• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

جایگاه معرفت شناسی در فلسفه اسلامی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد جایگاه معرفت شناسی در فلسفه اسلامی چکیده: از زمان کانت به این سو، معرفت شناسی در کانون توجه فیلسوفان قرار گرفته ودل مشغولی اصلی آنان به شمار می رود. هنر اساسی کانت در عطف توجه فیلسوفان، به نقش فعال فاهمه بود. تا آن زمان، تصور عمومی ذهن را منفعل محض می دانست که آینه وار جهان واقع را چنانکه هست به آدمی می نمایاند. اگر دستگاه ادراکی انسان فعال است و معرفت، حاصل فعل و انفعال ذهن است، سهم و حظ هر یک از دو جنبه یاد شده چقدر است؟ و به دنبال آن، باید مشخص کرد که محدوده فاهمه کجاست؟ وارزش معرفت چیست؟ این سؤالها و نظایر آن امروزه در دانش مستقلی بررسی می شود، که یکی از شاخه های پایه در فلسفه است. اگر چه فیلسوفان مسلمان دانش مستقلی در معرفت شناسی به وجود نیاورده اند، اما بسیاری از پرسشهای معرفت شناختی را به صورت استطرادی پاسخ داده اند. مقاله حاضر، نگاهی گذرا به کارنامه فیلسوفان مسلمان در مسئله معرفت شناسی است. این نوشتار تلاش دارد به چند سؤال اساسی در خصوص معرفت شناسی فیلسوفان مسلمان پاسخ دهد. آیا معرفت شناسی شاخه ای مستقل در فلسفه اسلامی است؟ آیا فیلسوفان مسلمان در معرفت شناسی، نظریه مستقلی ارائه کرده اند؟ اگر پاسخ سؤال اول منفی است، آیا مسئله علم و معرفت مسئله مستقلی در فلسفه به حساب می آید؟ اگر فیلسوفان مسلمان دیدگاههای خود را در مسائل معرفت شناسی به صورت استطرادی و در ضمن مسائل دیگر بیان کرده اند، آن مسائل کدامند؟ با روشن شدن پاسخ این سؤالها، پژوهشگران در فلسفه اسلامی می توانند با عرضه سؤالهای معرفت شناسان برآثار فیلسوفان مسلمان، پاسخهای آنها را از مطایای مباحث مختلف بیرون کشند و نظریه آنها را در معرفت شناسی سامان دهند. اگر چه معرفت شناسی را علم مستقلی تلقی نکرده اند و بلکه تا مدتها آن را مسئله مستقلی هم نمی دانستند (1) ، اما در ضمن مباحث دیگر و به طور استطرادی در این باب سخن گفته اند. اگر چه این سخنان خاستگاه معین داشت و به منظور گره گشایی از معضلات معینی ایراد شده بود، ولی در عین حال با عرضه پرسشهای معرفت شناسان بر آنها، پاسخهایی می توان به دست آورد. این پاسخها به اندازه ای هست که بتوان نظریه معرفت شناختی فیلسوفان مسلمان را بازسازی کرد، و در عرض نظریات معرفت شناختی دیگر ارائه و ارزیابی نمود

