صدرالمتألهين و اثولوجيا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد صدرالمتألهين و اثولوجيا سعيد رحيميان اثولوجيا و مؤلف آن در نزد صدرالمتألهين در مورد نظر صدرالمتألهين درباره اثولوجيا و صاحب آن پيش از هر چيز يادآورى اين نكته ضرورى است كه صدرا نظير ديگر فيلسوفان و مورخان يا صاحبان ملل و نحل در عالم اسلام، اثولوجيا را اثر ارسطو يا لااقل منسوب به او مى داند و از اينجهت نمى توان عنوان «فلوطين از ديدگاه صدرالمتألهين» را براى اين بحث چندان مناسب دانست اما با توجه به آنچه خواهد آمد «صاحب اثولوجيا» با همين تعبير و بلحاظ نگارش همين اثر، ارجى عظيم و قدرى رفيع در نزد او پيدا كرده است. در عظمت مقام مؤلف اثولوجيا در نزد صدرا همين بس كه - چنانكه خواهيم ديد- او را حائز والاترين مقامها در حكمت الهى و از اولياى كامل خداوند، دانسته است. او مى گويد صاحب اثولوجيا عارفى الهى، و اصل به مقامات والاى معنوى و بهرهور از كشف و شهود و علم حضورى است و از اين حيث او را با خود همدل و همسخن و همشيوه مى يابد و از بين همه فيلسوفان قبل و بعد از اسلام نوعى هماهنگى را با او احساس مى كند. صدرا حتى كلمات او را نيز نورانى مى بيند چنانكه در انتهاى استشهاد به مطالبى از اثولوجيا در زمينه مثل افلاطونى چنين مى آورد. انتهى عباراته النورانية و كلماته الشريفة بنقل عبد المسيح بن عبدالله الحمصى و اصلاح يعقوب بن اسحاق الكندى.(1) بهر حال چنانكه خواهيم ديد مؤلف اثولوجيا مقامى ممتاز را در بينش و انديشه بنيانگذار حكمت متعاليه احراز كرده است.

14 خرداد 1395

روش شناسی فلسفه صدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد روش شناسی فلسفه صدرا احدفرامرز قراملکی پرسش از رهاورد فلسفی صدرالمتألهين شيرازی و اصالت انديشة فلسفی وی, از آغاز شهرت او مطرح شده است. داوری در تعين معرفتی فلسفة صدرا, مسبوق و منوط به شناخت اضلاع روش شناختی حکمت متعاليه است. همانگونه که اساساً نقد و فهم سيستمی نگر فلسفة صدرا در ترازوی روش شناسی ميسور است. علاوه بر آنچه بيان شد, ملاصدرا در خصوص انديشة فلسفی خود ادعای فلسفة برتر را بميان آورده و حکمت متعاليه را در عنوان مهمترين اثر فلسفی خويش اخذ کرده است. اگرچه ادعای حکمت متعاليه چندين قرن پيش از ملاصدرا طرح شده است و بعنوان مثال, ابن سينا, نيز چنين ادعايی دارد. اما حکمت متعاليه عنوانی است که در کاربرد رايج آن بر فلسفة ملاصدرا و پيروان وی اطلاق مي شود. حال می توان پرسيد: چرا بايد فلسفه صدرائيان را حکمت برتر خواند؟

14 خرداد 1395

معقولات ثانيه در حكمت متعاليه

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد معقولات ثانيه در حكمت متعاليه عباس احمدي سعدي صدرالمتألهين بنيانگذار دستگاهي فلسفي است كه امروزه كم و بيش بر حوزه هاي تفكر فلسفي در جهان اسلام سيطره خود را اثبات كرده است. حكمت الهي بوسيله ملاصدرا يك دگرگوني و جهش اساسي پيدا كرد، اين دگرگوني ناشي از ابتكارات غير قابل انكار صدرالدين شيرازي در فلسفه و حكمت اسلامي است. در خصوص معقولات ثانيه نيز بايد گفت كه تفكيك ميان سه قسم از معقولات - آنچنان كه امروزه ميان ما رايج است - در واقع از چشمه حكمت متعاليه جوشان است.

