هنر؛ تنها راه نجات (نگاهی به فلسفه هنر هایدگر و نسبت آن با اندیشه متفکران مسلمان)

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. هنر؛ تنها راه نجات (نگاهی به فلسفه هنر هایدگر و نسبت آن با اندیشه متفکران مسلمان) فرح رامین چکیده در این «زمانه تنگدستی» که انسان با بهره گیری از تکنولوژی مدرن، انسانیتش در حد سیطره بر طبیعت تنزل یافته، مارتین هایدگر، هنر را تنها راه رهایی برای خروج از بحران مدرنیته معرفی می کند. هنر _ به معنایی کاملاً متفاوت و نامتعارف_ نقش و جایگاه ویژه ای در تفکر این فیلسوف آلمانی دارد. هنر در معنایی وجودشناختی عبارت است از انکشاف حقیقت و حقیقت، ظهور و انکشاف وجود است. از نظر هایدگر، هر هنری در ذات خود شعر است و شعر وسعتی به بلندای زبان دارد. زبان نیز در این فلسفه، تفسیری انتولوژیک دارد و محل ظهور وجود و حقیقت است. این مقاله، با تلاشی برای فهم و روایتی ساختاری از رساله «سرآغاز اثر هنری» هایدگر آغاز می گردد و در پایان با پرداختن به ماهیت هنر و زیبایی و بررسی منشأ آن از دیدگاه برخی متفکران مسلمان، بر آن است که نشان دهد افق اندیشه هایدگر در باب هنر برای شرق اسلامی، چندان غریب و دور آشنا نیست

12 مرداد 1395

هنر؛ تنها راه نجات (نگاهی به فلسفه هنر هایدگر و نسبت آن با اندیشه متفکران مسلمان)

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. هنر؛ تنها راه نجات (نگاهی به فلسفه هنر هایدگر و نسبت آن با اندیشه متفکران مسلمان) فرح رامین چکیده در این «زمانه تنگدستی» که انسان با بهره گیری از تکنولوژی مدرن، انسانیتش در حد سیطره بر طبیعت تنزل یافته، مارتین هایدگر، هنر را تنها راه رهایی برای خروج از بحران مدرنیته معرفی می کند. هنر _ به معنایی کاملاً متفاوت و نامتعارف_ نقش و جایگاه ویژه ای در تفکر این فیلسوف آلمانی دارد. هنر در معنایی وجودشناختی عبارت است از انکشاف حقیقت و حقیقت، ظهور و انکشاف وجود است. از نظر هایدگر، هر هنری در ذات خود شعر است و شعر وسعتی به بلندای زبان دارد. زبان نیز در این فلسفه، تفسیری انتولوژیک دارد و محل ظهور وجود و حقیقت است. این مقاله، با تلاشی برای فهم و روایتی ساختاری از رساله «سرآغاز اثر هنری» هایدگر آغاز می گردد و در پایان با پرداختن به ماهیت هنر و زیبایی و بررسی منشأ آن از دیدگاه برخی متفکران مسلمان، بر آن است که نشان دهد افق اندیشه هایدگر در باب هنر برای شرق اسلامی، چندان غریب و دور آشنا نیست

