• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن 2

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن 2 در اين مقاله در پي‏ كشف اين سرّ و راز هستيم كه بين آن حقيقت مجرّد و اين بدن خاكي و مادّي چه رابطه‏اي وجود دارد؟ و چگونه اين دو موجود مستقل و از دو قماش كاملاً مختلف باهم مي‏سازند و در صلح و آشتي خِردپسند بسر مي‏برند. دقّت خردمندانه و تدبّر دردمندانه در حول اين مسئله، عظمت و صعوبت آن را كاملاً مي‏نماياند و عقل هر متفكري را به تعقّل مضاعف وامي‏دارد.

حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد «حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن» قسمت اول منصور ايمانپور مقدمه نفس ناطقه كه هر كس بالوجدان بوجود آن پي مي برد و با تعبير «أنا» از آن حكايت مي كند، داستاني دراز و خواندني دارد بطوريكه برخي از طايفه فكر و نظر به جسم بودن آن فتوا دادند و گروهي حكم بجسم لطيف بودنش صادر كردند و آن را همچون آب گل جاري در برگ دانستند و دسته اي ديگر به مجرّد بودن آن قائل شدند. علاوه بر اختلاف نظر مذكور در باب نحوه وجود نفس; در مورد نحوه پيدايش آن نيز نزاعِ ديرينه اي ميان فيلسوفان و اهل نظر وجود دارد. برخي بر اين باور بودند كه نفس قبل از ورود به اين جهان خاكي در عالمي برتر وجود داشته است و با حقايقي چون «مُثُل» زيست مي كرده است; و بعضي ديگر معتقد بودند كه نفس با حدوث بدن حادث مي شود ولي حدوثش روحاني است. يعني وقتي بدني مناسب براي خدمت به نفس حادث شود در اين هنگام بتوسط مبادي عاليه، نفس، حادث مي شود و در مملكت تن به پادشاهي مي پردازد و بالاخره برخي از حكيمان جهان اسلام به اين نتيجه رسيدند كه نفس جسمانية الحدوث و روحانية البقاست. حال در اينجا به بحث پيرامون نحوه پيدايش نفس مي پردازيم و موضوع تجرد نفس را بكتب فلسفي مربوط به نفس ارجاع مي دهيم و در اين باب تنها به اين نكته اشاره مي كنيم كه امروزه، حكيمان اسلام مسئله تجرّد نفس را اثبات شده و مسلّم مي گيرند; لذا ما نيز در اينجا همين شيوه را بر مي گزينيم.

جایگاه معرفت شناسی در فلسفه اسلامی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد جایگاه معرفت شناسی در فلسفه اسلامی چکیده: از زمان کانت به این سو، معرفت شناسی در کانون توجه فیلسوفان قرار گرفته ودل مشغولی اصلی آنان به شمار می رود. هنر اساسی کانت در عطف توجه فیلسوفان، به نقش فعال فاهمه بود. تا آن زمان، تصور عمومی ذهن را منفعل محض می دانست که آینه وار جهان واقع را چنانکه هست به آدمی می نمایاند. اگر دستگاه ادراکی انسان فعال است و معرفت، حاصل فعل و انفعال ذهن است، سهم و حظ هر یک از دو جنبه یاد شده چقدر است؟ و به دنبال آن، باید مشخص کرد که محدوده فاهمه کجاست؟ وارزش معرفت چیست؟ این سؤالها و نظایر آن امروزه در دانش مستقلی بررسی می شود، که یکی از شاخه های پایه در فلسفه است. اگر چه فیلسوفان مسلمان دانش مستقلی در معرفت شناسی به وجود نیاورده اند، اما بسیاری از پرسشهای معرفت شناختی را به صورت استطرادی پاسخ داده اند. مقاله حاضر، نگاهی گذرا به کارنامه فیلسوفان مسلمان در مسئله معرفت شناسی است. این نوشتار تلاش دارد به چند سؤال اساسی در خصوص معرفت شناسی فیلسوفان مسلمان پاسخ دهد. آیا معرفت شناسی شاخه ای مستقل در فلسفه اسلامی است؟ آیا فیلسوفان مسلمان در معرفت شناسی، نظریه مستقلی ارائه کرده اند؟ اگر پاسخ سؤال اول منفی است، آیا مسئله علم و معرفت مسئله مستقلی در فلسفه به حساب می آید؟ اگر فیلسوفان مسلمان دیدگاههای خود را در مسائل معرفت شناسی به صورت استطرادی و در ضمن مسائل دیگر بیان کرده اند، آن مسائل کدامند؟ با روشن شدن پاسخ این سؤالها، پژوهشگران در فلسفه اسلامی می توانند با عرضه سؤالهای معرفت شناسان برآثار فیلسوفان مسلمان، پاسخهای آنها را از مطایای مباحث مختلف بیرون کشند و نظریه آنها را در معرفت شناسی سامان دهند. اگر چه معرفت شناسی را علم مستقلی تلقی نکرده اند و بلکه تا مدتها آن را مسئله مستقلی هم نمی دانستند (1) ، اما در ضمن مباحث دیگر و به طور استطرادی در این باب سخن گفته اند. اگر چه این سخنان خاستگاه معین داشت و به منظور گره گشایی از معضلات معینی ایراد شده بود، ولی در عین حال با عرضه پرسشهای معرفت شناسان بر آنها، پاسخهایی می توان به دست آورد. این پاسخها به اندازه ای هست که بتوان نظریه معرفت شناختی فیلسوفان مسلمان را بازسازی کرد، و در عرض نظریات معرفت شناختی دیگر ارائه و ارزیابی نمود

تقویت فلسفه اسلامی شرط لازم تحول علوم انسانی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد بررسی چیستی علوم اجتماعی اسلامی در گفت وگو با محمد لگنهاوسن؛ تقویت فلسفه اسلامی شرط لازم تحول علوم انسانی ارتباط بین جامعه شناسی و دین همیشه از ابتدا تا امروز دچار مناقشه بوده و اختلاف نظر در آن زیاد است. این کاملاً روشن است که بعضی جامعه شناسان ضد دین هستند و جامعه را به گونه ای تبیین می کنند که اهمیت دین کم یا سرانجام حذف شود، اما بعضی از آن ها وقتی می خواهند به جامعه شناسی بپردازند، قصد دارند از دین دفاع و اهمیت آن را در جامعه تبیین کنند. علوم انسانی مجموعه ای از گزاره ها در رشته های گوناگون است و خاستگاه آن، کشورهای اروپایی و آمریکا است. آنچه از ابتدای نام گذاری دسته ای از علوم به علوم انسانی، ذهن اندیشمندان غربی و غیرغربی را به خود مشغول ساخته، گستره ی این حوزه است. هدف این مصاحبه، رسیدن به این مطلب است که منظور مورد اتفاق بین دانشمندان علوم اجتماعی از علوم اجتماعی و انسانی چیست. همچنین چه فعالیت هایی در سراسر جهان در راستای علوم اجتماعی اسلامی انجام گرفته است؟ منظور از علوم انسانی چیست و چه تفاوتی با علوم غیرانسانی (مانند علوم طبیعی) دارد؟ ملاک و معیار علوم انسانی چیست؟ و موضوعاتی دیگر که امید است مورد استفاده قرار بگیرد. گاهی علوم را به علوم طبیعی و علوم انسانی تقسیم می کنند، ولی چیزهای دیگری نیز می ماند. اگر علوم انسانی را معادل Humanities قرار دهیم، بسیار عام است و شامل ادبیات و غیره نیز می شود. اگر علوم انسانی را در برابر Humanities بدانیم، تقریباً برابر است با آنچه که در قرن نوزدهم در آلمان Geisteswissenschaften می خواندند. در آلمان قرن نوزدهم علوم را به علوم طبیعی و علوم انسانی تقسیم کرده بودند. Geisteswissenschaften در لغت به معنای علوم مربوط به روح و یا نفس است، ولی آن ها این اصطلاح را برای ادبیات، تاریخ، روان شناسی و جامعه شناسی استفاده کردند و صرفاً یک دیدگاه فیزیکی نسبت به آن نداشتند. پس اگر بخواهیم ادبیات، روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و تاریخ را بفهمیم، باید ببینیم قصد افراد از آن ها چیست؛ یعنی نباید به منزله ی علوم مادی و فیزیکی به آن ها نگاه کرد. پس با این طرز تلقی می توان علوم را به علوم انسانی و علوم طبیعی تقسیم کرد، البته با توجه به این نکته که علوم طبیعی به طبیعت بدون توجه به قصد و نیت نگاه می کند، ولی در علوم انسانی باید به نیت و خواسته ها و قصد انسان ها توجه شود

ملاصدرا و سیره ی معصومین(علیهم السلام)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ملاصدرا و سیره ی معصومین(علیهم السلام) حکیم صدرالمتألهین شیرازی مشهور به ملاصدرا از بزرگترین فلاسفه اسلامی و صاحب مکتب و شیوه ی حکمت متعالیه در فلسفه اسلامی است. وی که از جمله بزرگترین علمای شیعه نیز به شمار می آید، شاگردان بسیاری را در مکتب خویش پرورش داده است که از جمله ایشان علامه طباطبایی صاحب تفسیر شریف المیزان و شهید مطهری در عصر ماست. نوشتار پیش رو می کوشد شیوه وی درباره سیره معصومین(علیهم السلام) را مورد بررسی قرار دهد.