14 خرداد 1395

روش شناسي ملاصدرا در مسئله علم باريتعالي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد روش شناسي ملاصدرا در مسئله علم باريتعالي محمد غفوري نژاد[1] احد فرامرز قراملكي[2] چكيده پرسش از راز برتري حكمت صدرا و تفوق آن بر ساير نحله هاي فلسفي، سؤالي است اساسي در حوزه فلسفه اسلامي كه ميتوان آن را با تكيه بر روش شناسي ملاصدرا پاسخ گفت. در باب روش شناسي ملاصدرا مجموعاً هفت نظريه قابل گزارش است. نظريه مختار نگارنده، ملاصدرا را در برخوداري از منابع متنوع و متكثر خود، داراي يك الگوي پژوهشي ميداند كه با پيروي از آن موفق به ابداع نظريات جديد ميگردد و بدينسان نوآوريهاي فراوان وي را قابل تبيين ميداند. نقطه مقابل اين نظريه، ديدگاه التقاطگرايانه است كه ملاصدرا را به التقاط انديشه ها متهم ميكند. اين نظريه از تبيين نوآوريهاي او قاصر است. اين نوشتار با ملاصدرا در يكي از غامضترين مسائل فلسفه اسلامي، همراه شده و تلاش كرده است تا بگونه يي مستند، الگوي پژوهشي وي را در اين مسئله نشان دهد.

27 اردیبهشت 1395

ويژگيهاى فيض و فاعليت وجودى در حكمت متعاليه صدرالمتألهين

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ويژگيهاى فيض و فاعليت وجودى در حكمت متعاليه صدرالمتألهين سعيد رحيميان مقدمه: از اساسي ترين محورهاى هر نظام فلسفى، كه در ضمن مى تواند بيانگر هويت خاص آن نظام باشد، نوع نظريه اى است كه تبيين ارتباط بين مبدأ متعال و ماسوا را بعهده دارد. در اين زمينه مى توان به نظريه خلقت مطرح در اديان، خلق از عدم متكلمان، اتحاد و حلول در برخى اديان و فرقه هايى از متصوفه، تطور در نزد ماده گرايان و برخى فلاسفه غرب، تجلى در نزد عرفا و بالاخره فيض (با سه روايت مشائى - اشراقى و حكمت متعاليه) در نزد فيلسوفان و حكماى اسلامى، اشاره كرد. نظريه فيض در اين ميان، در تاريخ فلسفه اسلامى، سير تحول خاصى را پشت سر گذاشته است: همراه با ترجمه تفسير گونه از گزيده نه گانه هاى فلوطين، تحت عنوان اثولوجيا (با انتساب آن به معلم اول، ارسطو)، وارد قاموس فلسفى مسلمانان شد و پس از آن، از كندى گرفته تا صدرالمتألهين، بجهت ژرف انديشى حكماى اسلام و لحاظ وجود شناختى به آن و با الهام از معارف عميق اسلامى موجود در آيات و روايات و نيز بهرهورى از شهود و مكاشفات عرفا، تغييرات و اضافات و تحولاتى در آن به ثمر رسيد، بنحوى كه كاملترين و عميقترين روايت و قرائت خود را - بر مبناى اصالت و وحدت وجود - در حكمت متعاليه كسب كرده است مقاله حاضر متكفل بيان ويژگيهاى اين نظريه در حكمت متعاليه صدرا با تكيه بر آثار وى و نماياندن راه حلهايى است كه نظريه فيض، وظيفه ارائه آنها را در اين ابعاد دارد.

27 اردیبهشت 1395

علم در فلسفۀ اسلامی

علم در فلسفۀ اسلامی ابن رشد اندلسی بیشتر نقش شارح و مفسر ارسطو را بازی می کند و قواعد و ضوابط منطقی علم شناختی ارسطو را همان گونه که خود ارسطو بیان کرده، شرح می نماید. ابن رشد بااینکه در مقام تعریف یا دقیق تر بگویم در مقام شارح به فلسفه ی علم ارسطو وفادار است اما با ابن سینا تفاوتی اساسی دارد و در مقام عمل، هنگام ورود به رشته های مختلف علوم توجهی به رهیافت های دانش شناختی ندارد.

