• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

روش شناسي ملاصدرا در مسئله علم باريتعالي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین و پژوهشگرانی که محتوای قلمشان متناسب با فعالیت سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد.بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. روش شناسي ملاصدرا در مسئله علم باريتعالي پرسش از راز برتري حكمت صدرا و تفوق آن بر ساير نحله هاي فلسفي، سؤالي است اساسي در حوزه فلسفه اسلامي كه ميتوان آن را با تكيه بر روش شناسي ملاصدرا پاسخ گفت. در باب روش شناسي ملاصدرا مجموعاً هفت نظريه قابل گزارش است. نظريه مختار نگارنده، ملاصدرا را در برخوداري از منابع متنوع و متكثر خود، داراي يك الگوي پژوهشي ميداند كه با پيروي از آن موفق به ابداع نظريات جديد ميگردد و بدينسان نوآوريهاي فراوان وي را قابل تبيين ميداند. نقطه مقابل اين نظريه، ديدگاه التقاطگرايانه است كه ملاصدرا را به التقاط انديشه ها متهم ميكند. اين نظريه از تبيين نوآوريهاي او قاصر است. اين نوشتار با ملاصدرا در يكي از غامضترين مسائل فلسفه اسلامي، همراه شده و تلاش كرده است تا بگونه يي مستند، الگوي پژوهشي وي را در اين مسئله نشان دهد.

غايت و انگيزه ي آفرينش از منظر يونانيان و مسلمانان

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای دکتر یحیی یثربی در سایت راسخون درج گردیده است. غايت و انگيزه ي آفرينش از منظر يونانيان و مسلمانان نگرش مادي، غايت و انگيزه را در پيدايش موجودات نمي پذيرديکي از ويژگي ها برجسته ديدگاه ارسطو در باب جهان، غايت انگاري تمام عيار او است. غير از بعضي تصادفات اتفاقي، همه آنچه وجود دارد يا رخ مي دهد، از براي غايتي وجود دارد يا رخ مي دهد. اما چندان روشن نيست که اين ديدگاه را چگونه بايد تفسير کرد انگيزه، بر اساس اراده مطرح مي گردد. اراده نيز در جايي است که فاعل شعور داشته باشد. بنابراين بسيار طبيعي است که عده اي اراده را بي نياز از انگيزه دانسته و عده اي ديگر علم را جانشين اراده و انگيزه، هر دو، بدانند. از متفکران مسلمان، معتزله که از نظر تاريخي پيش از گروه هاي فکري ديگر قدمت دارند، بر اساس دلالت متون ديني و نيز بر اساس داده هاي تجارب انساني، خداوند را داراي علم، اراده و انگيزه مي دانند.

نخستين موجود، از منظر يونانيان و مسلمانان

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای دکتر یحیی یثربی در سایت راسخون نشر گردیده است. نخستين موجود، از منظر يونانيان و مسلمانان نخستين موجود پديد آمده از ماده يا اجزاي قديم، چه بوده است؟ دموکريت و ارسطو در اين باره چيزي نگفته اند. افلاطون نيز در اين باره مطلبي ندارد. در آثار کساني که يک عنصر، مثلاً آب را قديم مي دانند و آن را مادة المواد مي شمارند، از نخستين پديده سخن به ميان آمده است. اما در افسانه هاي باستاني مربوط به پيدايش جهان، معمولاً ترتيب آفرينش مطرح است. فلسفه، تلاش انسان براي فهم عقلاني جهان است و طبعاً در برابر افسانه قرار مي گيرد. اما هرگز از تأثير و آميزش افسانه در امان نمي ماند. اکنون مسئله چگونگي آفرينش يا صدور آغازين جهان را از نظر متفکران پي مي گيريم. کساني که خداوند را به عنوان آفريدگار جهان در نظر مي گيرند، معمولاً ميان خدا و جهان، واسطه يا واسطه هايي را مي پذيرند. انگيزه آنان از فرض اين واسطه ها، تنزيه و متعالي دانستن خداوند است.

معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا) قسمت دوم

نکته این مقاله به قلم آقای دکترجعفر شانظری و خانم فاطمه زارع دانشجوی دکتری حکمت متعاليه دانشگاه اصفهان در مجله علمی – پژوهشی اسرا شماره 16 تابستان 1392به چاپ رسیده است لازم به ذکر است که به دلیل طولانی بودن متن مقاله این متن در دو قسمت ارائه می گردد. معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا) قسمت دوم چکيده تبيين جايگاه بديهيات در نظام فکري فلاسفه اسلامي يکي از اساسي ترين مسائل است که با وجود اهميت فراوان و نقش بي بديلش در نظام معرفتي فيلسوفان، از زواياي مختلف مورد مداقه قرار نگرفته است، به گونه اي که به دليل ابهامات موجود در معناشناسي بديهيات و عدم تمايز بين ادراکات بديهي و نظري، موجب استفاده نادرست قضاياي نظري و بديهي و در نتيجه، حصول معارف مبهم در نظام معرفتي مي گردد. بررسي معناي دقيق مفاهيم بديهي، شمار بديهيات و منشأ حصول بديهيات از جمله مسائلي است که اين مقاله به عهده گرفته است. اشاره اجمالي به نظرات اين سه فيلسوف چنين بيان مي گردد که تحليل ايشان در تبيين منطقي مفهوم بديهيات - با وجود اختلاف تعابير گوناگون- مشابه همديگر است است، لکن ابن سينا و ملاصدرا به تبيين فلسفي مفهوم بديهيات نيز نظر داشته اند، به گونه اي که بدون بديهيات، هيچ استدلال و بياني امکان پذير نيست و با اين لحاظ، بديهيات نه قابل اثبات فلسفي و نه قابل انکار فلسفي است و چنين نکته اي در آراء سهروردي مشهود نيست. نظر ابن سينا و ملاصدرا در شمار بديهيات يکسان است و سهروردي تعداد آنها را به سه قسم فرو کاسته و بالصراحه به تضييق دايره بديهيات پرداخته است. در مورد منشأ حصول بديهيات، ابن سينا استمداد از عقل فعال و سهروردي، شهود و ملاصدرا حس را مطرح مي کند. واژگان کليدي: بديهي، نظري، فطری، اولی، ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا

معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا)قسمت اول

نکته این مقاله به قلم آقای دکترجعفر شانظری و خانم فاطمه زارع دانشجوی دکتری حکمت متعاليه دانشگاه اصفهان در مجله علمی – پژوهشی اسرا شماره 16 تابستان 1392به چاپ رسیده است لازم به ذکر است که به دلیل طولانی بودن متن مقاله این متن در دو قسمت ارائه می گردد. معنا شناسي بديهيات از منظر سه فيلسوف مسلمان (ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا)قسمت اول چکيده تبيين جايگاه بديهيات در نظام فکري فلاسفه اسلامي يکي از اساسي ترين مسائل است که با وجود اهميت فراوان و نقش بي بديلش در نظام معرفتي فيلسوفان، از زواياي مختلف مورد مداقه قرار نگرفته است، به گونه اي که به دليل ابهامات موجود در معناشناسي بديهيات و عدم تمايز بين ادراکات بديهي و نظري، موجب استفاده نادرست قضاياي نظري و بديهي و در نتيجه، حصول معارف مبهم در نظام معرفتي مي گردد. بررسي معناي دقيق مفاهيم بديهي، شمار بديهيات و منشأ حصول بديهيات از جمله مسائلي است که اين مقاله به عهده گرفته است. اشاره اجمالي به نظرات اين سه فيلسوف چنين بيان مي گردد که تحليل ايشان در تبيين منطقي مفهوم بديهيات - با وجود اختلاف تعابير گوناگون- مشابه همديگر است است، لکن ابن سينا و ملاصدرا به تبيين فلسفي مفهوم بديهيات نيز نظر داشته اند، به گونه اي که بدون بديهيات، هيچ استدلال و بياني امکان پذير نيست و با اين لحاظ، بديهيات نه قابل اثبات فلسفي و نه قابل انکار فلسفي است و چنين نکته اي در آراء سهروردي مشهود نيست. نظر ابن سينا و ملاصدرا در شمار بديهيات يکسان است و سهروردي تعداد آنها را به سه قسم فرو کاسته و بالصراحه به تضييق دايره بديهيات پرداخته است. در مورد منشأ حصول بديهيات، ابن سينا استمداد از عقل فعال و سهروردي، شهود و ملاصدرا حس را مطرح مي کند. واژگان کليدي: بديهي، نظري، فطری، اولی، ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا

خلود نفس از دیدگاه ابن سینا

چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم خانم معصومه صفدری به چاپ رسیده است خلود نفس از دیدگاه ابن سینا نفس با تعلق خود به بدن و به كارگيري آن تا حدي به كمال مي رسد؛ ولي همراهی آن دو هميشگي نيست؛ چرا كه ماده هميشه در تغيير (كون و فساد) است و نفسِ مجرد سرانجام مسير جديدي را در پيش خواهد گرفت. بنابراين مرگ به معناي نابودي نيست؛ بلكه قطع علاقه نفس به بدن مادي است. ابن سينا نفس همه انسان ها را جاودان مي داند. از نظر وي، نفس جوهري مستقل و فقط در مقام فعل محتاج به بدن است. او معاد روحاني را با براهين عقلي اثبات مي كند؛ اما از اثبات معاد جسماني اظهار عجز مي نمايد و در نتيجه آن را تنها از طريق دلايل نقلي قابل پذيرش مي داند. واژه های کلیدی: نفس، خلود، تعيّن نفوس، اتحاد نفوس، ابن سينا.

جاودانگي روح

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای محسن اخباري به چاپ رسیده است چکیده جاودانگي روح كلمات كليدي : معاد، معاد جسماني، جاودانگي روح، هويت شخصي، بدن مثالي یكی از بزرگترین دغدغه های انسان در طول حیاتش مسأله جاودانگی و فناناپذیری است. همه ادیان اعم از ادیان باستانی و زنده جهان معتقدند كه مرگ پایان حیات انسان نیست. به عنوان مثال در قرآن 113 بار از معاد و چگونگی آن سخن گفته شده است.[1] معنای ظاهری اصطلاح جاودانگی «نا-مردن» است و با این واقعیت كه همه انسانها می میرند سازگار نیست. اگر جاودانگی به معنای ظاهری كلمه ممكن باشد باید پس از مرگ، بخشی از وجود ما بتواند زنده بماند. بسیاری از افراد این بخش را روح می نامند. وقتی كه بدن می میرد، نفسی كه ما هستیم در قلمرو دیگری از وجود به حیات خود ادامه می دهد.[2] در این نوشتار مباحث مربوط به جاودانگی را تحت دو عنوان دلائل اثبات جاودانگی و چگونگی جاودانگی مطرح می نمائیم

تأملی برمساله وحدت وجود از منظر آثارو لوازم آن

لازم به ذکر است این مقاله به قلم آقای دکتر شانظری و آقای ابراهیم رضایی در فصلنامه علمی پژوهشی انجمن معارف اسلامی سال چهارم شماره4، و سال پنجم شماره1 پاییز و زمستان 1387 به چاپ رسیده است. تأملی برمساله وحدت وجود از منظر آثارو لوازم آن چکیده: از عناصر اصلی عرفان نظری به ترتیب عبارتند از : وحدت شخصیه وجود، چینش نظام هستی یا مراتب وجود و انسان کامل. در میان این سه عنصر، بحث از وحدت شخصیه وجود، حکم پایه برای دو عنصر دیگر را دارد. نگاه عارفان مسلمان به مسئله وجود را نمی توان به دور از نگاه دین به خداوند دانست. تعریفی که آنان از خداوند به عنوان «حق» ارائه نموده اند؛ ملهم از آموزه های دینی در هستی شناسی است که در گذر زمان توسط عارفان به ویژه ابن عربی و شارحان مکتب عرفانی او، نظیر قونوی و قیصری و سرانجام در حکمت متعالیه صدرایی به اوج خود رسیده است و می توان به جرأت اعلام کرد که مسأله وحدت شخصیه و تفسیر و تبیین صحیح آن در تفسیر دقیق صدرالمتألهین شکل گرفته است. در این نوشتار ضمن طرح و تفسیر بحث وحدت شخصیه وجود و تمایز آن از وحدت تشکیکی عامی و خاصی؛ در پی آنیم تااز منظر آثار و لوازم نظریه وحدت شخصیه وجود به نقش وتبیین جایگاه آن بپردازیم. کلید واژه ها: وحدت شخصیه وجود، تشکیک عامی، تشکیک خاصی، اطلاق مقسمی، تجلی، تمایز احاطی

تأملیّ بر برهان صدّیقین سینوی و صدرائی در چشم انداز روایات

لازم به ذکر است که این مقاله به قلم آقای دکتر جعفر شانظری و خانم نفیسه اهل سرمدی نگارش یافته و در مجله پژوهش های اسلامی (ویژه فلسفه وحکمت ) دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه شهید باهنر سال اول شماره دوم بهار 1387به چاپ رسیده است. تأملیّ بر برهان صدّیقین سینوی و صدرائی در چشم انداز روایات چکیده: مسئله اثبات واجب الوجود در فلسفه اسلامی ، فصل ویژه ای را به خود اختصاص می دهد و در این میان برهان صدّیقین از براهین پرسابقه و مشهور به شمار می رود. در تاریخ فلسفه اسلامی، تقریرهای متفاوتی از این برهان به چشم می خورد که هر یک دارای نقاط قوّت خاصّی می باشد. این نوشتار به بیان تقریر این برهان در نظام فلسفی ابن سینا و ملاّصدرا اشاره دارد و به تبیین تفاوتها و پیامدهای آنها، همّت می گمارد. بیان علاّمه طباطبائی از برهان صدّیقین ، از خلاصه ترین بیانات است که البته همانگونه که در این مقاله خواهد آمد ریشه و مبنای این تقریر ، به خوبی در تبیین سینوی و صدرائی برهان مشهود است. و از آنجا که این برهان در عرصة روایات نیز مورد توجه واقع شده، نگارنده از نظرگاه روایات نیز به روشن ساختن این تفاوتها پرداخته است. واژگان کلیدی: برهان صدّیقین ، حقیقت وجود، وجود لابشرط، معیّت قیوّمی

تفکر انتقادی از زبان مصطفی ملکیان

چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مطلب به نقل از سایت خبر آن لاین درج می گردد. تفکر انتقادی از زبان مصطفی ملکیان دکتر مصطفی ملکیان می گوید: «اگر بخواهیم زیر آوار اطلاعات هر روزه دفن نشویم چاره ای جز این نیست که جنگل اندیشه ها را با تفکر انتقادی هرس کنیم» به گزارش خبرآنلاین دکتر مصطفی ملکیان در نشست نقد و بررسی کتاب «راهنمای تفکر نقادانه» که در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد، درباره تعریف و ضرورت پرداختن به تفکر نقادانه سخن گفت. کتاب «راهنمای تفکر نقادانه»، نوشته ی «ام. نیل براون» و «استیوارت ام. کیلی» با توضیح تفکر انتقادی سوالاتی را در این باره مطرح کرده و تمرین هایی نیز ارائه داده است. این کتاب با ترجمه کوروش کامیاب و ویراستاری هومن پناهنده منتشر شده است. دکتر مصطفی ملکیان درباره تفکر انتقادی می گوید: «سابقه ادبیات تفکر نقدی در کشور ما اندک است. گاهی دیده شده که برخی به گونه ای صحبت می کنند که در گمان آنان تفکر یا صفت نقدی یک صفت ارزش داورانه برای تفکر است؛ و مانند این است که بگوییم تفکر نقدی یعنی تفکر خوب و اگر تفکری نقدی نباشد، تفکر خوبی نیست! در صورتی که چنین تعبیری کاملا نادرست است.» تفکر نقدی تفکر تحقیقی تفکر استدلالی

