• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

تأثرات ملاصدرا از مكتب اشراقي در بحث نظام فيض

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو از سایت ملاصدرا نقل می گردد. تأثرات ملاصدرا از مكتب اشراقي در بحث نظام فيض دکتر عين الله خادمي استاديار دانشگاه شهيد رجايي چكيده ملاصدرا از جهت عملي به تز كثرتگرايي روش شناختي پاي بند بوده است، بدين خاطر در حل مسائل فلسفي از مكاتب و منابع مختلف تأثر ثبوتي و سلبي پذيرفته است. ملاصدرا در تدوين نظريه خويش دربارة نظام فيض حداقل از چهار جهت از مكتب اشراقي تاثير پذيرفته است. اين جهات عبارتند از: 1. توجه به جهات و حيثيات عيني در پيدايش كثير از واحد. 2. عدم پذيرش انحصار عقول به ده عقل. 3. پذيرش عقول عرضي علاوه بر عقول طولي. 4. استفاده از قاعدة امكان اشرف براي تبيين نظام فيض. بهمين قياس سه عنصر از نظريه مشائيان دربارة فيض را ـ يعني تحليل پيدايش كثرت بر اساس حيثيات اعتباري و انحصار عقول به دهگانه طولي ـ پذيرفته است.

اسفار اربعه در حكمت متعاليه

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد.مقاله پیش رو از پایگاه اطلاع رسانی ملاصدر نقل می گردد. اسفار اربعه در حكمت متعاليه سيد محمد خامنه اي كتاب اسفار اربعه، شاهكار ماندگار و ارزشمند حكيم صدرالمتألهين ملاصدرا شيرازي است كه بروشني سيماي مكتب مستقل و منسجم او را ـ كه بحق «حكمت متعاليه» ناميده است ـ جلوه گر مي سازد. اين مكتب نتيجه نبوغ و دانش گسترده و تسلط اين حكيم و فيلسوف بزرگ بر فلسفه اشراقي و مشائي، و كلام و عرفان، و الهام گرفتن وي از قرآن مجيد و احاديث اهل بيت (عليهم السلام) مي باشد و درعين حال آنرا بايستي ثمره شجره طيبه حكمت دانست كه قرنها پيش از او در ايران و بلاد اسلامي و نقاط ديگر جهان وجود داشته و نشو و نما نموده است.

تأثير تلقّي صدرايي از نفس انساني در حل معضلات فلسفه اسلامي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد تأثير تلقّي صدرايي از نفس انساني در حل معضلات فلسفه اسلامي عباس حاج زين العابديني[*] چكيده اصول و مباني علم النفس صدرايي تفاوتهاي مبنايي بسياري با علم النفس پيشـينيان خود دارد. در نتيجه اين تفاوتهاست كه ملاصدرا در حل و تبيين معضلات موجود در حكمت الهي كاميابتر رخ نموده است. در اين مقاله پس از گزارشي اجمالي از اصول اساسي علم النفس حكمت متعاليه، نمونه هايي صريح از معضلاتي كه تحت تأثير آن اصول، راهي مقبولتر براي حل مي يابند، مورد بررسي قرار گرفته است.

ابتكارات فلسفى صدرالمتألهين( قسمت چهارم و پایانی )

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. ابتكارات فلسفى صدرالمتألهين( قسمت چهارم و پایانی ) سيد محمد انتظام چکیده از نظر صدرالمتألهين، علم عبارت است از «حضور شىءلشىء». اين تعريف هم در علم حضورى و هم در علم حصولى صادق است. در علم حضورى مطلب روشن است و در علم حصولى نيز چون معلوم بالذات صورت علمى است كه در ذهن حضور دارد اين تعريف صادق مى باشد. اين تعريف بطور ضمنى بمجرد بودن علم و عالم اشاره دارد. زيرا در موجود مادى هر جزئى از جزء ديگر غائب است. بخصوص كه صدرالمتألهين بحركت و تحول در جوهر موجود مادى باور دارد و در حركت جوهرى، اجزاء فرضى پيشين و پسين هيچگاه با يكديگر قابل اجتماع نيستند

ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين ( قسمت سوم)

