• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

جایگاه سیاست در حکمت متعالیه (قسمت اول )

از نظر تفکر و بویژه تفکر سیاسی، ملا صدرا از کسانی چون افلاطون، ارسطو،افلوطین، فارابی، ابن سینا،سهروردی،غزالی،خواجه نصیر الدین طوسی،ابن عربی،شیخ بهایی و میرداماد تإثیر پذیرفته و متقابلا بر کسانی چون فیض کاشانی،عبدالرزاق لاهیجی،قاضی سعید قمی،ملا علی نوری،ملا هادی سبزواری،سید جمال الدین اسدآبادی،ملا علی مدرسی زنوزی،علامه محمد حسین طباطبایی،مرتضی مطهری،امام خمینی و... تإثیر گذاشته است. در نامه ای که امام خمینی(ره) برای گورباچف، صدر هیإت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی سابق فرستادند،آمده است: (واز اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدر المتإلهین رضوان الله تعالی علیه و حشره الله مع النبیین و الصالحین مراجعه نمایند تا....) در اینجا درباره تعداد تإلیفات صدر المتإلهین و آرای بدیع او در فلسفه و بویژه تإسیس حکمت متعالیه سخن نمی گوییم: چرا که از بحث ما خارج است و هم اینکه در این باره،کم و بیش در برخی منابع اشاراتی وجود دارد. آنچه برای این پژوهش از اهمیت برخوردار است،توجه به جنبه های سیاسی تفکر صدر المتإلهین می باشد.....

25 شهریور 1392

جوهر در حكمت سينوي

از مسائل و مباحث مهم فلسفی که قدمتی بیش از دوهزار سال دارد و از آغاز پیدایش حکمت در یونان باستان مطرح بوده است، مسأله جوهر است. برخی اصل بحث در مقولۀ جوهر را فکری ارسطویی دانسته اند و ریشۀ این انتساب را در رویکرد ارسطو به وجود و نسبت آن با جوهر و ماهیت اشیاء می دانند؛ زیرا برمبنای تفکر ارسطویی، شناخت وجود چیزی جز شناخت ماهیت و جوهر اشیاء نیست، لذا درنظر معلم اول، واژه موجود و جوهر مترادف است. اما سرنوشت جوهر در حکمت سینوی به برکت تمایز وجود و ماهیت دگرگون شده و یکباره راه خود را از وجود جدا کرده است. ابن سینا برخلاف ارسطو، مقسم جوهر و عرض را ماهیت اشیاء دانسته و مقولات ارسطویی را بر ماهیت اشیای موجود تطبیق داده است. نوشتار حاضر باتوجه به جایگاه و اهمیت بحث جوهر در تفکر ابن سینا و سیر تحول تاریخی آن در فلسفه، با رویکردی مسأله محور، به بررسی ابعاد و زوایای مختلف این مقوله در حکمت سینوی می پردازد. بدین ترتیب کاوش از چیستی و تطوّر معرفتی جوهر، مقسم جوهر و اعراض، چگونگی حصر تقسیمات جوهر و موضع ابن سینا در باب جوهریت واجب تعالی، مهمترین مسائلی است که در این نوشتار مورد پژوهش قرار می گیرد.

12 شهریور 1392

تبیین مبانی وجودشناختی نظریه علامه طباطبایی در تفسیر «نفس الامر» و سنجش نقدهاي آن

تنوع آراء پیرامون مسأله نفس الامر در فلسفه اسلامی، به نوع مواجهه هر فیلسوف با معضلات نظریه مطابقت در تبیین صدقِ برخی قضایا باز می گردد. همچنین معنای نفس الامر به دلیل ناکارآمدی و یا ورود برخی پیش فرض های هستی شناسانه – خاصة بعد از طرح اصالت وجود-، تفاسیر گوناگونی را برتافته که یکی از برداشت های اخیر آن توسط علامه طباطبایی عرضه شده است. وی با ترسیم مکانیزم عقل در توسع ثبوت و تحقق، تئوری مطابقت در تصدیقات نفس الامری را تایید و تقویت نموده و «نفس الامر» را به ظرف ثبوت مطلق - اعم از وجود، ماهیت و معقولات ثانی- معنا می کند و برخی از برداشت های پیشین، از جمله: تفسیر نفس الامر به نفس الشیء و عالم امر را به چالش می کشد.

27 مرداد 1392

واقع گرایی غیر جزمی در فلسفه انتقادی پوپر

نکته ؛ لازم به ذکر است است این مقاله در شماره 14 فصلنامه ذهن به چاپ رسیده است و ونویسنده محترم آن آقای سید عبدالحمید ابطحی می باشد . از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد. واقع گرایی غیر جزمی در فلسفه انتقادی پوپر چکیده پوپر از علم شناسان و معرفت شناسان صاحب نام و فعّال قرن بیستم شمرده می شود. وی اساس معرفت شناسی خودش را بر روش انتقادی و ابطال بنا نهاده است و منکر فلسفه های اثباتی در معرفت شناسی است. او در عین اینکه مخالف هر گونه یقین و جزم در دستیابی به حقیقت است، خود را یک واقع گرا می داند و هر گونه نسبی گرایی و شک گرایی را طرد می کند. در این مقاله ضمن ارائه ی تصویری از این بُعد نظریه پوپر، به اختصار سعی شده موفّقیّت او را در توجیه ادّعای واقع گرایی به نقد و بررسی بگذارد. ادّعای مقاله این است که مبانی پوپر اجازه نمی دهد او ریشه های نسبی گرایی با شک گرایی را در نظریه خود بخشکاند.

20 مرداد 1392

  • تعداد رکوردها : 255
    • تعداد رکوردها : 0
    • تعداد رکوردها : 0
    • تعداد رکوردها : 0
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

 
 
 

حدیث

 

امام على عليه‏ السلام : أخرِجوا مِنَ الدُّنيا قُلوبَكُم مِن قَبلِ أن تَخرُجَ مِنها أبدانُكُم ، فَفيهَا اختُبِرتُم ولِغَيرِها خُلِقتُم

پيش از آن كه بدن‏هايتان از دنيا بروند ، دل‏هايتان را از آن بيرون ببريد؛ زيرا دنيا آزمايشگاه شماست و براى غير آن ، آفريده شده‏ايد

نهج البلاغة ، خطبه ۲۰۳