25 اردیبهشت 1395

پرسش انتقادی از فلسفه های تحليلی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد پرسش انتقادی از فلسفه های تحليلی به واسطه بسط مدرنيته در روزگار ما عقلانيت جديدِ حاصل از عقلانيت و سنت متافيزيک يونانی امری جهانی شده است. لذا فلسفه های تحليلی به دليل درک غيرتاريخی و لذا مطلق و جهانشمول فرض کردن عقلانيت متافيزيکی و نظام اپيستميک و علمی حاصل از آن، شيفته و دل بسته عقلانيت علمی جديد بوده، هيچ گونه تفکر غيرمتافيزيکی را به رسميت نمی شناساند.

31 فروردین 1395

فهم كلام خدا در مكتب ملاصدرا *

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد فهم كلام خدا در مكتب ملاصدرا * سيد محمد خامنه اي فهم و تفسير كلام خدا همواره يكي از مسائل مورد بحث بوده و در فلسفه و عرفان اسلامي نيز بگونه هاي مختلف از آن بحث شده است . قرآن مجيد از «كلام » بعنوان «آيت » (نشانه ) نام مي برد، اين نشانه هايي كه معنا و مفهومي را در پشت سر دارند

31 فروردین 1395

قاعدة فرعيّه و وجود محمولي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد قاعدة فرعيّه و وجود محمولي عسکري سليماني اميري «ثبوت شي ء لشي ء فرع ثبوت المثبت له » قاعده اي فلسفي و كلامي موسوم به «قاعدة فرعيّه » و مفاد آن ثبوت محمول براي موضوع فرع بر ثبوت موضوع است . اين قاعده از دير زمان ذهن فيلسوفان را بخود مشغول كرده است و فارابي در فصوص الحكم با عبارت «و محال ان يكون الذي لاوجود له يلزمه شي ء يتبعد في الوجود» قاعده را مطرح مي كند و شيخ الرئيس در الاشارات والتنبيهات ، در غالب قضاياي حملية موجبه به اين قاعده اشاره دارد، آنجا كه مي گويد: «إن الاثبات لايمكن إلّا علی ثابت يتمثّل في وجود أو وهم ...». شايد نخستين بار، فخررازي آن را بصورت قاعده اي فلسفي با تعبير فرعيّت در اين عبارت : «حصول الشي ء للشي ء فرع علي حصول ذلك الشي ء في نفسه » مطرح كرده باشد. قاعدة فرعيّه ، وجود محمولی

31 فروردین 1395

حدوث دهري و حكمت متعاليه ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حدوث دهري و حكمت متعاليه ملاصدرا * سيد محمد خامنه اي نظرية حدوث دهري از مشهورترين آراء و نظرات فلسفي حكيم نامدار محمد باقر حسيني استرآبادي معروف به ميرداماد (1041 ق ) است كه آنرا براي حل مسئلة ربط حادثات با قديم (يعني وجود ازلي باريتعالي و تقدس ) ابداع كرده است ، كه بگفتة وي تا زمان او اين مسئله پاسخي كافي نيافته بود و حتي ابن سينا و ارسطو آنرا مسئله اي جدلي الطرفين مي شمردند. مشكل فلسفي و عقلي اين بود كه بين هر علت و معلول مناسباتي همچون تضايف در قوه و فعل و نيز سنخيت و ربط ، ضرورت عقلي داشت اما ميان موجودات و ممكنات كه همه حادث هستند و ذات باريتعالي كه ازلي و قديم است اين نسبتها و مناسبات پذيرفتني نبود، زيرا يا همة ممكنات را بايد ازلي مي دانستند و يا ذات ازلي خداوند متعال را حادث ، و مشكلات عقلي ديگري كه اين نتيجه بدنبال داشت و عقلاً مردود بود. فلاسفة مشائي براي حل اين مسئله فلك اول را ـ كه محيط بر جهان و خود امري حادث ولي ثابت و واحد است ـ واسطه بين خداوند قديم و ممكنات ديگر مي دانستند، زيرا فلك اول از بُعد ثبات خود به قديم (يعني باريتعالي ) و از بُعد حركت ذاتي و عشق آميز خود، كه زمان را بوجود مي آورد، به موجودات مربوط مي شد. ملاصدرا نيز حركت ذاتي جوهر، را ملاك قرار داد، زيرا كه حركت در ذات و جوهر از جهت ثبات خود صورت عقلي و علمي الهي دارد و از جهت حركت ذاتي به متغيرات ، يعني عالم ، مربوط مي شود.

