• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

تحليل عقلي جاودانگي در دوزخ (خلود) از منظر ملاصدرا و علامه طباطبائي ره

در رويكرد عقلي به جاودانگي و خلود آدميان در جهان واپسين، پرسش هاي جدّي فراروي عقل قراردارد. و اين پرسشها ميان اصول معرفتي در حوزه فلسفه، ناسازگاري، تعارض و چالش هايي را به بار آورده است. حكيمان، خداوند هستي را وجود مطلق، خير محض و داراي رحمت واسعه شناخته و سرشت آدميان را به مقتضاي اصل سنخيت، بر ساختار وجود خداوند دانسته و او را مظهر خدا در جهان هستي معرفي كرده اند. از اين رو خطا، انحراف و لغزش هاي آدميان را از عوارض غيرلازم و غيردائم او مي دانند كه حجابي بر سرشت آنان مي اندازد و پس از زوال آن، انسان به ساختار اولي و جبلي خود باز مي گردد، زيرا قسر و منع هر موجود از مقتضاي طبيعت اش، و پايان پذير است. در اين مقاله ضمن طرح پرسش ها درمسأله خلود به تحليل پاسخ هاي عقلي از نگاه ملاصدرا و علامه طباطبائي(ره) پرداخته و سپس به بررسي، تحليل، تفسير عقلي و نقد آن اشاره شده و سرانجام و ارائه تئوري فلسفي بر مسأله جاودانگي در دوزخ را، كارآمد ندانسته است.

جایگاه سیاست در حکمت متعالیه (2)

دنیا،منزلی است از منازل سایرین الی الله، و نفس انسانیه ، مسافری است به سوی خدا از اول منزلی از منازل وجودش که هیولیتی باشد که در غایت بعد از خداوند است،چون که ظلمت محض و خست صرف است،و سایر مراتب وجودیه از جسمیت و جمادیت و نباتیت و شهویت و غضبیت و احساس و تخیل و توهم،و بعد از آن انسانیت از اول درجه اش تا به آخر شرفش و بعد از آن ملکیت بر طبقات متفاوته اش به حسب قرب و بعد از خیر محض،همه آنها منازل و مراحلند به سوی خداوند،و ناچار است مسافر به سوی او را که بگذرد بر همه اینها تا آنکه به مطلوب حقیقی برسد.

جایگاه سیاست در حکمت متعالیه

صدر الدین محمد شیرازی،مشهور به صدر المتإلهین و ملا صدرا،در سال 979 هـ. ق. در شیراز متولد شد. وی تنها پسر ابراهیم شیرازی بود. ابراهیم مدتها منصب امارت داشت و از چهره های قدرتمند سیاسی و اجتماعی شهرش به شمار می رفت. صدر الدین،پس از تکمیل تحصیلات مقدماتی،رهسپار کاشان شد(1) و پس از مدتی تلمذ در کاشان،در حدود سال 995 هـ. ق. برای تکمیل تحصیلات عازم اصفهان گردید. در اصفهان نزد شیخ بهایی به تحصیل علوم نقلی و در محضر میرداماد به کسب علوم عقلی پرداخت. ملا صدرا به دلایلی چند: از جمله راضی نبودن به تحصیلات رسمی مرسوم،از زندگی در اصفهان سرباز زد و بین هفت تا پانزده سال (بنابر اختلاف اقوال) در روستای کهک،از توابع شهرستان قم کنج عزلت گزید و به تهذیب نفس پرداخت تا همچنان که خود در مقدمه کتاب اسفار می گوید،به شهود عالم معقول نائل آمد. پس از آنکه به کمال صوری و معنوی دست یافت،بار دیگر به زندگی دنیوی بازگشت. این سیر مطابق چهار سفری است که وی در آغاز کتاب اسفار به توضیح آنها پرداخته و کتاب عظیم خویش در حکمت متعالیه را بر آن اساس سامان داده است.

جوهر وتطوّر آن در حکمت سینوی

از مسائل و مباحث مهم فلسفی که قدمتی بیش از دوهزار سال دارد و از آغاز پیدایش حکمت در یونان باستان مطرح بوده است، مسأله جوهر است. برخی اصل بحث در مقولۀ جوهر را فکری ارسطویی دانسته اند و ریشۀ این انتساب را در رویکرد ارسطو به وجود و نسبت آن با جوهر و ماهیت اشیاء می دانند؛ زیرا برمبنای تفکر ارسطویی، شناخت وجود چیزی جز شناخت ماهیت و جوهر اشیاء نیست، لذا درنظر معلم اول، واژه موجود و جوهر مترادف است. اما سرنوشت جوهر در حکمت سینوی به برکت تمایز وجود و ماهیت دگرگون شده و یکباره راه خود را از وجود جدا کرده است. ابن سینا برخلاف ارسطو، مقسم جوهر و عرض را ماهیت اشیاء دانسته و مقولات ارسطویی را بر ماهیت اشیای موجود تطبیق داده است. نوشتار حاضر باتوجه به جایگاه و اهمیت بحث جوهر در تفکر ابن سینا و سیر تحول تاریخی آن در فلسفه، با رویکردی مسأله محور، به بررسی ابعاد و زوایای مختلف این مقوله در حکمت سینوی می پردازد. بدین ترتیب کاوش از چیستی و تطوّر معرفتی جوهر، مقسم جوهر و اعراض، چگونگی حصر تقسیمات جوهر و موضع ابن سینا در باب جوهریت واجب تعالی، مهمترین مسائلی است که در این نوشتار مورد پژوهش قرار می گیرد.

تبیین مبانی وجودشناختی نظریه علامه طباطبایی در تفسیر «نفس الامر» و سنجش نقدهاي آن

تنوع آراء پیرامون مسأله نفس الامر در فلسفه اسلامی، به نوع مواجهه هر فیلسوف با معضلات نظریه مطابقت در تبیین صدقِ برخی قضایا باز می گردد. همچنین معنای نفس الامر به دلیل ناکارآمدی و یا ورود برخی پیش فرض های هستی شناسانه – خاصة بعد از طرح اصالت وجود-، تفاسیر گوناگونی را برتافته که یکی از برداشت های اخیر آن توسط علامه طباطبایی عرضه شده است. وی با ترسیم مکانیزم عقل در توسع ثبوت و تحقق، تئوری مطابقت در تصدیقات نفس الامری را تایید و تقویت نموده و «نفس الامر» را به ظرف ثبوت مطلق - اعم از وجود، ماهیت و معقولات ثانی- معنا می کند و برخی از برداشت های پیشین، از جمله: تفسیر نفس الامر به نفس الشیء و عالم امر را به چالش می کشد. در این مقاله علاوه بر تحلیل کامل ظرایف نظریه علامه با نگرشي بر تمام کلمات وی، به تبیین مبنای وی در پرداختِ این نظریه یعنی اصالت الوجود نظر شده و میزان کارآمدی آن در حل مشکلاتِ ظاهری التزام به اصالت الوجود در تبیین صدق قضایای ماهوی و عدمی، موفقیت آمیز گزارش شده و در ضمنِ سنجش نقدهای مربوط به مسأله، موجبات این نقدها، غفلت از مبانی وجودشناختی علامه در بحث و نوع مواجهه وی با مسأله ارزیابی شده است.

تبیین شاخصه های علم از نگاه قاضی سعید قمی

اندیشه های قاضی سعید قمی بر مبنای نگاه فلسفی - عرفانی خاص وی به مسائل بنا شده است و همین موضوع باعث شده نظریات متفاوتی نسبت به فلاسفه پیش از خود ارائه دهد. تبیین متفاوت قاضی سعید از مسئله علم که می توان گفت تا حدود زیادی در مقابل با اندیشه های ملاصدرا در باب علم است، اهمیت پرداختن به این موضوع را دوچندان می سازد. پژوهش حاضر که با بررسی مستقیم آثار و نظریات قاضی سعید صورت گرفته، تلاشی است برای معرفی شاخصه های اندیشه وی در مسئله علم که می تواند وجوه تمایز تفکرات قاضی سعید نسبت به سایر فلاسفه به حساب آید و بابهای تازه ای را در وجودشناسی و معرفت شناسی علم به روی ما بگشاید. به اجمال می توان گفت که عمده نظریات قاضی سعید در زمینه علم مبتنی بر تفسیری است که از آیت خدا دانستن نفس در جامعیت و کلیت ارائه می دهد. او علم نفس را نه حصولی می داند، نه حضوری و استفاده از تعبیر حضوری در مورد علم نفس را مجاز می شمرد و معتقد است که علم نفس، بصر عقل بر طبایع کلیه است، بدین ترتیب حاضر بودن اشیاء برای انسان به معنای ظاهر بودن آنها برای نفس عاقله است.

ابن عربی و اجتماع نقیضین در عرصه خیال

ابن عربی در عبارات بسیاری از وقوع محالات عقلی در ساحت خیال سخن می گوید. این نوشتار با بررسی و تحلیل این مسئله از دیدگاه او، به بیان دو نظر در این باره می پردازد. نظر نخست با شواهدی از سخن ابن عربی مبتنی بر اختلاف فضاهای معرفتی و در نتیجه اختلاف موازین به کار گرفته شده در این ساحات، تقویت می شود. نظر دوم که مورد پذیرش این پژوهش است؛ مستند به عباراتی دیگر از ابن عربی است، تعریفی که او از محالات عقلی ارائه می دهد در بحث حاضر بسیار راه گشا بوده و فتح بابی جهت راه یابی به رأی صائب است. وی در پاره ای از عبارات، تحقق محال را به تصور محال معنا می کند و بدین ترتیب از وجود محال، وجود ذهنی و نه وجود خارجی آن را اراده می کند. غالب مثال هایی که برای اجتماع نقیضین و یا اجتماع ضدین ذکر می شود از نظر منطقی قابل مناقشه است. به علاوه که ابن عربی خود به صراحت از اختلاف جهات و حیثیات سخن می گوید. مطلب دیگر اینکه او حتی آن هنگام که کلامش ناظر به عرصه خیال است؛ در نظر ندارد که در این حوزه هم ووقوع محالات عقلی» را لحاظ کند و هم «عدم وقوع آن را»

تحلیلی از عالم برزخ صعودی در وجودشناسی شیخ اشراق

براساس آموزه های دینی، عالم برزخ عالمی است میان عالم طبیعت و قیامت که انسان بعد از زندگی دنیوی تا فرا رسیدن قیامت، در آن عالم خواهد ماند. وجود چنین عالمی از دیدگاه شرع، ضروری است، علاوه بر این، در متون عرفانی و فلسفی وجود عالم برزخ به عنوان پیونددهنده و حد وسط عالم ماده و عالم معنا، شناخته شده است. براساس آثار شیخ اشراق، عالم برزخ در مرتبه ای از مراتب عالم مثال مقید و در قوس صعود جای دارد که صور خیالی آن عالم، معلول جهات فاعليت نفس انسانی است، مراد از برزخ شرعی نیز همین برزخ صعودی است که مرز مقدر معاد از آنجا شروع می شود. اما این فیلسوف گران قدر، برای سعادت و شقاوت پس از مرگ، به تحقق جسم در بعضی مراتب و عدم ضرورت آن در تمام مراتب، معتقد است. در این مقاله، نگاه شیخ اشراق به عالم برزخ و تبیین جایگاه نفوس پس از مرگ از دیدگاه آن حکیم با تأکید بر آیات و روایات مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

واقع گرایی غیر جزمی در فلسفه انتقادی پوپر

پوپر از علم شناسان و معرفت شناسان صاحب نام و فعّال قرن بیستم شمرده می شود. وی اساس معرفت شناسی خودش را بر روش انتقادی و ابطال بنا نهاده است و منکر فلسفه های اثباتی در معرفت شناسی است. او در عین اینکه مخالف هر گونه یقین و جزم در دستیابی به حقیقت است، خود را یک واقع گرا می داند و هر گونه نسبی گرایی و شک گرایی را طرد می کند. در این مقاله ضمن ارائه ی تصویری از این بُعد نظریه پوپر، به اختصار سعی شده موفّقیّت او را در توجیه ادّعای واقع گرایی به نقد و بررسی بگذارد. ادّعای مقاله این است که مبانی پوپر اجازه نمی دهد او ریشه های نسبی گرایی با شک گرایی را در نظریه خود بخشکاند.