چکیده قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد. بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وبگاه است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت صدرا منتشر گردیده است. ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين ( قسمت سوم) سيد محمد انتظام حركت جوهرى تعريف و اركان حركت صدرالمتألهين حركت را خروج تدريجى شىء از قوه به فعل تعريف مى كند. اين تعريف همه اركان حركت را دربردارد. زيرا براساس آن آغاز حركت از قوه و انجام آن به فعليت است و قوه و فعليت در واقع مبدأ و منتهاى حركتند. خروج ازقوه به فعل مستلزم وجود فاصله اى يعنى قوه و فعليت است; «هر چند كه اين فاصله مكانى نباشد». اين فاصله مسافت حركت است. شىء كه از قوه خارج مى شود و به فعليت مى رسد موضوع حركت است كه حركت در اعراض موضوع و حركت، دو چيزند و در حركت جوهرى متحرك و حركت، يعنى موضوع حركت با خود حركت عين يكديگرند. موضوع حركت از جهتى بالقوه و از جهتى بالفعل است; زيرا آنچه از هر جهت بالفعل باشد نيازبه حركت ندارد و آنچه از هر جهت بالقوه باشد تحصل خارجى ندارد. تدريج در اين تعريف بمنزله فصل است كه تغييرات دفعى و كون و فساد و خلع بعد از لبس را از تعريف حركت خارج مى سازد. تدريج بيانگر لبس بعد از لبس است; به اين معنا كه متحرك هيچ كمالى از كمالات قبلى را از دست نمى دهد از سوى ديگر تدريج بيانگر اتصال است و اتصال حافظ وحدت شخصى و اين نكته اساسى دفع برخى از شبهات پيرامون حركت در جوهر مى باشد و چون تدريج جز در زمان صورت نمى گيرد پس حركت با زمان قابل اندازه گيرى خواهد بود. اركان حركت، زمان، حركت جوهرى، ربط متغير به ثابت و حادث به قديم

ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين «ابتكارات و نوآوري هاي صدرالمتألهين در هستي شناسي» قسمت دوم

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد. بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وبگاه است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت صدرا منتشر گردیده است. ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين «ابتكارات و نوآوري هاي صدرالمتألهين در هستي شناسي» قسمت دوم سيد محمد انتظام تنوع نوآوريهاي فلسفي صدرالمتألهين ايجاب مي كند كه در چهار بخش ـ كه در واقع بخشهاي اصلي فلسفه را تشكيل مي دهند ـ تقسيم و ارائه شوند، كه عبارتند از: 1 - هستي شناسي ، 2 - معرفت شناسي، 3 - الهيات، 4 - روانشناسي فلسفه.

ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين ( قسمت اول)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد. بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وبگاه است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت صدرا منتشر گردیده است. ابتكارات فلسفي صدرالمتألهين ( قسمت اول) سيد محمد انتظام پيش درآمد حكمت متعاليه كه حاصل مطالعات و مكاشفات صدرالمتألهين شيرازي است بي ترديد تحولي بنيادين در عرصه علوم و معارف الهي در تاريخ انديشه اسلامي پديد آورد و در حوزه معارف عقلي و فلسفي پس از دو گرايش مشائي و اشراقي مكتب جديدي را با تفاوت بسيار در روش و ساختار و مبادي و نتايج دو گرايش مذكور بنيان نهاد. صدرالمتألهين با روش كاملاً بديع و با استفاده از تواناييهاي ذاتي خود تمام انديشه هاي فلسفي و عرفاني و كلامي موجود در زمان خود را پس از غربال آن با ابزار برهان و شهود و نوآوريها و ابتكارات شخصي و مجموعه اي عظيم از معارف قرآني و روائي تركيب نمود و همه آن انديشه ها را در قالبي واحد و با ساختاري منظم و بسامان بر طالبان علم و حقيقت عرضه داشت. با توجه با اينكه نوآوري در هر علمي ممكن است در روش معرفتي يا ترتيب و تنظيم مباحث و يا طرح مسائل جديد و يا تبيين و اثبات نظريه هاي پيشين و يا ردّ و ابطال آنها صورت گيرد مي توان ادعا كرد كه در افكار و انديشه هاي فلسفي صدرالمتألهين همه اشكال و انواع نوآوري وجود دارد. مهمتر اينكه تركيب و تلفيق اين نوآوريها، فكر و انديشه و مكتب جديدي را در علوم عقلي و معارف الهي عرضه مي كند كه به دليل برتريهاي محسوس نسبت به مكتبهاي ديگر عرصه فكر و انديشه را در قلمرو خود مي گيرد و بسياري از عالمان و حكيمان برجسته را در سلك مريدان خود قرار مي دهد. دقت در مباني تفكر و انديشه اين حكيم بزرگ و تأمل در لايه هاي دروني حكمت متعاليه و حتّي دقت در لايه ظاهري آن پژوهشگر را با چنان معرفت منسجم و هماهنگي مواجه مي سازد كه شگفتي، حيرت و تحسين خود را از اين همه توفيق نمي تواند مخفي دارد. مطابق ديدگاه صدرالمتألهين كه جهان را انسان اكبر و فلسفه را انعكاس آن در آيينه قلب آدمي مي داند مي توان گفت حكمت متعاليه همچون پيكره واحدي است كه از جسم و جان و مجموعه اي از اعضا، اصلي و فرعي تشكيل شده كه جداكردن هر قسمت از آن موجب نقص و زشتي اين پيكر زيبا و ناديده گرفتن اصولي چون اصالت وجود ووحدت تشكيكي آن به منزله خارج ساختن روح از كالبد اين مكتب و تبديل آن به جسمي بي جان مي باشد