16 فروردین 1395

تشخّص در فلسفه صدرالمتألهين

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تشخّص در فلسفه صدرالمتألهين محمد اژه اى مقدمه: در ميان فلاسفه اسلامى صدرالمتألهين مهمترين فيلسوفى است كه مسئله تشخّص را مطرح و در اين باب رساله مستقلى نگاشته است. او مسئله تشخّص را در آثار مختلف خود مورد بحث قرار داده است، اما بحث ما در اينجا عمدتاً ناظر به سه اثر از اين آثار است كه به ترتيب عبارتند از: كتاب الاسفارالاربعة، كتاب الشواهدالربوبية، و بالاخره «رسالة فى التشخص». مندرجات اين آثار مكمل يكديگر تلقى خواهد شد. در كتاب اسفار براى بحث از تشخّص عنوان مستقلى قرار داده نشده است، و اين موضوع در ذيل فصل مربوط به «كلى و جزئى» مطرح شده است. اهميت بحث اسفار بيشتر به لحاظ اقوالى است (حدود ده قول) كه در آن بدانها اشاره شده است. نحوه بحث از اين اقوال در اسفار بسيار مجمل است، و هدف اصلى از طرح آنها نيز نشان دادن اين نكته است كه آنها را مى توان به قول مختار مؤلف قدس سره ارجاع داد. صدرالمتألهين از صاحبان اين اقوال و يا منابعى كه اين اقوال از آنها اخذ شده است نيز جز در چند مورد نامى بميان نمى آورد. با اين حال جمع آورى آنها و تلاش در جهت تلفيق آراء مختلف به لحاظ درك كاملتر اصل مسئله و شناخت بهتر آنها حائز اهميت است. كتاب الشواهدالربوبية او علاوه بر حسن تبويب مشتمل بر تفريعى است كه به شرحى كه بيان خواهيم كرد متضمن تصريح به نكته اى است كه براى درك صحيح دست آورد صدرالمتألهين در اين مسئله داراى اهميت است. در رساله تشخص پاره اى از آراء مذكور در كتاب اسفار با تفصيل بيشتر مورد بحث قرار گرفته است.