تأملي بر ضرورت سنخيت در اصل عليت نقدها و پيامدها

در هستي شناختي و تبيين چگونگي پيدايش و آفرينش جهان، متکلمان و فيلسوفان اسلامي آراء و نظرات متفاوتي ارائه نموده اند برخي از متکلمان براي موجودات پيشينه عدم و خلق از عدم را معتقدند و جهان ممکن را حادث شناخته و اصل عليت را در ارتباط خلق و خالق انکار کرده و ارتباط آن دو را به نحو فاعل ايجادي تفسيري نموده اند در برابر آنان بسياري از فيلسوفان براي هر موجود حادث مسبوقيت وجودي را معتقدند و پيدايش را به نحو رابطه علّي و ايجاد ايجابي بيان داشته و واجب الوجود را علت نخست موجودات شناخته اند برخي از آنان نيز در تقرير و تبيين ارتباط علّي و ايجابي وجود سنخيت را امري ضروري دانسته اند از اين رو در تبيين و تفسير ارتباط جهان ممکن با خالق و آفريدگار، به طور عام سه ديدگاه بينونت، عينيت و سنخيت ارائه شده است. در اين نوشتار به نظريه ضرورت سنخيت در اصل عليت پرداخته شده و پس از تحليل و تبيين آن، به نقدها و پيامدهاي آن اشاره شده و هر يک مورد بررسي و تحليل قرار گرفته و سرانجام سنخيت را بر مبناي وجود شناخت علّي، امری بديهي دانسته است.

خوانشی دینی فلسفی از هبوط نفس انسانی در نگاه صدرالمتالهین

هبوط انسان از مهم ترین مسائل حوزه انسان شناسی در دین پژوهی و مطالعات فلسفی است که نه تنها به تبیین ماهیت نفس، بلکه به چگونگی و نحوه پیدایش آن اشاره دارد. اگر چه در بعضی از آیات قرآن و روایات متعدد، هبوط به وضوح مطرح شده، اما در آثار فلسفی ملاصدرا آمیخته با بحث حدوث نفس توصیف گردیده است. به همین دلیل، نوشتار حاضر بر آن است که به واکاوی مسئله هبوط در نظام فلسفی صدرالمتألهین و برخی از آیات و روایات مربوطه بپردازد و تصویری از هویت و چیستی هبوط از منظر دینی و فلسفی ارائه نماید. این پژوهش با رویکردی مسئله محور، به تبیین نظریه جسمانية الحدوث و روحانية البقا بودن نفس انسانی پرداخته و این ادعا را اثبات می کند که در نگرش صدرایی نسبت «حدوث» و «هبوط» نه از نوع تقابل و تعارض و نه از سنخ تمایز و تغایر، بلکه به گونه ای سازگار و سازوار است. ما می کوشیم با تمایز قائل شدن میان رویکرد فلسفی، عرفانی و تفسیری صدرالمتألهین از اطوار نفس انسان و شناخت صحیح مقام روح و نفس، جایگاه وجودی انسان در دایره هستی را مورد کنکاش قرار دهیم و با رهیافتی فلسفی، از ابعاد وجودشناختي هبوط انسان، متناسب با دیدگاه خاص ملاصدرا در نحوه تحقق انسان، تفسیری عقلانی عرضه نماییم.

خوانشی هستی شناختی از شاكله سازوارگی وحی و انسان در هندسه معرفتی صدرالمتألهین

یکی از کارکردهای اساسی فلسفه ملاصدرا تفسیر عقلانی معارف الهی و تبیین فلسفی جایگاه انسان در دایره هستی است که علاوه بر اینکه می تواند چشم انداز روشنی از نتایج و دستاوردهای حکمت متعالیه حاصل کند، زمینه بازسازی مدلی آنتولوژیک مبتنی بر اصول هستی شناختی صدرایی را در جهت فهم سازوارگی وحی و انسان فراهم می سازد. به همین دلیل نوشتار حاضر بر آن است که سازوارگی وحی و انسان در هندسه معرفتی صدرالمتألهين را بکاود و تصویری از هویت و چیستی این سازگاری ارائه کند. همچنین با رویکردی مسئله محور و با روش تحلیلی، ضمن طرح دقیق مسئله، به پردازش داده ها بپردازد و این ادعا را اثبات کند که در نگرش صدرایی نسبت وحی و انسان نه از سنخ تعارض و تقابل و نه از نوع تغایر و تمایز، بلکه از نوع سازواری است؛ خواهیم کوشید با تمایز قائل شدن میان رویکرد فلسفی، کلامی و عرفانی صدرالمتألهین از وحی، جایگاه وجودی انسان و وحی را در دایره هستی بررسی کنیم و با رهیافتی فلسفی سعی کنیم ساحت های هستی شناختی سازوارگی وحی و انسان را در نمودهای گوناگون (هبوط و نزول، مراتب گوناگون وجودی، ظاهر و باطن، تفسیر و تأویل و اسماءالحسنی متناسب با دیدگاه ملاصدرا تفسیر وتبیین کنیم، و به بیان ره آورد نگاه سازوار به این شاکله وجودی در عرصه زندگی انسان بپردازیم .

بررسی تطبیقی مطابقت ذهن و عین در شناخت شناسی ملاصدرا و كانت

از موضوعات پیچیده و بحث برانگیز شناخت شناسی چه در فلسفه اسلامی و چه در فلسفه غرب مسئله کیفیت ارتباط ذهن و عین با یکدیگر است. بحث اصلی در شناخت شناسی بحث مطابقت تصورات با آنچه در واقعیت موجود است، یعنی چگونگی انطباق صور ذهنی با صور عینی می باشد. رئالیستها به مطابقت ذهن و عين قائلند، ولی گروهی از فلاسفه عقیدهای مخالف این دارند و مفاهیم ذهنی را جدای از حقایق خارجی پنداشته، و یا حتی حقایق خارجی را تصویر مفاهیم ذهنی می دانند. این در حالیست که مطابقت ذهن وغین در حکمت متعالیه از اصولی ترین مباحث می باشد. ملاصدرا با بحث وحدت ماهوی ذهن و عین در وجود ذهنی و وحدت تشکیکی عینی وجود برتر ماهیت قصد در حل مسأله مطابقت داشت. كانت نظریه انقلاب کپرنیکی خود را طرح می نماید که اگر متعلقات با ذهن ما مطابقت داشته باشند، این با شناخت پیشینی به اشياء مطابق تر است. بر این اساس ذهن دارای فعالیتی خاص می شود و نوع معرفتی را که بدست می آورد، خودش مشخص - می نماید. مقاله حاضر به بررسی کیفیت مطابقت ذهن و عین از دیدگاه ملاصدرا و كانت پرداخته و به دنبال تشابهات و اختلافات نظرات ملاصدرا و کانت در این زمینه می باشد.

مکتبهای فکری جدید در فلسفه تحلیلی

تحلیل، چه در زمینه زبان و چه از لحاظ منطقی، پیوسته خصوصیت اصلی فلسفه را تشکیل داده است. از زمان سقراط تا کنون تحلیل در پژوهشهای فلسفی بکار می رفته است.

آیا موجودات مختلف ارتباطی با یکدیگر دارند یا نه؟

اصل علیت عبارت است از قضیه ای که دلالت بر نیازمندی معلول به علت دارد و لازمه اش این است که معلول بدون علت تحقق نیابد. علیت از دیدگاه عقل با پذیرفتن کثرت در موجودات، این سؤال پیش می آید که آیا موجودات مختلف ارتباطی با یکدیگر دارند یا نه؟ آیا وجود برخی از آنها متوقف بر وجود بعضی دیگر هست یا نه؟ اگر هست، چند نوع وابستگی وجودی داریم و احکام و ویژگی های هر کدام چیست؟

ملاک احتیاج به علت

اصطلاح عام فلسفی به هر چیزی که چیزدیگری بر آن متوقف باشد، علت می گویند. پس از لحاظ فلسفی، کاغذ و قلم و مرکب و همه اینها اجزای علت نوشتن هستند و یک اصطلاح خاصی داریم که به معنای فاعل است.

بررسی دیدگاه ابن میمون درباره نقش عقل و شرع در استکمال انسان، بر مبنای رویکرد صدرایی

ابن میمون آندلسی «عقل» را مهمترین ممیّزه انسان از سایر حیوانات و نعمتی از جانب خداوند برای بشر می داند که مهمترین عامل پیونددهنده بین او و حق تعالی می باشد. به باور این متفکر، میزان بهره گیری از این گوهر است که مراتب افراد در قرب و بُعد نسبت به باری تعالی را تعیین نموده و بکارگیری و بهره گیری ازعقل و علم در عرصه اجتماعی را نیز موجب رشد جامعه و تعاملات حسنه در میان مردم می داند. ابن میمون به عنوان یک خاخام برجسته یهودی، پیروی ازفرامین شریعت حضرت موسی را راهی می داند که می تواند انسان را به کمالات مادی و معنوی نائل نموده و زمینه شکوفایی عقلی و خُلقی جامعه را فراهم آورد. در همین راستا وی مراتبی را برای سیر تکاملی انسان برشمرده و معتقد است که صرفاً وصول به مرتبه پایانی که دربرگیرنده معرفت به حقایق و خصوصاً معرفت به خداوند و افعال اوست می تواند سعادت حقیقی را برای انسان فراهم آورد. با این حال به عقیده ابن میمون، هیچ یک از این محاسن نمی تواند توجیه کننده قول به محوریّت انسان در میان جمیع مخلوقات و اینکه او غایت خلقت ممکنات است، محسوب گردد. قریب به دیدگاه های فوق را در آراء صدرالمتألهین شیرازی نیز می توان یافت. نزد او «ناطقیّت»، به عنوان ممیزه اصلی انسان از سایر حیوانات است و ادای حقّ عقل در دو بُعد نظری و عملی آن، موجبات سعادت و کمال حقیقی انسان را فراهم می آورد. در این رویکرد،پیروی از قوانینی که در عرصه های فردی و اجتماعی توسط شریعت مصطفی (ص) در قالب عبادات، معاملات و قواعد اخلاقی، مقرّر شده است، به عنوان بهترین دستورالعمل برای شکوفایی انسانیت بر شمرده می شود.با این حال در اندیشه صدرایی نیز کمالات عقل نظری، مرتبه ای والاتر از عقل عملی دارد و مراعات دستورات قوانین شرع در قوالب مزبور، طریقی برای وصول به سعادت نهایی انسان در بُعد نظری که عبارت از مشاهده معقولات و حقایق و اتحاد با حقّ است، به شمار می آید. با وجود توانایی های نهفته در عقل، صدرا نیز مانند ابن میمون، انسان را تنها در میان مخلوقات عالَم ماده دارای محوریّت دانسته و باور به خَلق تمام ممکنات از بهر انسان را نمی پذیرد.