11 آبان 1394

تقویت فلسفه اسلامی شرط لازم تحول علوم انسانی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد بررسی چیستی علوم اجتماعی اسلامی در گفت وگو با محمد لگنهاوسن؛ تقویت فلسفه اسلامی شرط لازم تحول علوم انسانی ارتباط بین جامعه شناسی و دین همیشه از ابتدا تا امروز دچار مناقشه بوده و اختلاف نظر در آن زیاد است. این کاملاً روشن است که بعضی جامعه شناسان ضد دین هستند و جامعه را به گونه ای تبیین می کنند که اهمیت دین کم یا سرانجام حذف شود، اما بعضی از آن ها وقتی می خواهند به جامعه شناسی بپردازند، قصد دارند از دین دفاع و اهمیت آن را در جامعه تبیین کنند. علوم انسانی مجموعه ای از گزاره ها در رشته های گوناگون است و خاستگاه آن، کشورهای اروپایی و آمریکا است. آنچه از ابتدای نام گذاری دسته ای از علوم به علوم انسانی، ذهن اندیشمندان غربی و غیرغربی را به خود مشغول ساخته، گستره ی این حوزه است. هدف این مصاحبه، رسیدن به این مطلب است که منظور مورد اتفاق بین دانشمندان علوم اجتماعی از علوم اجتماعی و انسانی چیست. همچنین چه فعالیت هایی در سراسر جهان در راستای علوم اجتماعی اسلامی انجام گرفته است؟ منظور از علوم انسانی چیست و چه تفاوتی با علوم غیرانسانی (مانند علوم طبیعی) دارد؟ ملاک و معیار علوم انسانی چیست؟ و موضوعاتی دیگر که امید است مورد استفاده قرار بگیرد. گاهی علوم را به علوم طبیعی و علوم انسانی تقسیم می کنند، ولی چیزهای دیگری نیز می ماند. اگر علوم انسانی را معادل Humanities قرار دهیم، بسیار عام است و شامل ادبیات و غیره نیز می شود. اگر علوم انسانی را در برابر Humanities بدانیم، تقریباً برابر است با آنچه که در قرن نوزدهم در آلمان Geisteswissenschaften می خواندند. در آلمان قرن نوزدهم علوم را به علوم طبیعی و علوم انسانی تقسیم کرده بودند. Geisteswissenschaften در لغت به معنای علوم مربوط به روح و یا نفس است، ولی آن ها این اصطلاح را برای ادبیات، تاریخ، روان شناسی و جامعه شناسی استفاده کردند و صرفاً یک دیدگاه فیزیکی نسبت به آن نداشتند. پس اگر بخواهیم ادبیات، روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و تاریخ را بفهمیم، باید ببینیم قصد افراد از آن ها چیست؛ یعنی نباید به منزله ی علوم مادی و فیزیکی به آن ها نگاه کرد. پس با این طرز تلقی می توان علوم را به علوم انسانی و علوم طبیعی تقسیم کرد، البته با توجه به این نکته که علوم طبیعی به طبیعت بدون توجه به قصد و نیت نگاه می کند، ولی در علوم انسانی باید به نیت و خواسته ها و قصد انسان ها توجه شود

4 آبان 1394

ملاصدرا و سیره ی معصومین(علیهم السلام)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ملاصدرا و سیره ی معصومین(علیهم السلام) حکیم صدرالمتألهین شیرازی مشهور به ملاصدرا از بزرگترین فلاسفه اسلامی و صاحب مکتب و شیوه ی حکمت متعالیه در فلسفه اسلامی است. وی که از جمله بزرگترین علمای شیعه نیز به شمار می آید، شاگردان بسیاری را در مکتب خویش پرورش داده است که از جمله ایشان علامه طباطبایی صاحب تفسیر شریف المیزان و شهید مطهری در عصر ماست. نوشتار پیش رو می کوشد شیوه وی درباره سیره معصومین(علیهم السلام) را مورد بررسی قرار دهد.