24 اسفند 1394

پرسش انتقادی از فلسفه های تحليلی

پرسش انتقادی از فلسفه های تحليلی به واسطه بسط مدرنيته در روزگار ما عقلانيت جديدِ حاصل از عقلانيت و سنت متافيزيک يونانی امری جهانی شده است. لذا فلسفه های تحليلی به دليل درک غيرتاريخی و لذا مطلق و جهانشمول فرض کردن عقلانيت متافيزيکی و نظام اپيستميک و علمی حاصل از آن، شيفته و دل بسته عقلانيت علمی جديد بوده، هيچ گونه تفکر غيرمتافيزيکی را به رسميت نمی شناساند. فرهنگ امروز/ بیژن عبدالکریمی: بر پايه يک تقسيم بندي معروف و رايج ولي نه چندان دقيق، فلسفه معاصر غرب به دو شاخه اصلي فلسفه تحليلي (فلسفه هاي انگليسي يا آنگلوساکسون) و فلسفه قاره اي (اروپايي، ژرمني يا آلماني) تقسيم مي شود. اما اين تقسيم بندي به هيچ وجه دقيق نيست چرا که بسياري از فيلسوفان تحليلي، آلماني يا غيرانگليسي بوده اند و در مقابل در حوزه کشورهاي انگليسي زبان از جمله در خود انگليس و امريکا نيز بسياري به فلسفه هاي قاره اي (اروپايي) علاقه مندند. همچنين بايد توجه داشت ما نه با «فلسفه تحليلي» که با «فلسفه هاي تحليلي» و نه با «فلسفه قاره اي» که با «فلسفه هاي قاره اي» روبه روييم. لذا در بحث از فلسفه هاي تحليلي ما با انبوهي از چهره ها از فرگه، راسل، وايتهد، مور و برنتانو گرفته تا ماينونگ، هوسرل و حلقه وين (رايشنباخ، شليک و کارناپ و...) و از ويتگنشتاين، پاتنام، گودمن، پوپر، آيزايا برلين، رابرت نوزيک، برنارد ويليامز و جان راولز گرفته تا مايکل دامِت، گيلبرت رايل، کواين، کريپکي و... مواجهيم. همچنين، سنت فلسفه هاي تحليلي جريان ها، گرايش ها و حوزه هاي بسيار کثيري چون منتاليست ها، رفتارگرايان، کارکردگرايان، ابزارگرايان، حذف گرايان، فيزيکاليست ها، مکتب آکسفورد (معتقدان و تکيه کنندگان بر زبان متعارف، عرفي و متداول) و... را در برمي گيرد. از سوي ديگر سنت فلسفه هاي تحليلي در حوزه هاي گوناگوني چون فلسفه علم، معرفت شناسي، فلسفه زبان، فلسفه اخلاق، فلسفه ذهن، فلسفه دين، فلسفه سياسي، حوزه سمنتيک، زيبايي شناسي، متافيزيک تحليلي و... بسط يافته است.

24 اسفند 1394

درآمدى بر انسان شناسى ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد درآمدى بر انسان شناسى ملاصدرا رضا رضازاده «انسان شناسى شناخت حقيقت و واقعيت انسان، در مفهومى گسترده و عام است كه از طريق دانشها و معرفتهاى متعدد و متنوع با روشها و غايتهايى كه مورد نظر دارند، صورت مى پذيرد.» در اين تعريف - اگر اجمالا مورد قبول واقع شود - دو قيدِ حقيقت و واقعيت ناظر به تفكيك ميان دو مقام در انسان شناسى است. انسان شناسى ناظر به حقيقت انسان، انسان را آنگونه كه بايد باشد ترسيم مى نمايد. اما انسان شناسى ناظر به واقعيت انسان، انسان را آنگونه كه هست تصوير مى كند. ذكر روشها و غايتها مشعر بر اين است كه دانشهاى مورد نظر عليرغم وحدتشان در متعلَّق (انسان)، از حيث روش، رويكرد و غايت با يكديگر متفاوتند. همچنين اين مطلب از سويى، حاكى از پيچيدگى و تو بر تويى موضوع است كه باعث گرديده تا مطالعه و پژوهش در خصوص آن بعنوان علمى ميان رشته اى (inter - disciplinary) تلقى گردد. بازشناسى انسان شناسى صدرايى به دو جهت ضرورت دارد: جهت اول، يافتن جايگاه انسان شناسى صدرايى در چهارچوب ساختار انديشه صدرايى در كنار فهم ارتباطى كه اين موضوع با پاره هاى اساسى ديگر انديشه صدرايى - مثل خداشناسى و جهانشناسى -دارد. و جهت ديگر; مطرح كردن آن بعنوان بديلى توانا و قابل، در ميان انسان شناسى هاى مورد بحث در دنياى امروز، بدليل مايه هاى قوتى كه در آن مى توان سراغ گرفت; از اينرو در اين مقال سعى داريم تا با طرح مسائلى چند و با نگاهى بيرونى و بيشتر معرفت شناسانه (epistemological) - هرچند كوتاه و گذرا به انسان شناسى صدرايى بپردازيم.