بررسی و نقد سنخیت علت و معلول در فلسفه اسلامی

در تبیین پیدایش جهان ممکن بعضی از متکلمان، افزون بر پیشینه عدم زمانی، برای موجودات اصل علیت را نیز انکار کرده و ارتباط واجب و ممکن و یا خالق و مخلوق را به نحو فاعل ایجادی تفسیر کرده اند. در برابر، بسیاری از فیلسوفان معتقد به پیشینه وجودی برای موجودات اند و بر اصل علیت و ارتباط ایجاد ایجابی تأكید دارند و برخی از آنان در تقریر و تبیین ارتباط ایجاد ایجابی، سنخیت را امری ضروری دانسته اند. از این رو در تفسیر ارتباط جهان ممکن با خالق و آفریدگار، به طور عام سه دیدگاه بینونت، عینیت و سنخیت ارائه شده است. این نوشتار، نظریه ضرورت سنخیت در اصل علیت در فلسفه اسلامی را بررسی می کند؛ بدین ترتیب که پس از تحلیل و تبیین مسئله، نقدهای وارد شده به آن را بررسی کرده و سرانجام سنخیت را بر مبنای وجودشناسی فلسفی، به عنوان امری بدیهی طرح می کند

نظام معنا و معرفت از دیدگاه سید حیدر آملی

سید حیدر آملی دیدگاه خود در باب معرفت شناسی را بر وجودشناسی تثلیثی قرار داده و با طرح مباحث تثلیث در معرفت شناسی، به یک نوآوری دراین باره دست زده است. از مهم ترین نکاتی که علامه سید حیدر در معرفت شناسی بر آن تکیه کرده اینکه ایشان همواره معرفت را یک حقیقت واحد می داند که دارای سه مرتبه اصلی است که این مراتب نیز به صورت تشکیک است. وی از این نکات کمک می گیرد تانزاع ظاهری فهم های متفاوت در حوزه عرفان، از جمله نزاع بین صوفی و شیعه را برطرف نماید. علامه سید حیدر تثلیث هایی را در باب معرفت شناسی با عناوین خاصی چون «شریعت، طریقت و حقیقت»، «رسالت، نبوت و ولایت»، اسلام، ایمان و ایقان» و «وحی، الهام و کشف» مطرح می کند و با بسط کلام و دقت کافی و اندیشه ناب، درباره آن به سخن می پردازد. بدیهی است تثلیث در باب معرفت، مبتنی بر تثلیث در وجودشناسی اوست. در این نوشتار به تحلیل و بررسی نگاه تثلیث گونه او در باب معرفت شناسی پرداخته و به کلید حل تفاوت در فهمها و معرفتها اشاره خواهیم کرد.

عقل نظری و عملی از دیدگاه ابن سینا

عقل عملی را به عنوان مدبر بدن و ناظر به سوی عمل یا موجد شوق در نفس معرفی نمی کند. بلکه گونه ای استنباط را نیز در این قوه ملحوظ می دارد. به گونه ای که با استمداد از عقل نظری، آراء کلی را تبدیل به آراء جزئی می نماید تا در راستای فعل قرار گیرد.

  • تعداد رکوردها : 311

    صور جاودانگی

    شاید بتوان جاودانگی را مهم ترین دغدغه بشر دانست، لذا کم تر کسی را می توان یافت که به این مسئله نیندیشد. توجه به تاریخ بشر نشان می دهد که او از دیرباز سودای جاودانه بودن را در ذهن خود می پرورانده است. با نگاه به کشفیّات باستان شناسان در باب انسان های ماقبل تاریخ و تمدن های یونان، بین النهرین، ایران، هند، چین، ژاپن، آفریقا و آمریکای جنوبی درمی یابیم که اعتقاد به جاودانگی در میان مردم این تمدن ها امری فراگیر بوده است (نک Ries )وجود اسم های مختلف برای اشاره به جاودانگی انسان در زبان های مختلف نشان دهنده این واقعیت است که در باب چگونگی جاودانگی بشر نظریات مختلفی وجود داشته است. کلمه هایی همچون (جاودانگی)، (زندگی پس از مرگ) و (بی مرگی) در زبان فارسی; (خلود)، (الیوم الآخِر)، (یوم القیامة)، (یوم الحشر)، (یوح البعث)، (یوم النّشور)، (یوم الحساب) و (معاد) در زبان عربی و (immortality)، (survival)، (resurrection)، (afterlife) و (life afterdeath) در زبان انگلیسی به چشم می خورند که حکایت از جاودانگی دارند

    18 آذر 1398

    تساهل در چارچوب لیبرالیسم

    در لیبرالیسم حد تساهل و آزادی، با عباراتی نظیر آنچه گفته شد، یعنی حق مساوی دیگران، چارچوب قوانین و نهادهای قانونی بیان می شود. تساهل در چارچوب لیبرالیسم فردگرایی، آخرین توجیه برای آزادی و در نتیجه برای تساهل در چارچوب لیبرالیسم که آر. بلاستر آن را بنیادی ترین و مهم ترین آنها قلمداد کرده، مستقیما بر پایه فردگرایی استوار است و بر این نکته تأکید دارد که زندگی هر کس متعلق به خود اوست و از این رو هر کس حق دارد رفتار، اندیشه و باورهای خود را به میل خویش شکل دهد و این حق برای همه افراد جامعه یکسان است. البته مشروط به آنکه در استفاده از آن، حقوق مساوی دیگران را در نظر گیرد و پایمال نسازد. نتیجه پذیرش چنین حقی برای فرد آن است که وی بتواند و حق داشته باشد اعتقادات خود را برگزیند، در ابراز این عقاید برای عموم آزاد باشد و بتواند بر اساس آنها عمل کند، البته تا جایی که با حقوق دیگران و چارچوب قوانین و نهادهای قانونی موجود سازگار باشد. هیچ کس حق ندارد محدودیتی در استفاده از این حق برای دیگری ایجاد کند. همه چیز باید در خدمت فرد و منافع او باشد مگر در جایی که منافع یک فرد با منافع فرد یا افراد دیگر تزاحم پیدا کند.

    25 آبان 1398

    پرواز روح و چگونگی زندگی پس از مرگ از دیدگاه سهروردی

    موضوع معاد یکی از اصول راسخ دین و از مهمترین مقولاتی است که افکار انسانها، بویژه پژوهشگران و اندیشمندان را بخود مشغول نموده است و با طرح آراء و اندیشه ها در خصوص معاد،مبحث تناسخ همراه و همگام گردیده است،بگونه ای که کمتر مکتب و دینی را می توان که ردّ پای موضوع تناسخ در آن دیده نشود البته هندوان به داشتن این عقیده مشهورند.(بیرونی،ص 83،تئودور،ص 761) سهروردی از جمله حکیمان اندیشمندی است که در آغاز کتاب حکمت الاشراق خود به طرح موضوع معاد پرداخته و پس از آن،بحث بقای نفس را مطرح نموده است.

    20 آبان 1398

    واکاوی دیدگاه های کلامی جدید در باب سرشت وحی نبوی،با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه

    تاکنون چند دیدگاه عمده در توصیف و تشریح وحی نبوی، مطرح گردیده است؛ بر اساس دیدگاه کلاسیک، وحی، نوعی انتقال حقایق و اطلاعات به پیامبر است که از زبان طبیعی استقلال دارد. مطابق رأیی دیگر، وحی، مجموعه ای از افعال گفتاری خدا و ناظر بر ارتباطی زبانی میان خدا و پیامبر است. برخی دیگر، سرشت وحی را تجربه ی دینی نبی می انگارند و بر نوعی شهود عرفانی و مواجهه ی پیامبر با خدا تأکید می کنند. گروهی نیز، پدیده ی وحی را ماحصل نبوغ فکری و قریحه ی پیامبر تلقی کرده اند. بر اساس مبانی حکمت متعالیه، همچون وحدت تشکیکی وجود و اتحاد عاقل و معقول، می توان چنین اذعان نمود که وحی نیز، مانند وجود، حقیقتی واحد و دارای مراتب مختلفی است که تمامی موجودات عالم، بر اساس مرتبه ی وجودی خویش، از این فیض الهی، بهره مند می گردند و با منشأ آن، اتحاد می یابند. برخی از دیدگاه های مطرح شده در این باب، اگرچه قابل نقد است، ولی می تواند به عنوان مقدمه ای برای دریافت وحی نبوی قلمداد گردد و برخی دیگر نیز به رغم اینکه از جهاتی نمی تواند قابل انطباق کامل با فرایند وحی باشد، اما می توان آن را در مورد برخی از مراتب وحی نبوی پذیرفت. بنابراین، میان اقسام وحی، جز از نظر مرتبه، تفاوتی نیست.

    10 آبان 1398

    نگرشی فلسفی-کلامی به مفهوم نیایش‏ دعا ، قضا و قدر

    دعا در عرف اهل دین به معنای حاجت‏ بردن است به درگاه خداوند.دینداران‏ واقعی معتقدند که همه تقاضاها و نیازهای خود را باید به محضر پروردگار قادر ببرند و از غیر او هیچ مطلبند.اما در اینجا و درست همین نقطه گویا مشکلی‏ بروز می‏کند.اگر همه حوادث جهان و به‏ تبع آن همه آنچه بر آدمیان خواهد گذشت‏ در لوح محفوظ الهی ثبت و در قضای‏ لا یتخلف او معین شده است،دیگر دعا کردن چه چیزی را می‏تواند تغییر دهد؟و اصولا جایگاه دعای بندگان در قضا و قدر الهی کجا است؟مقاله حاضر عهده‏دار کاوش در اطراف پاسخ‏های مختلفی است‏ که به این پرسش داده شده است.

