استنتاج از راه بهترین تبیین

«استنتاج از راه بهترین تبیین» یا «استنتاج فرضیهای» نوعی استدلال است که چارلز پیرس آن را به عنوان یک نوع استدلال مستقل و در عرض دو نوع استنتاج قیاسی و استقرائی مطرح کردهاست و پس از او کسانی چون گیلبرت هارمن و در سالهای اخیر، پیتر لیپتون آن را بسط و توسعه دادهاند . این استدلال توسط فلاسفهی دیگر تحت عناوینی همچون «قیاس فرضی» ، «روش فرضیه ای» ، «روش حذفی» ، «استقراء حذفی». و «استنتاج نظری». مطرح شده است . برخی معتقدند ارسطو نیز در آثار خود به این نوع از استدلال اشاره کرده است. ارسطو در آثار خود در شرح استدلالهای مختلف از دو واژهی epagoge و apagoge استفاده میکند؛ وی واژهی اول را برای اشاره به استقرا به کار برده است و واژهی دوم را برای نوع دیگری از استدلال به استفاده کرده است، ولی به علت تشابه ظاهری این دو لغت، در ترجمه، هر دو واژه، به استقرا ترجمه شده است؛ در صورتی که منظور ارسطو از واژهی دوم نوع دیگری از استدلال است که در عرض استدلال استقرایی قرار دارد و مستقل از آن تعریف میشود.. این شیوهی استدلال در زندگی روزمره، جرم شناسی، فعالیت علمی و نظریهپردازی فلسفی کاربرد بسیاری دارد. برخی نیز حدسیات(که در منطق قدیم در زمره قضایای یقینی قرار میگرفت) را با استنتاج از راه بهترین تبیین قابل مقایسه دانستهاند .

19 فروردین 1396

ابطال گرايي

استقراء گرایان بر این باور بودند که هم فرضیه پردازی در عرصه علم بر پایه شواهد تجربی انجام می گیرد و هم شواهد تجربی می توانند صدق یا دست کم صدق تقریبی فرضیه های علمی را اثبات کنند. انتقادهای بسیاری که به این دیدگاه وارد شد، واکنش های متفاوتی را به دنبال داشت. برخی همچون هیوم با پذیرش این دو مقدمه که "استقراء مبنای علم است" و "استقراء را نمی توان به صورت عقلانی توجیه کرد" حکم به غیر عقلانی بودن علم کردند. در مقابل، کسانی که عقلانی بودن علم را پذیرفته بودند، بر آن شدند که یکی از دو مقدمه ای که غیرعقلانی بودن علم را به همراه داشته است، نفی کنند. برخی اقامه براهینی جدید برای معقولیت اصل استقراء را دنبال کردند و برخی دیگر، همچون پوپر، مقدمه اول را زیر سوال برده و مدعی شدند که اصولا علم نه در مقام کشف و نه در مقام داوری از استقراء استفاده نکرده و استقراء افسانه ای بیش نیست.

30 اسفند 1395

اتمیسم منطقی

اتمیسم منطقی تاریخچه پیچیده ای دارد و در دو نوشته راسل «فلسفه اتمیسم منطقی»(1918) و «اتمیسم منطقی»(1924)) و همچنین گفتگو های راسل و ویتگنشتاین متقدم، طی سالهای 1912-1913 ریشه دارد. «اتمیسم منطقی» توصیفی فشرده از نظام فلسفی راسل است که پایه هایش در منطق استوار شده و در مقابل شکلهایی از ایدئالیسم که واقعیت را یک کل واحد دانسته و هیچ گزاره ای را به تنهایی صادق یا کاذب نمی داند، شکل گرفته است. در مقابل، اندیشه راسل این بود که جهان از چیزهایی خاص تشکیل شده، و واقعیتهایی را که دربردارنده این چیزها هستند، می توان تفکیک و توصیف کرد، و بدین ترتیب گزاره هایی که درباره آنها گفته می شود، صادق یا کاذب اند. اتمیسم منطقی راسل را می توان از دو منظر روش شناسی فلسفی و متافیزیکی بررسی کرد.