اثبات حركت و انكار ماهيت در فلسفه ملاصدرا و بعضى معضلات كلامى ناشى از آن

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد. بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وبگاه است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو در پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت صدرا منتشر گردیده است. اثبات حركت و انكار ماهيت در فلسفه ملاصدرا و بعضى معضلات كلامى ناشى از آن داگلاس پى. لاكى (Dauglas. P. Lacky ) اگر كسى به فلسفه ملاصدرا توجه كند مى بيند كه اساسيترين و جالبترين آموزه اين فلسفه، نظريه تغيير يا حركت دائمى است. من در اين مقاله به اين بحث خواهم پرداخت كه نظريه حركت چگونه برانديشه ملاصدرا درباب نسبت ميان وجود و ماهيت تأثير گذاشته است. اين دو موضوع اغلب جداى از يكديگر مطمح نظر قرار گرفته اند. سپس نشان خواهم داد كه چگونه برخى از نتايج نظر ملاصدرا درباب وجود و ماهيت بر آراء او درباب نسبت خدا با عالم تأثير گذاشته است. در پايان، سخنان او را در اين زمينه با نظريه اسپينوزا، مبنى براينكه اشياء موجود در عالم، اجزاء يا حالات خدا هستند، مقايسه مى كنم.

افق خداشناسي در فلسفه ارسطويي و حكمت صدرايي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین و پژوهشگرانی که محتوای قلمشان متناسب با فعالیت سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب درج می گردد.بدیهی ست که انتشار این مطالب به منزله تایید همه یا بخشی از آن نیست. افق خداشناسي در فلسفه ارسطويي و حكمت صدرايي علي اله بداشتي استاديار دانشگاه قم چکیده اهميّت سخن گفتن از خدا بر كسي پوشيده نيست و هيچ نظام فلسفي نيست كه در اين مسئله نفياً يا اثباتاً سخني نگفته باشد، از جمله در دو نظام فلسفي ارسطويي و صدرايي درباره ضرورت وجود خدا و اوصاف جلال و جمالش بحث شده و خدا در هر دو نظام فلسفي جايگاه ويژه يي دارد. بويژه در حكمت صدرايي كه در بيشتر آثارش از ذات و صفات و اسماء و افعالش سخن رفته است. وي علاوه بر آنكه آثار مستقلي مانند كتابهاي المبدأ و المعاد، المظاهر الالهية و حكمت عرشيه در اينباب ارائه نموده در ديگر آثارش نيز در اين زمينه مباحث مستوفايي دارد. از جمله در اسفار (كه مفصلترين اثر علمي اوست و يك سوم آن به مباحث الهيات بالمعني الاخص، اختصاص يافته است) الشواهد الربوبيه، المشاعر، المفاتيح الغيب و... . در اين مختصر هدف، مقايسه انديشه هاي دو حكيم شرق و غرب، متعلق به دو دوره متقدم و متأخر در باب شناخت خدا بويژه اوصاف كمالي اوست. بديهي است كه ديدگاههاي هر يك از ايندو حكيم درباره خدا بر مباني فكري و فلسفي آنها استوار است; از اينرو لازم است ابتدا مباني هستي شناسي و روشهاي معرفتي هر يك را بررسي نموده آنگاه به مقايسه فهم و تفسير آنها درباره خدا بپردازيم.