    23 مهر 1398

    ابن سینا و منطق فهم دین

    منطق فهم دین، قواعد روشمندی است که رعایت آن قواعد، ذهن مفسر دینی، از خطا در فهم مصون شود. ضرورت چنین منطقی بر أهل اندیشه پوشیده نیست. ابن سینا یکی از صاحب نظران در این خصوص است. مسئله این مطالعه «ابن سينا و منطق فهم دین» است. این مطالعه بنیادی، تاریخی، تحلیلی و مسئله محور است به روش کتابخانه ای از منابع معتبر است. یافته های این مطالعه، عدم همخوانی دریافت های علمی فلسفی ابن سینا با متون دینی است که سبب شده تا او ناهماهنگی بین گزاره های عقلانی و گزاره های وحیانی را تشخیص دهد. پیامبر، انسان متنحصر به فرد در حدس، خیال و عقل بوده است و بخش زیادی از دریافت های او از حقایق، با سطح فهم عمومی هماهنگ نبوده است. ارانه عریان یافته ها هم، نه ممکن و نه مفید بوده است و از همین رو، او آن را به زبان رمز، تشبیه و تمثیل در اختیار مردم قرار داد تا با حداقلی از سعادت عقلانی و انسانی آشنا شوند. به نظر ابن سینا فهم حقیقت معنای متون تنها با وجودشناسی ممکن است. وجودشناسی، مفتر را قادر می سازد تا با مؤلف متن و مقصود مؤلف از متن آشنا شود و بتواند متن را رمزگشایی کند. او خود چنین کرده و همین سبب نقدهای جدی به او شده است.

    19 مهر 1398

    بررسی نحوه اسناد گزاره های دینی و نقش آن در تعارض علم و دین (با رویکرد به دیدگاه امام محمد غزّالی

    تعارض علم و دین از چالش های اساسی فرا روی عالمان دینی از گذشته تا کنون بوده و هست. آنان همواره در پی تبیین سازش میان این دو مقوله بوده اند. از جمله امام محمد غزالی تلاش های فراوانی در این زمینه انجام داده است و از تآویل،در جهت حل تعارض علم و دین بهره برده است. در مقاله ی حاضر، نخست به راهکارهای عمده ی در مسأله تعارض علم و دین اشاره شده است و پس از آن دیدگاه غزالی در این خصوص، تبیین گردیده و در ادامه به نگرش نوینی که بر گرفته از رأی غزالی است، اشاره می شود. این رویکرد، راه رهایی از مشکل تعارض علم و دین را در تصحیح نگرش ما به گزاره های علمی و دینی می داند. طبق این نظر گزاره های علمی، گزاره های ظنی هستند، نه قطعی. و معرفت حاصله از گزاره های دینی نیز غالبا معرفتی ظنی بوده،نه یقینی، از این رو،دلیلی بر ترجیح یکی از گزاره بر دیگری وجود ندارد و باید تعارض را به حال خود واگذاشت و از این طریق، هیچ چالشی برای دین به وجود نمی آید، زیرا فهم ما از گزاره های دینی، فهمی ظنی است و اسناد معنای درک شده، به شارع،اسنادی ظنی می باشد. بنابراین گزاره های علمی ولو قطعی باشند،توانایی ابطال و تکذیب گزاره های دینی را نخواهند داشت، زیرا نهایتا تعارض علوم بشری با نوعی فهم از دین است که انتساب قطعی به دین و شارع ندارد.

    5 مهر 1398

    متن متواتر حدیث ثقلین در کتب شیعی و منابع اهل سنت

    حدیث ثقلین از روایات مشهور و منقول از پیامبر است که همواره مورد توجه مسلمانان و تفسیر محققان و متکلمان شیعه و اهل سنت بوده و با عبارات متفاوتی نقل شده است. در این پژوهش، از سویی با استفاده از اسناد روایات، عبارتی از این حدیث که در کتب شیعه متواتر است، انتخاب شده و از سویی دیگر مصداق کلمه عترت با توجه به روایات مشابه ثقلین در کتب شیعه، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. همچنین با بررسی روایات مسند حدیث ثقلین در کتب اهل سنت و بررسی سند هر عبارت از روایت و رسم نموداری راويان أن و اعتبار راویان از نظر رجال شناسی اهل سنت، اعتبار این روایت و اعتبار روایات مشابه ثقلین که به صورت متفاوت نقل شده و دارای معنای مغایر با روایت است مورد بررسی قرار گرفته و سرانجام شبهات وارده از سید ابوالفضل برقعی درباره حدیث ثقلین، در خصوص مرجعیت علمی عترت پیامبر ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و سخن صواب در این باره برگزیده شده است.

    19 شهریور 1398

    اعتبار سنجی تجربه های نزدیک به مرگ در قلمرو الهیات اسلامی

    موضوع تجربه های نزدیک به مرگ، از مسائل نوینی است که توجه بسیاری از پژوهشگران و مرگ پژوهان حوزة الهيات، فلسفه دین و مباحث کلامی جدید را به خود جلب نموده است. با این وجود، جای این بحث در مجامع علمی ما خصوصا در حوزه های دین پژوهی و الهیات اسلامی خالی است اما وجود غنای محتوایی در میرات اسلامی ما، می تواند خلأهای معرفتی موجود در این زمینه را پر نماید، در همین راستا، این نوشتار با بهره گیری از روش کتابخانه ای و با رویکرد الهیاتی، میزان تطابق این مباحث را با آموزه های اسلامی سنجیده، سازگاری ها و ناسازگاری های این تجربه ها را با مباحث قرآنی و روایی مشخص کرده و تطابق با عدم تطابق آنها با مکاشفات و مشاهدات عرفای مسلمان را بیان نموده است. این پژوهش به این نتیجه دست یافته است که درک جامع از تجربه های نزدیک به مرگ و ویژگی های آن به عنوان یک تجربه دینی و هم چنین بررسی مقایسه ای آن با آموزه های آخرت شناسانه قرآنی و روایی، ما را به این امر رهنمون می کند که اولا محتوای این تجربه های اصیل و معتبر، به طور کامل با آموزه های قرآنی و روایی متباین نیستند و ثانيا مشاهدات و مکاشفاتی که عرفای مسلمان از مرگ، مراحل و ویژگی های آن داشته اند، با تجربه های مذکور تنها در روش و اهداف متفاوت و غیر قابل انطباق اند اما در بحث مفاهیم و محتویات، قابل مقایسه اند. بنابراین به طور کلی می توان رابطه «عموم و خصوص من وجه» را بین این تجربیات و آموزه های آخرت شناسانه اسلامی - به خصوص در مباحث احتضاره برزخ و مکاشفات عرفانی مرگ ارادي عارفان مسلمان - در نظر گرفت و در قسمت های مشترکی که نصوص اسلامی بر آنها صحه می گذارند، می توان از نتایج این تجربیات به عنوان ابزاری برای شناخت ملموس تر عالم أخرت استفاده نمود. لازم به ذکر است که این تجربیات به جهت تفاوت و حتی تقابلشان با برخی از آموزه های اسلامی، چالش هایی را پیش روی پژوهشگران علوم و معارف اسلامی قرار می دهند که پاسخ به آنها افق های نوینی را برای متکلمان اسلامی می گشاید. اما باید توجه داشت که این چالش ها به هیچ وجه از اعتبار این تجربهها نمی کاهد و نقاط مشترک میان این تجربه ها و آموزه های اسلامی می تواند به عنوان نقطه ثقل این حوزه مطالعاتی در کلام اسلامی باشد که با تکیه بر آن می توان بر تک تک این چالش ها فائق آمد و پاسخی مناسب و شایسته به هر یک از آنها داد که مطمثنأ این امر بر تلاش متکلمان مسلمان مبتنی است.

    19 شهریور 1398

    بررسی و تحلیل تطبیقی مرگ و رابطه آن با معنای زندگی از دیدگاه مولوی و هایدگر

    مرگ از دیدگاه مولوی، به معنی «قطع و پایان زندگی» نیست، بلکه «تولد» و «آغاز زندگی جاودانه» دیگری است. در اندیشه مولوی، «مواجهه مرگ با انسان»، «متناسب با شیوه زندگی» و «رویارویی و مواجهه انسان با مرگ» نیز متناسب با شیوه زندگی اوست. دیدگاه های مولوی در این زمینه، در چارچوب نظریه فراطبیعت گرایانه قرار می گیرد؛ زیرا وی، عامل اصلی معناداری زندگی را عشق به خداوند و سیر و حرکت به سوی او و مرگ را جزو اصلی زندگی و عامل پیوند و تکامل روح می داند. اما از دیدگاه هایدگر، مرگ، نوعی «انتخاب اجباری» و «هراسناک» و «امکان قطعی و درونی هستی خود انسان است که نقطه پایانی» بر زندگی اوست؛ انسان، تنها با مرگ است که «هستی غیر اصیلش» به «ساخت اصيل» در می آید و مرگ، حد پایان زندگی اوست. وی بر این عقیده است که مرگ واقعه ای نیست که در آینده اتفاق بیفتد، بلکه ساختاری بنیادی» و «جدایی ناپذير» از ادر- جهان - بودن» ماست. از این رو، رویارویی انسان با مرگ و پذیرش صادقانه آن، کلید «خودمختاری»، و «تمرکز» و به تعبیری؛ «زندگی اصیل» است. دیدگاه های هایدگر درباره مرگ و نسبت آن با معنای زندگی در چارچوب نظریه «طبیعت گرایانه قرار می گیرد؛ زیرا وی برخلاف مولوی، فراطبیعت (خداباوری یا روح محوری) را از مؤلفه های معناداری زندگی نمی داند، بلکه بدون استناد به مسأله خدا و روح، به تحلیل معناداری زندگی یا بی معنایی آن و تأثیر مرگ بر این معنی می پردازد.

    16 شهریور 1398

    مقایسه راه حل مسئله شر از دیدگاه جان هیک و علامه طباطبایی

    شر در قرون اخیر به صورت منطقی و قرینهای (علیه وجود خدا) مطرح و به منزله نقدی بر آموزه های دینی مطرح شده است. فیلسوفان و متکلمان راه حل های متنوعی ارائه داده اند که از جمله پاسخها، پاسخ هیک (فیلسوف و متکلم مسیحی) است که تئودیسه پرورش روح است و نیز پاسخ علامه طباطبایی که قایل به عدمی بودن شرشده، آن را لازمه عالم مادی و اختیار انسان می داند. این دو نظریه عدل باور با وجود نقاط اشتراک، دارای تفاوت های بنیادین اند. در مقایسه و تطبيق دو نظریه، ابعاد مسئله روشن تر می شود و راه حل جدیدی به دست می آید. لذا مقاله حاضر به بررسی و تطبیق این حر - راه حل ها می پردازد.