12 مرداد 1395

ابن سينا و وارثان او مابعدالطبيعه و رياضيات در فرهنگ كهن اسلام

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. ابن سينا و وارثان او مابعدالطبيعه و رياضيات در فرهنگ كهن اسلام مترجم: جواد قاسمي نويسنده: رشدي راشد ابن سينا و وارثان او تحقيقات پيشرفته رياضي مدت هفت قرن در مراكز شهري اسلام به زبان عربي صورت مي گرفت. ما در اينجا حقّ اين پرسش را داريم كه آيا فيلسوفان موضوعاتي را كه در اين زمينه يافته بودند تا در آن تأمّل كنند، و آيا در جستجوي الگوهايي در رياضيات براي تبيين نظام خود برآمدند؟ و يا اينكه برعكس، به آنچه مورخان فلسفه مي خوانند، يعني اصل وجود و نفس كه رشته هاي ديگر علوم به آن توجهي نداشتند و از هرگونه دغدغه اي جز دغدغه دين فارغ بود، توسل جستند؟ ( به اختصار ميراثي از اواخر دوره باستان با عنوان اسلام (1)). چنين پرسشي هم براي مورّخ فلسفه و هم مورّخ علم مي تواند حائز اهميت باشد. واقعاً چگونه مي توان تصور كرد كه فيلسوفان در برابر درخشش بي سابقه علوم رياضي و دستاوردهايش- جبر، هندسه جبري، آناليز ديوفانتي، نظريه موازي ها و روش هاي تصويري- بي تفاوت مانده باشند؟ حتي باور آن دشوارتر است كه، در حالي كه رياضيات جديد به وضوح مسائل معرفت شناختي كاملاً جديدي را مطرح مي كند، نتوانسته باشند هيچ واكنشي از خود نشان دهند. از آن جمله است مسئله كاربردي كردن رياضيات: پيش تر رشته هاي رياضي هرگز پيوندي كاربردي با يكديگر نداشتند؛ هيچ گاه اين نياز احساس نشده بود كه رياضيات در فيزيك كاربرد داشته باشد و شرطي است در يقيني بودن فيزيك؛ و هيچ گاه به فكر كسي خطور نكرده بود كه كسي رشته اي را ابداع كند كه بتواند نتايج را با هندسه مكاني ( positional geometry) و هندسه متريك بيان دارد. به عبارت ديگر، پيش از هر چيز نوعي توپولوژي (2) (topology) بود. اين رويدادهاي معرفت شناختي تنها رويدادهاي ممكن نبودند؛ و جاي شگفتي است اگر همه آنها از ديد فيلسوفان دور مانده باشد، فيلسوفاني كه بعضي از آنها خود رياضي دان بودند و بيشتر آنها با نظريه هاي جديد آشنايي داشتند. البته لازم نيست كه رشته يا فعاليتي علمي ضرورتاً واجد فلسفه اي مناسب خود نيز باشد؛ نيز لزومي ندارد كه فيلسوف در گسترش رياضيات و علم نقشي ايفا كند. به تعبير ديگر، در روابط ميان رياضيات و فلسفه نظري پيش نيازي وجود ندارد؛ اما اين نيز دليل ديگري است بر طرح اين پرسش و بازگشت به نوشته هاي فيلسوفان و رياضي دانان به منظور تلاش در تبيين اين روابط. يكي از نتايج هم اكنون مسلّم مي نمايد: با انتقاد از اين عمل در مواردي چند، گمان مي كنم كه بخش عمده اي از فلسفه رياضي را كه تاكنون در گذشته اسلام ناشناخته مانده است، در ميان رياضي داناني چون سجزي، ابن سنان، ابن هيثم و امثال آنها و نيز فيلسوفاني چون كندي، فارابي و ابن سينا نشان داده ام.

12 مرداد 1395

ملاصدرا و اصالت وجود

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. ملاصدرا و اصالت وجود محمد محمدرضايی اين مقاله بر آن است تا نظرية «اصالت وجود» را مورد بررسی قرار دهد تا روشن گردد که آيا مبتکر «اصالت وجود» ملاصدرا بوده است يا اينکه فيلسوفان گذشته آن را مطرح نموده اند و ملاصدرا فقط فلسفة خود را بر آن مبتنی کرده, و يک نظام فلسفی بر پاية آن شکل داده است يكي از فيلسوفاني كه قبل از ملاصدرا «اصالت وجود» را قرار داده است, شيخ شهاب الدين سهروردی معروف به شيخ اشراق است. نگارنده بر خلاف نظرية مشهور فيلسوفان بر آن است که نه تنها نمي توان نظرية اصالت ماهيت را به شيخ اشراق نسبت داد, بلکه براساس شالوده و اصول تفکر او چنين بدست می آيد که او از طرفداران اصالت وجود مي باشد. اين نکته ای است که از خلال مطالب آينده روشن خواهد شد.