تبدل جوهر در فلسفه ملاصدرا و وايتهد

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تبدل جوهر در فلسفه ملاصدرا و وايتهد ارنست ولف ـ گيزو (Ernest Wolf Gazo) اثر كربن درباره آراء دو فيلسوف متعلق به سنتهاى فرهنگى و اجتماعى بسيار متفاوتى است كه در متافيزيك خود، به مسئله مشترك تبدل مقوله جوهر پرداخته اند. آلفرد نورث وايتهد (Alfred North Whitehead)(1865 ـ 1947)، در دوران خود، فيلسوف و رياضيدانى بسيار محترم بود و همچون هايدگر و ويتگنشتاين، يكى از متفكران ژرف انديش بزرگ در فلسفه قرن بيستم بشمار مى رود. صدرالدين محمد شيرازى (1571 ـ 1640) معروف به ملاصدرا نيز انديشمندى پر استعداد و مورد احترام عميق همتايان خود در ايران عهد صفوى، بويژه در اصفهان و در زادگاهش شيراز، بود. صدرا در شرق اسلامى و در شبه قاره هند شناخته شده و هميشه مورد احترام بوده، اما در غرب اسلامى چندان مورد توجه قرار نگرفته و در مسيحيت لاتين قرون وسطى نيز سخنى از وى نرفته است; اما بتدريج با كوششهاى ماكس هورتن(Max Horten)، هانرى كربن، سيد حسين نصر، فضل الرحمان Fazlur Rahman) ) جيمز وينستون موريس ( (James Winston Morrisنخست به خوانندگان آلمانى زبان و سپس به فرانسه و انگليسى زبانها معرفى شد. خواننده غربى، صدرا را كسى مى داند كه معاصر دكارت و همعصر انقلاب علمى اروپاى غربى است. متأسفانه، دكارت و صدرا هرگز با هم ديدار نكردند و از وجود يكديگر آگاه نشدند. امّا، ما، در اواخر قرن بيستم اين توفيق را داريم كه هر دو را بشناسيم و آنان را در بستر سنتهاى شايسته خودشان ارزيابى كنيم. كارى كه صدرا و وايتهد در فلسفه انجام دادند، صرفنظر از سنتها يا تمايلات اجتماعى - سياسى آنان، در خور احترام است. در هر دو متفكر، قدرت نظرى، تيزهوشى، زيركى و قدرت تخيل قوى در انديشه را بمعناى مثبت كلمه مى يابيم. صدرا، كار فلسفى خود را در اواخر عمر انجام داد; در مورد وايتهد نيز چنين است. هر دو، متفكرانى درجه اول بودند و اين حقيقت را مى توان در آثار ايشان همچون پويش و واقعيت و علم و جهان جديد اثر وايتهد، و اسفار اربعه يا كتاب المشاعر و الحكمة العرشيه اثر صدرا ديد. اين دو، نه تنها متون فلسفى درجه اولى نوشتند، بلكه وايتهد كتاب دوران ساز اصول رياضى (Principia Mathematica)را (با همكارى شاگردش برتراند راسل) نوشت كه مطالعه منطق صورى نوين را متحول ساخت و صدرا كتابهايى در طبيعيات و حكمت پربار تفسير قرآنى نگاشت. هر دو اشخاصى بسيار فرهيخته بودند كه با آگاهى از دستاوردهاى سنت خود و يا رويارويى با بينش متفكران پيشين (وايتهد در مواجهه با افلاطون و لايب نيتز، و صدرا در مواجهه با افلاطون، افلوطين، ابن عربى، ابن سينا، شهاب الدين يحيى سهروردى و ميرداماد) توانستند با تيزبينى منطقى به بينشهاى نوينى در تفكر متافيزيكى دست يابند. هر دو با انتقادهايى سخت از برخى از آثار ارسطو، راهشان را از اين استاد يونانى جدا كردند. هر دو در اصول متافيزيكى ارسطو ترديدهايى جدى كردند، به رسالات منطقى و علوم طبيعى او اشاره اى نمى كنيم. بررسى اين روياروييهاى دلچسب ميان ارسطو و صدرا و وايتهد، به كتابى كامل نياز دارد. در اينجا فقط به يك موضوع خاص مى پردازيم و آن برداشت ارسطو از مقوله جوهر است كه در رساله مقولات (Categories) آمده است. اين رساله را فرفريوس ويرايش كرد و نام ايساغوجى (Isagoge) بر آن نهاد و بوئتيوس نيز آن را به لاتين بازگرداند.

علم سرشار از گزاره های فلسفی است/ فلسفه و متافیزیک نمی میرد

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد علم سرشار از گزاره های فلسفی است/ فلسفه و متافیزیک نمی میرد پروفسور هيلاري پاتنم، فيلسوف تحليلي معاصر و استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد معتقد است علم نه تنها نمی تواند جایگزین فلسفه و متافیزیک شود بلکه خود علم دارای گزاره های فلسفی است. به گزارش فرهنگ امروز به نقل از مهر، برخی دانشمندان علوم تجربی بر این باور ند که پاسخ به پرسش های بنیادین بشر از حیطه فلسفه و الهیات خارج شده و علم فیزیک با توجه به پیشرفت های چشمگیری که داشته است، برای پرسش هایی که پیش تر فلسفی به شمار می رفت جوابگو شده یا پاسخی برای آنها خواهد یافت. برای نمونه علم گرایی(scientism) دیدگاهی فلسفی است که روش های علوم طبیعی را برتر از تمامی روش های جست وجویی انسانی می داند. علم گرایی، تنها روش های تجربی را جهت توضیح تمامی ابعاد فیزیکی، اجتماعی، فرهنگی و روانی قابل قبول می شمارد. این دیدگاه، متأثر از تجربی گرایی غالب در دوران روشنگری است و همچنین همبسته با پوزیتیویسم «آگوست کنت» دانسته می شود. کنت معتقد بود که دانش حقیقی تنها از راه تجربه حسی به دست می آید. برای بررسی دقیق تر این موضوع، گفتگویی با پروفسور «هیلاری پاتنم»، فیلسوف شهیر معاصر و استاد دانشگاه هاروارد انجام شده است

گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش دوم؛

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش دوم؛ اشتباه «دکارت» در شناخت بی‎واسطه‎ی خود در فلسفه‎ی دکارت دو واژه‎ی «متمایز» و «واضح» یکی گرفته شده است، درحالی که متمایز مستلزم دو تصور است؛ همین نشان می‎دهد فلسفه ی دکارت برخلاف تصور خودش بی‎واسطه نیست (من فکر می‎کنم هستم، پس بی‎واسطه متوجه‎ این هستم). آنچه موجب شناخت ما نسبت به خود می‎شود «جهان غیب» است. نشست فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه با همکاری مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ی ایران و انیستیتو یونس امره تهران برگزار شد. در بخش نخست گزارش، «عبدالحسین خسروپناه» عنوان داشت: «در کشور ایران هم فلسفه و هم حکمت با هم مطرح است. فلسفه از احکام و اقسام وجود با روش عقلی بحث می‎کند، حکمت نیز چنین است، با این تفاوت که عقل در حکمت تلاش می‎کند تا به شهود و وحی نیز برسد. همان طور که حس، نقش مقدماتی برای عقل دارد، عقل نیز یک نقش مقدماتی برای شهود و وحی دارد». «احمت اینام» از فلسفه در زندگی جاری انسان سخن گفت و بیان کرد: «باصراحت و باز رفتار کردن و عمل کردن و نیز با عشق سفر کردن به ما این امکان را می دهد که به مقصد نزدیک تر شویم؛ و البته ادب که می تواند به ما کمک کند تا به منبع و سرچشمه ی حقیقت دست بیابیم». «غلامحسین ابراهیمی‎دینانی» نیز گفت: «اندیشه‎ی فلسفی با اندیشه‎ی علمی و دینی و هر اندیشه‎ی دیگری تفاوت دارد؛ اندیشه‎ی فلسفی تا با چیزی که هنوز اندیشه نشده است مواجه نشود، حرکت نمی‎کند. فلسفه تنها تفکری است که در سطح حرکت نمی‎کند و همواره از سطح به عمق و ژرف می‎رود». در ادامه مشروح سخنان «کریم مجتهدی» و «کنعان گورسوی» می آید.

گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش نخست؛

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش نخست؛ «فلسفه» زبان مشترک تفاوت‎ها اندیشه‎ی فلسفی با اندیشه‎ی علمی و دینی و هر اندیشه‎ی دیگری تفاوت دارد؛ اندیشه‎ی فلسفی تا با چیزی که هنوز اندیشه نشده است مواجه نشود، حرکت نمی‎کند. فلسفه تنها تفکری است که در سطح حرکت نمی‎کند و همواره از سطح به عمق و ژرف می‎رود و این تفکر عمیق با گوش دادن آغاز می‎شود؛ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَيَعْقِلُونَ . نشست فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه با همکاری مؤسسه ی پژوهشی «حکمت و فلسفه ی ایران» و انیستیتو «یونس امره» شعبه تهران یکشنبه پنجم مهرماه در مؤسسه ی حکمت و فلسفه برگزار شد. این نشست با حضور «عبدالحسین خسروپناه» رییس موسسه حکمت و فلسفه، «شامیل اوچال» رییس انیستیتو یونس امره در تهران، «احمت اینام»، «غلامحسین ابراهیمی‎دینانی»، «کریم مجتهدی»، «کنعان گورسوی»، «ضیاء موحد»، «علی اوتکو»، «علی‎اصغر مصلح» و با مدیریت «شهین اعوانی» همراه بود. در ادامه و در بخش اول مشروح سخنان «خسروپناه»، «اینام» و «دینانی» می‎آید.

مقايسه ديدگاههاى معرفت شناختى و وجودشناختى صدرالدين شيرازى و اسپينوزا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد مقايسه ديدگاههاى معرفت شناختى و وجودشناختى صدرالدين شيرازى و اسپينوزا ديويد دكاكه(David Dakake) اين مقاله كوششى است براى مقايسه برخى از آراء و روشهاى فيلسوف «يهودى» سده هفدهم اروپا، باروخ اسپينوزا، و فيلسوف عارف ايرانى سده هاى شانزدهم و هفدهم، صدرالدين شيرازى. هر دوى ايشان، آگاهانه يا ناآگاهانه، بناهاى عقلانيى پديد آوردند كه اشكال خاص تفكر فلسفى ايشان را از مفاهيم جهانشناسى سنتى ارسطويى ـ بطلميوسى، جدا ساخت. اين شاهكار عظيم عقلى را اسپينوزا زمانى انجام داد كه چهارچوب جهانشناسى سنتى زير بار مشاهدات و رصدهاى گاليله كمر خم كرده بود. اما اين شاهكار عظيم سالها پيش در ايران بوسيله صدرالدين، در مقام واكنش در برابر جهانشناسى مشائى اسلامى و بدون آگاهى از چالشهاى علمى كه در آن زمان در اروپا جريان داشت، تأسيس شده بود. روش اين دو فيلسوف در اين كار واحد، بسيار متفاوت بود و گرايشهاى عامى را در تاريخ فلسفه نشان مى دهد كه فلسفه اسلامى و فلسفه غرب را تا امروز از يكديگر متمايز مى سازد. به بيان ساده، اختلاف فلسفى ميان شرق و غرب، در اينجا، حول محور نقش عقل است. در فلسفه غرب، از اواخر دوره سده هاى ميانه به بعد، علاقه فزاينده اى به استفاده از عقل و منطق، بعنوان ابزار فلسفه، وجود داشت، در حاليكه مى توان ادعا كرد گرايشى، كاملا، مخالف در جهان اسلام جريان داشت كه عبارت بود از علاقه فزاينده به كتاب مقدس (قرآن كريم) و تجربه كشف هستى محض بعنوان امرى «فوق عقلانى» براى تفكر فلسفى. در نيمه نخست مقاله، سعى مى شود از طريق توضيح مقوله هاى معرفتى اسپينوزا و صدرالدين و نقشى كه اين مقولات مختلف در تعيين فلسفه هاى ايشان ايفا مى كند، كار اين دو در اين زمينه معرفت شناختى مورد بررسى قرار مى گيرد. در نيمه دوم، اين موضوع مطرح مى شود كه چگونه هر يك از ايشان، بر مبناى ديدگاههاى معرفت شناختى عميقاً مختلف خود، وجودشناسى و جهانشناسيهاى متمايزى پديد آورده اند كه كاملا، با نگرش ارسطويى ـ بطلميوسى فاصله دارد.

حركت جوهري و ماوراء الطبيعه (حدوث يا قدم عالم بر اساس حركت جوهري)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حركت جوهري و ماوراء الطبيعه (حدوث يا قدم عالم بر اساس حركت جوهري) منصور ايمانپور مسئله حدوث يا قدم عالَم يكي از مباحث مهمّ ميان متكلّمين مسلمان و فلاسفه إسلامي بوده است. هر دو دسته بر اساس مبناي خاصّي كه در باب ملاك نيازمندي به علّت، داشتند، ديدگاه خاصّي را در اين مسئله إتخاذ كرده بودند و حتّي مفهوم حدوث و قدم را بر اساسِ آن مبنا تفسير مي نمودند. اين اختلاف نظر در ماجراي فكر اسلامي همچنان وجود داشت تا اينكه نوبت به تولّد ميمون «حركت جوهري» رسيد و به بركت اين مولود مبارك، گره اين مسئله نيز گشوده گشت و با صراحت إعلام گرديد كه «عالم با همه آنچه در آن است حادث زماني است زيرا هر چه در آن يافت شود وجودش مسبوق به عدم زماني است...».تفصيل مطلب مذكور يعني تعريف حدوث و قدم و بيان اَقسام آن، گزارش و ارزيابي نظر متكلّمين مسلمان و فلاسفه اسلامي درباب حدوث و قدم عالم و گزارش نظر صدرالمتألهين به عنوان نظر مقبول و پاسخ به چند اِشكال در اين زمينه، موضوعي است كه اين مقاله به آن پرداخته است

متافيزيك و ماهيت مرگ

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد متافيزيك و ماهيت مرگ سيد محمد خامنه اي پديده مرگ موضوعي است که مي توان از نقطه نظرهاي گوناگوني درباره آن بررسي و گفتگو کرد. از نظر علوم زيستي و پزشکي، مرگ عبارتست از تعطيل سازمان فعال بدن انسان، که حافظ حيات او مي باشد. اين ديدگاه به بدن فقط از لحاظ ساختار جسماني و بعبارت ديگر از نقطه نظر مادي و از منظر حواس خمسه مي نگرد و علايم مرگ را توقف فعاليت مغز و قلب و اندامها و از بين رفتن حرارت جسم مي داند و معمولاً به خروج چيزي بنام روح يا نفس اشاره نمي کند. اما از نظر فلسفه، مرگ عبارتست از جدا شدن دائمي روح يا مرگ که بطور طبيعي و بسبب درهم ريختن نظم طبيعي بدن و نارسائي آن ايجاد شود. فلاسفه، مرگ و خروج روح يا نفس را از بدن به کسي تشبيه مي کنند که خانه اش خراب شده و ناگزير است آنرا ترک کند و به جائي ديگر پناهنده شود.

ابزارهای حصول علم

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ابزارهای حصول علم نویسندگان: دکتر محمدزمان رستمی طاهره آل بویه ابزارهای معرفت در یک تقسیم کلی عبارت اند از: حس، خیال، وهم، عقل و قلب. البته مُدرِک واقعی در همه مراحل، خود نفس است، زیرا نفس در تمام مراتب، بدون آن که امتزاج با آن مرتبه داشته باشد حضور دارد.

حکمت متعاليه ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حکمت متعاليه ملاصدرا سيد محمد خامنه اي در بين سالهاي 979 تا 1045 هجري قمري (برابر با 1635-1571 مسيحي) فيلسوفي مي زيست که نام او صدرالدين محمد معروف به ملاصدرا بود و بعدها لقب او را صدرالمتألهين (رئيس فلاسفه الهي) گذاشتند و مکتب فلسفي او را حکمت متعاليه ناميدند. ملاصدرا فيلسوفي بودکه به تمام مکاتب فلسفي و عرفاني و کلامي زمان خود تسلط کامل داشت و از طرف ديگر چون يک مفسّر عاليقدر و يک محدث و حديث شناس ماهر بود به قرآن و حديث و سنت پيامبر (ص) نيز مسلط بود. دانش بسيار و نبوغ و استعداد ويژه اين فيلسوف و دانشمند سبب گرديد که بسبب تسلط به فلسفه و ابتکار و خلاقيتي که در وي بود اساس همه مکاتب زمان خود را درهم بريزد و از ميان آن, مکتبي فلسفي عرفاني بسازد که کاملاً مستقل ولي جامع و دارنده همه جنبه هاي مثبت آن مکاتب پيشين بود.