    30 مرداد 1398

    بررسی و تطبيق جعل یا کشف معنای زندگی در اندیشه کیرکگور و سارتر

    حذف علت غایی در تاریخ اندیشه، در مباحث علمی و فلسفی تغییراتی ایجاد کرده است و این موضوع عامل تغییر نگرش انسان به بحث خداوند به عنوان یک خالق و قدرت لایزال بوده است و اصلی ترین مسئله انسان، یعنی بحث درباره معنای زندگی او را تحت تأثیر قرار داده است. این امر، دلیل اصلی به حاشیه راندن اولوهیت خداوند و جایگزین شدن قوای انسانی شده است که نتیجه نهایی آن حاکمیت رویکردهای نیهیلیستی و پوچ گرایانه بوده است. به دنبال آن، استیلای سکولاریسم و دین پیرایی مسئله معنای زندگی انسان را به چالش کشیده است و پس از آن، انسان خداوند را نه همچون منشأ معنا، بلکه به عنوان مانعی بر سر راه زندگی می داند. از این رو، بر آگاهی و اراده خود تکیه می کند و خود را آفريننده معنای زندگی می پندارد. به همین دلیل، بحث کشف و جستجوی معنای زندگی، دستخوش تغییر شده است و به جای آن، رویکردهای معنا آفرین و سخن از جعل معنا، جایگزین شده اند. این مسئله که آیا انسان سازنده و آفریننده معنای زندگی خویش است با آن را از عاملی بیرونی کسب می کند، امروزه به چالش بزرگی برای بشر تبديل شده است. تقابل اندیشمندان خداباور و ملحد اهمیت چنین مسائلی را دوچندان می کند. به همین دلیل، در این پژوهش تلاش شده است برای این پرسش، با توجه به دو رویکرد خداباور و غیر خداباور کیرکگور و سارتر، که از اندیشمندان مکتب اگزیستانسیالیسم و از پیشگامان تحولات شگرف فلسفه معاصر هستند، پاسخی مناسب بیابیم. از یک سو، تکیه کیرکگور پر سابجکتیویته به عنوان یک حقیقت پایدار برای کشف معنای آبجکتیو زندگی با توجه به سپهر های هستی، و از سوی دیگر، بی معنابودن بنیادین زندگی به دلیل وجود نداشتن خداوند از نظر سارتر که با توجه به آگاهی انسان می توان به روش سابجکتیو برای آن معنایی جعل کرد، ژرف اندیشی شده است.

    29 مرداد 1398

    بررسي تطبيقي جبر و اختيار از منظر امام خميني(ره) و فخر رازي

    امام خميني و فخر رازي دو تن از انديشمنداني هستند كه هريك با رويكردي ويژه و اصول كلامي متفاوت مسئلة جبر و اختيار را بررسي كرده و آرايي متفاوت را ارائه داده اند. فخر رازي كه تبحّر و مهارتي ويژه در قلمرو كلام دارد، با رويكرد كلامي اشعري، به جبر تمايل دارد؛ بيشتر به نقل استناد مي كند و از براهين عقلي، كمتر بهره مي جويد؛ از سوي ديگر امام خميني، به دليل اهميتي كه براي اين مسئله قايل بوده، در مقام متكلمي شيعي، كوشيده است كه ابعاد گوناگون اين مسئله را تبيين و تحليل كند و ريشه هاي فلسفي ـ كلامي و روايي آن را پي بگيرد. ارائة ديدگاه متعادل تر از جبر و اختيار از سوي امام(ره) كه همان امر بين الأمرين است، بنابر اصول اعتقادي و مباني عرفاني او و با رويكرد عقلي و نقلي به اثبات مي رسد. نوع تحقيق در اين مقاله توسعه اي و روش انجام آن به صورت اسنادي و توصيفي با تأكيد بر تحليل محتواست.

    25 مرداد 1398

    درآمدی بر روش و گرایش تفسیری شیخ محمد عبده

    شیخ محمد عبده را یکی از بزرگان احیای فکر دینی و تفکر تعقلی جهان عرب به شمار می آورند و از این رو وی را گاه مورد تمجید و گاه انتقاد قرار داده اند. عبده برخلاف تفکر حاکم عربی، به فلسفه، دانش روز و مسائل سیاسی نظیر مبارزه با استعمار بها می داد و سعی می کرد قرآن کریم را متناسب با نیازهای جهان مدرن تفسیر کند. او در فعالیتهای تفسیری خود کوشیده است تا با مبانی عقلی به تفسیر قرآن بپردازد و از شیوه سنتی فاصله گیرد. این تلاش او را می توان در تفسیر المنار» که به کمک شاگردش رشیدرضا نگاشته و «تفسير جزء سی ام قرآن» و... مشاهده کرد. عبده در تفسیر خود بیش از هر چیز، بر جنبه هدایتی قرآن تاکید می کرد و معتقد بود، قرآن باید سعادت جوامع اسلامی را به ارمغان بیاورد و بر این اساس می گفت نباید قرآن را پرستید؛ بلکه باید با کمک قرآن خدا را پرستید. او اگرچه اندیشهای مبتنی بر عقل داشت، ولی با تأویل آیات الهی مخالف بود و گرچه انسانی سیاسی و اجتماعی بود، نگرش های شخصی خود را داخل در تفسیر قرآن نمی نمود و با تکیه بر مباحث لغوی و عقلی، سعادت جوامع بشری را می جست.

    17 مرداد 1398

    موقعیت وجودی جهان آفرینش و ابتدا و ختم آن

    جهان هستی هر چه باشد و هر عظمت و وسعت حیرت انگیزی که داشته باشد و هر کثرت و اختلاف و تضاد و تزاحم و تنازعی که در آن حکم فرمایی نماید، یک واحد بیش نیست که فعل حق بوده و از هر جهتی که فرض شود، چنگ نیاز به دامن کبریای حق زده و کمترین لحظه ای، چه در وجود و چه در بقا، کوچکترین استغنایی از قیمومت وجودی حق سبحانه ندارد.

    17 مرداد 1398

    حضور فیض الهی در مخلوقات

    فیض الهی و مخلوقات بر اساس تشکیک در وجود، حمل حقیقت و رقیقت بر مدار مراتب مشککه هستی است و لیکن بر مبنای وحدت شخصی هستی و تشکیک در مجالی و مظاهر هستی که مختار اهل معرفت و عرفان است، حمل حقیقت و رقیقت به صورتی ظریف تر نه در بود، بلکه در مراتب نمود و ظهور هستی جریان می یابد.

    8 مرداد 1398

    بررسی سیر تحول آرای مولوی و فخررازی در مسئله جبر و اختیار

    در اهمیت مسئله جبر و اختیار همین بس که حل بسیاری از مسائل کلامی بدان وابسته است و در طول تاریخ متفکران زیادی را به نظریه پردازی در این باره از جهات مختلف سوق داده است. در مقام مقایسه آرای مولوی و فخررازی در مسئله جبر و اختیار، شباهت ها و تفاوت های فراوانی را می توان یافت؛ از جمله اینکه هر دو از مکتب کلامی اشعری بهره جسته اند و به افعال انسان جبر گونه نگریسته اند و اینکه در بسیاری از مواضع از قرار گرفتن در دو راهی انتخاب جبر یا اختیار سخن به میان آورده اند و سرانجام به امر بين الأمرين روی آورده اند؛ اما در همین جایگاه مشترک، با هم اختلاف نظر دارند. مولوی در مقام یک عارف، در اشعار خود از استدلال گریخته و به جبر عاشقانه و عارفانهای پناه برده که جبر همراه با اختیار را به او عرضه می دارد و در ادامه به امر بين الأمرينی که شیعه تفسیر می کند معتقد گشته است. از سوی دیگر، فخررازی با توجه به رویکرد تفسیری و توسل به استدلال نقلی، پس از چند بار تغییر عقیده و پریشانی آرا، پذیرش جبر و نظریه کسب، سرانجام امر بين الأمرینی را بر می گزیند که آن را بایستی تفسیری از عقیده جبر به شمار آورد.

    6 مرداد 1398

    زندگی در جهان مذهبی

    زندگی در جهان مذهبی آیا ما در یک جهان مذهبی زندگی می کنیم؟ احتمالا اکثر نظریه پردازان روابط بین الملل به این سوال جواب مثبت می دهند

    30 تیر 1398

    تجربه وحیانی و مقوله خیال نزد ابن عربی

    بنا به رأی ابن عربي، عالم مقید با خیال منفصل، حضرتی است از حضرات ذومراتب الهی که در آن موجودات دو عالم مجرد و مادی، تمثل می یابند. درک این ظهور، از طریق کشف صوری امکان پذیر است، زیرا موجودات ظاهر در این مساحت از وجود، هم از لطافت تجرد برخوردارند و هم قابلیت آن را دارند که مانند موجودات مادی، محسوس واقع شوند. درک این موجودات، بسته به استعداد عین ثابت فرد مدرک و اقتضائات اوست؛ با وجود این، واقع نمایی آن، مخدوش به پیش داشته ها و پیش باورها نبوده و از آنها آزاد است. این نظر در مقابل نظریه هایی قرار می گیرد که با جانب تجرد محض حقیقت را می گیرند (مانند نظریه شلايرماخر) یا جانب ذهنیت محض را (مانند عقیده گادامر). بنابراین، حل پرسش درک مثالی و خیالی وحی، به تصدیق و پاور به ساحتی از وجود منوط است که اضداد را در خود جمع می کند و در عین توفيق بین ذهن و عین، از عینیت کامل برخوردارند.

    28 تیر 1398

    آیا همه چیز ماندگار است؟

    اثبات گرایی منطقی، که امور محصل تجربی را به عنوان مبنای نهائی استدلال خود مسلم می پندارد، برخلاف اثبات گرایی قدیمی تر فیلسوف فرانسوی، اگوست کنت، دیگر تجربه حواس را نقطه آغاز خود قرار نمی دهد.

    21 تیر 1398

    • تعداد رکوردها : 252

    اهمیت اخلاق در اسلام

    کتاب الهی بر پایه هدایت، بشر به کمالات معنوی و صفات الهی نهاده شده است و از این رو می بایست به پیام های معنوی آیات روی کرد و با گوش جان شنید و به آن دل سپرد. اهمیت اخلاق در اسلام تزکیه نفس یا رشد و کمال باطنی و سیر و سلوک انسانی به سوی خداوند از مطالبی است که خداوند بزرگ بعثت انبیا و نزول کتب آسمانی و به ویژه قرآن کریم را به آن خاطر قرار داده است.

    18 آذر 1398

    نگاهی به اخلاق اسلامی

    در طول تاریخ ، انسان هیچ گاه مانند زمان ما نیازمند به یک نهضت اخلاقی نبوده است ، زیرا در گذشته، بشر به این سطح از دانش دسترسی نداشت و بیشتر ضوابط مذهبی ، بر روابط فرد و اجتماع حاکم بود؛ امّا امروزه پیشرفت علم ، انسان را بر بسیاری از نیروهای طبیعت مسلّط کرده و همچنین او را از سلاح های تخریبی با قدرت فوق تصور، برخوردار نموده است و با تضاد موجود بین قدرت ها ، تنها جرقه ای برای تکرار جنگ های هستی سوز جهانی، کافی است. وضع خطرناک موجود تا حدودی مولود افکار عده ای از دانشمندان چند قرن اخیر است که گمان داشتند علم به تنهایی، گره گشای همه مشکلات بشریت است

    20 آبان 1398

    آشنایی با شیوه های تربیت دینی

    در آموزش دینی شیوه ها و فنونی برای تربیت مطرح است که اهم آنها عبارت اند از بحث کردن در مورد جهان و طبیعت و آفاق و انفس، دادن تذکر در موارد ضروری، توجه دادن به خود و ابعاد وجود ی خود ، واداشتن به تفکر و تدبر در امور، تعقل و استدلال

    10 آبان 1398

    نگاهی بر مبانی و آموزه های اخلاق مسیحیت

    نظریه پردازان حوزه ی اخلاق نظام های اخلاقی را با توجه به تأثیراتی که در حوزه ی اخلاق فردی و اجتماعی دارند نقد می کنند. از جمله ی این نظام ها آموزه های اخلاقی مسیحیت است. آموزه هایی چون: اعتقاد به خداوند و ارتباط او با طبیعت و انسان ها، عقاید خاص درباره ی شخصیت و رسالت حضرت مسیح و نظریه هایی در مورد گناه و عمق گسترده ی آن، که همگی اثرات زیادی بر اخلاق مسیحیت گذاشته اند. از آنجا که درک صحیح نقدهای وارد به اخلاق مسیحیت در گرو فهم درست آموزه ها و مبانی این نظام اخلاقی است، هدف عمده ی این پژوهش به تحلیل و بررسی اخلاق مسیحیت با توجه به کتاب مقدس اختصاص دارد. از این رهگذر اخلاق مسیحیت را در دو بخش آموزه ها و مبانی بررسی می کنیم.