21 تیر 1395

«اسلامیت فلسفه ی اسلامی به چیست؟»

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. «اسلامیت فلسفه ی اسلامی به چیست؟» اولین نشست از سلسله نشست های فلسفی با عنوان «اسلامیت فلسفه ی اسلامی به چیست»، توسط کارگروه فلسفه و منطق خانه ی اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. عنوان بحث پیرامون فلسفه ی اسلامی یا فلسفه ی فیلسوفان مسلمان، آیا فلسفه ی اسلامی امری ممکن است؟ اسلام و عقلانیت، هماهنگی یا تعارض، فلسفه ی اسلامی یا فلسفه های اسلامی بود. سخنرانان این نشست نیز دکتر محسن میری، دکتر محمد فنایی اشکوری، دکتر عبدالرزاق حسامی فر و دکتر فیروز جایی بودند. در ادامه قسمت نخست این جلسه می آید

20 تیر 1395

ملاصدرا و توماس آكويناس در مسئله اصالت وجود در كلام فلسفى

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. ملاصدرا و توماس آكويناس در مسئله اصالت وجود در كلام فلسفى ديويد بورل David Burrell كاوش درباره شيوه هاى آكويناس و ملاصدرا در بيان مسئله اصالت وجود نشان مى دهد كه واقعيت اساسى «منشأ پيدايش جهان» تا چه اندازه براى اين دو متفكر تعيين كننده بوده است. هر يك از آنان در تلاش براى گنجاندن ساختار جهان مخلوق در نظام فلسفى خود، به تبديل و در واقع، تغيير بنيادى شاكله مفهومى راهنمايان پيشكسوت خود ناچار شده اند كه بايد در مورد آكويناس به ارسطو و در مورد ملاصدرا، به سهروردى اشاره كرد. همچنين، هر يك از اين دو دانشمند كوشيده اند تا زبان فلسفى را بشيوه تازه اى بكار گيرند تا بتوانند اصالت وجود را كه از بن، با هرگونه مفهومپردازى مخالف است توضيح دهند و بدينسان مناسبترين طريق بحث و ساختارهاى اساسى را براى آن عرضه كنند. اما بهر روى، تلاش ايشان بايد حكيمان مابعدالطبيعى را متوجه اين نكته سازد كه چگونه هر تبيينى از واقعيت، جدا از مبدأ آن، در توضيح خصوصيات واقعيت خارجى محكوم به شكست بوده و اين تمايل را در فلسفه تقويت كرده است كه امكان بر فعليت و ماهيت بر وجود ترجيح داده شود. براى غلبه بر اين تمايل، لازم است كه مشتغلان به فلسفه، آن را در بافت و زمينه اى وسيعتر از منطق، زبان و مفهوم پردازيهاى وابسته به آنها بكار برند و تحقق اين درخواست سبب ايجاد پيوند ميان تلاشهاى آنان با «رياضتهاى روحانى» spiritual exercises))مى شود; رياضتهايى كه پير هادوت todaH erreiP) ( لزوم فراوان آن را براى پيگيرى فلسفه در سنت هلنى كه هر دو متفكر بدان ملتزم بوده اند، اثبات مى كند. رهيافت ما در اين مقاله، بمنزله، تلاشى در زمينه الهيات فلسفى مقايسه اى، بيشتر با راهبردهاى مفهومى مرتبط خواهد بود تا تأثيرات تاريخى، هر چند ملاحظه، آثار كسانى كه در تاريخ هر دوره از تفكر، متبحّر و زبردست هستند، ما را در مطالعه آثار هر يك از متفكران يارى خواهد كرد

19 تیر 1395

«اسلامیت فلسفه ی اسلامی به چیست؟»/ بخش اول

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. «اسلامیت فلسفه ی اسلامی به چیست؟»/ بخش اول اولین نشست از سلسله نشست های فلسفی با عنوان «اسلامیت فلسفه ی اسلامی به چیست»، توسط کارگروه فلسفه و منطق خانه ی اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. عنوان بحث پیرامون فلسفه ی اسلامی یا فلسفه ی فیلسوفان مسلمان، آیا فلسفه ی اسلامی امری ممکن است؟ اسلام و عقلانیت، هماهنگی یا تعارض، فلسفه ی اسلامی یا فلسفه های اسلامی بود. سخنرانان این نشست نیز دکتر محسن میری، دکتر محمد فنایی اشکوری، دکتر عبدالرزاق حسامی فر و دکتر فیروز جایی بودند. در ادامه قسمت نخست این جلسه می آید