خدا در فلسفه ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد خدا در فلسفه ملاصدرا رضا اكبريان[*] چكيده يكي از مسائلي كه بشدّت از نظريّه وجود ملاصدرا متأثّر است و در نظام فلسفي وي، صبغه كاملاً جديدي پيدا مي كند، سلوك فكري وي در اثبات وجود حق و بحث از اسماء و صفات اوست. خدا، محور اصلي تعاليم دين است. اساس دين را اعتقاد به وجود خدا تشكيل مي دهد. اصليترين مسئله اي كه براي جوينده حقيقت، مطرح مي شود و بايد پيش از هر چيز پاسخ صحيح آن را بدست آورد، اينستكه آيا خدايي وجود دارد يا نه؟ پاسخ مثبت يا منفي به اين سؤال نه فقط نگرش انسان را نسبت به جهان بيرون متفاوت مي سازد، بلكه خود انسان هم در پرتو پاسخي كه به اين پرسش مي دهد، جلوه و معناي ديگري مي يابد. از نظر ملاصدرا علم الهي شريفترين و ارزشمندترين علوم فلسفي است كه تكامل حقيقي انسان بدون آن ممكن نيست. او كمال حقيقي انسان را تنها در سايه قرب الهي محقق مي داند و معتقد است كه تقرب به خداي متعال بدون معرفت او، امكان پذير نخواهد بود. ملاصدرا در تمام كتب فلسفي خود، معرفت وجود حق را حكمت مي داند و سعادت حقيقي انسان را متوقّف بر آن معرفي مي كند. از نظر ملاصدرا شناخت خدا هدف هر فلسفه اي محسوب مي شود، لذا انسان، مكلف است كه خدا را به قدر توان و طاقت بشري بشناسد و به او تشبّه جويد. او كه شناخت عقلاني در مورد خدا را ممكن مي داند و براي اثبات او، براهين متعددي اقامه مي كند، به نوعي كشف و شهود عرفاني نيز اذعان دارد. تبيين و تحليل چنين نظريه اي، بررسي پيشينه تاريخي و سرچشمه هاي ديني ـ فلسفي آن و بيان اينكه ملاصدرا بعنوان بنيانگذار حكمت متعاليه در اين باب رويكردي ويژه دارد هدف اصلي اين مقاله است.

بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه در عصر صفوی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه در عصر صفوی این مقاله به بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه و حکمت اسلامی در عصر صفوی پرداخته و در صدد است تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که چه عواملی در دوره صفویه موجب گسترش فلسفه و عطف توجه به مواد درسی مانند منطق و فلسفه در مدارس و نیز نگارش رساله های مهم فلسفی در این دوره شده است؟ عصر صفوی از اوایل قرن دهم هجری تا نیمه قرن دوازدهم (۹۰۷ تا ۱۱۴۵ ق) یکی از دورانهای مهم تاریخ ایران است که مذهب تشیّع دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی در کشور استقرار یافت. در چنین بستر مساعدی، تعلیم و تربیت بر آموزه های شیعی استوار گردید و زمینۀ مناسبی برای رشد و شکوفایی علوم اسلامی و معارف شیعی در ایران فراهم آمد.حکمت و فلسفه اسلامی نیز یکی از شکوفاترین و پررونق ترین دوره های خود را در ایران اسلامی و بخصوص در شهرهای شیراز و اصفهان، در این دوره سپری نموده است. وضعیت مذهب در این دوره و نیز روشهای آموزشی در عصر صفوی و همچنین سیاستهای سلاطین صفوی از جمله حمایت از مراکز تعلیم و تربیت و استقبال از مهاجرت علمای جبل عامل و حمایت از تاسیس مراکز آموزشی مناسب و مدارس علمی مهم و کمک به تاسیس و تقویت کتابخانه ها در این زمان برخی عامل رشد و گسترش فلسفه در این عصر است.

آموزش فلسفي کودکان در نظام تعليم و تربيت اسلامي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد آموزش فلسفي کودکان در نظام تعليم و تربيت اسلامي نويسنده: هادي سليماني ابهري (1) چکيده: در دو دهه اخير، بعد از ورود مباحث آموزش فلسفي کودکان به عرصه مطالعات و پژوهش هاي اهل نظر در ايران، به ويژه با استقبالي که از رويکرد P4C (philosophy for children) به عمل آمد، تلاشهايي در تحليل و بررسي و معرفي و حتي اجراي آن به اشکال گوناگون، مانند ارائه مقالات در نشريات، تشکيل همايش ها و کارگاه هاي آموزشي، تأليف و ترجمه کتب صورت گرفت. در سنوات اخير اين همت ها به سطحي رسيده است که برنامه ريزي در حد پذيرش دانشجو در سطح PHD براي آن صورت مي گيرد. جاي خالي بررسي نظرات ليپمن )باني اين نوع از آموزش در نيم قرن اخير) در مقايسه با نظام تعليم و تربيت اسلامي، ما را برانگيخت تا با تأملي در آموزه هاي وحياني، جايگاه آموزش تفکر خلاق و انتقادي در تعليم و تعلم اسلامي را بازشناسي کنيم. در اين بررسي و مقايسه، نزديکي شيوه هاي تربيت ديني براي فراهم کردن بسترهاي آموزش تفکر خلاق و اکتشافي، با روش ها و ديدگاه هاي ليپمن (lipman) آشکار گرديده است.

نقد تفکيکي انگاري ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد نقد تفکيکي انگاري ملاصدرا نويسندگان: جنان ايزدي احد فرامرز قراملکي چکيده بر اساس يکي از ديدگاه هاي طرح شده، روش شناسي ملاصدرا در حکمت متعاليه تفکيکي است. مدعاي اين نظرگاه اين است که ملاصدرا در سير تحول روشي خود از رويکرد فلسفي- عرفاني و تأويليِ نخستين خويش به رهيافتي وحياني دست مي يابد. مستند تفکيک انگاري مطالعه اي موردپژوهانه بر رويکرد ملاصدرا در مسأله ي معاد جسماني است. اگرچه نگاه تحولي به حکمت متعاليه و سنجش عيني تفکر صدرايي از مزاياي اين طرح پژوهشي است، ضعف هايي چون: نگاه حصرگرايانه به تحول، ايهام ملازمت تلفيق و تأويل، عدم کفايت ادله، و خلط ايستار فلسفي و ايستار وحياني اين نظريه را با چالش جدي مواجه مي سازد.

انسان سالم در حكمت عملي

چکیده قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد. انسان سالم در حكمت عملي سيد محمد خامنه اي يكي از آموزه هاي مهم اديان الهي و بخصوص دين اسلام، تعريف انسان و ابعاد معنوي او و صراحت بخشيدن به بُعدي نامحسوس غير مادي ـ يعني نفس يا روان ـ مي باشد. شايد بتوان ادعا كرد كه اگر تأكيد وحي و اديان آسماني بر وجود چيزي بنام روح يا نفس و اهميت آن در شخصيت و منش انساني نمي بود تجربة نارساي بشري ـ حتي در پيشرفته ترين تمدنها ـ قادر نبود كه اينگونه كه امروز روشن شده است به بُعد عميق و مؤثري در انسان بنام نفس يا روح برسد. در اسلام (و مكاتب و اديان آسماني ديگر) معرفي نفس انسان، همپا و همراه تعريف سلامت نفس و آموزش روشهاي ساختن انسان سالم بوده و حتي از حديث «بُعثت لأتمم مكارم الأخلاق» مي توان بدست آورد كه هدف اصلي اسلام نوسازي بشر و ساختن انسانهايي داراي سلامت نفس و قوت روح و روان مي باشد؛ چه آنكه سلامت معنوي انسان، از ديدگاه اسلام، ضامن سعادت دنيوي و اخروي و فوز و فلاح او شمرده شده است و شخصيت سالم يك انسان را سكوي پرش و تعالي او بسوي كمالات انساني و وصول به مدارج عالية روحي و قرب يا حتي وصال حق متعال معرفي نموده است. اهميت سلامت رواني انسان و شناسايي و درمان آفات و آسيبهاي آن در اسلام و اديان با مطرح بودن آن در روانپزشكي و روانشناسي و روانكاوي سازگاري داشته و بررسي تطبيقي اين رشته ها با تعاليم آسماني مانند هميشه مي تواند تجربه هاي بشري را غنيتر سازد و اگرچه تجربه و دانش بشر ناتوانتر از آن بوده كه به شناسايي روان دست يابد ولي توانسته است با آسيبها و بيماريهاي آن، كه در رفتار انسان خود را نشان مي دهد و نوعي نابساماني و ناهنجاري رفتاري است، آشنا شود و تا حدودي به درمان آن بپردازد. سلامت رواني انسان در اسلام از يك زاويه و در پزشكي از زاوية ديگر مورد نظر و عنايت قرار گرفته است. باينصورت كه در روانپزشكي آنرا فقط از نظر ناهنجاريهاي شخصيتي و بيماريهاي شديد آن مورد نظر قرار مي دهند اما در بينشهاي ديني فراگيرتر مي باشد و تمام احوال نفس انساني را زير نظر مي گيرد. ما در اين مقاله ديدگاه اسلام را از دريچة روايات اسلامي و بخصوص احاديث اهل بيت (ع) مورد بررسي قرار مي دهيم و به مرزهاي مشترك حديث و روانپزشكي و روانشناسي نگاهي اجمالي مي اندازيم.