روش شناسي ملاصدرا در مسئله علم باريتعالي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین و پژوهشگرانی که محتوای قلمشان متناسب با فعالیت سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد.بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. روش شناسي ملاصدرا در مسئله علم باريتعالي پرسش از راز برتري حكمت صدرا و تفوق آن بر ساير نحله هاي فلسفي، سؤالي است اساسي در حوزه فلسفه اسلامي كه ميتوان آن را با تكيه بر روش شناسي ملاصدرا پاسخ گفت. در باب روش شناسي ملاصدرا مجموعاً هفت نظريه قابل گزارش است. نظريه مختار نگارنده، ملاصدرا را در برخوداري از منابع متنوع و متكثر خود، داراي يك الگوي پژوهشي ميداند كه با پيروي از آن موفق به ابداع نظريات جديد ميگردد و بدينسان نوآوريهاي فراوان وي را قابل تبيين ميداند. نقطه مقابل اين نظريه، ديدگاه التقاطگرايانه است كه ملاصدرا را به التقاط انديشه ها متهم ميكند. اين نظريه از تبيين نوآوريهاي او قاصر است. اين نوشتار با ملاصدرا در يكي از غامضترين مسائل فلسفه اسلامي، همراه شده و تلاش كرده است تا بگونه يي مستند، الگوي پژوهشي وي را در اين مسئله نشان دهد.

غايت و انگيزه ي آفرينش از منظر يونانيان و مسلمانان

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای دکتر یحیی یثربی در سایت راسخون درج گردیده است. غايت و انگيزه ي آفرينش از منظر يونانيان و مسلمانان نگرش مادي، غايت و انگيزه را در پيدايش موجودات نمي پذيرديکي از ويژگي ها برجسته ديدگاه ارسطو در باب جهان، غايت انگاري تمام عيار او است. غير از بعضي تصادفات اتفاقي، همه آنچه وجود دارد يا رخ مي دهد، از براي غايتي وجود دارد يا رخ مي دهد. اما چندان روشن نيست که اين ديدگاه را چگونه بايد تفسير کرد انگيزه، بر اساس اراده مطرح مي گردد. اراده نيز در جايي است که فاعل شعور داشته باشد. بنابراين بسيار طبيعي است که عده اي اراده را بي نياز از انگيزه دانسته و عده اي ديگر علم را جانشين اراده و انگيزه، هر دو، بدانند. از متفکران مسلمان، معتزله که از نظر تاريخي پيش از گروه هاي فکري ديگر قدمت دارند، بر اساس دلالت متون ديني و نيز بر اساس داده هاي تجارب انساني، خداوند را داراي علم، اراده و انگيزه مي دانند.

نخستين موجود، از منظر يونانيان و مسلمانان

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای دکتر یحیی یثربی در سایت راسخون نشر گردیده است. نخستين موجود، از منظر يونانيان و مسلمانان نخستين موجود پديد آمده از ماده يا اجزاي قديم، چه بوده است؟ دموکريت و ارسطو در اين باره چيزي نگفته اند. افلاطون نيز در اين باره مطلبي ندارد. در آثار کساني که يک عنصر، مثلاً آب را قديم مي دانند و آن را مادة المواد مي شمارند، از نخستين پديده سخن به ميان آمده است. اما در افسانه هاي باستاني مربوط به پيدايش جهان، معمولاً ترتيب آفرينش مطرح است. فلسفه، تلاش انسان براي فهم عقلاني جهان است و طبعاً در برابر افسانه قرار مي گيرد. اما هرگز از تأثير و آميزش افسانه در امان نمي ماند. اکنون مسئله چگونگي آفرينش يا صدور آغازين جهان را از نظر متفکران پي مي گيريم. کساني که خداوند را به عنوان آفريدگار جهان در نظر مي گيرند، معمولاً ميان خدا و جهان، واسطه يا واسطه هايي را مي پذيرند. انگيزه آنان از فرض اين واسطه ها، تنزيه و متعالي دانستن خداوند است.

معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا) قسمت دوم

نکته این مقاله به قلم آقای دکترجعفر شانظری و خانم فاطمه زارع دانشجوی دکتری حکمت متعاليه دانشگاه اصفهان در مجله علمی – پژوهشی اسرا شماره 16 تابستان 1392به چاپ رسیده است لازم به ذکر است که به دلیل طولانی بودن متن مقاله این متن در دو قسمت ارائه می گردد. معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا) قسمت دوم چکيده تبيين جايگاه بديهيات در نظام فکري فلاسفه اسلامي يکي از اساسي ترين مسائل است که با وجود اهميت فراوان و نقش بي بديلش در نظام معرفتي فيلسوفان، از زواياي مختلف مورد مداقه قرار نگرفته است، به گونه اي که به دليل ابهامات موجود در معناشناسي بديهيات و عدم تمايز بين ادراکات بديهي و نظري، موجب استفاده نادرست قضاياي نظري و بديهي و در نتيجه، حصول معارف مبهم در نظام معرفتي مي گردد. بررسي معناي دقيق مفاهيم بديهي، شمار بديهيات و منشأ حصول بديهيات از جمله مسائلي است که اين مقاله به عهده گرفته است. اشاره اجمالي به نظرات اين سه فيلسوف چنين بيان مي گردد که تحليل ايشان در تبيين منطقي مفهوم بديهيات - با وجود اختلاف تعابير گوناگون- مشابه همديگر است است، لکن ابن سينا و ملاصدرا به تبيين فلسفي مفهوم بديهيات نيز نظر داشته اند، به گونه اي که بدون بديهيات، هيچ استدلال و بياني امکان پذير نيست و با اين لحاظ، بديهيات نه قابل اثبات فلسفي و نه قابل انکار فلسفي است و چنين نکته اي در آراء سهروردي مشهود نيست. نظر ابن سينا و ملاصدرا در شمار بديهيات يکسان است و سهروردي تعداد آنها را به سه قسم فرو کاسته و بالصراحه به تضييق دايره بديهيات پرداخته است. در مورد منشأ حصول بديهيات، ابن سينا استمداد از عقل فعال و سهروردي، شهود و ملاصدرا حس را مطرح مي کند. واژگان کليدي: بديهي، نظري، فطری، اولی، ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا

معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا)قسمت اول

نکته این مقاله به قلم آقای دکترجعفر شانظری و خانم فاطمه زارع دانشجوی دکتری حکمت متعاليه دانشگاه اصفهان در مجله علمی – پژوهشی اسرا شماره 16 تابستان 1392به چاپ رسیده است لازم به ذکر است که به دلیل طولانی بودن متن مقاله این متن در دو قسمت ارائه می گردد. معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا)قسمت اول چکيده تبيين جايگاه بديهيات در نظام فکري فلاسفه اسلامي يکي از اساسي ترين مسائل است که با وجود اهميت فراوان و نقش بي بديلش در نظام معرفتي فيلسوفان، از زواياي مختلف مورد مداقه قرار نگرفته است، به گونه اي که به دليل ابهامات موجود در معناشناسي بديهيات و عدم تمايز بين ادراکات بديهي و نظري، موجب استفاده نادرست قضاياي نظري و بديهي و در نتيجه، حصول معارف مبهم در نظام معرفتي مي گردد. بررسي معناي دقيق مفاهيم بديهي، شمار بديهيات و منشأ حصول بديهيات از جمله مسائلي است که اين مقاله به عهده گرفته است. اشاره اجمالي به نظرات اين سه فيلسوف چنين بيان مي گردد که تحليل ايشان در تبيين منطقي مفهوم بديهيات - با وجود اختلاف تعابير گوناگون- مشابه همديگر است است، لکن ابن سينا و ملاصدرا به تبيين فلسفي مفهوم بديهيات نيز نظر داشته اند، به گونه اي که بدون بديهيات، هيچ استدلال و بياني امکان پذير نيست و با اين لحاظ، بديهيات نه قابل اثبات فلسفي و نه قابل انکار فلسفي است و چنين نکته اي در آراء سهروردي مشهود نيست. نظر ابن سينا و ملاصدرا در شمار بديهيات يکسان است و سهروردي تعداد آنها را به سه قسم فرو کاسته و بالصراحه به تضييق دايره بديهيات پرداخته است. در مورد منشأ حصول بديهيات، ابن سينا استمداد از عقل فعال و سهروردي، شهود و ملاصدرا حس را مطرح مي کند. واژگان کليدي: بديهي، نظري، فطری، اولی، ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا

خلود نفس از دیدگاه ابن سینا

چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم خانم معصومه صفدری به چاپ رسیده است خلود نفس از دیدگاه ابن سینا نفس با تعلق خود به بدن و به كارگيري آن تا حدي به كمال مي رسد؛ ولي همراهی آن دو هميشگي نيست؛ چرا كه ماده هميشه در تغيير (كون و فساد) است و نفسِ مجرد سرانجام مسير جديدي را در پيش خواهد گرفت. بنابراين مرگ به معناي نابودي نيست؛ بلكه قطع علاقه نفس به بدن مادي است. ابن سينا نفس همه انسان ها را جاودان مي داند. از نظر وي، نفس جوهري مستقل و فقط در مقام فعل محتاج به بدن است. او معاد روحاني را با براهين عقلي اثبات مي كند؛ اما از اثبات معاد جسماني اظهار عجز مي نمايد و در نتيجه آن را تنها از طريق دلايل نقلي قابل پذيرش مي داند. واژه های کلیدی: نفس، خلود، تعيّن نفوس، اتحاد نفوس، ابن سينا.

جاودانگي روح

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای محسن اخباري به چاپ رسیده است چکیده جاودانگي روح كلمات كليدي : معاد، معاد جسماني، جاودانگي روح، هويت شخصي، بدن مثالي یكی از بزرگترین دغدغه های انسان در طول حیاتش مسأله جاودانگی و فناناپذیری است. همه ادیان اعم از ادیان باستانی و زنده جهان معتقدند كه مرگ پایان حیات انسان نیست. به عنوان مثال در قرآن 113 بار از معاد و چگونگی آن سخن گفته شده است.[1] معنای ظاهری اصطلاح جاودانگی «نا-مردن» است و با این واقعیت كه همه انسانها می میرند سازگار نیست. اگر جاودانگی به معنای ظاهری كلمه ممكن باشد باید پس از مرگ، بخشی از وجود ما بتواند زنده بماند. بسیاری از افراد این بخش را روح می نامند. وقتی كه بدن می میرد، نفسی كه ما هستیم در قلمرو دیگری از وجود به حیات خود ادامه می دهد.[2] در این نوشتار مباحث مربوط به جاودانگی را تحت دو عنوان دلائل اثبات جاودانگی و چگونگی جاودانگی مطرح می نمائیم

تأملی برمساله وحدت وجود از منظر آثارو لوازم آن

لازم به ذکر است این مقاله به قلم آقای دکتر شانظری و آقای ابراهیم رضایی در فصلنامه علمی پژوهشی انجمن معارف اسلامی سال چهارم شماره4، و سال پنجم شماره1 پاییز و زمستان 1387 به چاپ رسیده است. تأملی برمساله وحدت وجود از منظر آثارو لوازم آن چکیده: از عناصر اصلی عرفان نظری به ترتیب عبارتند از : وحدت شخصیه وجود، چینش نظام هستی یا مراتب وجود و انسان کامل. در میان این سه عنصر، بحث از وحدت شخصیه وجود، حکم پایه برای دو عنصر دیگر را دارد. نگاه عارفان مسلمان به مسئله وجود را نمی توان به دور از نگاه دین به خداوند دانست. تعریفی که آنان از خداوند به عنوان «حق» ارائه نموده اند؛ ملهم از آموزه های دینی در هستی شناسی است که در گذر زمان توسط عارفان به ویژه ابن عربی و شارحان مکتب عرفانی او، نظیر قونوی و قیصری و سرانجام در حکمت متعالیه صدرایی به اوج خود رسیده است و می توان به جرأت اعلام کرد که مسأله وحدت شخصیه و تفسیر و تبیین صحیح آن در تفسیر دقیق صدرالمتألهین شکل گرفته است. در این نوشتار ضمن طرح و تفسیر بحث وحدت شخصیه وجود و تمایز آن از وحدت تشکیکی عامی و خاصی؛ در پی آنیم تااز منظر آثار و لوازم نظریه وحدت شخصیه وجود به نقش وتبیین جایگاه آن بپردازیم. کلید واژه ها: وحدت شخصیه وجود، تشکیک عامی، تشکیک خاصی، اطلاق مقسمی، تجلی، تمایز احاطی

