ارسال به دوستان
کد خبر : 269782

ماهیت شناسی وهابیت نوین

یكی از مهم ترین انگیزه های تحرك و تهاجم وهابیت در سطح منطقه و كشورهای اسلامی، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از انقلاب اسلامی، بیداری و خود آگاهی قرآن محور در میان جوانان و دانشمندان تحصیل كرده و استقبال آنان از این حركت اصیل و مذهب نورانی مطابق با سنت راستین و ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم ) است، كه با پی جوئی رفتار آنان می توان عمق وحشت آنان را از نفوذ بیداری و آگاهی مسلمانان امروز از اسلام واقعی و مكتب انقلاب اسلامی درك نمود. بدین ترتیب شاهد آن هستیم كه چگونه با جنایات شرربار خود كه با حمایت حاكمان غربی و حامیان پر عناد مذهبی آن، نام جهاد فی سبیل الله و اصلاح دینی به خود گرفته است تصرفات سیاسی خود را صبغه مذهبی داده و آن را مقدس جلوه می دهند.

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند.  بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

ماهیت شناسی وهابیت نوین

فرقه های انحرافی

یكی از مهم ترین انگیزه های تحرك و تهاجم وهابیت در سطح منطقه و كشورهای اسلامی، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از انقلاب اسلامی، بیداری و خود آگاهی قرآن محور در میان جوانان و دانشمندان تحصیل كرده و استقبال آنان از این حركت اصیل و مذهب نورانی مطابق با سنت راستین و ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم ) است، كه با پی جوئی رفتار آنان می توان عمق وحشت آنان را از نفوذ بیداری و آگاهی مسلمانان امروز از اسلام واقعی و مكتب انقلاب اسلامی درك نمود.

بدین ترتیب شاهد آن هستیم كه چگونه با جنایات شرربار خود كه با حمایت حاكمان غربی و حامیان پر عناد مذهبی آن، نام جهاد فی سبیل الله و اصلاح دینی به خود گرفته است تصرفات سیاسی خود را صبغه مذهبی داده و آن را مقدس جلوه می دهند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی اهداف نویافته و و جدیدی توسط جریانات افراطی-انحرافی مخالف بیداری نوین اسلامی بویژه در سران وهابیت، مورد تعقیب رهبران و هدایت گران پشت پرده مخالف با ج.ا.ا. در سطح خاورمیانه و غرب قرار گرفته اند. در این مجموعه جغرافیایی تفكر انقلاب اسلامی بنا به دلایل متعددی از سوی گروه های وهابی مورد تخطئه و كوچك نمائی قرار گرفت. در كشوری كه اكثریت مردم آن دارای دین و مذهب ریشه دار پویا و انسان سازی بوده اند هجوم تفكرات سست و بی پایه فرقه گرایی و تحجر می تواند موجب تفرقه و اختلاف شده تا نتایج حاصله آن بتواند زندگی توام با ثبات و آرامش مخالفان اشغال گری و حضور غرب در كشورهای اسلامی را بعد از انقلاب اسلامی زائل و تضعیف نماید.

و اگر این هدف را معادل تفكر صهیونیسم به عنوان یك منشأ فكری و سیاسی تاثیر گذار در عرصه تضعیف تفكر انقلاب اسلامی به عنوان یكی از «راس یك مثلث» فرض كنیم، به یقین بعد از جویش نقش غرب و استكبار جهانی در ضلع دوم مثلث آن چه باعث تكمیل «ضلع سوم» این مثلث شده است، نقش و عمل سران و حاكمان وهابی برخی كشورهای عربی، بویژه عربستان سعودی از سیاستهای صهیونیستی و غربی برای تحقق این اهداف بارز است. دریادار سرتیب «ایوب صبری» سرپرست مدرسه عالی نیروی دریایی در دولت عثمانی در خاطرات و دست نوشته های خود می نویسد «عبدالعزیز بن سعود» كه تحت تاثیر «محمدبن عبدالوهاب» قرار داشت كه در پی عداوت خود با دولت عثمانی زمینه تسلط صهیونیست ها را در فلسطین فراهم آورد در اولین سخنرانی خود به شیوخ قبایل گفت: ما باید همه شهرها و آبادی ها را به تصرف خود در آوریم و احكام و عقاید خود را به آنان بیاموزیم... برای تحقق بخشیدن به این آرزو ناگزیر هستیم كه عالمان اهل سنت را كه مدعی پیروی از سنت نبویه و شریعت شریفه محمدیه هستند از روی زمین برداریم و به عبارت دیگر مشركانی كه خود را به عنوان علمای اهل سنت قلمداد می كنند از دم شمشیر بگذرانیم به ویژه علمای سرشناس و مورد توجه را زیرا تا این ها زنده هستند هم كیشان ما روی خوشی نخواهند دید از این رهگذر باید نخست كسانی را كه به عنوان عالم خودنمایی می كنند ریشه كن نمود سپس به سمت بغداد حركت كرد و آن را از دست عثمانیان خارج كرد.

