ذهن يا نفس و رابطة آن با بدن ، بحثي فلسفي است . اما بيترديد، هيچ نظريه اي در روانشناسي نمي تواند بدون اتخاذ موضعي در اين باب ، كار تبيين علمي را آغاز كند. حتي كساني كه كوشيده اند بطور كلي مفاهيمي از ايندست را از حيطة نظرية خود كنار بگذارند، با اين اقدام خود، به اتخاذ موضع معيني در اين خصوص پرداخته اند. نقش و اهميت اين بحث فلسفي را بايد در قدرت تبييني نظريه هاي روانشناختي جستجو كرد. بعبارت ديگر، ميزان توانايي نظريه هاي روانشناختي در تبيين ، بسته و وابسته به اين است كه در خصوص رابطه نفس و بدن ، ديدگاه فلسفي استوارتري را برگزينند. در مقاله حاضر، در پي آنيم كه با مروري بر مواضعي كه تاكنون در روانشناسي معاصر، در مورد رابطة نفس و بدن اتخاذ شده ، ديدگاه فلسفي صدرالمتألهين را بعنوان مبنائي استوار براي تحقيقات روانشناختي معرفي كنيم . بنابرين ، مطالب اين مقاله ، در سه قسمت عرضه خواهد شد: رابطة نفس و بدن در روانشناسي معاصر، نظرية صدرالمتألهين در رابطة نفس و بدن ، پيامدهاي نظرية صدرالمتألهين در روانشناسي .

30 دی 1394

وجود مطلق

چکیده وجود مطلق* سيد محمد خامنه اي يكي از مباحث مهم و شايد مهمترين و دشوارترين مسائل فلسفه، چگونگي ربط موجودات حادث با آفريدگار قديم و بيزمان است. اين مسئله، تحت عنوان « قديم » يا «چگونگي آفرينش»، همواره در فلسفه مطرح بوده و فلاسفه و عرفاي مسلمان به آن عمق بسيار بخشيده اند. از روش اشراقي ايران باستان و حكماي پيش از سقراط و روش مشائي و ارسطويي كه بگذريم، دو روش از همه ظريفتر و استوارتر است: يكي، همان نظرية افلوطيني كه اولين مخلوق يا «صادر اول» را عقل و صادر دوم را نفس مي دانست. ديگري، روش و نظرية عرفاي اسلامي ـ يعني تصوّف ـ است.

30 دی 1394

ملاصدرا و مراحل توحيد

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ملاصدرا و مراحل توحيد طوبى كرمانى در این مقاله به مراحل توحید از منظر ملا صدرا پرداخته شده است و اینکه هر فرد در مسیر زندگی خویش در هر مرحله خاص با مرحله ایی از توحید خداوند متعال مواجهه خواهد داشت

30 دی 1394

درآمدى بر انسان شناسى ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد درآمدى بر انسان شناسى ملاصدرا رضا رضازاده «انسان شناسى شناخت حقيقت و واقعيت انسان، در مفهومى گسترده و عام است كه از طريق دانشها و معرفتهاى متعدد و متنوع با روشها و غايتهايى كه مورد نظر دارند، صورت مى پذيرد.» در اين تعريف - اگر اجمالا مورد قبول واقع شود - دو قيدِ حقيقت و واقعيت ناظر به تفكيك ميان دو مقام در انسان شناسى است. انسان شناسى ناظر به حقيقت انسان، انسان را آنگونه كه بايد باشد ترسيم مى نمايد. اما انسان شناسى ناظر به واقعيت انسان، انسان را آنگونه كه هست تصوير مى كند. ذكر روشها و غايتها مشعر بر اين است كه دانشهاى مورد نظر عليرغم وحدتشان در متعلَّق (انسان)، از حيث روش، رويكرد و غايت با يكديگر متفاوتند. همچنين اين مطلب از سويى، حاكى از پيچيدگى و تو بر تويى موضوع است كه باعث گرديده تا مطالعه و پژوهش در خصوص آن بعنوان علمى ميان رشته اى (inter - disciplinary) تلقى گردد. بازشناسى انسان شناسى صدرايى به دو جهت ضرورت دارد: جهت اول، يافتن جايگاه انسان شناسى صدرايى در چهارچوب ساختار انديشه صدرايى در كنار فهم ارتباطى كه اين موضوع با پاره هاى اساسى ديگر انديشه صدرايى - مثل خداشناسى و جهانشناسى -دارد. و جهت ديگر; مطرح كردن آن بعنوان بديلى توانا و قابل، در ميان انسان شناسى هاى مورد بحث در دنياى امروز، بدليل مايه هاى قوتى كه در آن مى توان سراغ گرفت; از اينرو در اين مقال سعى داريم تا با طرح مسائلى چند و با نگاهى بيرونى و بيشتر معرفت شناسانه (epistemological) - هرچند كوتاه و گذرا به انسان شناسى صدرايى بپردازيم.