    5 مهر 1398

    سیره اخلاقی امام حسین (علیه السلام) در برخورد با خانواده (بخش اول)

    خداوند متعال، رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) او را برای اهل عالم، به ویژه پیروانشان، به عنوان الگو آفریده است. مسلمانان جهان وظیفه دارند در تمام شئونات زندگی اعم از فردی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و غیره به آنان اقتدا نمایند. یکی از نکات قابل توجّه در سیره پیشوایان معصوم(ع) نحوه رفتار آنان با خانواده است. در این نوشتار مختصر برآنیم تا با مراجعه در منابع تاریخی به گوشه هایی از سیره اخلاقی امام حسین(ع) در خانواده بپردازیم؛ هر چند به خاطر طبیعت موضوع و نیز شرایط اجتماعی، حجم شواهد و مواردِ بر جای مانده در تاریخ، در این خصوص فراوان نیست؛ همین اندک نیز بسیار ارزشمند و گویاست. احترام به همسر

    5 شهریور 1398

    تربیت دینی و آثار آن در آینده فرزندان و چشم انداز بلندمدت جامعه

    انسان وقتی چیزی را با چشم می بیند تاثیر آن بیشتر از آن مطلبی است که با گوش شنیده است. این تفاوت هم از جهت درک مطلب است و هم از جهت تاثیرگذاری. عامل به خیر بودن پدر و مادر بهترین روش تربیتی فرزندان

    26 مرداد 1398

    بنیاد اخلاق از نگاه قرآن

    پیشینه علم اخلاق، و سنجش ارزش رفتارهای آدمیان در حوزه انسان شناسی، همچون شناخت هستی، تاریخچه ای کهن دارد. اندیشمندان و پژوهشگران در معیار و میزان ارزش رفتارهای اخلاقی انسان، نظریه ها و فلسفه های مختلفی را ارائه کرده اند. آنان معرفت، فضیلت، عدالت، منعفت، لذت و ... را معیار و ملاک های ارزیابی خوب و بد رفتارهای اخلاقی دانسته اند. در این میان، ادیان آسمانی نیز، براساس تعریفی که از جهان و انسان داشته اند، ملاک و میزان خوب و بد رفتارهای اخلاقی انسان را الهی دانسته اند. در این پژوهش با اشاره به نظریه ها و فلسفه های موجود، به تبیین بنیاد في اخلاق در قرآن پرداخته، میزان ارزش فعل اخلاقی را از نگاه قرآن، به اندازه انعکاس، بازتاب و تعین اخلاق الهی دانسته است، از این رو تمام گزاره های قرآن را به هم پیوسته و ناظر به هم، در یک شبکه بسیار پیچیده و منسجم می شناسد و فلسفه اخلاق را در قرآن، بر نظام توحید استوار می سازد.

    23 مرداد 1398

    همسران سالک

    طبق آنچه که از آیات و روایات به دست ما رسیده است همسران موفق زنان و مردانی هستند که یکدیگر را در مسیر بندگی یاری می دهند و هر دو در کنارهم، برای رسیدن به هدف والای آفرینش و دستیابی به مقامات بلند عبادی و سلوکی تلاش می کنند.در این نوشتار برآنیم تا به بررسی ویژگی معنوی زندگی آنها اشاره نماییم:

    17 مرداد 1398

    اخلاص، مناط اصلی بین دین و اخلاق

    ایصال نفس به امر نامتناهی که سرچشمه حقیقی اوست، در گرو انجام آیین مند تکلیف از سر حکمت است. این امر در سه ساحت انضباط پیشه وری، گذر پیروزمندانه و مؤدبانه از موقعیت اخلاقی و انجام منسک دینی، ظهور می یابد. زمانی که نفس، با پذیرش مشقت و ریاضت موفق می شود، استعدادهای خود را فعلیت بخشد، نور نهفته خود را آشکار ساخته است که سند ربانیت اوست. با و جود این، نور الهی نفس، به تحقق نمی پیوندد مگر آنکه فرد مكلف، به هنگام التزام خویش به انجام اعمال خاضه، بر شرط اخلاص مراقبت داشته باشد و از آن تخطی نورزد. به عبارت دیگر، خالصانه انجام دادن کارها، در هر سه ساحت نامبرده، عین تجلی نور ناظمة نفس است. شرط اخلاص، هم در ادای مناسک دینی حضور دارد و هم در آداب اخلاقی. بنابراین، اخلاص، در درجه اول، متعلق به خود نفس است و به نحوه عملکرد فاعلی بستگی دارد که ملتزم به ادای تکالیف است.

    17 مرداد 1398

    درباره عادت به اعمال عبادی

    در این مقاله به موضوع عادت به نماز و روایاتی در این باب می پردازیم، همراه ما باشید.

    8 مرداد 1398

    اخلاق دینی و اخلاق سکولار

    طرفداران اخلاق دینی ارزش حقیقی و کمال نهائی انسان را در قرب الهی و تشبه به خداوند می دانند که در سایه ی تجربه ی زندگی معنوی و رفتارهای اخلاق دینی سبب می آید، البته در اخلاق دینی، رفاه و آسایش دنیوی انسان، از یاد نرفته و دنیا ناشایسته تعریف و توصیف نشده گرچه وابستگی به دین و دنیازدگی و غفلت از آخرت و ساحت معنایی و حقیقی انسان مذموم شمرده شده است. از نگاه دین شناسان در خصوص اخلاق دینی این اختلاف وجود دارد که با دینی بودن اخلاق ناظر به امر الهی است چنانچه اشاعره بر این اعتقادند و یا آن که در حوزهی دین نیز نظام اخلاقی بر اساس حسن و قبح ذاتی و عقلی تفسیر شده است. طرفداران اخلاق سكولار بر این باورند که اخلاق دینی وظیفه گرا و تکلیف مدار است و حقوق بشر را نادیده می گیرد؛ از این رو معتقدند اخلاق باید از ساحت دین بیرون باشد و ارزش ها و قواعد اخلاقی برمبنای اصول انسانی و زندگی دینوی و رفاه عمومی تعریف و تعیین گردد. در این مقاله پس از طرح و تبیین مسأله، مبانی و دلایل دو رویکرد اخلاق دینی و اخلاق سکولار تحلیل شده و با نقد و بررسی ادعاهای طرفداران اخلاق سكولار، پیامدهای آن یاد آور شده است.

    4 مرداد 1398

    مبانی زهد از دیدگاه امام خمینی

    شناخت مبانی زهد در تفسیر و تبیین آن تاثیر گذار است. خطا در تفسیر این مبانی موجب بروز افراط یا تفریط شده، و آسیب های فردی و اجتماعی را به دنبال دارد. از این رو برای تعریف صحیح و معتدل از «زهد» باید ابتدا مبانی آن را ارائه کرد. در این مقاله بر مبنای دیدگاه امام خمینی در نگاه به دنیا، مغایرت معنای «زهد» با «رهبانیت» و «اصالت عمل در دنیا» برای رسیدن به سعادت اخروی روشن می گردد و با معرفی «انسان» به عنوان موجودی دارای دو حیثیت ملکی و ملکوتی معنایی اعتدالی از زهد ارائه می شود، سپس با تبیین چیستی فطرت در انسان، زهد حقیقی کمال انقطاع از غیر حق به سوی حق دانسته شده است؛ مراتب زهد از مصادیق تشکیکی آن به حساب می آید. افزون بر آن با ارائه نگاه جامع به هویت اجتماعی انسان در کنار ماهیت فردی او، تحصیل زهد حتی در حوزه عرفان را در گرو محبت خلق و حضور در اجتماع برای تحقق هویت جمعی و تعامل اجتماعی دانسته میشود.

    2 مرداد 1398

    ضرورت نگهداری از زبان

    به خاطر بی اعتنایی به زشتی گناهان فراوان زبان، قبح آنها از بین می رود و این یکی از بزرگترین خطرات مربوط به گناهان زبان است

    29 تیر 1398

    چه عواملی مانع توبه هستند؟

    در اینجا به عواملی می پردازیم که باعث می شوند توبه نکنیم، برای آشنایی با این موانع همراه ما باشید. چه عواملی مانع توبه هستند؟ با این که انسان در بسیاری از موارد می داند باید توبه کند، اما عواملی موجب می شوند تا توبه نکند، که در این جا به چند نمونه از آن موانع اشاره می شود

    21 تیر 1398

    خودفراموشی و پیامدهای آن

    در این مطلب به چند مورد از آثار و پیامدهای خودفراموشی اشاره شده است.

    14 تیر 1398

    برخی از آثار و مضرات پرحرفی

    زیاده گویی و افراط در سخن گفتن مذموم است و انسان آنچه می گوید باید بداند که چه سخنی می گوید و چرا این سخن را می گوید. اگر آدمی در سخنان و در هدف سخن گفتن خود دقت نکند دچار اشتباهاتی می شود که ضرر آن به او و به دیگران می رسد. برخی از آثار و مضرات پرحرفی به شرح ذیل است

    29 خرداد 1398

    نیت اخـلاقی (از دیدگاه کانت و اسلام)

    یکی از مسائلی که مکاتب اخلاقی به ندرت به آن پرداخته اند مسأله ی «نیت» است. از جمله مکاتبی که این مسأله را مورد توجه قرار داده اند مکتب اخلاقی کانت و مکتب اسلام است. هریک از این مکاتب با دیدگاهي خاصی به این موضوع توجه کرده اند و تعریفي ویژه از نیت ارائه داده اند، که این امر تأثیري شگرف درگستره ی فعل اخلاقی دارد. «کانت» نیت فعل اخلاقی را به نیت انجام تکلیف و ادای وظیفه منحصر کرده است. این نگاه دایره ی فعل اخلاقی را بسیار محدود می کند؛ و از آنجا که مکتب او انگیزه ای جز ادای تکلیف را اخلاقی نمی داند، نمی تواند در افراد محرکي فعال و مؤثر برای انجام کار اخلاقی ایجاد کند. در مقابل، اسلام با در نظر گرفتن قصد تقرب به خدا که عنوانی جامع و فراگیر برای فعل اخلاقی است سایر انگیزه های خیر از جمله: کمک به دیگران، رسیدن به کمال، ترس از عقاب و ... را هم در بر مي گيرد. زمینه ای گسترده برای انجام فعل اخلاقی فراهم کرده است که افراد مختلف با کنش ها و انگیزه های متفاوت را در بر مي گيرد؛ لذا می توان گفت اسلام به موضوع نيت نگاه فراگیر و جامع تری دارد. این تفاوت ناشی از مبانی و اصولی است که این مکاتب برای اخلاق قائل هستند.