اساسی ترین علتی كه موجب بروز این گونه رفتارهای مطلق انگار در وهابیت گردید بی تردید بی اعتبار سازی عنصر عقل، اندیشه و منطق و جایگزین كردن سلیقه افراد و رهبران جاه طلب عرب در رسیدن به ایده آل های قومی و فرقه ای می باشد و این بر خلاف تعالیم دین مبین اسلام و موجب بروز انحرافات كلیدی و مبنائی و تمسك به كفار گردیده است كه تاكید زیادی بر تفكر، حكمت، منطق، رحمت و احسان به هم نوعان و مسلمانان نموده است. شاید حدود دو قرن بود كه دنیای شرق به طور كلی و دنیای اسلام به طور اخص با تحولات جهانی روبرو و موفق گردانید. بازتاب اندیشه ها، چالش ها و تحولات بعد از رنسانس، انقلاب كبیر فرانسه و پس از آن انقلابات علمی و صنعتی در اروپا در شرق اسلام موجب بیداری رهبران شده و ملت های مسلمان و متفكرین اسلامی در برابر دستاوردهای جدید تمدن و فرهنگ غرب قرار گرفتند ولی این تفوق با تفرقه افكنی موفق استعمار تا یك قرن به خمودی گرایید و سردمداری این حركت به وهابیون سپرده شد.

حضرت آیت الله العظمی صافی از مراجع بزرگوار تقلید در بیان تبعات این رخداد می نویسد: هنگامی كه كتاب «العواصم من القواصم» را خواندم، از جدیت و تلاش این گروه برای تفرقه میان مسلمانان شگفت زده شدم، و به حق سوگند، به ذهنم خطور نمی كند كه در عصر حاضر یك مسلمانی برای دور كردن مسلمانان از همدیگر و ایجاد اختلاف میان آنان این چنین كوشش كند و همه مصلحان و منادیان وحدت را به نادانی و دروغ گویی و نفاق و حیله، متهم سازد. و بالاترین مصیبت اینجاست كه این كتاب توسط دانشگاه بزرگ مدینه منوره چاپ و منتشر می شود. دانشگاهی كه در آن شیخ محمد مغراوی از نویسندگان مشهور وهابی در آن بر این باور است كه: با گسترش مذهب تشیع در میان جوان های مشرق زمین، بیم آن را دارم كه این فرهنگ در میان جوان های مغرب زمین نیز گسترده شود: «بعد انتشرا المذهب الاثنی عشری فی مشرق العالم الاسلامی، فخفت علی الشباب فی بلاد المغرب...»