19 تیر 1395

اصالت وجود و كلي طبيعي

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. اصالت وجود و كلي طبيعي سيد محمود يوسف ثاني بحثهاي مربوط به كلي طبيعي ، مستقيماً، با بحثهاي مربوط به اصالت ماهيت يا وجود پيوند خورده است . عقيده به اصالت ماهيت ، در واقع ، بمنزلة عقيده به وجود بالذات و مستقل كلي طبيعي در خارج است ، در حاليكه اصالت وجود با هر نوع عقيده به وجود واقعي و اصيل كلي طبيعي تنافي دارد؛ در عين حال ، مهم اين است كه ببينيم كداميك از اين دو نظريه وحدت و كثرت موجود در عالم عين و ذهن را بهتر توجيه و تبيين مي كند. اين امر از آنروي در بحث فعلي ما اهميت دارد كه در واقع ، تبيين كثرت, تبيين مسئلة كلي طبيعي و خاستگاه ذهني يا خارجي آن است . البته ، غرض ما در اين بحث ، بررسي ادلة مربوط به اصالت ماهيت يا وجود نيست ، بلكه مي خواهيم ببينيم كه تبيين كثرت بر مبناي اصالت وجود چه توجيهي دارد و در واقع ، نظرية كلي طبيعي و اصالت وجود چه ارتباطي با يكديگر دارند. بنابر اصالت وجود، آنچه حقيقت همة اشياء و همة حقيقت آنهاست و نفس تحقق آنها بشمار مي آيد، همانا، وجود آنهاست و ماهيت در اين امر، هيچ تأثير و مدخليتي ندارد، بلكه ماهيت ، ظهور ظلي و ذهني وجود است و

19 تیر 1395

حكمت متعاليه صدرالمتألهين

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حكمت متعاليه صدرالمتألهين عبدالله جوادى آملى همانطور كه عنصر اصلى حكمت متعاليه را برهان، عرفان و قرآن تشكيل مى دهد، گوهر اصيل حكيم متألّه را تحقّق به امور ياد شده مى سازد بنحوى كه اين امور بمنزله صورت نوعيه و فصل مقوّم او باشند; و بهمان جهت كه حكمت متعاليه رئيس همه علوم است، حكيم متألّه نيز سيّد علماء مى باشد، زيرا «قيمة كلّ امرء ما يُحْسِنُه». كسى كه اهل برهان يا عرفان و يا قرآن نيست و يا اين امور براى او بصورت حال است نه ملكه و بنحو عرضى است نه ذاتى، هرگز حكيم متأله نخواهد بود.

14 خرداد 1395

صدرالمتألهين و اثولوجيا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد صدرالمتألهين و اثولوجيا سعيد رحيميان اثولوجيا و مؤلف آن در نزد صدرالمتألهين در مورد نظر صدرالمتألهين درباره اثولوجيا و صاحب آن پيش از هر چيز يادآورى اين نكته ضرورى است كه صدرا نظير ديگر فيلسوفان و مورخان يا صاحبان ملل و نحل در عالم اسلام، اثولوجيا را اثر ارسطو يا لااقل منسوب به او مى داند و از اينجهت نمى توان عنوان «فلوطين از ديدگاه صدرالمتألهين» را براى اين بحث چندان مناسب دانست اما با توجه به آنچه خواهد آمد «صاحب اثولوجيا» با همين تعبير و بلحاظ نگارش همين اثر، ارجى عظيم و قدرى رفيع در نزد او پيدا كرده است. در عظمت مقام مؤلف اثولوجيا در نزد صدرا همين بس كه - چنانكه خواهيم ديد- او را حائز والاترين مقامها در حكمت الهى و از اولياى كامل خداوند، دانسته است. او مى گويد صاحب اثولوجيا عارفى الهى، و اصل به مقامات والاى معنوى و بهرهور از كشف و شهود و علم حضورى است و از اين حيث او را با خود همدل و همسخن و همشيوه مى يابد و از بين همه فيلسوفان قبل و بعد از اسلام نوعى هماهنگى را با او احساس مى كند. صدرا حتى كلمات او را نيز نورانى مى بيند چنانكه در انتهاى استشهاد به مطالبى از اثولوجيا در زمينه مثل افلاطونى چنين مى آورد. انتهى عباراته النورانية و كلماته الشريفة بنقل عبد المسيح بن عبدالله الحمصى و اصلاح يعقوب بن اسحاق الكندى.(1) بهر حال چنانكه خواهيم ديد مؤلف اثولوجيا مقامى ممتاز را در بينش و انديشه بنيانگذار حكمت متعاليه احراز كرده است.