30 مهر 1394

تبدل جوهر در فلسفه ملاصدرا و وايتهد

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تبدل جوهر در فلسفه ملاصدرا و وايتهد ارنست ولف ـ گيزو (Ernest Wolf Gazo) اثر كربن درباره آراء دو فيلسوف متعلق به سنتهاى فرهنگى و اجتماعى بسيار متفاوتى است كه در متافيزيك خود، به مسئله مشترك تبدل مقوله جوهر پرداخته اند. آلفرد نورث وايتهد (Alfred North Whitehead)(1865 ـ 1947)، در دوران خود، فيلسوف و رياضيدانى بسيار محترم بود و همچون هايدگر و ويتگنشتاين، يكى از متفكران ژرف انديش بزرگ در فلسفه قرن بيستم بشمار مى رود. صدرالدين محمد شيرازى (1571 ـ 1640) معروف به ملاصدرا نيز انديشمندى پر استعداد و مورد احترام عميق همتايان خود در ايران عهد صفوى، بويژه در اصفهان و در زادگاهش شيراز، بود. صدرا در شرق اسلامى و در شبه قاره هند شناخته شده و هميشه مورد احترام بوده، اما در غرب اسلامى چندان مورد توجه قرار نگرفته و در مسيحيت لاتين قرون وسطى نيز سخنى از وى نرفته است; اما بتدريج با كوششهاى ماكس هورتن(Max Horten)، هانرى كربن، سيد حسين نصر، فضل الرحمان Fazlur Rahman) ) جيمز وينستون موريس ( (James Winston Morrisنخست به خوانندگان آلمانى زبان و سپس به فرانسه و انگليسى زبانها معرفى شد. خواننده غربى، صدرا را كسى مى داند كه معاصر دكارت و همعصر انقلاب علمى اروپاى غربى است. متأسفانه، دكارت و صدرا هرگز با هم ديدار نكردند و از وجود يكديگر آگاه نشدند. امّا، ما، در اواخر قرن بيستم اين توفيق را داريم كه هر دو را بشناسيم و آنان را در بستر سنتهاى شايسته خودشان ارزيابى كنيم. كارى كه صدرا و وايتهد در فلسفه انجام دادند، صرفنظر از سنتها يا تمايلات اجتماعى - سياسى آنان، در خور احترام است. در هر دو متفكر، قدرت نظرى، تيزهوشى، زيركى و قدرت تخيل قوى در انديشه را بمعناى مثبت كلمه مى يابيم. صدرا، كار فلسفى خود را در اواخر عمر انجام داد; در مورد وايتهد نيز چنين است. هر دو، متفكرانى درجه اول بودند و اين حقيقت را مى توان در آثار ايشان همچون پويش و واقعيت و علم و جهان جديد اثر وايتهد، و اسفار اربعه يا كتاب المشاعر و الحكمة العرشيه اثر صدرا ديد. اين دو، نه تنها متون فلسفى درجه اولى نوشتند، بلكه وايتهد كتاب دوران ساز اصول رياضى (Principia Mathematica)را (با همكارى شاگردش برتراند راسل) نوشت كه مطالعه منطق صورى نوين را متحول ساخت و صدرا كتابهايى در طبيعيات و حكمت پربار تفسير قرآنى نگاشت. هر دو اشخاصى بسيار فرهيخته بودند كه با آگاهى از دستاوردهاى سنت خود و يا رويارويى با بينش متفكران پيشين (وايتهد در مواجهه با افلاطون و لايب نيتز، و صدرا در مواجهه با افلاطون، افلوطين، ابن عربى، ابن سينا، شهاب الدين يحيى سهروردى و ميرداماد) توانستند با تيزبينى منطقى به بينشهاى نوينى در تفكر متافيزيكى دست يابند. هر دو با انتقادهايى سخت از برخى از آثار ارسطو، راهشان را از اين استاد يونانى جدا كردند. هر دو در اصول متافيزيكى ارسطو ترديدهايى جدى كردند، به رسالات منطقى و علوم طبيعى او اشاره اى نمى كنيم. بررسى اين روياروييهاى دلچسب ميان ارسطو و صدرا و وايتهد، به كتابى كامل نياز دارد. در اينجا فقط به يك موضوع خاص مى پردازيم و آن برداشت ارسطو از مقوله جوهر است كه در رساله مقولات (Categories) آمده است. اين رساله را فرفريوس ويرايش كرد و نام ايساغوجى (Isagoge) بر آن نهاد و بوئتيوس نيز آن را به لاتين بازگرداند.

24 مهر 1394

  • تعداد رکوردها : 268

    مباني ابن سينا در حدوث و قدم عالم و نقد اهل کلام( قسمت اول)

    چکیده قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد.این مقاله از سایت راسخون نقل می گردد. مباني ابن سينا در حدوث و قدم عالم و نقد اهل کلام( قسمت اول) ابن سينا در کتاب هايش از جمله در اشارات، تمامي يک نمط را به تبيين حدوث ذاتي و قدم زماني جهان و اثبات و توضيح مباني و مقدمات آن اختصاص داده است. (1) از آنجا که گزارش ابن سينا در اشارات بسيار دقيق و جامع است، ما نيز اين مسئله را نخست بر اساس تبيين ابن سينا در اشارات گزارش مي کنيم. آن گاه به ذکر نکات ديگري که فلاسفه و متکلمان ديگر مطرح کرده اند، مي پردازيم. ابن سينا حدوث زماني جهان را قابل توجيه نمي داند و از قديم زماني بودن آن دفاع مي کند. او در نمط پنجم اشارات مي کوشد تا نامي از طرفداران دو ديدگاه ( حادث زماني يا قديم بودن جهان ) نبرد. لذا در اين نمط نه نامي از فلاسفه مي برد و نه از متکلمان. او نخست مباني و مقدمات مسئله را توضيح مي دهد.