درآمدی بر مبانی انسان شناختی جهان موازی

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد این مقاله در نشریه سایبری رویکرد شماره ۱۱ به چاپ رسیده است چکیده بشری که خود را اسیر محدودیت های دنیا می بینَد در جست و جوی رهیدن از آن می باشد. حال، اگر ایمان به غیب و آخرت داشته و جهان پس از دنیا را برتافته باشد، به خدا پناه می برد و امن و آسایش را در آنجا می یابد. اما انسانِ خودبنیاد که همه چیز را در چارچوب دنیا و ماده می بیند، تا کنون راهی بهتر از پناه بردن به عالم ذهنِ خود نیافته است. او با اصالت دادن به ذهنِ خودبنیاد، دنیایی دیگر و جهانی موازیِ جهان موجود برای خود می سازد. پس ریشه ی جهان موازی را باید در ذهن گرایی یافت. جهان موازی سوبژکتیو ذهنِ خودبنیاد انسان شناسی

ارتباط اصالت وجود با وحدت وجود در اثبات توحید واجب الوجود

این نوشتار به بررسی اثبات ارتباط اصالت وجود و حدت وجود می پردازد چرا که اصالت وجود و وحدت وجود می پردازد چراکه اصالت وجود و وحدت وجود ملازم یکدیگرند

چیستی و جاودانگی نفس از منظر ملاصدرا و اسپینوزا

در این مقاله به بررسی تطبیقی دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا درباره چیستی و جاودانگی نفس پرداخته شده است. ملاصدرا و اسپینوزا با توجه به اصول تعاریف و روش فلسفی خود به بقای نفس معتقدند و آن را جاویدان می دانند ملاصدرا برای جاودانگی نفس از اصل حرکت جوهری استفاده میکند و اسپینوزا از اصل صیانت ذات (کوشش برای حفظ ذات)بهره می گیرد.

جایگاه عالم مثال در فلسفه سهروردی

جایگاه عالم مثال در فلسفه سهروردی نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقایان حسن احمد،استادیار دانشگاه شهید بهشتی‏ سید محمد رضا حسینی خامنه،دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی‏ درمجله خردنامه صدرا تابستان 1388 شماره 56 چاپ رسیده است چکیده عالم مثال عالمی است که نخستین بار بوسیله شیخ اشراق‏ به فلسفه اسلامی راه یافت.این عالم واسطه‏ایست بین‏ عالم ماده و عوالم مجرد از ماده و بهمین دلیل نقش یک‏ حلقه اتصال را بازی میکند که از خصوصیات عوالم‏ فوقانی و تحتانی بهره‏مند است و بهمین دلیل عالم‏ عجائب خوانده مشود.این عالم در فلسفه سهروردی‏ کارکردهای متعددی دارد که از جمله آنها میتوان به توجیه‏ قیامت و رستاخیز و تبیین مسئله وحی و توضیح‏ معجزات اولیا اشاره کرد.درباره نحوه تعامل عالم مثال و عالم ماده نیز بایستی گفت براساس کلام سهروردی‏ میتوانیم صور عالم ماده را ظهور صور مثالی بدانیم که در عالم مثال موجودند و در اینجاست که به مفهوم«تمثیل» برمیخوریم که توضیح آن با کمک عالم مثال آسان‏ مینماید.نوع ارتباط خیال متصل و خیال منفصل نیز از زمره مسائلی است که در اینجا مطرح میشود.این ارتباط دو طرفه است بطوری که خیال انسان هم از خیال منفصل‏ تأثیر میپذیرد و هم روی آن اثر میگذارد. کلیدواژگان عالم مثال خیال‏ برزخ تجرد قیامت وحی‏ معجزه ماده‏

جایگاه عالم مثال در فلسفه سهروردی (قسمت دوم)