    20 خرداد 1398

    بررسی حقوق و جایگاه مردم در حکومت علوی به عنوان رویکردی از سبک زندگی امام علی (ع)

    انسان گرایی و ایمان به ارزش انسان در مکتب علوی، از جایگاهی ویژه برخوردار است و منزلتی والا و الهی دارد. در این مکتب، جامعۀ انسانی، جامعۀ خدایی است و هرگونه خدمت به انسان، مایۀ قرب به خدای متعال است. امام علی(ع) به عنوان تربیت یافتۀ مکتب نبوی، همیشه به عدل و مدارا و توجه به امور معیشتی مردم تأکید می ورزید؛ چراکه به اعتقاد ایشان، زمین جز با تنگدستی ساکنانش ویران نشود و تنگدستی مردم با مال اندوزی والیان روی می دهد. امام در تمام نامه هایشان، به فرمانداران و استانداران خود دربارۀ حقوق اجتماعی مردم و بازپس گرفتن حق محرومان از ستمکاران سفارش می کردند و از نظر اخلاق اجتماعی، مسئولان نظام را به مردم داری، ابراز محبت و لطف به رعیت دستور می دادند. با توجه به مسائل بیان شده، منشأ حقوق اجتماعی انسان ها در دیدگاه امام علی(ع) حق الهی است؛ بدین معنا که حق الهی زمانی ادا خواهد شد که حقوق انسان ها نیز رعایت شده باشد. در این مقاله تلاش بر آن است تا با استفاده از متون مقدس اسلامی، شواهد تاریخی و به کارگیری شیوه های پژوهش تاریخی، به بررسی حقوق و جایگاه مردم در حکومت علوی به عنوان رویکردی از سبک زندگی امام علی(ع) پرداخته شود.

    14 خرداد 1398

    تاملی درباره ی جایگاه و مولفه های تربیت اخلاقی کودکان در خانواده (براساس دیدگاه امام علی علیه السلام)

    دنیای معاصر بیش از هر زمان دیگری با مشکلات مختلف اخلاقی مواجه است. مراد از تربیت اخلاقی، فرایند ایجاد و پرورش فضایل اخلاقی در فراگیران و کوشش برای بازداشتن آن ها از رذایل اخلاقی در مقام نظر و عمل است. با توجه به اهمیت تربیت اخلاقی، پرداختن به مباحث مربوط به اخلاق و تربیت اخلاقی از جایگاه رفیعی برخوردار است. امام علی علیه السّلام، اولین پیشوای شیعیان، نکات برجسته ای درباره تربیت اخلاقی بیان فرموده است. پژوهش حاضر می کوشد با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی جایگاه و مولفه های تربیت اخلاقی کودکان در خانواده از دیدگاه امام علی علیه السّلام بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد امام مراحل تربیت اخلاقی را براساس مراحل اخلاق به سه دوره هفت ساله تقسیم کرده و درباره مولفه های تربیت اخلاقی (هدف غایی، اهداف واسطه ای، اصول و روش ها) مواردی را به صورت کاربردی ارائه کرده است. الگوبرداری از سیره حضرت علی علیه السّلام، بهره گیری از روش های تربیتی اسلامی و پرورش نسل صالح می تواند راهگشای سعادت دنیوی و اخروی باشد.

    6 خرداد 1398

    دورویی و مذمت آن در روایات

    دورویی یا نفاق یا دوزبانی در اصل به معنای مخالفت ظاهر با باطن است. در اینجا قصد داریم به سفارشات ائمه درباره آثار دورویی و دوری از آن بپردازیم

    27 اردیبهشت 1398

    • تعداد رکوردها : 104

    ضرورت قيام جهاني حضرت مهدي عج

    يكي از پرسش هايي كه همواره ذهن بشر را به خود مشغول كرده، آيندۀ بشر يا به تعبير ديگر، پايان تاريخ است. انديشمندان با هر ديدگاه و گرايشي كوشيده اند به اين سؤال پاسخ دهند. آنان آيندۀ بشر را روشن و همراه با صلح، صفا، آرامش، امنيت و گسترش عدالت مي دانند. عده اي تحقق آن را خارج از اختيار بشر و نتيجة جبر تاريخي مي شمارند و برخی آن را اختياري دانسته، معتقد به راه اندازي جنگ تمدن ها براي تحقق آن هستند. اديان الهي يهود، مسيحيت و اسلام نيز آيندۀ زندگي بشر را روشن و تحقق آن را در گرو ظهور منجي مي دانند. در انديشۀ مسلمانان این تحول جهاني به دست يكي از فرزندان رسول خداص به نام حضرت مهدي عج رقم خواهد خورد. اكنون پرسش اساسي اين است كه در انديشۀ ديني، چه ضرورتي براي پيدايش اين قيام جهاني وجود دارد؟ نوشتار حاضر با بررسی متون دینی در پی پاسخ گويي به اين پرسش است. با بررسي آيات قرآن و روايات اسلامي در می یابیم كه بعضي وعده هاي خداوند به مؤمنان، مانند تداوم ثقلين تا پايان تاريخ، حاكميت جهاني دين خدا، حاكميت مؤمنان و مستضعفان و صالحان، پيروزي حق بر باطل و... و نیز برخی وعده هاي رسول خدا ص به امت اسلامي، همچون به قدرت رسيدن دوازدهمين جانشين او و قيام جهاني حضرت مهدي عج و فراگير شدن عدالت در همة جهان هنوز تحقق نيافته است. از این رو باید به ضرورت قيام جهاني توسط انساني الهي و معصوم قائل شويم.

    18 آذر 1398

    نقش مبانی كلامي و قاعدة لطف در فهم فقیهانة مسائل مربوط به زمينه سازي برای ظهور

    به موازات طرح جدّي مسئلة زمينه سازي براي ظهور امام زمان عج در سال هاي اخير، پرسش ها و شبهه هایی دربارة ضرورت و گسترة آن به وجود آمده كه باورمندان به لزوم زمينه سازي و گسترة مورد ادعاي ايشان را به واكنش واداشته است. در اين ميان، آن چه مایة شگفتي شده، آن است كه اين شبهه ها را بيش تر باورمندان به مهدويت مطرح کرده اند، به گونه ای كه هر كدام از آن ها براي اثبات نظر خويش و ردّ ديدگاه ديگري، به دسته ای از دلايل نقلي تمسك جسته اند. همين امر سبب شده است واقعيت مطلب، براي جويندگان حقيقت و وظيفه، مشتبه شود. آثار مهمي كه التزام به هر يك از ديدگاه هاي مطرح شده مي تواند بر بينش هاي اصلاحي فردي و به ویژه سياست ها و برنامه ريزي هاي كلان اجتماعي بگذارد، نويسندة این مقاله را وادار کرده است براي اين معضل، چاره اي بينديشد. نويسندة اين سطور، بی توجهی به جايگاه مباني كلامي مربوط به مسئلة زمينه سازي برای ظهور و التزام به آن را در مسير پژوهش، علت اصلي چنين چالشي می داند و بر این عقيده است كه براي فهم فقيهانة اين مسئله و قبل از پرداختن به دلايل نقلي، ابتدا بايد به سراغ مباني كلامي مسئلة زمينه سازي ظهور رفت و با تبيين درست و التزام به آن، آيات و روايات مرتبط با موضوع را مبتني بر آن تفسير و تحليل کرد.

    25 آبان 1398

    پديدة صهيونيسم در انديشه و آثار امام خميني

    از ديدگاه سياسي امام خميني (ره)، اگر تأسيس حكومت اسلامي، اولويت اول براي ايشان در ايران بود، در خارج از كشور، آزادي بيت المقدس و سرزمين فلسطين، مهم ترين دغدغة فكري و عمل سياسي ايشان را تشكيل مي داد. يكي از اختلافات اساسي امام با رژيم پهلوي، دربارة نفوذ صهيونيزم در ايران و حضور عناصر اسرائيلي در مناصب دولت پهلوي بود. به عبارت ديگر، مي توان در انديشه انقلابي و آزادي بخش امام، آزادي ملت ايران و فلسطين را دو ضرورت عيني و اساسي دانست كه بسياري از آثار كتبي و شفاهي و مبارزات سياسي ايشان، مبين اين امر است كه در اينجا اشاراتي به اين موضوع مي شود.

    20 آبان 1398

    موانع وآفات انتظار

    این مقاله با هدف بازشناسی برخی از موانع وآفات انتظار به روش تحلیلی _ توصیفی وبا استفاده از منابع کتاب خانه ای نوشته شده است. موانعی که این مقاله به آن ها پرداخته عبارتند از: استبعاد ذهنی ظهور، خو گرفتن به شرایط موجود، تهدید منافع، شتاب زدگی، عافیت طلبی، نگرش منفی به انتظار، عدم رشد فکری وعدم معرفت به امام زمان (علیه السلام). آفات در کمین امر انتظار که در این مقاله ذکر شده، شامل منجی گرایی، ملاقات گرایی، مدعی پروری، غلو در محبت وباطن گرایی است. نتایج مطالعات وبررسی ها در مورد علل وریشه های موانع وآفات، حاکی از آن است که عوامل بروز موانع وآفات در برخی موارد مربوط به منشأ (روایات مطرح کننده تفکر انتظار مهدی موعود) وگاه در نگرش وعملکرد متولیان امور دینی وفرهنگی وگاه در سوء برداشت نظری وسوء عملکرد پیروان این اعتقاد عظیم وتحول آفرین است. در پایان به منظور پالایش اندیشه رایج در جامعه، پیشنهاداتی ارائه شده است.

    10 آبان 1398

    اندیشه مهدویت در میان سربداران

    سربداران، مردمانی صوفی مسلک و اثناعشری بودند که در غرب خراسان بزرگ و در سال 736 قمری به پیروی از تعالیم شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری علیه ظلم و جور حاکمان محلی و بازماندگان دولت ایل خانی برخاستند و نزدیک به نیم قرن بر غرب خراسان حکم راندند. سربداران، نخستین دولت مردمی بود که با اندیشه شیعی، گرایش های صوفیانه و انگیزه زمینه سازی برای ظهور امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تشکیل شد و سرمشقی برای قیام های بعد از خود گردید.