24 اسفند 1394

ديدگاه ملاصدرا درباره حركت ديدگاهى در مرز ميان فيزيك و مابعدالطبيعه

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ديدگاه ملاصدرا درباره حركت ديدگاهى در مرز ميان فيزيك و مابعدالطبيعه ابراهيم کالين (Ibrahim Kalin) مفهوم حركت در مركز فلسفه طبيعى ملاصدرا قرار دارد. نظريه حركت جوهرى او بسيارى از مباحث فلسفه كلاسيك را در معرض بررسى نو در پرتو اين مفهوم بسيار پيچيده و بنيادى قرار مى دهد. ملاصدرا با اعتقاد به حركت در مقوله جوهر، از چهار چوب باورهاى ارسطويى در اين حوزه كه متفكران مشّائى و اشراقى آن را دنبال مى كردند، فراتر رفته است. صدرا، در حقيقت، با بحث بسيار دقيق در مورد تغيير وجودى در ساختار جوهرى اجسام طبيعى، مفهوم كلاسيك جوهر را به «ساختار رخدادها» و «فرايند تغيير» تبديل كرده و از اين باور پيشين كه مطابق آن جوهر، بنياد نهايى اشياء است صرف نظر كرده است. همانگونه كه ملاحظه خواهيم كرد، جوهر در نظر صدرا «شىء» يا «هويتى» با حالت ثبات و سكون نيست. جوهر نه هويت فيزيكى محض است (كه بمعناى جسم مادى ظلمانى محسوس) و نه اصل موضوع فلسفى و غير فيزيكى محض. جوهر با داشتن هويتى تعلّقى ميان تغيّر و ثبات، همانند بقيه پديده هاى جهان طبيعت است كه ميان وجود و عدم نوسان دارد; بنابرين، نمايش بينهايت پوياى جهان هستى را نشان مى دهد.

10 اسفند 1394

حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين(قسمت دوم)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين(قسمت دوم) ناصر مؤمني* چكيده طرح مباحثي مانند اتحاد نفس با عقل فعّال و ارباب انواع و نيز علم حضوري و مشكل مطابقت در بررسي حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين و حل مسئلة مطابقت علم با واقعيت خارج، ضروري به نظر ميرسد. اگرچه از نظر ملاصدرا، همانند ديگر فيلسوفان مسلمان، مسئلة واقعنمايي علم و مطابقت علم و معلوم برمبناي علم حضوري مسلّم گرفته شده است، امّا با مرور بر نظريات شخص صدرالمتألهين در باب علم و معرفت و اقوال او دربارة علم حضوري، صحّت و استحكام اين مسئله مورد ترديد قرار ميگيرد. از اينرو نگارنده سعي دارد در كنار طرح مباحث ياد شده، نقش آنها را از اين منظر مشخص كند و از اينرو اين مقاله نوشتاري انتقادي است.

27 بهمن 1394

حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين(قسمت اول)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين ناصر مؤمني* چكيده طرح مباحثي مانند اتحاد نفس با عقل فعّال و ارباب انواع و نيز علم حضوري و مشكل مطابقت در بررسي حقيقت علم از نظر صدرالمتألهين و حل مسئلة مطابقت علم با واقعيت خارج، ضروري به نظر ميرسد. اگرچه از نظر ملاصدرا، همانند ديگر فيلسوفان مسلمان، مسئلة واقعنمايي علم و مطابقت علم و معلوم برمبناي علم حضوري مسلّم گرفته شده است، امّا با مرور بر نظريات شخص صدرالمتألهين در باب علم و معرفت و اقوال او دربارة علم حضوري، صحّت و استحكام اين مسئله مورد ترديد قرار ميگيرد. از اينرو نگارنده سعي دارد در كنار طرح مباحث ياد شده، نقش آنها را از اين منظر مشخص كند و از اينرو اين مقاله نوشتاري انتقادي است.