14 خرداد 1395

روش شناسی فلسفه صدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد روش شناسی فلسفه صدرا احدفرامرز قراملکی پرسش از رهاورد فلسفی صدرالمتألهين شيرازی و اصالت انديشة فلسفی وی, از آغاز شهرت او مطرح شده است. داوری در تعين معرفتی فلسفة صدرا, مسبوق و منوط به شناخت اضلاع روش شناختی حکمت متعاليه است. همانگونه که اساساً نقد و فهم سيستمی نگر فلسفة صدرا در ترازوی روش شناسی ميسور است. علاوه بر آنچه بيان شد, ملاصدرا در خصوص انديشة فلسفی خود ادعای فلسفة برتر را بميان آورده و حکمت متعاليه را در عنوان مهمترين اثر فلسفی خويش اخذ کرده است. اگرچه ادعای حکمت متعاليه چندين قرن پيش از ملاصدرا طرح شده است و بعنوان مثال, ابن سينا, نيز چنين ادعايی دارد. اما حکمت متعاليه عنوانی است که در کاربرد رايج آن بر فلسفة ملاصدرا و پيروان وی اطلاق مي شود. حال می توان پرسيد: چرا بايد فلسفه صدرائيان را حکمت برتر خواند؟

14 خرداد 1395

معقولات ثانيه در حكمت متعاليه

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد معقولات ثانيه در حكمت متعاليه عباس احمدي سعدي صدرالمتألهين بنيانگذار دستگاهي فلسفي است كه امروزه كم و بيش بر حوزه هاي تفكر فلسفي در جهان اسلام سيطره خود را اثبات كرده است. حكمت الهي بوسيله ملاصدرا يك دگرگوني و جهش اساسي پيدا كرد، اين دگرگوني ناشي از ابتكارات غير قابل انكار صدرالدين شيرازي در فلسفه و حكمت اسلامي است. در خصوص معقولات ثانيه نيز بايد گفت كه تفكيك ميان سه قسم از معقولات - آنچنان كه امروزه ميان ما رايج است - در واقع از چشمه حكمت متعاليه جوشان است.

14 خرداد 1395

روش شناسي ملاصدرا در مسئله علم باريتعالي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد روش شناسي ملاصدرا در مسئله علم باريتعالي محمد غفوري نژاد[1] احد فرامرز قراملكي[2] چكيده پرسش از راز برتري حكمت صدرا و تفوق آن بر ساير نحله هاي فلسفي، سؤالي است اساسي در حوزه فلسفه اسلامي كه ميتوان آن را با تكيه بر روش شناسي ملاصدرا پاسخ گفت. در باب روش شناسي ملاصدرا مجموعاً هفت نظريه قابل گزارش است. نظريه مختار نگارنده، ملاصدرا را در برخوداري از منابع متنوع و متكثر خود، داراي يك الگوي پژوهشي ميداند كه با پيروي از آن موفق به ابداع نظريات جديد ميگردد و بدينسان نوآوريهاي فراوان وي را قابل تبيين ميداند. نقطه مقابل اين نظريه، ديدگاه التقاطگرايانه است كه ملاصدرا را به التقاط انديشه ها متهم ميكند. اين نظريه از تبيين نوآوريهاي او قاصر است. اين نوشتار با ملاصدرا در يكي از غامضترين مسائل فلسفه اسلامي، همراه شده و تلاش كرده است تا بگونه يي مستند، الگوي پژوهشي وي را در اين مسئله نشان دهد.