30 اسفند 1395

استقراء

ارسطو معتقد بود که یک تبیین علمی کامل دارای این شکل قیاسی است: الف) همه Mها P هستند. ب) همه Sها M هستند. ج) در نتیجه همه Sها P هستند و با توجه به اعتبار صورت قیاسی این برهان، چنانچه مقدمات این استدلال صادق باشد، می وان به صدق نتیجه راه برد. امروزه نیز بسیاری از فلاسفه علم ساختار منطقی تبیین علمی را ساختاری قیاسی می دانند که در آن با استفاده از یک قانون جهان شمول و یکسری شرایط اولیه، پدیده مشاهده شده تبیین می گردد و به تبع آن امکان پیش بینی و کنترل پدیده ها نیز فراهم می آید. بر این اساس قوانین جهان شمول در علم جایگاه بسیار ارزشمندی می یابند. حال باید دید چگونه می توان به این قوانین دست یافت؟ و بر چه پایه ای می توان خود را در اعتقاد به صداقت یک قانون موجه دانست؟

30 اسفند 1395

امکان خاص

واژه امکان در فلسفه، بدون هیچ قیدی، عبارت است از امکان ماهوی که به معنی سلب ضرورت وجود و عدم می باشد با توجه به اینکه امکان در تقابل با "ضرورت" است (زیرا امکان از سلب ضرورت ساخته می شود)، می توان معانی مختلفی از امکان داشت؛ زیرا با نفی انواع مختلفی از "ضرورت"، معانی مختلفی از امکان به دست می آید. بنابراین بسته به اینکه واژه امکان در مقابل چه ضرورتی مطرح شود، معانی مختلفی از امکان خواهیم داشت.

30 اسفند 1395

اولویت

در فلسفه، قاعده ای به نام "الشیء ما لم یجب لم یوجد"وجود دارد و مفادش، چنین است که هر چیزی که ممکن بالذات است، برای آنکه به وجود آید، باید حتماً موجود دیگری وجود را برایش ضروری کند؛ یعنی به آن وجوب دهد ولذا هیچ ممکن بالذاتی تا واجب بالغیر نشود، موجود نمی شود. نتیجه طبیعیِ این قاعده فلسفی در مورد وجود ممکنات آن است که ممکنات برای معدوم بودن نیز باید از سوی شیء مفروضِ دیگری، عدم برایشان ضروری شود و ممتنع بالغیر شوند. گروهی از متکلمان ـ که از معتزله می باشند در مقابل این نظریه، عقیده دارند که برای موجود شدنِ یک ممکن بالذات ـ که نسبتش با وجود و عدم مساوی است لازم نیست وجود برایش ضروری شود؛ بلکه همین که وجودِ آن شیء بر عدمِ آن، رجحان و برتری بیابد (ولو آنکه وجودْ ضروری نشود و تنها قوّت و شدتِ آن نسبت به عدم بیشتر شود) آن شیء به وجود خواهد آمد. همینطور برای معدوم شدنِ آن، رجحانِ غیر ضروریِ عدم بر وجود کافی است. این رجحان و برتری را متکلمان "اولویت" می نامند ولذا این دیدگاه، به دیدگاهِ "اولویت" مشهور شده است.

30 اسفند 1395

ایمانوئل کانت

ایمانوئل کانت (1724-1804) یکی از بزرگ ترین فلاسفه علم است " فلسفه علم کانت به دلیل شیوه ای که توسط آن کانت تلاش کرده است که یک چارچوب فلسفی را برای معرفت علمی ما از جهان صورت بندی کند که هم شرایط واقعی حاکم بر آن را شرح دهد و هم استقلال و تنوع علوم خاص مختلف را حفظ کند، مورد علاقه فیلسوفان علم معاصر می باشد. به ویژه به این دلیل که کانت فلسفه علمی را بسط داد که اولا از فلسفه های علم تجربه گرایانه محض و ثانیا از فلسفه های علم عقل گرایانه محض متفاوت بود. در این راستا کانت ادعا کرد که: قوانین علمی دربردارنده ضرورتند، اما این ضرورت ناشی از روابط ضروری در جهان نیست، بلکه متکی بر شرایط ذهنی پیشینی (مقولات فاهمه) است که ما توسط آن مدرکات را در زمان و مکان تجربه می کنیم." قبل از بررسی ایده های کانت، ابتدا ببنیم که دغدغه های کانت در حوزه علم چه بوده است