30 دی 1394

ملازمت اصالت وجود با وجوب ذاتی آن

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ملازمت اصالت وجود با وجوب ذاتی آن حسين عشاقی اصفهانی وجود موجود است اما نه بواسطة عروض حالتی به او, بلکه بخودی خود و بملاک ذاتش بطوريکه برای اتصاف وجود به هستی و برای درستی گزاره «وجود موجود است» به انضمام هيچ حالت ديگری به ذات هستی نياز نيست, يعنی بمجرد داشتن وجود واقعيت و موجوديت متحقق است, از اين نکته در فلسفه صدرايی با عنوان «اصالت وجود در تحقق» ياد مي شود. در حکمت متعاليه صدرايی صدرالمتألهين قهرمان و ميداندار اثبات اين دعواست و الحق او در اثبات و پاسخ به عمده اشکالات وارد بر اين مسئله سربلند و موفق بوده است, اما بنظر نگارنده در مورد يک شبهه او نتوانسته پاسخ درستی عرضه کند بلکه در قبال آن گاهی آن را لغو پنداشته و کريمانه از آن عبور کرده و گاهی پاسخی نارسا و ناکافی به آن داده است, آن شبهه اين است که اگر وجود, بخودی خود و بملاک ذاتش موجود است در اينصورت بايد هر وجودی واجب الوجود بالذات باشد زيرا او بخودی خود و بملاک ذاتش موجود است و چنين چيزی واجب الوجود است, حال آنکه چنين نتيجه اي پذيرفته نيست

30 آذر 1394

چرا حيوانات يكديگر را مي خورند؟ نظر ملاصدرا دربارة بهترين جهان ممكن

چرا حيوانات يكديگر را مي خورند؟ نظر ملاصدرا دربارة بهترين جهان ممكن ابراهيم كالين (Ibrahim Kalin) مسئلة محوري در الهيات خاص عبارت است از تنش ميان قدرت و بخشش الهي در آفرينش بهترين جهان از يكسو و از سوي ديگر كاستي آشكار جهاني كه او بواقع آفريده است. ملاصدرا اين تنش را اينگونه بيان مي كند: جهان نمي توانست بهتر از اين باشد زيرا اگر اين ممكن مي بود و سازندة مختار نمي دانست كه مي توان جهاني بهتر از اين آفريد در آن صورت لازم مي آمد علم او كه كليات و جزئيات را فرا مي گيرد، متناهي باشد و اگر مي دانست و برغم توانايي آن را نمي آفريد، بخشش خود را كه همة موجودات را فرامي گيرد نقض كرده بود . اين استدلال كه جهاني كه در آن زندگي مي كنيم بهترين جهان در ميان جهانهاي ممكني است كه خداوند مي توانست بيافريند مبتني بر اين فرض كلي سه سنت ابراهيمي است كه خداوند به بهترين وجه عمل مي كند و ارادة او بهترين فعل را انجام مي دهد. در عبارت مشهور غزالي كه مي گويد: «ليس في الامكان ابدع مماكان» (جالبتر از آنچه در اين جهان وجود دارد ممكن نبود) همان انديشه را با تأكيد بر كمال ذاتي واقعيت بيان مي كند. اگر اين جهان را، اساساً، يك خداي قادر مطلق و خير نامتناهي آفريده باشد، پس بايد بهترين جهاني باشد كه او مي توانست بيافريند و آفريده است. هرچيزي كمتر از اين، قدرت و عنايت الهي را مخدوش مي كند. از اينرو نتيجه گرفته اند «نظام عالم بهترين، كاملترين و برترين نظام ممكن است بطوري كه هيچ نظامي برتر از آن تصور پذير نيست.» ملاصدرا اين سخن را در موافقت با سخن غزالي و تأييد آن از جانب ابن عربي «كلام برهاني» مي نامد و آن را برهاني معرفي مي كند كه مقبول فلاسفه و متكلمان واقع شده است، خواه آن را «قضاي ازلي» و خواه «اختيار تجددي» خوانده باشند . سرگذشت اين بحث در ميان متكلمان را اريك اورمزبي (Eric Ormsby) در عدل الهي در انديشة اسلامي آورده است و در اينجا نيازي به تكرار آن نيست . اما بايد خاطر نشان كرد كه در اين كتاب اگر چه فهرست چهل و سه نويسنده و اثر از قرن دوازدهم تا قرن نوزدهم آمده است كه برخي تقرير غزالي از مسئله را پذيرفته و برخي رد كرده اند اما از ملاصدرا نام نبرده است. در اين مقاله بر آنم گزارش مختصري از بحث صدرا دربارة برهان نظام احسن در اسفار ارائه كنم و تلاش او را براي تقرير مجدد مسئله بر حسب وجودشناسي كلي اش بررسي كنم. ملاصدرا با ارائه وجودشناسي تشكيكي اش، برهان نظام احسن غزالي را به سخني وجودي _ الهياتي((onto _ theologicalتبديل كرد. در اين مقاله از ميان ادله اي كه ملاصدرا در دفاع از موضع غزالي مي آورد، شش دليل بررسي خواهد شد.