باور و اعتقادی كه این رهبر وهابی در آن تنها نیست و دیگران نیز منافع خود را در پی توسعه انقلاب اسلامی در خطر می دانند . بگونه ای كه مارك پالمر ، رئیس كمیته خطر كنونی (Commitee on the Present Danger) در گفت و گویی با روزنامه نیویورك تایمز این حقیقت را برای كاخ سفید آشكار ساخت كه ایران به لحاظ مكتب تشیع و تركیب آن با وسعت سرزمینی، جمعیت، كیفیت نیروی انسانی، امكانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه و قلب نظام بین المللی به قدرتی كم بدیل تبدیل گردیده و دیگر نمی توان آن را با یورش نظامی سرنگون نمود. به عبارت دیگر اجماع رهبران كاخ سفید بر این است كه ایران با یورش نظامی قابل سرنگونی نیست. با چنین مفروضی می توان اتصال سه رأس این مثلث توطئه را مشاهده كرد كه چگونه با تكمیل راهكارهای مختلفی از سوی مراكز راهبردی آمریكا تجمیع می شوند. جمع بندی همه این ها ، این بود كه تنها راه باقی مانده بی ثبات سازی كشور در عرصه قومی مذهبی متبلور است، كه نتیجه آن باید در قالب براندازی نرم صورت گیرد. در این راهبرد، گام وحشت و نارضایتی قومی مذهبی باید بتواند جوانان، زنان، دانشجویان، كارگران، جامعه هنری، فرهیختگان و... را در قالب جبهه نخست سربازان جنگ جدید قرار داده و موجبات عقب نشینی حكومت اسلامی در ایران و تضعیف جایگاه ولایت فقیه را فراهم آورد.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و ایجاد توسعه تفكر ضد تحجر و خیزش بیدارگونه مسلمانان در منطقه خاورمیانه، جنبش وهابیت با ایجاد شبكه های فرهنگی و سایت های ضد شیعی سعی در جلوگیری از همه گیری این تفكر نمود هر چند این شبكه هدف ظاهری خود را توسعه اخلاص در توحید و جنگ با شرك و بت پرستی قلمداد كرد اما واقعیت این جنبش چه از جهت فكری و چه از منظر عملی این هدف را تایید نكرده و عملاً عرصه تاریخی و آینده پیش روی آن جز تاریكی، ظلم و وحشت را نوید نمی دهد و این عملكرد در قبال رویكرد جهانیان به شناخت مكتب انقلاب اسلامی و یادگار امام خمینی(ره)، كه مایه ترس و هراس صهیونیست ها و قدرتمندان جهان در رأس آنان آمریكا و هم پیمانان آنان شد، وهابیت را به وحشت انداخته كه اگر این فكر و اندیشه در منطقه گسترش یابد، و در نتیجه حكومت های دست نشانده آنان را متزلزل سازد؛ در همین راستا بار دیگر اشتباه تاریخی خود را در دست نشاندگی استكبار تكرار نموده و خود را به منافع حیاتی غرب پیوند دادند و آنان نیز كه با تجربه تاریخی خود فرقه های ساختگی و مذاهب گمنام و اقلیت های فكری و مذهبی را عامل توسعه اختلاف و برتری می دانستند بر این شدند تا از این طریق چهره انقلاب اسلامی را مخدوش سازند و مانع از نشر افكار آزادی خواهانه آن گردند و در این میان وهابیت نقش عمده ای به عهده گرفت زیرا نام اسلام و خادم الحرمین را بر خود داشت و از نظر قدرت مالی و دیگر امكانات نیز، می توانست در این مورد، كارساز باشد؛ لذا پس از ناامیدی در كسب موفقیت در دفاع مقدس، كارگزاران این آیین ساختگی، در مورد تشیع به نشر كتاب ها و مقاله های فراوان و مصاحبه ها و برنامه های تلویزیونی پرداختند كه هدف از آن ارائه تصویر غیرمنطقی و غیرقابل قبول از تشیع بود. شیخ عبدالله الغنیمان استاد «الجامعه الاسلامیه» در مدینه منوره در توجیه عملكرد تفرقه افكنانه وهابیت و توصیه به حملات جنایت بار می گوید: «ان الوهابین علی یقین بأن المذهب (الاثنی عشر) هو الذی سوف یجذب الیه كل اهل السنه و كل الوهابیین فی المستقبل القریب» (وهابیون به یقین دریافته اند، تنها مذهبی كه در آینده، اهل سنت و وهابیت را به طرف خود جذب خواهد كرد، همان مذهب شیعه امامی است.) لذا تلاش می شود تا در وهابیت علاوه بر باز تولید چهره خشن حاكمیتی اولیه در دهه های نخستین قرن بیستم (1913 م) كه در راه استقرار خود، با كمك اربابان قدرتمند مانند انگلستان، هر گونه صدای مخالف مانند آل رشید در كویت و شرفای مكه را سركوب نمودند، با مصادره شعارهای اصول گرا ، عدالت طلب، ضد تبعیض و جهان محور كه از آن انقلاب اسلامی بوده است چهره پنهان و منفور خود را در نزد ملت های عرب پنهان كنند و با اتكاء بر قدرت نفت و ثروت فراوان كشورهای عربی مهم ترین شكل بی ثبات سازی ایران را در حوزه دامن زدن به منازعات و مطالبات قومی، فرقه ای، صنفی و... دنبال كنند در بازبینی گزارش جیمز بیكر و لی همیلتون در ششم دسامبر 2006 پیرامون سیاست آمریكا در عراق آمده است: در صورتی كه ایران حمایت خود را از شیعیان عراق متوقف نكنند(!) باید ناامنی داخلی در این كشور با اطلاعی كه از تكثر قومی- مذهبی ایران دارد افزایش داد تا ادامه ناامنی در عراق به صورت بازی با حاصل جمع منفی تغییر شكل دهد. لذا بدیهی است كه شكل گیری لشكر جهنگوی شاخه بلوچستان ایران، مجاهدین اهل سنت ایران را به همراه دفاع از تشكیل جمعیت الوفاق و حمایت از دبیر اول آن و همچنین دفاع از برخی از احزاب دست ساز و پشتیبانی وسیع از گروه تروریستی موسوم به جندالله به رهبری عبدالمالك ریگی و سایر مخالفان نظام و راه اندازی رسانه های قومی تحت عناوین شبكه الاهواز و شبكه المستقبلات تحت حمایت غرب به راحتی و سریع در سطح منطقه شكل گرفته و فعال شده تا موجبات بی ثباتی ایران گردند. لوتواك از مشاوران سابق وزیر دفاع و از عناصر سابق ارتش در خصوص تضعیف جمهوری اسلامی ایران می گوید: تضعیف ایران می تواند از طریق كمك به گروه های اقلیت مذهبی جهت تجزیه كشور انجام شود. آنان می توانند با توسعه فعالیت های تبلیغاتی و مذهبی خود به دنبال اختیارات تام هویتی و مذهبی خود باشند و این هدایت بعد از چندی سبب شد كه تخریب گرایان سعی كنند با بمب گذاری ها در مراكز مذهبی و متعاقبا انتساب آن به اهل تسنن به تعارضات مذهبی دامن بزنند. در واقع این حركت آمریكا و صهیونیسم عربی در تداوم حمایت های این كشور از عبدالمالك ریگی بود كه در اطراف مرزهای ایران شیعه كشی را تابوی كسب قدرت و سرمایه گذاری نمایند.