حوزه ی فلسفی و عرفانی تهران

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد همچنین کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. حوزه ی فلسفی و عرفانی تهران نویسنده: سیدحسین نصر حوزه ی مهم فلسفه و عرفان در تهران در قرن سیزدهم و چهاردهم با عنوان «حوزه ی فلسفی و عرفانی تهران» شناخته می شود. با پایتخت شدن تهران، این شهر کوچک مرکز سیاسی و اقتصادی ایران شد و پس از چندی مرکز فرهنگی و فلسفی نیز شد. پس از آنکه میرداماد و ملاصدرا مکتب اصفهان را تأسیس کردند، اصفهان به رغم حوادث دوران پایانی عصر صفوی، از جمله حمله ی افغانان و مخالفت با حکمت و عرفان در محافل دینی، مخصوصاً پس از احیای مکتب صدرایی به همت ملاعلی نوری (متوفی 1246)، درخشان ترین چهره ی حکمت، مرکز اصلی تدریس فلسفه و عرفان باقی ماند و از آنجا دامنه ی تدریس فلسفه و عرفان به تهران کشانده شد.

  • تعداد رکوردها : 307

    هزاره گرايي

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم می باشد. هزاره گرايي هزاره گرايي (millennialism) ميراث قديم اديان است كه امروزه در جوامع مسيحي رواج يافته و در آينده اي نزديك ، شاهد آثار و نتايج آن خواهيم بود. اين آرمان در يهوديت بسيار اوج گرفت و در مسيحيت – به ويژه در سال 1000 ميلادي – به نهايت اوج خود رسيد. اكنون هزاره گرايي در جهان مسيحيت بيداد مي كند و شور و التهاب اين آرمان در آن جوامع به آن پايه است كه پژوهشگران علوم اجتماعي و رسانه هاي جمعي از آن به عنوان «سندر» دو هزار و «جنون هزاره اي» ياد مي كنند. هزاره گرایی ملکوت خدا سلطنت هزاره ساله

    28 مرداد 1393

    ماهيت شناسي وهابيت نوين

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم می باشد. ماهيت شناسي وهابيت نوين فرقه هاي انحرافي يكي از مهم ترين انگيزه هاي تحرك و تهاجم وهابيت در سطح منطقه و كشورهاي اسلامي، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از انقلاب اسلامي، بيداري و خود آگاهي قرآن محور در ميان جوانان و دانشمندان تحصيل كرده و استقبال آنان از اين حركت اصيل و مذهب نوراني مطابق با سنت راستين و ناب محمدي(صلي الله عليه و آله و سلم ) است، كه با پي جوئي رفتار آنان مي توان عمق وحشت آنان را از نفوذ بيداري و آگاهي مسلمانان امروز از اسلام واقعي و مكتب انقلاب اسلامي درك نمود. بدين ترتيب شاهد آن هستيم كه چگونه با جنايات شرربار خود كه با حمايت حاكمان غربي و حاميان پر عناد مذهبي آن، نام جهاد في سبيل الله و اصلاح ديني به خود گرفته است تصرفات سياسي خود را صبغه مذهبي داده و آن را مقدس جلوه مي دهند. واژگان کلیدی وهابیت سلفی گری فرقه ای انحرافی گروه های تروریستی

    11 مرداد 1393

    فرقه وهابيت

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله تهیه شده در دفتر پژوهش موسسه ي فرهنگي هنري خراسان درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم نقل می گردد. فرقه وهابيت هر چند ظهور جريان هاي فكري انحرافي، پديده ي تازه اي نيست و تاريخ اسلامي از دهه ي آغازين خود و به دنبال فقدان رسول خدا (ص) تاكنون با آن دست به گريبان بوده است، اما احتمالاً مي توان دو سده ي اخير را دوران اوج گيري ظهور جريان هاي فكري انحرافي دانست؛ چرا كه بروز تحولات بنيادين در ساختار حاكميتي جهان اسلام پس از قدرت يافتن تركان عثماني و باز شدن پاي استعمار غرب به كشورهاي اسلامي از سده ي هجدهم ميلادي با هدف سلطه بر منطقه و پاره اي عوامل سياسي و اجتماعي ديگر، زمينه را براي اوج گيري اين قبيل جريان ها در اين برهه ي تاريخي، كاملاً فراهم ساخت. يكي از اين جريان هاي فكري انحرافي كه در اين دوران به راه افتاده و هزينه هاي سنگين و بعضاً جبران ناپذيري را به جهان اسلام تحميل كرده، جريان افراطي وهابيت بوده است؛ جرياني كه متاسفانه توانسته است در سايه ي قرائتي خشن و تنگ نظرانه از دين همراه با نوعي عملگرايي خطرناك، از يك سو با گسترش خشونت و ناامني، بذر بدگماني به اسلام و مسلمانان را در جهان بيفشاند و بهانه ها و دست مايه هاي لازم براي تبليغات استكبار جهاني بر ضدّ امّت اسلامي را فراهم آورد و از سوي ديگر، با تكفير و توهين مسلمانان، اختلاف ميان مذاهب را تشديد نمايد و كژانديشانه در آتش تفرقه بدمد. به علاوه، هنوز خاطره ي تلخ تخريب اماكن متبركه و مشاهد مشرّفه ي مكه و مدينه توسط آنان، در ذهن امت اسلامي باقي است. ترورهاي كور و بي رحمانه در قالب عمليات انتحاري نيز كه هر از چند گاهي به كشته و زخمي شدن مسلمانان مظلوم و زنان و كودكان بي گناه در گوشه و كنار جهان اسلام مي انجامد، جلوه ي ديگري از جريان وهابيت است كه از ميزان جهالت و خباثت آن حكايت دارد. اگر چه پايگاه و مركز اين جريان نامبارك، درون عربستان سعودي است، اما تبليغات گسترده ي آن در سراسر جهان با تكيه بر دلارهاي نفتي، آن را افزون بر برخي كشورهاي منطقه، تا عمق سرزمين هاي دوردست اسلامي در شرق آسيا و حتي آفريقا گسترانيده است. هر چند خوشبختانه ويژگي هاي فرهنگي كشور و پيوند عميق مردم ما با مكتب اهل بيت (ع) به گونه اي است كه زمينه ي چنداني براي نفوذ اين جريان در ايران وجود ندارد، اما اين واقعيت خوشحال كننده نبايد به يك غفلت و كوتاهي بيانجامد . چه، امروزه ده ها كتاب، مجله و سايت اينترنتي كه عمدتاً توسّط فارغ التحصيلان دانشگاه هاي مكه و مدينه توليد مي شوند و از مفتيان تندرو عربستان سعودي خط مي گيرند و توسط نهادهاي فرهنگي اين كشور پشتيباني مي شوند، سرگرم ترويج باورهاي افراطي و خشن وهابي و حشمله به مذاهب و شخصيت هاي اسلامي هستند واژگان کلیدی وهابیت سلفی گری ابن تیمیه تکفیری

    29 تیر 1393

    فرقه وهابيت

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله تهیه شده در دفتر پژوهش موسسه ي فرهنگي هنري خراسان درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم نقل می گردد. فرقه وهابيت هر چند ظهور جريان هاي فكري انحرافي، پديده ي تازه اي نيست و تاريخ اسلامي از دهه ي آغازين خود و به دنبال فقدان رسول خدا (ص) تاكنون با آن دست به گريبان بوده است، اما احتمالاً مي توان دو سده ي اخير را دوران اوج گيري ظهور جريان هاي فكري انحرافي دانست؛ چرا كه بروز تحولات بنيادين در ساختار حاكميتي جهان اسلام پس از قدرت يافتن تركان عثماني و باز شدن پاي استعمار غرب به كشورهاي اسلامي از سده ي هجدهم ميلادي با هدف سلطه بر منطقه و پاره اي عوامل سياسي و اجتماعي ديگر، زمينه را براي اوج گيري اين قبيل جريان ها در اين برهه ي تاريخي، كاملاً فراهم ساخت. يكي از اين جريان هاي فكري انحرافي كه در اين دوران به راه افتاده و هزينه هاي سنگين و بعضاً جبران ناپذيري را به جهان اسلام تحميل كرده، جريان افراطي وهابيت بوده است؛ جرياني كه متاسفانه توانسته است در سايه ي قرائتي خشن و تنگ نظرانه از دين همراه با نوعي عملگرايي خطرناك، از يك سو با گسترش خشونت و ناامني، بذر بدگماني به اسلام و مسلمانان را در جهان بيفشاند و بهانه ها و دست مايه هاي لازم براي تبليغات استكبار جهاني بر ضدّ امّت اسلامي را فراهم آورد و از سوي ديگر، با تكفير و توهين مسلمانان، اختلاف ميان مذاهب را تشديد نمايد و كژانديشانه در آتش تفرقه بدمد. به علاوه، هنوز خاطره ي تلخ تخريب اماكن متبركه و مشاهد مشرّفه ي مكه و مدينه توسط آنان، در ذهن امت اسلامي باقي است. ترورهاي كور و بي رحمانه در قالب عمليات انتحاري نيز كه هر از چند گاهي به كشته و زخمي شدن مسلمانان مظلوم و زنان و كودكان بي گناه در گوشه و كنار جهان اسلام مي انجامد، جلوه ي ديگري از جريان وهابيت است كه از ميزان جهالت و خباثت آن حكايت دارد. اگر چه پايگاه و مركز اين جريان نامبارك، درون عربستان سعودي است، اما تبليغات گسترده ي آن در سراسر جهان با تكيه بر دلارهاي نفتي، آن را افزون بر برخي كشورهاي منطقه، تا عمق سرزمين هاي دوردست اسلامي در شرق آسيا و حتي آفريقا گسترانيده است. هر چند خوشبختانه ويژگي هاي فرهنگي كشور و پيوند عميق مردم ما با مكتب اهل بيت (ع) به گونه اي است كه زمينه ي چنداني براي نفوذ اين جريان در ايران وجود ندارد، اما اين واقعيت خوشحال كننده نبايد به يك غفلت و كوتاهي بيانجامد . چه، امروزه ده ها كتاب، مجله و سايت اينترنتي كه عمدتاً توسّط فارغ التحصيلان دانشگاه هاي مكه و مدينه توليد مي شوند و از مفتيان تندرو عربستان سعودي خط مي گيرند و توسط نهادهاي فرهنگي اين كشور پشتيباني مي شوند، سرگرم ترويج باورهاي افراطي و خشن وهابي و حمله به مذاهب و شخصيت هاي اسلامي هستند واژگان کلیدی وهابیت سلفی گری ابن تیمیه تکفیری