30 آذر 1394

تعقل از نظر ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تعقل از نظر ملاصدرا سحر کاوندی مسائل مربوط به علم و ادراک و شناخت در طول تاريخ تفکر و انديشة بشری هميشه مورد توجه و عنايت خاص محققان و انديشمندان بوده و هست. «هستی شناسی» شناخت و علم يعنی مسائل مربوط به «چيستی و هستی» علم و ادراک از جمله مسائلی است که فلاسفة مسلمان با دقت و تفصيل بسياری بدان پرداخته اند. همانگونه که مباحث مربوط به «شناخت شناسی و معرفت شناسی» امروزه جزو موضوعات اساسی فلسفه غرب بشمار مي رود. از جمله انديشمندان و فلاسفة مسلمانی که بتفصيل و با دقت و موشکافی و نبوغ خاصی به موضوع علم و ادراک و مسائل مربوط بدان پرداخته, مرحوم صدرالمتألهين شيرازی است که با مقايسة آراء ايشان و ديگر فيلسوفان در اين مورد به تفاوت چشمگير نظراتشان با يکديگر بر می خوريم. ملاصدرا با ارجاع علم به هستی و وجود, عرصة اختلافات رايج در حوزه ماهوی بودن علم را تغيير داده و با اين کار تحولی عظيم و اساسی در مسئله علم بوجود آورده که اين خود, محصول تحول شگرف و عميق فکری و فلسفی و مبنايی ايشان در خصوص پذيرش اصالت وجود و تشکيک وجود است.

22 آذر 1394

جايگاه حكمت عملي در جهان معاصر

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد جايگاه حكمت عملي در جهان معاصر سيد محمد خامنه اي حكمت عملي داراي دو ناحيه يا منطقه تأمل است يكي محتوا كه در تمام مقالات و تحقيقات اين همايش بحثهايي را دربارة آن خواهيم شنيد و از آن بحثها بهره خواهيم برد. در اين همايش دربارة حكمت عملي در بخشهاي مختلف، در بخش اخلاق و خودسازي، در بخش خانواده و فردسازي و در سطح جامعه و اداره بشر در جوامع، بحث خواهد شد. من اسم اين بخش را محتوا مي گذارم. حكمت عملي محتوايي دارد كه آن را بايد به بحث گذاشت و بيش از دو هزار سال و دو هزار و سيصد سال بطور مدوّن دربارة آن بحث شده و قبل از آن هم قرنها مورد توجه و شايد مورد بحث بوده است. مطلب ديگر و بُعد ديگر نگاه به حكمت عملي از منظر شكل و بلكه ماهيت است. در اين منطقه بحث كمتر شده يعني در عمل اگر مورد نظر بوده، در تحقيق زياد روي آن بحث نشده در اينجا در مقام تحليل و بحث علمي و عميق آن نيستم. حكمت در يك تقسيم مشائي به دو بخش حكمت نظري و حكمت عملي تقسيم شد و اين تقسيم در حكمت مشائي اسلامي هم مورد قبول قرار گرفت. براساس اين تقسيم حكمت نظري شامل رياضيات، طبيعيات و الهيات مي شود و حكمت عملي ناظر به ابعاد مختلف جامعه بشري از فرد تا جامعه تا اجتماع، و دولت و حكومت مي شود.

22 آذر 1394

معرفت شناسي در انديشة اسلامي روابط ميان عقل، عقل جزئي و شهود در نظرگاه هاي متنوع انديشة اسلامي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. معرفت شناسي در انديشة اسلامي روابط ميان عقل، عقل جزئي و شهود در نظرگاه هاي متنوع انديشة اسلامي سيد حسين نصر ـ ترجمه مجتبي جعفري نقش و جايگاه معرفت و علم و بررسي اطوار و اصناف آن در پهنة انديشة اسلامي دلمشغولي تازه اي نيست. تمامي کساني که به تأمل در سير تطور مکاتب مختلف فکري عالم اسلامي پرداخته اند به وجوه و ويژگيهاي مختلف معرفت شناسي هر يک از اين مکاتب اشاره کرده اند و کوشيده اند نسبت سلسله مراتب معرفت را با جهانشناسي اسلامي در نظر انديشمندان مسلمان به دست دهند. صاحب اين نوشتار اما بر آن است که دريافت دقيق اين مراتب و نسبتشان با هم، جز در ساية فهم جايگاه نبي در جغرافياي هرم هستي و نقش او به منزلة منبعي براي وصول به معرفت معتبر ناشدني است. از اين رو مي کوشد نشان دهد «چگونه گفتمان مكاتب مختلف معرفت شناسي به نحوي از انحاء متأثر از بُعد حِكمي نبوت و شيوه هاي خاص نبي براي كسب معرفت بوده است». در متن هرجا واژة عقل بدون هرگونه شناسه اي آمده مراد همان عقل في نفسه(Intellect) يا عقل در وجه كليت آن است.(مترجم)