جایگاه عالم مثال در فلسفه سهروردی (قسمت دوم) نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقایان حسن احمد،استادیار دانشگاه شهید بهشتی‏ سید محمد رضا حسینی خامنه،دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی‏ درمجله خردنامه صدرا تابستان 1388 شماره 56 چاپ رسیده است چکیده عالم مثال عالمی است که نخستین بار بوسیله شیخ اشراق‏ به فلسفه اسلامی راه یافت.این عالم واسطه‏ایست بین‏ عالم ماده و عوالم مجرد از ماده و بهمین دلیل نقش یک‏ حلقه اتصال را بازی میکند که از خصوصیات عوالم‏ فوقانی و تحتانی بهره‏مند است و بهمین دلیل عالم‏ عجائب خوانده مشود.این عالم در فلسفه سهروردی‏ کارکردهای متعددی دارد که از جمله آنها میتوان به توجیه‏ قیامت و رستاخیز و تبیین مسئله وحی و توضیح‏ معجزات اولیا اشاره کرد.درباره نحوه تعامل عالم مثال و عالم ماده نیز بایستی گفت براساس کلام سهروردی‏ میتوانیم صور عالم ماده را ظهور صور مثالی بدانیم که در عالم مثال موجودند و در اینجاست که به مفهوم«تمثیل» برمیخوریم که توضیح آن با کمک عالم مثال آسان‏ مینماید.نوع ارتباط خیال متصل و خیال منفصل نیز از زمره مسائلی است که در اینجا مطرح میشود.این ارتباط دو طرفه است بطوری که خیال انسان هم از خیال منفصل‏ تأثیر میپذیرد و هم روی آن اثر میگذارد. کلیدواژگان عالم مثال خیال‏ برزخ تجرد قیامت وحی‏ معجزه ماده‏

نظریه های فلاسفه و متکلمان در کیفیت جاودانگی آدمیان

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد مطالب پیش رو خلاصه ای از مقاله جناب آقای امیر دیوانی در شماره 6-5 فصلنامه پژوهش های فلسفی ـ کلامی از انتشارات دانشگاه قم پیرامون هویت شخصی و نظریه های جاودانگی است. چکیده نظریه های فلاسفه و متکلمان در کیفیت جاودانگی آدمیان موضوع این نوشتار بررسی نظریه های ارائه شده از طرف دانشمندان مسلمان درباره کیفیت جاودانگی آدمیان، با در نظر داشتن مسأله هویت شخصی است. سئوال مهمی که مطرح است این است که: به چه ملاکی شخص«الف» همان فرد بیست سال پیش است؟ از طرفی چه رابطه و نسبتی میان هویت شخصی و جاودانگی آدمیان وجود دارد هویت شخصی معاد جاودانگی

افلوطین ونظریه وحدت وجود

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای زکریابهارنژاد در مجله خردنامه شماره57 پاییز 1388 به چاپ رسیده است چکیده افلوطین ونظریه وحدت وجود وحدت وجود همچنان از شورانگیزترین و در عین حال از حساسترین مسائل جنجال آفرین درحوزه علوم دینی به شمار می رود که بررسی درست آن می تواند تاحدودی این حساسیتها را کاهش دهد. انتخاب افلوطین برای بررسی بدین جهت است که فلسفه نوافلاطونی که افلوطین موسس آن است کلیت اندیشه متفکران مسلمان را در زمینه های فلسفه و عرفان تحت تاثیر خود قرار داده است و این تاثیر از طریق کتاب اثولوجیا و کتاب العلل بوده است. برخی از مورخان فلسفه و عرفان درباره تاثیر پذیری فلسفه و به خصوص عرفان اسلامی از فلسفه نوافلاطونی راه افراط پیموده اند. به طوری که ریشه همه اندیشه متفکران اسلامی را فلسفه نوافلاطونی دانسته اند. در این مقاله تلاش شده تا یکی از مهمترین مسائل عرفان یعنی وحدت وجود از دیدگاه افلوطین و برخی نوافلاطونیان موردبررسی و تحقیق قرار میگیرد......... وحدت وجود وحدت شهود اقنوم وجود فیضان وحدت