27 اردیبهشت 1395

ويژگيهاى فيض و فاعليت وجودى در حكمت متعاليه صدرالمتألهين

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ويژگيهاى فيض و فاعليت وجودى در حكمت متعاليه صدرالمتألهين سعيد رحيميان مقدمه: از اساسي ترين محورهاى هر نظام فلسفى، كه در ضمن مى تواند بيانگر هويت خاص آن نظام باشد، نوع نظريه اى است كه تبيين ارتباط بين مبدأ متعال و ماسوا را بعهده دارد. در اين زمينه مى توان به نظريه خلقت مطرح در اديان، خلق از عدم متكلمان، اتحاد و حلول در برخى اديان و فرقه هايى از متصوفه، تطور در نزد ماده گرايان و برخى فلاسفه غرب، تجلى در نزد عرفا و بالاخره فيض (با سه روايت مشائى - اشراقى و حكمت متعاليه) در نزد فيلسوفان و حكماى اسلامى، اشاره كرد. نظريه فيض در اين ميان، در تاريخ فلسفه اسلامى، سير تحول خاصى را پشت سر گذاشته است: همراه با ترجمه تفسير گونه از گزيده نه گانه هاى فلوطين، تحت عنوان اثولوجيا (با انتساب آن به معلم اول، ارسطو)، وارد قاموس فلسفى مسلمانان شد و پس از آن، از كندى گرفته تا صدرالمتألهين، بجهت ژرف انديشى حكماى اسلام و لحاظ وجود شناختى به آن و با الهام از معارف عميق اسلامى موجود در آيات و روايات و نيز بهرهورى از شهود و مكاشفات عرفا، تغييرات و اضافات و تحولاتى در آن به ثمر رسيد، بنحوى كه كاملترين و عميقترين روايت و قرائت خود را - بر مبناى اصالت و وحدت وجود - در حكمت متعاليه كسب كرده است مقاله حاضر متكفل بيان ويژگيهاى اين نظريه در حكمت متعاليه صدرا با تكيه بر آثار وى و نماياندن راه حلهايى است كه نظريه فيض، وظيفه ارائه آنها را در اين ابعاد دارد.

27 اردیبهشت 1395

علم در فلسفۀ اسلامی

علم در فلسفۀ اسلامی ابن رشد اندلسی بیشتر نقش شارح و مفسر ارسطو را بازی می کند و قواعد و ضوابط منطقی علم شناختی ارسطو را همان گونه که خود ارسطو بیان کرده، شرح می نماید. ابن رشد بااینکه در مقام تعریف یا دقیق تر بگویم در مقام شارح به فلسفه ی علم ارسطو وفادار است اما با ابن سینا تفاوتی اساسی دارد و در مقام عمل، هنگام ورود به رشته های مختلف علوم توجهی به رهیافت های دانش شناختی ندارد.

25 اردیبهشت 1395

پرسش انتقادی از فلسفه های تحليلی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد پرسش انتقادی از فلسفه های تحليلی به واسطه بسط مدرنيته در روزگار ما عقلانيت جديدِ حاصل از عقلانيت و سنت متافيزيک يونانی امری جهانی شده است. لذا فلسفه های تحليلی به دليل درک غيرتاريخی و لذا مطلق و جهانشمول فرض کردن عقلانيت متافيزيکی و نظام اپيستميک و علمی حاصل از آن، شيفته و دل بسته عقلانيت علمی جديد بوده، هيچ گونه تفکر غيرمتافيزيکی را به رسميت نمی شناساند.

31 فروردین 1395

فهم كلام خدا در مكتب ملاصدرا *

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد فهم كلام خدا در مكتب ملاصدرا * سيد محمد خامنه اي فهم و تفسير كلام خدا همواره يكي از مسائل مورد بحث بوده و در فلسفه و عرفان اسلامي نيز بگونه هاي مختلف از آن بحث شده است . قرآن مجيد از «كلام » بعنوان «آيت » (نشانه ) نام مي برد، اين نشانه هايي كه معنا و مفهومي را در پشت سر دارند

31 فروردین 1395

قاعدة فرعيّه و وجود محمولي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد قاعدة فرعيّه و وجود محمولي عسکري سليماني اميري «ثبوت شي ء لشي ء فرع ثبوت المثبت له » قاعده اي فلسفي و كلامي موسوم به «قاعدة فرعيّه » و مفاد آن ثبوت محمول براي موضوع فرع بر ثبوت موضوع است . اين قاعده از دير زمان ذهن فيلسوفان را بخود مشغول كرده است و فارابي در فصوص الحكم با عبارت «و محال ان يكون الذي لاوجود له يلزمه شي ء يتبعد في الوجود» قاعده را مطرح مي كند و شيخ الرئيس در الاشارات والتنبيهات ، در غالب قضاياي حملية موجبه به اين قاعده اشاره دارد، آنجا كه مي گويد: «إن الاثبات لايمكن إلّا علی ثابت يتمثّل في وجود أو وهم ...». شايد نخستين بار، فخررازي آن را بصورت قاعده اي فلسفي با تعبير فرعيّت در اين عبارت : «حصول الشي ء للشي ء فرع علي حصول ذلك الشي ء في نفسه » مطرح كرده باشد. قاعدة فرعيّه ، وجود محمولی