30 آبان 1394

تجرّد سنگ بنای حکمت اسلامی (تحلیلی بر نقش تجرّد در نظام فلسفی حکمت متعالیه)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. تجرّد سنگ بنای حکمت اسلامی (تحلیلی بر نقش تجرّد در نظام فلسفی حکمت متعالیه) نویسنده: سید مهدی بیابانکی چکیده با کنکاشی مختصر در فلسفه اسلامی به نحو عام و حکمت متعالیه به نحو خاص، ردّ پای عنصر «تجرّد» و تعالی از عالم ماده را در جای جای نظام های فلسفه اسلامی می یابیم. حوزه های اصلی تفکر فلسفی، یعنی معرفت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی، هریک بر شالوده ی تجرد و تعالی از عالم ماده بنا نهاده شده اند، بدین معنا که تنها با بهره گیری از عنصر تجرّد و فرا روی از عالم ماده است که می توان مفاهیم پایه و اساسی این حوزه ها را به نحو قابل قبولی تبیین نمود. ماهیت ادراک و فرآیند شکل گیری آن در حوزه معرفت شناسی، علیّت و حرکت در حوزه هستی شناسی و حقیقت انسان و جایگاه وجودی او در عالم درحوزه انسان شناسی، هر یک تبیین هایی را می طلبد که تعالی از عالم ماده، لازمه لاینفکّ آن ها می باشد. تلاش برای تبیین آن ها با عناصر و مفاهیم درون طبیعت مادی به بن بست معرفت شناختی، نسبی گرائی و شکّاکیّت منتهی می شود.

30 آبان 1394

حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن 2

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن 2 در اين مقاله در پي‏ كشف اين سرّ و راز هستيم كه بين آن حقيقت مجرّد و اين بدن خاكي و مادّي چه رابطه‏اي وجود دارد؟ و چگونه اين دو موجود مستقل و از دو قماش كاملاً مختلف باهم مي‏سازند و در صلح و آشتي خِردپسند بسر مي‏برند. دقّت خردمندانه و تدبّر دردمندانه در حول اين مسئله، عظمت و صعوبت آن را كاملاً مي‏نماياند و عقل هر متفكري را به تعقّل مضاعف وامي‏دارد.

15 آبان 1394

حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد «حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن» قسمت اول منصور ايمانپور مقدمه نفس ناطقه كه هر كس بالوجدان بوجود آن پي مي برد و با تعبير «أنا» از آن حكايت مي كند، داستاني دراز و خواندني دارد بطوريكه برخي از طايفه فكر و نظر به جسم بودن آن فتوا دادند و گروهي حكم بجسم لطيف بودنش صادر كردند و آن را همچون آب گل جاري در برگ دانستند و دسته اي ديگر به مجرّد بودن آن قائل شدند. علاوه بر اختلاف نظر مذكور در باب نحوه وجود نفس; در مورد نحوه پيدايش آن نيز نزاعِ ديرينه اي ميان فيلسوفان و اهل نظر وجود دارد. برخي بر اين باور بودند كه نفس قبل از ورود به اين جهان خاكي در عالمي برتر وجود داشته است و با حقايقي چون «مُثُل» زيست مي كرده است; و بعضي ديگر معتقد بودند كه نفس با حدوث بدن حادث مي شود ولي حدوثش روحاني است. يعني وقتي بدني مناسب براي خدمت به نفس حادث شود در اين هنگام بتوسط مبادي عاليه، نفس، حادث مي شود و در مملكت تن به پادشاهي مي پردازد و بالاخره برخي از حكيمان جهان اسلام به اين نتيجه رسيدند كه نفس جسمانية الحدوث و روحانية البقاست. حال در اينجا به بحث پيرامون نحوه پيدايش نفس مي پردازيم و موضوع تجرد نفس را بكتب فلسفي مربوط به نفس ارجاع مي دهيم و در اين باب تنها به اين نكته اشاره مي كنيم كه امروزه، حكيمان اسلام مسئله تجرّد نفس را اثبات شده و مسلّم مي گيرند; لذا ما نيز در اينجا همين شيوه را بر مي گزينيم.

15 آبان 1394

  • تعداد رکوردها : 268

ورود کاربر

حديث

لينک هاي مفيد