    15 دی 1393

    خاک کربلا مقدس تر از خانه خدا

    قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد.مقاله پیش رو در پایگاه اطلاع رسانی پرسمان انتشار یافته است. خاک کربلا مقدس تر از خانه خدا چند شبهه: شبهه اول: چرا شيعيان به كعبه اهميت نمى دهند؟ شبهه دوم: چرا شيعيان به كربلا «قبلة الاسلام» مى گويند؟ شبهه سوم: چرا از ديدگاه شيعيان كربلا برتر از كعبه است؟ جدیدا وهابیون شبهه ای را به قرار ذیل مطرح کرده اند که آنرا ذکر و پاسخ جامع و کاملی را برای آن بیان می کنیم: اصل شبهه: از ديدگاه شيعيان، كربلا برترين مكان در روى زمين و برتر از بيت الله الحرام است و عناوينى همچون: «أفضل بقاع الأرض» «أرض الله المختارة» «حرم الله ورسوله» «قبلة الإسلام» «في تربتها شفاء» و... به وفور در روايات شيعيان يافت مى شود و ثابت مى كند كه از ديدگاه شيعه، كربلا ارزش بيشترى نسبت به كعبه دارد و كعبه براى آن ها اهميت و ارزش چندانى ندارد، زيارت كربلا به مراتب ثواب بيشترى نسبت به زيارت خانه خدا دارد. در این مقاله ضمن تبیین شبهات به پاسخ تفصیلی آنها پرداخته ایم.

    3 دی 1393

    اختلاف شیعه وسنی درباره امامت چیست وازکجا نشأت می گیرد ؟

    قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد. بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وبگاه است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو در سایت پرسمان منتشر گردیده است. اختلاف شیعه وسنی درباره امامت چیست وازکجا نشأت می گیرد ؟ به رغم اینکه شیعه وسنی هر دو امامت را امری لازم می دانند و تعاریف به ظاهر متشابهی دارند اما در عین حال تفاوتهایی بنیادین در دیدگاه آنها وجود دارد که نشانگر دو هویت متفاوت تحت یک نام است . امامت درنگرش شیعه تداوم راه نبوت در دوران خاتمیت و در نگاه اهل سنت صرفاً یک تئوری حکومت است . از نظر شیعه و سنی پیامبر حداقل دارای سه مقام بود : 1. دریافت وابلاغ وحی رسالی . 2. تبیین معصومانه و بدون خطای وحی . 3. زمامداری و مدیریت کلان جامعه اسلامی . امامت ، ولایت باطنی، عصمت

    29 آذر 1393

    «تکفیر» گذشته، حال، آینده

    قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین و پژوهشگرانی که محتوای قلمشان متناسب با فعالیت سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد.بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. این مقاله به نقل از سایت پرسمان دانشجویی باز نشر می گردد. «تکفیر» گذشته، حال، آینده پیشینة تکفیر در جهان اسلام ، به صدر اسلام بازمی­گردد. برخی حوادث مهم تاریخ اسلام به سبب تکفیر روی داده، همچنانکه برخی رخدادهای سیاسی و اجتماعی زمینة تکفیر را فراهم آورده است . از جمله رویدادهای مهم دوران پس از رحلت پیامبر اکرم ، جنگهای «رِدّه» در زمان ابوبکر بود که در این جنگها دستگاه خلافت معارضانِ خود را کافر و خارج از دین خواند. در بارة اینکه واقعاً تمامی یا بعضی از کسانی که در آن دوره تکفیر شده­اند، از دیدگاه فقه اسلامی کافرند یا خیر، تردید جدّی وجود دارد و برخی گزارشهای تاریخی تردیدهای بسیار در این باره ، حتی تردید افراد نزدیک به خلیفه، را نشان می دهد بنا بر برخی منابع تاریخی ، عواملی مانند ندادن زکات و نپذیرفتن اصل خلافت یا در نظر گرفتن کسانی دیگر برای این مقام ، در انتساب کفر به «اهل رِدّه » یا دست کم دسته­هایی از آنان نقش مهمی داشته است. البته ادعای پیامبری نیز در میان آنان بسیار گزارش شده است که می تواند تکفیر را از دیدگاه فقهی توجیه کند.