معیار در جوهر و عرض بودن مقوله ها

لازم به ذکر است این مقاله در مجله آموزه های فلسفی اسلامی دانشگاه علوم اسلامی رضوی شماره ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۱ معیار در جوهر و عرض بودن مقوله ها جعفر شانظری هوشنگ زارع تقسیم بحث بر انگیز جوهر و عرض از تقسیم های اولیه در باب موجود ممکن است.با اینکه فلاسفه ای چون ارسطو ابن سینا ملاصدرا دکارت و کانت متفقا جوهر را به وجود لا فی موضوع و عرض را به موجود نیازمند به موضوع تعریف می کنند در اقسام و تعداد مصادیق آنها اختلاف نظر وجود دارد با وجود اینکه برخی فلاسفه حسی و تجربه گرا وجود جوهر را یکسره انکار کرده اند. فلاسفه ملاک تشخیص جوهر و عرض را در شناخت ذاتیات و عرضیات می دانند و تفاوت تشخیص مصادیق این دو را به حوزه معرفت شناسی و نحوه نگرش به هستی و اینکه چه چیزی مبداء شناخت به شمار می آید،باز می گرداند در این مقاله ضمن بیان آرا و دیدگاهها در باره مقولات به ملاک جوهر و عرض بودن مقولات پرداخته شده است. واژگان کلیدی: جوهر عرض مقولات ماهیت وجود ملاک جوهر و عرض

بررسی ادله بدیهیات

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای دکتر محمد تقی فعالی در مجله فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز پیاپی 18بهار 1385به چاپ رسیده است چکیده بررسی ادله بدیهیات براهین و حدود تا بی نهایت ادامه نخواهد یافت براهین به مبادی بی وسط منتهی می شوند و این مبادی را به برهان نیازی نیست مقدمات اولیه غیر منقسمند و سلسله حملها و حدها در جایی متوقف می شوند حد وسطها در براهین و تعاریف متناهی اند و به مقدمات اولیه منتهی می شوند پس ما دو گونه بیان داریم بیان بنفسه و بیان از طریق حد یا برهان بیانهای نخستین اولی و بسیطند نظریه بداهت نشان میدهد که نظام استنتاجی دستگاهی خود کفا نیست....... واژگان کلیدی : بدیهی نظری برهان حد صدق

ضرورت و ملاک بدیهیات در فلسفه اسلامی

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای دکتر منصور ایمانپوردر مجله پژوهش های فلسفی نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز سال ۵۲بهار و تابستان ۱۳۸۸به چاپ رسیده است ضرورت و ملاک بدیهیات در فلسفه اسلامی دکتر منصور ایمانپور یکی از مباحث مهم و تاثیرگزاری که در فلسفه اسلامی وجود دارد و امروزه تحت عنوان معرفت شناسی قابل طرح است مسئله بدیهیات در حوزه تصورات و تصدیقات است این مسئله با وجود اهمیت فراوان و نقش بی بذیلش در نظام معرفتی فیلسوفان ما از زوایای مختلف و به نحوه کامل مورد بحث قرار نگرفته استبه گونه ای که به جهت ابهامات نهفته در ملاک تفکیک آنها از ادراکات نظری گاعی یک قضیه نظری به جای یک قضیه بدیهی می نشیندو گاهی یک قضیه بدیهی در جای قضیه نظری قرار میگیرد و مورد چون وچرا قرار می گیرد. بدیهیات معرفت شناسی تصورات تصدیقات ادراک معرفت

  • تعداد رکوردها : 295
    • تعداد رکوردها : 0
    • تعداد رکوردها : 0
    • تعداد رکوردها : 0
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

حدیث

امام علی عليه ‏السلام : الإعجابُ يَمنَعُ الازدِيادَ

خودپسندى و غرور، مانع پيشرفت و كمال است.

نهج البلاغه : حکمت ۱۶۷