31 فروردین 1395

حدوث دهري و حكمت متعاليه ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حدوث دهري و حكمت متعاليه ملاصدرا * سيد محمد خامنه اي نظرية حدوث دهري از مشهورترين آراء و نظرات فلسفي حكيم نامدار محمد باقر حسيني استرآبادي معروف به ميرداماد (1041 ق ) است كه آنرا براي حل مسئلة ربط حادثات با قديم (يعني وجود ازلي باريتعالي و تقدس ) ابداع كرده است ، كه بگفتة وي تا زمان او اين مسئله پاسخي كافي نيافته بود و حتي ابن سينا و ارسطو آنرا مسئله اي جدلي الطرفين مي شمردند. مشكل فلسفي و عقلي اين بود كه بين هر علت و معلول مناسباتي همچون تضايف در قوه و فعل و نيز سنخيت و ربط ، ضرورت عقلي داشت اما ميان موجودات و ممكنات كه همه حادث هستند و ذات باريتعالي كه ازلي و قديم است اين نسبتها و مناسبات پذيرفتني نبود، زيرا يا همة ممكنات را بايد ازلي مي دانستند و يا ذات ازلي خداوند متعال را حادث ، و مشكلات عقلي ديگري كه اين نتيجه بدنبال داشت و عقلاً مردود بود. فلاسفة مشائي براي حل اين مسئله فلك اول را ـ كه محيط بر جهان و خود امري حادث ولي ثابت و واحد است ـ واسطه بين خداوند قديم و ممكنات ديگر مي دانستند، زيرا فلك اول از بُعد ثبات خود به قديم (يعني باريتعالي ) و از بُعد حركت ذاتي و عشق آميز خود، كه زمان را بوجود مي آورد، به موجودات مربوط مي شد. ملاصدرا نيز حركت ذاتي جوهر، را ملاك قرار داد، زيرا كه حركت در ذات و جوهر از جهت ثبات خود صورت عقلي و علمي الهي دارد و از جهت حركت ذاتي به متغيرات ، يعني عالم ، مربوط مي شود.

16 فروردین 1395

تشخّص در فلسفه صدرالمتألهين

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تشخّص در فلسفه صدرالمتألهين محمد اژه اى مقدمه: در ميان فلاسفه اسلامى صدرالمتألهين مهمترين فيلسوفى است كه مسئله تشخّص را مطرح و در اين باب رساله مستقلى نگاشته است. او مسئله تشخّص را در آثار مختلف خود مورد بحث قرار داده است، اما بحث ما در اينجا عمدتاً ناظر به سه اثر از اين آثار است كه به ترتيب عبارتند از: كتاب الاسفارالاربعة، كتاب الشواهدالربوبية، و بالاخره «رسالة فى التشخص». مندرجات اين آثار مكمل يكديگر تلقى خواهد شد. در كتاب اسفار براى بحث از تشخّص عنوان مستقلى قرار داده نشده است، و اين موضوع در ذيل فصل مربوط به «كلى و جزئى» مطرح شده است. اهميت بحث اسفار بيشتر به لحاظ اقوالى است (حدود ده قول) كه در آن بدانها اشاره شده است. نحوه بحث از اين اقوال در اسفار بسيار مجمل است، و هدف اصلى از طرح آنها نيز نشان دادن اين نكته است كه آنها را مى توان به قول مختار مؤلف قدس سره ارجاع داد. صدرالمتألهين از صاحبان اين اقوال و يا منابعى كه اين اقوال از آنها اخذ شده است نيز جز در چند مورد نامى بميان نمى آورد. با اين حال جمع آورى آنها و تلاش در جهت تلفيق آراء مختلف به لحاظ درك كاملتر اصل مسئله و شناخت بهتر آنها حائز اهميت است. كتاب الشواهدالربوبية او علاوه بر حسن تبويب مشتمل بر تفريعى است كه به شرحى كه بيان خواهيم كرد متضمن تصريح به نكته اى است كه براى درك صحيح دست آورد صدرالمتألهين در اين مسئله داراى اهميت است. در رساله تشخص پاره اى از آراء مذكور در كتاب اسفار با تفصيل بيشتر مورد بحث قرار گرفته است.

24 اسفند 1394

  • تعداد رکوردها : 268

ورود کاربر

حديث

لينک هاي مفيد