    26 آذر 1393

    • تعداد رکوردها : 219
    • تعداد رکوردها : 0

    تجربة دینی و تشرفات

    اين مقاله درصدد بررسي بحث نوظهور و مهم فلسفة دين و کلام جديد یعنی «تجربة ديني» در جهان غرب با موضوع پررونق در جهان اسلام و تشيع یعنی «تشرفات» بر آمده است و بعد از تطبيق ديدگاه هاي گوناگون تجربة ديني بر تشرفات به اين نتيجه مي رسد كه تشرفات به ساحت مقدس امام زمان عج، گونه ای از تجربة ديني است.

    28 آبان 1392

    نقش معناشناسی «دجال» در رسالت رسانۀ زمینه ساز

    نکته از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد تاريخ دريافت: 10/9/1389 فصل نامه علمي ـ پژوهشي مشرق موعود تاريخ پذيرش: 15/11/1389 سال چهارم، شماره 16، زمستان 1389 نقش معناشناسی «دجال» در رسالت رسانۀ زمینه ساز حامد پوررستمی* چکیده آخرالزمان عصری است که جولان جریانات شیطانی به اوج خود می رسد. برحسب منابع روایی، موضوع دجال یکی از آن تحرکات شیطانی مرموز و مزور است. نوع رسالت رسانۀ زمینه ساز در رويارويي با آن منوط به تصویری است که از آن ترسیم می شود. در صورت رویکرد فردشناسانه به دجال، رسالت رسانۀ زمینه ساز، تنها رسالتی تنذیری و هشداری خواهد بود که جامعه را نسبت به فردی خطرناک به نام دجال هشدار می دهد. چنین رسانه ای، «امروز» دیگر خود را درگیر با دجال نمی بیند، بلکه در انتظار حوادث «فردا» است. اما در صورت رویکرد جریان شناسانه به دجال، دیگر رسالت رسانۀ زمینه ساز در برابر شخص دجال نیست، بلکه در برابر پدیده ای به نام دجالیسم است که سازمان یافته و سیستماتیک اهداف و نقشه های شوم خود را برنامه ریزی می کند. در این صورت، رسالت رسانۀ زمینه ساز، رسالتی منفعلانه و تنذیری نسبت به «فردا» نیست، بلکه فعالانه و درگیرانه نسبت به «امروز» ارزیابی می شود. البته رویکرد جعلی نگریستن به روایات دجال نیز هست که رسالت رسانۀ زمینه ساز را به سوی رسالتی خاموش و مسکوت سوق خواهد داد. به نظر می رسد رویکرد جریان شناسانه به دجال، رسالت سنگین تری را بر دوش رسانۀ زمینه ساز می نهد که تبیین بیش تری را می طلبد. در هژمونی و جریان دجالیسم، دست کم دو گروه وجود دارد که رسالت رسانۀ زمینه ساز در رويارويي با آن ها یکسان نیست: 1. گروه رهبران و سران جریان دجالیسم؛ 2. گروه پیروان و فریب خوردگان جریان دجالیسم. در یک تقسیم بندی می توان این رسالت را در مقابل سران دجالیسم، سیاستی جهادی و سلبی (با دو راهکار «نقد و به چالش کشاندن تفکرات» و «افشای نقش ها و نقشه ها») و در مقابل پیروان فریب خورده پدیده دجالیسم، سیاستی ارشادی و ایجابی (با دو راهکار «تبیین مبانی و مواد معرفتی» و «نمایاندن کارکردهای دکترین مهدویت») ارزیابی نمود تا در نهایت، رسانه اي کارآمد و قویم بتواند با معرفت بخشی و بیداری عمومی در جهان، زمینه ها را برای اقامه حکومت ولایی به رهبری امام عصر عج فراهم نماید. واژگان كليدي دجال، دجاليسم، رسانه، زمينه سازي، دكترين مهدويت، امام عصر عج