27 بهمن 1394

بازسازى روش متعاليه

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد بازسازى روش متعاليه محمود خاتمى هدف كلى از اين مقاله، بازسازى طرح روشى است كه صدرالدين محمد شيرازى، معروف به صدرا (ت. 1640، شيراز)، بطور تلويحى، آن را در ساختن نظريه اصالت وجود ((illuminative existentialism خود بكار برده است. ريشه اين نظريه، از حيث تاريخى، به انديشه ابن سينا در باب حكمة المشرقيين باز مى گردد; ابن سينا اشاره كرده است كه مى خواهد فلسفه اى تأسيس كند كه در اصل، بطور خالص، شرقى باشد. مفسران وى اين را راهنما به فلسفه اى مى دانند كه بر حكمت فارسى كهن بنا شده است. اما وى بعلت فوت زودهنگام، نتوانست اين فلسفه را برسازد. بعدها، اين وظيفه را فيلسوف ايرانى ديگرى بنام شهاب الدين سهروردى ]ش. 1191[ به انجام رساند، فيلسوفى كه بر اساس مفهوم اشراق و نور، نظام فلسفى جديدى تأسيس كرد. حكمت متعاليه صدرا ـ نامى كه عنوان كتاب بزرگ وى، الحكمة المتعاليه فى الاسفار الاربعة العقليه، است ـ با اين سوابق، از نظريه «سير و سلوك» كه بطور گسترده اى، در ادبيات اشراقى عرضه شده بود، پيروى كرد تا عناصر حكمت متعاليه را از طريق «اسفار اربعه نفس» گردهم آورد. تعبير «اسفار اربعه» كه در عنوان كتاب وى آمده است، بنحو نمادى براى ترسيم فرايندى عقلى بكار رفته است; فرايندى كه نفس با آن، در پى تحوّل وجودى خود، به شناخت حقيقى نايل مى شود. براى تفسير اين نماد، در اينجا، سعى خواهيم كرد، بطور خلاصه، تصويرى توصيفى از آن روش متعاليه بيان كنيم كه اغلب،از ديد محققان و شرقشناسان پوشيده مانده است.

27 بهمن 1394

تئوري جهان زنده و انعكاس آن در حكمت متعاليه

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تئوري جهان زنده و انعكاس آن در حكمت متعاليه مقصود محمدي* چكيده انگارة جهان زنده و يا زنده انگاري جهان هستي سابقة تاريخي طولاني دارد. در سير فلسفه، كثيري از فلاسفه و همچنين عرفا، مجموع جهان هستي را بصورت يك موجود زنده مي پنداشتند و آن را «انسان كبير» مي ناميدند. بنظر اينان، جرم مجموع عالم، پيكر «انسان كبير» و «جسم كلي» است و اجسام مختلف، اجزاء آن هستند. اين «جسم كلي» داراي «نفس كلي» است كه طبايع مختلف اجسام را تحت كنترل داشته و آنها را به حركت و جنب و جوش وامي دارد. اما صدرالمتألهين نظريه زنده انگاري جهان هستي را با مباني فلسفي خود تبيين و مدلّل نموده و در نظام فلسفي خود براي آن، جايگاه خاصي، قائل شده است. از منظر فلسفه ملاصدرا ـ با توجه به اصول (اصالت و وحدت تشكيكي حقيقت وجود، حركت جوهري و...) ـ جهان مادي يك سيستم زنده و درعين حال يك مجموعه واحدي است كه همه اجزاء آن با يك شبكه رابط حساب شده، با هم مرتبطند. اين شبكه رابط كه «نفس كلّي» نام دارد، مدبّر و حاكم بين اجزاء است. او ماده را شكل مي دهد و حيات سيستم زنده را مفهوم مي بخشد و حافظ سيستم و عامل بقاي آن است. در ضمن هر جزئي از اجزاء اين جهان مادي ـ حتي جمادات ـ نيز از يك نوع حيات و شعور متناسب با سعه وجودي خود، برخوردارند كه مي توان آن را، مبدأ نيروي عشق به كمال مطلق، ناميد كه اين نيرو در نهاد همه اجزاء و اركان جهان، سريان دارد.