    29 تیر 1393

    مسيح يهودى و فرجام جهان-1

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد سلسله مقالات پیش رو از سایت موعود نقل می شود. چکیده: آنچه در پى خواهد آمد مقدمه كتاب المسيح اليهودى و نهايةالعالم اثر نويسنده و محقق ارجمند مصرى آقاى رضا هلال است كه به دليل مطالب ارزشمند و محققانه‏اى كه در اين كتاب در زمينه مسيحيت صهيونيستى مطرح شده، ترجمه و براى نخستين بار براى استفاده خوانندگان عزيز عرضه مى‏گردد. مقدمه: »هيچ كس نمى‏تواند آمريكا و آزاديهايش را بفهمد، مگر اين‏كه آگاه باشد و تأثيرى را كه دين به طور مستقيم بر روى ساخت و ايجاد اين كشور گذاشته و مى‏گذارد، درك كند...«. جيمز ون - آمريكاى امروز بذر اين كتاب هنگامى كه در دهه نود قرن گذشته در ايالات متحده زندگى مى‏كردم، در وجودم كاشته شد. يكى از روزها وقتى كانالهاى تلويزيونى را مى‏گرفتم، نگاهم بر روى آگهى كانال سى.بى.ان متوقف شد، »پات رابرتسون« واعظ تلويزيونى را مى‏ديدم كه از فرارسيدن پايان تاريخ و دومين ظهورمسيح سخن مى‏گفت و مردم را پند و اندرز مى‏داد. مدتى برنامه‏هاى ايستگاههاى تلويزيون مذهبى كه »كليساى تلويزيونى« ناميده مى‏شوند، مرا به خود مشغول داشتند. اين ايستگاهها براى بينندگان آمريكايى موعظه و پند ارائه مى‏دهند و زمينه رفتن به كليسا جهت خواندن نماز را فراهم مى‏نمايند، همچنين اخبار و ميزگردهاى مذهبى(1 ) پيرامون نظر شريعت و دين درباره ازدواج، طلاق، تربيت، كودكان، سقط جنين وكانديداهاى انتخابات را پخش مى‏كنند. وازگان کلیدی: مسيح بنیادگرایی ایوانجلیستها

    25 خرداد 1393

    بررسی نقش تفکر انتقادی در زندگی اجتماعی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد چکیده شاخصترین پایة شخصیت فرد, میل به اندیشیدن و توانایی فکر به صورت انتقادی است. تفکر انتقادی به افراد در حل مسائل, تصمیم گیری در موقعیتهای زندگی و شکل گیری هویت و عادتی با ثبات در شخص کمک میکند. جامعه هر چقدر پویاتر باشد, نیاز به اندیشمندان انتقادی بیشتر احساس میشود. جامعه همواره نیازمند متفکرانی است که از قضاوت خوب درباره مسائل جامعه خویش برخوردارند و میدانند که چه زمانی و چگونه مهارتهای تفکر را در جامعه خویش بکار گیرند, برخورداری از تفکر انتقادی در جامعه سیاسی به افراد یاری میرساند تا شهروندانی آگاه و مطلع باشند و آزادی حقیقی را تجربه کنند. بنابراین, تفکر انتقادی بعنوان مهارتهای فرد در تعبیر و تفسیر, تجزیه و تحلیل, ارزیابی و نیز شناسایی پدیده های اجتماعی, منبعی نیرومند در زندگی مدنی و سیاسی محسوب میشود. با توجه به نقش اساسی تفکر انتقادی در زندگی, هدف اصلی آموزش و پرورش میبایست فراتر از کسب آسان دانش, تربیت متفکران انتقادی باشد. وازگان کلیدی تفکر انتقادی زندگی مدنی سبک زندگی

    25 خرداد 1393

    ساخت اجتماعی دین ورزیدن

    چکیده ساخت اجتماعی دین ورزیدن دکتر مقصود فراستخواه در گروه جامعه شناسی دین مورد بررسی قرار گرفت گروه علمی- تخصصی جامعه شناسی دین انجمن جامعه شناسی ایران روز بیستم اردیبهشت ماه ۸۹ نشستی را برگزار کرد که در آن دکتر مقصود فراستخواه در قالب بحثی با عنوان «ساخت اجتماعی دین ورزی» به سخنرانی پرداخت. متن تحریر یافته و ویراسته این سخنرانی را در ادامه می خوانید. بحث حاضر بنده شاید حاوی کوششی باشد برای اینکه در باب دین ورزی به مثابه واقعیت اجتماعی تأملی صورت بگیرد. آفاق فکری جدید بشر سبب شده است که تأملات بی سابقه ای در باب دین به میان بیاید. چگونه می شود در دنیای کنونی زیست ولی از آفاق فکری آن طفره رفت. حداقل چیزی که از دینداران و نهادهای دینی انتظار می رود این است که بدانند در این آفاق نوپدید فکری، دین ورزیدن محل چه نوع پرسش هایی قرار می گیرد و چگونه توضیح داده می شود. کسی که در این آفاق به سر می برد، حتی اگر هم بخواهد دین ورزی بکند، صور دین باوری و دینداری او با دنیای پیشین متفاوت خواهد بود. پس فهمیدنی است که در باب دین ورزی از این افق های جدید باید بحث بشود. عرایض بنده سه قسمت خواهد داشت. ابتدا طیفی از آفاق فکری جدید را مرور می کنم. این طیف، دربرگیرنده پدیدار شناسی، برساخت گرایی، پساساخت گرایی و نیز نوشتار شناسی است. در قسمت دوم خواهم کوشید در محدوده وقت عرض بکنم که دین ورزی از این آفاق چگونه قابل توضیح است و سرانجام در قسمت سوم، قدری بیشتر بیان خواهم کرد که چطور با تحول ساخت اجتماعی ذهن و زبان و زندگی مردم، دین ورزی آن ها نیز از حالی به حالی می شود. ساخت اجتماعی دین ورزیدن

    31 اردیبهشت 1393

    گفتگو با حسن بلخاری؛ پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این متن گفتگوی آقای بهرام هوشیار یوسفی با دکتر حسن بلخاری پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی می باشد. گفتگو با حسن بلخاری؛ پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی ..... به طور مثال سردر دانشگاه تربیت مدرس، در این سردر سنت حرف اول را می زند، آجر نیز حرف اول را در مصالح می زند. یعنی به جای استفاده از بتن سنگین و سرد، آجری را داریم که اگر بخواهم مبانی معنوی آجرکاری و فتوت نامه آجر کاران را بگویم خودش یک بحث مفصل و جدایی است. یعنی آجر به دلیل این که از خاک به وجود آمده است و ما عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد، .....