30 اسفند 1395

برنامه قوی در جامعه شناسی علم

دهه 1950 و 1960 با انتشار آثاری همراه بود که تصویر استاندارد پوزیتویستی و ابطال گرایانه را در فلسفه علم تغییر داد. در مورد جامعه شناسی علم نیز، تصویر کارکردگرایانه مرتونی، جایگاهی مشابه با تصویر مذکور داشت و نوعی تلقی استاندارد محسوب می شد. اما از اواخر دهه 1960 تعدادی از متخصصان فلسفه، جامعه شناسی و تاریخ علم در ادینبورای انگلستان برنامه پژوهشی جدیدی را در جامعه شناسی علم آغاز کردند که به مرور با عنوان برنامه قوی در جامعه شناسی علم شناخته شد. اعضای مکتب ادینبورا عمدتا گرایشهای مارکسیستی داشتند و از تامس کوهن، هسه و باربر نیز تاثیر گرفته بودند. یکی از مهمترین انتقادهای این افراد به دیدگاه استاندارد جامعه شناسی علم، عدم تقارن نحوه برخورد جامعه شناسان علم استاندارد با نظریه های علمی بود. مبدعان جامعه شناسی معرفت، مانند مانهایم، شلر و دورکیم، دیدگاه خود در مورد تاریخی و پرسپکتیوی بودن معرفت بشری را در مورد علم اعمال نمی کردند و این موضع به جامعه شناسی علم مرتونی نیز راه یافت. در نتیجه در تصویر استاندارد در جامعه شناسی علم، محتوای معرفت علمی فارغ از سیاق اجتماعی و تاثیر اغراض و علائق دانشمندان در نظر گرفته می شد. به همین دلیل در دیدگاه استاندارد، علاقه ای به بررسی علل جامعه شناختی پیدایش نظریه های علمی وجود نداشت و چنین تلقی می شد که دانشمندان در نوعی مواجهه ناب با حقیقت، نظریه های خود را مطرح می کنند. بررسیهای جامعه شناختی در مورد علل شکل گیری یک نظریه علمی تنها در صورتی انجام می گرفت که یک نظریه علمی کاذب یا نامعقول تشخیص داده می شد. در چنین مواردی تحلیلهای سیاسی، صنفی یا مذهبی برای تصمیم گیری نادرست دانشمندان ارائه می گشت. نمونه بارز این رفتار را می توان در مورد مشهور محاکمه گالیله مشاهده کرد. در این مثال، گالیله – که نظریه اش صادق دانسته می شود- شخصی معقول تلقی می شود که در مواجهه با حقیقت نظریه خود را مطرح کرده است و در مقابل، متکلمان کلیسا –که نظریه شان کاذب دانسته می شود- افرادی نامعقول و غرض مند تصور می شوند که برای دفاع از عقاید کلیسا یا دفاع از منافع گروهی خود، از قبول حقیقت سرباز می زنند. جامعه شناسان مکتب ادینبورا در تقابل با این دیدگاه، این ایده را مطرح کردند که نه تنها دیدگاه مدافعان نظریه کاذب، بلکه دیدگاه مدافعان نظریه صادق نیز تحت تاثیر عوامل جامعه شناختی مانند گرایشهای سیاسی، اجتماعی، منافع اقتصادی، باورهای پس زمینه که توسط جامعه به فرد القا می شود، همکاران و ... شکل می گیرند. بنابراین هنگامی که بین نظریه های رقیب نزاعی پیش می آید، علت حمایت دانشمندانی که از هر یک از دو نظریه رقیب دفاع می کنند، فارغ از اینکه کدام نظریه صادق است، باید به لحاظ جامعه شناختی مورد بررسی قرار گیرد.

30 اسفند 1395

برهان اَسَدّ و اَخْصَر

تسلسل در علل، یکی از اموری است که در فلسفه برای اثباتِ وجودِ خداوند (واجب الوجود)، به اثباتِ محال بودنِ آن می پردازند. برای اثباتِ محال بودنِ تسلسل، استدلال های مختلفی از سوی فیلسوفان ارائه شده است که یکی از مهم ترین و قدیم ترین استدلال ها، «برهانِ اَسَدّ و اَخْصَر» می باشد که به معنیِ "محکم ترین و کوتاه ترین برهان" می باشد و فارابی (قرن سوم ه.ق) آن را ابداع کرده است.