    23 مهر 1398

    خسف بیداء

    «خسف بيداء» که تعدد روایات و تنوع منابع دربارة آن نشان دهندة اهمیت و اهتمام نویسندگان متقدم به آن است، از نشانه های حتمی ظهور امام مهدی(عج)به شمار مي رود که هم جوامع معتبر شیعی، احادیث مربوط به آن را گزارش کرده اند و هم منابع معتبر اهل سنت بدان پرداخته اند و دامنة آن به بحث های فقهی نیز کشیده شده است. مقصود از «خسف بيداء» این است که چون لشکر سفیانی که به قصد کشتن امام مهدی(عج)از مدینه به سمت مکه راه افتاد، در میانة راه و در سرزمین بيداء به شکلی معجزه آسا در زمین فرو مي رود. تحقق اعجازآمیز این رخداد نشان می دهد ارادة الهی بر این تعلق گرفته است که حتی با مداخلة عوامل فوق طبیعی، از آخرین ذخیرة خود محافظت نماید.

    5 مهر 1398

    صهيونيسم مسيحي چيست؟

    صهيونيسم مسيحي واژه اي است كه براي شاخه افراطي پروتستان هاي آمريكايي به كار مي رود. اين گروه به خاطر حمايت از اسرائيل به اين نام مشهور شده اند. مطابق اعتقادات اين مكتب بايد به وسيله پروتستان ها حوادثي واقع شود تا مسيح دوباره ظهور نمايد و پيروان اين مكتب وظيفه ديني دارند تا براي تسريع در عملي شدن اين حوادث كوشش نمايند.

    5 شهریور 1398

    نبرد انتظارها

    بشريت سال ها است كه در آرزويي بس بزرگ بي قرار است. توده هاي مواج و عظيم انساني هر كدام به فراخور حال و مجال دين خويش در انتظار تشكيل آرمان شهري دنيايي مي باشند: جهان شهري كه عدالت، رهيدگي از بند اسارت ها و دل بستگي شيرين معنوي چاشني آن باشد. از اين رو اعتقاد به آخر الزمان و ظهور منجي و اصلاح گر توانمند و بزرگ جهاني از آرمان هاي مشترك تمام اديان و مذاهب زنده دنيا به شمار مي رود. اما اين مسئله در مذهب شيعه به گونه اي متمايز مطرح است. چرا كه هويت اساسي شيعه و رمز ماندگاري، پويش و جوشش آن در طول تاريخ در پيوند با انديشه سرخ حسيني و اميد سبز مهدوي معنا مي شود. شيعيان همواره با تني زجر ديده و محنت كشيده ولي با چشماني پر از انتظار، دل هايي مالامال از نور اميد و دستاني توانمند و شورآفرين، دل در گرو آمدن آن يار غائب از نظر داشته اند. در هم تنيدگي شور سرخ و انتظار سبز براي شيعه هويتي پيچيده پديد آورده است و همين ويژگي است كه سبب به خطا رفتن بسياري از تحليل ها گشته، آنان را در دام عينيت گرايي مي اندازد.

    27 مرداد 1398

    مهدی (عج) و مهدویت از دیدگاه نهج البلاغه

    نهج البلاغه آینه ای است که سیمای پر فروغ قائم آل محمّد(علیهم السلام) در آن گرچه اندک، ولی زیبا، پرجاذبه، نویدبخش، دل انگیز و تحرّک آفرین تجلّی کرده و همچون جام بلورینی است که زمزم سخنان علوی درباره فرزندش مهدی موعود(علیه السلام)در آن ریخته شده است.این مقاله در جهت طرح و تحلیل آن کلمات تنظیم گردیده است.

    17 مرداد 1398

    نگاهی متفاوت به انتظار

    انتظار دو جنبه دارد: یکی رسیدن به هدف، و دیگری در راه بودن. این دو جهت انتظار برای همه چیز وجود دارد و تنها مربوط به امر فرج امام زمان(عج) نیست.

    8 مرداد 1398

    آخر الزمان و حيات اخروي در يهوديت و مسيحيت(5)

    مسيحيان خدا را داور همگان مي دانند( عبرانيان 12: 23) و عقيده دارند که داوري نهايي را حضرت عيسي که خداي متجسد است، پس از بازگشت خود در آخرالزمان انجام خواهد داد: « زيرا که پدر بر هيچ کس داوري نمي کند؛ بلکه تمام داوري را به پسر سپرده است.» در عهد جديد از زبان پطرس مي خوانيم که داوري حضرت عيسي شامل همه می دانند.

    30 تیر 1398

    آخر الزمان و حيات اخروي در يهوديت و مسيحيت(4)

    مفهوم رستاخيز نهايي در مکاشفه باروک جالب توجه است. اين کتاب را شايد نويسنده اي يهودي بلافاصله پس از سقوط اورشليم نوشته باشد. براساس کتاب مکاشفه باروک بدن هاي نيکان در رستاخيز به موجودي روحاني که « داراي جاودانگي و شکوه بي پايان» است، تبديل، و بدن هاي بد کاران نحيف و زشت تر از پيش مجازات خواهند شد

    21 تیر 1398

    آخر الزمان و حيات اخروي در يهوديت و مسيحيت(3)

    عالمان يهود با يادآوري علائم پيش از ظهور براي دلداري افراد و بالا بردن روحيه ي مقاومت تلاش مي کردند. آنان از « دردهاي زايمان دوره ي ماشيح» سخن مي گفتند و به مردم يادآور مي شدند که پيش از ظهور ماشيح، آشفتگي و فساد در جهان به نهايت خواهد رسيد. برخي از اين علائم در اخلاق انسان ها و برخي در طبيعت آشکار خواهد

    14 تیر 1398

    رويكرد استراتژيك به اخبار آخرالزمان(2)

    نويسندة محترم در قسمت نخست اين مقاله، دربارة جهت صدور اخبار آخرالزمان و دسته بندي اين گونه اخبار و روايات، به اخبار نشانه گذار و اخبار استراتژيك سخن گفت. آنگاه به بحث از پيش نيازهاي فكري ـ فرهنگي نگرة استراتژيك به اين گونه روايات پرداخت؛ اوّل، جمع بين اعتقاد به تقدير علمي و عيني خداوند با زمينه سازي؛ و دومين پيش نياز را در ادامة مطلب در اين قسمت پي مي گيريم.

    29 خرداد 1398

    منجی گرایی فیلسوفانة زمینی و قدسی؛ فردریش نيچه[1] و احمد فردی

    در این نوشتار، ‍«ابرمرد» نیچه و «انسان آرمانی» سیّداحمد فردید بررسی و مقایسه شده است تا وجوه افتراق و اشتراک آن ها هویدا شود. هر دو فیلسوف، رویکردی نو و بدیع به «انسان آرمانی» دارند. نیچه، از مطرح ترین فیلسوفان معاصر غرب در ایران و فردید، اولین فیلسوف مدرن در ایران است. «ابرمرد» و «انسان آرمانی»، دایرمدار و مشهورترین حاصل فکری آن هاست. فردید، انسان آرمانی را با عنوان «بقیة الله» و «امام زمان» مطرح می کند. ابرمرد نیچه نیز همچون انسان آرمانی فردید، منجی است و در آینده ظهور خواهد کرد. اندیشة انتظار در هر دو فیلسوف، برجسته است. نیچه و فردید، هر دو آشفته سخن گفته اند و در مورد آن ها نمی توان از منظومة افکار سخن گفت. با توجه به این مسئله، مقالة حاضر سعی دارد تا رئوس اصلی اندیشة این دو فیلسوف را که در انسان موعود و آرمانی آن ها طرح می شود و اجماع نظر بیش تری در موردشان وجود دارد، قیاس کند.

    20 خرداد 1398

    رويكرد استراتژيك به اخبار آخرالزمان(1)

    دلیل اين همه اخبار براي آخرالزمان چيست؟ ترسيم دوران پيش از ظهور از جنبه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ... موقعيت جبهة حق و باطل در هنگام ظهور و مختصات پس از ظهور با اين بسط و گسترش به چه منظور است؟ اگر فقط براي «دادن اميد» يا «باوراندن قطعيت آن» و مانند اينها بود با جملاتي كوتاه اما مكرر مثل «يملأ الأرض قسطاً و عدلاً» «كما ملئت ظلما و جورا» نيز به دست آمده و ...

    14 خرداد 1398

    نگاه ژئوپلیتیک به روایات آخرالزمان (8)

    اشاره به شکل گیری فتنه سفیانی در منطقه شام ضرورت این راهبرد را مشخص می نماید که ما به عنوان دولت و ملت زمینه ساز و ممهد برای مقابله با فتنه سفیانی باید از محل شکل گیری آن شروع کنیم و این فتنه را در نطفه از بین ببریم. در واقع معنای انتظار و زمینه سازی این نیست که بگذاریم فتنه و دشمنی شکل بگیرد بعد با آن مقابله نماییم.

    6 خرداد 1398

    نگاه ژئوپلیتیک به روایات آخرالزمان (7)

    کانون شکل گیری این فتنه شام ذکر شده است که اشاره به خروج سفیانی دارد. در این روایت پیامبر اکرم می فرمایند؛ پس از شکل گیری فتنه سفیانی در شام، به منطقه عراق نیز گسترش می یابد و نا امنی و آشوب عراق را فرا می گیرد. اشاره پیامبر پیرامون آغشته شدن دست و پای حجاز به این فتنه گویای همکاری سران حاکم عربستان با جریان سفیانی می باشد.

    27 اردیبهشت 1398

    نگاه ژئوپلیتیک به روایات آخرالزمان (6)

    امام علی (ع) می فرمایند: (هنگامی که سپاه سفیانی به سوی کوفه عزیمت می کند، سفیانی گروهی را به جستجوی اهل خراسان می فرستد که برای یاری حضرت مهدی (عج) خروج کرده اند. سپاه سفیانی با سپاه سید هاشمی در دروازة اصطخر روبرو می شوند، که مردی به نام شعیب بن صالح پرچمدار خراسانی هاست و پرچمهای سیاهی در دست دارند. نبرد سختی در میانشان پدید می آید که سرانجام صاحبان پرچم های سیاه پیروز می شوند و سپاه سفیانی پا به فرار می گذارند.

    18 اردیبهشت 1398

    نگاه ژئوپلیتیک به روایات آخرالزمان (5)

    انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای آن به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.

    7 اردیبهشت 1398

    • تعداد رکوردها : 217
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

حدیث

ـ فيما وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ ـ : يا بُنَيَّ ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ ، قَد هَلَكَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ ، فَاجعَل سَفينَتَكَ فيهَا الإِيمانَ ، وَاجعَل شِراعَهَا التَّوَكُّلَ ، وَاجعَل زادَكَ فيها تَقوَى اللّه‏ِ ، فَإِن نَجَوتَ فَبِرَحمَةِ اللّه‏ِ ، وإن هَلَكتَ فَبِذُنوبِكَ

در پندهاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ : اى پسرم! دنيا، درياى عميقى است كه بسيارى در آن هلاك گرديده ‏اند . پس كشتى ‏ات را در دنيا، ايمان به خدا قرار بده و بادبان آن را توكّل بر خدا، و توشه راهت را تقواى خداوند عز و جل قرار بده؛ اگر نجات يافتى، از رحمت خداست و اگر هلاك شدى، به سبب گناهانت خواهد بود.

بحار الأنوار : ج ۱۳ ، ص ۴۱۱ ، ح ۲

لینک های مفید