27 بهمن 1394

عالم مثال و تجرد خيال

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد عالم مثال و تجرد خيال مليحه صابرى نجف آبادى مقدمه يكى از مباحث مهم فلسفه ملاصدرا اثبات عالم مثال (world imagination) و تجرد خيال ( abstraction imagination) است. در ميان حكماى اسلامى، حكماى مشاء (peripatetic) ، بويژه شيخ الرئيس (رحمة الله)(disjunctive) وجود اين عالم را منكرند. شيخ اشراق (اعلى الله مقامه) ضمن اذعان بوجود آن، با طرح ادلّه اى كوشيده است وجود آن را اثبات كند. اما به اين علت كه خيال را منفصل(disputations) مى داند، در تحمل مناقشات(mystic) وارده موفق نبوده است. اهل تصوفconjunctive) ) و عرفان، بويژه محى الدين عربى (رحمة الله عليه) در آثار خود علاوه بر قبول عالم مثال ويژگيهاى آن را ذكر كرده اما از ابراز استدلال و برهان در اين زمينه خوددارى كرده اند. حكيم مبرز متأله اسلام، صدرالمتألهين شيرازى (رحمة الله عليه) ... در قبول وجود عالم مثال همصداى عرفا و شيخ اشراق است و در كتاب اسفار، براهين متعددى هم براى اثبات مثال متصل و هم مثال منفصل اقامه فرموده است. او با اثبات تجرد خيال موفق شده است معاد جسمانى(corporal resurrection) و حشر( resurrection) جميع عوالم(existential worlds) وجوديه و لزوم بازگشت جميع موجودات به مبدأ اعلى را اثبات كند; بعلاوه كوشيده است تا بدن اخروى را اثبات و طريقه مشهور از حكماى اشراق و مشاء را ابطال كند. او معتقد است دار آخرت، منحصر به عالم روح نيست، بلكه مرتبه اى از عالم آخرت را عالم اجساد و اجسام و سماوات و نفوس ارواح جسمانى تشكيل مى دهد. بدين منظور ملاصدرا قوه خيال متصل و تجرد آن را مطرح و اثبات كرده و از اين طريق توانسته است كيفيت عذاب قبر و سكرات موت را تبيين و عوالم برزخى در قوس صعود و نزول را اثبات كند. با اصل حركت جوهرى وتجرد خيال كه از ابتكارات بارز و ارزشمند اين فيلسوف مبرز است، بسيارى از اشكالات موجود در باب معاد جسمانى مرتفع شده است. ما در اين مجال كوتاه بعد از طرح بحث عالم مثال و ارائه آراء حكماى بزرگ اسلام، به بررسى نظر صدرالمتألهين در اين باب مى پردازيم و نقاط افتراق و اشتراك نظر او را با حكما و عرفاى قبل از او بيان مى كنيم.

30 دی 1394

نظرية ملاصدرا در باب رابطة نفس و بدن و پيامدهاي آن در روانشناسي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد نظرية ملاصدرا در باب رابطة نفس و بدن و پيامدهاي آن در روانشناسي كمال خرازي بحث از ذهن يا نفس و رابطة آن با بدن ، بحثي فلسفي است . اما بيترديد، هيچ نظريه اي در روانشناسي نمي تواند بدون اتخاذ موضعي در اين باب ، كار تبيين علمي را آغاز كند. حتي كساني كه كوشيده اند بطور كلي مفاهيمي از ايندست را از حيطة نظرية خود كنار بگذارند، با اين اقدام خود، به اتخاذ موضع معيني در اين خصوص پرداخته اند. نقش و اهميت اين بحث فلسفي را بايد در قدرت تبييني نظريه هاي روانشناختي جستجو كرد. بعبارت ديگر، ميزان توانايي نظريه هاي روانشناختي در تبيين ، بسته و وابسته به اين است كه در خصوص رابطه نفس و بدن ، ديدگاه فلسفي استوارتري را برگزينند. در مقاله حاضر، در پي آنيم كه با مروري بر مواضعي كه تاكنون در روانشناسي معاصر، در مورد رابطة نفس و بدن اتخاذ شده ، ديدگاه فلسفي صدرالمتألهين را بعنوان مبنائي استوار براي تحقيقات روانشناختي معرفي كنيم . بنابرين ، مطالب اين مقاله ، در سه قسمت عرضه خواهد شد: رابطة نفس و بدن در روانشناسي معاصر، نظرية صدرالمتألهين در رابطة نفس و بدن ، پيامدهاي نظرية صدرالمتألهين در روانشناسي .

30 دی 1394

  • تعداد رکوردها : 259

ورود کاربر

حديث

لينک هاي مفيد