    31 اردیبهشت 1393

    بررسی روشهای مطالعه جامعه شناسانه دین

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای امان الله فصيحی به چاپ رسیده است بررسی روشهای مطالعه جامعه شناسانه دین چکیده: درنوشتار حاضر تلاش شده است که روش های مختلف جامعه شناسی دین مورد بررسی قرار گیرد تا از این طریق آسیبهای را که مطالعه جامعه شناسانه از دین در پی دارد شناسایی و در نتیجه الگوئی از جامعه شناسی دین مطرح نماید تا از حیث روش فاقد مشکلاتی باشد که جامعه شناسی دین در وضعیت موجود با آن درگیر است؛ به همین منظور پس از طرح مسأله و بررسی ابعاد و سطوح مختلف دین، سه روش «اثباتی»، «تفسیری» و «انتقادی» مورد بحث قرار گرفته و پیش فرضهای اساسی آنها مشخص شده است. پس از آن ارتباط این روشها با جامعه شناسی دین و اینکه هرکدام چه سطح و یا بعد از دین را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین بر می گزینند موشکافی شده که روش اثباتی بعد عینی، روش تفسیری بعد ذهنی و روش انتقادی هر دو بعد را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین انتخاب مینماید. البته بررسی پیامدهای هریک و نقد شان نیز مغفول نمانده است. کلید واژها: روش، جامعه شناسی، دین، اثباتی، تفسیری، پارادایم، انتقادی، جامعه شناسی دین، عرفی شدن.

    31 اردیبهشت 1393

    روش تأویلی تمثیلی فهم قرآن در عرفان و مذهب باطنیه

    لازم به ذکر است این مقاله در مجله الهیات تطبیقی سال اول شماره دوم تابستان 1389 ص103-116 به چاپ رسیده است. چکیده روش تأویلی تمثیلی فهم قرآن در عرفان و مذهب باطنیه درمکتب عرفان و مذهب باطنیه از این جهت که برای آیات قران وکلمات آن معانی باطنی قائل اند اعتقاد یکسانی وجو دارد از این رو هردو طریق برای کشف حقایق معانی قرآن کریم روش خاص را پاسخگو می داند اما از الحاظ روش شناختی تمایز واشتراک هایی در شیوه هرمونوتیکی دو نحله فوق وجود دارد که با مطالعه دقیق در متون و منابع آنان این تمایز و اشتراک روشن می گردد با این بیان که در تأویل عرفانی سه ویژگی وجود دارد الف) کشف مفهوم در بطن آیات ب) تهذیب نفس برای دست یابی به کشف ج) گذر ازمعانی حسی و راه یابی به معانی باطنی و روحانی اما در نزد باطنیه مشخصه های اصل تأویل عبارت است از الف) تعیین مصداقی مفاهیم کلمات قرآن ب)تعلیم ج)آزاد بودن و تردد معانی از حسی به روحانی و یا بالعکس از روحانی به معانی حسی مقاله حاضر عهده دار تبیین این ویژگی ها و فرآیندهای روش شناختی این دو بینش است که با سیری در تبیین مفاهیم اصطلاحی نظیر مَثَل و تأویل در آرای آنان شروع و در پایان به وجوه اشتراک و تمایز در روش آن دو در تبیین قرآن کریم پرداخته شده است و سرانجام به داوری صحیح فهم متن اشاره گردیده است مَثَل ممثول تأویل عرفان باطنیه کشف تعلیم

    27 فروردین 1393

    فضای مقدس

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای جوئل پی بررتون و ترجمه مجید محمدی در مجله نامه فرهنگ شماره 29 به چاپ رسیده است فضای مقدس یک مکان مقدس در وهله نخست یک مکان تعریف شده و مشخص است که از فضاهای دیگر قابل تشخیص و تمیز است بدین ترتیب مراسمی که مردم در یک مکان در آنجا شرکت میکنند یا بدان توجه مینماید مقدس تلقی شده و از مکانهای تعریف شده دیگر متمایز می شود ....مکان مقدس توجه ما را بر صور اشیا و اعمال موجود در خود متمرکز میکند و آنهارا به صورتی عرضه میکند که متحمل معنای دینی باشند این نمادها توصیف کننده مولفه های بنیادی واقعیت مزبور زندگی را منطبق با آن دیدگاه تعریف میکند و طرق اتصال میان جهان انسانی و واقعیت های الهی را به دست میدهد....... مکان مقدس فضای مقدس شمایل های جهان

    25 اسفند 1392

    مسیحیان ونقد آرای اسکوفیلد

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای محمد لگنهاوزن و عبدالحسین ابراهیمی سرو علیا در مجله معرفت ادیان شماره 1 زمستان1388 به چاپ رسیده است چکیده مسیحیان ونقد آرای اسکوفیلد اسكوفيلد نويسنده ي كتاب مقدس مرجع، چنان كه مسيحيان منتقد نوشته اند، در يادداشت هاي خود، دچار اشتباهات بزرگي شده است آرا و آموزه هاي او و تفسيرهايي كه از كتاب مقدس انجام داده است، با آموزه هاي حضرت عيسي عليه السلام منافات دارد. اين مقاله به روش كتابخانه اي و با هدف نقد آراي اسكوفيلد از ديدگاه مسيحيت، نگاشته شده و درصدد است تا ثابت كند تدبيرها يا دوره هاي هفت گانه و ديگر عقايد او، مورد تاييد كتاب مقدس و انديشوران مسيحي نيست. نداشتن نظام واحد، شخصي و خصوصي كردن آموزه ي نجات، رنگ سياسي دادن به ظهور مسيح و حكومت هزار ساله ي او، تاكيد بر پايه گذاري پادشاهي داود عليه السلام توسط حضرت عيسي عليه السلام و پادشاهي زميني او، از اشكالات جدي كتاب اسكوفيلد است. كليد واژه ها : اسكوفيلد، مسيحيت صهيونيستي، تدبيرگرايي، ملكوت خدا ، و ملكوت آسمان

    21 اسفند 1392

    بررسی مفهوم هویت در معماری قدسی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم فریال احمدی و علیرضا صادقی در کتاب ماه هنر شماره 148 دی ماه 1389 به چاپ رسیده است. چکیده بررسی مفهوم هویت در معماری قدسی معماری به مثابه ملموس ترین و محسوس ترین بخش از این پدیده والا از دیرباز بستر تبلور اندیشه های متعالی انسان تجلی گاه احساسات ناب بشری و خواستگاه تحقق کمالات آدمیان بوده است از سویی دیگر مساجد که نمودی برجسته و آشکار از هنر در ساحتی متبرک و مقدس می باشند از دیر باز بسترساز رویدادهای تاریخی ، اجتماعی سیاسی و.... بوده اند. متاسفانه مسامحه و بی توجهی هنرمندان امروز به معنویت به مثابه برترین عامل هویت ساز بشری به خلق آثاری منتهی گشت که آدمی را روز به روز از کمالاتش دور ساخت از رو نوشتار سعی بر آن دارد تا به بازشناسی و مداقه مفاهیم و مضامین هویت در معماری قدسی بپردازد. هویت معنوی معماری قدسی معماری مساجد

    18 اسفند 1392

    بررسی مفهوم هویت در معماری قدسی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم فریال احمدی و علیرضا صادقی در کتاب ماه هنر شماره 148 دی ماه 1389 به چاپ رسیده است. چکیده بررسی مفهوم هویت در معماری قدسی معماری به مثابه ملموس ترین و محسوس ترین بخش از این پدیده والا از دیرباز بستر تبلور اندیشه های متعالی انسان تجلی گاه احساسات ناب بشری و خواستگاه تحقق کمالات آدمیان بوده است از سویی دیگر مساجد که نمودی برجسته و آشکار از هنر در ساحتی متبرک و مقدس می باشند از دیر باز بسترساز رویدادهای تاریخی ، اجتماعی سیاسی و.... بوده اند. متاسفانه مسامحه و بی توجهی هنرمندان امروز به معنویت به مثابه برترین عامل هویت ساز بشری به خلق آثاری منتهی گشت که آدمی را روز به روز از کمالاتش دور ساخت از رو نوشتار سعی بر آن دارد تا به بازشناسی و مداقه مفاهیم و مضامین هویت در معماری قدسی بپردازد. هویت معنوی معماری قدسی معماری مساجد

    18 اسفند 1392

    سازگاری عصمت با اختیار

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای عبدالحسین خسرو پناه و محمدرضا بهدار در فصلنامه علمی -پژوهشی مشرق موعود سال ششم شماره22 تابستان 1391 به چاپ رسیده است سازگاری عصمت با اختیار چکیده ازجمله شبهات و چالشهای فرا روی مباحث عصمت انبیای الهی و امامان شیعه(ع) چگونگی سازگاری عصمت با اختیار آدمی است. آیا مرتکب معصیت و خطا نشدن ،چه عمدی و چه سهوی چه صغیره و چه کبیره در همه عمر که مدعای اندیشمندان امامیه استبه نوعی سلب اختیار از معصوم نیست؟علما و حکمای اسلامی در پاسخ و تبیین عقلی و منطقی این مسطله راه حل هایی را مطرح کرده اند از جمله تبیین و تحلیلی کامل و جامع از سبب و منشاء عصمت معصومین و نیز بررسی توالی فاسد پذیرش جبری بودن عصمت همچون عدم استحقاق ثواب و فضیلت م متوجه نبودن تکلیف اتلهی نسبت به آنها..... آنچه در این نوشتار برای حل مناقشه عصمت و جبری انگاشتن آن از نظر می گذرانیم تبیین کلید حل معما یعنی بررسی ماهیت و حقیقت عصمت ، برای یافتن سبب این مصونیت معصومین(ع) است انبیا اختیار جبر عصمت قدرت معصوم