دكتر عصام العماد، فارغ التحصیل دانشگاه «الامام محمد بن سعود» در ریاض و شاگرد بن باز (مفتی اعظم سعودی) و امام جماعت یكی از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلغین وهابیت در یمن كه كتابی نیز در اثبات كفر و شرك شیعه تحت عنوان: «اصله بین الاثنی عشریه و فرق الغلاه» نوشته است در كتابی كه به تازگی به مناسبت گرویدن خود به مذهب جعفری تالیف نموده، می نویسد: با مطالعه كتاب هایی كه وهابیت در سال های اخیر نوشته اند. به یقین درمی یابیم كه آنان احساس كرده اند كه تنها مذهب آینده، همان مذهب شیعه امامیه است.

به طور قطع، در دنیای كنونی، غیر از كشور ایران، هیچ دولت اسلامی كه قانون و مقررات حاكم بر آن كشور، برخاسته از قرآن و سنت صحیح (متجلی در تشیع اثنا عشری) باشد، وجود ندارد. در این میان، كشور عربستان به جهت قداستی كه حرمین شریفین به آن بخشیده و در نگاه مسلمانان جهان به عنوان مهبط وحی و كانون نزول قرآن و سرزمین پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) جایگاه برتری جویانه ای را در نفی تشیع و مخالفت با دولت اسلامی ایران به عهده گرفته است، دارد. در ایران اسلامی و بین مردم سنی مذهب ساكن در مناطق مرزی كمتر حوزه و منطقه جمعیتی سنی نشین از تبلیغات سعودیان وهابی در امان مانده و این مسئله پس از پیروزی انقلاب اسلامی تشدید شده است. در مدارس علمیه اهل سنت، دیده شده است كه كتاب های ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب به صورت آشكار برای طلاب تدریس و دیگر كتاب های وهابیان به صورت اهدایی بین طلاب و روحانیان منطقه توزیع می شود. جزایر قشم و كیش به دلیل نزدیك بودن به كشورهای خلیج و شنیدن و دیدن صدا و تصویر رادیوها و تلویزیون های منطقه، كه آیین وهابیت را تبلیغ و از نظام شیعی حاكم بر ایران اسلامی انتقاد و بدگویی می كنند، نیز در معرض آسیب و حتی خطر گرایش قرار دارند.

در چنین دوران سختی كه مسلمانان به همدلی و همكاری بر ضد دشمن مشترك نیاز حیاتی داشته و دارند، وهابیت تاكنون موجب شده است تا، مسلمانان و پیروان مذاهب مختلف آن به جرم شفاعت خواهی از پاكان و زیارت قبور اولیای خدا، مشرك، بت پرست و واجب القتل خوانده شده و عرب های بادیه نشین را با افكار متحجر و غیرالهی برانگیخته و كلیه مناطق شیعه نشین و سنی نشین حجاز، عراق، شام و یمن را در بیش از یك قرن از آرامش و امنیت دور نگه داشته و آن ها را به خاك و خون بكشند


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :