Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 236674
تاریخ انتشار : 13 فروردین 1397 19:10
تعداد مشاهدات : 208

تناسخ افلاطونی در جهان اسلام

پیش از افلاطون (347 ق م) مراد از روح، نیروی زندگی بود و پس از جدایی از بدن به صورت سایه در تولد های مجدد یا در دوزخ به زندگی ادامه می داد و در نتیجه مرگ نا پذیر بود. آن چه افلاطون درباره ی روح و سرنوشت آن پس از جدایی از بدن می اندیشد، چیزی برتر از این اندیشه ها است. به نظر او روح ذات خردمند آدمی است. وی گاهی روح را متشکل از سه جزء خردمند و دلیر و پایبند به هوس می داند، همان گونه که برای جامعه سه گروه فیلسوفان حکمران، سپاهیان و کارگران را تصور می کند.افلاطون می گوید: روح پس از جدایی از تن و گذاراندن مراحلی دشوار وارد چرخه ای می شود که در آن سه زن به نام های لاخه سیس، کلوثو و آتروپوس با جامه های سفید و تاج گلی بر سر روی تخت های نشسته اند

تناسخ افلاطونی در جهان اسلام

 

نویسنده: مائده پناهی آراللو
پیش از افلاطون (347 ق م) مراد از روح، نیروی زندگی بود و پس از جدایی از بدن به صورت سایه در تولد های مجدد یا در دوزخ به زندگی ادامه می داد و در نتیجه مرگ نا پذیر بود. آن چه افلاطون درباره ی روح و سرنوشت آن پس از جدایی از بدن می اندیشد، چیزی برتر از این اندیشه ها است. به نظر او روح ذات خردمند آدمی است. وی گاهی روح را متشکل از سه جزء خردمند و دلیر و پایبند به هوس می داند، همان گونه که برای جامعه سه گروه فیلسوفان حکمران، سپاهیان و کارگران را تصور می کند.(1) افلاطون می گوید: روح پس از جدایی از تن و گذاراندن مراحلی دشوار وارد چرخه ای می شود که در آن سه زن به نام های لاخه سیس، کلوثو و آتروپوس با جامه های سفید و تاج گلی بر سر روی تخت های نشسته اند. سپس کسی شبیه به کاهنان قرعه ها و نمونه های از شیوه های گوناگون زندگی از دامن لاخه سیس بر می دارد و به ارواح می گوید: «ای ارواح یک روزه، با شما زندگی نسلی تازه از جانداران فانی آغاز می شود. افلاطون با این ادعا که روح از ایده زندگی برخوردار است، دلایلی برای مرگ ناپذیری روح مطرح می سازد. (2) وی در فایدون (3) روح را یک امر بسیط و مبداء شناسی و حیات می داند. همچنین، در چند بند به بحث درباره ی تناسخ می پردازد و از زبان سقراط می گوید که ارواح مردم ناپاک پس از مرگ محکوم به سرگردانی می شوند و سرانجام در کالبد جانوران گوناگون جای می گیرند. (4) برخی در کالبد کرکس ها و گرگ ها و بازها، بعضی دیگر در بدن جانوران بهتری مانند مورچگان و زنبور های عسل جای می گیرند. (5) امّا، افلاطون در فایدروس (6) قائل است که روح مبدأ ازلی حرکت و جنبش است و کائن (امور مادی که کون و فساد می پذیرد) نیست، پس فاسد هم نمی شود. همچنین، تمثیل ارابه و رابه ران را مطرح می سازد که بر اساس آن ارابه ران (جز خردمندی روح) باید دو اسب تمایلات و شجاعت را تحت کنترل خویش درآورد. افلاطون در رساله ی تیمایوس (7) هم از تناسخ سخن می گوید و بیان می دارد که روح انسان درستکار و به ستاره ی خود بازمی گردد و زندگی سعادتمندش را در آنجا سپری می کند. امّا، روح انسان بدکار زندگی دومی را در کالبد یک زن تجربه می کند، و اگر در این حیاتش نیز از گناه و نقصان نپرهیزد، باید به شکل حیوانی که شبیه ماهیت و صفات خود اوست، درآید و هیچ آرامشی از این مشقت تبدیلات ندارد، مگر اینکه آشفتگی غیر عقلانی طبیعتش را توسط قدرت استدلال عقل مهار کند و دوباره به صورت اولیه خود بازگردد.
افلاطون در رساله ی جمهوری (8) به تفصیل بیشتر در این باره می پردازد و بیان می دارد که هر چیز آفتی دارد که آفت روح را ظلم است. از طرفی، می دانیم که روح ظالم می شود، امّا نابود نمی شود. پس روح مادی نیست و مرگ ناپذیر است. افلاطون می گوید: روح پس از جدایی از تن و گذاراندن مراحلی دشوار وارد چرخه ای می شود که در آن سه زن به نام های لاخه سیس، کلوثو و آتروپوس با جامه های سفید و تاج گلی بر سر روی تخت های نشسته اند. سپس کسی شبیه به کاهنان قرعه ها و نمونه های از شیوه های گوناگون زندگی از دامن لاخه سیس بر می دارد و به ارواح می گوید: «ای ارواح یک روزه، با شما زندگی نسلی تازه از جانداران فانی آغاز می شود. قرار برآن نیست که سرنوشت به سراغ شما بیاید و شما را بگزیند، بلکه شما سرنوشت خود را بر خواهید گزید...» (9) هر روح پس از اتمام این سخنان قرعه ای را برمی دارد و در می یابد که از حیث نوبت چندمین است. در این قرعه ها نمونه های مختلفی از زندگی وجود دارد و هر روح بر اساس تجربه ای که از زندگی پیشین خویش کسب کرده دست به انتخاب می زند و نزد لاخه سیس باز می گردد. لاخه سیس فرشته پاسدار هر روح را برای او می گمارد تا پاسدار او باشد. فرشته ی پاسدار روح را نزد کلوثو می برد و سرنوشت آن را مسجل می کند. پس از آن روح به سمت آتروپوس می رود و در این مرحله سرنوشت او قطعی و تغییر ناپذیر می گردد. پس از گذشتن از این مراحل روح ها به سوی جرگه ای فراموشی می روند و از آن جا آبی می نوشند و همه چیز را از یاد می برند. آن گاه طوفانی آغاز می شود و هر یک را به گوشه ای از جهان پرتاب می کند. (10)

پی نوشت ها:
1
-کارل یاسپرس، افلاطون، ص134.
2
-نگاه کنید به کتاب ماه فلسفه، شماره 38، دلایل مرگ ناپذیری روح از نظر افلاطون، نگارنده مائده پناهی آرللو.
3
-افلاطون، دوره آثار افلاطون، جلد اول، فایدون، ص 451.
4
-فایدون، ص 483.
5
-همان، ص 484.
6
-افلاطون، دوره آثار افلاطون، جلد سوم، فایدون، ص 1211.
7
-افلاطون، دوره آثار افلاطون، جلد سوم ، تیمائوس، ص 1709.
8
-افلاطون، دوره آثار افلاطون، جلد دوم، جمهوری، کتاب دهم، ص 1188.
9
-همان، ص 1196.
10
-همان، ص 1200.
11
-تلبیس ابلیس، ص 73.
12
-برای پرهیز از طولانی شدن مطلب، تنها به مرور اجمالی مفهوم تناسخ در فلسفه ی اسلامی اکتفا می نماییم.
13
-امیل بریه یکی از استادان تاریخ فلسفه در دانشگاه پاریس می گوید: «اعتقاد به تناسخ ارواح در اجساد انسان و حیوان ... به فیثاغورث نسبت داده شده امّا نتیجه تفکر فلسفی تنها او نبوده است... پس، اصل تاریخی تناسخ را هرگز نمی توان به دقت معین ساخت» بریه، امیل، تاریخ فلسفه در دوره یونانی، ص 63.
14
-یوزاسف یا بوذاسف. قطب الدین شیرازی یوزاسف را یک حکیم تناسخی اهل هندوستان و بنیان گذار دین صائبه، امّا، برخی دیگر وی را اهل بابل قدیم دانسته اند که وقوع طوفان در سرزمینش را پیش بینی کرده است. از طرفی، بعید نیست که یوزاسف حکیم همان بودا بوده که از سرزمین هند برخاسته و اکنون بیش تر پیروان وی از مردمان چین و ژاپن هستند.
15
-فرهنگ و اصطلاحات شیخ اشراق، ص 119.
16
-حکمة الاشراق، ص 246.
17
-شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی، ص 524و 525.
18
-مجموعه مصنّفات، مشارع و مطارحات، ص 493 و499.
19
-مجموعه مصنّفات، ج 1، مقاومات ص 186 ش.
20
-مجموعه مصنّفات، ج 1، تلویحات، صص 81 تا 85.
21
-مجموعه مصنّفات، جلد 3، الواح عمادیه، ص 170.
22
-مجموعه مصنّفات، جلد 3، پرتونامه، ص 74.
23
-یکی از دلایلی که در رد نظریه تناسخ از طرف مشاییان مطرح شد و مورد پذیرش سهروردی نیز قرار گرفت، چنین است: اعتقاد به تناسخ مستلزم اعتقاد به تساوی اعداد ابدان کاین با نفوس مفارق از ابدان فاسد است. زیرا در غیر این صورت یا باید بعضی از نفوس معطل بمانند، یا باید چند نفس به یک بدن تعلق گیرد که این محال است.

- منبع ها:
1
-الاصلاح، احمد ابوحاتم رازی، به کوشش حسن مینوچهری و مهدی محقق، تهران: 1377 ش.
2
-تلبیس ابلیس، عبدالرحمان ابن جوزی، بیروت 1421 ق/ 2001 م.
3
-شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی، غلامحسین ابراهیم دینانی، چاپ ششم، تهران: انتشارات حکمت، 1383.
4
-افلاطون، دوره ی آثار، ترجمه ی محمد علی لطفی، چهار جلد، چاپ سوم، انتشارات خوارزمی، مهرماه 1380.
5
-تاریخ فلسفه در دوره ی یونانی، امیل بریه، ترجمه ی علی مراد داوودی، انتشارات دانشگاه تهران.
6
-فلسفه ی افلاطون، غلامرضا رحمانی، چاپ اول، تهران: موسسه ی بوستان کتاب، 1389.
7
-حکمة الاشراق، شهاب الدین یحیی سهروردی، ترجمه ی دکتر فتحعلی اکبری، چاپ اول، تهران، انتشارات علم، 1388.
8
-مجموعه مصنّفات، شهاب الدّین یحیی سهروردی، جلد 1، تصحیح و مقدمه ی هانری کربن، تهران: انجمن فلسفه ی ایران، 1372 هجری قمری.
9
- مجموعه مصنّفات، شهاب الدّین یحیی سهروردی، جلد 3، تصحیح مقدّمه ی سیّد حسین نصر، چاپ دوّم، تهران: پژوهشگاه 1372.
10
-فرهنگ و اصطلاحات آثار شیخ اشراق، سیّد محمّد خالد غفاری، چاپ اوّل، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی 1380.
11
-افلاطون، کارل یاسپرس، ترجمه ی محمد حسن لطفی، چاپ اول، انتشارات خوارزمی، آذرماه 1357.

منبع مقاله :
ماهنامه ی تخصصی کتاب ماه فلسفه، سال ششم، شماره ی 68، اردیبهشت 1392


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام علی عليه ‏السلام : اَلصّلاةُ حِصْنُ الرَّحْمنِ وَ مَدْحَرَةُ الشَّيطانِ

نماز، دژ محكم خداوند مهربان و وسيله راندن شيطان است

غررالحكم، حدیث ۲۲۱۳