30 اسفند 1395

برهان هوای طلق (انسان پرنده یا معلق در هوا)

برهان «انسان معلّق» یا به قول پرفسور ژیلسن «انسان پرنده» از دقیق ترین و عمیق ترین دلایل تجربى و فلسفى ابن سینا راجع به اثبات وجود نفس و مغایرت آن با بدن بوده و به همین جهت در طى قرون وسطى در اروپا شهرت و نفوذ بسیار داشته و مورد تحسین و اعجاب فلاسفه "اسکولاستیک" واقع شده است. گوئى خود شیخ، به این برهان علاقه و عنایت خاص داشته و براى آن، ارزش و اهمیت فراوان قائل بوده است و به همین مناسبت آن را دو مرتبه در کتاب شفا و یک مرتبه در اشارات به تفصیل بیان کرده و در رساله «اضحویّه» و «رساله فى معرفة النفس الناطقة و احوالها» بدان اشاره نموده است.

30 اسفند 1395

برهان وجودی

یکی از انواع براهین اثبات وجود خدا، برهان وجودی است. این برهان بر خلاف اسمش، برای اثبات وجود خدا، تنها بوسیلۀ تحلیل مفهوم و تعریف ذهنی خدا و با تکیه بر اصل اجتماع نقیضین به حقیقت خارجی آن می رسد.

23 اسفند 1395

باطل

واژه «باطل» در فلسفه، با اشتراک لفظی، یا به صورتِ حقیقت و مجاز، در موارد متعددی به کار می رود که در هر مورد، ممکن است دارای چند معنا باشد. در همه این معانی، یکی از معانیِ «حق»، در مقابلِ باطل قرار دارد

22 اسفند 1395

بداهت وجود

وجود واژه ای است عربی که در فارسی از آن به «هستی» تعبیر می شود. منطقیون علم حصولی را (اعم از تصور و تصدیق) به دو قسم بدیهی و نظری تقسیم می کنند؛ بدیهی علمی است که بدون کسب و عملیات فکری به ذهن بیاید و نظری علمی است که به دست آوردن آن و معلوم شدن آن نیازمند فکر و نظر است

22 اسفند 1395

آیین تجلیل از دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

آیین تجلیل از دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در اختتامیه دومین همایش مکتب فلسفی اصفهان برگزار شد .

20 اسفند 1395

آیین تجلیل از دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

دکتر شانظری در آیین تجلیل از دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در اختتامیه دومین همایش مکتب فلسفی اصفهان

20 اسفند 1395

اختتامیه دومین همایش مکتب فلسفی اصفهان

اختتامیه دومین همایش مکتب فلسفی اصفهان

20 اسفند 1395

دومین همایش «مکتب فلسفی اصفهان» برگزار می شود

دومین همایش «مکتب فلسفی اصفهان» برگزار می شود

16 اسفند 1395

امکان استعدادی Possibility through preparedness

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. امکان استعدادی Possibility through preparedness نویسنده : مسعود اسماعيلي واژه امکان در فلسفه، هنگامی که بدون قید خاصی به کار می رود به معنای سلبِ ضرورتِ وجود و عدم از ماهیت است که همان امکان ماهوی است. اما واژه امکان در فلسفه، گاه با قیود مختلفی همراه می شود که در هر مورد، معنای متفاوتی را افاده می کند.

29 بهمن 1395

امتناع بالقیاس Impossibility in

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. امتناع بالقیاس Impossibility in نویسنده : مسعود اسماعيلي هر مفهومی هنگامی که در نسبت با وجود در نظر گرفته شود ، اگر نفی وجود برایش ضروری باشد، یعنی ثبوت عدم برایش ضروری باشد، ممتنع نامیده می شود. امتناع بر سه قسم است: امتناع بالذات، امتناع بالغیر و امتناع بالقیاس الی الغیر؛

29 بهمن 1395

امتداد زمانی (بعد چهارم)

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. امتداد زمانی (بعد چهارم) نویسنده : حسن رضايي بعد در فارسى دورى و از نظر لغوی در مقابل قرب است. نزد قدما به معنى کوتاه ترین فاصله بین دو چیز است. در میان قدما آنها که به خلأ معتقد بودند بعد را به عنوان امتداد مجرد از ماده و قائم به خود تصور مى کردند. و آنها که منکر خلأ بودند بعد را قائم به جسم مى دانستند. متکلمان بعد را عبارت از امتداد موهومى مى دانستند که آن را متکى به جسم یا قائم به خود فرض مى کردند و آن را داراى خاصیتى مى دانستند که به موجب آن جسم مى توانست آن را اشغال کند.

29 بهمن 1395

  • تعداد رکوردها : 259

ورود کاربر

حديث

لينک هاي مفيد