تأملیّ بر برهان صدّیقین سینوی و صدرائی در چشم انداز روایات

لازم به ذکر است که این مقاله به قلم آقای دکتر جعفر شانظری و خانم نفیسه اهل سرمدی نگارش یافته و در مجله پژوهش های اسلامی (ویژه فلسفه وحکمت ) دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه شهید باهنر سال اول شماره دوم بهار 1387به چاپ رسیده است. تأملیّ بر برهان صدّیقین سینوی و صدرائی در چشم انداز روایات چکیده: مسئله اثبات واجب الوجود در فلسفه اسلامی ، فصل ویژه ای را به خود اختصاص می دهد و در این میان برهان صدّیقین از براهین پرسابقه و مشهور به شمار می رود. در تاریخ فلسفه اسلامی، تقریرهای متفاوتی از این برهان به چشم می خورد که هر یک دارای نقاط قوّت خاصّی می باشد. این نوشتار به بیان تقریر این برهان در نظام فلسفی ابن سینا و ملاّصدرا اشاره دارد و به تبیین تفاوتها و پیامدهای آنها، همّت می گمارد. بیان علاّمه طباطبائی از برهان صدّیقین ، از خلاصه ترین بیانات است که البته همانگونه که در این مقاله خواهد آمد ریشه و مبنای این تقریر ، به خوبی در تبیین سینوی و صدرائی برهان مشهود است. و از آنجا که این برهان در عرصة روایات نیز مورد توجه واقع شده، نگارنده از نظرگاه روایات نیز به روشن ساختن این تفاوتها پرداخته است. واژگان کلیدی: برهان صدّیقین ، حقیقت وجود، وجود لابشرط، معیّت قیوّمی

تفکر انتقادی از زبان مصطفی ملکیان

چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مطلب به نقل از سایت خبر آن لاین درج می گردد. تفکر انتقادی از زبان مصطفی ملکیان دکتر مصطفی ملکیان می گوید: «اگر بخواهیم زیر آوار اطلاعات هر روزه دفن نشویم چاره ای جز این نیست که جنگل اندیشه ها را با تفکر انتقادی هرس کنیم» به گزارش خبرآنلاین دکتر مصطفی ملکیان در نشست نقد و بررسی کتاب «راهنمای تفکر نقادانه» که در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد، درباره تعریف و ضرورت پرداختن به تفکر نقادانه سخن گفت. کتاب «راهنمای تفکر نقادانه»، نوشته ی «ام. نیل براون» و «استیوارت ام. کیلی» با توضیح تفکر انتقادی سوالاتی را در این باره مطرح کرده و تمرین هایی نیز ارائه داده است. این کتاب با ترجمه کوروش کامیاب و ویراستاری هومن پناهنده منتشر شده است. دکتر مصطفی ملکیان درباره تفکر انتقادی می گوید: «سابقه ادبیات تفکر نقدی در کشور ما اندک است. گاهی دیده شده که برخی به گونه ای صحبت می کنند که در گمان آنان تفکر یا صفت نقدی یک صفت ارزش داورانه برای تفکر است؛ و مانند این است که بگوییم تفکر نقدی یعنی تفکر خوب و اگر تفکری نقدی نباشد، تفکر خوبی نیست! در صورتی که چنین تعبیری کاملا نادرست است.» تفکر نقدی تفکر تحقیقی تفکر استدلالی

درآمدی بر مبانی انسان شناختی جهان موازی

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد این مقاله در نشریه سایبری رویکرد شماره ۱۱ به چاپ رسیده است چکیده بشری که خود را اسیر محدودیت های دنیا می بینَد در جست و جوی رهیدن از آن می باشد. حال، اگر ایمان به غیب و آخرت داشته و جهان پس از دنیا را برتافته باشد، به خدا پناه می برد و امن و آسایش را در آنجا می یابد. اما انسانِ خودبنیاد که همه چیز را در چارچوب دنیا و ماده می بیند، تا کنون راهی بهتر از پناه بردن به عالم ذهنِ خود نیافته است. او با اصالت دادن به ذهنِ خودبنیاد، دنیایی دیگر و جهانی موازیِ جهان موجود برای خود می سازد. پس ریشه ی جهان موازی را باید در ذهن گرایی یافت. جهان موازی سوبژکتیو ذهنِ خودبنیاد انسان شناسی

  • تعداد رکوردها : 285
    • تعداد رکوردها : 0
    • تعداد رکوردها : 0
    • تعداد رکوردها : 0
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

حدیث

امام صادق عليه ‏السلام : لَو أدرَكتُهُ لَخَدَمتُهُ أيّامَ حَياتي؛

اگر او [امام زمان عليه ‏السلام] را دريابم، تمام عمر به او خدمت مى ‏كنم.

الغيبه ، نعمانى ، صفحه ۲۴۵