    19 بهمن 1392

    جایگاه کیهان شناختی دایره ومربع در معماری مقدس (اسلامی )

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای دکتر حسن بلخاری در مجله نشریه هنرهای زیبا شماره 24 زمستان 1384به چاپ رسیده است چکیده جایگاه کیهان شناختی دایره ومربع در معماری مقدس (اسلامی ) هنر و معماری سنتی مبتنی بر اصل تناظر میان عالم و آدم است.در ذهن بسیط انسان سنتی نسبتها و مفاهیم انسانی چنان بسط می یابند که دامنه وسیع کیهان را نیز در بر می گیرند و کیهانی که در این قلمرو شکل یافته و تصویر می شود چون محصول جهان بینی این انسان است تعریفی کاملا انسانی می یابد نظر بر این است که به همین دلیل بین مفاهیم کیهانی و انسانی در جهان بینی سنتی اشتراک وسیعی به وجود می آید . تاثیر اصل تناظر در معماری مقدس ، اشتراک ابعاد هندسی معبد -به عنوان نمونه کوچک شده کالبد حق (عالم)- و پیکر انسان است و به یک عبارت عمارت عالم و آدم یکی است این معنا سبب گشته در کیهان شناسی ادیان شرقی به ویژه اسلام اشکال هندسی ابعاد کیهانی را شرح نموده و هم آنها در ساخت معماریهای مقدس تجلی یابند در این میان دایره و مربع جایگاهی ویژه دارند جایگاهی که در متون کیهان شناسی هم بیانگر روح لاینتاهی عالم اند(به صورت دایره ) و هم بیانگر ابعاد یناهی آن (مربع) معماری مقدس دایره مربع کعبه هندسه مقدس نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای دکتر حسن بلخاری در مجله نشریه هنرهای زیبا شماره 24 زمستان 1384به چاپ رسیده است چکیده جایگاه کیهان شناختی دایره ومربع در معماری مقدس (اسلامی ) هنر و معماری سنتی مبتنی بر اصل تناظر میان عالم و آدم است.در ذهن بسیط انسان سنتی نسبتها و مفاهیم انسانی چنان بسط می یابند که دامنه وسیع کیهان را نیز در بر می گیرند و کیهانی که در این قلمرو شکل یافته و تصویر می شود چون محصول جهان بینی این انسان است تعریفی کاملا انسانی می یابد نظر بر این است که به همین دلیل بین مفاهیم کیهانی و انسانی در جهان بینی سنتی اشتراک وسیعی به وجود می آید . تاثیر اصل تناظر در معماری مقدس ، اشتراک ابعاد هندسی معبد -به عنوان نمونه کوچک شده کالبد حق (عالم)- و پیکر انسان است و به یک عبارت عمارت عالم و آدم یکی است این معنا سبب گشته در کیهان شناسی ادیان شرقی به ویژه اسلام اشکال هندسی ابعاد کیهانی را شرح نموده و هم آنها در ساخت معماریهای مقدس تجلی یابند در این میان دایره و مربع جایگاهی ویژه دارند جایگاهی که در متون کیهان شناسی هم بیانگر روح لاینتاهی عالم اند(به صورت دایره ) و هم بیانگر ابعاد یناهی آن (مربع) معماری مقدس دایره مربع کعبه هندسه مقدس

    30 دی 1392

    هویت شخصی و نظریه های جاودانگی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای امیر دیوانی در مجله پژوهشهای فلسفی و کلامی به چاپ رسیده است . هویت شخصی و نظریه های جاودانگی چکیده فکر و اندیشه بشری درباره مسئله جاودانگی و کیفیت آن همواره حساس و فعال بوده است و دعوت انبیای الهی به سوی ایمان به جاودانگی بر این حساسیت بسیار افزوده است. خصوصیات این تفکر و نتایج آن در فلسفه و کلام به طور عام و فلسفه و کلام اسلامی به طور خاص جلوه گرشده است در این عرصه های معرفتی طرفداران جاودانگی انسان همواره با دو مسئله بنیادی سر و کار داشته اند که هر رایی درباره آنها در مسئله اصلی تاثیر می گذارد امروزه این دو مسئله به مسئله (حفظ) هویت شخصی در زندگی جاودانه و مسئله ارتباط نفس و ذهن و بدن معروف است.در این مقاله تلاش می شود تا نخست آرای مختلف فیلسوفان و متکلمان مسلمان در ارتباط جاودانگی با مسئله (حفظ) هویت شخصی گزارش شود و در مرحله کیفیت برخورد هر رای در حل این مسئله تقریر می گردد. جاودانگی جسمانی جاودانگی رو انی هویت شخصی بدن طبیعی و مثالی ملاکهای هو هویت رابطه نفس و بدن

    15 دی 1392

    بررسی روشهای مطالعه جامعه شناسانه دین

    درنوشتار حاضر تلاش شده است که روش های مختلف جامعه شناسی دین مورد بررسی قرار گیرد تا از این طریق آسیبهای را که مطالعه جامعه شناسانه از دین در پی دارد شناسایی و در نتیجه الگوئی از جامعه شناسی دین مطرح نماید تا از حیث روش فاقد مشکلاتی باشد که جامعه شناسی دین در وضعیت موجود با آن درگیر است؛ به همین منظور پس از طرح مسأله و بررسی ابعاد و سطوح مختلف دین، سه روش «اثباتی»، «تفسیری» و «انتقادی» مورد بحث قرار گرفته و پیش فرضهای اساسی آنها مشخص شده است. پس از آن ارتباط این روشها با جامعه شناسی دین و اینکه هرکدام چه سطح و یا بعد از دین را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین بر می گزینند موشکافی شده که روش اثباتی بعد عینی، روش تفسیری بعد ذهنی و روش انتقادی هر دو بعد را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین انتخاب مینماید. البته بررسی پیامدهای هریک و نقد شان نیز مغفول نمانده است.

    13 آذر 1392

    اندیشه‏ نظم نوین جهانی و فرهنگ‏

    الگوی جامعه اطلاعاتی،بر اساس مادیت و مسایل‏ دنیوی پایه‏گذاری شده است اما مدل اجتماع اسلامی بر پایه‏ای مذهبی-سیاسی،اقتصادی-اجتماعی و سیستمی‏ فرهنگی مبتنی بر مسایل حقوقی و قانونی،استوار است. علما یعنی دانشمندان علوم مذهبی اسلامی،به ویژه‏ مجتهدین،با کارشناسان اطلاعاتی و طبقه روشنفکر جوامع مادی که اهداف اصلی آنان صرفا حول و حوش‏ مسایل اقتصادی،سیاسی و قانونی بوده و همچنین با طبقه کشیش مسیحیّت که فقط با مسایل دینی سرگرم‏ هستند،تفاوت بارزی دارند.علما یا دانشمندان اسلام را به عنوان مرجع تقلید می‏شناسند که فتاوی آنان در زمینه‏های سیاسی،قانونی،اقتصادی و فرهنگی صادر می‏گردد

    7 آذر 1392

    پایان تاریخ و آخرین انسان

    «فرانسیس فوکویاما»متفکّر آمریکائی‏ ژاپنی‏الاصل با نوشتن مقاله‏ای تحت عنوان‏ «پایان تاریخ؟»1سروصدای زیادی بپا کرد.این‏ مقاله واکنش‏های فراوانی در کشورهای مختلف‏ دنیا برانگیخت و نویسنده را وادار به پاسخگویی‏ به آنها نمود.2سرانجام«فوکویاما»با توضیح و تشریح نظرات خود کتابی تحت عنوان«پایان‏ تاریخ و آخرین انسان»فراهم آورد.3با توجّه به‏ اهمیّت نظریّات فوکویاما از لحاظ تئوریک و اینکه وی‏ تا چند سال قبل از مشاوران وزارت خارجهء آمریکا بوده است و از این جهت او را می‏توان سخنگوی‏ دیپلماسی نسل جدید یا حداقل بخشی از آن‏ تلقی کرد،در این مقاله به معرّفی محتوای کتاب‏ وی خواهیم پرداخت.روشن است که در معرفی‏ یک کتاب چهار صد صفحه‏ای،آنهم در چند صفحه،تنها نکات مهم-به زعم راقم این سطور- می‏تواند به اجمال مورد توجه قرار گیرد و چه بسا حق مطلب نیز واقعا ادا نگردد.

    28 آبان 1392

    • تعداد رکوردها : 246
    • تعداد رکوردها : 0
    • تعداد رکوردها : 0
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

حدیث

امام باقر علیه السلام : تَزَيَّن للّه‏ِِ بِالصِّدقِ فِي الأعمالِ

با راستْ كردارى، خود را براى خدا بياراى.

گزیده تحف العقول، ح۱۳۵