    14 آبان 1392

    ضرورت قيام جهاني حضرت مهدي عج

    ضرورت قيام جهاني حضرت مهدي عج سيد محمد مرتضوي* چكيده يكي از پرسش هايي كه همواره ذهن بشر را به خود مشغول كرده، آيندۀ بشر يا به تعبير ديگر، پايان تاريخ است. انديشمندان با هر ديدگاه و گرايشي كوشيده اند به اين سؤال پاسخ دهند. آنان آيندۀ بشر را روشن و همراه با صلح، صفا، آرامش، امنيت و گسترش عدالت مي دانند. عده اي تحقق آن را خارج از اختيار بشر و نتيجة جبر تاريخي مي شمارند و برخی آن را اختياري دانسته، معتقد به راه اندازي جنگ تمدن ها براي تحقق آن هستند. اديان الهي يهود، مسيحيت و اسلام نيز آيندۀ زندگي بشر را روشن و تحقق آن را در گرو ظهور منجي مي دانند. در انديشۀ مسلمانان این تحول جهاني به دست يكي از فرزندان رسول خداص به نام حضرت مهدي عج رقم خواهد خورد. اكنون پرسش اساسي اين است كه در انديشۀ ديني، چه ضرورتي براي پيدايش اين قيام جهاني وجود دارد؟ نوشتار حاضر با بررسی متون دینی در پی پاسخ گويي به اين پرسش است. با بررسي آيات قرآن و روايات اسلامي در می یابیم كه بعضي وعده هاي خداوند به مؤمنان، مانند تداوم ثقلين تا پايان تاريخ، حاكميت جهاني دين خدا، حاكميت مؤمنان و مستضعفان و صالحان، پيروزي حق بر باطل و... و نیز برخی وعده هاي رسول خدا ص به امت اسلامي، همچون به قدرت رسيدن دوازدهمين جانشين او و قيام جهاني حضرت مهدي عج و فراگير شدن عدالت در همة جهان هنوز تحقق نيافته است. از این رو باید به ضرورت قيام جهاني توسط انساني الهي و معصوم قائل شويم.

    23 مهر 1392

    بازشناسی سیمای محبوب حافظ با تکیه بر غزل: «آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست»

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای ابراهيم خدايار وخانم خدیجه حاجیان در فصل نامه علمي ـ پژوهشي مشرق موعود سال چهارم، شماره 14، تابستان 1389به چاپ رسیده است. بازشناسی سیمای محبوب حافظ با تکیه بر غزل: «آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست» چكيده سابقۀ تحقیق دربارۀ بازشناسی ممدوحان حافظ در غزل های مدحی این شاعر و تلاش برای تطابق آن بر شخصیت‎های تاریخی، به روزگار شرح و تفسیر غزل های وی در قرن دهم بازمی گردد. این مقاله می کوشد سیمای محبوب حافظ را در غزلی از دیوان وی با مطلع زیر بازشناسی کند: آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست چشم می گون، لب خندان، دل خرم با اوست مسئلۀ اصلی این پژوهش، این است که آیا می توان از طریق نشانه های برشمرده شدۀ محبوب حافظ در این غزل، آن را منطبق بر ویژگی های مهدی موعود عج دانست. نتایج این تحقیق که بر دست آوردهای اصول و روش های علم تفسیر و تأویل متن با رویکرد هرمنوتیک ادبی مفسر محور استوار است، نشان می دهد هرچند به دلیل ماهیت تأویل‎پذیری و ابهام و ایهام ذاتی بسیاری از غزل های حافظ، انطباق ممدوحان مورد اشارۀ وی بر شخصیت های تاریخی در بسیاری از موارد غیر ممکن است. از آن جا که نشانه ها و اشارات انکارناپذیر در این غزل از یک سو و همسویی و همسانی اندیشۀ مرکزی طرح شده در آن با اندیشۀ محوری حافظ در دیوان وی در بارۀ مهدویت از سوی دیگر مطابقت دارد، ترسیم سیمای واقعی محبوب حافظ و انطباق آن با یک شخصیت تاریخی، دور از دسترس نمی نماید.

    8 مهر 1392

    • تعداد رکوردها : 193
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

 
 
 

حدیث

 

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : إنَّ فاطِمةَ بَضعَةٌ مِنّي و هِىَ نورُ عَيني و ثَمَرَةُ فُؤادي؛ يَسوؤُني ما ساءَها و يَسُرُّني ما سَرَّها و إنَّها أوَّلُ مَن يَلحَقُني مِن أهلِ بَيتي

فاطمه پاره تن من و روشنى ديده و ميوه دل من است. آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت مى ‏كند و آنچه شادش كند، مرا شاد مى‏ كند؛ او نخستين نفر از اهل‏بيت من است كه به من مى‏ پيوندد

الأمالى ، صدوق ، ص ۵۷۵